مجموعهی شورای نگهبان، مجموعهی بسیار باارزش و گرانبهایی است؛ فقها و حقوقدانان محترم؛ شخصیتهای خوشنام، خوشسابقه و امین. بنابراین حقیقتا میتوانید یک نگاه با فرصتی بکنید و اطمینان مردم هم جلب خواهد شد. من البته بههیچوجه توصیه نمیکنم که کسی در مقابل افرادی که میخواهند با قانون گردنکلفتی کنند کوتاه بیاید؛ این را هم به آقایان گفتم، هم به بعضی از کسانی که برای شکایت پیش ما آمدند؛ اما مؤکدا توصیه میکنم که مراقب باشید حق کسی ضایع نشود؛ چون رد صلاحیت چیز کوچکی نیست؛ یعنی اینکه ما کسی را رد صلاحیت کنیم و احیانا صلاحیت داشته باشد. «جرح»، مسألهی خیلی مهمی است. اینطور نیست که بگوییم ما اینطور فهمیدیم؛ نه، باید جوانبش کاملا دیده و رعایت شود. در بعضی از موارد و مصادیقی - بنا نداریم وارد جزئیات شویم - که به بنده دو سه روز قبل ارائه شد و دیدم، این معنا و آنچه انسان انتظار دارد، وجود نداشت. باید سعی کنید آنچه انجام میگیرد، متقن باشد. من همواره به دوستان عزیز و محترم شورای نگهبان گفتهام که انسان باید جای پا را مستحکم انتخاب کند و بر روی آن بایستد؛ زیر پا نبایستی سست باشد و هیچ شبههی تخلف و تخطی از قانون یا کوتاهی در امر تطبیق با قانون نباید بهوجود آید.1382/10/24
لینک ثابت
من معتقدم باید به قانون عمل کرد؛ چه به نفع ما باشد، چه به ضرر ما. خیلی از قوانینی که در مجلس تصویب میشود، ممکن است مورد قبول شما نباشد؛ خیلی از مصوبات دولت ممکن است مورد قبول شما و من نباشد؛ اما به همان چیزی هم که قبول نداریم، باید عمل کنیم، و این منطق دارد. منطق این است که قانون بد بهتر از بیقانونی و نقض قانون است. اینکه ما قانون را هرجا طبق میل ما از آب درمیآید، قبول داشته باشیم؛ هرجا نتیجهاش طبق میل ما از آب درنمیآید، قبول نداشته باشیم، منطقی نیست. من معتقدم قانون باید ملاک باشد؛ اما اینکه در این مجموعهی مورد تنازع، کی قانون را رعایت کرده، کی قانون را شکسته، بین شما و آنها محل اختلاف است. آن روز من با آقای موسوی لاری صحبت میکردم و به نظرم همین نکته را گفتم. شما چیزهایی میگویید، آنها هم چیزهایی میگویند؛ آیا میتوان ادعای یک طرف را همینطوری قبول کرد؟ نه.
اگر به جای حساسی برسد و محتاج تصمیمگیری باشد، و اگر نوبت از مراحل قانونی بگذرد و به رهبری برسد، شکی نیست که بنده وارد میشوم و به آنچه تشخیص میدهم وظیفه است، عمل خواهم کرد؛ کمااینکه تا الان هم چنین چیزی اتفاق افتاده است؛ در مورد انتخابات هم اتفاق افتاده و باز هم همینطور خواهد بود؛ اما این معنایش این نیست که اگر شما صلاحیت کسی را تأیید کردید و دیگری رد کرد، یا شما رد کردید و دیگری او را قبول داشت، لازم باشد رهبری وسط بیاید و بین شما و آنها داوری کند؛ نه، مجرای قانونی و روش قانونی وجود دارد. یا مثلا اگر شما صلاحیت کسی را تأیید کردید و او صالح نبود و از زیر دست شما رد شد، ممکن است بنده او را بشناسم و به این کار راضی هم نباشم؛ اما من هیچ وظیفهای ندارم بیایم جلو این آدم را بگیرم؛ مجرای قانونیاش را طی میکند. شما وزارت کشور هستید و کار خودتان را میکنید؛ شورای نگهبان و هیأت نظارت هم مسؤولانی هستند و کار خودشان را میکنند. طبق قانون هم هر دوی شما موظفید عمل کنید؛ اگر هم هر کدام برخلاف قانون عمل کنید، یک راه قانونی وجود دارد. اینطور نیست که ما بگوییم کار شما را قبول نداریم، چون آن را خلاف قانون میدانیم؛ یکی دیگر هم به ما بگوید کار شما را قبول نداریم، چون آن را خلاف قانون میدانیم. قانون، مشخص و واضح است و زبان روشنی دارد و باید طبق آن عمل شود.1382/10/22
