برائت از مشرکین / حج / برائت از دشمنان اسلام
فرصت حج را براى روشنگرى در این زمینهها و اعلام برائت از استکبار و امریکا نباید از دست داد. دنیاى اسلام باید بداند که با چه قضایایى مواجه است. اینها براى دنیاى اسلام باید وسیلهى نشاط و حرکت شود. در تبلیغاتِ آنها اینطور وانمود مىشود که دیگر فایدهیى ندارد؛ استکبار تسلط پیدا مىکند و نمىشود کارى کرد؛ مشت است و درفش. واقع قضیه این نیست. واقع قضیه این است که امت اسلامى یک موجود زنده و توانمند است؛ آنجایى که بخواهد و اراده و اقدام کند، نه قدرت امریکا و نه بالاتر از امریکا، هیچ تدبیرى و کارى علیه او نمىتوانند بکنند. از خداوند متعال مىخواهیم همهى ما را موفق و تأیید کند و به روحانیون محترم کاروانها و دستاندرکاران و مسئولان گوناگون ردههاى مختلف حج توفیق دهد.1383/09/30
لینک ثابت
گردهمائى میلیونى مسلمانان در حج، پدیدهاى بىنظیر و شگفتانگیز است. همهى ملتهاى مسلمان از همه جاى جهان و از همهى قشرهاى اجتماعى، در این چند روز در خانهى خدا، زادگاه اسلام و پیامبر عظیمالشّأن آن گرد مىآیند و آئینهاى پررمزوراز حج را برپا مىدارند. در این شعائر پرشکوه و پرمعنى، پیوند دلها با خداى بزرگ، پیوند دلها با یکدیگر، حرکت بر محور توحید، سعى و تلاش همگانى، رمى شیطان و برائت از طاغوت، ذکر و تضرّع و خشوع در برابر خدا، و احساس عزت و عظمت در پرتو اسلام، همه در عمل و بهگونهاى نمادین به ملتهاى مسلمان، آموزش داده مىشود؛ و مهربانى و همزیستى با برادران و استحکام و سرسختى با دشمنان، و رها شدن از پیرایههاى خودپرستى و پیوستن به دریاى عزت و عظمت الهى در قالب مناسک حج تجسّم مىیابد.1381/11/18
لینک ثابت
حج ، جایگاه تجدید عهدِ پرستش نکردن شیطان و برائت از مشرکان
اینجا [حج] اردوگاه بزرگ امت اسلامی، است؛ جایگاه تمرین خدائی و مردمی شدن، از «خود»های دروغین و شرک آلود بیرون جستن، و به «خود» حقیقی و الهی پیوستن. اینجا جایگاه برائت از دیو و دَد و شیطان و پیوستن به جنود رحمان است. جایگاه تجدید عهدِ: ان لاتعبدوا الشیطان(1) و پاسخ به: ان اللَّه بریٌ من المشرکین و رسولُه(2) است. اینجا محلّ تجلی امت واحدهی اسلامی و مظهر عزّت معنوی و قدرت بشری مسلمانان است.1380/11/30
1 )
سوره مبارکه يس آیه 60
أَلَم أَعهَد إِلَيكُم يا بَني آدَمَ أَن لا تَعبُدُوا الشَّيطانَ ۖ إِنَّهُ لَكُم عَدُوٌّ مُبينٌ
ترجمه:
آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!
2 )
سوره مبارکه التوبة آیه 3
وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ إِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الأَكبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ۙ وَرَسولُهُ ۚ فَإِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ أَليمٍ
ترجمه:
و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر [= روز عید قربان] که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمیتوانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده!
لینک ثابت
اینجا اردوگاه بزرگ امت اسلامى، است؛ جایگاه تمرین خدائى و مردمى شدن، از خودهاى دروغین و شرکآلود بیرون جستن، و به «خود» حقیقى و الهى پیوستن. اینجا جایگاه برائت از دیو و دَد و شیطان و پیوستن به جنود رحمان است. جایگاه تجدید عهدِ: ان لا تعبدوا الشیطان و پاسخ به: ان الله بریء من المشرکین و رسولُه است. اینجا محلّ تجلى امت واحدهى اسلامى و مظهر عزّت معنوى و قدرت بشرى مسلمانان است.1380/11/30
لینک ثابت
حج از یک طرف مظهر معنویت است ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آیات الهى و نزدیک شدن هرچه بیشتر انسان به خدا از یک طرف مظهر وحدت است یکپارچگى امّت اسلام، برداشتن دیوارها و حجابها و پُر کردن درّهها و شکافهایى که یا بهدست دشمن، یا بهوسیلهى تعصّبات و اوهام به وجود آمده است، و نیز ایجاد قدمى به سوى امّت واحدهى اسلامى است و از طرف دیگر مظهر برائت از دشمنان خدا، برائت از مشرکین و ایادى شرک و کفر است. اگر إن شاء اللّه این سه جهت در حج متجسّد و مجسّم شود، حج فایدهى خود را بخشیده است. اوّل، شما و حاجى هستید که از حج بهره مىبرید. در مرتبهى دوم، دنیاى اسلام و جامعهى اسلامى و امّت اسلامى است که این بهره را مىبرد. یکى از خصوصیات حج این است که فضا را معنوى مىکند. الآن فضاى کشور به برکت نزدیکى ایام حج و با رفتن حُجّاج، در شرف معنوىتر شدن است. وقتى حُجّاج برمىگردند، باز بارى از معنویت با خود مىآورند؛ یعنى سوغات روحیه و معنویت. هر وقت سخن از حجّ است، معنویت پراکنده مىشود. باید اینطور باشد.1378/11/26
لینک ثابت
مردم شهیدپرور و عزیز نجفآباد، نگذارند که افتخاراتشان در دوران انقلاب و سالهاى جنگ تحمیلى، بدست عناصر معلومالحال مخدوش گردد و مىدانم که نخواهند گذاشت. براى ابراز برائت و بیزارى از استکبار جهانى و ایادى داخلى و خارجى آنان فردا اجتماع نماز جمعه را با حضور خود شکوهمند کنید و با شعارهاى کوبندهى خود از کسانى که مىخواهند با امنیت ملّى و هدفهاى انقلابى ملت مسلمان ایران معارضه کنند، بیزارى بجوئید و عزم انقلابى خود را در معرض دید ایادى استکبار بگذارید. عناصر فریب خورده و فتنهگر نیز بدانند که اینجانب اجازه نخواهم داد آنان امنیت و آرامش ملّت ایران را براى هدفهاى خائنانه و حقیر خودشان برهم بزنند و کشور را از راه مستقیمى که بحمد اللّه در آن حرکت مىکند با فتنه و آشوب منحرف کنند، و ملّت ایران با کمک پروردگار و عنایت ولىّعصر أرواحنا فداه همیشه بر دشمنان عنود خود پیروز خواهد گردید. و العاقبة للمتقین.1377/02/24
لینک ثابت
شناخت دشمن، محصول همهى آن شناختها و متمم و مکمّل آنهاست. بدون آن، دل و ذهن مسلمان، مخزنى بىحصار است که از دستبرد راهزن و خائن و غارتگر، مصون نیست. در خودِ اعمال حج، رَمى جمرات، نماد دشمنشناسى و دشمنستیزى است؛ و پیامبر مکرّم اسلام (صلّى الله علیه و آله)، اذان برائت را در حج سرداد و آیات برائت را از حنجرهى امیر مؤمنان (علیهالسّلام) در مراسم حج تلاوت فرمود. اگر جهان اسلام و امت اسلامى، روزى از وجود دشمنان جرّار فارغ گردد و چنین چیزى ممکن شود، برائت نیز بىفلسفه خواهد بود. ولى با وجود دشمنها و ستیزهگریهاى کنونى، غفلت از دشمن و بىمبالاتى به برائت، خطایى بزرگ و پُرخسارت است.1377/01/12
لینک ثابت
