1398/10/23
پیامها و نتایج سفر امیر قطر به ایران در گفتگو با دکتر مسعود اسداللهی؛
کشورهای منطقه متوجه «قدرت ایران» شدهاند

تأکید بر همکاری کشورهای منطقه و در عین حال هشدار نسبت به نقش مخرب و فسادانگیز آمریکاییها در غرب آسیا از جمله نکات محوری و مهم مطرح شده در دیدار رهبر انقلاب اسلامی با امیر قطر بود.به همین مناسبت پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در گفتگو با آقای دکتر مسعود اسداللهی، کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالمللی و منطقه به تحلیل و بررسی پیامها و نتایج سفر آقای شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر به تهران و دیدار وی با حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی پرداخته است.
تحلیل شما از دیدار اخیر امیر قطر با رهبر انقلاب و بستر، پیامها و نتایج آن در شرایط فعلی منطقه چیست؟ باید ببینیم امیر قطر آیا با یک پیام خاصی به ایران آمده؟ یعنی آیا آمریکاییها از او خواستهاند که به ایران سفر کند و آیا پیامی را برای مقامات ایرانی آورده؟ یا این که با توجه به حساسیت وضعیت منطقه و نگرانیهای این شیخنشین نسبت به هر نوع درگیری و جنگ، سفر ایشان خودجوش بوده تا مثلاً یک نوع وساطتی بکند و از شدت تنشها بکاهد؟
از آنجا که هنوز مفاد و محتوای این سفر رسانهای نشده، باید هر دو احتمال را بررسی نمود. در احتمال اول اگر واقعاً پیامی از طرف آمریکاییها دارد، خب این نشان میدهد که آمریکاییها نگران پیامدهای جنایت بزرگشان در به شهادت رساندن سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان هستند و میدانند که تصمیم ایران برای پاسخ و ادامهی آن قطعی است. بنابراین از کانالهای مختلف و حالا از طریق امیر قطر تلاش میکنند که پیامهایی را برسانند تا شاید این تنش را متوقف کنند یا سطح آن را کاهش دهند. جنبهی دوم این است که واقعاً این یک اقدام ذاتی از طرف شخص امیر قطر است که باز هم نشان میدهد چقدر نگرانی در منطقه وجود دارد از درگیری بین ایران و آمریکا؛ بهخصوص با قدرت بالای موشکی که ایران در زدن پایگاه عینالاسد و مورد اصابت قرار دادن بسیار دقیق آن نشان داد.
الان کشورهای منطقه دقیقاً متوجه این شدهاند که توان موشکی و پهبادی و دفاعی ایران آن قدر بالاست که اگر جنگی دربگیرد، اینها اولین قربانی آن خواهند بود و نهفقط در بحثها و رویارویی نظامی، بلکه از نظر اقتصادشان که همه وابسته به فروش نفت یا گاز هستند، بهشدت آسیب خواهند دید. لذا این شکنندگی شیخنشینهای خلیج فارس باعث شده به نحوی اقدام کنند تا بلکه اوضاع را آرام کنند. اولین پیام این سفر و دیدار این است که دنیا و منطقه، قدرت دفاعی ایران را بعینه دیده و دریافته که ادعاهای قبلی ایران در خصوص توان موشکی و دفاعی خودش بیپایه و اساس نیست. البته در حوادث قبلی هم چه در زدن پهباد آمریکایی و چه حوادث چند ماه اخیر خلیج فارس این را دیده بودند، اما این که ایران توان بالایی داشته باشد، یک مسأله است و مسألهی دوم اراده و جرأت استفاده از این توان است که منطقه و دنیا این را در حمله به عینالاسد آشکارا دید.
ایران هم توان بسیار بالای نظامی دارد و هم اراده و جرأت استفاده از آن را. بنابراین الان دیگر هیچ شبهه و شکی نمانده که اگر به هر دلیلی بین ایران و آمریکا درگیری نظامی پیش بیاید، ایران با توانایی بالا قادر است برای تمام همپیمانان آمریکا در منطقه وضعیت فاجعه باری را ایجاد کند و آنچنان به اقتصاد آنها ضربه بزند که تمام این رونق اقتصادی و این شکوه و جلال ظاهریشان از بین برود. بنابراین طبیعی است که دست به کار شوند و تلاش کنند که مانع چنین اتفاقی بشوند.
