
بیانات رهبر معظم انقلاب از تعبیر شبهکودتا تا هشدار وقوع جنگ منطقهای، بازتاب گستردهای در رسانههای غربی، عربی و نیز عبری چاپ اراضی اشغالی داشت و هر یک از زاویهای متفاوت این سخنان را پوشش دادند.

بیانات حضرت آیتالله خامنهای در
دیدار اقشار مختلف مردم در آغاز دهه مبارک فجر، بهسرعت در صدر خبرهای جهان قرار گرفت و رسانههای مختلف با ادبیاتها و از زوایای متفاوت آن را بازتاب و مورد بررسی قرار دادند.
محور برجسته در اغلب پوششها، هشدار صریح به آمریکا بود که «اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود»؛ گزارهای که همزمان با گزارشها درباره تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه، به تیتر اول بسیاری از رسانهها تبدیل شد
.
رهبر انقلاب در ادامه ریشه تقابل چند دههای تهران و واشنگتن را «طمع برای بلعیدن ایران» توصیف کردند و در بخش دیگری روایت رسمی از اغتشاشات را با تعابیری چون «شبیه کودتا» و نقشآفرینی بازیگران بیرونی توضیح دادند.
همین ترکیب هشدار امنیتی، روایت و خوانش سیاسی از رخدادهای داخلی و تأکید بر ایستادگی ملّی، سبب شد که رسانهها خبر را در سه قالب اصلی صورتبندی کنند: غربیها عمدتا آن را در چارچوب بحران دیپلماسی و خطر تشدید تنش روایت کردند، رسانههای عربی بین بازنشر خبر و چارچوببندی منطقهای نوسان داشتند و نیز رسانههای عبریزبان و انگلیسیزبان رژیم صهیونیستی بیشتر آن را به زبان تهدید امنیتی تفسیر کردند.
روایت رسانههای غربی؛ دیپلماسیمحوری و پیام بازدارندگی
در بازتاب رسانههای غربی اعم از اروپایی و آمریکایی، هشدار رهبر انقلاب درباره جنگ منطقهای بهعنوان برجستهترین گزاره سخنان تقریباً به یک محور مشترک تبدیل شد. با این حال، نحوه روایت این هشدار عمدتاً در چارچوب خطر تشدید تنش و پیامدهای دیپلماتیک صورت گرفت و تلاش شد بُعد بازدارندگی فعال ایران، در سایه ادبیات بحرانمحور و امنیتی قرار گیرد
.
رویترز نوشت که رهبر ایران هشدار داده است هرگونه حمله آمریکا به ایران به درگیری منطقهای منجر خواهد شد. این رسانه انگلیسیزبان، همزمان به تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» اشاره کرد و کوشید هشدار تهران را در چارچوب افزایش تنشهای نظامی و سناریوهای احتمالی درگیری تحلیل کند
. در روایت رویترز، تأکید اصلی نه بر مشروعیت هشدار بازدارنده ایران یا حق دفاع تهران در برابر تهدیدات خارجی بلکه بر پیامدهای منطقهای جنگ است.
روزنامه
معاریو، سخنان رهبر انقلاب را هشداری روشن به واشنگتن و تلآویو توصیف کرد و نوشت که منظور ایران از جنگ منطقهای، یک درگیری محدود و کنترلشده نیست. این روزنامه تأکید کرد که تهران با تکیه بر شبکه متحدان منطقهای خود قادر است جبهههای متعددی از شمال و جنوب اسرائیل را فعال کند و معادله امنیتی این رژیم را بهسرعت تغییر دهد.
وبسایت
واینت وابسته به روزنامه
یدیعوت آحارونوت هشدار رهبر انقلاب را نشانهای از اعتماد ایران به توان موشکی و عمق راهبردی خود دانست. این رسانه عبریزبان نوشت که پیام تهران مستقیماً متوجه این تصور است که آمریکا میتواند حملهای محدود و کمهزینه انجام دهد و از تبعات آن بگریزد و تأکید کرد که چنین سناریویی از نگاه ایران یک توهم است.
یدیعوت آحارونوت هم در گزارش خود نوشت که هشدار جنگ منطقهای، بیش از هر چیز متوجه اسرائیل است زیرا هرگونه درگیری گسترده، این رژیم را به خط مقدم پاسخ ایران و متحدانش تبدیل خواهد کرد. این روزنامه عبریزبان با اشاره به تجربیات جنگهای اخیر تأکید کرد که جبهه داخلی اسرائیل آمادگی تحمل یک درگیری چندجبههای طولانی را ندارد
.
اسرائیل هیوم که به محافل رسمی نزدیک است، سخنان رهبر انقلاب را «هشداری تهدیدآمیز» توصیف کرد و نوشت که ایران تلاش دارد با برجستهسازی پیامدهای منطقهای جنگ، آمریکا را از اقدام نظامی بازدارد. این روزنامه عبریزبان اذعان کرد که هرگونه حمله به ایران، بهطور خودکار پای اسرائیل را به میدان درگیری خواهد کشاند.
والا نیوز با تمرکز بر ارزیابیهای امنیتی نوشت که مفهوم جنگ منطقهای در ادبیات ایران به معنای فعال شدن همزمان چند جبهه است. این رسانه عبریزبان گزارش داد که محافل امنیتی اسرائیل، هشدار تهران را جدی تلقی کردهاند و آن را بخشی از تغییر معادله بازدارندگی در منطقه میدانند
.
جروزالم پست نیز با بازتاب سخنان رهبر انقلاب، هشدار جنگ منطقهای را در چارچوب فشار بر واشنگتن تحلیل کرد و نوشت که تهران در پی آن است تا آمریکا را از خطای محاسباتی بازدارد. این روزنامه، همزمان به تلاش اسرائیل برای تأثیرگذاری بر تصمیمسازی آمریکا اشاره کرد و نسبت به پیامدهای امنیتی چنین خطایی هشدار داد.
در مجموع رسانههای صهیونیستی بیانات رهبر انقلاب را بهطور کامل امنیتیسازی کردند و آن را مستقیماً به سناریوی جنگ چندجبههای گره زدند. رسانههای عبریزبان بیشتر بر پیامدهای میدانی و فشار بر جبهه داخلی رژیم صهیونیستی تمرکز کردند و رسانههای انگلیسیزبان صهیونیستی کوشیدند این هشدار را به زبان تهدید فوری برای مخاطب غربی ترجمه کنند. حاصل این پوششها، ترکیبی از نگرانی، تهدیدنمایی و اعتراف ضمنی به این واقعیت بود که سناریوی «حمله محدود» به ایران در محاسبات تلآویو دیگر یک گزینه کمهزینه تلقی نمیشود.
تحلیل استراتژیک و راهبردی
۱. ابعاد استراتژیک هشدار جنگ منطقهای
هشدار رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود» بیان دقیق یک دکترین بازدارندگی فعال است. در این چارچوب، جنگ دیگر بهصورت یک رویارویی محدود و دوجانبه تعریف نمیشود و هر اقدام نظامی علیه ایران، بهطور خودکار به یک بحران منطقهای با بازیگران متعدد تبدیل خواهد شد
. این تغییر تعریف، نقطه شروع جابجایی معادله بازدارندگی است و محاسبات طرف مقابل را از «توان ضربه» به «هزینه پیامد» منتقل میکند
.
۲. بازدارندگی چندلایه
در منطق این هشدار، ایران خود را بازیگری تنها در میدان نمیبیند. فعال شدن همزمان جبهههای مختلف در کنار تهدید منافع آمریکا در سراسر منطقه بخشی از همان بازدارندگی چندلایهای است که هزینه جنگ را بهطور تصاعدی افزایش میدهد
. در این چارچوب، جنگ نه قابل کنترل است و نه محدود میماند و همین نکته اساس هشدار منطقهای شدن درگیری را شکل میدهد
.
۳. پیام غیرمستقیم به بازیگران منطقهای
آن گونه که رسانه های مختلف سخنان رهبر انقلاب را بازتاب داده اند هشدار جنگ منطقهای تنها متوجه واشنگتن نیست و پیام روشنی برای کشورهای منطقه نیز در خود دارد. معنای ضمنی آن این است که در صورت بروز جنگ، هیچ بازیگری نمیتواند خود را از پیامدهای آن مصون بداند
. این پیام بهطور غیرمستقیم فشار سیاسی و امنیتی بر کشورهایی وارد میکند که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و در سناریوهای حمله احتمالی نقش پشتیبان دارند. در چنین شرایطی هزینه همراهی با یک اقدام نظامی برای این کشورها افزایش مییابد
.
۴.تبیین فتنه در قالب شبهکودتا
بخش دیگری از بیانات رهبر انقلاب، به تبیین ماهیت فتنه اخیر و نقشآفرینی خارجی اختصاص داشت. توصیف ناآرامیها بهعنوان «شبیهکودتا» و اشاره به دخالت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش میکند نشان دهد ناامنی داخلی از نگاه تهران، امتداد همان پروژه فشار خارجی است
. تفکیک میان اعتراضات مشروع اجتماعی و عملیّات سازمانیافته بیثباتساز، هم پیام داخلی دارد و هم کارکرد بینالمللی پیدا میکند و مکمل دکترین بازدارندگی در سطح امنیت ملّی میشود
.
۵. جنگ روایتها
بازتاب رسانهای این بیانات صحنهای روشن از جنگ روایتها را شکل داد. رسانههای نزدیک به محور مقاومت، هشدار جنگ منطقهای را در چارچوب حق دفاع مشروع و بازدارندگی فعال روایت کردند. رسانههای غربی کوشیدند با برجستهسازی دیپلماسی و خطر تشدید تنش، وزن پیام نظامی را کاهش دهند. رسانههای صهیونیستی نیز با امنیتیسازی کامل سخنان، آن را به تهدیدی فوری علیه محیط امنیتی اسرائیل تبدیل کردند
. با وجود این تفاوتها، هیچیک از این روایتها نتوانست گزاره جنگ منطقهای را نادیده بگیرد و همین امر، آن را به یک متغیر واقعی در محاسبات سیاسی و رسانهای تبدیل کرد
.
جمعبندی
سخنان اخیر رهبر انقلاب درباره دو موضوع کلیدی بازتاب گستردهای در رسانههای منطقهای و بینالمللی داشت و نشان داد این پیامها بهدقت شنیده شدهاند. این واکنشها صرفاً خبری نبود بلکه حامل تحلیل، نگرانی و حتی هشدارهای پنهان درباره پیامدهای احتمالی تقابل با ایران بود.
نخستین محور این سخنان، یک هشدار صریح و بیپرده بود، اگر آمریکا یا متحدانش به ایران حمله کنند، این درگیری محدود و کنترلپذیر نخواهد ماند. چنین حملهای بهسرعت از چارچوب یک جنگ دوجانبه خارج میشود و به یک جنگ فراگیر منطقهای تبدیل خواهد شد؛ جنگی که کل منطقه را در بر میگیرد و بازیگران متعدد را وارد میدان میکند. این پیام در واقع یادآوری این واقعیت است که ایران تنها نیست و هرگونه اقدام نظامی علیه آن، زنجیرهای از واکنشها را به دنبال خواهد داشت که مهار آن از دست طراحان جنگ خارج میشود.
محور دوم سخنان رهبر انقلاب به تحولات داخلی ایران مربوط می شود. در این بخش، ناآرامیها و اغتشاشات اخیر نه بهعنوان اعتراضات عادی، بلکه بهعنوان یک شبهکودتا تحلیل شد؛ پروژهای که به گفته رهبر انقلاب با طراحی و حمایت دشمنان خارجی و با هدف بیثباتسازی کشور دنبال شده است. این تحلیل پیوندی روشن میان فشار خارجی و تحرکات داخلی برقرار کرد و نشان داد از نگاه نظام سیاسی ایران این دو پدیده جدا از هم نیستند، بلکه اجزای یک سناریوی واحد به شمار میروند.
بازتاب این مواضع در رسانههای غربی قابل توجه بود. بسیاری از رسانههای آمریکایی و اروپایی تلاش کردند خبر را به شکلی بازتاب دهند که گویی ایران با این سخنان در حال تشدید بحران و افزایش خطر جنگ است. تمرکز آنها بیشتر بر «لحن هشدارآمیز» ایران بود و کمتر به این نکته پرداختند که هر کشوری در برابر تهدید نظامی، حق دفاع از خود را دارد. با این حال، نکته مهم اینجاست که حتی همین رسانهها نیز ناچار شدند پیام اصلی را در تیترهای خود بیاورند؛ تیترهایی از جنس «رهبر ایران هشدار داد هر حملهای به جنگ منطقهای منجر میشود». این اجبار رسانهای نشان میدهد که پیام ایران آنقدر صریح و قوی بوده که امکان نادیده گرفتن یا کمرنگکردن آن وجود نداشته است.
در جهان عرب واکنشها دوگانه بود. برخی رسانهها این هشدار را واقعی و مبتنی بر تجربههای گذشته دانستند و تأکید کردند که سیاستهای آمریکا و اسرائیل عامل اصلی بیثباتی در منطقه است. در مقابل بخشی دیگر از رسانههای عربی که رویکردی محافظهکارانهتر دارند، با نگرانی به این سخنان نگاه کردند. دغدغه اصلی آنها این بود که آغاز یک جنگ بزرگ، اقتصاد، امنیت و ثبات کشورهای عربی را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. با وجود این تفاوت نگاه، یک نکته مشترک وجود داشت: همه آنها مجبور شدند این هشدار را جدی بگیرند و درباره آن گزارش و تحلیل منتشر کنند.
اما شاید مهمترین و معنادارترین واکنشها از سوی رسانههای وابسته به اسرائیل منتشر شد. روزنامهها و وبسایتهایی مانند تایمز آف اسرائیل و یدیعوت آحارونوت با لحنی همراه به نگرانی نوشتند که در صورت حمله آمریکا به ایران، پاسخ تهران محدود به هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی نخواهد بود. از نگاه این رسانهها، ایران میتواند متحدان منطقهای خود را فعال کند. چنین سناریویی بهمعنای قرار گرفتن اسرائیل در معرض حملات همزمان از چند جبهه خواهد بود؛ وضعیتی که به اذعان خود تحلیلگران اسرائیلی، بسیار پرهزینه و خطرناک است. این نوع تحلیلها نشان میدهد که آنها پیام ایران را یک تهدید غیر معتبر نمیدانند بلکه آن را واقعی، حسابشده و مبتنی بر توانمندیهای موجود ارزیابی میکنند.
جمعبندی این بازتابها روشن است. ایران در انتقال پیام خود موفق بوده است. پیام اصلی این بود که «حمله به ایران، یک اقدام ساده و کمهزینه نیست، بلکه آتشی است که دامنه آن میتواند همه منطقه را بسوزاند». این پیام بهوضوح به گوش بازیگران مختلف رسیده است.