سرنوشت امت اسلامی / امت اسلام
به ملتهای اسلامی و آحاد مردم مسلمان نیز عرض میکنم که علاج همهی دردها و ناکامیهای ملل مسلمان، بازگشت به اسلام و زندگی در نظام اسلامی و زیر سایهی احکام اسلامی است. این، آن چیزی است که عزت و قدرت و برخورداری از نعم بزرگ امنیت و رفاه را به مسلمانان برمیگرداند و سرنوشت تلخ و ذلتآمیزی را که طراحان استکبار برای امت مسلمان تدارک دیدهاند، دگرگون میسازد.1371/03/13
لینک ثابت
ملت اسلام باید اینها را بداند. ملتها باید در این زمینه تصمیمگیری کنند. ملتها باید در مقابل این زورگوییها بایستند. دولتها ایستادگی نمیکنند. دولتها نمیتوانند ایستادگی کنند. متأسفانه بسیاری از دولتها در دنیا، به خاطر انقطاع از مردم، قدرت ایستادگی ندارند. آنکه باید بایستد؛ آنکه اگر ایستاد هیچ قدرتی نمیتواند با او پنجه در پنجه بیندازد، ملتها هستند. ملتها باید بایستند. ملتها این چیزها را در کجا باید بفهمند جز در حج!؟ پیام برائت، یعنی این. پیام برائت، یک حرکت بزرگ اسلامی است. شرکت در پیام برائت و در اعلام برائت، یک واجب قطعی و عینی است. هیچکس نباید از حضور در این حرکت عظیم انسانی، اسلامی، الهی و سیاسی، سربازبزند. این، روح و معنای حجّ است. آن جنبه جهانی حج؛ آن چیزی که مربوط به سرنوشت امّت اسلام است، این است. حج برای این است. اینکه گفتند «در یک روز معیّن و در روزهای معیّن فی أیام معلومات در ساعات معیّن و حتّی در جایی معیّن در یک نقطه محدود، از تمام اقصی نقاط عالم جمع شوند»، برای چنین چیزی است. و الّا میگفتند «در ایام حج، هرکس در خانه و شهر خود، اجتماعی برقرار کند: ایرانیها در ایران، عراقیها در عراق، حجازیها در حجاز، هندیها در هند، چینیها در چین، اروپاییها در اروپا.» چرا گفتند «همه راه بیفتند»؟ یأتوک رجالا و علی کلّ ضامر یأتین من کلّ فجّ عمیق. چرا؟ «لیشهدوا منافع لهم.» آن منفعت، این است. «منافع لهم» برای همهشان، برای مجموعشان و برای امّت اسلام. حج برای این است. آن وقت بعضی آدمهای سادهلوح، سؤال میکنند که «آقا! دلیل برائت چیست؟» توقّع دارند که در رساله عملیّه نوشته باشند «برائت»! همه حج، فریاد برائت است. همه احکام حج حاکی از وجود چنین جهتگیریای است. آنکس که نمیفهمد، باید ذهن و فهم خود را تصحیح کند. این است معنای برائت.1371/02/12
لینک ثابت
بحمد اللّه ملتها بیدار شده و در راه اسلام قدم گذاشتهاند؛ نمونهی زنده، ملتهای شمال آفریقا، مخصوصاً سودان و الجزایرند. مقاومت این ملتها و پذیرفتن ابتلائاتی که خداوند در قرآن فرموده است، سرنوشت قطعی آنان را پیروزی خواهد ساخت؛ «و لنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثّمرات و بشّر الصّابرین».1370/11/15
لینک ثابت
