.به اطلاع می رساند طبق روال همه ساله مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران وفادار آن امام همام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) از شب هشتم تا شب دوازدهم محرم الحرام 1427 هجری قمری برابر با روز دوشنبه 17/11/84 تا روز جمعه 21/11/84 بعد از نماز مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار می گردد

هشتم محرم 1427

خورشید هفتمین روز محرم می خواهد غروب کند، گوشه و کنار کوچه ها اندک اندک از مردمی که به سرسلامتی فرزند فاطمه (س) می آیند، رنگ عزا می گیرد.
مقصد، حسینیه امام خمینی (ره) است.
همه آمده اند تا در عزای قافله ای تشنه لب، توشه ای و بهره ای سهم خود کنند، گوشه ای نمایشگاه کتاب بر پا می شود و دیگر سو بساط چای را فراهم کرده اند و  جایی دگر تلاش هایی که چشمگیرند برای هر چه بهتر بر پا شدن خیمه عزا. هنوز دو ساعت مانده تا غروب. اما جماعتی که خودشان را به ورودی حسینیه رسانده اند هیاهوی قشنگی دارند. ورزشکارانی از کرمانشاه، اصفهان و بندرعباس با لباس رزم آمده اند تا تجدید بیعتی کنند با مقتدای خویش. و من می اندیشیدم به این مردم که چه عاشقانه گرد وجود مولای روزگارشان طواف می کنند، و کاش تاریخ به عقب بر می گشت و مردمی از جنس اینان در سال 61 هجری مسلم بن عقیل (ع) را پناه می دادند ...

ای دل پر گفتگو! خاموش باش                دم مزن این جا سرا پا گوش باش

نشسته ام چند قدمی صندلی خالی «آقا». حسینیه خلوت، جمعیت چندانی به خود ندارد و در حال آماده شدن است. بالای صندلی پرچمی سیاه نصب می شود که السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین بر آن نقش بسته است. نورافکن هایی که به تدریج روشن می شوند معنویتی دوچندان به حسینیه می بخشند، این جا تلاش آنهایی که حسینیه را رو به راه می کنند دیدن دارد، کسی میکروفون را روی منبر می گذارد و آن دیگری راهنمای بچه های تصویر بردار است و ...
جمعیتی که به تدریج جا گیر می شوند دیدنی اند، چهره ها همه اضطرابی گوارا از خود بروز می دهند و گمان می کنم همه تشنه دیدار فرزند فاطمه اند و چه التماسی می کند آن پیر مرد کلاه بنفش، برای رفتن به قسمت جلویی حسینیه، و نشستن در نزدیکی رهبرش.
فضا حزن آلود است و پر مصیبت. هر چه بر چشم می نشیند جامه سیاه است و چهره هایی غم زده.
حجت الاسلام فلاح زاده بر منبر می نشیند تا با بیان شیوای خود برای مردم مسائل شرعی را بازگو کند اما مطلع کلام او اهمیت نماز اول وقت است و نماز ظهر عاشورا.
گوشه و کنار حسینیه، عده ای سر در گریبان دارند و با خود زمزمه می کنند.
اذان مغرب و عشا عطر می پاشد به آسمان، نماز که تمام می شود جمعیت، شوری حسینی را بر حسینیه جاری می کنند و «آقا» که وارد می شوند شعارها رنگی دیگر
می گیرد و جمعیت با مولای خود پیمانی مجدد می بندند.
اشک، پهنای صورتهایی را پر کرده است، تو گویی اینان با تمام وجود می سوزند و حسرت می خورند که چرا در آن ظهر عطش سوز در صحرای کربلا نبودند تا ندای هل من ناصر ینصرنی سید الشهدا را پاسخی اینگونه دهند.
میرزایی، ذاکر اهل بیت در وصف حضرت علی اکبر علیه السلام می خواند و عزاداران را بی تابتر می کند.
«آقا» دست بر پیشانی دارند و عده ای از مسئولین که کنارشان نشسته اند، بر مصیبت جوان اول کربلا به سینه می زنند. عطری از مظلومیت حضرت علی اکبر علیه السلام فضای حسینیه آکنده است.
حجت الاسلام صدیقی بر منبر می نشیند و از حضرت سید الشهدا سخن می گوید. ایشان جنبه های اصلاحات الهی اباعبدالله را بر می شمرد و از تلاش آن بزرگوار در کشف انسان های شایسته داد سخن دهد. ارتباط قلبی رهبر و جوانها فراز دیگری از کلام خطیب عزاخانه است و ...
عزاداران بر مصیبت کاروان کربلا می گریند و در این میان زنانی که آمده اند راه زینب را ادامه دهند داخل حسینیه و محوطه بیرونی آن شور محفل را بیشتر می کنند.
حاج منصور ارضی با حنجره پرسوز خود حاضران در مجلس را بی تابتر می کند:

روزی که غیرنور تو ساطع نمی شود                   جز پرچم ولای تو رافع نمی شود
با دشمن ولایت تو گفت و گو خطاست                بی اتخاذ موضع قاطع نمی شود

***

موسم دعاست و دستها رو به آسمان ... اللهم عجل لولیک الفرج

 

مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)