عبرت های
عاشورا
...
يك نتيجه اين بود كه امام حسين عليهالسّلام بتواند بر حكومت يزيد پيروز شود و قدرت
را از چنگ كسانى كه با زور بر سر مردم مىكوبيدند و سرنوشت مردم را تباه مىكردند،
خارج كند و كار را در مسير صحيح خود بيندازد. اگر اين كار صورت مىگرفت، البته باز
مسير تاريخ عوض مىشد. يك وجه ديگر اين بود كه امام حسين نتواند به هر دليلى اين
پيروزى سياسى و نظامى را به دست بياورد؛ آن وقت امام حسين در اينجا ديگر نه با
زبان، بلكه با خون، با مظلوميت، با زبانى كه تاريخ تا ابد آن را فراموش نخواهد كرد،
حرف خود را مثل يك جريان مداوم و غيرقابل انقطاع در تاريخ به جريان مىاندازد. و
اين كار را امام حسين كرد...
... اين ديگر چيزى است كه هيچ قدرتى نمىتواند آن را از امام حسين بگيرد. قدرتِ
رفتن به ميدان شهادت؛ دادن جان و دادن عزيزان؛ آن گذشت بزرگى كه از بس عظيم است، هر
عظمتى كه دشمن داشته باشد در مقابلش، كوچك و محو مىشود و اين خورشيد درخشان، روزبهروز
در دنياى اسلام به نورافشانىِ بيشترى مىپردازد و بشريت را احاطه
مىكند. ...