1401/08/08
مسئولیت خواص جامعه در شرایط خطیر و بزنگاههای کشور چیست؟
بفهمید و اعلام موضع کنید
نگاهی گذرا به تاریخ اسلام، مخصوصاً برهه صدر اسلام، حقیقتی مهم و در عین حال هشداردهنده را پیش چشمان همه انسانهای آزاده قرار میدهد و آن هم چیزی نیست جز نقش تعیینکننده «خواص» در حوادث و نقاط خطیر جامعه. خواص، آدمهای پنهان و پیچیدهای نیستند؛ «کسانی هستند که بر مبنای فکر خود، از روی فهم کار میکنند. راهی را میشناسند و در آن راه - که به خوب و بدش کار نداریم - گام برمیدارند. ... که اسمشان را خواص میگذاریم.» ۱۳۷۵/۳/۲۰
مسئولیت خواص جامعه در بزنگاهها نقش اثرگذار و تعیینکننده خواص زمانی بیشتر به چشم میآید که جامعه با یک چالش یا مسئله حساس سیاسی، فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی مواجه میشود. در این حالت، خواص و نخبگان در معرض آزمونی حساس قرار میگیرند که آیا با گفتار و رفتار خود، جامعه را بهسمت فهم درست مسئله و حل منطقی آن و در نهایت رسیدن به آرامش و پیشرفت سوق میدهند و یا اینکه با رفتار و گفتار عجولانه و هیجانی و بعضاً دشمنشادکن و یا حتی سکوت خود، در آتش التهاب پیشآمده در اجتماع، میدمند.
«دشمن انواع و اقسام کار را میکند؛ انواع و اقسام فعالیت را میکند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههای دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مینشینند طراحی میکنند تا ذهن خواص را عوض کنند؛ برای اینکه بتوانند مردم را بکشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ کلمه دارند...» ۱۳۸۸/۷/۲
بنابراین، وقتی دشمن موفق شد که مدیریت خواص را در اختیار بگیرد، طبیعی است که بدنه جامعه هم به سمتوسویی میرود که دشمن طراحی کرده است؛ حالا فرقی نمیکند که «خواص» مورد اشاره، فعالان حزبی و سیاسی باشند یا فلان هنرمند یا ورزشکار سرشناس یا استاد معروف دانشگاه. مهم این است که حرف نسنجیده و رفتار ناصواب «خواص»، عامه مردم را هم به بیراهه میبرد.
«هدف این است که تودههای مردم مورد اغوا قرار بگیرند امّا وسیله اغوای تودههای مردم، اغوای خواص است. امروز یکی از کارهای مهم، اغوای خواصّ جامعه است، [یعنی] کسانی که عنوانی دارند و امکانی دارند و احیاناً سوادی دارند و مانند اینها. چون وقتی خواص اغوا شدند، اگر به این خواصّ اغواشده فرصت داده بشود و امکان داده بشود، راحت توده مردم را اغوا خواهند کرد. یکی از سنگینترین جنگهای نرم تاریخ کشور ما امروز در همین زمینه در جریان است» ۱۴۰۰/۱۲/۱۹
از اشتباه تا جبران؛ آزمون خواصتاریخ چهاردهه گذشته انقلاب اسلامی، پُر است از نمونههای تلخ و شیرین نقشآفرینی خواص، در بزنگاههای حساس: یک روز انتخابات، روز دیگر تحریمهای غیرانسانی دشمنان، زمانی دیگر اجرای یک طرح اقتصادی یا بروز یک اتفاق فرهنگی یا اجتماعی و روز دیگر، بهانهای دیگر... . مهم این است که در تمام این بزنگاهها، عدهای از خواص به آرامش و رشد مردم کمک کردهاند و عدهای دیگر ولو اندک، به آشفتگی و سردرگمی جامعه دامن زدهاند.
نمونه تلخ و تأملبرانگیز این بزنگاهها، حوادث تلخ یک ماه اخیر بود که با صحنهآرایی دشمنان این آب و خاک و میدانداری عوامل آنها به وقوع پیوست و بهانه آن هم، حادثه تلخ درگذشت یک دختر جوان بود. در شرایطی که مسئولان کشور، از لحظه وقوع این حادثه، با خانواده داغدار ابراز همدردی کردند و هم دستور پیگیری و برخورد با مقصرین احتمالی را دادند، عدهای از «خواص» سیاسی، دانشگاهی، هنری و ورزشی، همزمان با موجآفرینی ضد انقلاب خارجنشین، با اظهارات هیجانی و از سر بیاطلاعی، نهتنها کمکی به حل مسئله نکردند که حتی زمینه و فرصت را برای التهاب بیشتر در بدنه اجتماع فراهم کردند.
«در این حوادثِ چند روز اخیر، بیش از همه به سازمان انتظامی کشور ظلم شد، به بسیج ظلم شد، به ملّت ایران ظلم شد؛ ظلم کردند. البتّه ملّت در این حادثه هم مثل حوادث دیگر کاملاً قوی ظاهر شد؛ مثل همیشه، مثل گذشته ...» ۱۴۰۱/۷/۱۱
اما نقطه تأملبرانگیزتر این نقشآفرینی هیجانی خواص، آنجایی است که وقتی حقیقت، روشن هم میشود، نهتنها متنبه نمیشوند، بلکه از روش غلط کنشگری خود هم کوتاه نمیآیند.
«در همان اول کار، بعضی از خواص، حالا ناشی از دلسوزی ــ دلشان سوخت ــ بدون تحقیق اطّلاعیّه دادند، بیانیّه دادند، حرف زدند، اظهاراتی کردند -البتّه تحقیقنکرده- بعضیهایشان سازمان انتظامی کشور را متّهم کردند، پلیس را متّهم کردند، بعضیشان مجموعه نظام را متّهم کردند؛ هر کسی یک جوری یک حرکتی کرد. خب حالا حساب این جدا است، لکن بعد از آنکه دیدند قضیّه چیست، بعد از آنکه فهمیدند در نتیجه حرفهای آنها همراه با برنامهریزی دشمن چه اتّفاقی در خیابان و در مسیر عمومی مردم میافتد، بایستی آن کار خودشان را جبران میکردند؛ باید موضع بگیرند، باید صریحاً اعلام کنند که با آنچه اتّفاق افتاده مخالفند، بایستی تفهیم کنند که با برنامه دشمنان خارجی مخالفند. باطن قضیّه معلوم شد. وقتی شما میبینید که عنصرِ سیاسیِ آمریکایی این قضایا را به دیوار برلین تشبیه میکند، خب باید بفهمید که غرض چیست؛ باید بفهمید که مسئله، مسئله دلسوزی برای یک دختر جوان نیست؛ این را باید میفهمیدید؛ اگر نفهمیدید، بفهمید؛ اگر فهمیدید، باید موضع اعلام بکنید» ۱۴۰۱/۷/۱۱
همان طور که اگر در نظام اسلامی خطایی مترکب شود، مکلف به جبران و اصلاح است ، خواصی هم که بهبرکت انقلاب و نظام، به جایگاه و شهرتی رسیدهاند و مرجعیتی در میان مردم پیدا کردهاند، در صورت خطای تحلیلی و محاسباتی و بعد از پیبردن به خطا، اگر اشتباهشان را جبران کنند، به وظیفه الهی و انسانی خود عمل کده وخودشان در میان مردم عزیزتر میشوند.
بصیرت راهگشاوقتی نقش «خواص» در جامعه تا این حد اثرگذار و تعیینکننده میشود، مراقبت آنان از خود نیز، حیاتیتر از مراقبتها و احتیاطهایی میشود که مردم عادی باید سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
«چرا امروز جنگ نرم علیه ما این قدر سخت است؟ ... امروز چالش دشمن با جبهه حق آسان نیست، کار دشواری است؛ لذاست که به جنگ نرم متوسّل میشوند و همه تلاش خودشان را میکنند که ذهنیات را خراب کنند؛ این به خاطر قدرت و قوّت ما است. البتّه گفتیم خواص آماجند» ۱۴۰۰/۱۲/۱۹
در چنین جنگ نفسگیر و سختی، هرچقدر بصیرت و دشمنشناسی خواص و عوام بیشتر باشد و درک عمیقتری از پیدا و پنهان قضایا داشته باشند و به تحلیل دقیقتری دست پیدا کنند، به همان نسبت خطر موجسواری دشمنان در بزنگاههای حساس و سرنوشتساز کمتر و کمتر خواهد شد و تیر آنان برای نابودی این سرزمین، به سنگ خواهد خورد.
«دو عنصر مهم برای مواجهه با دشمنیها لازم است -که بنده همیشه توصیه کردهام، باز هم توصیه میکنم- دو خصوصیت در آحاد مردم لازم است: یکی عبارت است از بصیرت، و دومی عبارت است از صبر و استقامت، که اگر چنانچه این دو عنصر وجود داشت دشمن هیچ کاری نمیتواند بکند، هیچ لطمهای نمیتواند بزند، هیچ توفیقی در مواجهه و مقابله با نظام اسلامی به دست نمیآورد؛ بصیرت و صبر. این همان است که امیرالمؤمنین فرمود: وَ لا یَحمِلُ هذَا العَلَمَ اِلّا اَهلُ البَصَرِ وَ الصَّبرِ وَ العِلمِ بِمَواضِعِ الحَقّ ...» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱
باز هم برای بالا نگه داشتن پرچم صبر و بصیرت، نگاه مردم به خواص است که با پرهیز از دنیاطلبی و آلودهنشدن به وسوسههای روزگار و با رفتار و گفتار مسئولانه و دلسوزانه و در نتیجه با برهمزدن نقشه خطرناک دشمن، راه را برای «حل مسئله» در جامعه اسلامی هموار کنند. این حالت، نهادینه و محقق نمیشود، مگر با احساس مسئولیت عمومی و مطالبه دائمی از نخبگان و خواص.
«یکی از راههایی که این دو خصوصیت را بتوان در جامعه حفظ کرد، عبارت است از «تواصی»، همان که در سوره والعصر هست: وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر؛ مردم یکدیگر را تواصی کنند؛ این زنجیره تواصی و توصیه کردن به یکدیگر [برقرار باشد]؛ هم توصیه به حق کنند، راه حق را تأکید کنند، هم توصیه به صبر بکنند؛ این، همه را نگه میدارد. اگر چنانچه تواصی به صبر و تواصی به حق و بصیرت در جامعه وجود داشته باشد، این جامعه بهآسانی دستخوش تحرّکات دشمن نخواهد شد؛ امّا اگر چنانچه این جریان تواصی که زنجیره محافظت مؤمنان است، قطع بشود قطعاً خسارت خواهد رسید» ۱۳۹۹/۱۲/۲۱
