1403/11/07
|گزارش|
تکیه جز بر خویش کردن کافری است!
روایتی از دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی با رهبر انقلاب اسلامی
حسین حیدری رمی؛ نویسنده و مترجم آثار اقتصادی
هنگامی که در دیدار مردمی غدیر، توفیق حضور در جمع هزاران نفر از برادران شیعه و سنی در حسینیه امام خمینی (ره) را داشتم، حس میکردم فضا نوعاً بر مدار ظرافتهای روح، معاشرت و جلای غیرمادی ذهن است؛ اما امروز در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی فضا نوعاً ناظر بر مدار واقعیتهای مادّی، دغدغهمندیها و تلاش برای بهینهسازی مادّی بود؛ هرچند تعدادی از حاضرین جلسه، در هر دو بودهاند. در بیان قدماء، متبادرکننده تصویر دو ارغنون مانند دو دستگاه موسیقی متفاوت هرچند بسیار مرتبط؛ این ساز و آهنگ روح و ذهن آزادمردان بوده است که توانسته است بر واقعیتهای بیرونی در طول تاریخ چنین اثراتی بگذارد: در عالم روح و ذهن، متوجه به ظریفترین و رقیقترین عواطف و در دنیای ماده، دارای ژرفترین دقتها و بالاترین بلندپروازیهای شیرافکن و جانفشانیها و خون دل خوردنها در مسیر.

از فناوریهای سخت تا فناوریهای حکمرانی اقتصادیآقا که آمدند، پس از تلاوت آیات ۱۱۰ تا ۱۱۵ سوره هود که در آن، خداوند درباره واقعیت داشتن وجود گمراهان و گمراهکنندگان بشریت در جهان (با مثال قوم بنی اسرائیل)، استقامت در برابر آنان به فرمان خدا، صبر در این مسیر و پاداش نیکوکارانِ شکیبا با پیامبر (ص) سخن میگویند، گروهی از فعالان صحبت کردند؛ سلام و احوالپرسی و صحبتهایشان بسیار کوتاه و بدون حاشیه و تعارف اما دقیق بود. داشتم فکر میکردم اگر همین افراد مدیران دولتی بودند، تصور اینچنین کارآ صحبت کردنی از آنها نمیرفت. در بین فعالانی از زن و مرد که صحبت کردند از همه گروههای خلق ارزش در اقتصاد ملی، از بخش خدمات، کشاورزی و صنعت نماینده وجود داشت؛ از صنایع سنگین معدنی در اولین حلقههای زنجیرههای ارزش تا سازندگان تجهیزات دقیق کنترل فرآیند، قطعهسازان خودرو، قطعهسازان تجهیزات مولد نیروگاهی، صنایع سازنده سانتریفیوژهای صنعتی، صنایع نساجی، شرکتهای طراحی، تأمین و ساخت واحدهای زیرساختی مانند ذخیرهسازی گاز یا بهینهسازی مصرف آب، برق و حاملهای انرژی با استفاده از ترکیبی از نرمافزارهای بهینهسازی و سختافزارهای مبتنی بر میکروالکترونیک مانند حسگرها و عملگرهای دقیق، فعالان دامداری و کشاورزی و حتی تولیدکنندگان محصولات مادر و کودک. نکته مثبت دیگر، اثربخشی فعالان در کانونهای صنفی و نگاه فراگیرشان بود؛ نماینده صنعت نساجی به عنوان یک صنعتِ فراگیر (با گستردگی آمایشی در سراسر کشور و توان محرومیتزدایی بالا) از پیشرفت این صنعت در سراسر ایران گفت و نماینده تعاونیها هم از پیشرفت کیفی و کمّی تولیدات تعاونیهای کشاورزی صحبت کرد که هرچند جای توسعه بیشتری دارد اما یک نگرش جدید به فناوریهای حکمرانی اقتصادی در بعضی رشتهفعالیتها نیز محسوب میشود (توجه به حکمرانی در کنار ابعاد فنی و اقتصادی). در بین فعالان، مدیران متخصصی هم بودند که پس از تجربه کاری و علمی در خارج از کشور، به میهنشان برگشته و دلی پرامید به پیشرفت کشور داشتند؛ رشد بخش نوظهور خدمات نوآورانه فنی-مهندسی در کشور که امکان بهینهسازی و رشد بهرهوری منابع را فراهم میکند هم در صحبتهای یکی از این نخبگان به میهن بازگشته به عنوان نماینده یک شرکت دانشبنیان وابسته به یک دانشگاه صنعتی مشهود بود. فعالان، نگرانیهایی هم داشتند؛ بعضیها عملیاتی و بعضی هم توسعهای بود: رقابت ناسالم واردات و تولید ملی، چربیدن ترکیب واردات به نفع کالاهای نهایی در مقابل واردات کالاهای سرمایهای که امکان تولید همان واردات را با کیفیت و قیمتهای رقابتی در درون کشور فراهم میکند، قیمتگذاری دستوری به نفع رانتخواران و قوانین دست و پاگیر و نظام مالیاتی نامساعد برای تولیدکنندگان از جمله گلایههای عملیاتی و نیاز به بازاندیشی روابط صنعت و دانشگاه با حمایت از ورود بخش خصوصی به مقوله تربیت نیروهای متخصص، توجه بیشتر به ابعاد نرمافزاری رشد کشور بر پایه کاهش انحصار اطلاعات از طریق طراحی نظام تهیه طرحهای کسب و کار شفاف و روشن برای کارآفرینان و توجه به دستاوردهای نرمافزاری رقومیسازی (تحول دیجیتال)، هوشمندسازی فرآیندهای مدیریتی و ایجاد زیرساختهایی مانند واحدهای ذخیرهسازی حاملهای انرژی (ذخیرهسازی گاز طبیعی به روش تبدیل به گاز طبیعی مایع) برای بهینهسازی مصرف منابع و افزایش بهرهوری از مصرف آب و گاز در بخشهای تولیدی تا مصرف انرژی در بخش غیرتجاری (مانند مصرف برق ساختمان) از جمله نکاتِ توسعهای فعالان در حضور آقا بود.

نوبت رهبر انقلاب که رسید، بعد از بیان حس خوبشان از جلسه درباره وجه برگزاری اولین جلسه اینچنینی در بحبوحه کمرشکنترین تحریمها در سال ۱۳۹۸ و برگزاری نسبتاً منظم سالیانه آن (به جز سال ۱۳۹۹) گفتند؛ این که تولیدکنندگان فرماندهان خط مقدّم جنگ اقتصادی بودهاند و واقعیت هم این است که این فعالان بخش خصوصی به رغم تحریم، توانستند در برابر فشارها تاب بیاورند و در این جنگ از مرزهای مقدس بقای مادی و سنگرهای تولید عقبنشینی نکنند. طبق آمارهای بانک جهانی، درآمد ناخالص سرانه کشور (بر اساس نرخ دلار برابری قدرت خرید) در سال ۲۰۲۰ میلادی (حدوداً زمستان ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹) و در شرایط شوک سهمگین کرونا، نه تنها کاهش نیافت بلکه ۱.۳% رشد پیدا کرد و در سال ۲۰۲۱ (حدود یک سال بعد از اولین جلسه) حدود ۹% رشد پیدا کرد (این رقم برای اقتصاد ایالات متحده حدود ۶.۱% بوده است و سرانه بودن آن به معنای حذف اثر رشد جمعیت بر شاخص است)؛ سهم ارزش افزوده تولید صنعتی در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ (حدوداً زمستان ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰) از ۱۸% در سال ۲۰۱۹ به ۲۱% از تولید ناخالص داخلی رسید و این یعنی بعد از یک فشار حداکثری، سنگربانان تولید صنعتی کشور توانستند مرزهای معیشت را باز پس بگیرند و امید به بالندگی مادّی را دوباره زنده کنند: بازیابی تولید در کشور بدون بسیج داوطلبانه و فداکارانه بخش خصوصی واقعی امکانپذیر نمیبود. طبق همین آمار ۳۸% همین میزان ارزش افزوده صنعتی را تولید صنعتی با سطوح فناوری متوسط و بالا (هایتک) تشکیل داده است. همانگونه که آقا گفتند در شرایطی که تلاش دشمن بر تلقین یأس و ناامیدی متمرکز بوده است، این کارآفرینان بودهاند که سنگرها را خالی نکردند و شواهد نشان میدهد حتی نسبت به بعضی از کشورهای بهرهمند، کمجمعیت و غنی منطقه که یوغ اسارت غرب را با افتخار بر گردنشان نهادهاند عملکرد بهتری نشان دادند؛ به قول حکیم بزرگ، اقبال لاهوری؛
غربیان را شیوههای ساحری است
تکیه جز بر خویش کردن کافری است
البته باید دانست توزیع ارزش خلق شده توسط بخش خصوصی به دلیل تورم، بیکاری و تصدیگری دولت نتوانست علیرغم خالی نماندن حتی یک قفسه در هیچ فروشگاهی در کشور، کام مردم را شیرین کند و به تعبیر آقا، دهه ۹۰ را بدل به یک دهه تنزل اقتصادی کرد. یادم میآید حوالی همان سال ۲۰۲۱ در یک نمایشگاه تخصصی صنعتی در یکی از کشورهای همسایه، با غرفهای که نماینده یک تولیدکننده ماشینآلات صنایع معدنی بود روبرو شدم که گمان نمیبردم متعلق به یک شرکت ایرانی باشد اما متوجه شدم برای غلبه بر تحریمها و به دلیل دانشبنیان بودن و رقابتپذیری محصول خود، توانسته در قالبی غیرایرانی محصولات تماماً ایرانی خود را در بازارهای بینالمللی عرضه کند و با چنگ و دندان از اشتغال کارگران شریفش در منطقهای محروم در اطراف تهران صیانت کند.

تکاپو برای بومیسازی قطعات، تجهیزات، نرمافزارها و حتی فرآیندهای کسبوکار و خطوط تولید در سالهای اوج تحریم در بخش خصوصی یعنی افزایش امنیت زنجیره تأمین کالاها و خدمات نیز با صحبت با کارآفرینان و مشاهده دستاوردهایشان کاملاً محسوس بود؛ در بین فعالان بخش خصوصی، با شرکتی روبرو شدم که در زمینه مهندسی تعمیر و نگهداری هواپیما که از جمله رشتهفعالیتهای پیچیده و دانشبنیان است در همین سالها تخصص پیدا کرده بود؛ زمانیکه اروپاییها موتور هواپیماهای مسافربری که برای مهندسی تعمیر و نگهداری به اروپا فرستاده میشد مصادره میکردند، این شرکت و یک شرکت خصوصی دیگر دست به کار شدند تا صنعت هوانوردی کشور نخوابد. فعال صنعتی دیگری که در زمینه لوازم خانگی فعالیت میکرد از توجه جدی واحد تولیدیاش به تحقیق و توسعه (صرف تقریباً ۳% از سود عملیاتی سالیانه برای این کار؛ بالاتر از میانگین جهانی) و جلوگیری فعالانه از ورود واحدش به بازی تولیدکنندگان محصولات آماده خارجی که استراتژی جدیدشان به جای دامپینگ (ورود سیلآسای محصولات با قیمت پایین تصنعی، از بین بردن رقبا، انحصار و در نهایت اعمال سودهای