[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :شرح حدیث جلسه سی و هفتم‌/توجه به باطن و حقیقت اعمال - 1378/10/27
عنوان فیش :لزوم همراهی فعالیت‌های سیاسی با روح اصلاح امت اسلامی
کلیدواژه(ها) :
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
من وصیّته علیه السلام لکمیل بن زیاد:یا کمیل! لیس الشّأن أن تصلّی وتصوم وتتصدّق، الشّأن أن تکون الصلوة بقلبٍ نقیّ وعمل عنداللّه مرضیّ و خشوع سویّ وانظر فیما تُصلّی وعلی ماتصلّی ان لم یکن من وجهه وحلّه فلا قبول. (1)
از این جملات که حضرت، شاگرد باوفای خود را از قشر ظاهری به ماورای آن و به باطن و حقیقت اعمال، نفوذ می‌دهد، استفاده می‌شود که هر عملی، جسمی دارد و روحی، و اگر روح نباشد، جسم مرده و بی‌ارزش است. نباید به پوست بدون مغز، دل خوش کنیم، لُبّ و مغز مهم است، همان طور که امام سجاد (علیه السلام)می‌فرماید: «اللهم ارزقنی... لبّاً راجحاً»(2)
در نماز هم کیفیتِ آن مهم است، باید نماز را با قلب پاک و خضوع و کرداری که موجب خشنودی خدا است، انجام داد. اگر نماز در مکان و جامه غصبی و غیر حلال انجام شود مورد قبول الهی نیست.
البته گرچه این روایت در مورد نماز وارد شده، ولی همه اعمال همین طور است حتی فعالیت‌های سیاسی هم، باید همراه با روح اصلاح امت اسلامی باشد و در غیر اینصورت مطلوب ذات باری نیست.
1 )
تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ص 174 ؛
بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 74 ، ص 417 ؛

يَا كُمَيْلُ لَيْسَ الشَّأْنَ أَنْ تُصَلِّيَ وَ تَصُومَ وَ تَتَصَدَّقَ الشَّأْنُ أَنْ تَكُونَ الصَّلَاةُ بِقَلْبٍ نَقِيٍّ وَ عَمَلٍ عِنْدَ اللَّهِ مَرْضِيٍّ وَ خُشُوعٍ سَوِيٍّ وَ انْظُرْ فِيمَا تُصَلِّی وَ عَلَى مَا تُصَلِّی إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ وَجْهِهِ وَ حِلِّهِ فَلَا قَبُول‏.
ترجمه :
كميل! اين شأنى نيست كه نماز گزارى و روزه بگيرى، و تصدق كنى، شأن اين است كه با قلبى پاك و عملى خداپسند و خشوع كامل به نماز ايستى. بنگر در كجا و روى چه چيز نماز مى‏خوانى (در باره مكان و محل نماز دقت كن) اگر از راه شايسته و حلال نباشد قبول نخواهد شد.

2 )
المصباح للكفعمي‏، ابراهيم بن على عاملى كفعمى‏، ص 63 ؛
بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 84، ص 325 ؛

ثُمَّ قُلْ مَا كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُهُ فِی سَحَرِ كُلِّ لَيْلَةٍ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا تُبْتُ إِلَيْكَ مِنْهُ ثُمَّ عُدْتُ فِيهِ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِمَا أَرَدْتُ بِهِ وَجْهَكَ فَخَالَطَنِی فِيهِ مَا لَيْسَ لَكَ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِلنِّعَمِ الَّتِی مَنَنْتَ بِهَا عَلَيَّ فَقَوِيتُ بِهَا عَلَى مَعَاصِيكَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ ... الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ لِكُلِّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ لِكُلِّ مَعْصِيَةٍ ارْتَكَبْتُهَا اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی عَقْلًا كَامِلًا وَ عَزْماً ثَاقِباً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ قَلْباً ذَكِيّاً وَ عِلْماً [عَمَلًا] كَثِيراً وَ أَدَباً بَارِعاً وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِی وَ لَا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ ثُمَّ قُلْ خَمْساً أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْه‏.
ترجمه :
خدايا از تو آمرزش خواهم از هر گناهى كه بدرگاه تو از آن گناه توبه كرده ولى دوباره (توبه شكسته و) انجامش داده‏ام. و از تو آمرزش خواهم از آن اعمالى كه منظورم در ابتداى كار تنها رضاى تو بوده ولى در حين عمل چيزهاى ريائى ديگرى كه براى غير تو (نيز) بوده در آن مخلوط گشته است. و از تو آمرزش خواهم براى نعمتهائى كه بدادن آنها بر من منت نهاده‏اى ولى من بوسيله آنها بر نافرمانى تو نيرو گرفته‏ام. آمرزش خواهم از آن خداوندى كه معبودى جز او نيست، زنده پاينده، داناى غيب و شهود، مهر پيشه و بخشنده، از هر گناهى كه انجام داده‏ام، و هر نافرمانى كه مرتكب شده‏ام. خدایا عقلی كامل و تصمیمی نافذ و خردی برتر و دلی هوشیار و پاك و علمی [عملی] زیاد و ادبی نیكو روزیم كن و تمام اینها را به سبب مهربانیت به سود من قرار ده نه به زيانم ای مهربان ترین مهربانان سپس پنج مرتبه بگو: أستغفر الله الذی لا إله إلا هو الحی القيوم و أتوب إليه.