1397/11/01
نگاهی به جایگاه منطقهای رژیم صهیونیستی

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به شکستهای رژیم صهیونیستی به موضوع روند زوال این رژیم اشاره کردند و فرمودند «پیروزی مردم فلسطین در سالهای اخیر، به معنای توانایی تشکیل حکومت در تلآویو نبوده است که البته این موضوع نیز به فضل پروردگار محقق خواهد شد، بلکه پیروزی اصلی این بوده است که رژیم صهیونیستی که ارتش های عربی نتوانستند آن را شکست دهند، بهوسیله مردم فلسطین و گروههای مقاومت به زانو درآمد و به اذن الهی پیروزیهای بزرگتری نیز خواهید داشت.» ۱۳۹۷/۱۰/۱۰بر همین اساس پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در پروندهی «زوال رژیم صهیونیستی» در یادداشتی به قلم آقای مرتضی اسماعیلی، کارشناس روابط بین الملل به بررسی وضعیت رژیم صهیونیستی در آینده نزدیک پرداخته است.
مرتضی اسماعیلی دانشجوی ارشد روابط بین الملل-دانشگاه علامه طباطبائی
آینده اسرائیل یا در بیانی بهتر «بقای» آن، از جمله مهمترین موضوعاتی بوده است که بهخصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اعلام منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل با این جملهی تاریخی امام که «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود» (۱) محافل سیاسی امنیتی صهیونیستی، و همچنین ذهن ناظران و تحلیلگران مسائل منطقه را به خود مشغول کرده است.در یک نگاه کلی، دو عامل اساسی وجود دارد که تقویت یا تضعیف هر کدام از این دو عامل، منجر به افول یا تثبیت جایگاه اسرائیل و موجودیت آن می گردد؛ این دو عامل عبارت است از:
الف) امنیت ملی در معنای وسیع آن
ب) تثبیت و افزایش جمعیت یهودیان ساکن در اراضی اشغالی
در ادامه مؤلفه های مرتبط با هر کدام از دو عامل را بررسی می کنیم.
محدودیت های ژئوپلتیکجغرافیای لوزی شکل اسرائیل و مساحت کوچک آن(۲۰هزار کیلومترمربع) به گونه ای است که فاقد عمق استراتژیک لازم برای ورود در درگیری های بلندمدت است؛ به خصوص اگر طرف مقابل به تجهیزات و تسلیحات موشکی دسترسی داشته باشد به راحتی می تواند تمام وسعت آن را زیر آتش موشکی و توپخانه های دوربرد قرار دهد. این اولین چالش امنیتی برای اسرائیل است.
علاوه بر مطلب فوق، اسرائیل محاصره در کشورهای اسلامی است؛ این ناهمگونی ایدئولوژیک تهدیدی دائمی و بالقوه برای رژیم اشغالگر قدس است. به خصوص بعد از جنبش های بیداری اسلامی در ۲۰۱۱ و سرنگونی رژیم مبارک، دیکتاتور مصری و مهمترین متحد مرزی آن، این تهدید قوت بیشتری یافته و ضریب خودش را در محاسبات امنیت ملی افزایش داده است. چه اینکه جنبش های اجتماعی بیداری اسلامی گرچه در بعضی نقاط سرکوب و یا منحرف شده است اما اصل حرکت به مثابه ریشه ای است که شکل گرفته و حاصل شده و اکنون باید دید در آینده چه پیش خواهد آمد.
اقتدار نظامی«اقتدار» نظامی را مجموعه توانمندی های نظامی، کسب وجهه درخشان در رویارویی های نظامی و نیز توان تاثیرگذاری بر دشمن بدون ورود در درگیری مستقیم و جنگ تمام عیار به وجود می آورد. اقتدار نظامی از قدرت نظامی و تسلیحات نظامی بسیار تاثیرگذارتر و استراتژیک تر است. به عنوان مثال در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران از حیث توامندی نظامی، هوش اطلاعاتی و استراتژیکی فرماندهان و نیز شجاعت و روحیه معنویت سربازان و سابقه درخشان نبرد ۸سال دفاع مقدس، در وضعیت بسیار مطلوبی از حیث اقتدارنظامی به سر می برد. حزبالله لبنان مثال دیگری است که می توان بعنوان یک مصداق برای اقتدار نظامی ذکر کرد؛ حال باید ببینیم اقتدار نظامی اسرائیل امروز در چه وضعیتی قرار دارد.
سیر نزولی اقتدار نظامی اسرائیل با فرار از جنوب لبنان در جنگ با حزبالله لبنان به سال ۲۰۰۰ میلادی شروع گردید. در واقع این شکست را بایستی نقطهی عطفی در تاریخ نظامی-امنیتی اسرائیل از اول شکلگیری آن در ۱۹۴۸ ارزیابی کرد. ضمن اینکه این نبرد تاثیر قابل توجهی بر روند افول مهاجرت یهودیان به سرزمینهای اشغالی نیز داشته است؛ چنانکه در نمودار زیر قابل مشاهده است:

برگفته از: The Central Bureau of Statistics
کاهش مهاجرت به اسرائیل از سال ۲۰۰۰ میلادی
شکست مفتضحانه اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ با حزبالله و سه سال پس از آن، در جنگ ۲۲روزه غزه در سال ۲۰۰۹ با نیروهای مقاومت، بی شک بزرگ ترین و ننگ آورترین صفحات در تمام تاریخ جعلی رژیم اشغالگر قدس است؛ هرچند ابعاد این دو نبرد، به خصوص جنگ ۳۳روزه به دلیل سیطره کمپانی های صهیونیستی بر رسانه های جریان اصلی غرب، آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت و نمی گیرد؛ اما این نبرد آنقدر در دستگاه راهبردی اسرائیل تعیین کننده بود که پس از ۱۲ سال، همچنان مانع آغاز جنگ جدیدی علیه حزبالله گشته است. آخرین نبردی که بسیار بر جنبه «اقتدار»نظامی اسرائیل تاثیرگذار بود جنگ ۲روزه! اخیر اسرائیل با غزه بود؛ توجه به ژئوپلیتیک نوار غزه و مساحت ۴۵کیلومتر مربعی آن که در مقایسه با اسرائیل ناچیزاست، به خوبی نابرابری آشکار اسرائیل-غزه را در این نبرد نمایان می کند. تحلیل استراتژیک ابعاد این نبرد نامتقارن، روند افول قدرت نظامی اسرائیل را آشکار می سازد. پذیرش سریع ترین آتش بس تاریخ اسرائیل با درخواست ذلیلانه از مصر برای میانجی گری، استعفای «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ کابینه نتانیاهو و اعتراف تاریخی او مبنی بر اینکه این آتش بس به معنای تسلیم شدن است؛(۲) اثبات ناکارامدی سامانه گنبد آهنین برای بار دیگر و در نهایت رونمایی از توان نوین موشکی مقاومت تنها برخی از دستاوردهای جنگی است که اسرائیل فقط ۲روز توانست در آن تاب بیاورد.
مسئله سوریه
تثبیت یکپارچگی ارضی سوریه، فائق آمدن نیروهای مردمی و مقاومت و ارتش سوریه بر بحران جنگ داخلی، تثبیت قدرت بشاراسد و پایگاه اجتماعی اش و در نهایت شکست پروژه امریکایی-اسرائیلی-سعودی برای حذف اسد از قدرت، یکی دیگر از مهمترین نقاط کانونی افول جایگاه منطقه ای اسرائیل است. سوریه به مثابه تنها دولت عربی وفادار به آرمان فلسطین و مهمترین و موثرترین متحد راهبردی ایران علیه اسرائیل از حیث مجاورت مرزی با اسرائیل و نیز مهمترین کانال امدادرسانی به گروه های مقاومت، جایگاه بسیار مهمی در دستگاه ارزیابی امنیتی اسرائیل دارد. جنگ با داعش، مجموعا به تقویت جبهه لبنانی با جبهه سوری منتهی شد و این جبهه مشترک در بخش جولان و جنوب غربی سوریه در حال توسعه است. نکته بسیار مهم این است وقتی اسرائیل از تحقق پیروزی در تقابل با جبهه جنوب لبنان ناکام بوده، چگونه امکان پیروزی برای او در جبهه ای گسترده تر و متحد ممکن است!؟
در این میان مسئله مهم دیگر، چالش بر سر بلندی های جولان(جولان اشغالی) است؛ منطقه ای بسیار استراتژیک و حیاتی برای دستگاه امنیتی-اطلاعاتی اسرائیل. در واقع با مهار بحران سوریه و محور مقاومت، اکنون یکی از مهمترین نگرانی های امنیتی-نظامی برای اسرائیل مسئله بلندی های جولان است. در یکی از مهمترین عملیات ها، در اردبیهشت ۹۷،سوریه حدود ۱۰مرکز نظامی اسرائیل را در بلندی های جولان هدف گرفته و منهدم کرده است. اسرائیلی ها می دانند «سوریه قوی» حق خود را برای بازپس گیری خاکش محفوظ می داند!
مسئله بیداری اسلامی
یکی دیگر از مهمترین تحولات منطقه که مستقیما بر جایگاه منطقه ای اسرائیل تاثیرگذار است؛ خیزش های مردمی در منطقه علیه رژیم های دست نشانده است که از تونس در سال ۲۰۱۱ و به نام بیداری اسلامی شکل گرفت. آنچه در خصوص بیداری اسلامی، من حیث المجموع می توان گفت این است که چرخش در ژئوپلیتیک منطقه به نفع محور مقاومت (از جمله: سقوط مبارک، مهمترین متحد مرزی اسرائیل، شکل گیری دولت اسلام گرا در تونس، رشد و تثبیت موقعیت جنبش انصارالله در معادلات سیاسی یمن) تمام شده است و در دراز مدت یقینا هزینه های جدی را بر اسرائیل بار خواهد کرد. در اینجا وضعیت یمن را به اختصار بررسی می کنیم.
موقعیت ژئوپلیتیک یمن و اشراف این کشور بر تنگه استراتژیک باب المندب مسئله ای است که از حیث راهبردی بسیار برای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی مهم است. چنانکه بنی گاتس، رئیس سابق ستادکل ارتش اسرائیل در این خصوص تاکید کرده است مسئله باب المندب و مسیرهای دریانوردی به اندازه برنامه هسته ای ایران برای اسرائیل مهم است.(۳) بی تردید اسرائیل از وجود کشوری قوی و مستقل و از همه بدتر، متحد مقاومت و معارض رژیم اشغالگر که اداره این گذرگاه مهم را در دست داشته باشد به شدت هراس دارد. جنگ ائتلاف سعودی با همراهی اسرائیل و امریکا علیه انصارالله به خوبی بینانگر این نگرانی است. رهبر حکیم انقلاب با اشاره به جنگ یمن، در خصوص شباهت سعودی و صهیونیست ها می فرمایند: «کاری که امروز دولت سعودی در یمن دارد انجام میدهد، عیناً همان کاری است که صهیونیستها در غزّه انجام دادند. دو جنبه دارد: یکی اینکه جنایت است، نسلکشی است، قابل تعقیبِ بینالمللی است، بچّهها را میکشند، خانهها را خراب میکنند، زیربناها را نابود میکنند، ثروتهای ملّی را در یک کشور از بین میبرند؛ خب، این یک جنایت بزرگ است؛ این یک طرف قضیّه است؛ طرف دیگر قضیّه این است که سعودیها در این مسئله خسارت خواهند کرد، ضرر خواهند کرد و بههیچوجه پیروز نخواهند شد. دلیل خیلی واضحی دارد؛ دلیلش این است که تواناییهای نظامی صهیونیستها چندین برابر توانایی نظامی این سعودیهای کذا و کذا [است]؛ چندین و چند برابر اینها، آنها توانایی نظامی داشتند؛ طرف مقابل آنها هم غزّهی یک وجبی بود. اینجا طرف مقابل یک کشور است، یک کشور دهها میلیونی؛ یک ملّت، کشور پهناور و وسیع. اگر آنها توانستند در غزّه پیروز بشوند، اینها هم خواهند توانست در اینجا پیروز بشوند؛ البتّه اگر آنها هم پیروز میشدند، باز پیروزی اینها احتمالش صفر بود؛ الان احتمالش زیر صفر است. اینها قطعاً ضربه خواهند خورد؛ قطعاً بینی سعودیها به خاک مالیده خواهد شد.» ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
امروز و پس از سالها، اولاً نه تنها هیچ پیروزی مهم و استراتژیکی برای ائتلاف سعودی بدست نیامده بلکه اصل تهاجم وحشیانه آن ها نیز نزد افکار عمومی بیش از پیش روشن شده است؛ تهاجم بی خردانه ای که ناشی از خامی و بی خردی حکام امروز بر دستگاه سعودی است: «چند جوان بیتجربه، امور آن کشور را در دست گرفتند و دارند آن جنبهی توحّش را غلبه میدهند بر جنبهی متانت و ظاهرسازی» ۱۳۹۴/۰۱/۲۰ ثانیا امروز سعودی در باتلاق یمن گرفتار شده و آن که در حال ضرر است و هزینه اصلی را می دهد، مهاجم است، ثالثا امروز مرزهای جنوبی عربستان نیز با تهدید انصارالله یمن مواجه است و این بیش از پیش اشتباه راهبردی سعودی در ورود به نبرد با یمنی ها را نشان می دهد؛ علاوه بر همه این ها، جبهه دیگری به محور مقاومت اضافه شده است که با تثبیت پایگاه اجتماعی گسترده و اتحاد داخلی، آینده درخشانی را در تاثیرگذاری بر معادلات منطقه نوید می دهد.
مسئله ایران
بی تردید ضدیت جمهوری اسلامی با رژیم اشغالگر قدس از شفاف ترین و جدی ترین مناقشات جاری در منطقه است که از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است. مخالفت ایران با رژیم نامشروع اسرائیل و وفاداری به آرمان فلسطین توسط رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی باصراحت و شفافیت اعلام شده است. ابتکار امام در تعیین جمعه آخر ماه مبارک رمضان بعنوان روز قدس و توجه هوشمندانه امام و شاگرد برجسته ایشان، رهبر حکیم انقلاب به مسئله فلسطین و تثبیت آن به عنوان مسئله اول جهان اسلام و جلوگیری از انحراف اذهان از آرمان فلسطین، روند مبارزه نیروهای مخالف اسرائیل در منطقه را وارد فاز جدیدی کرد. تا قبل از انقلاب اسلامی اعراب وارد چهار جنگ با اسرائیل شدند که در همه آن چهار جنگ شکست خوردند و در نهایت پروژه سازش با اسرائیل شروع گردید که سرآغاز روند بی حاصل و فرسایشی «فرایند صلح» شد و مسئله حقانیت فلسطین وماهیت اشغالگری رژیم صهیونیستی در حاشیه قرار گرفت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و ارایه مدل «اتحاد و مقاومت» جهان اسلام برای آرمان فلسطین توسط حضرت امام، امیدها مجددا زنده شد و مجاهدان مقاومت بار دیگر به صحنه معادلات فلسطین بازگشتند. در این جا به اختصار به نقش جمهوری اسلامی بر موقعیت منطقه ای اسرائیل می پردازیم.
بی تردید مهمترین ارزیابی ها درباره ایران از زاویه دید محافل امنیتی-نظامی اسرائیلی ها، بررسی مواضع وسیاست های اعلامی رهبر حکیم انقلاب بعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح است؛ در اینجا به چند محور بسیار مهم در این خصوص اشاره می کنیم:
۱. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجهاش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. ۱۳۹۰/۹/۱۴
۲. اگر غلطی از رژیم صهیونیستی سر بزند، جمهوری اسلامی تلآویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد. ۱۳۹۲/۱/۱
۳. بعد از اتمام این مذاکراتِ هستهای، شنیدم صهیونیستها در فلسطین اشغالی گفتند فعلاً با این مذاکراتی که شد، تا ۲۵ سال از دغدغهی ایران آسودهایم؛ بعد از ۲۵ سال فکرش را میکنیم. بنده در جواب عرض میکنم اوّلاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. انشاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت؛ ثانیاً در همین مدّت هم روحیّهی اسلامیِ مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت. ۱۳۹۴/۶/۱۸
۴. ما توانستیم مشت برادران فلسطینىمان را در غزّه و در مناطق دیگر تقویت کنیم و انشاءالله ادامه خواهیم داد. و من اعلام کردم و قطعاً این خواهد شد که کرانهى باخترى هم باید مثل غزّه مسلّح بشود و آمادهى دفاع باشد. ۱۳۹۳/۹/۴
۵. ما از حرکت مردم فلسطین با همهی وجود، تا هروقت بتوانیم و هرجور بتوانیم دفاع میکنیم. ۱۳۹۴/۹/۴
این ۵ محور به خوبی نشان دهنده منطق راهبردی ایران در حمایت از اصل مسئله فلسطین و حمایت همه جانبه و به هر نحو ممکن از گروه های مقاومت فلسطینی است. آنچه امروز اسرائیل با آن مواجه است؛ وجود یک ایران مقتدر و قوی و پرنفوذ در منطقه بعنوان مهمترین حامی گروه های مقاومت است که به هیچ وجه نمی تواند آن را نادیده بگیرد. سیاست کلان نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل بدون هرگونه محافظه کاری و مصلحت اندیشی و کاملا شفاف و مشخص توسط رهبر انقلاب اعلام و بر آن تاکید شده است؛ راز موفقیت روزافزون محور مقاومت در منطقه نیز همین انقلابی گری و صراحت رهبر حکیم انقلاب در حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با غده سرطانی منطقه، یعنی اسرائیل است.
مسئله بعدی در این خصوص توان تاثیرگذاری واقناع جمهوری اسلامی ایران در همراه کردن روسیه به مثابه یکی از قدرت های مهم منطقه در خصوص مسئله سوریه با خود است. بی شک حضور روسیه در سوریه و دفاع از تمامیت ارضی و همراهی کلی با محور مقاومت، تمام نقشه ها و محاسبات راهبردی اسرائیل را باطل و نقش بر آب کرد و این نبود به جز اقتدار منطقه ای جمهوری اسلامی ایران. در اینجا مایلم به نکته ای دیگر اشاره کنم و آن توجه به تفاوت راهبردی اتحادمنطقه ای ایران-روسیه و اتحاد فرامنطقه ای امریکا-اسرائیل در منطقه است؛ حضور ایران و روسیه در ژئوپلیتیک مشترک و تاثیرگذاری شدیدتر این دو در معادلات منطقه و از آنطرف افول امریکا، بدلیل درگیری در مسائل اقتصادی و سیاسی داخلی، شکست در پروژه های منطقه از جمله افغانستان، عراق و سوریه، و از همه مهمتر «غریبه» بودن امریکا در منطقه، باعث برتری در تاثیرگذاری اراده مشترک ایران و روسیه در معادلات منطقه شده است و این خود به خوبی نشان دهنده عدم کارکرد اتکا به متحدی فرامنطقه ای برای اسرائیل است. آمریکا با خارج کردن نظامیانش از سوریه در واقع یک پیام روشن برای اسرائیل داشت: روی ما بیش از این حساب باز نکن! خروج نظامیان آمریکایی از سوریه بازتاب های منفی شدیدی بر فضای داخلی اسرائیل گذاشته است و تحلیل آن نیاز به گزارش مفصل و مستقلی دارد. امروز اسرائیل بیش از پیش «تنهایی» خود را در تقابل با نیروهای مقاومت احساس می کند و این وضعیت خوبی برای آینده اسرائیل نیست. «نه» یکپارچه و یکصدای مجمع عمومی سازمان ملل (۶دسامبر۲۰۱۸) به قطعنامه ضدفلسطینی امریکایی-اسرائیلی اخیر آنان و متعاقب آن تصویب قطعنامه ضدشهرک سازی اسرائیل نمایانگر گوشه ای از این «تنهایی» است.
مسئله جمعیت و مهاجرت
شکاف بالای نرخ رشد جمعیتی اسرائیل در مقایسه با جمعیت مقاومت از دیگر تهدیدهای غیرمستقیم امنیتی متوجه رژیم صهیونیستی است. مسئله افزایش جمعیت فلسطینیان آنقدر مهم است که جان کری، وزیرخارجه وقت ایالات متحده آمریکا، آذرماه ۹۲ در مجمع یهودی «سابان» آن را به عنوان دومین تهدید جدی بعد از تهدید موشکی ایران، برای اسرائیل قلمداد کرد. تغییر توازن جمعیتی به نفع فلسطینیان، که از آن با عنوان «بمب جمعیتی» تعبیر می شود یکی از نگرانی های مهم مقامات اسرائیلی است. طبق آمارها، درصد رشد جمعیت فلسطینیان نسبت به اسرائیل در حدود یک و نیم برابر است و این به خوبی بیانگر چالشی اجتماعی-نژادی برای آینده اسرائیل خواهد بود. علاوه بر این، برتری جمعیتی فلسطینیان از نظر «کیفی» نیز نکته مهمی است که باید به آن توجه شود. در واقع یهودیان ساکن به دنبال امنیت و رفاه بوده و با همین وعده ها نیز به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده اند؛ در برابر اما، فلسطینیان هدف بازپس گیری سرزمین های مادری و قدس را در قلب خود زنده نگه داشته و هر روز را با تحقق این هدف مقدس شروع می کنند؛ مادران یاد شهدای مظلوم خود و نیز حس انتقام و روحیه مقاومت را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند و مجاهدانی تربیت می کنند که دست از مقاومت و اعاده حق خود نخواهند کشید. بنابراین این «روحیه» و «اراده» فلسطینیان است که دست برتر را در نزاع تاریخی با غاصبان دارد.
شکل گیری پدیده مهاجرت معکوس از دیگر چالش های اجتماعی به وجود آمده برای اسرائیل است. اساس شکل گیری رژیم صهیونیستی بر تشویق یهودیان به مهاجرت از سراسر جهان به فلسطین بود. صهیونیستها تا الان جمعیتی در حدود ۸ و نیم میلیلون نفر را در رژیم جعلی دارند، اما امروزه این رژیم با پدیده ای به نام «مهاجرت معکوس» مواجه شده است. اثبات جریان مهاجرت معکوس به لحاظ منطقی چندان دشوار نیست. ساکنان سرزمین های اشغالی به دلایل مختلف، به ویژه ناامنی مستمر، عدم تحقق رؤیای «رفاه اجتماعی»، شکاف روزافزون طبقاتی بین یهودیان اشکنازی و سفاردی، منفور شدن چهره صهیونیسم در دنیا (به خصوص بعداز جنایات جنگ ۲۲روزه) و ... انگیزه خود را برای زندگی کردن در سرزمین های اشغالی از دست می دهند و به ترک سرزمین غصب شده می اندیشند. در حوزه مسائل اجتماعی-هویتی، میتوان به شکل گیری و ترویج گفتمان «پست صهیونیزم» در فضای آکادمیک و نخبگانی اسرائیل نیز اشاره کرد. گرچه این گفتمان به شدت سرکوب شده و اجازه عرض اندام به آن داده نمی شود اما امروز مباحثی مانند زیر سوال رفتن اصل ایده صهیونیزم، جنایات وحشی گرایانه رژیم صهیونیستی در برابر فلسطینیان و تردید در دستاوردهای دولت جعلی رژیم صهیونیستی از مهمترین مباحثی است که ذیل این گفتمان طرح و بحث می شود.
به فهرست فوق می توان موارد متعدد و بی شمار دیگری را افزود که از ظرفیت این نوشتار مختصر خارج است. بررسی روند جایگاه منطقه ای اسرائیل به ما نشان می دهد این «اراده ملت ها» است که نقش اصلی را در ترسیم معادلات منطقه بازی خواهد کرد؛ نه تصمیمات اتاق های سیاه کاخ سفید و نه هیچ اراده دیگری؛ خواه عنوان آن تصمیمات «روند صلح» باشد خواه «معامله قرن». آنچه در نمای کلی و نگاه کلان به منطقه غرب آسیا به چشم می آید نزدیک شدن به همان وعده اطمینان بخش الهی در ازای مقاومت خستگی ناپذیر است؛ وعده ای که در لسان رهبر حکیم انقلاب این طور بیان شده است: « فلسطین آزاد خواهد شد؛ در این هیچ شبههای نداشته باشید. فلسطین قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم بر خواهد گشت و در آنجا دولت فلسطینی تشکیل خواهد شد» ۱۳۸۸/۱۲/۸
۱) صحیفه امام خمینی، جلد ۱۶ - صفحه ۴۹۰
۲) مصاحبه با لیبرمن در هفتمین نشست دیپلماتیک روزنامه صهیونیستی جروزالم (۲۱نوامبر۲۰۱۸)
3) https://www.timesofisrael.com/former-idf-chief-says-hysteria-over-iran-deal-is-unwarranted/
کاهش مهاجرت به اسرائیل از سال ۲۰۰۰ میلادی
شکست مفتضحانه اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ با حزبالله و سه سال پس از آن، در جنگ ۲۲روزه غزه در سال ۲۰۰۹ با نیروهای مقاومت، بی شک بزرگ ترین و ننگ آورترین صفحات در تمام تاریخ جعلی رژیم اشغالگر قدس است؛ هرچند ابعاد این دو نبرد، به خصوص جنگ ۳۳روزه به دلیل سیطره کمپانی های صهیونیستی بر رسانه های جریان اصلی غرب، آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفت و نمی گیرد؛ اما این نبرد آنقدر در دستگاه راهبردی اسرائیل تعیین کننده بود که پس از ۱۲ سال، همچنان مانع آغاز جنگ جدیدی علیه حزبالله گشته است. آخرین نبردی که بسیار بر جنبه «اقتدار»نظامی اسرائیل تاثیرگذار بود جنگ ۲روزه! اخیر اسرائیل با غزه بود؛ توجه به ژئوپلیتیک نوار غزه و مساحت ۴۵کیلومتر مربعی آن که در مقایسه با اسرائیل ناچیزاست، به خوبی نابرابری آشکار اسرائیل-غزه را در این نبرد نمایان می کند. تحلیل استراتژیک ابعاد این نبرد نامتقارن، روند افول قدرت نظامی اسرائیل را آشکار می سازد. پذیرش سریع ترین آتش بس تاریخ اسرائیل با درخواست ذلیلانه از مصر برای میانجی گری، استعفای «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ کابینه نتانیاهو و اعتراف تاریخی او مبنی بر اینکه این آتش بس به معنای تسلیم شدن است؛(۲) اثبات ناکارامدی سامانه گنبد آهنین برای بار دیگر و در نهایت رونمایی از توان نوین موشکی مقاومت تنها برخی از دستاوردهای جنگی است که اسرائیل فقط ۲روز توانست در آن تاب بیاورد.
مسئله سوریهتثبیت یکپارچگی ارضی سوریه، فائق آمدن نیروهای مردمی و مقاومت و ارتش سوریه بر بحران جنگ داخلی، تثبیت قدرت بشاراسد و پایگاه اجتماعی اش و در نهایت شکست پروژه امریکایی-اسرائیلی-سعودی برای حذف اسد از قدرت، یکی دیگر از مهمترین نقاط کانونی افول جایگاه منطقه ای اسرائیل است. سوریه به مثابه تنها دولت عربی وفادار به آرمان فلسطین و مهمترین و موثرترین متحد راهبردی ایران علیه اسرائیل از حیث مجاورت مرزی با اسرائیل و نیز مهمترین کانال امدادرسانی به گروه های مقاومت، جایگاه بسیار مهمی در دستگاه ارزیابی امنیتی اسرائیل دارد. جنگ با داعش، مجموعا به تقویت جبهه لبنانی با جبهه سوری منتهی شد و این جبهه مشترک در بخش جولان و جنوب غربی سوریه در حال توسعه است. نکته بسیار مهم این است وقتی اسرائیل از تحقق پیروزی در تقابل با جبهه جنوب لبنان ناکام بوده، چگونه امکان پیروزی برای او در جبهه ای گسترده تر و متحد ممکن است!؟
در این میان مسئله مهم دیگر، چالش بر سر بلندی های جولان(جولان اشغالی) است؛ منطقه ای بسیار استراتژیک و حیاتی برای دستگاه امنیتی-اطلاعاتی اسرائیل. در واقع با مهار بحران سوریه و محور مقاومت، اکنون یکی از مهمترین نگرانی های امنیتی-نظامی برای اسرائیل مسئله بلندی های جولان است. در یکی از مهمترین عملیات ها، در اردبیهشت ۹۷،سوریه حدود ۱۰مرکز نظامی اسرائیل را در بلندی های جولان هدف گرفته و منهدم کرده است. اسرائیلی ها می دانند «سوریه قوی» حق خود را برای بازپس گیری خاکش محفوظ می داند!
مسئله بیداری اسلامییکی دیگر از مهمترین تحولات منطقه که مستقیما بر جایگاه منطقه ای اسرائیل تاثیرگذار است؛ خیزش های مردمی در منطقه علیه رژیم های دست نشانده است که از تونس در سال ۲۰۱۱ و به نام بیداری اسلامی شکل گرفت. آنچه در خصوص بیداری اسلامی، من حیث المجموع می توان گفت این است که چرخش در ژئوپلیتیک منطقه به نفع محور مقاومت (از جمله: سقوط مبارک، مهمترین متحد مرزی اسرائیل، شکل گیری دولت اسلام گرا در تونس، رشد و تثبیت موقعیت جنبش انصارالله در معادلات سیاسی یمن) تمام شده است و در دراز مدت یقینا هزینه های جدی را بر اسرائیل بار خواهد کرد. در اینجا وضعیت یمن را به اختصار بررسی می کنیم.
موقعیت ژئوپلیتیک یمن و اشراف این کشور بر تنگه استراتژیک باب المندب مسئله ای است که از حیث راهبردی بسیار برای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی مهم است. چنانکه بنی گاتس، رئیس سابق ستادکل ارتش اسرائیل در این خصوص تاکید کرده است مسئله باب المندب و مسیرهای دریانوردی به اندازه برنامه هسته ای ایران برای اسرائیل مهم است.(۳) بی تردید اسرائیل از وجود کشوری قوی و مستقل و از همه بدتر، متحد مقاومت و معارض رژیم اشغالگر که اداره این گذرگاه مهم را در دست داشته باشد به شدت هراس دارد. جنگ ائتلاف سعودی با همراهی اسرائیل و امریکا علیه انصارالله به خوبی بینانگر این نگرانی است. رهبر حکیم انقلاب با اشاره به جنگ یمن، در خصوص شباهت سعودی و صهیونیست ها می فرمایند: «کاری که امروز دولت سعودی در یمن دارد انجام میدهد، عیناً همان کاری است که صهیونیستها در غزّه انجام دادند. دو جنبه دارد: یکی اینکه جنایت است، نسلکشی است، قابل تعقیبِ بینالمللی است، بچّهها را میکشند، خانهها را خراب میکنند، زیربناها را نابود میکنند، ثروتهای ملّی را در یک کشور از بین میبرند؛ خب، این یک جنایت بزرگ است؛ این یک طرف قضیّه است؛ طرف دیگر قضیّه این است که سعودیها در این مسئله خسارت خواهند کرد، ضرر خواهند کرد و بههیچوجه پیروز نخواهند شد. دلیل خیلی واضحی دارد؛ دلیلش این است که تواناییهای نظامی صهیونیستها چندین برابر توانایی نظامی این سعودیهای کذا و کذا [است]؛ چندین و چند برابر اینها، آنها توانایی نظامی داشتند؛ طرف مقابل آنها هم غزّهی یک وجبی بود. اینجا طرف مقابل یک کشور است، یک کشور دهها میلیونی؛ یک ملّت، کشور پهناور و وسیع. اگر آنها توانستند در غزّه پیروز بشوند، اینها هم خواهند توانست در اینجا پیروز بشوند؛ البتّه اگر آنها هم پیروز میشدند، باز پیروزی اینها احتمالش صفر بود؛ الان احتمالش زیر صفر است. اینها قطعاً ضربه خواهند خورد؛ قطعاً بینی سعودیها به خاک مالیده خواهد شد.» ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
امروز و پس از سالها، اولاً نه تنها هیچ پیروزی مهم و استراتژیکی برای ائتلاف سعودی بدست نیامده بلکه اصل تهاجم وحشیانه آن ها نیز نزد افکار عمومی بیش از پیش روشن شده است؛ تهاجم بی خردانه ای که ناشی از خامی و بی خردی حکام امروز بر دستگاه سعودی است: «چند جوان بیتجربه، امور آن کشور را در دست گرفتند و دارند آن جنبهی توحّش را غلبه میدهند بر جنبهی متانت و ظاهرسازی» ۱۳۹۴/۰۱/۲۰ ثانیا امروز سعودی در باتلاق یمن گرفتار شده و آن که در حال ضرر است و هزینه اصلی را می دهد، مهاجم است، ثالثا امروز مرزهای جنوبی عربستان نیز با تهدید انصارالله یمن مواجه است و این بیش از پیش اشتباه راهبردی سعودی در ورود به نبرد با یمنی ها را نشان می دهد؛ علاوه بر همه این ها، جبهه دیگری به محور مقاومت اضافه شده است که با تثبیت پایگاه اجتماعی گسترده و اتحاد داخلی، آینده درخشانی را در تاثیرگذاری بر معادلات منطقه نوید می دهد.
مسئله ایرانبی تردید ضدیت جمهوری اسلامی با رژیم اشغالگر قدس از شفاف ترین و جدی ترین مناقشات جاری در منطقه است که از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده است. مخالفت ایران با رژیم نامشروع اسرائیل و وفاداری به آرمان فلسطین توسط رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی باصراحت و شفافیت اعلام شده است. ابتکار امام در تعیین جمعه آخر ماه مبارک رمضان بعنوان روز قدس و توجه هوشمندانه امام و شاگرد برجسته ایشان، رهبر حکیم انقلاب به مسئله فلسطین و تثبیت آن به عنوان مسئله اول جهان اسلام و جلوگیری از انحراف اذهان از آرمان فلسطین، روند مبارزه نیروهای مخالف اسرائیل در منطقه را وارد فاز جدیدی کرد. تا قبل از انقلاب اسلامی اعراب وارد چهار جنگ با اسرائیل شدند که در همه آن چهار جنگ شکست خوردند و در نهایت پروژه سازش با اسرائیل شروع گردید که سرآغاز روند بی حاصل و فرسایشی «فرایند صلح» شد و مسئله حقانیت فلسطین وماهیت اشغالگری رژیم صهیونیستی در حاشیه قرار گرفت. اما با پیروزی انقلاب اسلامی و ارایه مدل «اتحاد و مقاومت» جهان اسلام برای آرمان فلسطین توسط حضرت امام، امیدها مجددا زنده شد و مجاهدان مقاومت بار دیگر به صحنه معادلات فلسطین بازگشتند. در این جا به اختصار به نقش جمهوری اسلامی بر موقعیت منطقه ای اسرائیل می پردازیم.
بی تردید مهمترین ارزیابی ها درباره ایران از زاویه دید محافل امنیتی-نظامی اسرائیلی ها، بررسی مواضع وسیاست های اعلامی رهبر حکیم انقلاب بعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح است؛ در اینجا به چند محور بسیار مهم در این خصوص اشاره می کنیم:
۱. ما در قضایای ضدیت با اسرائیل دخالت کردیم؛ نتیجهاش هم پیروزی جنگ سی و سه روزه و پیروزی جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابائی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. ۱۳۹۰/۹/۱۴
۲. اگر غلطی از رژیم صهیونیستی سر بزند، جمهوری اسلامی تلآویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد. ۱۳۹۲/۱/۱
۳. بعد از اتمام این مذاکراتِ هستهای، شنیدم صهیونیستها در فلسطین اشغالی گفتند فعلاً با این مذاکراتی که شد، تا ۲۵ سال از دغدغهی ایران آسودهایم؛ بعد از ۲۵ سال فکرش را میکنیم. بنده در جواب عرض میکنم اوّلاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. انشاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت؛ ثانیاً در همین مدّت هم روحیّهی اسلامیِ مبارز و حماسی و جهادی، یک لحظه صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت. ۱۳۹۴/۶/۱۸
۴. ما توانستیم مشت برادران فلسطینىمان را در غزّه و در مناطق دیگر تقویت کنیم و انشاءالله ادامه خواهیم داد. و من اعلام کردم و قطعاً این خواهد شد که کرانهى باخترى هم باید مثل غزّه مسلّح بشود و آمادهى دفاع باشد. ۱۳۹۳/۹/۴
۵. ما از حرکت مردم فلسطین با همهی وجود، تا هروقت بتوانیم و هرجور بتوانیم دفاع میکنیم. ۱۳۹۴/۹/۴
این ۵ محور به خوبی نشان دهنده منطق راهبردی ایران در حمایت از اصل مسئله فلسطین و حمایت همه جانبه و به هر نحو ممکن از گروه های مقاومت فلسطینی است. آنچه امروز اسرائیل با آن مواجه است؛ وجود یک ایران مقتدر و قوی و پرنفوذ در منطقه بعنوان مهمترین حامی گروه های مقاومت است که به هیچ وجه نمی تواند آن را نادیده بگیرد. سیاست کلان نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل بدون هرگونه محافظه کاری و مصلحت اندیشی و کاملا شفاف و مشخص توسط رهبر انقلاب اعلام و بر آن تاکید شده است؛ راز موفقیت روزافزون محور مقاومت در منطقه نیز همین انقلابی گری و صراحت رهبر حکیم انقلاب در حمایت از آرمان فلسطین و مقابله با غده سرطانی منطقه، یعنی اسرائیل است.
مسئله بعدی در این خصوص توان تاثیرگذاری واقناع جمهوری اسلامی ایران در همراه کردن روسیه به مثابه یکی از قدرت های مهم منطقه در خصوص مسئله سوریه با خود است. بی شک حضور روسیه در سوریه و دفاع از تمامیت ارضی و همراهی کلی با محور مقاومت، تمام نقشه ها و محاسبات راهبردی اسرائیل را باطل و نقش بر آب کرد و این نبود به جز اقتدار منطقه ای جمهوری اسلامی ایران. در اینجا مایلم به نکته ای دیگر اشاره کنم و آن توجه به تفاوت راهبردی اتحادمنطقه ای ایران-روسیه و اتحاد فرامنطقه ای امریکا-اسرائیل در منطقه است؛ حضور ایران و روسیه در ژئوپلیتیک مشترک و تاثیرگذاری شدیدتر این دو در معادلات منطقه و از آنطرف افول امریکا، بدلیل درگیری در مسائل اقتصادی و سیاسی داخلی، شکست در پروژه های منطقه از جمله افغانستان، عراق و سوریه، و از همه مهمتر «غریبه» بودن امریکا در منطقه، باعث برتری در تاثیرگذاری اراده مشترک ایران و روسیه در معادلات منطقه شده است و این خود به خوبی نشان دهنده عدم کارکرد اتکا به متحدی فرامنطقه ای برای اسرائیل است. آمریکا با خارج کردن نظامیانش از سوریه در واقع یک پیام روشن برای اسرائیل داشت: روی ما بیش از این حساب باز نکن! خروج نظامیان آمریکایی از سوریه بازتاب های منفی شدیدی بر فضای داخلی اسرائیل گذاشته است و تحلیل آن نیاز به گزارش مفصل و مستقلی دارد. امروز اسرائیل بیش از پیش «تنهایی» خود را در تقابل با نیروهای مقاومت احساس می کند و این وضعیت خوبی برای آینده اسرائیل نیست. «نه» یکپارچه و یکصدای مجمع عمومی سازمان ملل (۶دسامبر۲۰۱۸) به قطعنامه ضدفلسطینی امریکایی-اسرائیلی اخیر آنان و متعاقب آن تصویب قطعنامه ضدشهرک سازی اسرائیل نمایانگر گوشه ای از این «تنهایی» است.
مسئله جمعیت و مهاجرتشکاف بالای نرخ رشد جمعیتی اسرائیل در مقایسه با جمعیت مقاومت از دیگر تهدیدهای غیرمستقیم امنیتی متوجه رژیم صهیونیستی است. مسئله افزایش جمعیت فلسطینیان آنقدر مهم است که جان کری، وزیرخارجه وقت ایالات متحده آمریکا، آذرماه ۹۲ در مجمع یهودی «سابان» آن را به عنوان دومین تهدید جدی بعد از تهدید موشکی ایران، برای اسرائیل قلمداد کرد. تغییر توازن جمعیتی به نفع فلسطینیان، که از آن با عنوان «بمب جمعیتی» تعبیر می شود یکی از نگرانی های مهم مقامات اسرائیلی است. طبق آمارها، درصد رشد جمعیت فلسطینیان نسبت به اسرائیل در حدود یک و نیم برابر است و این به خوبی بیانگر چالشی اجتماعی-نژادی برای آینده اسرائیل خواهد بود. علاوه بر این، برتری جمعیتی فلسطینیان از نظر «کیفی» نیز نکته مهمی است که باید به آن توجه شود. در واقع یهودیان ساکن به دنبال امنیت و رفاه بوده و با همین وعده ها نیز به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده اند؛ در برابر اما، فلسطینیان هدف بازپس گیری سرزمین های مادری و قدس را در قلب خود زنده نگه داشته و هر روز را با تحقق این هدف مقدس شروع می کنند؛ مادران یاد شهدای مظلوم خود و نیز حس انتقام و روحیه مقاومت را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند و مجاهدانی تربیت می کنند که دست از مقاومت و اعاده حق خود نخواهند کشید. بنابراین این «روحیه» و «اراده» فلسطینیان است که دست برتر را در نزاع تاریخی با غاصبان دارد.
شکل گیری پدیده مهاجرت معکوس از دیگر چالش های اجتماعی به وجود آمده برای اسرائیل است. اساس شکل گیری رژیم صهیونیستی بر تشویق یهودیان به مهاجرت از سراسر جهان به فلسطین بود. صهیونیستها تا الان جمعیتی در حدود ۸ و نیم میلیلون نفر را در رژیم جعلی دارند، اما امروزه این رژیم با پدیده ای به نام «مهاجرت معکوس» مواجه شده است. اثبات جریان مهاجرت معکوس به لحاظ منطقی چندان دشوار نیست. ساکنان سرزمین های اشغالی به دلایل مختلف، به ویژه ناامنی مستمر، عدم تحقق رؤیای «رفاه اجتماعی»، شکاف روزافزون طبقاتی بین یهودیان اشکنازی و سفاردی، منفور شدن چهره صهیونیسم در دنیا (به خصوص بعداز جنایات جنگ ۲۲روزه) و ... انگیزه خود را برای زندگی کردن در سرزمین های اشغالی از دست می دهند و به ترک سرزمین غصب شده می اندیشند. در حوزه مسائل اجتماعی-هویتی، میتوان به شکل گیری و ترویج گفتمان «پست صهیونیزم» در فضای آکادمیک و نخبگانی اسرائیل نیز اشاره کرد. گرچه این گفتمان به شدت سرکوب شده و اجازه عرض اندام به آن داده نمی شود اما امروز مباحثی مانند زیر سوال رفتن اصل ایده صهیونیزم، جنایات وحشی گرایانه رژیم صهیونیستی در برابر فلسطینیان و تردید در دستاوردهای دولت جعلی رژیم صهیونیستی از مهمترین مباحثی است که ذیل این گفتمان طرح و بحث می شود.
به فهرست فوق می توان موارد متعدد و بی شمار دیگری را افزود که از ظرفیت این نوشتار مختصر خارج است. بررسی روند جایگاه منطقه ای اسرائیل به ما نشان می دهد این «اراده ملت ها» است که نقش اصلی را در ترسیم معادلات منطقه بازی خواهد کرد؛ نه تصمیمات اتاق های سیاه کاخ سفید و نه هیچ اراده دیگری؛ خواه عنوان آن تصمیمات «روند صلح» باشد خواه «معامله قرن». آنچه در نمای کلی و نگاه کلان به منطقه غرب آسیا به چشم می آید نزدیک شدن به همان وعده اطمینان بخش الهی در ازای مقاومت خستگی ناپذیر است؛ وعده ای که در لسان رهبر حکیم انقلاب این طور بیان شده است: « فلسطین آزاد خواهد شد؛ در این هیچ شبههای نداشته باشید. فلسطین قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم بر خواهد گشت و در آنجا دولت فلسطینی تشکیل خواهد شد» ۱۳۸۸/۱۲/۸
۱) صحیفه امام خمینی، جلد ۱۶ - صفحه ۴۹۰
۲) مصاحبه با لیبرمن در هفتمین نشست دیپلماتیک روزنامه صهیونیستی جروزالم (۲۱نوامبر۲۰۱۸)
3) https://www.timesofisrael.com/former-idf-chief-says-hysteria-over-iran-deal-is-unwarranted/
