newspart/index2
اقتدار قضایی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اقتدار قضایی

یک رکن اساسی از نظام کشور ما، قوّه‏ی قضائیّه است. سازوکاری هم که در قانون اساسی برای این قوّه پیش‏بینی شده است، از جهات مختلف بسیار متقن و اطمینان‏بخش است. وظایفی که برای قوّه‏ی قضائیه معیّن شده، نوع تکالیفی که بر دوش این قوّه گذاشته شده، شرایطی که برای مسئولان گوناگون در این قوّه در قانون اساسی و دیگر قوانین و مبانی اسلامی معیّن شده، تضمین‏کننده‏ی این معناست که دستگاه قضاء بتواند به وظیفه‏ی خود عمل کند. وظیفه‏ی اساسی دستگاه قضائی چیست؟ عبارت است از دفاع شجاعانه و قدرت‏مندانه از عدالت. روحِ کار، این است. اجرای قوانین، وظیفه‏ی همه است؛ اما تخلّف از قوانین، جرمی است که دستگاه قضاء به آن رسیدگی می‏کند. مجموعه‏ی قوانین در نظام جمهوری اسلامی باید به یک قلّه منتهی شود و آن عبارت است از عدالت؛ «بالعدل قامت السّماوات و الأرض»؛ عدالت در بنیان عالم و آفرینش، نقش اساسی دارد؛ یعنی سنّت آفرینش، عدل است و هر نظام اجتماعی اگر به دنبال این سنّت طبیعی و قانون الهیِ آفرینش حرکت کرد، ماندگار و موفّق و کامیاب است. انسان زمانی کامیاب است که خود را با قوانین آفرینش و سنّتهای الهی- که تغییر و تبدّل‏ناپذیر است- تطبیق دهد. بنابراین، بنا بر دیدگاه الهی، در مجموع آفرینش، عدالت یک ریشه‏ی تکوینی و طبیعی دارد. چه مرجعی باید این عدالت را تضمین کند؟ قوّه‏ی قضائیّه. چه مراکزی باید آن را اجرا کنند؟ همه‏ی دستگاه‏ها. درعین‏حال اگر دستگاه‏ها در اجرای عدالت تخلّف کردند، آن ترازوی دقیقی که می‏تواند این تخلّف را بدون اغماض‏ تشخیص دهد و بعد آن دست و پنجه‏ی قدرت‏مندی که می‏تواند متخلّف را به سزای تخلفش برساند، کیست؟ قوّه‏ی قضائیّه. بنابراین اگر قوّه‏ی قضائیّه حضور نداشته باشد، یا قدرت نداشته باشد، یا شجاعت نداشته باشد، یا امکان کار نداشته باشد، یا خدای نکرده دچار ضعفهای داخلی باشد، مطلقاً در جامعه عدالت تضمین ندارد. اهمیت قوّه‏ی قضائیّه از اینجا ناشی می‏شود. پس دفاع شجاعانه و قدرت‏مندانه از عدالت در جامعه، وظیفه‏ی قوه‏ی قضائیّه است.
البته این‏ عدالت، عرضِ عریضی دارد: گاهی در یک مرافعه‏ی خصوصی است؛ دعوا سر فلان مقدار پول، چند متر زمین، وقوع یک جنایت، ضرب و جرح و از این قبیل چیزها. گاهی در یک مسأله‏ی مهم‏تر است؛ آنجایی است که به سرنوشت و حقوق و مسیر زندگی مردم ارتباط پیدا می‏کند. گاهی یک امر مالیِ بزرگ است؛ کسانی دست تطاول به سوی اموال متعلّق به مردم و فقرا می‏گشایند؛ فرض بفرمایید هزاران انسان یا هزاران خانواده در روستا و یا در شهر باید با صرف مبلغی جاده‏دار و کارخانه‏دار شوند، امکانات زندگی و شغل و مزرعه و غیره برایشان فراهم شود؛ بعد یک انسان زیاده‏طلب و متجاوز می‏آید و همین پولی را که باید صرف این همه کار شود، یکجا به کیسه‏ی مطامع شخصی خود می‏ریزد. این جرم، بسیار بزرگتر است از اینکه یک نفر مثلًا به صورت دیگری سیلی بزند؛ البته آن هم جرم است و از آن هم نباید گذشت؛ اسلام حتّی «أرش الخدش» را نادیده نمی‏گیرد- اگر با ناخن، اثری بر روی پوست کس دیگری گذاشتید، چنانچه طرف، مدّعی باشد، اسلام از این هم نمی‏گذرد- اما جرائم، عرض عریضی از زمین تا آسمان دارد. بعضی جرائم در اوج جنایتند؛ لذا اهمیت این‏ها بیشتر است. وقتی شما می‏خواهید با کسی که بیت‏المال و اموال عمومی را با کمال وقاحت و بی‏رحمی به کیسه‏ی مطامع شخصی خود ریخته است، مقابله کنید، این کار شجاعت و اقتدار و حیثیّت قضائی در میان مردم می‏خواهد. کسانی که با بهانه‏های جزئی، مرتّب دستگاه قضائی را مورد تهاجم قرار می‏دهند، فکر این جاها را می‏کنند یا نه؟! خدشه وارد آوردن به حیثیّت دستگاه قضائی، یکی از مضرترینِ ضربه‏ها بر نظام زندگی مردم است و می‏شود گفت یک جنایت است. فرقی نمی‏کند؛ گاهی ممکن است خدای نکرده این خدشه از درون قوّه‏ی قضائیّه اتفاق بیفتد؛ گاهی هم از بیرون قوّه‏ی قضائیّه. پس دفاع از عدالت، چنان مصادیق سنگینی دارد.
گاهی قضیه از این هم بالاتر است. امروز نظام جمهوری اسلامی- که مستقل و دارای اعتماد به نفس است- در مقابل زیاده‏خواهی نظام استکبار جهانی ایستاده است. امروز برای نادیده گرفتن حقِّ ملت فلسطین، امریکا و دستیارانش و صهیونیستهای دنیا و پول‏دارهای درجه‏ی یک عالم، همه‏ی نیروی رسانه‏ای و سیاسیِ خود را صرف می‏کنند، برای اینکه چند میلیون انسان فلسطینی را به‏کلّی خفه و از صحنه‏ی معادلات جهانی و انسانی حذف کنند. هرجا هم که دستشان رسیده است، اعمال نفوذ کرده‏اند و دولتها را با خودشان همراه کرده‏اند؛ اما وقتی به ایران می‏رسند، شمشیرشان با صخره برخورد می‏کند و می‏بینند هیچ فایده‏ای ندارد. بنابراین با نظام جمهوری اسلامی مخالفت می‏کنند و می‏خواهند این مانع را از سر راه بردارند. اگر دستگاه استکباری، با انگیزه‏ی شوم و خباثت‏آمیز و با تکیه به پول و ارتباطات سیاسی و قدرت پوشش رسانه‏ایِ خود توانست در داخل کشور پایگاهی درست کند و انسانهای فریب‏خورده و زبونی را علیه مصالح کشورشان به خدمت گیرد و این‏ها در جهت خواست دشمن، عملی انجام دهند، این جنایت از آن جنایتِ مالی به مراتب بالاتر است. چه کسی می‏خواهد در مقابل این بی‏عدالتی علیه ملت ایران بایستد؟ این کار، شجاعت و اقتدار و انگیزه لازم دارد. عزیزان! کار بزرگی بر عهده گرفته‏اید. هر تلاشی در راه اعتلای قوّه‏ی قضائیّه، قدمی در راه اعلای کلمه‏ی اسلام و یک جهاد فی سبیل الله است.1380/04/07

لینک ثابت
قوه قضائیه‏, خیانت ملی, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه

خدشه وارد آوردن به حیثیّت دستگاه قضایی، یکی از مضرترینِ ضربه‌ها بر نظام زندگی مردم است و می‌شود گفت یک جنایت است.1380/04/07
لینک ثابت
قاضی, شیوه قضایی اسلام, اقتدار قضایی

قاضی باید مستقل باشد و تحت تأثیر کسی قرار نگیرد. با تلفن و امرِ کسی نمی‌شود قضاوت کرد؛ باید با وجدان و علم و حجّت شرعیِ خود قضاوت کند.1380/04/07
لینک ثابت
اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه

نظام اسلامى و هر نظامى به قوه‌ى قضائيه‌اى نياز دارد كه هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ اين دو ركن در كنار هم لازم است.1380/04/07
لینک ثابت
اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه

هم اقتدار قوه‌ى قضائيه يك اصل است، هم معتمد بودن آن. بايد به‌گونه‌اى عمل كرد كه دل مردم گرم باشد.1380/04/07
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی