1402/05/09
|گفتوگو|
تبلیغ باید از لاک دفاعی و انفعالی خارج شود


رسانه KHAMENEI.IR به همین مناسبت در گفتوگو با حجت الاسلام و المسلمین علی سرلک، استاد حوزه و دانشگاه به تبیین محورهای این دیدار پرداخته است.


تبلیغ بر پایه رساندن و منتقل کردن پیام است؛ اگر در تبلیغ مخاطب را نشناسیم و این واقعیت را که انسان عصر جدید رو به تحول، تکثر و تغییر است را در نظر نگیریم مثل این خواهد بود که خشت بر آب میزنیم و در واقع کاری میکنیم که هیچگاه به هدف نمیرسیم.
در تیراندازی یکسری اهداف ثابت با فواصل مشخص داریم و این یک نوع هدف است که باید هدفگیری کنید تا به سیبل بخورد. سیبل متحرک هم داریم که این هدف را پرتاب میکنند و باید آن را بزنید و برای زدن شیء متحرک بایستی از چابکی، دقت و تسلط چند برابر برخوردار باشید.
اینکه رهبر انقلاب فرمودند در تبلیغ باید مخاطب را بشناسیم به این دلیل است که مخاطب ما یک مخاطب ثابت با یک نگاه و اندوختههای تعریفشده معین نیست و مرتب درحال دریافتها، ورودیهای جدید و تغییرات است و بایستی متناسب و متناظر با آنها، تخصص و جامعیت در این مسئله داشته باشیم.
ماجرای تبلیغ بسیار پیچیدهتر، دشوارتر و سهمگینتر است و به موازات این پیچیدگی، دشواری و سهمگینی ارزشمندتر و گرانقیمت هم شده است؛ البته این منحصر به دوران ما نیست و در گذشته هم مبلغان باید مخاطبشناسی میکردند؛ اما نیازهایی که الان مطرح میشود و مسائلی که در مخاطب امروز هست، اساساً با تغییراتی که در مخاطبان در دورههای گذشته وجود داشته، غیرقابل مقایسه است.


اگر یک تیم قوی داشته و یک رقیب گردنکلفت هم داشته باشید، بهترین گام موفقیت در برابر این رقیب این است که بتوانید به او حمله کنید، نقاط ضعف و قوتش را بشناسید، متناسب با آنها آرایش مقابله پیدا کنید، توانایی خود را ناظر به تغییر موازنه قدرت تنظیم کنید، در این صورت، توانایی شما نقطهضعف او خواهد بود؛ به همین دلیل رهبری فرمودند بخشی از تبلیغ ما باید از لاک دفاعی و حالت انفعالی خود خارج شود و انسانهای فکور و جسور که چشماندازها و تبیینهای دقیق دارند، مأموریت پیدا کنند و بتوانند با نگاه هجومی جریان مقابل را به چالش بکشند.
در روایت آمده است که اگر کسی در مرزها و خانههای خود شروع به دفاع کند، حتماً زمینگیر، شکستخورده و مغلوب خواهد شد؛ اما اگر در خانه دشمن به او حمله کند هم فراغت بیشتری پیدا کرده و هم توانایی زیادی صرف حملات خود میکند؛ به همین دلیل، او باید جواب دهد؛ برای مثال، در مسئله زن و شعارهایی که سال گذشته مطرح شد، همیشه نباید موضعمان دفاعی باشد. حتماً باید در جایی دفاع کنیم، توضیح دهیم و حتی ابهامات و خطاهای خود را تصحیح کنیم؛ اما اصل موضع ما در مسئله زن موضع هجوم است؛ چون جبههای که در برابر ما قرار دارد شعارهایش بهظاهر درست و باطنش آلوده است و باطن بیگانهای که این شعارها را ترویج و تأیید میکند قصد دیگری دارد.


چند موجی که تحت عنوان مطالبهگری حقوق زن و فمینیسم به راه افتاده، همگی بر اساس این بود که حقوق زن تضییع شده که در اصل و مبنا درست است، ولی راهی که رفتند راه درستی نبود. آنها با یک روش غلط بهدنبال یک انگیزه درست بودند که از چاله درآمدند و به چاه افتادند.
بههرحال در طرف مقابل جریان فکری و سبک زندگی که در موضوع زن پذیرفته شده بود، دچار اشکالات جدی و مشکلات بنیادی است که باید به آنها هجوم ببریم، آنها به چالش کشیده شوند و پاسخ دهند که چه حقی داشتند راجع به زن این گونه برخورد کنند؟! آمارهای وحشتناکی در دنیای چنین تفکری به گوش میرسد که انسان را منقلب میکند؛ برای مثال، بیش از ۷۰درصد از زنان مورد تعرض جنسی قرار میگیرند یا آمار فرزندان ناخواسته از روابط نامشروع سقط میشوند یا عواطف شکستخوردهای که یک زن در اثر روابط خودخواهانه مردان هرزه پیدا میکند و بر اساس این عواطف و عشقهای شکستخورده، افسردگیها و میل به خودکشیها شکل میگیرد. باید پاسخگو باشند که چرا زن را به این ورطه و عرصه کشاندند؟!
در مسئله حقوق بشر کسانی که در مقابل ما میایستند و ما را به رعایتنکردن حقوق بشر متهم میکنند تا خرخره غرق در تضییعکردن حقوق بشرند؛ چه حقوق مردم کشور خودشان و چه حقوق مردم سرزمینهای دیگر و تاریخ استعمارگری علنی و واضح آنها درمقابل ما قرار دارد و نباید این تفکر و نظامها مدعی حقوق بشر باشند. باید این مسئله به چالش کشیده شود و هجوم مداخلات نظامی و سیاسی که واضح و روشن در کشورهای دیگر از سوی این کشورها رخ میدهد نمیتواند نکتهای باشد که از آن صرفنظر کرده و در برخی موارد آن را مورد حمله قرار دهیم. باید مراقبت کنیم و ضعفها، اشکالات و بیدقتیهایی خود را برطرف سازیم.


حوزه تبلیغ بدون مبالغه و بزرگنمایی است. بسیاری از مبلغان بهویژه کسانی که مشهور نیستند و اسم و رسمی ندارند نگاه و افعالشان مجاهدانه است و کاملاً تکلیفمحور به موضوعات دشوار میپردازند و به مناطق سخت و بدون امکانات میروند که باید از آنها تقدیر کرد و اجر همهشان با خدای بزرگ است. در مورد اینکه چه کنیم تا این روحیه جهادی گستردهتر شود؟
همانطور که رهبر انقلاب فرمودند باید به یک قرارگاه، کانون و مجموعهای برسیم تا کسانی که دستاندرکار تبلیغ هستند با همین رویکرد آشنا شوند و به اقتضائات روشی و چارچوبهایی فکر کرد که میتوانند این روحیه را منتقل کنند و به منصه ظهور برسانند؛ یعنی شاید اصل این باشد که باید آرایش فرهنگی حوزه به معنای وسیع کلمهاش آرایش تبلیغی شود؛ یعنی تبلیغ اولویت آن شود تا کسانی که سالها اندوختههای علمی دارند گمان نکنند که بدون وارد شدن در عرصه تبلیغ، وظیفهشان را انجام دادهاند.
اوج همه این کار را حضرت امام (ره) انجام داد؛ یعنی مجاهدانهترین کار تبلیغ تاریخ را بر پایه انقلاب اسلامی شکل داد و پس از آن، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب علیرغم همه مشکلات و اشکالاتی که دامنگیر جریان عمومی فضای تبلیغی کشور است، راه روشن مجاهدت در راه خدا را به معنای کلان کلمه زنده نگه داشته و بیرق آن را افراشته نگه داشتند. نشانه آن این است که کسانی که دلهای آماده و روشن و نگاه دقیقی دارند در کشورهای منطقه و در کشورهای دیگر جهان این راه را انتخاب کردهاند؛ برای مثال، یکی از نمونههای واضح آن میتوانیم به اتفاقاتی اشاره کنیم که در نیجریه، سوریه، لبنان، عراق، افغانستان و کشورهای پیرامون ما که دسترسیشان به این مسیر هموارتر است، ببینیم.


