نهضت اسلامی، آمیخته با یاد عاشورا
...
شايد براى بعضيها، اين مسأله قدرى ثقيل به نظر برسد؛
ليكن واقعيت
همين است. هيچ فكرى - حتّى در صورتى كه ايمان عميقى هم با آن همراه باشد -
نمىتوانست تودههاى
عظيم ميليونىِ مردم را آنچنان حركت بدهد كه در راه انجام آنچه احساس تكليف مىكردند،
در انواع فداكارى ذرهيى ترديد نداشته باشند.
محبت، به ايمان كارايى مىبخشد
اساساً مادامىكه ايمان، با محبت و عشق عميق و رنگ و بوى پيوند عاطفى همراه نباشد،
كارايى لازم را ندارد. محبت است كه در مقام عمل و تحرك - آن هم در حد بالا - به
ايمان كارايى مىبخشد. بدون محبت نمىشد ما نهضت را به پيش ببريم...
... در پانزده خرداد كه در سال چهل و دوى شمسى - هشتاد و سه قمرى - با دوازدهم
محرّم مصادف بود، امام بزرگوار ما رضواناللَّهتعالىعليه در عرصه عاشورايى و با
بهرهبردارى به بهترين شكل ممكن از ماجراى عاشورا و محرّم، توانستند پيام حق و دادِ
برآمده از دلِ خود را بهگوش مردم برسانند و مردم را متحوّل كنند. اوّلين شهداى ما
هم در ماجراى پانزده خرداد، در تهران، ورامين و بعضى جاهاى ديگر، همين سينهزنهاى
حسينى بودند كه آمدند و در معرض تهاجمِ دشمنِ عاشورا قرار گرفتند. در سال پنجاه و
هفت هم مشاهده كرديد ماجراى آن روز و ماهى را كه در آن، خون بر شمشير پيروز مىشود.
اين نام را امام بزرگوار از همه قضاياى محرّم، خلاصهگيرى، استحصال و مطرح كردند.
همينطور هم شد. يعنى مردم ايران به پيروى از حسينبنعلى عليهالسّلام، درس عاشورا
را گرفتند و در نتيجه خون بر شمشير پيروز شد. اين موضوع در ماجراى امام حسين چيز
عجيبى است...