شناخت دشمن در حج، به معنى شناخت این روشها و انگیزههاى آن، و برائت در حج، به معنى افشاى توطئهى دشمن و اعلام بیزارى از آن است.1377/01/12
لینک ثابت
اگر رهبر این انقلاب، مردى مثل آن انسان معنوى، آن عارف خالص پاکباختهى دلسوخته نبود، این انقلاب هم به این جاها نمىرسید. هرچه هم عاقلانه و حکیمانه حرکت مىشد، اینگونه نمىشد. پشتوانه و مغز معناست که قشر مسائل اجتماعى و فردى و سیاسى و غیره را جان مىدهد و رنگ و جلا مىبخشد. بدون آن نمىشود. مایهى اصلى، معنویت و ارتباط با خدا و توجّه به خداست. لذا در حج به این بخش هم بایستى حد اکثر اهتمام شود. نه اینکه ما مىگوییم ارتباط برقرار کنیم، کار سیاسى بکنیم، برائت راه بیندازیم، تبلیغ مسائل گوناگون جمهورى اسلامى را بکنیم؛ اما به گریه و شبزندهدارى و تضرّع و ختم قرآن و استضائه از آن خورشید معنویت و از آن کورهى گداختهى عشق و محبّت را نپردازیم. نخیر، اینگونه نیست. اینجا هم پشتوانهى آن است. هر دو جهت مورد نظر است. البته چون بىتوجّهى به جنبهى اجتماعى و سیاسى بیشتر شده است، اینجا یک توجّه ویژه براى آن قسمت لازم است. این را باید توجه داشت.1376/12/13
لینک ثابت
در یک تحوّل اجتماعى، آن چیزى که آخرتر از همه اصلاح مىشود و تغییر پیدا مىکند، اخلاق است؛ اخلاق، نه به معناى رفتار. البته رفتارهاى افراد با یکدیگر را که عرفاً به آن «اخلاق» مىگویند، آن هم دیر عوض مىشود؛ لیکن منظور ما آن نیست. آن چیزى که از همه دیرتر عوض مىشود، اخلاقیّات و خُلقیّات انسانهاست؛ چه خُلقیّات فردى، چه خُلقیّات جمعى؛ که جمعهاى مختلفِ عالم، خُلقیّاتى دارند: یک قوم به تعصّب معروف است، یک قوم به راحتطلبى شهرت دارد و .... اینها خیلى دیر عوض مىشود. اگر چیز بدى از این قبیل در قومى هست و اخلاق زشتى وجود دارد، خیلى دیر عوض مىشود.اگر شما مىخواهید بر مخاطبانتان تأثیر بگذارید چه آن مخاطبى که این نکتهاى را که عرض کردیم مىداند و چه آن مخاطبى که این نکته را نمىداند باید با اخلاق با آنها مواجه شوید. باید نشان دهید که اخلاقمان تغییر پیدا کرده است. ما باید اثبات کنیم که اسلام در آن بطن البطن جان ما و در آن ژرفاى روح ما نفوذ و رسوخ کرده و به خوردِ جان ما رفته است، و الّا اگر اسم اسلام و ظاهر اسلام و ادّعاى اسلام و ادّعاى جمهورى اسلامى باشد، قبل از ما هم دیگران کردهاند؛ بعد از ما هم کسانى کردهاند و خواهند کرد. خیلى هم ارزش ندارد؛ گاهى اوقات به ضرر هم هست.
اگر بخواهید آن جاذبهى معنوى اسلام، را در طرف مقابل هر مسلمانى در دنیا، حتّى مسلمان غیر عامل که مشتاق اسلام حقیقى است تأمین کنید، این کار با اخلاق اسلامى، رفتار اسلامى، گذشت، حکمت، بلندنظرى، پختگى، انسانیت، خیرخواهى و مروّت امکانپذیر است. در همهى امور هم مىشود این کار را انجام داد.
البته معنایش این نیست که حالا برائت را راه نیندازیم تا خیال کنند ما اهل مروت و اخلاق و سازشیم؛ نه، در جهاد مسلّحانه هم مىشود اخلاق صحیح را اعمال کرد:1376/12/13
لینک ثابت
حج، مظهرى و نمونهیى از این پشتوانهى عظیم و تمام ناشدنى و غیر قابل شکست را در برابر چشم ما مىگذارد.
اینجاست که معناى حقیقى فریاد برائت در حج آشکار مىگردد؛ و چنین است که غریو دستهجمعى مسلمانان در برائت از مشرکین، در حج روح مىدمد و مضمون مىبخشد.
آیا اکنون هیچ مسلمانى مىتواند در این سخن حکیمانه شک کند که «حج بىبرائت، حج نیست»؟
ملتهاى مسلمان بدانند که اگر باهم باشند، دست خدا با آنها است و دست خدا مقتدرتر از هر پدیدهى قدرتمند در عالم وجود است. و دولتهاى مسلمان بدانند که ملتهاى آنان، قوىترین پشتیبان در مقابله با بیگانگان پرتوقع و متجاوز و غارتگر و بىرحمند. اگر ملتها به صحنه راه داده شوند، اگر به ملتها اعتماد شود، اگر با ملتها صادقانه عمل شود، دولتها آنچنان اقتدارى خواهند یافت که نه در میدان نبرد لازم است از دشمنى بترسند، و نه در عرصهى بناى کشور و زندگى عمومى لازم است به بیگانهاى احساس نیاز کنند.1376/01/21
لینک ثابت
آرى، حج درست و کامل، حج توحیدى، حجى که منبع عشق به خدا و مؤمنین و برائت از شیطانها و بتها و مشرکین باشد، رشد همهى مشکلات امت اسلامى را ابتدا متوقف و سپس آن را مرتفع مىسازد و منشأ عزت اسلام و شکوفایى زندگى مسلمین و استقلال و آزادى کشورهاى اسلامى از شر اجانب مىشود.
بر پایهى همین درک درست از اهمیت حج بود که پس از پیروزى انقلاب کبیر اسلامى در ایران، مسألهى حج در صدر اقدامات بینالمللى حکومت جمهورى اسلامى قرار گرفت و دولت کریمه، جنبهى سیاستُاللهى این فریضه را که مظهر عزت و قدرت حضرت حق است با جنبهى عبادتُاللهى آنکه جلوه گاه غفران و رحمت ربوبى است، به هم آمیخته، حج امروز را به حج صدر اسلام نزدیک ساخت، و به عنوان نمادى از این همه، مراسم برائت از مشرکین را در حج، بار دیگر زنده کرد و تاکنون با وجود همهى سختگیرىهاى سیاسى و شدت عملهاى ناشى از انگیزههاى غیر اسلامى، این وظیفهى اسلامى را دنبال کرده است.1375/02/04
لینک ثابت
تقرّب به خدا، ذکر و نماز و تسلیم و احرام و به خود و خدا اندیشیدن و سعى و صفا را مىطلبد و در نهایت زاد و توشهى تقوا را در کولهبار حاجى مىگذارد: «و تزوّدوا فإنّ خیر الزاد التقوى و اتّقون یا أولى الالباب» و اجتناب از شیطان و طاغوت، دل کندن از شهوات و هوسهاى خوارکننده و کمک گرفتن از نیروى صبر و ارادهى خود و نیز نیروى عظیم امت اسلامى را لازم دارد که همانا در حرکت دستهجمعى و همراهى و همدلى و همگامى و همزبانى همگان در طواف و سعى، و وقوف در عرفات و مشعر و منى، و هدف گرفتن دستهجمعى جمرات شیطان و رمى از همه جا و همه سو به آن و ابراز برائت عمومى از آن، حاصل مىشود، و در نهایت، گره خوردن دستها و دلها و عزمهاى مسلمین از همه جاى امت اسلامى به یکدیگر و احساس قدرت و امنیت در سایهى وحدت را پدید مىآورد که: و اذ جعلنا البیت مثابة للنّاس و امنا1374/02/14
لینک ثابت
اگر حج نبود، یک فرد مسلمان ممکن بود تا آخر عمر، بسیارى از این ملیّتها را نه تنها نبیند، بلکه اسم آنها را هم نشنود. حج، ملتها، رسوم، زبانهاى مختلف و افراد ناآشنا را که اگر دو نفرشان، روزهاى متمادى در نقطهاى باهم باشند، معلوم نیست یکذرّه با یکدیگر انس پیدا کنند، در یک نقطه جمع مىکند و به همهى آنها عمل، ذکر، عشق و هدف واحد مىبخشد.خوب؛ توقّع چیست؟ توقّع این است که دستاورد واحدى پیدا کنند. آن دستاورد واحد چیست؟ چیزى که فضلًا از شخص واحد به همهى ملتها ارتباط پیدا مىکند، نه به یک ملت واحد، چیست؟ آن، عبارت است از چیزى که بین ملتهاست؛ که همان اسلام است. بین ملتهاى صاحب نژادهاى مختلف، که همه مسلمانند، آنچه مشترک است، چیست؟ آن، آرمانها، آرزوها، اهداف و عشقهاى اسلامى است، که اسلام براى آنها معیّن کرده است.
پس، حج مىخواهد این را تأمین کند. چرا عدّهاى این نکتهى واضح را نمىفهمند و باید برایشان تشریح کرد؟! بعضى با وجود تشریح کردن هم نمىفهمند و شقاوت را به حد اعلى رسانده، با این امر واضح و حقِّ صریح، مبارزه هم مىکنند!
شرقى، غربى، سیاه، سفید و صاحبان زبانهاى گوناگون که اینجا جمع شدهاند، چند روز عمل واحدى انجام مىدهند: در یک نقطه عبادت مىکنند، مىخوابند و مىنشینند. این کارها براى یک امر فراملیّتى و فراشخصیتى است. و الّا ممکن بود این اعمال را هرکس در مسجد جامع شهر خودش هم انجام بدهد. چرا مردم را به یک نقطهى خاص کشاندند؟ براى اینکه باهم باشند و باهم بودن را حس کنند و آن چیزى را که فراتر از مجموعههاى ملّى است؛ یعنى مسلمان بودن و وحدت اسلامى را به اینها بفهمانند. آن، همان چیزى است که انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، از روز اوّل تا به حال روى آن تأکید مىکند و مىگوید حج، براى آشنایى مسلمانان با یکدیگر، اتّحاد و تأمین منافع مشترک مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترک، یعنى «برائت از مشرکین» است. اینجا چون مرکز اسلام است و لُبّ روح و حقیقت اسلام، توحید است و خانهى خدا، مرکز اقامه و مظهر و نماد و رمز توحید است، لذا شعار، شعار توحیدى است و برائت هم برائت از شرک است. این امر واضحى است. حالا مىگویند: آقا! در کتاب مسئله، کجا نوشتهاند که برائت از مشرکین، جزو واجبات حج است؟ خوب؛ کجا نوشتهاند که حفظ نظام اسلامى، از اوجب واجبات است و اگر کسى این را منکر باشد، اسلام را نفهمیده است؟1374/01/16
لینک ثابت
عزیزان من! حج را با این دو خاصّه بشناسید. خاصّهى تأثیر شخصى، فردى و معنوى. ایجاد انقلابى در هر دل؛ این هزاران دلى که از اینجا احرام مىبندند و به خانهى خدا، به میعاد و میقات الهى مىروند، تا منقلب، الهى و معنوى شوند و برگردند. دلها از خانهى خودشان احرام مىبندند. دلهاى ذاکر و خاشع. در واقع قبل از میقات، دلها مُحرِمند. این، یک ویژگى بود که قابل اغماض نیست. دومى هم معنا و مفهوم جمعى، اسلامى، امّتى و فراملیتىِ مربوط به امّت اسلام، و عبارت است از اثبات عزّت توحید، نفى شرک، برائت از شرک و مشرکین و داعیان الى الشّرک و مخالفان توحید، به هر شکل و گونهاى که بتوانند. مثل خود حج؛ که «من استطاع الیه سبیلًا.» متوقّف بر استطاعت است. البته دلهاى مؤمنِ پیروان آل محمّد صلى الله علیه و آله، در آن سرزمینها به دنبال یادگارهاى عزیز خودشان هم مىگردند. دنبال یاد ائمّهى مظلوم خودشان که آنجا، پایگاه اشعاع و نورانیّت و درس آنها بوده است.1374/01/16
لینک ثابت
حضرت حجة الاسلام و المسلمین محمّدى رىشهرى (دام بقاؤه و دامت تأییداته)
با سلام و تحیات وافره، پیام شما را دریافت کردم. با توجه به وضعیتى که اکنون خبر دادهاید، لغو کردن مراسم برائت مورد تأیید اینجانب است.
خداوند جنابعالى و همهى حجاج بیتاللّه الحرام به خصوص حجاج عزیز ایرانى را مشمول رحمت و هدایت خویش قرار دهد و حج آنها را مقبول فرماید.
و السّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته1373/02/26
لینک ثابت