كارنامه سیاه رژیم آمريكا در نيم قرن دشمني با ايران رژیم امریكا از اولین سالهایی كه در نیم قرن پیش در صحنهی سیاسی ایران قدم نهاد، به ایران و ایرانی جفا و خیانت كرد، از رژیم فاسد و ضدمردمی پهلوی حمایت كرد، دولتهای وابسته و ضعیف و نوكرمآب را بر سر كار آورد، ارادهی خود را بر ملت ما تحمیل و منابع ملی را غارت كرد، ثروت عظیمی از این ملت را از طریق معاملات خسارتبار نفت و سلاح، ربود، نیروهای مسلّح ایران را در قبضهی خود گرفت، دستگاه ضدّ امنیتی شاه و شكنجهگران آن را آموزش داد، موجب اختلاف میان ملت ایران و بسیاری از ملتهای مسلمان، از جمله اعراب شد، فساد و فحشا را در ایران ترویج كرد، با رژیم شاه در سركوب نهضت اسلامی در مقاطع گوناگون، همكاری و آن را راهنمایی كرد! پس از آنكه علیرغم مجموعهی آن جبههی ظلمت و كفر و طغیان، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، از نخستین روزهای تشكیل جمهوری اسلامی، انواع دشمنیها و كارشكنیها و تهاجمها و توطئهها را بر ضد ایران و ملت انقلابی آن، به كار بست! از كمك فعال به رژیم عراق در جنگ هشت ساله، تا فعالیت برای محاصرهی اقتصادی كامل ایران، تا كمك به عناصر خائن و فراری، تا تبلیغات دایمی در همهی دستگاههای تبلیغی مربوط به خود، تا آتشبیاری در اختلافات منطقهیی، و سعی وافر برای ایجاد اختلاف میان ایران و همسایگانش، تا تلاشهای براندازی و تروریستی به وسیلهی مزدبگیران سازمان سیا، تا فعّالیت شدید برای جلوگیری از انعقاد قراردادهای اقتصادی میان ایران و كشورهای گوناگون جهان، تا دهها حركت موذیانه و تهدیدآمیز دیگر در همهی جبههها و همهی زمینههای ممكن!1377/01/12
قطع امتیازات بیگانگان؛ سیاست ایران پس از انقلاب اسلامی این انقلاب، چون متّکی به مردم بود، نظامی را بر سرِ کار آورد که مردمی بود؛ و چون رهبر این انقلاب، محبوبیت مردمی داشت و مردم پشت سر وی حرکت میکردند، برای قطع کردن امتیازات خارجی، منتظرِ گذشتِ زمان نشد و بلافاصله امتیازات قطع گردید. البته ما، تا ماهها پس از پیروزی انقلاب، روابطمان را با امریکا قطع نکردیم و فقط امتیازات آن کشور در ایران قطع شد. آنها میخواستند از نفت ما استفاده کنند؛ گفتیم: «نمیشود.» میخواستند از سرمایهگذاریهای ظالمانهای که به وسیلهی رژیم گذشته در ایران شده بود و آنها سودش را میبردند، استفاده کنند؛ گفتیم: «نمیشود.» میخواستند در ارتش - بخصوص در نیروی هوایی - حضور داشته باشند؛ گفتیم: «نمیشود.» میخواستند دستگاه جاسوسی خودشان را در سفارتخانهی سابقشان، فعّال نگه دارند؛ گفتیم: «نمیشود.» توجه داشته باشید که سفارتخانهی امریکا، تا ماهها پس از پیروزی انقلاب باز بود و در اینجا کاردار و سایر مسؤولین سفارتی داشتند. بعد که جوانان مسلمان دانشجو، سفارتخانه را گرفتند، دیدند این سفارتخانه مرکزی برای ارتباط با عناصر ضدّانقلاب و ضدّ نظام جمهوری اسلامی، و وسیلهای برای بده و بستان و تقویت و وصل کردن این به آن بوده است؛ همان نقشی که سفارت انگلیس، قبل از 28 مرداد در ایران ایفا میکرد. یعنی این را ببین، آن را ببین، این را به آن وصل کن. پول به این برسان، سلاح به او برسان و تدبیر به او برسان، تا حادثهای علیه جمهوری اسلامی اتّفاق بیفتد. مشغول چنین کارهایی بودند. ملت ایران، سفارتخانهی امریکا را «لانهی جاسوسی» نامید و این واقعیت داشت.1373/11/14
انقلاب اسلامی؛ انقلابی ضدّامریکایی امریکا در داخل کشور ما[قبل از انقلاب] با دو ابزار کار میکرد. یکی از ابزارهای امریکایی عبارت بود از سرمایهگذاریها، دخالتهای در ارتش، مجموعهی کارشناسی نظامی، پولها، سیاستها، سفارت امریکا و غیره. ابزار دوم هم عوامل صهیونیست بودند. اگرچه در ایران، آن وقت هم صهیونیستها از ترس مردم جرأت نمیکردند سفارتخانهی رسمی داشته باشند، امّا مراکزی مخصوص خود داشتند و با عواملشان، با کسانشان، با سیاستمدارانشان و با تجّارشان، اینجا کار میکردند. صحنهی سیاست و اقتصاد و نیروی مسلّح ایران در مشت امریکاییها بود. این را مردم میفهمیدند. امام از سالهای چهل و یک و چهل و دو، به این مطلب تصریح کردند. پس، وقتی در سال پنجاه و هفت مبارزه پیروز شد و انقلابِ پیروزمند به ثمر رسید، در حقیقت یک انقلاب ضدّامریکایی به ثمر رسیده بود. حال شما ببینید ملّت ایران و انقلابیّون، حق داشتند با عوامل امریکایی در این کشور چهکار کنند؟ کارهای زیادی میتوانستند بکنند و اگر هم میکردند، کسی ملامتشان نمیکرد؛ چون شانزده سال با امریکاییها مبارزه کرده و کتک خورده بودند. هیچکس نمیگفت چرا شما با امریکاییها این کار یا آن کار را کردید؟ درعینحال - درست توجّه کنید! - بعد از آنکه انقلاب پیروز شد، انقلاب و مسؤولین و شخص امام بزرگوار، نسبت به امریکاییها حدّاکثرِ ارفاق را کردند. سفارتشان سر جای خودش محفوظ بود و اینجا کاردار داشتند. اوّل سفیر داشتند؛ بعد کاردار داشتند. در روزهای اوّل انقلاب - بیست و دو و بیست و سهی بهمن - جوانان پرشور انقلابی، چند نفر از آنها را دستگیر کردند و به مدرسهای که امام رضواناللَّهعلیه، اوّل آنجا وارد شده بودند - یعنی مدرسهی رفاه و مدرسهی علوی - آوردند. بعد، امام برای دستاندرکاران خودشان پیغام فرستادند که مبادا کسی به اینها تعرّض کند؛ هیچکس به اینها تعرّض نکند. آنوقت یکییکی ولشان کردند، رفتند. اوّل از کشور رفتند؛ یعنی عدّهای از آنها خارج شدند، اما سفارتشان در تهران مشغول کار و فعّالیت بود. شما ببینید! رفتار این انقلاب و این ملّت نجیب و آن امام کریمِ بزرگوارِ پر اغماض با امریکاییها در ایران اینگونه بود. در حالیکه عرض کردم، اگر از سوی مردم و انقلابیّون پرشور و شخص امام که مظهر صلابت و قدرت بودند، هر تصمیمی نسبت به آنها گرفته میشد، کسی در دنیا ملامت نمیکرد و نمیتوانست بکند. از آن طرف، امریکاییها چه کار کردند؟ به جای اینکه این کرامت و بزرگواری امام بزرگوار و مردم را مغتنم بشمارند و قدردانی کنند و پاسخ مناسب بدهند، رفتار شدیداً خصمانهای در پیش گرفتند. این سفارتی که بعد به عنوان لانهی جاسوسی معرّفی شد - که واقعش نیز همین بود - به مرکز سازماندهی مخالفین و دشمنان انقلاب تبدیل شد که بروند آنجا دستور بگیرند و در بیرون، علیه انقلاب و نظام اسلامی همکاری کنند. آنها در سنای امریکا، علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مصوّبه گذراندند. تبلیغات امریکایی در سراسر دنیا، تبلیغات به شدّت خصمانهای علیه انقلاب و مردم بود که انجام میشد. مگر این مردم چه گناهی کرده بودند؟ چرا باید رژیم امریکا اینقدر با اینها خصومت و کینهورزی نشان میداد؟ این سؤالی بود که امریکاییها به آن جوابی ندادند و هرگز نمیتوانند جواب بدهند.1373/08/11
بسترهای تاریخی وقوع تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران [آمریکایی ها] محمّدرضا را که فراری ملت ایران بود، در آمریکا پذیرفتند و به عنوان یک میهمان پناه دادند. اموالی که در اختیار محمّدرضا قرار داشت، بالغ بر میلیاردها دلار میشد که در امریکا سرمایهگذاری کرده بود. در همه جای دنیا معمول است وقتی یک نفر که در رأس رژیمی قرار دارد، سرنگون شد، اموال شخصیاش که از آنِ مردم و دولت جدید بر سرِ کار آمده است، به آن دولت برگردانده میشود. این در همه جا یک عرف است. اگر روزنامهها را در قضایای گوناگون خوانده باشید، میبینید که همه جا این کار را کردهاند. هیچ جا سابقه ندارد که آن همه ثروت را که متعلّق به ملت ایران بود، در حسابهای محمّدرضا و کسانش در امریکا، نگه دارند. حتّی یک ریالش را به مردم ایران ندادند و نگه داشتند و هنوز هم پیش آنهاست. هنوز هم طلب ملّت ایران از رژیم امریکا، میلیاردها دلار است. آنها اموالی را که دولت ایران در گذشته خریداری کرده بود؛ پولش از کیسهی ملّت ایران پرداخته شده بود و ملّت به آنها احتیاج داشت، نگه داشتند. هنوز هم در انبارهای خودشان نگهداشتهاند و تا امروز هم تحویل دولت جمهوری اسلامی و ملّت ایران ندادهاند. طلبهای ایران که در امریکا بود، بلوکه شد و اینها را برنگرداندند. چرا؟ به این امید که شاید بتوانند نظام جمهوری اسلامی را منهدم کنند. با خود گفتند: امروز این پولها را به آنها نمیدهیم که مورد استفادهشان قرار گیرد. غرض اینکه، رژیم ایالات متّحدهی امریکا، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همان روشِ قبل از پیروزی را ادامه داد؛ یعنی اِعمال کینه و خصومت با ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی. در چنین شرایطی بود که قضیهی سفارت اتّفاق افتاد.1373/08/11
تعریف دوگانه ایران و آمریکا از قضیه 13 آبان 58 این ایام[13آبان]، مناسبت بسیار مهمّی برای ملت ایران است. یعنی خاطرهی درگیری ملت ایران با استکبار، که مظهر آن مظهر استکبار و استبداد جهانی، یعنی همان دولت امریکاست. عجیب این است که در این سه حادثهای که در روز سیزدهم آبان مجتمع شدهاند، درگیری بین این دو طرف است. بعضی از این حوادث طوری است که ملت ایران، مظلوم و مضروب واقع شده و مورد ستم قرار گرفته است؛ و کیفیّت بعضی دیگر، طوری است که طرفِ امریکایی، سزای آن ظلمها و ستمهای قبلی خود را دیده است. به نظر من، با قضیهی تسخیر لانهی جاسوسی بهوسیلهی عدّهای از جوانان مؤمن و مبارز و رشید ملت ایران، باید اینگونه برخورد کرد. امروزه در عرف سیاستی که امریکاییها آن را هدایت میکنند، قضیه اینگونه مطرح نمیشود. قضیه را اینطور مطرح میکنند که امریکا مثل همهی کشورهای دیگر در داخل تهران سفارتخانهای داشت و عدّهای از روی بیتربیتی و بیاعتنایی به موازین بینالمللی، ریختند و این سفارتخانه را که خانهی امریکاییها بود، تسخیر کردند و دیپلماتها را دستگیر نمودند. اینطور، قضیه را در دنیا منعکس میکنند. در حالی که طرح این قضیه به این شکل، خلاف واقع و غلط است. قضیه اینطور نیست. قضیه این است که دولت امریکا، یک نظام جبّار را در کودتای بیستوهشتم مرداد سال 32، در ایران بر سرِ کار آورد. بیستوپنج سال، انواع پشتیبانیها را از آن نظام جبّارِ ظالمِ غاصبِ خائن و فاسد انجام داد. در همان سالِ آخر؛ یعنی تقریباً آخرین سالی که آن رژیم نابجا و نابحق و فاسد بر سرِ کار بود، همان آقایی که امروز در دنیا چهرهی مردم دوستی به خود گرفته است و این گوشه و آن گوشهی دنیا، در قضایای بینالمللی دخالتهای بیجا و حضور بیفایده میکند، رئیس جمهور آمریکا بود. رئیس جمهور دمکراتِ امریکا، در همان حالی که ملت ایران نهایت شدّتها و سختیها را از دست آن رژیمِ فاسدِ غاصب میکشید، به ایران آمد، نان ملت ایران را اینجا خورد، بر سر سفرهی رنگین غاصبان حکومت در ایران نشست و لذّتهایش را برد، بعد هم با حالت سرمستی، ایستاد و اعلام کرد که: «ایران صاحب بهترین حکومتهاست. امنترین جاهاست و اینها که بر سرِ کارند، بهترین حکّامند!» انگار نه انگار که دستِ شاه تا مِرفق به خون این ملت آلوده است. این کار را امریکاییها کردند. بعد از مدّتی هم در مثل چنین روزی یکعدّه دانشآموزان و نوجوانان ما این گلهای هنوز درست باز نشده را پرپر کردند. این ضربه را، اوّل آنها وارد آوردند. با همهی اینها، ملت ایران نجابت به خرج داد: وقتی که انقلاب پیروز شد، در اینجا هیچکس به امریکاییها صدمهای نزد؛ آنها را اذیّت نکردند؛ سفارت را از آنها نگرفتند. آنها را روانه کردند؛ با احترام به خانهی خودشان رفتند. کسی کاری به کارِ آنها نداشت. عدّهای از آنها هم در داخل سفارت ماندند. لکن شروع به توطئه کردند: تماس با مخالفین انقلاب؛ درس دادن به عناصر پس مانده و واماندهی رژیم پهلوی که در اینجا از ادامهی حیات مأیوس شده بودند. خوب؛ ملت ایران هوشیار است. ملت ایران غافل نیست و میفهمد که قضیه چیست. جوانان دانشجو، در روز سیزدهم آبان 58 که راهپیمایی میکردند، رفتند این مادهی فساد را از بین بردند. قضیه اینگونه است.1372/08/12
مخالفت دائمی دشمن با اصل اسلام وقتى امریکا و امثال امریکا از ما راضى مىشوند که ما از این اسلام صرفنظر کنیم. کسى حاضر است از اسلام صرفنظر کند؟ اگر مىخواهیم از اسلام صرفنظر کنیم، خوب؛ چرا ما باشیم!؟ چرا من باشم!؟ یک دستگاه دیگر بیاید حکومت کند. چه لزومى دارد!؟ مردم ما را مىخواهند چه کنند!؟ براى خاطر اسلام است. مردم، من و شما را براى خاطر اسلام مىخواهند؛ چون نوکر اسلامیم؛ چون اعلام کردیم که ما حرکتمان براى اسلام است. اگر از اسلام صرفنظر نکنیم، «و لن ترضى عنک الیهود و لاالنصارى(1).» من گفتم این، یکى از معجزات قرآن است. الانش هم همینطور است. سابق، یک وقتهایى خیال مىکردیم که این، مال آن زمان بوده است. گفتیم: این، در زمانى اینگونه بوده. بله، «لن». اما امروز چه اهمیت مىدهند که یکى مسلمان باشد. حالا با مسلمانى مخالفند؛ با همهى مراحلش مخالفند؛ با بعضى مراحلش به شدت مخالفند (مثل مرحلهاى که ما در آن هستیم). با مرحلهى مسلمانى سارایوو مخالفند؛ همان مرحلهى ضعیفى که شما دیدید و دیگران هم دیدند و من هم دیدم. یک مسلمانىرقیقى دارند؛ اما این را هم حاضر نیستند تحمل کنند. پس فردا هم نوبت آلبانى است. اگر بتوانند، پدر مسلمانان اروپا را مىخواهند درآورند! البته انشاءاللَّه نمىتوانند. حفظ اسلام، ترجیح اصولانقلاب و اسلام بر همه چیز دیگر است.1371/05/19
1 )
سوره مبارکه البقرة آیه 120 وَلَن تَرضىٰ عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارىٰ حَتّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم ۗ قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدىٰ ۗ وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذي جاءَكَ مِنَ العِلمِ ۙ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ ترجمه: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواستههای آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شدهای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.
حمله ناو آمریکایی به هواپیماى مسافربرى ایران آن چیزى که دشمن را مىترساند، اتحاد ملت ایران است. این خونخواران جهانى، بیشتر از همه چیز از اتحاد شما مردم مىترسند. اگر نمىتوانند با یک ملت روبهرو بشوند، بر اثر این نیست که نمىخواهند روبهرو بشوند؛ نه، از وحدت و شجاعت و ایمان آن ملت مىترسند؛ والّا استعمار جهانى و استکبار نشان دادهاند که از جنایت باکى ندارند. چند سال قبل از این، مثل همین روزها بود که یک ناو امریکایى در خلیج فارس، هواپیماى مسافربرى ایران را با قریب سیصد مسافر هدف قرار داد و آن را ساقط کرد و سوزاند و غرق نمود و همهى آنان را از بین برد. بعد هم که اعتراض و جنجال شد و دنیا به حقانیت ملت ایران در این حادثه واقف گردید، عذرى خواستند و گفتند که ببخشید، اشتباه کردیم! عجب! اشتباه کردید؟! برخلاف عرف موجود بین همین قدرتمندان امروز جهانى - که خیلى هم به انسانیت و مبانى اخلاق اعتنایى ندارند - هواپیماى مسافربرى را که محترم است و کسى اجازه ندارد به هواپیماى مسافربرى تعرضى بکند، با قریب سیصد مسافر ساقط مىکنید و بعد مىگویید که اشتباه کردیم! غلط کردید اشتباه کردید! اشتباه کردیم یعنى چه؟! اگر فرماندهى آن ناو اشتباه کرده بود، پس چرا او را به محاکمه نکشیدید؟! چرا به او مدال دادید؟! چرا با انواع و اقسام گفتهها، به دشمنیهاى خودتان با ملت ایران ادامه دادید؟! چه اشتباهى؟! شماها در پیدا کردن هدفهاى شوم، هیچوقت اشتباه نمىکنید؛ در رسیدن به کار زشت بر ضد ملتهاى مستقل، هیچوقت اشتباه نمىکنید؛ درست مىروید و همان نقطهیى که زشتترین و بدترین است، پیدا مىکنید. امروز استکبار جهانى این است، امروز امریکا این است، اینها از جنایت باکى ندارند. اگر در جایى اقدام نمىکنند، چون براى خودشان مقرون به صرفه نمىبینند و از چیزهایى ملاحظه مىکنند. از عمدهترین چیزهایى که ملاحظه مىکنند، یکپارچگى ملت است؛ این یکپارچگى را مثل گوهر گرانمایهیى حفظ کنید.1370/04/13