newspart/index2
سلطه‌پذیری
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
سلطه‌پذیری

در حالی که دستگاه‏های تبلیغاتیِ مجهزِ فوق مدرنِ متعلق به این قدرتها، امروز شب و روز علیه نظام اسلامی و حرکت اسلامی و جمهوری اسلامی دارند تبلیغ می‏کنند، گسترش این فکر، حادثه‏ی غزه را به وجود می‏آورد؛ یک مجموعه‏ی کوچک، یک سرزمین محدود، در مقابل یک دولتی که خود را یکی از چند قدرت نظامی درجه‏ی اولِ دنیا می‏داند، می‏ایستد. آن دشمن همه‏ی امکاناتش را وارد میدان می‏کند که بتواند این ملت را مقهور کند و نمی‏تواند. این حادثه‏ی کوچکی است؟! این چیز کمی است؟! قبل از آن، قضایای لبنان در دو سال قبل بود، که باز همه‏ی امکانات را به کار بردند و حتّی آمریکائی‏ها به رژیم صهیونیستی کمک تسلیحاتی کردند. که او خودش سازنده‏ی بمب اتم است و صادرکننده‏ی تجهیزات نظامی است، باز آمریکائی‏ها به او تجهیزات دادند برای اینکه بتواند بر یک عده جوان مؤمن و عازم- که دفاع می‏کردند- غلبه پیدا کند و نتوانستند؛ در جنگ سی و سه روزه. این‏ها کوچک است؟!

این‏ها همان نقاطی است که جغرافیای قدرت را در دنیا تغییر داده. شکل نظام غیر عادلانه‏ی جهانی را که دنیا را به سلطه‏گر و سلطه‏پذیر تقسیم می‏کند، تغییر داده. دنیا بعد از قرن هفدهم و هجدهم میلادی که پدیده‏ی استعمار به وجود آمد، عادت کرده بود که چند تا دولت معدود و محدودی، سرنوشت کشورهای دنیا- دولتها، ملتها- را با اتکاء به قدرت نظامی خودشان، نه با اتکاء به قدرت اخلاقی، در دست داشته باشند. یک‏وقت هست یک دولتی به خاطر قوت فکرش، به خاطر جوشش اخلاقی‏اش، به طور طبیعی در بین یک مجموعه‏ای از ملتها یا دولتها نفوذ پیدا می‏کند؛ اما نفوذ استعمار این‏جوری نبود. نفوذ استعمار، نفوذ قهرآمیز بود، به خاطر قدرت نظامی بود، با زور سرنیزه بود. دنیا عادت کرده بود یک عده‏ای این سرنیزه را داشته باشند و اکثریت دولتها و ملتهای دنیا هم در مقابل این‏ها تسلیم باشند؛ آن وقت بسته به زرنگی خودشان، از میان این تسلیم‏شده‏ها، یک عده‏ای نان و نوای بهتری داشته باشند؛ یک عده‏ای نه، حتّی همان نان و نوا را هم نداشته باشند. مثل غلامان و بردگان یک ارباب که بعضی حالا یک لقمه‏ای، نواله‏ای هم گیرشان می‏آید؛ بعضی نه، برده هم هستند و گرسنگی هم می‏کشند.
این عادت با انقلاب اسلامی از سر دنیا رفت. معلوم شد نخیر، قدرتهای سلطه‏گر دنیا حرفشان حرف آخر نیست. حرف آخر را ملتها می‏زنند؛ عزم ملتها و ایمان ملتهاست که حرف آخر را می‏زند. این را ملت ایران یاد داد. البته انقلاب در دنیا قبل از انقلاب اسلامی هم به وجود آمده است، لیکن هیچ انقلابی- در طول تاریخ انقلابها شما نگاه کنید؛ از انقلاب کبیر فرانسه و قبل از او و بعد از او- نتوانسته اصول خودش را در طول دهه‏های متوالی حفظ کند؛ آن‏چنانی که انقلاب اسلامی ایران این اصول را حفظ کرده است و در خط مستقیم خودش حرکت کرده؛ تسلیم این و آن نشده؛ راه خودش را مستقیم به سمت جلو رفته.
نسخه‏ی آینده همین است؛ همه‏ی ملت ایران این را می‏دانند و باید بدانند و شما باید بدانید و می‏دانید. راه پیروزی نهائی و کامل ملت ایران این است که این خط مستقیم، خط ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به خود، ایمان به قدرت ملی، اعتماد به نفس ملی و راه حرکت و مجاهدت در همه‏ی اشکالش؛ مجاهدت علمی، مجاهدت عملی- و آنجایی که لازم است، مجاهدت نظامی- و ایمان و جهاد را از دست ندهند.1387/11/19

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی