![]() |
|
معادلهی
رفتار گزارشی از یک کتاب کمیل خجسته رفتار انسانها از جمع اندیشه
و احساس، منهای نفس بهوجود میآید و به همین دلیل است که رفتارها برخی مثبتند و
برخی منفی. چون کفهی معلوم دوم از معلوم اول سنگینتر میشود و پاسخ سمت دوم
معادله، منفی خواهد شد. تاریخ نیز حاصل رفتار انسانهاست
در قید زمان و از همینرو مهم است؛ زیرا میتواند نقش آیینهی عبرت را به خود گیرد
و رفتارهای آیندهی ما را پیش از آنکه در قید زمان مصلوب و گرفتار شوند، اصلاح
کند. درست مثل تیری که هنوز از کمان خارج نشده است و میتوان در نوع نشانهروی،
جنس تیر و... بازنگری و تدبیر کرد اما وقتی که تیر از کمان خارج شد، کار از کار
گذشته است و باید منتظر نتایج و پیامدهایش شد. علم تاریخ نیز تلاشی است تا "ما
را از حوادث و وقایع زمانهای گذشته و نیز از علل و اسباب آن حوادث و وقایع و
رابطهی میان آنها آگاه سازد."
چقدر اعصابْخرد میشوند
معلمانی که به زمان تاریخ مدام "گیر" میدهند و بیست و پنج صدم، نیمنمره
از نمرهی شاگردان کم میکنند اما از "تاریخ" غفلت میکنند. زمان اگر هم
مهم باشد، بهخاطر این است که به ریشهیابی حوادث کمک میکند وگرنه از خودش هیچ اصالتی
ندارد. هذةالجملة به عبارت اخری میشود "انسان در زمان غرق است و این رودخانهی
سیال، این غریق را با خود میبرد. توجه به زمان و درک نسبت سایر امور اشیاء با آن،
مستلزم آن است که انسان، بهجای آنکه در این رودخانه غریقی بیاختیار باشد، شناگری
فعال شود و بتواند از آن، لااقل در عالم فرض و خیال بیرون آید و به بالادست و پاییندست
آن، یعنی گذشته و آینده بنگرد تا بتواند جایگاه حوادث و وقایع و اشیاء و امور را
در مسیر این رودخانه که از ازل تا به ابد جاری است، معلوم و مشخص سازد. چنین کاری
از همهکس ساخته نیست و اذهان، تنها به قدر قدرت و قوت خود به مراتبی از این تفکر
دست پیدا میکنند." "حدیث پیمانه" نیز
تلاشی است برای تاریخنگاری. یافتن علت و معلولها و در نهایت نتیجهگیری و ارائهی
یک چارچوب تحلیلی. کتاب از دو جهت ارزشمند است.
اول اینکه نویسنده کتاب، از اهالی فلسفه است. شاگرد حضرت آیتالله جوادی آملی
بوده است و پیشتر مقالات فلسفیاش را در "کتاب نقد" خوانده بودیم.
" عرفان و سیاست"، "علم و فلسفه" کتابهایی بودند که بعدتر از
ایشان چاپ شد. بنابراین حُسن اول، در نوع نگاه است. نویسنده نگاه معرفتشناختی به
مسائل دارد و این یعنی نگاه ریشهای و جستجوگر به رفتارها. دوم اینکه برای اولینبار
کتابی به دستم رسید که در آن فلسفه بیکار ننشسته بود. از آن بحثهای تکراری- البته
لازم- واجبالوجود، ممکنالوجود، علم حصولی و... خودش را جدا ساخته و به عالم واقع
آمده است. یعنی فلسفه که همیشه امری انتزاعی تصور میشد به صورت ابزاری، کاربردی و
مبنایی خودش را جلوهگر ساخت. کتاب در واقع سعی میکند
معادلهی رفتار را در قید زمان بیاورد و چارهی آینده را از دل تاریخ بیابد. در "حدیث پیمانه"،
سه جریان نقشهای کلیدی را بازی میکنند:
نویسنده از طریق این سه جریان
به تحلیل انقلاب اسلامی ایران مینشیند. ”ظهور یا افول نیروهای فوق با درگیری و
نزاع همراه است، تاریخ مستمری را شکل میدهد که به لحاظ برخی از نقاط عطف، به
دورانهایی تقسیم میشود.” -ص 25 از کتاب – همین قلههای تاریخی، به یک چارچوب نظری
در حوزه جامعهشناختی ایران خواهیم رسید. مسئلهای که نباید از آن
غافل شد، این است که مطالعهی "حدیث پیمانه" برای همه قابل توصیه نیست.
کتاب سعی دارد که به لایههای اصلی تاریخ برسد؛ بنابراین ممکن است محتوا کمی سنگین
شده باشد اما خواندنش برای علاقمندان به تاریخ، طلاب و دانشجویان علوم انسانی خالی
از لطف نیست. اگر همچنان در خواندن کتاب
مردّد هستید، برای شروع، فصل استعمارگر و استعمارزده- فصل دوم، بخش چهارم- و فصل
منورالفکری و استبداد استعماری- فصل سوم، بخش اول- را نگاهی بیاندازید. |
![]() |