1391/02/21
چکیده مقاله
نقش مرجعیت شیعه در بیداری اسلامی
|چکیده مقالهی ارائه شده به همایش|
موسی فقیه حقانی*
با هجوم استعمار غرب به سرزمینهای اسلامی و ضعف و شکست مسلمین در برابر این تهاجم، آموزههای تشیع و تکاپوی مرجعیت و روحانیت شیعه مهمترین کانون الهامبخش بیداری اسلامی در برابر این حملات همهجانبه بود. تکیهی مرجعیت بر معارف عمیق اهل بیت علیهمالسلام و تأکید بر اصول و ضوابط اسلامی در مقابله با کفار، موجب شد این جریان فارغ از لغزشهایی که متوجه دیگر گروههای فعال در عرصهی مبارزه با استعمار گردید، بتواند پایههای مقاومتی اصیل را در ایران بنیان گذارد. همین مقاومت در نهایت به انقلاب اسلامی و تأسیس نظام اسلامی در ایران منجر شد و توانست با مقاومتی در خور تحسین، الهامبخش خیزش ملتهای مسلمان منطقه و شمال آفریقا گردد. اکنون که شاهد برخاستن امواج بیداری اسلامی هستیم، واکاوی این مقاومت اصولی در عرصهی تاریخ، ضمن آشنا ساختن مردم مسلمان با عمق بیداری اسلامی، آنان را با اصول و راه و روش مبارزهای عمیق و تمامعیار با غرب مهاجم و استکبار جهانی آشنا میسازد.
تلاش برای صیانت از مرزهای فرهنگی، اعتقادی و جغرافیایی سرزمینهای اسلامی و پیشگامی در این زمینه بر اساس آموزههای دینی که سلطهی کفار را بر مسلمین برنمیتابد باعث شد که در صف مقدم مبارزه با سلطهی کفار، چهرهی مرجعیت شیعه بدرخشد. اعلان جهاد برای رهایی لیبی از چنگال متجاوزین ایتالیایی توسط مرحوم آیتالله حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی و آقا سید محمد کاظم یزدی طباطبائی (صاحب عروه) و دیگر علما، اعلان جهاد و مشارکت در جبهههای جنگ علیه روسیه در هجوم کفار روس به سرزمینهای ایران (قفقاز) و جنگ علیه استعمار بریتانیا در بینالنهرین که منجر به تشکیل کشور مستقلی به نام عراق شد و مانع از الحاق آن بخش از جهان اسلام به مستعمرات انگلستان در هند گردید. همراهی با ملت مسلمان فلسطین از بدو آغاز مبارزه تاکنون و پرهیز از مسائل حاشیهای و دهها نمونهی تاریخی دیگر نشان میدهد که حفظ سرزمینهای اسلامی و حریمهای فرهنگی و دینی مسلمانان، اولویت اصلی مرجعیت شیعه در مبارزه با هجوم کفار بود.
تلاش همهجانبه و آگاهانه در مقابله با استعمار اولویت دیگری بود که مرجعیت شیعه همواره آن را مد نظر داشت. برخی از همکاریهای مراجع شیعه با حکام در طول تاریخ نیز دقیقاً به همین اصل بازمیگشت. در صورتی که حکام سرزمینهای اسلامی، وابستگی به بیگانه نداشتند و جاده صاف کن استعمار محسوب نمیشدند، برخورد با کژرویهای آنان در اولویت بعدی قرار میگرفت. دلیل آن نیز کاملاً مشخص است؛ در هنگامهای که استعمار با تضعیف حاکمیتهای بومی قصد تسخیر سرزمینهای اسلامی را دارد، عزل یا تضعیف حاکم مستبد غیر وابسته اولویت اول مرجیعت شیعه نبود، مگر اینکه پیوند بین استبداد داخلی و استعمار خارجی بهقدری عمیق شود که نتوان آنها را از هم تفکیک کرد؛ مانند آنچه که در عصر پهلوی رخ داد.
با چنین چهارچوبی است که از سوی مرجعیت شیعه التفاتی به عملکرد گروهها و افرادی که این اولویتها را مد نظر قرار نمیدادند صورت نمیگرفت. تفاوت اقدامات برخی مصلحان، گروههای سلفی و نیز گروههای التقاطی که اتفاقاً شعار مبارزه با استعمار و استکبار را میدادند و هیچ کدام در ارائهی مدل عملی برای رهایی از چنگال استکبار توفیقی بهدست نیاوردند به طوردقیق در عدم رعایت همین اولویتها نهفته است.
تأکید امام خمینی رحمهالله بر لزوم آگاهسازی ملتهای مسلمان به وظایف و ظرفیتهای اسلام عزیز در بیدارسازی ملتها و پرهیز ایشان از همکاری با گروهها و جریانات بستهی سیاسی که داعیهی مبارزه با استعمار و استکبار را داشتند که تقابل اغلب آنها با نظام ولایتفقیه در ایران و ترویج سکولاریسم در جهان اسلامی در خلال سالهای اخیر آشکار شد، بهخوبی این تفاوت دیدگاه و اصالت خط مرجعیت را آشکار میسازد. در این مقاله با نگاهی اجمالی به اصول حاکم بر رفتار مرجعیت شیعه، تفاوت رفتار مراجع با دیگر گروههای سیاسی را در مقابله با استعمار مورد بررسی قرار میدهیم.
*دانشجوی دکترای علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی
تلاش برای صیانت از مرزهای فرهنگی، اعتقادی و جغرافیایی سرزمینهای اسلامی و پیشگامی در این زمینه بر اساس آموزههای دینی که سلطهی کفار را بر مسلمین برنمیتابد باعث شد که در صف مقدم مبارزه با سلطهی کفار، چهرهی مرجعیت شیعه بدرخشد. اعلان جهاد برای رهایی لیبی از چنگال متجاوزین ایتالیایی توسط مرحوم آیتالله حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی و آقا سید محمد کاظم یزدی طباطبائی (صاحب عروه) و دیگر علما، اعلان جهاد و مشارکت در جبهههای جنگ علیه روسیه در هجوم کفار روس به سرزمینهای ایران (قفقاز) و جنگ علیه استعمار بریتانیا در بینالنهرین که منجر به تشکیل کشور مستقلی به نام عراق شد و مانع از الحاق آن بخش از جهان اسلام به مستعمرات انگلستان در هند گردید. همراهی با ملت مسلمان فلسطین از بدو آغاز مبارزه تاکنون و پرهیز از مسائل حاشیهای و دهها نمونهی تاریخی دیگر نشان میدهد که حفظ سرزمینهای اسلامی و حریمهای فرهنگی و دینی مسلمانان، اولویت اصلی مرجعیت شیعه در مبارزه با هجوم کفار بود.
تلاش همهجانبه و آگاهانه در مقابله با استعمار اولویت دیگری بود که مرجعیت شیعه همواره آن را مد نظر داشت. برخی از همکاریهای مراجع شیعه با حکام در طول تاریخ نیز دقیقاً به همین اصل بازمیگشت. در صورتی که حکام سرزمینهای اسلامی، وابستگی به بیگانه نداشتند و جاده صاف کن استعمار محسوب نمیشدند، برخورد با کژرویهای آنان در اولویت بعدی قرار میگرفت. دلیل آن نیز کاملاً مشخص است؛ در هنگامهای که استعمار با تضعیف حاکمیتهای بومی قصد تسخیر سرزمینهای اسلامی را دارد، عزل یا تضعیف حاکم مستبد غیر وابسته اولویت اول مرجیعت شیعه نبود، مگر اینکه پیوند بین استبداد داخلی و استعمار خارجی بهقدری عمیق شود که نتوان آنها را از هم تفکیک کرد؛ مانند آنچه که در عصر پهلوی رخ داد.
با چنین چهارچوبی است که از سوی مرجعیت شیعه التفاتی به عملکرد گروهها و افرادی که این اولویتها را مد نظر قرار نمیدادند صورت نمیگرفت. تفاوت اقدامات برخی مصلحان، گروههای سلفی و نیز گروههای التقاطی که اتفاقاً شعار مبارزه با استعمار و استکبار را میدادند و هیچ کدام در ارائهی مدل عملی برای رهایی از چنگال استکبار توفیقی بهدست نیاوردند به طوردقیق در عدم رعایت همین اولویتها نهفته است.
تأکید امام خمینی رحمهالله بر لزوم آگاهسازی ملتهای مسلمان به وظایف و ظرفیتهای اسلام عزیز در بیدارسازی ملتها و پرهیز ایشان از همکاری با گروهها و جریانات بستهی سیاسی که داعیهی مبارزه با استعمار و استکبار را داشتند که تقابل اغلب آنها با نظام ولایتفقیه در ایران و ترویج سکولاریسم در جهان اسلامی در خلال سالهای اخیر آشکار شد، بهخوبی این تفاوت دیدگاه و اصالت خط مرجعیت را آشکار میسازد. در این مقاله با نگاهی اجمالی به اصول حاکم بر رفتار مرجعیت شیعه، تفاوت رفتار مراجع با دیگر گروههای سیاسی را در مقابله با استعمار مورد بررسی قرار میدهیم.
*دانشجوی دکترای علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی
