عزت عاشورا
...
حركت امام حسين، حركت عزّت بود؛ يعنى عزّت حق، عزّت دين، عزّت امامت و عزّت آن راهى
كه پيغمبر ارائه كرده
بود. امام حسين عليهالسّلام مظهر عزّت بود و چون ايستاد، پس
مايه فخر و مباهات هم بود. اين عزّت و افتخار حسينى است. يك وقت كسى حرفى را مىزند،
حرف را زده و مقصود را گفته است، اما پاى آن حرف
نمىايستد و عقبنشينى مىكند؛ اين
ديگر نمىتواند افتخار كند. افتخار متعلّق به آن انسان، ملت و جماعتى است كه پاى
حرفشان بايستند و نگذارند پرچمى را كه آنها بلند كردهاند، توفانها از بين ببرد و
بخواباند. امام حسين عليهالسّلام اين پرچم را محكم نگه داشت و تا پاى شهادتِ
عزيزان و اسارتِ حرم شريفش ايستاد. عزّت و افتخار در بُعد يك حركت انقلابى اين است....
... مظهر جوانِ فداكار در كربلا كيست؟ علىاكبر، فرزند امام حسين عليهالسّلام؛
جوانى كه در بين جوانان بنى هاشم برجسته و نمونه بود؛ جوانى كه زيباييهاى ظاهرى و
باطنى را باهم داشت؛ جوانى كه معرفتِ به حقّ امامت و ولايت حسينبنعلى عليهالسّلام
را با شجاعت و فداكارى و آمادگى براى مقابله با شقاوت دشمن همراه داشت و نيرو و
نشاط و جوانى خود را براى هدف و آرمان والاى خود صرف كرد. اين خيلى ارزش دارد. اين
جوان فوقالعاده و برجسته به ميدانِ دشمن رفت و در مقابل چشم پدر و چشمان زنانى كه
نگران حال او بودند، جسد به خون آغشتهاش به خيمهها برگشت. اين چنين مصيبت و عزايى
چيز كوچكى نيست؛ اما همين حركت او به سمت ميدان و آماده شدن براى مبارزه، براى يك
مسلمان، تجسم عزّت، بزرگوارى، افتخار و مباهات است. اين است كه خداوند مىفرمايد:
«و للَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين»(4). حسينبنعلى عليهالسّلام نيز به نوبه
خود با فرستادن اين جوان به ميدان جنگ، عزّت معنوى را نشان داد؛ يعنى پرچم سربلندى
و حاكميت اسلام را كه روشنكننده مرز بين امامتِ اسلامى و
سلطنتِ طاغوتى است محكم نگه مىدارد، ولو به قيمت جان جوان عزيزش باشد…