اصل ۴۴ قانون اساسی / قانون اساسی/ سیاستهای کلی اصل44
مردم باید در کار تولید [دخالت داده بشوند]. ما سیاستهای اصل ۴۴ را که چند سال پیش ابلاغ کردیم، همهی کسانیکه در مسائل اقتصادی صاحبنظر بودند گفتند این یک انقلاب در کار سیاسی است؛ خب همین را دنبال کنند؛ مردم را دخالت بدهند. جمهوری اسلامی در کار جنگ و دفاع از کشور -که معمولاً کار جنگ و دفاع از کشور و دفاع از مرزها کار دولتها است، کار مردم نیست؛ کار ارتشها است، کار دولتها است- با مدیریّت درست و با گزینشهای صحیح توانست مردم را بسیج کند، وارد این میدان کند و جنگ را ببَرد. وقتی مردم در کار دفاع از مرزها وارد میدان شدند -کاری که مربوط به دولتها و مربوط به ارتشها است- توانستند پیش بروند؛ بسیاری از برجستگان نظامی ما، مردمی و بسیجیاند؛ بسیجی بودند و بسیجی هم مبارزه کردند، بسیجی هم شهید شدند؛ خب کار اقتصاد به طریق اولیٰ [همینطور است]. کار اقتصاد یک کار مردمی است؛ اگر در زمینهی مسائل اقتصادی مردم را در میدان وارد بکنیم و مردم نقشآفرین بشوند در میدان اقتصاد و میدان تولید، یقیناً پیش خواهد رفت.1396/01/01
لینک ثابت
اقتصاد دولتی است. این جزو مسائلی است که اوّل انقلاب - که اینهم کار خود ما بود، دیگران به ما تحمیل نکردند - خود ما بر اثر نگاههایی که آن روز وجود داشت، اقتصاد را سپردیم دست دولت؛ حالا هرچه تلاش میشود که اقتصاد منتقل بشود به مردم و داده بشود دست مردم، با برنامهریزیِ درست که خلاف عدالت هم کاری انجام نگیرد، کار درست پیش نمیرود؛ سخت است. ما سیاستهای اصل ۴۴ را ابلاغ کردیم که معنای آن همین بود که ما اقتصاد را از حالت دولتی بودن خارج کنیم. من در همین حسینیّه که مسئولین جمع شدند در آن طبقهی بالا، برایشان شرح دادم که ما به چقدر ارز نیاز داریم و این امکان ندارد، به دست نمیآید مگر اینکه ما این کار را بکنیم: اصل ۴۴ به این شکلی که سیاستهای آن را ابلاغ کردیم عمل بشود.(1393/11/29
لینک ثابت
اصل ۴۴ قانون اساسی, سند چشم انداز ۱۴۰۴
یک ظرفیّت دیگری که در کشور وجود دارد، زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری است؛ نرمافزاری مثل این سیاستهای اصل ۴۴، سند چشمانداز و این کارهایی که در این چند سال انجام گرفته و همچنین زیرساختهای گوناگون مثل جاده و سدّ و پل و کارخانه و امثال اینها؛ اینها زمینههای بسیار خوبی برای پیشرفت اقتصاد کشور است، اینها ظرفیّتهای یک کشور است.1393/01/01
لینک ثابت
اقتصاد مقاومتی, حمایت از تولید ملی, اصل ۴۴ قانون اساسی
قبلاً سیاستهای گوناگونی در زمینههای اقتصادی ابلاغ شده است؛ مثل سیاست انرژی، سیاست تولید ملی، سیاست اصل ۴۴، سیاست امنیت سرمایهگذاری، سیاستهای آب و غیره؛ در آن سیاستها آنچه کانون توجه در هر بخشی بوده است، ارائهی نقشهیراه بوده؛ یعنی خواستیم مثلاً در زمینهی تولید ملی یا مسئلهی آب یا مسئلهی انرژی و امثال اینها نقشهیراهی ارائه بشود که براساس آن، مسئولان، کار خودشان را پیش ببرند. [اما] در این سیاستها تنها مسئلهی نقشهیراه نیست، بلکه در اینجا شاخصهای درستْ پیمودن راه هم مطرح شده؛ درست مثل علائم راهنمایی و رانندگی. در بندهای مختلف این سیاستها وظایفی تعیین شدهاست که در واقع این وظایف تضمینکنندهی درستی حرکت در این راه است؛ یعنی این سیاستها که فراگیر و عمومی و کلی است، در هر بخشی شاخصههایی را مشخص کرده است که در مطالعهی بندهای سیاستها، کارهایی که باید انجام بگیرد، مشخص است.1392/12/20
لینک ثابت
اقتصاد مقاومتی, نصرت الهی, اصل ۴۴ قانون اساسی
نکتهی پنجم [از مؤلفههای سیاستهای مقاومتی]، مردممحوری است که در این سیاستها ملاحظه شده. تجربه هم به ما نشان میدهد، بیانات و معارف اسلامی هم تأکید میکند که هرجا مردم میآیند دست خدا هم هست. یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة؛ هرجا مردم هستند، عنایت الهی و کمک الهی و پشتیبانی الهی هم هست؛ نشانه و نمونهی آن، دفاع هشتساله، نمونهی آن خود انقلاب، و نمونهی آن گذر از گردنههای دشوار این ۳۵ سال [است] چون مردم در میدان بودند، کارها پیش رفته؛ ما در زمینهی اقتصادی به این کمتر بها دادیم. سیاستهای اصل ۴۴ را که ما تصویب کردیم و ابلاغ کردیم، برای همین بود؛ البته حق آن چنانکه باید و شاید ادا نشد. من در همینجا همان سالها، در جلسهی با مسئولین راجع به سیاستهای اصل ۴۴ صحبت کردم؛ مورد تصدیق همه بود؛ در عمل هم کارهایی انجام گرفت که بایستی شکرگزار بود، لکن آنچنان که حق آن سیاستها بود عمل نشد. ما بایست به مردم تکیه کنیم، بها بدهیم؛ مردم با امکاناتشان باید بیایند در وسط میدان اقتصادی؛ فعالان، کارآفرینان، مبتکران، صاحبان مهارت، صاحبان سرمایه، نیروهای متراکم و بیپایانی که در این کشور وجود دارد، که واقعاً این نیروها هم بیشمارند. بنده سالهای متمادی است که سروکار دارم با قشرهای مختلف مردم؛ درعینحال گاهی یک چیزهایی برای ما آشکار میشود که من میبینم از اینها هم غافل بودیم. اینقدر عناصر آمادهی به کار، یا دارای مهارت، یا دارای ابتکار، یا دارای دانش، یا دارای سرمایه در کشور هستند که اینها تشنهی کارند؛ دولت بایستی برای حضور اینها زمینهسازی کند، اینها را راهنمایی کند که کجاها میتوانند توان خودشان را به کار ببندند، از آنها حمایت بکند؛ مسئولیت عمدهی دولت این است. حالا فعالیت اقتصادی دولت در یک بخشهای ناگزیری، قهراً وجود خواهد داشت؛ لکن باید فعالیت اقتصادی به مردم داده بشود؛ که در این سیاستها مورد ملاحظه قرار گرفت.1392/12/20
لینک ثابت
اقتصاد مقاومتی, اصل ۴۴ قانون اساسی, جهاد اقتصادی, سند چشم انداز ۱۴۰۴, حماسه اقتصادی, سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی
ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخائر و منابع غنی و متنوع و زیرساختهای گسترده و مهمتر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و كارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی كه همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی كند نه تنها بر همه مشكلات اقتصادی فائق میآید و دشمن را كه با تحمیل یك جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صفآرایی كرده، به شكست و عقبنشینی وا میدارد، بلكه خواهد توانست در جهانی كه مخاطرات و بیاطمینانیهای ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحرانهای مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای كشور در زمینههای مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی و سند چشمانداز بیست ساله، اقتصاد متكی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درونزا و برونگرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهامبخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.
اكنون با مداقه لازم و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاستهای كلی اقتصاد مقاومتی كه در ادامه و تكمیل سیاستهای گذشته، خصوصاً سیاستهای كلی اصل ۴۴ قانون اساسی و با چنین نگاهی تدوین شده و راهبرد حركت صحیح اقتصاد كشور به سوی این اهداف عالی است، ابلاغ میگردد.
لازم است قوای كشور بیدرنگ و با زمانبندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصههای مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقشآفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. از خداوند متعال توفیق همگان را در این امر مهم خواستارم.1392/11/29
لینک ثابت
اصل ۴۴ قانون اساسی, مفاسد اقتصادی
شما در زمینهی اقتصاد هم معتقدید كه اقتصاد دست مردم باید باشد؛ ما هم عقیدهمان همین است و در تفسیر اصل ۴۴ این معنا را تبیین كردیم. خب، معنای آن این نیست كه دولت اجازه میدهد یك نفری فعّالیّت اقتصادی بكند و یك انحصاری را در اختیار بگیرد كه این انحصار در نهایت به ضرر مردم است؛ جلوی او را میگیرید شما؛ جلوی انحصارات را میگیرید، جلوی تجاوز را میگیرید، جلوی فساد مالی را میگیرید، جلوی سوءاستفاده از منابع دولتی و عمومی را میگیرید؛ یعنی جلوی این مزاحمات را میگیرید.1392/09/19
لینک ثابت
افزایش سهم بخشهای تعاونی و خصوصی در تولید ملّی از طریق:
- تقویت انگیزه و عزم ملّی و تأكید و تسریع در اجرای كامل سیاست های كلی اصل ۴۴، رعایت انضباط مالی و بودجه ای دولت1391/11/24
لینک ثابت
زیربناهای اقتصادی بسیار مهمی، هم از لحاظ قانونی، هم از لحاظ واقعی و عملی وجود دارد. همین سیاستهای اصل 44 جزو زیربناهای قانونی است. زیربناهای مواصلاتی، ارتباطی، حمل و نقل، جادهها، بزرگراهها، خطوط ریلی و هوائی، فیبر نوری، نیروگاهها، سدها؛ اینها كارهائی است كه از اول انقلاب تا امروز انجام گرفته؛ آن هم اغلبِ نزدیك به همه، به دست جوانان و زبدگان و برجستگان علمی كشور خودمان. اینها چیزهای كمی نیست، اینها را ما به دست آوردهایم.1391/07/19
لینک ثابت
بخش خصوصی را باید كمك كرد. اینكه ما «اقتصاد مقاومتی» را مطرح كردیم، خب، خود اقتصاد مقاومتی شرائطی دارد، اركانی دارد؛ یكی از بخشهایش همین تكیهی به مردم است؛ همین سیاستهای اصل 44 با تأكید و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بیشتر باید دنبال شود؛ این جزو كارهای اساسی شماست. در بعضی از موارد، من از خود مسئولین كشور میشنوم كه بخش خصوصی به خاطر كمتوانیاش جلو نمیآید. خب، باید فكری بكنید برای اینكه به بخش خصوصی توانبخشی بشود؛ حالا از طریق بانكهاست، از طریق قوانین لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طریقی كه لازم است، كاری كنید كه بخش خصوصی، بخش مردمی، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتی معنایش این است كه ما یك اقتصادی داشته باشیم كه هم روند رو به رشد اقتصادی در كشور محفوظ بماند، هم آسیبپذیریاش كاهش پیدا كند. یعنی وضع اقتصادی كشور و نظام اقتصادی جوری باشد كه در مقابل ترفندهای دشمنان كه همیشگی و به شكلهای مختلف خواهد بود، كمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا كند. یكی از شرائطش، استفاده از همهی ظرفیتهای دولتی و مردمی است؛ هم از فكرها و اندیشهها و راهكارهائی كه صاحبنظران میدهند، استفاده كنید، هم از سرمایهها استفاده شود.
به مردم هم باید واقعاً میدان داده شود. البته در بیانات دوستان به برخی از این حوادثی كه ناشی از پیگیری مفسدین اقتصادی ومفاسد اقتصادی است، اشاره شد. واقعاً نمیشود ما كار اقتصادیِ درست و قوی بكنیم، اما با مفاسد اقتصادی مبارزه نكنیم؛ این واقعاً نشدنی است. همان چند سال پیش هم كه من راجع به این قضیه بحث كردم و مطالبی را به مسئولین كشور گفتم، به همین نكته توجه داشتم، كه تصور نشود ما میتوانیم سرمایهگذاری مردمی و كار سالم مردمی داشته باشیم، بدون مبارزهی با مفاسد اقتصادی؛ و تصور نشود كه مبارزهی با مفاسد اقتصادی موجب میشود كه ما مشاركت مردم و سرمایهگذاری مردم را كم داشته باشیم؛ نه، چون اكثر كسانی كه میخواهند وارد میدان اقتصادی بشوند، اهل كار سالمند، مردمان سالمی هستند؛ حالا یكی دو نفر هم آدمهای ناسالم پیدا میشوند. باید با چشمهای تیزبین، ریزبین و دوربین مراقبت كنید كه كسانی نیایند به عنوان ایجاد اشتغال و ایجاد كار و كارآفرینی تسهیلات بانكی بگیرند، اما كارآفرینیِ واقعی انجام نگیرد. این را باید مراقبت كنید؛ هم شما مراقبت كنید، هم قوهی قضائیه مراقبت كند. به نظر من همكاری قوهی مجریه و قوهی قضائیه در اینجا یك كار بسیار لازمی است.1391/06/02
لینک ثابت
اعتقاد خود من این است كه نگاه اقتصادی در كشور باید عدالتمحور باشد، و این منافاتی ندارد با آنچه كه ما در سیاستهای اصل 44 بیان كردیم، كه یكی از دوستان هم اینجا ذكر كردند. سیاستهای اصل 44 آنجور كه ما گفتیم، ما خواستیم و تشریح كردیم -و من در همین حسینیه، در همان اوقات یك صحبت مفصلی در این زمینه با مجموعهی مرتبط با این كار كردم - بههیچوجه با اقتصاد عدالتمحور منافاتی ندارد؛ یعنی مطلقاً به سرمایهداری به آن معنای بد منتهی نخواهد شد.
البته به شما عرض بكنم؛ آنچه كه در دنیا به عنوان نظام سرمایهداری وجود دارد، حقیقت و جوهرهاش سرمایهسالاری است. نفس داشتن سرمایه و به كار انداختن سرمایه برای پیشرفت كشور، چیز بدی نیست؛ چیز ممدوحی است؛ به هیچ وجه مذموم نیست. آنچه كه مذموم است، این است كه سرمایه و سرمایهداری محور همهی تصمیمهای كلان یك كشور و یك جامعه باشد؛ همه چیز را به سمت خودش بكشد؛ همان بلائی كه بر سر بلوك سرمایهداری و بلوك غرب آمد، كه امروز دارند نتائجش را درو میكنند. این حوادثی كه امروز در اروپاست، این فشارهای سنگین اقتصادی كه دارد به مردم وارد میآید، اینها ناشی از ذات نظام سرمایهسالاری است؛ همان سرمایهداری زالوصفت است، همان سرمایهداری مذموم است. اما اینكه نه، كسانی دارای سرمایه باشند، سرمایه را در خدمت رشد جامعه بگذارند - البته سرمایهدار سود هم خواهد برد؛ هم آن كار خوب است، هم آن سود حلال است - هیچ اشكالی ندارد. كار اگر چنانچه با ضابطهی صحیح انجام بگیرد - كه نگاه عدالتمحور اسلام معطوف به این معناست - هیچ اشكالی ندارد. بنابراین كلمهی «سرمایه» و كلمهی «سرمایهدار» به هیچ وجه چیز مذمومی نیست.
سعی كنیم نگاه سوسیالیستی و ماركسیستی بر تفكر اقتصادی ما غلبه پیدا نكند. آنها نگاهشان نگاه دیگری است. در نظام سوسیالیستی، نفس سرمایه محكوم است؛ در نظام اسلامی بههیچوجه اینجوری نیست؛ سرمایه محكوم نیست، سوء استفادهی از سرمایه محكوم است. نمیشود هم كسی بگوید آقا سرمایه طبیعتش سوء استفاده است. نخیر، اینجوری نیست. میتوان با مقررات درست، با مدیریت صحیح، سرمایه را در جهت درستی هدایت كرد و راه برد. بنابراین آنچه كه ما در سیاستهای اصل 44 مطرح كردیم، بههیچوجه با اقتصاد عدالتمحور منافاتی ندارد؛ بلكه به یك معنا مكمل و متمم آن است.1391/05/16
لینک ثابت
مسئلهی اقتصاد مهم است؛ اقتصاد مقاومتی مهم است. البته اقتصاد مقاومتی الزاماتی دارد. مردمی كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتی است. این سیاستهای اصل ۴۴ كه اعلام شد، میتواند یك تحول به وجود بیاورد؛ و این كار باید انجام بگیرد. البته كارهائی انجام گرفته و تلاشهای بیشتری باید بشود. بخش خصوصی را باید توانمند كرد؛ هم به فعالیت اقتصادی تشویق بشوند، هم سیستم بانكی كشور، دستگاههای دولتی كشور و دستگاههائی كه میتوانند كمك كنند - مثل قوهی مقننه و قوهی قضائیه - كمك كنند كه مردم وارد میدان اقتصاد شوند.1391/05/03
لینک ثابت
وقتی انسان اهداف و آرمانهای نظام اسلامی را نگاه میكند - یعنی جامعهی اسلامی با این خصوصیات - میبیند اینها هیچ وقت كهنه نمیشود. انسان همیشه دنبال این آرمانهاست. هرچه هم كه حركت بكند، جا برای حركتِ بیشتر وجود دارد. مثلاً یكی از آرمانهای شما پیشرفت است. پیشرفت نهایت ندارد، آخر ندارد. «فوق كلّ ذی علم علیم»؛ هرچه شما دانش داشته باشید، بالاتر از آن، دانشی متصور است. یعنی عرصه، یك عرصهی تمامشدنی نیست. پس اینها كهنه نمیشود؛ لیكن در راه رسیدن به اینها، آن حلقهی قبلی، گفتیم دولت اسلامی است. دولت اسلامی، یعنی سازوكارها و نهادسازیهای لازم برای ایجاد آن جامعهی اسلامی؛ اینها چرا، ممكن است كهنه شود. ممكن است اقتضائات در دنیا جوری بشود كه این سازوكار، این هندسهی نظام، كامل نباشد، مطلوب نباشد، لازم باشد عوض شود؛ هیچ اشكال ندارد. نظام اسلامی این ظرفیت را دارد. اگر نظامی دنبال آن آرمانهاست، آن آرمانها كهنهبشو نیست؛ اما سازوكارها، چینش این نهادهائی كه میخواهد ما را به آن آرمانها برساند، قابل نو شدن است.
البته نو شدن به معنای این است كه اقتضائات بیرونی و واقعیتها گاهی یك چیزی را اقتضاء میكند، یك روز چیز دیگری را اقتضاء میكند؛ یك نمونهی عملیِ عینیاش همین سیاستهای اصل 44 در باب اقتصاد است. یك روز تقسیم منابع اقتصادی در كشور به آن شكلی بود كه در صدر اصل 44 قانون اساسی آمده است. اسم آوردند؛ این نهادها، این بنیادها متعلق به بخش عمومی است، اینها متعلق به بخش خصوصی است - احصاء كردند، مشخص كردند - لیكن در ذیل همین اصل آمده است كه این تا هنگامی است كه به شكوفائی اقتصاد كشور كمك كند. معنایش چیست؟ معنایش این است كه اگر شرائط جوری شد كه این تنظیم و این ترتیب به شكوفائی و پیشرفت اقتصاد كمك نمیكند، میتواند تغییر پیدا كند؛ و تغییر پیدا كرد. این، همان جابهجا كردن خطوط هندسی نظام است.1390/07/24
لینک ثابت
هر جائی كه مسئولین كشور توانائیهای مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شدیم. هر جائی كه ناكامی هست، به خاطر این است كه ما نتوانستیم حضور مردم را در آن عرصه تأمین كنیم. ما مسائل حل نشده كم نداریم. در همهی مسائل گوناگون كشور، مسئولین باید بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راههائی را برای حضور مردم پیدا كنند - همچنان كه در عرصهی بسیار دشوارِ جنگ این اتفاق افتاد، راه باز شد؛ كسانی توانستند راه را باز كنند - تا هر جوانی، هر پیری، هر مردی، هر زنی كه بخواهد در این كار بزرگ شركت كند، راه برایش باز باشد. در زمینههای گوناگون هم میشود، در اقتصاد هم میشود. اقتصاد كشور، تولید كشور میتواند به وسیلهی همت مردم، با پول مردم، با ابتكارهای مردم، با انگیزههای مردم، چندین برابر شكوفائی پیدا كند. سیاستهای اصل 44 را كه ما تدوین كردیم، بر اساس همین نكته بود. برای آیندهی كشور، هدفهائی مشخص شده است. ما این دهه را «دههی پیشرفت و عدالت» نامیدیم؛ ما سیاستهای اصل 44 را تدوین كردیم؛ ما چشمانداز بیستساله را تدوین كردیم؛ سیاستهای برنامههای پنجساله را تدوین كردیم و میكنیم. همهی این سیاستگذاریها بر اساس واقعبینی است. اینجور نیست كه یك عدهای نشسته باشند و با توهمات خودشان سیاست پنجساله یا چشمانداز بیستساله بنویسند؛ نه، این با واقعیتها تطبیق میكند؛ متكی به واقعیتهای كشور است.
خب، اینها هدفهای تعیین شده است. اگر حضور مردم در این راهها و برای این هدفها تأمین شود، این هدفها حتّی زودتر از دورانی كه در نظر گرفته شده است، حاصل خواهد شد. حضور مردم چه جوری است؟ این، همان نكتهی اصلی است. اینجاست كه مسئولین باید زمینهها را، مدلها را، فرمولهای عملی و قابل فهم عموم را، فرمولهای اعتمادبخش را برای مشاركت مردم فراهم كنند. در هر بخشی میشود این كارها را كرد. هم قوهی مجریه، هم قوهی قضائیه، هم قوهی مقننه به شیوهی خاص خود میتوانند این را تأمین كنند؛ از ابتكار مردم، از فكر مردم، از نیرو و انگیزهی مردم، از نشاط جوانیِ جوانان ما - كه قشر عظیم و وسیعی هستند - میتوانند استفاده كنند؛ این جزو كارهائی است كه باید انشاءاللَّه با سازوكار شفاف از سوی مسئولین انجام بگیرد. البته كارهائی در زمینههای مختلف شده است، راههائی باز شده است؛ اما بیش از این میشود كار كرد و حضور همهی مردم را تأمین كرد، تا یك جوان، یك پیر، یك صنعتگر، یك مبتكر بداند كه در این حركت عمومی در كجا قرار میگیرد. همه چیز با یك چنین سازوكاری به سامان میرسد؛ مثل گذشته.1390/07/20
لینک ثابت
از دوران بیست سالهی چشمانداز - همین طور كه اشاره شده - حدود یك چهارمش گذشته. یك برنامه، كه برنامهی چهارم توسعه باشد، تمام شده؛ امسال سال اول برنامهی پنجمیم. البته در برنامهی چهارم خیلی كارها انجام گرفته. طبق گزارشهائی كه دادند و شنیدید و این گزارشها درست هم هست، كارهای بسیار مهمی انجام گرفته؛ لیكن در عین حال برخی از كارها هم هست كه انجام نگرفته و باید انجام بگیرد. سیاستگذاریها درست است. سیاستهای اعلام شده در حوزهی اصلاح الگوی مصرف، سیاستهای كلی نظام اداری، سیاستهای كلی اشتغال و سیاستهای اصل 44 - اینهائی كه ابلاغ شده - همهاش با هم هماهنگ است. اگر بتوانیم برنامه را بر طبق این سیاستها تنظیم كنیم و پیش ببریم و در عالم واقعیت تحقق پیدا كند، ما خیلی خواهیم توانست از این ظرفیتی كه اشاره كردم، استفاده كنیم. این سیاستها یك انسجامی را به وجود میآورد و انسجام لایههای مختلف تحرك اقتصادی را تأمین میكند.
البته در برنامهی چهارم، برخی از هدفهائی كه تعیین شده بود، تحقق پیدا نكرد، كه عوامل گوناگونی هم داشته؛ هم مسائل داخلی دخالت داشته، هم مسائل خارجی دخالت داشته. مسئلهی رشد 8 درصدی، یا كاهش بیكاری، یا درصد سرمایهگذاریای كه تعیین شده بود، یا مسئلهی كاهش تورم - كه من آن روز هم اشاره كردم - تحقق پیدا نكرده. این مسئله ایجاب میكند كه ما در دورهی پنجسالهی این برنامه تلاشمان را مضاعف كنیم، همتمان را مضاعف كنیم تا بتوانیم آن كمبودهای قبلی را هم جبران كنیم.
البته ما در اعلام و ابلاغ سیاستهای اصل 44 یك هدف بزرگی را در نظر داشتیم و داریم كه باید انشاءالله دنبال شود. طبق منطوق خود آن اصل، ما بایستی در زمینهی مالكیت دولت و فعالیت اقتصادی دولت تجدید نظر میكردیم، و این تجدید نظر انجام گرفت. با چه هدفی؟ با هدف ایجاد یك اقتصاد رقابتی با حضور بخش خصوصی و سرمایهی بخش خصوصی در عرصهی اقتصاد كشور. محاسبه كردند كه مبلغ مورد نیاز برای سرمایهگذاری در این پنج سال، سالی حدود 160 میلیارد دلار است. این از عهدهی دولت برنمیآید؛ حتماً بایستی بخش خصوصی وارد شود و همكاری كند؛ این باید تحقق پیدا كند.
در زمینهی اجرای سیاستهای اصل 44 كارهای خوبی انجام گرفته، لیكن كافی نیست؛ بایستی تحرك بهتری انجام بگیرد. مسئله فقط این نیست كه ما بنگاههای اقتصادی را واگذار كنیم و بگوئیم واگذار شد، خودمان را خلاص كردیم؛ در كنار این واگذاری، كارهای دیگری لازم است: بایستی بخش خصوصی توانمند بشود، باید امكان مدیریتِ خوب پیدا كند، نظارت برای جلوگیری از سوءاستفاده باید انجام بگیرد.1390/05/26
لینک ثابت
یكی از چیزهائی هم كه خیلی لازم است، مسئلهی برنامهی جامع برای رشد بخش تعاون است؛ كه ما در همین سیاستهای اصل44 روی مسئلهی تعاون تكیه كردیم و این باید انجام بگیرد. ما یك سیاست جامع كاملی در زمینهی بخش تعاون لازم داریم. حالا همینی هم كه یكی از آقایان گفتند اصناف خرد بتوانند از تسهیلات بانكی استفاده كنند و چه و چه، در سایهی تعاون كاملاً امكانپذیر است؛ یعنی بهترین راهش ایجاد تعاونیهاست؛ تعاونیهای منطقی، معقول، قانونی، سالم و قوی. در این صورت میتوانند از امكانات و تسهیلات بهرهبرداری و استفاده كنند؛ و این كار میشود.1390/05/26
لینک ثابت