بسیار بالا در بازار انحصاری جدید)، متقاعد کردن صنایع برای مونتاژکاری سطحی و فروش محصولاتشان با برندهای ایرانی است گفت و گفت در بعضی از محصولات حتی از نمونههای اروپایی، محصولات کارآتری از نظر مصرف انرژی تولید کرده است؛ تولیدکننده دیگری درباره بومیسازی دانش چاپ سهبعدی قطعات فلزی که از پزشکی تا صنعت هوافضا کاربرد دارد گفت که با توجه به رواج دانش مهندسی و امکان چاپ قطعات با دقت بالا، امید به تحول در صنایع مبتنی بر تولید افزایشی را دو چندان میکرد؛ شرکتهای دانشبنیان دیگری هم از ساخت ماهوارههای مخابراتی کوچکمقیاس تا محصولات دارویی مبتنی بر سلولهای بنیادی، محصولاتی ساخته بودند که علاوه بر اثبات کاهش منظم وابستگی به دانش فنی وارداتی، امیدبخش توسعه سهم محتوای دانش در اقتصاد ملی بود. آقا با اشاره به همین دستاوردها، به بازدید و خرسندی و امیدواری شهید شهید رئیسی از نمایشگاه سال گذشته اشاره کردند؛ جالب است که طبق آمار جهانی در سال ۲۰۲۲ (حدوداً زمستان ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲) ارزش افزوده تولید صنعتی در کشور، رشد ۹.۵ درصدی را تجربه کرده بود و هرچند رشد در معنای تعیین مرزهای جدید و فتح آنها دشوارتر از به کاراندازی مجدد ظرفیت بیکار یا بازیابی سطوح قبلی است اما این تجربهها نشان میدهد نشدنی نیست. آقا خیلی شفاف گفتند که نظام تصمیمگیری کشور ملزم به حمایت از بخش خصوصی و مانعزدایی به جای سرعتگیر بودن است؛ یادم آمد در مطالعهای خوانده بودم دولت آمریکا به عنوان یک اقتصاد اصطلاحاً آزاد با وجود ظاهر بسیار خصوصی اقتصادش، از دهه ۱۹۳۰ تاکنون به شکل فعالانهای از تولید و خدمات آمریکایی حمایت میکند: تقریباً سالیانه مبلغ ۸۰۰ میلیارد دلار از بودجه آمریکا مربوط به خرید کالا و خدمات است که حداقل ۵۵% هزینه مواد اولیه و فناوری این کالاها (نه ۵۵% اجزاء این کالاها) و خدمات باید از تولید آمریکا نشأت بگیرد و این نه تنها پیمانکاران اصلی بلکه همه حلقههای دخیل در تأمین این حدود ۸۰۰ میلیارد را به صورت مویرگی در بر میگیرد (این فرمان شامل طرحهای مخارج حمایتی غولآسا مانند طرح ۲.۳ تریلیون دلاری احیای زیرساختهای اقتصادی این کشور نیز میشود). آمریکاییها در صورت رقابتپذیر نبودن قیمت محصولات آمریکایی طبق قانون حتی مجاز هستند بین ۲۰ تا۳۰% به پایینترین قیمت اعلامی محصول غیرآمریکایی اضافه و سپس برنده مناقصههایشان را مشخص کنند.
در یک نقطه جلسه، آقا گفتند این که واردات محصولات نهایی در جاهایی بیشتر از وارد کردن تکنولوژی ساخت آن محصولات است باعث شرمندگی ایشان شده؛ عین کلمات ایشان:
«انسان شرمنده میشود که یکی از آقایان گفتند: رقم مالی واردات [محصول مشابه] کارخانه، حدود چهل درصد بیشتر از رقم واردات تولید آن کارخانه است؛ یعنی رقیب برای کارگر ایرانی، برای کارخانهی ایرانی، برای سرمایهگذار ایرانی. انسان واقعاً خجالت میکشد!»
دقایقی بعد آقا مجدداً در خصوص اهمالکاریهای دیوانسالارانه گفتند:
«دیروز در این نمایشگاه، یک نفر از آقایان به من گفت که سال گذشته من به شما گفتم که برای مجوّز فلان تأسیس مثلاً، سه سال ما را معطّل کردهاند. پارسال این را به من گفت، من هم روز بعدش، مثل امروز، سخنرانی داشتم اینجا، همین را مطرح کردم. گفتم: خب چرا سه سال معطّل میکنید؟ کاری که میتواند در ظرف ده روز، حدّاکثر یک ماه انجام بگیرد، چرا سه سال معطّل میشود؟ حل کنید برود. این آقا دیروز گفت: سه سالِ پارسال با امسال شده چهار سال! یعنی در این یک سال هم انجام ندادهاند. خب این را باید حل کرد دیگر؛ [اینطور] نمیشود که. من واقعاً شرمنده شدم.»

به نظرم رسید در تاریخ معاصر جهان چنین چیزی سابقه نداشته است؛ اینکه رهبر یک کشور مستقل، در برابر هیچ نیروی زورگوی مادی در سختترین شرایط کوچکترین ضعفی نشان ندهد اما در برابر نیروهای مولّد، کسانی که آنها را به نوعی مجاهدان خاموش میداند با صداقتی که رعشه بر تن حاضران میانداخت بگوید از دشواری باری که با برخی تصمیمات غلط و اهمال کاری های دستگاه های اجرایی، روی دوش این مردان و زنان قرار گرفته احساس شرمندگی میکند. روزگاری دولت وقت ایران در ۱۸ سپتامبر سال ۱۹۳۳ (زمان سلطنت پهلوی اول) به خاطر آنکه ۴ ملوان نیروی دریایی پرچم بریتانیا را در جزیره قشم پایین کشیدند، به دولت وقت بریتانیا ابراز معذرت و شرمساری میکرد؛ اکنون در میانه دهه سوم قرن بیست و یکم و پس از پیروزی ناباورانه محور مقاومت در برابر نماینده تمام نظام سلطه (و ای بسا تمام سلطهگران تاریخ)، رهبر راستقامت این جبهه که اسرائیل را به زانو در آورده در برابر هزاران مرد و زن زحمتکش، اینچنین با صداقت و سادگی احساس قلبیاش را بیرون میریزد تا همه بفهمیم چقدر معیشت شرافتمندانه مردان و زنان این کشور برایش مقدس است. و البته صراحت و جدیتی به همان اندازه در مقابل رانتخواران: وقتی رهبر دولت را موظف به پیگیری کردند به طور خاص دربرابر بعضی افراد بدعمل یا همان رانتخوارانی که به بهانه تولید، منابع محدود کشور را میبلعند هشدار دادند تا جلوی سوء استفاده آنها گرفته شود.
ذهنم درگیر حسآمیزی سادگی فضای حسینیه و بروز سادگی و صمیمیت چند لحظه قبل آقا بود که جلسه همانطور که حُسن مطلع آن، آیاتی از قرآن کریم درباره صبر و استقامت در راه خدا بود، با سخنانی درباره غزه، این باریکه پر از گشایش و پنجره ابدی به زیباییهای مقاومت اسلامی به پایان خوش رسید. آقا گفتند آنچه در غزه از جنایات و خونریزیها از یک سو و رشادتها و نهایتاً پیروزی این باریکه از سوی دیگر گذشت شبیه به افسانه است: این که تمام امکانات نظام سلطه برای نابودی حماس و به زانو در آوردن نوار غزه و حتی برنامهریزی برای آینده آن منهای مقاومت بسیج شود و نهایتاً مجبور شوند در برابر همان گروه اندک رشید مقاوم، تن به آتش بس بدهند و این سنت الهی است، همانگونه که خداوند میفرماید: «و اگر کسانی که کافر شدند به جنگ با شما برخیزند، قطعاً پشت خواهند کرد و دیگر یار و یاوری نخواهند داشت. خدا روشی ثابت و قطعی مقرّر کرده است که از پیش [بر پیروزی مؤمنان و شکست کافران] جاری بوده است، و هرگز برای روش خدا تغییر و تبدیلی نخواهی یافت.» (آیات شریفه ۲۲ و ۲۳ سوره مبارکه فتح)
