
حضرت آیتالله خامنهای: «
من یک وقت اینجا یک ماجرایی را نقل کردم که بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بینالمللی تصمیمگیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همهچیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ اینجور تحقیرشده، اینجور کوچک!» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

صد و پنجمین شماره «مثبت ۱۰۰ ثانیه» گزارشی است از روایت رهبر انقلاب درباره ماجرای تحقیرآمیز راه ندادن هیئت ایرانی به کنفرانس صلح پاریس بعد از جنگ جهانی اول و در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی.

«هرچه تلاش میکنیم که فقط یک عرضحال به دست شورای عالی جنگ برسانیم، نمیشود. انسان از اینهمه بیاعتنایی و تحقیر آب میشود. انگار نه انگار نماینده یک ملّت بزرگ هستیم.» اینها بخشهایی از یادداشتهای محمدعلی فروغی است. یکی از اعضای هیئت ایرانی که در
زمستان ۱۲۹۷ راهی کنفرانس صلح پاریس شد. کشورهای پیروز جنگ جهانی اول در پاریس دور هم جمع شده بودند تا تکلیف قراردادهای صلح، مستعمرات و مرزهای جدید را تعیین کنند. ایران در جنگ بیطرف بود، امّا لگدمال قوّای بیگانه شد؛ روسها از شمال و انگلیسیها از جنوب.
کنفرانس صلح پاریس، امید زیادی در دل ضعیفترها ایجاد کرده بود. واقعیت امّا این بود که جایی برای ضعیفها نبود.
انگلیسیها
ایران را اصلاً عضو کنفرانس نمیدانستند. آمریکاییها هم از ملاقات با هیئت ایرانی خودداری کردند. فروغی یادداشتهای تلخی از آن روزها دارد که مرورشان خالی از لطف نیست: «در دنیا
هیچچیز بدتر از ضعیف بودن نیست ... بنای کنفرانس بر این است که قوی، ضعیف را ببلعد... عدالتِ جهانی که از آن دم میزدند، فقط برای موطلاییهاست. برای ما شرقیها همان قانونِ جنگل حاکم است... در دنیا حق با کسی است که توپ و تفنگ دارد. حقوقِ بینالملل که در تهران میخواندیم، اینجا به دردِ لای جرز هم نمیخورد.»