newspart/index2
استقلال علمی / وابستگی علمی / دانش مستقل
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
استقلال علمی

در مورد جهاد دانشگاهی من اعتقادم این است که این ترکیب- جهاد و دانشگاه، و تلفیق جهاد که یک امر ارزشی معنوی است با علم‏ و دانش و با دانشگاه- دارای پیام است؛ نشان می‏دهد که می‏توان علم جهادی و نیز جهاد علمی داشت؛ این همان کاری است که شماها مشغولید. علم شما علم جهادی است؛ با جهاد و با اجتهاد همراه است؛ دریوزه‏گری و منتظر نشستن برای هدیه شدن علم از این سو و آن‏سو نیست؛ دنبال علم می‏روید تا آن را به‏دست بیاورید؛ این علم جهادی و علم برخاسته‏ی از مجاهدت و اجتهاد و تلاش است. از طرفی شما مشغول جهاد هستید. جهاد یعنی مبارزه برای یک هدف والا و مقدس. میدانهایی دارد؛ یکی از میدانهایش حضور در نبردهای مسلحانه‏ی رایج جهانی است. میدان سیاست هم دارد؛ میدان علم هم دارد؛ میدان اخلاق هم دارد. ملاک در صدق جهاد این است که این حرکتی که انجام می‏گیرد، جهت‏دار و مواجه با موانعی باشد که همت بر زدودن این موانع گماشته می‏شود؛ این می‏شود مبارزه. جهاد یعنی یک چنین مبارزه‏یی، که وقتی دارای جهت و هدف الهی بود، آن‏وقت جنبه‏ی تقدس هم پیدا می‏کند. شما مبارزه‏ی علمی می‏کنید؛ زیرا این کار شما به‏طور واضح دشمنان بسیار سرسختی دارد که نمی‏خواهند این حرکت علمی و تحقیقی انجام بگیرد. لذا به نظر من جهاد دانشگاهی فقط یک نهاد نیست، بلکه یک فرهنگ است؛ یک سمت‏گیری و حرکت است. هرچه بتوانیم ما این فرهنگ را در جامعه گسترش دهیم و آن را پایدار و استوار کنیم، کشور را به سمت سربلندی و عزت و استقلال‏ حقیقی بیشتر پیش برده‏ایم.1383/04/01
لینک ثابت
استقلال علمی

شما اسمتان جهاد دانشگاهی است؛ روی این اسم تکیه کنید و به مقتضای این اسم تمسک کنید و حقیقتاً جهاد کنید. وقتی جهاد؛ یعنی تلاش هدف‏دار برای خدا، وجود داشت، بدون تردید موفقیت هم با آن همراه خواهد بود. ما راهی که به سمت مرزهای پیشرفته‏ی دانش در همه‏ی زمینه‏ها داریم، مسلم بدانید که جز با روحیه‏ی استقلال، روحیه‏ی توکلِ به خدا و روحیه‏ی کار برای ایمان طی نخواهد شد. باید این راه را سریع طی کنیم و راههای میان‏بُر را پیدا کنیم و خودمان را برسانیم؛ مرزهای دانش را باز و مرزهای جدیدی را ایجاد کنیم؛ این کار ممکن است؛ زیرا اینجا سرزمین علم‏خیز است و شماها نشان دادید که می‏شود. درهای بسیاری از این دانشها بر روی کشورهایی مثل کشور ما و غیر دارندگانش بسته است و وقتی اجازه می‏دهند دانش منتقل شود، که کهنه و دستمالی شده است و از نویی و طراوت افتاده است. البته در همه‏ی زمینه‏ها همین‏طور است؛ در زمینه‏های علوم انسانی هم همین‏طور است. من آن‏روز به دوستانی که در زمینه‏های اقتصاد و مدیریتهای گوناگون کشوری کار می‏کنند و در اینجا بودند، گفتم که مطالبی را امروز بعضی‏ها در اینجا دنبال می‏کنند، که منسوخ شده است. نظریات برتر آن‏ها به بازار آمده و مورد عمل قرار گرفته و آن‏ها مشغول کار هستند، ولی تعدادی در اینجا- کسانی که مجذوب حرف آن‏ها هستند- تازه دارند آن دنباله‏ها را مطرح می‏کنند! بعضی می‏گویند تعبد پیش خدای متعال و پیش دین نداشته باشیم، اما خودشان در مقابل غرب و در مقابل اروپا و امریکا تعبد دارند! این افراد تعبد در مقابل خدا را قبول نمی‏کنند، ولی تعبد در مقابل سرمایه‏داری غرب و دستگاه‏های قدرت سیاسی متکی به آن سرمایه‏داری را با جان و دل می‏پذیرند!
این نهاد انقلابی است؛ انقلابی بمانید؛ توصیه‏ی مؤکد من این است. حرکت انقلابی برخلاف القائات افراد خبیث و یک عده از قلم‏به‏مزدهای داخلی که آن را ترویج می‏کنند و این‏طور القاء می‏کنند که انقلاب یعنی آشفتگی؛ سردرگمی؛ هیچی به هیچی نبودن و سنگ روی سنگ بند نشدن، نیست، بلکه انضباط انقلابی، برترین و قوی‏ترین انضباطهاست. بی‏نظمی‏ای که اول انقلاب دیده می‏شود، به‏خاطر این است که بنای غلط و کج و پوسیده‏ای‏ وجود دارد، که باید آن را به هم ریخت و بنای نویی گذاشت. آن به‏هم‏ریختگی متعلق به اول انقلاب است؛ انقلاب که آن به‏هم‏ریختگی نیست؛ انقلاب یک امر مستمر است؛ انقلاب یعنی سازندگی؛ یعنی رویش و بالندگی. رویش و بالندگی بدون انضباط، بدون قانون و بدون نظم مگر ممکن است؟! بهترینِ کارها را کسانی کرده‏اند که با روحیه‏ی انقلابی کرده‏اند؛ هم در جنگ، هم در سازندگی و هم در علم و مسائل فرهنگی. بنابراین، انقلابی بمانید. روحیه‏ی انقلابی یعنی اسیر حدود تحمیلی نشدن؛ قانع به گیرندگی قطره‏چکانی نشدن؛ با امید دنبال هدف حرکت کردن، و با انگیزه، با نشاط، با اصرار و پیگیری آن را به‏دست آوردن. این، انقلاب و حرکت انقلابی است.1383/04/01

لینک ثابت
استقلال علمی

در باره‏ی مسأله‏ی علم و تحقیق باید بگویم که عمده‏ی موضوعهایی که قدرتهای سلطه‏گر در نظام سلطه‏ی جهانی برای حفظ این رابطه‏ی سلطه‏گر و سلطه‏پذیر رویش تکیه می‏کنند، سه موضوع است: سلطه‏ی فرهنگی، سلطه‏ی اقتصادی، سلطه‏ی علمی. لازمه‏اش هم این است که نگذارند آن‏طرف سلطه‏پذیر یا آن کسی که سلطه بر او تحمیل شده، در این سه زمینه به استقلال و به خودباوری و به پیشرفت برسد؛ نه در زمینه‏ی مسائل فرهنگی، شامل ایمان و اعتقاد و فرهنگیِ به معنای خاص؛ ارزشها و هدفها و جهت‏گیریها؛ نه در زمینه‏ی اقتصادی، و نه در زمینه‏ی علمی.
کشورهای تحت سلطه هرگز یک اقتصاد درست و حسابی نداشته‏اند. گاهی یک رونق ظاهری داشته‏اند، که می‏بینید در بعضی از کشورهای تحت سلطه رونق ظاهری دارند؛ اما ساخت اقتصادی خراب است؛ یعنی اگر یک شیر را رویشان ببندند؛ یک حساب را مسدود کنند، یا تصرف اقتصادی کنند، همه چیز فروخواهد ریخت و نابود خواهند شد. شما دیدید که یک سرمایه‏دار توانست چند کشور آسیای جنوب شرقی را در مدت دو سه ماه به ورشکستگی برساند؛ آن هم دو سه کشوری که توسعه‏ی نسبتاً خوب و رونق اقتصادی داشتند. رئیس یکی از همین کشورها در همان روزها به‏مناسبتی به تهران آمده بود و با بنده ملاقات کرد و گفت همین قدر به شما بگویم که ما در یک شب بکلی فقیر شدیم! یک سرمایه‏دار امریکایی، یهودی مثل نخی که به‏یکباره می‏کشند و یک بنا؛ بنای عروسکی، روی هم می‏ریزد، عمل کرد و یک نخ را کشید و همه چیز را به هم ریخت. آمریکاییها آنجایی که لازم داشتند، پنجاه، شصت میلیارد تزریق کردند- پنجاه میلیارد به یکی، سی میلیارد به یکی دیگر- اما آنجایی که لازم نداشته باشند، تزریق نمی‏کنند و آن کشور را به خاک سیاه می‏نشانند. البته تزریق کردن یعنی اینکه دوباره همان ساخت عروسکی را به شکل دیگری برپا کنند. به‏هرحال، نمی‏گذارند اقتصاد این کشورها استحکام پیدا کند.
در رابطه با فرهنگ کشورهای تحت سلطه، اولین کاری که سلطه‏گران می‏کنند- که از قدیم مرسوم بوده است- این است که فرهنگ این کشورها را؛ زبانشان، ارزشهایشان، سنتها و ایمانشان را با تحقیر، با فشار، با زور، و در مواقعی به‏زور شمشیر و درآوردن چشم- که در تاریخ مواردی از آن را داریم- نابود می‏کردند و نمی‏گذاشتند که مردم به زبان خودشان تکلم کنند؛ برای اینکه زبان وارداتی را قبول کنند. وقتی انگلیسی‏ها به شبه قاره هند آمدند، زبان فارسی را که زبان دیوانی رایج بود، نگذاشتند پابرجا بماند و با گلوله و با فشار گفتند که حق ندارید فارسی حرف بزنید؛ فارسی را منسوخ کردند؛ انگلیسی را به جایش آوردند. در دوره‏ی حکومت سیاه پهلوی‏ها هم باورهای مذهبی و عمومی و نیروبخش به جامعه؛ ایمان و اعتقادات، را از مردم بتدریج بیرون کشاندند و غیرت‏زدایی و ایمان‏زدایی کردند.
یکی از موضوعهایی که نمی‏گذارند در کشورهای زیر سلطه رشد کند و به‏شدت مانع آن می‏شوند، مسأله‏ی علم است؛ چون می‏دانند علم ابزار قدرت است. خود غربی‏ها با علم به قدرت رسیدند؛ این یکی از پدیده‏های تاریخ بود. البته علم بین شرق و غرب دست به دست گشته و برای مدتی هم آن‏ها در جهالت بودند. در همان دوره‏ی قرون وسطا، که خودشان توصیف می‏کنند، در این طرف دنیا وقت شکوفایی علم بوده است؛ اما بمجردی که آن‏ها به علم رسیدند، از علم به صورت یک ابزار برای اقتدار و کسب ثروت و گسترش سلطه‏ی سیاسی و جذب ثروت ملتها و تولید ثروت برای خودشان استفاده کردند و از آن ثروت باز تولید علم کردند و علم را بالا بردند و دانش خودشان را رشد دادند. آن‏ها می‏دانند که علم چقدر در قدرت بخشیدن به یک ملت و به یک کشور، تأثیر دارد، لذاست که اگر بخواهند نظام سلطه؛ یعنی رابطه‏ی سلطه‏گر و سلطه‏پذیر باقی بماند و حاکمِ بر نظم جهانی باشد، باید نگذارند آن بخشی که آن‏ها مایلند سلطه‏پذیر باشند، دارای علم شوند؛ این یک استراتژی است که بروبرگرد ندارد و الآن رفتارشان هم در دنیا بر همین منوال است؛ لذا باید برای کسب علم و تحقیق جهاد کرد؛ باید کار کرد.
ما در دوران قبل از انقلاب سالهای متمادی از علم دور ماندیم. یک دوره، دوره‏ی خواب و غفلت مطلق بود؛ یک دوره هم که بیداری و آگاهی به‏طور طبیعی در بین ملتها به وجود آمد، دوره‏ی فریب بود. نمی‏گذاشتند علم به معنای واقعی کلمه وارد کشور شود؛ سرگرم می‏کردند و راه تحقیق را باز نمی‏کردند؛ استعدادها را پرورش نمی‏دادند و تشویق نمی‏کردند. انقلاب آمد این دیوارها و این مرزها و این محدودیتها را برداشت و خودآگاهی علمی به وجود آمد؛ اما این حرکت بدون مدیریت، بدون حرکت و بدون عزم و اراده به جایی نخواهد رسید. همه‏ی کارها، از جمله مسأله‏ی تحقیق و علم، مدیریت سازمان یافته لازم دارد؛ لذا بایستی این کار را پیش بُرد. البته بخشی از این کار مربوط به مسئولان دولتی است و بخشی مسئولیت دانشگاه‏ها و بخش دیگر مربوط به مسئولیت مراکز علمی است. و شما به‏عنوان جهاد دانشگاهی جزو بهترین مراکزی هستید که می‏توانید در این مسئله اهتمام بورزید و احساس مسئولیت کنید؛ که البته می‏کنید. خوشبختانه من شاهدم و می‏بینم که پیشرفت شما در کار علم خیلی خوب بوده؛ دنبال کنید.1383/04/01

لینک ثابت
استقلال علمی

مسأله‌ی ما مسأله‌ی بمب هسته‌یی نیست؛ ما بمب هسته‌یی را می‌خواهیم چه‌کار کنیم. وانگهی وقتی از بمب هسته‌یی استفاده می‌کنند، فقط آن‌هایی که دشمن هستند کشته نمی‌شوند، بلکه کسانی هم که دشمن نیستند، کشته می‌شوند و این برخلاف عقیده‌ی ماست؛ برخلاف ممشی و روش ماست. بمب هسته‌یی که برّ و فاجر را می‌برد؛ خوب و بد را از بین می‌برد؛ تر و خشک را باهم می‌سوزاند، کار نظام اسلامی نیست.
و اما مسأله‌ی فناوری هسته‌یی و آن مقداری که ما دنبالش هستیم، مقوله‌ی دیگری است. اینجا فقط اشتراکی که دارند، در ماده‌ی اورانیوم است. آن، اورانیوم نوددرصد و صنعت پیچیده‌ی سلاح‌سازی را احتیاج دارد، و این، اورانیوم بین سه و چهار درصد برای سوخت نیروگاه اتمی، که امروز ما در بوشهر داریم. اورانیوم غنی‌شده‌ی سه تا چهار درصد کجا و بالای نوددرصد کجا! این چیزی است که طبق مقررات بین‌المللی برای همه آزاد است و هیچ اشکالی ندارد؛ همه‌ی کشورها اگر به اورانیوم نیاز داشته باشند- یا نیاز هم نداشته باشند- می‌توانند آن را تا سه، چهار درصد تولید کنند. معاهده‌ی بین‌المللی‌NPT هم وجود دارد که همه قبول کرده‌اند، ما هم قبول کردیم و از لحاظ مقررات جهانی هم هیچ اشکالی ندارد. اگر ما این فناوری را نداشته باشیم، معنایش این است که فردا که رآکتور هسته‌یی بوشهر ساخته شد، ما برای سوختش باید برویم درِ خانه‌ی این کشور و آن کشور را بزنیم و بگوییم به ما سوخت بدهید. اگر یک روز به هر دلیلی- به دلیل سیاسی، مسائل بین‌المللی و یا روابط دوجانبه- نخواستند به ما سوخت بدهند، یعنی اینکه ما دیگر نیروگاه نداریم؛ آن‌ها این را می‌خواهند. آن‌ها می‌خواهند شما بخاری را داشته باشید، نفت بخاری دست آن‌ها باشد. یعنی وابستگی را با ایجاد رآکتور هسته‌یی بیشتر کنند، نه کمتر.
آنچه امروز جنجال آمریکاییها علیه ایران را به وجود آورده و این‌ها را دستپاچه کرده، این است که این‌ها دارند می‌بینند که ایران نیروگاه هسته‌یی را به وجود آورده و می‌تواند برق هسته‌یی تولید کند و سوخت و خوراک آن را هم خودش در داخل تولید می‌کند. این، اولین نقطه‌ی نگرانی این‌هاست. من یک‌وقت گفتم که اگر نفت در اختیار آن‌ها بود و ما احتیاجِ به نفت داشتیم، یک بطری نفت را به قیمت پدر و مادرشان به ما می‌فروختند. این‌طور نبود که یک بشکه‌ی نفت را مثلًا فرض کنید بیست، سی یا سی و پنج دلار- و در واقع مفت- که ما الآن داریم می‌فروشیم، بفروشند. ولی می‌بینید که کشورهای دارای نفت، سرمایه‌ی تجدیدنشدنی خودشان را تبدیل می‌کنند به یک پول ناقابل. این‌ها می‌خواهند همین معادله را در مسأله‌ی سوخت اتمی به وجود بیاورند؛ یعنی کاری کنند که اگر ما نیروگاه اتمی هم داریم، برای سوختش محتاج آن‌ها باشیم.
نقطه‌ی دوم نگرانی آن‌ها این است که از این ناراحتند که این دانش در داخل رشد کرده و روئیده است؛ یعنی در واقع بومی است. البته این به معنای آن نیست که ما این دستگاه را اختراع کردیم؛ نه، بلکه به این معناست که ما برای فراگیری این کار درِ خانه‌ی آن‌ها نرفتیم. محققان جوان خودمان- همین جوانهایی مثل شما- و صدها مغز متفکر و خوش‌فکر توانسته‌اند این دستگاه عظیم را راه‌اندازی کنند و به نتیجه برسانند؛ دانش را در میان خودشان بارور کنند؛ فناوری را به وجود بیاورند و درِ خانه‌ی این و آن نروند؛ این یکی از نگرانی‌های آن‌هاست؛ چرا، چون می‌بینید این درست برخلاف آن فلسفه‌ی استکباری است که کشورهایی که می‌خواهند تحت سلطه باشند، نباید در دانش و فناوری استقلال داشته باشند؛ باید دستشان دراز باشد؛ محتاج آن‌ها باشند. آن‌ها می‌دانند که اگر امروز کشور و ملت ایران توانست بر قله‌ی این فناوری بنشیند، سخن حق او در دنیا که همان استقلال امت اسلامی و عزت اسلامی است، بیشتر در بین مسلمانها و در جوامع اسلامی جایگزین خواهد شد و ذهن‌ها بیشتر آن را قبول خواهند کرد؛ از این ناراحتند؛ لذا جنجال می‌کنند. بنابراین حقیقتِ قضیه غیر از آن چیزی است که آن‌ها می‌گویند.
مسئولان کشور ما در زمینه‌ی مسائل سیاسیِ این کار آنچه که باید بگویند، گفتند. آقای رئیس‌جمهور و مسئولان این پروژه‌ی هسته‌یی و وزارت خارجه‌ی ما آنچه که گفتند، درست است. پاسخ یاوه‌گوییها و زیاده‌طلبی‌های دیگران را آن‌ها دادند. من درصدد این نیستم که در این زمینه چیزی بگویم؛ من می‌خواهم حقیقتِ مطلب برای ملت ایران روشن شود. ملت ایران نمی‌خواهد یک ظلم مضاعف را قبول کند. اظهار نگرانی می‌کنند که شما ممکن است از این طریق بتوانید به سلاح هسته‌یی دست پیدا کنید. اگر اروپاییها و دیگران حقیقتاً راست می‌گویند و نگران سلاح هسته‌یی هستند، ما می‌گوییم نه، مطمئن باشید؛ ما دنبال سلاح هسته‌یی نیستیم؛ به همان دلیلی که گفتم. اما اگر از اینکه ملت ایران این فناوری فاخر و برجسته را که متعلقِ به خود اوست و بومی است، دارد، ناراحتند و می‌خواهند آن را متوقف کنند، بازهم به آن‌ها می‌گویم مطمئن باشید که ملت ایران زیر بار نخواهد رفت. آنچه که امروز محققان، دانشمندان و دولت ایران در زمینه‌ی فناوری هسته‌یی انجام می‌دهند، وظیفه‌ی بزرگ آن‌هاست و کار بزرگی است و این کار برای جلوگیری از وابستگیِ به بیگانگان و برای حفظ استقلال ملی است، که به آن نیاز دارد.
یاوه‌گوها و یاوه‌بافها بیخود سعی نکنند این‌طور بپراکنند که چه لزومی دارد این کار و چرا دنبالش می‌کنند؛ نه، این نیاز ملت ایران است. امروز کشورهای پیشرفته‌ی دنیا بیشترین یا سهم مهمی از انرژی برق خودشان را از نیروگاههای هسته‌یی تولید می‌کنند، نه از نفت که هم سرمایه‌ی دودزاست، و هم تمام شدنی و هم قابل تبدیلِ به چیزهای بسیار ارزشمندتر از سوخت. آن‌ها که می‌خواهند ملتهای دارای نفت را از این موهبت محروم کنند، می‌گویند شما که نفت دارید، دیگر به انرژی هسته‌یی چه نیازی دارید؟ مگر باید نفت را تمام کنیم، بعد دست به طرف شما حتماً دراز کنیم! سرنوشت ملتها نیاز به شماست؟ آن‌ها می‌گویند نفت را مصرف کنید، بعد دستتان که خالی شد، محتاج ما شوید؛ بیایید درِ خانه‌ی ما. ملت ما نمی‌خواهد این را قبول کند و ما باید به سمت انرژی هسته‌یی برای تولید برق برویم؛ این نیاز کشور ماست؛ باید به این راه برویم، و الّا عقب‌ماندگیهای یکی دو قرن گذشته بازهم مضاعف خواهد شد و آن وقت یک قرنِ دیگر این ملت را عقب می‌اندازند. بنابراین رفتنِ دنبال این کار وظیفه‌ی ملی است. وقتی‌که دنبال این کار می‌رویم، بایستی قضیه را بومی کنیم و اگر بومی نکنیم، باز همان وابستگی و باز همان نیاز است. وقتی می‌خواهیم وابسته نباشیم و کار بومی باشد، البته فشار هست. باید در مقابل فشارها مقاومت کرد. آن‌هایی که نفهمیده علیه این فکر حرف می‌زنند، نمی‌فهمند و ملتفت نیستند که دارند به این ملت خیانت می‌کنند و همان چیزی را که امریکا می‌خواهد، بیان می‌کنند و بر زبان می‌آورند: چه لزومی دارد؟ چه احتیاجی داریم؟ ولش کنیم! بله، معلوم است که آن‌ها دلشان می‌خواهد ما هیچ‌چیز تولید نکنیم و غذای حاضرمان را هم از آن‌ها بگیریم؛ به شرطی که پول داشته باشیم. وقتی هم نداشتیم، اگر ملت از گرسنگی بمیرند، آن‌ها که ابایی ندارند؛ چون هزار هزار می‌کُشند و از مردن هزار هزار و میلیون میلیون هم هیچ باکی ندارند. وظیفه‌ی ملی ما امروز این است که دنبال این فناوری و فناوری‌های مشابه، هرچه که ما را به اوج قله‌ی علم نزدیک کند، برویم و امروز دنبال کردن آن برای ملت ما واجب است و برای کسانی که می‌توانند، وظیفه‌ی آن‌هاست تا بتوانند ملت را به عزت برسانند و از وابستگی رها کنند.
از خداوند متعال می‌خواهیم که همه‌ی شماها را موفق بدارد؛ مؤید بدارد؛ کسانی که در راه استقلال علمی کشور دارند تلاش می‌کنند، إن شاء اللّه پیش خدای متعال مأجور و موفق باشند و ملت ایران إن شاء اللّه در پیشبرد این حرکت علمی و تحقیقی- که جوان‌هایش امروز بحمد اللّه شروع کردند- روز به روز موفق‌تر باشند.1383/04/01

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی