.به اطلاع می رساند طبق روال همه ساله مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران وفادار آن امام همام از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) از شب هشتم تا شب دوازدهم محرم الحرام 1427 هجری قمری برابر با روز دوشنبه 17/11/84 تا روز جمعه 21/11/84 بعد از نماز مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار می گردد

یازدهم محرم 1427

 

سـری بـه نیـزه بلند است در برابر زینب

  خدا کند که نباشد سر برادر زینب
نه مرکبی نه رکابی، امان ز ناقه ی عریان   چـرا دوبـاره نیامـد امیـر لشکر زینب
نه قوتی نه توانی میان آن همه دشمــن   نه مرهمی که نشیند به قلب مضطر زینب

       

وقتی قرار بشود از شام غریبان شهدای کربلا بنویسی، وقتی توفیق داشته باشی تا خامه را در وصف گل های پرپر دشت نینوا بر تن کاغذ روانه کنی، وقتی تو هم لایق حضور در خیمه ابا عبدالله (ع)را پیدا کنی باید هم حس و حالی داشته باشی شام غریبانی ... و چقدر باید بگردی کنار یک شمع تا در پناهش اشک بریزی ...
وقتی مرحوم علامه جعفری می نویسد: آرزوی قلبی ام از زمان طلبگی نوشتن کتابی درباره شخصیت امام حسین علیه السلام بود ... من چگونه خدا را شکر کنم که چهارمین شب پی در پی است روایت می کنم عزای کاروان کربلا را از خانه فرزند فاطمه (س).
راستی، خدا کند بچه های بیت شام غریبان سال دیگر را غریبانه تر کنند، کاش کوچه های منتهی به بیت پر از شمع می شد تا وجود سوگوار عزاداران را بی تابتر کند.

***

چهل دقیقه هم بیشتر طول می کشد تا برسیم پای منبر. قصدمان این بوده که از بچه های خدمات پخش غذا گزارش بگیریم اما میسر نمی شود چرا که هماهنگ نکرده ایم ، با این همه می فهمیم که هر شب حدود 25 هزار نفر حضور دارند. غذا در اماکن مختلف طبخ شده ، در چهار نقطه اطراف بیت به ظرف های یک بار مصرف ریخته می شود و هنوز دقایقی مانده تا مجلس تمام بشود که غذای مردم بیتوته کرده بیرون حسینیه را می دهند ... دست شان درد نکند که چه نظمی دارند همه آنهایی که برای بهتر بر پاشدن مجلس عزای اباعبدالله(ع) در بیت رهبری تلاش می کنند.

***

حضرت سیدالشهدا علیه الاسلام صبح امروز با خدای خود نجوا می کند و می رود به میدان ... خدایا! در هر اندوهی تو تکیه گاه منی، و در هر سختی تو امید منی، و در هر مشکلی که برایم پیش بیاید مورد اعتماد و آماده کننده ساز و برگ منی. چه بسا اندوهی که دل ها در آن سست شود، تدبیر در آن اندک شود، دوست در آن خوار گردد و دشمن در آن شاد شود که من آن را به بارگاه تو آوردم و شِکوِه آن را پیش تو کردم، به خاطر آن که بجز تو دیده بربستم، و تو آن اندوه را از من بر طرف نموده و برداشتی. پس تویی صاحب اختیار هر نعمت و دارنده هر نیکی و پایان هر آرزو و امیدی ...

***

حجت الاسلام فلاح زاده منبرش را ختم می کند با این توصیه که مُهر کربلا حرمت دارد و اگر رنگ آن بر اثر استفاده مکرر تیره شد مبادا با جسمی سخت آن را بتراشید ... که وسایل دیگری هست و ... حالا مگر این حزن غالب بر حسینیه که ریشه در شام غریبان شهیدان کربلا دارد می گذارد کسی گوش جان بسپارد به حرفهای منبری.
شانزده دقیقه مانده به هفت که "آقا" وارد حسینیه می شوند. جمعیت مثل هر شب با شعارهای عاشقانه خود معظمٌ له را همراهی می کنند و شعارها مگر می گذارند "حاج خطیب" مرثیه خوانی اش را شروع کند ... و بالاخره پس از سه بار بسم الله گفتن می تواند شعار پر طنین " حزب فقط حزب الله ... سید علی روح الله" را در پناه کلام گیرای خود بگیرد و مرثیه را بخواند:

سلام بر تو که ام المصائبت خوانند               تویی که غم از ازل در دلت اقامت داشت
سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز               به پاس پیروی ات از حجاب زینب داشت

حاج خطیب مرثیه می خواند، مردم گریه می کنند، و در این میان شیر زنی از قبیله زینب چه نجوای عاشقانه ای دارد با ام المصائب ... و چه ضجه ای می زند و چه سوگ در سوگی شده و چه کربلا در کربلایی ... و باز آرزوی هر شبی صاحب این قلم ... که کاش این زنان، همسفر کاروان زینب(س) بودند و عرصه را بر دشمن نابکار می بستند ...

تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل            به دوش خسته خود کوهی از رشادت داشت
تو آفتاب حقیقت شدی به بزم یزید             کـه سعی بیهـوده در محـو واقعیت داشت

***

حجت الاسلام حاج شیخ حسین انصاریان منبرش را با سلام بر اباعبدالله (ع) شروع می کند و به تشریح کلمات خدا می پردازد و می گوید: قرآن در رابطه با کلمات خدا آیاتی دارد که این آیات دارای مفاهیم وسیع و گسترده و دقیقی است ...
وی بخشی از کلمات خدا را کلمات تشریعی و قرآن را مصداق کامل آن معرفی می کند.
حاج شیخ حسین انصاریان پس از توضیح مفصل کلمات تشریعی خداوند، " انسان" را کلمه ی دیگر خدا معرفی می کند که در زومره کلمات نَفسی است و توضیح می دهد که هر انسانی به تنهایی یک کلمه ی خداست.
وی سپس حضرت مریم را به فرموده امام صادق (ع) به عنوان حجتی برای دختران جوان در روز قیامت معرفی می کند و توضیح می دهد وقتی دختری در دادگاه الهی محاکمه شود نمی تواند برای فسادی که داشته بهانه بیاورد، چون حضرت مریم را به عنوان حجت در برابر خود داشته است.
خطیب شام غریبان عزاخانه ی فرزند فاطمه (س) سپس بر این نکته تأکید می کند که اگر انسان خودش را معنی کند ارزش دارد، و مصداق آن را حر بن یزید ریاحی معرفی می کند.
روضه ای که انصاریان می خواند چنان اشکی از مردم می گیرد و چنان شام غریبانی را بر پا می کند که حتی رهبر انقلاب هم دست بر پیشانی می گذارند...
... اسب عربی با تربیت با یه نهیب محبت خیز بر میداره ... دو سه بار کنار خیمه به اسبش نهیب زد ... اسب حرکتی نکرد ... خم شد روی زین ... دید دختر سیزده ساله ش سکینه جلو مرکب بابا رو گرفته ... پدرِ با محبت پیاده شد و نشست رو زمین و با اشاره به سکینه فهموند ... اگه با بابا حرفی داری بزن ... صدا زد بابا من از شما یه تقاضایی دارم ... دلم می خواد قبل از این که بری میدون، خودت ما رو به مدینه بر گردونی ... گفت من همه ی راها رو به رو خودم بستم، حالا من یه تقاضا از تو دارم ... بابا جون، شما از من چی می خوای ... عزیز دلم سکینه جون اونی که من از تو می خوام اینه که اینقدر جلو من اشک نریزی ...

***

شام غریبان است و شب همنوایی با زینب(س). حاج محمود کریمی هم سنگ تمام می گذارد و چه پر سوز و گداز عصر و شب قتلگاه را تداعی می کند...

غروب و مستی و پیمانه های آخر بود          به کام خشک شهیدان شراب کوثر بود
به روی خاک، تن باغبان در آرامش          تمام دشت پر از لاله های پرپر بود

گزارش تصویری

 

مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)