خداوند حکیم عزیز را حمد و سپاس که بر بندگان منت نهاد و آنان را به گردآمدن در خانهی خود فراخواند و پیامبر بزرگ خود را به سردادن بانگ اذان حج بر گلدستهی تاریخ مأمور ساخت؛ ساحت خانه را امن و امان کرد و از بتهای جاهلیت پیراست و مطاف مؤمنان و میعاد دورافتادگان و مظهر جماعت و جلوهگاه شوکت و مجمع امت قرار داد؛ بیتاللّه را که سدنهی کعبه و خدمهی مطاف و مسعی در عهد جاهلیت اولی، بازار تجارت و دکان ریاست و سیادت خود کرده بودند، از آنِ مردم و منبع بهره و سود آنان دانست و به رغم انحصارطلبان، ازراهرسیدگان را با ساکنان دارای حقی برابر ساخت؛ حج را رمز وحدت و عظمت مسلمین و هماهنگی و پیوند میان آنان قرار داد و باطل السحر بسیاری از ابتلائاتی که افراد و جوامع مسلمین بر اثر جداماندگی از اصل و ریشهی خود به آن دچار میشوند؛ مانند: بیگانهگرایی و خودفراموشی و ترفندپذیری و غفلت از خدا و اسارت در دست اهل دنیا و بدبینی به برادران و شنودن سخن دشمن در بارهی آنان و عدم حساسیت به سرنوشت امت اسلامی، بلکه نشناختن کلیتی به نام امت اسلامی، و بیخبری از حوادث دیگر بلاد اسلامی و ناهشیاری در برابر نقشههای دشمنان دوبارهی اسلام و مسلمین، و بسی بیماریهای مهلک دیگر که در طول تاریخ اسلام بر اثر تسلط نااهلان و از خدا بیخبران بر زندگی سیاسی و سرنوشت مسلمین، همواره مسلمانان را تهدید کرده و در قرنهای اخیر، با حضور قدرتهای استعماری بیگانه در منطقه یا دستنشاندگان فاسد و دنیاپرستشان، شکلی بحرانی و ویرانگر به خود گرفته است.1370/03/26
لینک ثابت
دومین مسئلهیی که شایسته است بخصوص در این زمان و مکان به آن اندیشیده شود، مسألهی پیوند امت اسلامی است با تاریخ خود و نیز با سرنوشتی که باید برای خود رقم زند. گذشتهی امت اسلامی چیزی است که استعمار از هنگام ورود به آسیا و آفریقا، همت بر مخدوش ساختن و به فراموشی سپردن آن داشته است. تسلط بر ذخایر مادّی و انسانی در کشورهای اسلامی و به دست گرفتن سرنوشت ملتهای مسلمان که هدف استعمارگران، مستقیم و غیر مستقیم، از اواخر قرن هجدهم میلادی به این طرف بوده به طور طبیعی ایجاب میکرد که احساس غرور و شخصیت ملل مسلمان شکسته شود و آنها از گذشتهی پُرشکوه کاملًا منقطع شوند و بدینگونه فرهنگ و اخلاق خود را رها کرده، آمادهی پذیرش فرهنگ غرب و تعالیم استعماری شوند. و این حیله، در زمینهی کاملًا مساعدی که تسلط حکومتهای فاسد و مستبد در کشورهای اسلامی فراهم آورده بود، کارگر افتاد و سیل فرهنگ مهاجم غربی و همهی مفاهیمی که استعمار رواج آن را در میان ملل مسلمان برای تأمین سلطهی سیاسی و اقتصادی خود بر آن ملتها ضروری میشمرد، به راه افتاد و نتیجه آن شد که در طول دویست سال، کشورهای اسلامی یکسره به سفرهی گسترده و بیمانع و رادعی برای غارتگران غربی تبدیل شد و آنان از حاکمیت مستقیم گرفته، تا مالکیت ثروتهای زیرزمینی و تغییر خط یا زبان و حتّی تصرف کامل یک کشور اسلامی مانند فلسطین و تحقیر مقدسات اسلامی و غیره، در این کشورها پیش رفتند و مسلمین را از همهی برکات استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی که از جملهی آن، رشد علمی و فرهنگی است بازداشتند.1370/03/26
لینک ثابت
نکتهیی که در تلاوت و تحفیظ قرآن خوب است شما به عنوان پیشکسوت به جوانان تذکر بدهید، این است که اگرچه همهی آیات کریمهی قرآن نور است، اما امروز جوانان به بخشی از آیات قرآن خیلی احتیاج دارند و آن، چیزهایی است که عزت اسلام و عزت جامعهی اسلامی و توحید عملی جوامع اسلامی در آنهاست. جوانان ما در همه جای دنیای اسلام بایستی اینگونه آیات را روان و حفظ باشند و از آنها درس بگیرند. حتّی من یکوقت به این ائمهی جماعتی که در بعضی از کشورهای عربی و اسلامی، آیاتی را در قرائت نماز انتخاب میکنند، گفتم آیاتی را انتخاب بکنید که میتواند در سرنوشت ملتهای اسلامی به طور ویژه اثر بگذارد.1370/03/16
لینک ثابت
انسان که به طور معمولی و طبیعی تبدیل به فرشته نمیشود. بالاخره شهوات و خواستهای انسان، بر انسان معمولی نه آن برگزیدگان والا اثر میگذارند؛ اما مهم این است که این شهوات و خواستها، در خطمشی زندگیش اثر نگذارند؛ بخصوص در آنجاهایی که با سرنوشت یک جمع، یا با سرنوشت جامعهی اسلامی سروکار دارند. در اینطور جاها باید تسلیم خدا باشد و ارادهی خدا را بر ارادهی خودش، خواست خدا را بر خواست خودش، و اهداف الهی را بر اغراض شخصی خویش غلبه بدهد. اگر اینطور شد، همین عزتی که خدای متعال به شماها، به مسلمین و به مردم ایران داد و این دوازده، سیزده سال حقیقتاً گل سرسبد ملتهای دنیا شدید، «کنتم خیر أمّة اخرجت للنّاس» شدید و دشمنان هم به این اعتراف کردند و پیشرفتهای زیادی نمودید، این ادامه پیدا خواهد کرد.1370/02/21
لینک ثابت
غفلت مسلمانان از این نیروی لا یزال، همواره موجب آن شده است که دشمنان اسلام و غارتگران ثروتهای مسلمین بتوانند حیلهگرانه بر سرنوشت ملتهای اسلامی تسلط یابند و در این مقطع زمان، دست پلید اردوگاه کفر و استکبار و در رأس آن رژیم جبار و عنود امریکا، در سرزمینهای اسلامی با همین وسیله به هر تصرف دلخواه خود دست زده، در جان و مال مسلمین دست تطاول گشوده است.1370/02/06
لینک ثابت
افسوس که غالب سیاستمداران کشورهای اسلامی، قدرناشناسی نسبت به نیروهای عظیم ملتهای خود را با خودباختگی در برابر قدرتهای بیگانه توأم ساخته و به جای بهرهگیری از فرصت بزرگی که پیروزی انقلاب اسلامی برای آنان فراهم ساخته بود و تجدید نظر در روابط ناسالم و حقارتآمیز با امریکا و اروپا، ناشیانه در برابر این انقلابِ نجاتبخش و پُربرکت که ملتهایشان شیفتهی آن بودند، موضع خصمانه گرفتند و در نتیجه، بیش از پیش در منجلاب ضدیت با ملتهای خود و اسارت در دام تحمیل و زورگویی قدرتهای شیطانی گرفتار شدند. آنان برخلاف گفتهی قرآن که میفرماید: «فإنّ العزّة للّه جمیعا»، عزت را نزد امریکا طلب کردند. سزای این کجفهمی و بدکرداری، جز این نیست که ذلیلانه نگران سرنوشت خود و حکومتهایشان که به هیچ نقطهی اطمینانبخشی متکی نیست بمانند و به تجربه و عیان حس کنند که در هنگام خطر، امریکا و دیگر سردمداران قدرت استکباری، قادر به نجات آنان نیستند و دروغ بودن این پندار را که امریکا بر هرچه اراده کند، قادر است، با همهی وجود دریابند.1369/08/13
لینک ثابت
ما نسبت به ملتهای مسلمان دیگر هم احساس مسئولیت میکنیم. هرجا که مسلمانی هست، ما در آنجا وظیفه داریم. ما نمیتوانیم نسبت به سرنوشت مسلمانان بیتفاوت باشیم. امروز در منطقهی خلیج فارس، آرزومندان و تشنگان قدرتِ روزافزون و پیشقراول همه امریکا راه افتادهاند و میخواهند در اینجا برای خودشان جای پا درست کنند. اینجا منطقهی اسلامی است و برای امریکا و اذناب امریکا جایی نیست. اینجا پایگاه اسلام است. این خلیج فارس، یک مرکز اسلامی است و ثروتهای آن متعلق به ملتهای اسلامی میباشد.1369/06/01
لینک ثابت
احساس مسئولیت, سرنوشت امت اسلامی, سرنوشت دنیای اسلام
ما نسبت به ملتهای مسلمان دیگر هم احساس مسئولیت میكنیم. هرجا كه مسلمانی هست، ما در آنجا وظیفه داریم. ما نمیتوانیم نسبت به سرنوشت مسلمانان بیتفاوت باشیم.1369/06/01
لینک ثابت
خدای متعال، این ولایت و حاکمیت را از مجاری خاصی اعمال میکند. یعنی آن وقتی هم که حاکم اسلامی و ولیّ امور مسلمین، چه بر اساس تعیین شخص آنچنانکه طبق عقیدهی ما، در مورد امیر المؤمنین و ائمه (علیهمالسّلام) تحقق پیدا کرد و چه بر اساس معیارها و ضوابط انتخاب شد، وقتی این اختیار به او داده میشود که امور مردم را اداره بکند، باز این ولایت، ولایت خداست؛ این حق، حق خداست و این قدرت و سلطان الهی است که بر مردم اعمال میشود. آن انسان هرکه و هرچه باشد منهای ولایت الهی و قدرت پروردگار، هیچگونه حقی نسبت به انسانها و مردمِ دیگر ندارد. خود این، یک نکتهی بسیار مهم و تعیینکننده در سرنوشت جامعهی اسلامی است.
و اما آن کسی که این ولایت را از طرف خداوند عهدهدار میشود، باید نمونهی ضعیف و پرتو و سایهیی از آن ولایت الهی را تحقق ببخشد و نشان بدهد، یا بگوییم در او باشد. خصوصیات ولایت الهی، قدرت و حکمت و عدالت و رحمت و امثال اینهاست. آن شخص یا آن دستگاهی که ادارهی امور مردم را به عهده میگیرد، باید مظهر قدرت و عدالت و رحمت و حکمت الهی باشد. این خصوصیت، فارق بین جامعهی اسلامی و همهی جوامع دیگری است که به شکلهای دیگر اداره میشوند. جهالتها، شهوات نفسانی، هوی و هوس و سلایق شخصیِ متکیِ به نفع و سود شخصی یا گروهی، این حق را ندارند که زندگی و مسیر امور مردم را دستخوش خود قرار بدهند. لذا در جامعه و نظام اسلامی، عدالت و علم و دین و رحمت باید حاکم باشد؛ خودخواهی نباید حاکم بشود، هوی و هوس از هرکس و در رفتار و گفتار هر شخص و شخصیتی نباید حکومت کند.
سرّ عصمت امام در شکل غایی و اصلی و مطلوب در اسلام هم همین است که هیچگونه امکان تخطی و تخلفی وجود نداشته باشد. آنجایی هم که عصمت وجود ندارد و میسر نیست، دین و تقوا و عدالت باید بر مردم حکومت کند که نمونهیی از ولایت الهی محسوب میشود. پس، روز عید غدیر، روز ولایت و روز تعیینکنندهای در سرنوشت جامعهی اسلامی است.1369/04/20
لینک ثابت
روز عید غدیر، روز ولایت و روز تعیین کننده یی در سرنوشت جامعهی اسلامی است.1369/04/20
لینک ثابت
در نظام اسلامی، محور حرکت و قدرت، یک امر الهی است. در نظام اسلامی، برخلاف نظامهای مادّی، آن کسانی مورد قبول مردم قرار میگیرند که از نظر آنها، با معیارهای الهی و خدایی منطبق باشند. در نظامهای مادّی، معیارهای دیگری، نوع گزینش دیگری و نوع حرکت دیگری وجود دارد. در نظام اسلامی، مردم به معنای حقیقی کلمه، دارای ارزش و قدرت انتخاب و تصمیمگیری هستند؛ نه به صورت ریاکارانه، نه به شکل دمکراسیهای غیر واقعی و اسمی و شعاری و صورتسازیها و تظاهراتی که حاکی از واقعیت نیست. در نظام اسلامی، ملت تصمیمگیرنده است. مردم، حقیقتاً مالک و مسلط بر سرنوشت و امور خودشان هستند. این، یک امر واقعی است.1369/02/07
لینک ثابت
یکی اسلام حقیقی و قرآنی و ناب محمّدی (ص) است؛ یعنی همان اسلامی که پیروان خود را به وضع جدیدی از زندگی دعوت میکند و در خدمت صاحبان قدرت و رؤسای شرق و غرب قرار نمیگیرد. دیگری هم همان اسلامی است که ظواهر و اسم اسلام را دارد؛ امّا به آسانی در خدمت امریکا و غرب و شرق قرار میگیرد- مثل اسلامِ همین قلدرهایی که بر بعضی از کشورهای اسلامی مسلطند. آنها هم از اسلام دم میزنند؛ اما اسلام برای آنها یک دکان و وسیلهی حیات و قدرت است؛ و الّا اسلام اگر همان اسلامِ قرآن باشد، تسلط امریکا بر مخازن نفتی و سرنوشت مسلمین را صریحاً رد میکند.1368/09/01
لینک ثابت
یکوقت، چند نفر خدمت رسول اکرم آمدند و از شخصی تعریف کردند و گفتند: یا رسول اللّه! ما با این مرد همسفر بودیم و او مرد بسیار خوب و پاک و با خدایی بود، دائماً عبادت میکرد، در هر منزلی که فرود میآمدیم، از لحظهی فرود تا وقتیکه مجدداً سوار میشدیم، او مشغول نماز و ذکر و قرآن و اینها میشد. وقتیکه این تعریفها را کردند، پیامبر (ص) با تعجب از آنها سؤال کردند: پس چه کسی کارهایش را میکرد؟ کسی که وقتی از مرکب پیاده میشود، دائم مشغول نماز و قرآن است، چه کسی غذای او را میپخت؟ چه کسی وسایل او را فرود میآورد و سوار میکرد؟ چه کسی کارهایش را انجام میداد؟ اینها در جواب گفتند: یا رسول اللّه! ما با کمال میل، همهی کارهای او را انجام میدادیم. پیامبر فرمود: «کلّکم خیر منه»: همهی شما از او بهترید. اینکه او کار خودش را انجام نمیداد و به دوش شما میانداخت و خود مشغول عبادت میشد، موجب نمیشود که او مرد خوبی باشد. مردِ خوب، شما هستید که کار و تلاش میکنید و حتّی کار دیگری را هم شما به عهده میگیرید.
با اینگونه روشها، فضای زندگی در جامعهی اسلامی، از علاقهی به کار و تلاش زندگی پُر میشود. همهی این مواردی که مطرح کردم، امروز مورد ابتلا و احتیاج ماست. همهی مردم مسلمان در ایران و جامعهی اسلامی، باید نسبت به سرنوشت کشور و بازسازی آن، احساس وظیفه کنند. هیچکس نباید در کاری که انجام میدهد، هدف سازندگی جامعهی اسلامی را فراموش کند؛ و لو کاری که شما میکنید، برای زندگی خودتان باشد. همهی مردم حق دارند برای اعاشه و زندگی و تأمین آتیهی شخصی و خانوادگی خود کار کنند؛ اما در این تلاش و کاری که انجام میدهید، مسألهی سازندگی کشور هم باید مورد نظر باشد. یعنی اگر کاری که شما انجام میدهید، برای خود شما خوب است، اما برای ایران مضر و برای سازندگی کشور بد و مزاحم است، این کارِ شما نامطلوب است و درست نمیباشد.1368/07/28
لینک ثابت