1376/11/14
بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهلبیت(ع)
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
خوشامد عرض میکنم به همهى برادران و خواهران عزیز و گرامى، بخصوص میهمانانى که از نقاط دوردست و خارج از کشور تشریف آوردهاند و به منزل خودشان و به میهن خودشان وارد شدهاند.
یکى از برکات الهى این است که برادران مسلمان، گرد محورهاى مورد قبول و مشترک خودشان جمع بشوند؛ اگر این مقصود براى یک مجموعه حاصل بشود، باید این را نعمت خدا بداند و نسبت به آن شکرگزارى کند. بر همین اساس است که ما در مورد امّت بزرگ اسلامى و برادران و خواهران مسلمان، اصحاب مذاهب مختلف اسلامى، عقیدهى جدّى داریم به عنوان یک طرز فکر که باید اختلافات را در تعامل خودشان دخالت ندهند و مشترکات را به چشم اهمّیّت بنگرند و گرد هم جمع بشوند. انقلاب اسلامى از قبل از پیروزى هم این پیام را به همهى مسلمین داشت، بعد از پیروزى هم تا امروز به همهى برادران مسلمان در اکناف(۲) عالم این سفارش، این درخواست، این توصیهى مؤکّد را دارد که امّت اسلامى را به صورت یکپارچه، به صورت متّحد، فراتر از اختلافات عقیدتى، مذهبى، کلامى، فقهى، در مقابل دنیایى که جدّاً با اسلام مخالف است قرار بدهند و از این وحدت و عظمتى که به وجود مىآید، به نفع اسلام و مسلمین استفاده کنند.
اجتماع برادران پیروِ مذهب اهلبیت و شیعیان اهلبیت (علیهم السّلام) هم بر همین اساس است. گرد آمدن معتقدین و مؤمنین به مذهب اهلبیت، براى مبارزه و معارضهى با مسلمانان غیر خودشان نیست، براى ایجاد شکاف و شقاق نیست، براى تمیّز(۳) از میان برادران مسلمان و جدا کردن اصحاب فقهها و کلامهای مختلف و مذاهب مختلف نیست، [بلکه] براى حراست از مجموعهى پیروان اهلبیت است. پیروان اهلبیت در اغلب نقاط دنیا مظلومند. ملّت بزرگ ایران که اکثریّت قاطع آن پیروان اهلبیت هستند، یک ملّت مظلوم است؛ مظلومیّت شیعیان منحصر نیست به آنجایى که مثلاً در یک کشور بزرگى هزار خانوار شیعه زندگى میکنند؛ حتّى در ایران هم شیعیان مظلومند. مظلومیّت با قدرت منافاتى ندارد؛ ممکن است یک شخصى یا یک ملّتى در کمال اقتدار هم باشد، امّا مظلوم واقع بشود. امیرالمؤمنین، مولا و مقتداى ما (علیه آلاف التّحیّة و الثّناء) در نهایت اقتدار و در نهایت مظلومیّت بود؛ آن سه جنگى که بر آن بزرگوار تحمیل شد در دوران خلافت کوتاهش و بعد شهادت مظلومانهاش، و بعد اختفاء مرقد مطهّرش تا سالها ــ بیش از یک قرن ــ معناى مظلومیّت این بزرگوار است. ملّت ایران هم مظلوم است، شیعیان در بسیارى از نقاط عالم همینجور هستند. علّت اصلى را هم باید در این جستجو کرد که مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) از اوّل بر اساس مبارزهى با تحریف و کشاندن جریان ایمان اسلامى به میل قدرتهاى حاکم حرکت کرده است؛ کسى که در زندگى ائمّه (علیهم السّلام) مطالعه بکند و تفحّص بکند، این را بِوضوح مىیابد. در دوران سلاطین بنىامیّه و بنىعبّاس، اهلبیت (علیهم السّلام) مثل عَلَمهایى بودند، پرچمهایى بودند که راه اسلام ناب و برى از تحریف را به مردم نشان میدادند؛ اسلامى که قدرتها نمیتوانستند به خاطر حفظ حکومت خودشان یا به خاطر تأمین تعیّش خودشان و عیّاشىهاى خودشان به آن چیزى بیفزایند یا چیزى از آن کم کنند. این چیزى نیست که ما بگوییم و فقط شیعه روایت بکند؛ در همهى تواریخ اسلامى میشود نمونههایى پیدا کرد از کسانى که حدیث جعل میکردند، تفسیر آیات کریمهى قرآن وضع میکردند به خاطر دل یک مقتدر، یک حاکم؛ ائمّه در مقابل این مىایستادند. هر کسى که در مقابل تحریف بِایستد، در مقابل کشاندن مذهب به این طرف و آن طرف به میل صاحبان قدرت بِایستد، مورد ستم قرار میگیرد؛ نفْس این مکتب و این عقیده، این خصوصیّت را دارد، چارهاى نیست. با این دشمنیها، مجاهدت را هم نمیشود تعطیل کرد؛ البتّه امروز اینجور نیست که هر جایى که یک شیعهاى زندگى میکند، مشغول مبارزه است؛ نه، شیعیان در خلال امّت بزرگ اسلامى هر جا که هستند، مشغول زندگى خودشان هستند؛ لکن آن تفکّرى که از آن تفکّر، انقلاب اسلامى ایران پدید مىآید، جمهورى اسلامى ایران با این استقلال و ثبات سیاسى، با این عزّت اسلامى به وجود مىآید، امّتى را با این شجاعت، با این قدرت تربیت میکند، این مکتب و این طرز تفکّر نمیتواند مورد پسند مستکبرین جهان باشد و با او قهراً مخالفند؛ این مخالفت طبعاً به صُور مختلفى بُروز میکند، ظهور میکند، حرفهایشان را تحریف میکند.
از روزى که این انقلاب با الهام از حرکت ائمّه (علیهم السّلام)، حرکت امام حسین، با استفادهى از محبّت اهلبیت انجام گرفت و به این شکل به وجود آمد و بر اساس تعالیم ناب اسلامى این بناى عظیم و مرتفع بنیان شد ــ کسانى که بودند و هستند، میدانند و مىبینند و دیدند ــ شما ببینید چقدر کتاب، جزوه، مطلب، علیه شیعه نوشته شده است، منتشر شده است؛ لا تعدّ و لا تحصىٰ.۴ فراوان، براى بنده مىآورند این کتابها را و من میبینم. میدانم که دستهاى مجرم و گنهکار در فضاى فکرى اسلام چه دارد میکند، براى اینکه فکر اهلبیت، مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) را از نظر مردم، از نظر جوانها، به عنوان یک فکرى که منحرف از اسلام است، معرّفى کند؛ نسبتهاى دروغ میدهند، نسبتهاى خلاف میدهند، نسبت تحریف قرآن میدهند، نسبتهاى گوناگون. خب میکنند این کارها را؛ چرا میکنند؟ چون این حرکت، این فکر، این انقلاب، این نظام عظیم، این عزّت اسلامى، این ایستادگى ملّت در مقابل تمایلات استکبار و در رأس آن، شیطان بزرگ آمریکا، براى جوانها و دلهاى بانشاط در دنیاى اسلام جاذبه دارد؛ از این میترسند؛ این یک امر جدّى است. استکبار میداند که امروز دلهاى مردم، در بسیارى از کشورهاى اسلامى با جمهورى اسلامى است، میداند که عمق سیاسى و استراتژیک نظام جمهورى اسلامى در داخل کشورهاى اسلامى از کنار دریاى مدیترانه، از شمال آفریقا تا شرق آسیا است؛ این را میدانند، از این میترسند. لذاست که فکر شیعى را منحرف معرّفى میکنند، به آن تهمت میزنند، بد معرّفى میکنند، نسبتهاى خلاف میدهند، جمهورى اسلامى را مورد تهاجم قرار میدهند. خب شیعه در این بین مظلوم واقع میشود.
باید شما برادران عزیز و خواهران عزیز که در این مجمع عظیم و مجمع الهى شرکت دارید، این حرکت را حقیقتاً یک جهاد به حساب بیاورید؛ باید بتوانید از فکر مکتب اهلبیت و از شیعیان اهلبیت (علیهم السّلام) دفاع کنید؛ آنها را در چشم مردم مسلمان عالم همچنان که هستند، این مکتب را آنچنان که هست و میدرخشد معرّفى کنید. از اینکه به کسانى از این مجموعهى عظیم در اکناف عالم ظلم بشود جلوگیرى کنید؛ از اینکه کسانى که از آنها به ایتام آل محمّد (علیهم السّلام) تعبیر شده است، در معرض فتنهى فکرى یا فتنهى جسمى قرار بگیرند، بایست جلوگیرى کنید؛ اینها وظایف سنگینى است.
ما به عنوان جمهورى اسلامى، این احساس تکلیف را میکنیم؛ ما احساس میکنیم که در قبال طرفداران مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) در اطراف عالم و کشورهاى اسلامى و بقیّهى نقاط جهان مسئول هستیم، احساس مسئولیّت میکنیم؛ هم از لحاظ فکرشان، هم از لحاظ تربیت فرزندانشان، هم از لحاظ ارتباطشان با یکدیگر، هم از لحاظ اینکه در آنجایى که زندگى میکنند مظلوم واقع نشوند، هم از لحاظ اینکه مورد اتّهام قرار نگیرند، هم از لحاظ اینکه به خاطر عقیده و مذهبشان مورد تعقیب و فشار قرار نگیرند که بعضى جاها متأسّفانه اینجور است که مورد تعقیب قرار میگیرند، فقط به خاطر اینکه به این مذهب معتقدند که این خیلى ظلم بزرگى است. این، جزو وظایف این مجموعه است.
اگر انشاءالله شما با همّت والا و بلندى که بحمدالله دارید و با امکان عظیمى که نفْس این اجتماعِ دُور یکدیگر و همّتگمارى به این کار در اختیار هر مجموعهاى قرار میگیرد، بتوانید این راه را با قوّت اداره کنید، جهاد بزرگى است، حرکت عظیمى است، مورد رضاى اهلبیت (علیهم السّلام) است، مورد رضاى ائمّه (علیهم السّلام) است، مورد رضاى حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) قرار میگیرد؛ کار بسیار بزرگى است و این، وظیفه است.
امروز خدا را شکر میکنیم که پرچم مبارزهى با دشمنان اسلام به دست پیروان مکتب اهلبیت است، به دست این ملّت عظیم و این ملّت شجاعى است که از هیچ قدرتى بجز خدا نمیترسد؛ امروز، ملّت ایران اینجورى است. امروز این قدرتهایى که در دنیا براى ملّتها، براى دولتها، براى نظامها، براى شخصیّتها، براى رجال فکرى و فرهنگى، مثل یک هیولایى ترساننده هستند ــ عمده عوامل استکبار ــ براى ملّت ایران پشیزى ارزش و اهمّیّت ندارند؛ ملّت ایران فقط به دنبال تکلیف خود و مسئولیّت خود و در پى ادامهى راه نورانى خود حرکت میکند و با شیاطین مبارزه میکند، در مقابل خواست شیاطین مىایستد. بزرگترین مبارزهى با استکبار و با شیاطین استکبار این است که انسان تسلیم خواست آنها و تحمیل آنها نشود؛ امروز ملّت ایران، این مبارزهى بزرگ را دارد و این راهى است که امام بزرگوارمان در مقابل ما باز کرد و ملّت ایران از این راه پیش رفت و حرکت کرد و بحمدالله به عزّت رسید و امروز هم همان راه را با قوّت و شدّت ادامه میدهد. شهداى بزرگى هم دادهایم، جانهاى گرامى و عزیزى هم در این راه فدا شدهاند، امّا ملّت ایران سرافرازى خود را در این میداند که این راه را ادامه بدهد و انشاءالله ادامه هم خواهد داد و پیروزى و نصرت هم بنا به وعدهى الهى با کسانى است که در راه خدا پیش میروند و حرکت میکنند و مجاهدت میکنند.
از خداوند متعال مسئلت میکنیم که همهى شما عزیزان را، برادران و خواهران را موفّق بدارد، مؤیّد بدارد؛ دلهاى شما را به نور هدایت خود، به نور ایمان خود روشن کند؛ شرح صدر به همهى شما عنایت کند. انشاءالله بتوانید این حرکت عظیم را، این اقدام بزرگ را، این خدمت باارزش را پیش ببرید و به نقاط مطلوب و اهداف عالیهى آن برسانید.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
خوشامد عرض میکنم به همهى برادران و خواهران عزیز و گرامى، بخصوص میهمانانى که از نقاط دوردست و خارج از کشور تشریف آوردهاند و به منزل خودشان و به میهن خودشان وارد شدهاند.
یکى از برکات الهى این است که برادران مسلمان، گرد محورهاى مورد قبول و مشترک خودشان جمع بشوند؛ اگر این مقصود براى یک مجموعه حاصل بشود، باید این را نعمت خدا بداند و نسبت به آن شکرگزارى کند. بر همین اساس است که ما در مورد امّت بزرگ اسلامى و برادران و خواهران مسلمان، اصحاب مذاهب مختلف اسلامى، عقیدهى جدّى داریم به عنوان یک طرز فکر که باید اختلافات را در تعامل خودشان دخالت ندهند و مشترکات را به چشم اهمّیّت بنگرند و گرد هم جمع بشوند. انقلاب اسلامى از قبل از پیروزى هم این پیام را به همهى مسلمین داشت، بعد از پیروزى هم تا امروز به همهى برادران مسلمان در اکناف(۲) عالم این سفارش، این درخواست، این توصیهى مؤکّد را دارد که امّت اسلامى را به صورت یکپارچه، به صورت متّحد، فراتر از اختلافات عقیدتى، مذهبى، کلامى، فقهى، در مقابل دنیایى که جدّاً با اسلام مخالف است قرار بدهند و از این وحدت و عظمتى که به وجود مىآید، به نفع اسلام و مسلمین استفاده کنند.
اجتماع برادران پیروِ مذهب اهلبیت و شیعیان اهلبیت (علیهم السّلام) هم بر همین اساس است. گرد آمدن معتقدین و مؤمنین به مذهب اهلبیت، براى مبارزه و معارضهى با مسلمانان غیر خودشان نیست، براى ایجاد شکاف و شقاق نیست، براى تمیّز(۳) از میان برادران مسلمان و جدا کردن اصحاب فقهها و کلامهای مختلف و مذاهب مختلف نیست، [بلکه] براى حراست از مجموعهى پیروان اهلبیت است. پیروان اهلبیت در اغلب نقاط دنیا مظلومند. ملّت بزرگ ایران که اکثریّت قاطع آن پیروان اهلبیت هستند، یک ملّت مظلوم است؛ مظلومیّت شیعیان منحصر نیست به آنجایى که مثلاً در یک کشور بزرگى هزار خانوار شیعه زندگى میکنند؛ حتّى در ایران هم شیعیان مظلومند. مظلومیّت با قدرت منافاتى ندارد؛ ممکن است یک شخصى یا یک ملّتى در کمال اقتدار هم باشد، امّا مظلوم واقع بشود. امیرالمؤمنین، مولا و مقتداى ما (علیه آلاف التّحیّة و الثّناء) در نهایت اقتدار و در نهایت مظلومیّت بود؛ آن سه جنگى که بر آن بزرگوار تحمیل شد در دوران خلافت کوتاهش و بعد شهادت مظلومانهاش، و بعد اختفاء مرقد مطهّرش تا سالها ــ بیش از یک قرن ــ معناى مظلومیّت این بزرگوار است. ملّت ایران هم مظلوم است، شیعیان در بسیارى از نقاط عالم همینجور هستند. علّت اصلى را هم باید در این جستجو کرد که مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) از اوّل بر اساس مبارزهى با تحریف و کشاندن جریان ایمان اسلامى به میل قدرتهاى حاکم حرکت کرده است؛ کسى که در زندگى ائمّه (علیهم السّلام) مطالعه بکند و تفحّص بکند، این را بِوضوح مىیابد. در دوران سلاطین بنىامیّه و بنىعبّاس، اهلبیت (علیهم السّلام) مثل عَلَمهایى بودند، پرچمهایى بودند که راه اسلام ناب و برى از تحریف را به مردم نشان میدادند؛ اسلامى که قدرتها نمیتوانستند به خاطر حفظ حکومت خودشان یا به خاطر تأمین تعیّش خودشان و عیّاشىهاى خودشان به آن چیزى بیفزایند یا چیزى از آن کم کنند. این چیزى نیست که ما بگوییم و فقط شیعه روایت بکند؛ در همهى تواریخ اسلامى میشود نمونههایى پیدا کرد از کسانى که حدیث جعل میکردند، تفسیر آیات کریمهى قرآن وضع میکردند به خاطر دل یک مقتدر، یک حاکم؛ ائمّه در مقابل این مىایستادند. هر کسى که در مقابل تحریف بِایستد، در مقابل کشاندن مذهب به این طرف و آن طرف به میل صاحبان قدرت بِایستد، مورد ستم قرار میگیرد؛ نفْس این مکتب و این عقیده، این خصوصیّت را دارد، چارهاى نیست. با این دشمنیها، مجاهدت را هم نمیشود تعطیل کرد؛ البتّه امروز اینجور نیست که هر جایى که یک شیعهاى زندگى میکند، مشغول مبارزه است؛ نه، شیعیان در خلال امّت بزرگ اسلامى هر جا که هستند، مشغول زندگى خودشان هستند؛ لکن آن تفکّرى که از آن تفکّر، انقلاب اسلامى ایران پدید مىآید، جمهورى اسلامى ایران با این استقلال و ثبات سیاسى، با این عزّت اسلامى به وجود مىآید، امّتى را با این شجاعت، با این قدرت تربیت میکند، این مکتب و این طرز تفکّر نمیتواند مورد پسند مستکبرین جهان باشد و با او قهراً مخالفند؛ این مخالفت طبعاً به صُور مختلفى بُروز میکند، ظهور میکند، حرفهایشان را تحریف میکند.
از روزى که این انقلاب با الهام از حرکت ائمّه (علیهم السّلام)، حرکت امام حسین، با استفادهى از محبّت اهلبیت انجام گرفت و به این شکل به وجود آمد و بر اساس تعالیم ناب اسلامى این بناى عظیم و مرتفع بنیان شد ــ کسانى که بودند و هستند، میدانند و مىبینند و دیدند ــ شما ببینید چقدر کتاب، جزوه، مطلب، علیه شیعه نوشته شده است، منتشر شده است؛ لا تعدّ و لا تحصىٰ.۴ فراوان، براى بنده مىآورند این کتابها را و من میبینم. میدانم که دستهاى مجرم و گنهکار در فضاى فکرى اسلام چه دارد میکند، براى اینکه فکر اهلبیت، مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) را از نظر مردم، از نظر جوانها، به عنوان یک فکرى که منحرف از اسلام است، معرّفى کند؛ نسبتهاى دروغ میدهند، نسبتهاى خلاف میدهند، نسبت تحریف قرآن میدهند، نسبتهاى گوناگون. خب میکنند این کارها را؛ چرا میکنند؟ چون این حرکت، این فکر، این انقلاب، این نظام عظیم، این عزّت اسلامى، این ایستادگى ملّت در مقابل تمایلات استکبار و در رأس آن، شیطان بزرگ آمریکا، براى جوانها و دلهاى بانشاط در دنیاى اسلام جاذبه دارد؛ از این میترسند؛ این یک امر جدّى است. استکبار میداند که امروز دلهاى مردم، در بسیارى از کشورهاى اسلامى با جمهورى اسلامى است، میداند که عمق سیاسى و استراتژیک نظام جمهورى اسلامى در داخل کشورهاى اسلامى از کنار دریاى مدیترانه، از شمال آفریقا تا شرق آسیا است؛ این را میدانند، از این میترسند. لذاست که فکر شیعى را منحرف معرّفى میکنند، به آن تهمت میزنند، بد معرّفى میکنند، نسبتهاى خلاف میدهند، جمهورى اسلامى را مورد تهاجم قرار میدهند. خب شیعه در این بین مظلوم واقع میشود.
باید شما برادران عزیز و خواهران عزیز که در این مجمع عظیم و مجمع الهى شرکت دارید، این حرکت را حقیقتاً یک جهاد به حساب بیاورید؛ باید بتوانید از فکر مکتب اهلبیت و از شیعیان اهلبیت (علیهم السّلام) دفاع کنید؛ آنها را در چشم مردم مسلمان عالم همچنان که هستند، این مکتب را آنچنان که هست و میدرخشد معرّفى کنید. از اینکه به کسانى از این مجموعهى عظیم در اکناف عالم ظلم بشود جلوگیرى کنید؛ از اینکه کسانى که از آنها به ایتام آل محمّد (علیهم السّلام) تعبیر شده است، در معرض فتنهى فکرى یا فتنهى جسمى قرار بگیرند، بایست جلوگیرى کنید؛ اینها وظایف سنگینى است.
ما به عنوان جمهورى اسلامى، این احساس تکلیف را میکنیم؛ ما احساس میکنیم که در قبال طرفداران مکتب اهلبیت (علیهم السّلام) در اطراف عالم و کشورهاى اسلامى و بقیّهى نقاط جهان مسئول هستیم، احساس مسئولیّت میکنیم؛ هم از لحاظ فکرشان، هم از لحاظ تربیت فرزندانشان، هم از لحاظ ارتباطشان با یکدیگر، هم از لحاظ اینکه در آنجایى که زندگى میکنند مظلوم واقع نشوند، هم از لحاظ اینکه مورد اتّهام قرار نگیرند، هم از لحاظ اینکه به خاطر عقیده و مذهبشان مورد تعقیب و فشار قرار نگیرند که بعضى جاها متأسّفانه اینجور است که مورد تعقیب قرار میگیرند، فقط به خاطر اینکه به این مذهب معتقدند که این خیلى ظلم بزرگى است. این، جزو وظایف این مجموعه است.
اگر انشاءالله شما با همّت والا و بلندى که بحمدالله دارید و با امکان عظیمى که نفْس این اجتماعِ دُور یکدیگر و همّتگمارى به این کار در اختیار هر مجموعهاى قرار میگیرد، بتوانید این راه را با قوّت اداره کنید، جهاد بزرگى است، حرکت عظیمى است، مورد رضاى اهلبیت (علیهم السّلام) است، مورد رضاى ائمّه (علیهم السّلام) است، مورد رضاى حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) قرار میگیرد؛ کار بسیار بزرگى است و این، وظیفه است.
امروز خدا را شکر میکنیم که پرچم مبارزهى با دشمنان اسلام به دست پیروان مکتب اهلبیت است، به دست این ملّت عظیم و این ملّت شجاعى است که از هیچ قدرتى بجز خدا نمیترسد؛ امروز، ملّت ایران اینجورى است. امروز این قدرتهایى که در دنیا براى ملّتها، براى دولتها، براى نظامها، براى شخصیّتها، براى رجال فکرى و فرهنگى، مثل یک هیولایى ترساننده هستند ــ عمده عوامل استکبار ــ براى ملّت ایران پشیزى ارزش و اهمّیّت ندارند؛ ملّت ایران فقط به دنبال تکلیف خود و مسئولیّت خود و در پى ادامهى راه نورانى خود حرکت میکند و با شیاطین مبارزه میکند، در مقابل خواست شیاطین مىایستد. بزرگترین مبارزهى با استکبار و با شیاطین استکبار این است که انسان تسلیم خواست آنها و تحمیل آنها نشود؛ امروز ملّت ایران، این مبارزهى بزرگ را دارد و این راهى است که امام بزرگوارمان در مقابل ما باز کرد و ملّت ایران از این راه پیش رفت و حرکت کرد و بحمدالله به عزّت رسید و امروز هم همان راه را با قوّت و شدّت ادامه میدهد. شهداى بزرگى هم دادهایم، جانهاى گرامى و عزیزى هم در این راه فدا شدهاند، امّا ملّت ایران سرافرازى خود را در این میداند که این راه را ادامه بدهد و انشاءالله ادامه هم خواهد داد و پیروزى و نصرت هم بنا به وعدهى الهى با کسانى است که در راه خدا پیش میروند و حرکت میکنند و مجاهدت میکنند.
از خداوند متعال مسئلت میکنیم که همهى شما عزیزان را، برادران و خواهران را موفّق بدارد، مؤیّد بدارد؛ دلهاى شما را به نور هدایت خود، به نور ایمان خود روشن کند؛ شرح صدر به همهى شما عنایت کند. انشاءالله بتوانید این حرکت عظیم را، این اقدام بزرگ را، این خدمت باارزش را پیش ببرید و به نقاط مطلوب و اهداف عالیهى آن برسانید.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، حجّتالاسلام والمسلمین محمّدعلی تسخیری (دبیرکلّ مجمع جهانی اهلبیت) گزارشی ارائه کرد.
(۲ گوشهها، اطراف
(۳ جدایی، تفکیک
۴) غیر قابل شمارش