لینک ثابت
تصوّر نکنید کسانی که از مصادرهی زمینهای ملی و از قانونشکنی به سرمایههای بیحساب دست یافتهاند و جریانهای مالی را با ویژهخواریهای خود به سمت جیبهایشان سرازیر کردهاند، الان که شما سرِ کار آمدهاید، آرام بنشینند و دست از پا خطا نکنند؛ نخیر، اینها توطئه خواهند کرد؛ از نقاط ضعف استفاده خواهند کرد؛ نقاط ضعفی خواهند آفرید تا از آنها استفاده کنند. باید مراقب اینها باشید.1382/09/17
لینک ثابت
معمولا قبل از انتخابات جنجالهایی در کشور بهوجود میآید که غالبا هم ماهیت تبلیغاتی دارد. من از همهی قوای سهگانه - نمایندگان مجلس، مسؤولان در دولت، مسؤولان در قوهی قضاییه - خواهش میکنم سعی کنند فضای سیاسی کشور را متعادل نگه دارند تا مردم در یک فضای متعادل به موسم انتخابات برسند. مردم به انتخابات علاقه دارند. آنچه مردم را میرماند، برخی از صحنههای ناخشنود کنندهای است که در سطوح ما به چشم آنها میآید. فضا باید متعادل، منطقی و عقلایی باشد. گفتگوی انتقادی اشکالی ندارد؛ اما گفتگو با های و هوی فرق دارد. در مردمسالاری اسلامی، گفتگو با عربدهکشی و چاقوکشی در بعضی از دمکراسیها تفاوت دارد. اینجا گفتگو میکنند؛ به قول امام، مثل مباحثههای طلبگی. در مجلس و جاهای دیگر مباحثه کنند، حتی بر سر مسألهای دعوا کنند؛ اما کینه از هم به دل نگیرند؛ بعد هم پهلوی همدیگر بنشینند و با هم صحبت کنند. نگذارند اختلافنظر به تنازع برسد. این تنازع موجب فشل و ضعف قوا خواهد شد. دروغ، اهانت، دستگاهها یکدیگر را متهم کردن، شایعهپراکنی، افتراء به رقیب، تحریک عصبیتهای گوناگون؛ اینها هیچکدام با انتخابات اسلامی سازگار نیست. این خطاب به همهی جناحهاست؛ خطاب به اشخاص یا جناح معینی نیست؛ این وظیفهی همهی ماست. همهی جناحها باید این چیزها را رعایت کنند. همه هم در چارچوب قانون حرکت کنند. نه مجلس، نه شورای نگهبان، نه مجمع تشخیص مصلحت، نه رئیس جمهور، نه رهبری، هیچکدام حق ندارند از چارچوب قانون تخطی کنند. هرجا قانون اختیاراتی به کسی یا مجموعهای داده، طبق آن عمل کنند. دشمن با اختلاف میان ما، وسوسه میشود؛ همچنانکه در سال پنجاهونه شد. سال پنجاهونه دو جریانی داخل نظام - که آن رئیس جمهور فراری مطرود آن را راه انداخته بود - دشمن را وسوسه کرد. گفتند اختلاف شد و اینها به جان هم افتادند. دشمن وسوسه شد و به ما حمله کرد. البته دشمن تو دهنی خورد، اما خسارت هم وارد شد و هشت سال وقت ما به جنگ گذشت. نگذارید با اختلافاتی که گاهی اوقات به آن حتی تظاهر میشود، دشمن وسوسه شود و به ما ضربهیی بزند.1382/05/15
لینک ثابت
نظام اسلامی و هر نظامی به قوهی قضاییهای نیاز دارد که هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ این دو رکن در کنار هم لازم است. مورد اعتماد بودن به معنای این نیست که انسان برای وجاهت مردمی، از قدرت آن دستی که ضامن اجرای قوانین است، بکاهد. اساس قوهی قضاییه برای حفظ قانون است. امروز بحمدالله در کشور ما همهی مسؤولان دم از تبعیت از قانون میزنند. این امر بسیار مثبتی است؛ حفظ قانون، رعایت قانون. حفظ و رعایت قانون چگونه تضمین میشود؟ یک راه تضمین وجود دارد و آن، قدرت قوهی قضاییه است. کسانیکه اقتدار قوهی قضاییه را آماج حملات خود قرار میدهند، بدانند که به بیقانونی و هرج و مرج و ابطال و تضییع حقوق ضعفا کمک میکنند؛ چون قوهی قضاییه بازو و پنجهی قدرتمند نظام است، برای اینکه گریبان متجاوز و متخلف از قانون را بگیرد و او را سر جای خود بنشاند تا مردم بتوانند در پناه قانون زندگی کنند.1382/04/07
لینک ثابت
در نظام اسلامی، مراکز قدرت و کسانی که دستگاههای مختلف و مدیریّتها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصی برای خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند. اگر اینطور شد، آنگاه دستها و دامنها پاک خواهد ماند؛ والّا اگر مسؤولی که فلان تجارت خارجی و فلان مناقصهی بزرگ در اختیار اوست؛ فلان پروژهی مهم و پُرخرج زیر امضای اوست و فلان صندوق پول زیر کلید اوست، به خودش اجازه دهد برای منافع شخصی و جمعآوری ثروت برای خود یا نزدیکانش، از این امکان - که متعلّق به کشور و مردم است - استفاده کند، همان چیزی اتّفاق خواهد افتاد که در کشورهای دچار سیستمهای ظالمانه در گذشته و امروز در دنیا اتّفاق افتاده است؛ یعنی ثروت در یک نقطه متمرکز خواهد شد و جمع کثیری دچار محرومیّت و فقر خواهند گردید. این تبعیض است؛ این چیزی است که اسلام برای مبارزه با آن آمده است. ما هم که مدّعیِ اسلام هستیم، باید با آن مبارزه کنیم.
اینکه امیرالمؤمنین علیهالسّلام میفرماید: «ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛ یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشتهای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایعشدهی فراوانی وجود دارد؛ مظهر اصلی و مصداق عمدهاش همین است که کارگزاران و مسؤولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛ بانکها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛ ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروتهای گزاف پیدا کردهاند؛ ظاهر کار هم قانونی است.
من یک وقت گفتم قانوندانهای قانونشکن، خطرناکتر از همهاند؛ کسانی که قانون را خوب بلدند، پیچ و خمها و دالانهای تودرتوی قانون را خوب میشناسند، اما خودشان قانونشکنند؛ بدون اینکه معلوم شود کارشان قانونشکنی است. اگر خدای نکرده چنین چیزی برای ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزی است که با نظام اسلامی و با انتظار مهدی موعود کاملاً منافات دارد.
به مسؤولان بارها گفتهام، تأکید هم کردهام، باز هم میگویم و پای این مطلب ایستادهام: باید با فساد در دستگاههای دولتی و دیگر دستگاههای حکومتی مبارزه شود. متعهّدِ این مبارزه، خودِ مسؤولان قوای مختلف هستند. در درجهی اوّل، برای جلوگیری از فساد در دولت، خودِ مسؤولان دولتی، خودِ وزرا و خودِ مدیران ارشد مسؤولند. نگذارند در مجموعههای آنها فساد به وجود آید. اگر آنها بخواهند مبارزه کنند و اگر این مبارزه را جدّی بگیرند، بهتر از هر کس خواهند توانست مبارزه کنند. البته باید حواسشان جمع باشد که دامنهای خود را پاکیزه نگهدارند.
این را همه بدانند: کسی که خودش آلوده به فساد باشد، قادر نخواهد بود با فساد مبارزه کند. خودِ مسؤولان باید با هشیاری و دقّت، با این پدیده مبارزه کنند. اگر خدای نکرده مدیران در مقابله با فساد در دستگاههای خود کوتاه بیایند، ناگزیر باید قوّهی قضاییّه وارد میدان شود. دستگاه قضایی هم باید بیاغماض و بدون ملاحظه، هرجا فساد و یا عملی را برخلاف قانون و در جهت سوءاستفاده ملاحظه کرد، با آن مقابله کند.1381/07/30
لینک ثابت
قانونشکنی, قانوندانهای قانون شکن
قانوندانهای قانونشکن، خطرناکتر از همهاند.1381/07/30
لینک ثابت
جناب آقای محمدرضا خاتمی - نائب رئیس مجلس شورای اسلامی
با سلام و تحیت، نامهی جنابعالی و هیئت رئیسه محترم در بارهی مشکل اخیر چند نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ملاحظه شد. همانطور که میدانید در مورد این پیشآمد و امثال آن هیچ بنبست قانونی وجود ندارد و همهی راهحلها در قانون اساسی پیشبینی شده است.
اینجانب نمایندگان محترم مجلس و نیز مسؤولان محترم قوهی قضائیه را به پیمودن راههای قانونی و تمکین در برابر قانون دعوت میکنم و از مجادلهی بیهوده در امری که مجرای قانونی آن مشخص است، برحذر میدارم. اختلاف و جنجال بویژه در محضر افکار عمومی ملت عزیز که برای رفع مشکلات خود چشم به شماها و دیگر مسؤولان قوای سهگانه دوخته است، کاری بر خلاف مصالح ملی و در نزد خدا و مردم ناپسندیده است. وظیفهی همهی شما این است که در هر مسؤولیتی هستید به فکر رفع مشکلات مردم باشید.
نمایندگان محترم مجلس موظف به نظارت و تذکر و انتقادند و در اجرای این وظیفه کسی حق تعرض به آنان را ندارد. البته آنان حق ندارند از مرزهای قانونی تجاوز کنند. قوهی قضائیه نیز موظف به تعقیب قانونشکنان است و باید با متخلفین قاطعانه رفتار کند. آن قوه نیز حق ندارد از حدود قانونی خود در قضاء و مقدمات آن تجاوز کند. مجلس باید حرمت قوهی قضائیه را حفظ کند و قوهی قضائیه نیز باید حرمت مجلس شورای اسلامی را نگاه دارد. برای همهی این وظائف، قانون، موجود و گویا است و اگر ابهامی وجود داشته باشد مرجع ابهام را هم قانون معین کرده است.1380/10/08
لینک ثابت
کسی که دچار فساد مالی میشود، مشکل او فقط این نیست که مال مردم را میخورد و بالا میکشد؛ مشکل این است که یک جرثومهی فساد، هر چیزی که در مقابل او بایستد، میخواهد با آن مبارزه کند و از همهی نیروی خود برای برداشتن این مانع بهره بگیرد. حال این مانع اگر شرع باشد، با شرع میجنگد؛ اگر قانون اساسی باشد، با قانون اساسی میجنگد؛ اگر قوانین عادّی باشد، با قوانین عادّی میجنگد.
بحمداللَّه قوّهی قضایّیه و بخشی از قوّهی مجریّه به دنبال درخواست ما، بهطور جدّی وارد میدان شدهاند. همه باید به اینها کمک کنند. هیچکس نباید از فاسد و فساد دفاع کند. هرکس این حرکت قانونی و منطقیِ ضدّ فساد را تضعیف کند، از فساد حمایت و به آن کمک کرده است؛ دچار نوعی استبداد و استکبار شده است؛ یعنی سرکشی در مقابل قانون.1380/09/25
لینک ثابت
در حوزه اندیشه، قانونشکنی میکنند. حوزه اندیشه و فکر هم قوانینی دارد و باید از آن قوانین پیروی کرد. اگر کسی درباره یک مبنای فکری شبههای دارد، قانونش این است که آن را در مراکز تخصّصی و محافل علمی مطرح کند. یا باید شبهه را برطرف کرد و از ذهن خود زدود، یا اگر شبهه اشکال واقعی است، آن را به یک نظریّه تبدیل کرد و ذهنهای اهل علم و اهل نظر را نسبت به آن منقاد نمود. این حضرات از این قانون پیروی نمیکنند. شبههای به ذهن آنها میآید، خودشان دچار بیاعتقادی میشوند و بر اثر هزار گونه ابتلاء و گرفتاری، پایههای ایمان عمیق قلبیشان را موریانه هوی و هوس و رفاهزدگی و دنیاطلبی میجود و میخورد و شبههدار میشوند؛ آنگاه میآیند شبهه را در افکار عمومی مطرح میکنند و اسمش را هم تجدیدنظر میگذارند! این خیانت به افکار عمومی است. تجدیدنظر یعنی چه؟ یک وقت معنای تجدیدنظر این است که انسان از خطایی، اندیشمندانه و منصفانه برمیگردد. این امر بسیار خوبی است؛ اما تجدیدنظرهای سیاسی، مصلحتی و ناشی از تغییر موقعیّتها و تطمیع دشمن، تجدیدنظر نیست؛ اینها هُرهُریمسلکی است.1380/08/12
لینک ثابت
مسؤولان نباید بگذارند چنین حالتی در مؤمنین به وجود آید.البته این هیچ مجوّز آن نیست که کسانی به بهانهی اینکه اطمینانشان سلب شده، قانونشکنی کنند. قانونشکنی جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونی برای مقابله با هر چیزی که به نظر انسان منکر میآید - بدون اجازهی حکومت - خودش یک جرم است؛ مگر نهی از منکر زبانی، که بارها گفتیم نهی از منکر زبانی جایز و واجب و وظیفهی همه است و در هیچ شرایطی هم ساقط نمیشود؛ اما آنجایی که نوبت اجرا و عمل برسد، همه باید طبق قوانین عمل کنند. هیچ چیزی مجوّز این نیست که بگویند چون نیروی انتظامی و قوّهی قضایّیه عمل نکردند، خودمان وارد میدان شدیم؛ نخیر، آن روزی که لازم باشد مردم برای حادثهای خودشان وارد عمل شوند، رهبری صریحاً به آنها خواهد گفت.1380/05/11
لینک ثابت
قانون, قانونشکنی, قوه قضائیه
دفاع از مجرم، جرم است؛ دفاع از مجرمِ محکومشدهی طبق قانون، مبارزهی با قانون است.1380/04/07
لینک ثابت
آزادی نباید وسیلهی قانونشکنی و تیشه زدن به ریشهی نظام جمهوری اسلامی باشد. در شرق و غرب عالم، هیچ نظامی کسانی را که تیشه برمیدارند و به ریشهی آن نظام میزنند، پذیرایی نمیکند؛ اما جمهوری اسلامی این کرامت را کرد. مدتی طولانی کسانی به نام آزادی، با ایمان و دلبستگیهای مردم هر کار خواستند، کردند. جمهوری اسلامی هم - حال به هر دلیلی - سکوت کرد؛ نظام هم تحمّل و به تعبیری کرامت کرد.1379/12/09
لینک ثابت
آزادی نباید وسیلهی قانونشكنی و تیشه زدن به ریشهی نظام جمهوری اسلامی باشد.1379/12/09
لینک ثابت
یکی از هدفهای دشمن این است که با تحریک احساسات، در کشور ایجاد ناامنی کند. من قویا توصیه میکنم که بهخاطر احساسات و بهخاطر طرفداری از فلان کس، مبادا بر خلاف قانون اقدامی شود. من به هیچ وجه اجازه نمیدهم.1379/02/01
لینک ثابت
اسلام دربارهی مسألهی خشونت نظر روشن و واضحی دارد. اسلام استفادهی از خشونت را اصل قرار نداده؛ اما در مواردی که خشونت قانونی باشد، آن را نفی هم نکرده است. ما دوگونه خشونت داریم: یک خشونت قانونی است؛ یعنی قانون خشونتی را اعمال میکند؛ مینویسد که اگر فلان کس این کار را کرد، او را به زندان ببرند. این خشونت است، اما این خشونت بد نیست. این خشونت در برابر تجاوز به حقوق انسانهاست. این خشونت در مقابل آدمِ بیقانون است. این خشونت در مقابل متجاوز است. اگر در مقابل متجاوز خشونت اعمال نشود، تجاوز در جامعه زیاد خواهد شد. اینجا خشونت لازم است. یک خشونت هم خشونت غیر قانونی است. مثلاً یک نفر بیجا، خودسر، خودرأی، بر طبق میل خود، برخلاف قانون و بر خلاف دستور، نسبت به کسی اعمال خشونت میکند؛ یک سیلی به گوش کسی میزند. آیا این خوب است یا بد است؟ معلوم است که این بد است. در این شکّی نیست.1379/01/26
لینک ثابت