1397/03/09
شعرخوانی آقای عباس احمدی

در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. آقای عباس احمدی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن، فیلم و صوت آن را در ادامه منتشر میکند.
یک شب به هوای طلب فوت و فن شعر
رفتم شب شعری من استادندیده
تا اینکه از این راه شود شعرِ ترِ من
مطلوب دل و دیدۀ اصحابِ جریده
دیدم چه مراعات نظیریست در آنجا
داخل شدم و حیرت من گشت عدیده
مردان همگی پاچۀ شلوار تفنگی
زنها همگی مانتوی پندار دریده
بر بینیشان تیغ عمل خورده و لبها
بوتاکس شده همچو انار ترکیده
بیفاصلۀ شرعی، یک گوشه نشسته
سام و سحر و سوسن و ساناز و سپیده
فیالجمله جویدندی و دادند و گرفتند
آدامس و دل و قلوه، فریدون و فریده
گفتم که عجب لفی و نشریست مرتب
فردوسی طوسی هم از اینسان نگُزیده
من غرق تفکر شده بودم که به ناگاه
آهوبرهای همچو گل شاخهبریده
با نیّت بد زد به دلم چشمک نابی
گفتم برو ای شاعرۀ خیرندیده
از سوی دگر هلهله برخاست به ناگاه
گفتم چه شده؟ «حضرت استاد رسیده»
آمد به جلو البته بر دوش مریدان
استاد که در نوع خودش بود پدیده
از مرتبۀ زلف زده طعنه به گوریل
پیش از جلسه شصتگرم شیره کشیده
میشد به یقین گفت که در مملکت شعر
یک تپه نماندهست که بر آن نپریده
انداخت به چای آب دهان، خورد مریدی
کی داده مراد ای پسر آبِ طلبیده؟
القصه نشستیم در آن جمع ولیکن
زان خیر ندیدیم کسی صاحب ایده
ترس من از این بود و یقین داشتم این را
کاین عقده بدل میشود آخر به عقیده
از آن طرف محفل یک دفعه به پا خاست
قرطیبچهای لاغرک و رنگ پریده
شلوارک وی پارهتر از کاغذ برجام
بر بازوی خود عکس دو تا قلب کشیده
مویش فشن و دور سرش را زده با تیغ
چون مرتع سبزی که در آن گاو چریده
بالای تریبون شده آن گاه چنین خواند
طُرفهغزلی، گرچه خودش گفت قصیده
ای یار وفا کرده و پیوندبریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهنآلودۀ یوسف ندریده
من داد زدم آی عمو شعر ز سعدیست
پیچید به خود مثل بز مارگزیده
گفتا که شکایت کنم از دزدی سعدی
بر صورت او هم بزنم چند کشیده
گفتم دهدت عقل خدا، زد به ملاجم
رفتیم دعاگفته و دشنامشنیده
رهبر انقلاب: خیلی خوب، دستتان درد نکند، خدا صبرتان بدهد. آقای احمدی: متشکرم، سلامت باشید قربان شما.