خب اینجا این سؤال پیش میآید که اگر واقعاً اینها میخواهند وساطت و تنشزدایی کنند، آیا عادلانه و با احقاق حقوق ایرانیهاست یا صرفاً میخواهند ایران کوتاه بیاید و کاری نکند؟ در این مورد قطعاً مسئولان جمهوری اسلامی به امیر قطر گفتهاند که هر نوع اقدامی برای تنشزدایی باید عادلانه باشد. به این نحو که حق و حقوق جمهوری اسلامی ایران بهخصوص در مورد شهادت آن بزرگواران باید ادا شود و طوری نباشد که قرار باشد ایران عقبنشینی کند. نظر مسئولین جمهوری اسلامی ایران و بهویژه رهبر معظم انقلاب این است که پاسخ آن جنایت بزرگ، خروج نهایی نیروهای آمریکایی از منطقه است. این خط قرمزی است که رهبر معظم انقلاب طراحی کردهاند و امیدواریم همهی مسئولین ما یکدست این را به امیر قطر ابلاغ کرده باشند تا بدانند که اگر واقعاً راه حل عادلانهای پیدا نشود برای این جنایت آمریکاییها، این درد ادامه پیدا خواهد کرد.
اما این که آیا آمریکا مجوز لازم را به قطر خواهد داد یا نه، در خصوص مسائل اقتصادی و همکاریهای اقتصادی فکر نمیکنم آنها دخالتی بکنند. یعنی قبلاً هم دخالت آن چنانی نکردهاند و این یک فرصتی است برای ما. البته مسألهی بحثهای امنیتی قطعاً بسیار پیچیدهتر است؛ پایگاه الحدید در دوحهی قطر یک پایگاه بزرگ و سرفرماندهی نیروهای آمریکا است. خب ما میدانیم که درست است قطریها دعوت کردهاند از آمریکاییها که بیایند و مستقر شوند، اما اینها مهمانانی نیستند که به این راحتی بیرون بروند. بنابراین آمریکاییها همینطور که الان با وقاحت تمام در عراق اعلام میکنند که ما به درخواست آقای عادل عبدالمهدی در خصوص خروج نیروهای عراقی اصلاً هیچ توجهی نمیکنیم و آمریکا قصد خروج از عراق را ندارد، قطعاً در مقابل قطر هم این صحبت را خواهند کرد. وقتی با دولت عراق که هم از نظر جمعیت هم از نظر تاریخ و ثروت بسیار قدرتمندتر از قطر است، این طوری رفتار میکنند، تکلیف قطر هم معلوم است.
اما این باعث نمیشود ما از قطر نخواهیم که به سمت خروج آمریکاییها حرکت کند، چون اگر این حرکت به صورت دستهجمعی در منطقه شکل بگیرد، یعنی همهی کشورهای خلیج فارس واقعاً به این نتیجه برسند که وجود آمریکا مایهی اختلاف و تفرقه و مانع ثبات و آرامش است و همه با هم در یک موضع واحد این را درخواست کنند، آن موقع آمریکا در شرایط بسیار سختی قرار میگیرد و به این راحتیها نمیتواند نه بگوید یا اقلاً مجبور میشود بسیاری از تحرکات تجاوزکارانهاش را کم کند. لذا نباید از این مسأله که آمریکا اهمیتی برای این نوع درخواستها قائل نیست، تأثیر پذیرفت و نباید باعث شود ما مطالبه نکنیم.
یکی از نکات مطرح شده در دیدار رهبر انقلاب اسلامی با امیر قطر تأکید بر همکاریهای منطقهای بود. بنابر عرف سیاسی امروز، منظور از تکیه بر همکاریهای منطقهای در منطقهی غرب آسیا چیست؟
این موضعِ همیشگی جمهوری اسلامی ایران بوده که همواره نصیحت کرده دولتهای عربی خلیج فارس را که به جای تکیه بر حمایتهای فرامنطقهای، اگر واقعاً دنبال صلح و ثبات و آرامش هستند، باید به سمت همکاریهای درونمنطقهای بیایند. تا وقتی که متأسفانه این دولتها دل به حمایتهای بیگانه و فرامنطقهای دارند، همواره ما شاهد تنش و ناآرامی و حتی درگیریهای بسیار خطرناک در منطقهی خودمان خواهیم بود.
از اوایل دههی پنجاه شمسی که پای آمریکاییها به خلیج فارس باز شد و میراثدار انگلیسیها شدند، همواره این منطقه پر از تنش بوده و پر از مسابقهی تسلیحاتی و هزینههای بسیار گزاف دولتها که به جای صرف در امور توسعه و حتی رشد جهان اسلام، صرف خرید سلاح شده است. این سلاحها هم نهتنها امنیتهای ملی و منطقهای را تأمین نکرده، همچنان که ما در حملهی صدام به کویت دیدیم، برعکس باعث تنش و جنگ علیه کشورهای مظلوم شده؛ مثل یمن که تمام این سلاحها به جای این که علیه اسرائیل به کار برود، الان علیه ملت مظلوم یمن است.
بنابراین طبیعی است که اگر واقعاً دنبال آرامش، ثبات و رونق اقتصادی منطقه باشیم، این باید بر اساس همکاری منطقهای بین خود کشورهای خلیج فارس شکل بگیرد. حضور هر نوع قدرت فرامنطقهای در این منطقه باعث تنش خواهد شد و نه آرامش.
در مورد مسائل امنیتی هم مدل همکاری دستهجمعی مورد نظر ماست. یعنی به جای این که برای تأمین امنیتمان نیروهای فرامنطقهای را دعوت کنیم و علیه همدیگر موضع گیری کنیم، همواره موضع جمهوری اسلامی این بوده که همکاری در امنیت دستهجمعی را ملاک و مدل برنامهمان قرار دهیم. یعنی شورای همکاری خلیج فارس که از ابتدا برای معارضه با جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی تشکیل شد، اکنون دیگر نمیتواند با آن فلسفهی قبلی به کارش ادامه بدهد. همچنان که الان میبینیم این شورا پس از چهل سال دچار دودستگی کاملاً مشهودی شده؛ عربستان و امارات و بحرین در یک طرف هستند و کویت و قطر و عمان در طرف دیگر. الان دیگر بین اعضای این شورا وحدت و همکاری وجود ندارد، چه برسد به این که بخواهد برای دیگران در کل منطقه امنیت ایجاد کند.
دیدگاه جمهوری اسلامی ایران این است که اعضای همین شورای همکاری خلیج فارس بهاضافهی ایران و عراق در همکاریها و مدل امنیت دستهجمعی یک توافقنامهی امنیتی امضا کنند و همه در آن به اصل عدم تعرض به کشورهای دیگر منطقه متعهد شوند تا ما دیگر شاهد مثلاً حملهی عراق به ایران، یا حملهی عراق به کویت یا حملهی عربستان به یمن نباشیم. قطعاً شرط این همکاری منطقهای و امنیت دستهجمعی این است که قدرتهای بیگانه این منطقه را ترک کنند وگرنه نمیشود بیگانگان در خلیج فارس باشند و ما صحبت از امنیت کنیم. اینها اصلاً آمدهاند که ایجاد تفرقه کنند و به اختلافات دامن بزنند و از طریق ایجاد تنش، مبالغ بسیار سنگین سلاح را به شیوخ خلیج فارس بفروشند و دلارهای نفتی را برگردانند به جیب خودشان. بنابراین باید به حاکمان منطقه تفهیم بشود که اگر واقعاً به دنبال ثبات، آرامش و همکاری هستند، شرط لازمش این است که یک تصمیم شجاعانه بگیرند و از قدرتهای بیگانه بخواهند که این منطقه را ترک کنند.
در خصوص روابط اقتصادی بین ایران و قطر چه چشماندازی پیش روی ماست؟
خب بعد از تحریم سنگینی که سال 2017 عربستان و امارات و بحرین بر قطر تحمیل کردند، یک وضعیت جدیدی در منطقه و در روابط قطر با همسایگانش رقم خورد. اولاً قطریها بارها به کمک نجاتدهندهی ایران اعتراف و اذعان کردهاند؛ چه در دیدارهای خصوصی و چه دیدارهای کارشناسی. خود بنده هم از زبان دیپلماتهای قطری و هم از چهرههای آکادمیکشان صراحتاً شنیدهام که وقتی قطریها در محاصره قرار گرفتند، تلقیشان این بود که ایران هم به این محاصره میپیوندد. استدلالشان این بوده که با توجه به مواضع و نقش مخرّب قطر در بحران سوریه، ایران برای انتقامگیری به این محاصره میپیوندد و آن وقت محاصرهی قطر کامل خواهد شد و چه از زمین، چه دریا و هوا فضای ترددی برایش باقی نخواهد ماند. اگر ایران به این تحریم میپیوست، محاصرهی قطر کامل میشد و چارهای نداشت جز این که دستهایش را در مقابل عربستان ببرد بالا و تبدیل میشد به یک کشوری مثل بحرین که کاملاً در مشت عربستان میافتاد.
چندین دیپلمات و شخصیت آکادمیک قطر به خود من گفتند که ما واقعاً تعجب کردیم وقتی ایران چنین تصمیمی گرفت که به جای پیوستن به محاصرهی قطر، در کنار قطر قرار بگیرد و دنبال انتقامگرفتن از قطر نبود و همین مایهی نجات قطر شد که فقط از زمین محاصره باشد، ولی از هوا و دریا راهش باز ماند ولذا قطریها این فرصت را یافتند و توانستند در مقابل فشارهای عربستان دوام بیاورند. به همین خاطر بسیار خودشان را مدیون ایران میدانند و این را ما در رفتار سیاسی و رسانهایشان کاملاً میبینیم. یعنی پس از این ماجرا بود که شبکهی الجزیره که بیشترین مخاطب را در جهان عرب دارد، تغییر موضع و تغییر دید داد در خصوص ایران. ما این را بهویژه زمانی دیدیم که ترامپ کل سپاه را به عنوان یک تشکیلات تروریستی معرفی کرد و قطریها در برنامههای سیاسی و گفتوگومحورشان از ایران حمایت کردند و موضع آمریکا را تخطئه و رد کردند.
خب این یک شروع خوب بود، ولی متأسفانه در سطح سیاسی-رسانهای باقی ماند و آن انتظاری که ما داشتیم که به سطح همکاریهای اقتصادی هم کشیده بشود، هنوز نشده. البته باید اذعان کنیم که تا حد زیادی اشکال از خود ما بوده است. یعنی این طور نبوده که قطریها نخواهند، ولی به علت همان مشکلات همیشگی ما در حمایت از صادرات غیر نفتی متأسفانه آنچنان که باید و شاید استفادهی درستی نشده است. لذا الان با سفر امیر قطر و با صحبتی که رهبر معظم انقلاب در این باره داشتند که سطح همکاریهای اقتصادی ما به سطح همکاریهای سیاسی برسد، باید از این فرصت استفاده کنیم. دولت ما باید تمام امکاناتش را در بحثهای گمرکی و دیگر مباحث اقتصادی بسیج کند تا بتوانیم از بازار کوچک، اما بسیار ثروتمند قطر بهره ببریم. همین هم البته باعث تعمیق و ریشهدارتر شدن روابط همهجانبهی دولت و ملت ایران و قطر خواهد شد.
من در دو سفری که به قطر داشتم، دیدم که قطر یک جمعیت ایرانی مقیم دارد که اینها سالهای سال است در آنجا ساکنند. حتی در بازار سنتی دوحه من شاهد بودم که بخشی از این بازار اصلاً به اسم ایرانیها بود. یعنی اسامی مغازهها و حتی افرادی در آنجا با این که لباسهای عربی و قطری تنشان بود، ولی با لهجهی خیلی سلیس فارسی با هم صحبت میکردند. خب این یک فرصت است برای ما و نباید آن را از دست بدهیم. نباید فقط به همکاریهای سیاسی و رسانهای فعلی اکتفا کنیم، بلکه باید پیشقدم بشویم و فکر میکنم که قطریها هم آمادهاند.
یکی از نکات مطرح شده در دیدار رهبر انقلاب اسلامی با امیر قطر تأکید بر همکاریهای منطقهای بود. بنابر عرف سیاسی امروز، منظور از تکیه بر همکاریهای منطقهای در منطقهی غرب آسیا چیست؟
این موضعِ همیشگی جمهوری اسلامی ایران بوده که همواره نصیحت کرده دولتهای عربی خلیج فارس را که به جای تکیه بر حمایتهای فرامنطقهای، اگر واقعاً دنبال صلح و ثبات و آرامش هستند، باید به سمت همکاریهای درونمنطقهای بیایند. تا وقتی که متأسفانه این دولتها دل به حمایتهای بیگانه و فرامنطقهای دارند، همواره ما شاهد تنش و ناآرامی و حتی درگیریهای بسیار خطرناک در منطقهی خودمان خواهیم بود.
از اوایل دههی پنجاه شمسی که پای آمریکاییها به خلیج فارس باز شد و میراثدار انگلیسیها شدند، همواره این منطقه پر از تنش بوده و پر از مسابقهی تسلیحاتی و هزینههای بسیار گزاف دولتها که به جای صرف در امور توسعه و حتی رشد جهان اسلام، صرف خرید سلاح شده است. این سلاحها هم نهتنها امنیتهای ملی و منطقهای را تأمین نکرده، همچنان که ما در حملهی صدام به کویت دیدیم، برعکس باعث تنش و جنگ علیه کشورهای مظلوم شده؛ مثل یمن که تمام این سلاحها به جای این که علیه اسرائیل به کار برود، الان علیه ملت مظلوم یمن است.
بنابراین طبیعی است که اگر واقعاً دنبال آرامش، ثبات و رونق اقتصادی منطقه باشیم، این باید بر اساس همکاری منطقهای بین خود کشورهای خلیج فارس شکل بگیرد. حضور هر نوع قدرت فرامنطقهای در این منطقه باعث تنش خواهد شد و نه آرامش.
در مورد مسائل امنیتی هم مدل همکاری دستهجمعی مورد نظر ماست. یعنی به جای این که برای تأمین امنیتمان نیروهای فرامنطقهای را دعوت کنیم و علیه همدیگر موضع گیری کنیم، همواره موضع جمهوری اسلامی این بوده که همکاری در امنیت دستهجمعی را ملاک و مدل برنامهمان قرار دهیم. یعنی شورای همکاری خلیج فارس که از ابتدا برای معارضه با جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی تشکیل شد، اکنون دیگر نمیتواند با آن فلسفهی قبلی به کارش ادامه بدهد. همچنان که الان میبینیم این شورا پس از چهل سال دچار دودستگی کاملاً مشهودی شده؛ عربستان و امارات و بحرین در یک طرف هستند و کویت و قطر و عمان در طرف دیگر. الان دیگر بین اعضای این شورا وحدت و همکاری وجود ندارد، چه برسد به این که بخواهد برای دیگران در کل منطقه امنیت ایجاد کند.
دیدگاه جمهوری اسلامی ایران این است که اعضای همین شورای همکاری خلیج فارس بهاضافهی ایران و عراق در همکاریها و مدل امنیت دستهجمعی یک توافقنامهی امنیتی امضا کنند و همه در آن به اصل عدم تعرض به کشورهای دیگر منطقه متعهد شوند تا ما دیگر شاهد مثلاً حملهی عراق به ایران، یا حملهی عراق به کویت یا حملهی عربستان به یمن نباشیم. قطعاً شرط این همکاری منطقهای و امنیت دستهجمعی این است که قدرتهای بیگانه این منطقه را ترک کنند وگرنه نمیشود بیگانگان در خلیج فارس باشند و ما صحبت از امنیت کنیم. اینها اصلاً آمدهاند که ایجاد تفرقه کنند و به اختلافات دامن بزنند و از طریق ایجاد تنش، مبالغ بسیار سنگین سلاح را به شیوخ خلیج فارس بفروشند و دلارهای نفتی را برگردانند به جیب خودشان. بنابراین باید به حاکمان منطقه تفهیم بشود که اگر واقعاً به دنبال ثبات، آرامش و همکاری هستند، شرط لازمش این است که یک تصمیم شجاعانه بگیرند و از قدرتهای بیگانه بخواهند که این منطقه را ترک کنند.