با به میدان آمدن فضلا، علما و مراجع و بیشتر از گذشته عهدهدار تبلیغشدنشان زمینه مجاهدت فراهم میشود؛ مثل زمان جنگ که وقتی جنگ آغاز شد و نیروهای مردمی شروع کردند به اعزام شدن و دیدند بزرگان، علما و کسانی از مسئولان در هشت سال دفاع مقدس، سنگرهای مألوف و مأنوس خود را رها میکردند و دست و پای تعلق را میبریدند و عازم جبهه میشدند و وقتی آنها رفتند بقیه هم حرکت میکردند و فرمایشات حضرت امام (ره) سبب میشد آن جبهه به شکل جهادی اداره شود و نتایجش سربلندی و پیروزی ما بود در اینکه دشمن را با همه حمایتهایی که داشت، ناکام گذاشتیم.
اولین گام برای ادامه تبلیغ مجاهدانه، این است که از لحاظ فکری تبلیغ را اولویت بدانیم و بزرگان ما با روشهای گوناگونی که میدانند وارد این میدان شوند. قرآن میفرماید: «کسانی که در راه ما مجاهدت میکنند روشها و راهها را هم به آنان نشان خواهیم داد.»


چون حوزه بر فقه تأکید زیادی دارد اساسش این است که با مجالستها، گردهماییها و گفتوگوهای فنی، بزرگان حوزه علمیه بدانند که فعلشان باید ناظر به حل مسئله باشد، وگرنه فقه فردی، فقهی است که ما را در یک گردونه باطل ممکن است از شناخت وظایفمان و انجام درست آنها غافل کند. حضرت امام (ره) بهعنوان یک فقیه جامعالشرایط فرمودند: «فقه موجود پاسخگوی نیازهای جامعه نیست.» طراحی این در طول تاریخ ناظر به حل مسائل کلان نبوده و باید رفتهرفته بزرگان و مراجع با یک نگاه واقعبینانه به میدان و شناختن درست میدانی که در آن یک مواجهه تمدنی بزرگ در حال شکلگیری است، خود را از لاک نگاه فردی و بیان فتوای صرف خارج کنند و نگاهشان را در متن جریانسازی اجتماعی و مواجهه تمدنی ارتقا دهند، وگرنه ممکن است حوزه امروز رفتهرفته به سمت کوچک شدن و جذب ورودیهای کمتر برود، در بین راه خستگان و راه رهاکنندگان بیشتری داشته باشد و نیروی فکری کافی حتی برای فقه فردی را نیز از دست بدهد و این یک خطر بزرگ است که در چند سال اخیر مشاهده میکنیم که حوزه علمیه متناظر با انقلاب اسلامی و متناظر با مسائل کلان جامعه میدانداری نکرده و علیرغم زحماتی که بسیاری از بزرگان کشیدند، بهاندازه نیازهای ما نتوانسته حرکت کند و خود این سبب میشود حوزه از معادلات و مناسبات حتی با تعریف فقه فردی هم حذف شود و این خطر بزرگی است که حوزه را تهدید میکند.


نمیتوان یک فعالیت فراگیر داشت و جزیرهای عمل کرد. یکی از بزرگترین ضعفهای ما بهصورت کلی این است که در سبک زندگیمان کار جمعی را درست مشق نکردهایم و حرکت جمعی به معنای دقیق کلمه آن را بهدرستی نتوانستهایم تجربه کنیم. امیدواریم حوزه علمیه بعد از نگرانی رهبر فرزانه انقلاب در این زمینه که فرمودند: «من نگران وضعیت تبلیغ هستم»، تحولات و تغییرات و تغییر روشها و مسیرهایی را در دستورکار خود قرار دهد. این انتظار میرود که بهزودی شاهد حرکاتی باشیم که جامعهمان از ظرفیت دینداری بهتری برخوردار شود.