1403/01/06
دیدار شاعران رمضان ۱۴۴۵
شعرخوانی آقای عبدالحمید انصاری نسب




تقدیم به روح بلند شهید احمدی روشن و شهدای علمی
حتی گنجشکها در نطنز لانه دارند
و مرغابیان با آب سنگین اراک همسایهاند
اما کبوتران هیروشیما
هنوز لال به دنیا میآیند
و درختان ناکازاکی
میوههای تالاسمی میزایند
ای مجسّمهی آزادی
که با مشعل تو
چهارگوشهی جهان را به آتش کشیدهاند
و هنوز در کربلا خیمهها و
در غزّه، بیمارستانها
و در کرمان
دخترکی با کاپشن صورتی و گوشوارهی قلبی
دارد میسوزد
امّا به بیقراری باد
و پرچمی که تکان میخورد در گلزار شهدا
به صدای شهید باکری که از پشت بیسیم دعوتم میکند به آن سوی باغ
به انگشتان بریدهی سردار و اشارهاش به ماه
به تنهایی مولا و درد دلش با چاه...
سوگند میخورم
که برنمیگردم از این راه...
- به آمریکا بگویید عصبانی باش و از این عصبانیت
دارد گره کراواتش را شل میکند
اینجا دلی ست
اینجا دلی ست
که دخیل بسته به دریا
و پیاده راهی کربلاست
اینجا ایران است
که خورشید در نام احمدی روشن
و ماه در مقنعهی آرمیتا
و خلیج فارس موج میزند
در شناسنامهی این ناخدای کُنگی ...
با بوی تند اسفند و زیتون زنگبار
با بوی ادویهی تند هند و زیتون زنگبار
پدر
لنج را دوباره به آب میاندازد!