در خصوص روابط اقتصادی بین ایران و قطر چه چشماندازی پیش روی ماست؟
خب بعد از تحریم سنگینی که سال 2017 عربستان و امارات و بحرین بر قطر تحمیل کردند، یک وضعیت جدیدی در منطقه و در روابط قطر با همسایگانش رقم خورد. اولاً قطریها بارها به کمک نجاتدهندهی ایران اعتراف و اذعان کردهاند؛ چه در دیدارهای خصوصی و چه دیدارهای کارشناسی. خود بنده هم از زبان دیپلماتهای قطری و هم از چهرههای آکادمیکشان صراحتاً شنیدهام که وقتی قطریها در محاصره قرار گرفتند، تلقیشان این بود که ایران هم به این محاصره میپیوندد. استدلالشان این بوده که با توجه به مواضع و نقش مخرّب قطر در بحران سوریه، ایران برای انتقامگیری به این محاصره میپیوندد و آن وقت محاصرهی قطر کامل خواهد شد و چه از زمین، چه دریا و هوا فضای ترددی برایش باقی نخواهد ماند. اگر ایران به این تحریم میپیوست، محاصرهی قطر کامل میشد و چارهای نداشت جز این که دستهایش را در مقابل عربستان ببرد بالا و تبدیل میشد به یک کشوری مثل بحرین که کاملاً در مشت عربستان میافتاد.
چندین دیپلمات و شخصیت آکادمیک قطر به خود من گفتند که ما واقعاً تعجب کردیم وقتی ایران چنین تصمیمی گرفت که به جای پیوستن به محاصرهی قطر، در کنار قطر قرار بگیرد و دنبال انتقامگرفتن از قطر نبود و همین مایهی نجات قطر شد که فقط از زمین محاصره باشد، ولی از هوا و دریا راهش باز ماند ولذا قطریها این فرصت را یافتند و توانستند در مقابل فشارهای عربستان دوام بیاورند. به همین خاطر بسیار خودشان را مدیون ایران میدانند و این را ما در رفتار سیاسی و رسانهایشان کاملاً میبینیم. یعنی پس از این ماجرا بود که شبکهی الجزیره که بیشترین مخاطب را در جهان عرب دارد، تغییر موضع و تغییر دید داد در خصوص ایران. ما این را بهویژه زمانی دیدیم که ترامپ کل سپاه را به عنوان یک تشکیلات تروریستی معرفی کرد و قطریها در برنامههای سیاسی و گفتوگومحورشان از ایران حمایت کردند و موضع آمریکا را تخطئه و رد کردند.
خب این یک شروع خوب بود، ولی متأسفانه در سطح سیاسی-رسانهای باقی ماند و آن انتظاری که ما داشتیم که به سطح همکاریهای اقتصادی هم کشیده بشود، هنوز نشده. البته باید اذعان کنیم که تا حد زیادی اشکال از خود ما بوده است. یعنی این طور نبوده که قطریها نخواهند، ولی به علت همان مشکلات همیشگی ما در حمایت از صادرات غیر نفتی متأسفانه آنچنان که باید و شاید استفادهی درستی نشده است. لذا الان با سفر امیر قطر و با صحبتی که رهبر معظم انقلاب در این باره داشتند که سطح همکاریهای اقتصادی ما به سطح همکاریهای سیاسی برسد، باید از این فرصت استفاده کنیم. دولت ما باید تمام امکاناتش را در بحثهای گمرکی و دیگر مباحث اقتصادی بسیج کند تا بتوانیم از بازار کوچک، اما بسیار ثروتمند قطر بهره ببریم. همین هم البته باعث تعمیق و ریشهدارتر شدن روابط همهجانبهی دولت و ملت ایران و قطر خواهد شد.
من در دو سفری که به قطر داشتم، دیدم که قطر یک جمعیت ایرانی مقیم دارد که اینها سالهای سال است در آنجا ساکنند. حتی در بازار سنتی دوحه من شاهد بودم که بخشی از این بازار اصلاً به اسم ایرانیها بود. یعنی اسامی مغازهها و حتی افرادی در آنجا با این که لباسهای عربی و قطری تنشان بود، ولی با لهجهی خیلی سلیس فارسی با هم صحبت میکردند. خب این یک فرصت است برای ما و نباید آن را از دست بدهیم. نباید فقط به همکاریهای سیاسی و رسانهای فعلی اکتفا کنیم، بلکه باید پیشقدم بشویم و فکر میکنم که قطریها هم آمادهاند.
