زمینه‌های قیام

...ـ اگر امام حسن علیه‌السلام صلح نمی‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر ـ صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله ـ را از بین می‌بردند و کسی را باقی نمی‌گذاشتند که حافظ نظام ارزشی اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلی از بین می‌رفت و ذکر اسلام برمی‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمی‌رسید. اگر بنا بود امام مجتبی علیه‌السلام جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهی بشود، امام حسین علیه‌السلام هم باید در همین ماجرا کشته می‌شد، اصحاب برجسته هم باید کشته می‌شدند « حجربن عدی» ها هم باید کشته می‌شدند، همه باید از بین می‌رفتند و کسی که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشی خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقی نمی‌ماند ...

بعد از معاویه کسی به حکومت رسیده که حتّی ظواهر اسلام را هم رعایت نمی‌کند! شرب خمر و کارهای خلاف می‌کند. تعرضات و فسادهای جنسی را واضح انجام می‌دهد. علیه قرآن حرف می‌زند . علناً شعر برخلاف قرآن و بر ردّ دین می‌گوید وعلناً مخالف با اسلام است! منتها چون اسمش رئیس مسلمانهاست، نمی‌خواهد اسم اسلام را براندازد. او عامل به اسلام، علاقه‌مند و دلسوز به اسلام نیست؛ بلکه با عمل خود، مثل چشمه‌ای که از آن مرتب آب گندیده تراوش می‌کند و بیرون می‌ریزد و همۀ دامنه را پر می‌کند، از وجود او آب گندیده می‌ریزد و همۀ جامعه‌ی اسلامی را پر خواهد کرد! حاکم فاسد این‌گونه است دیگر ... چنین کسی با آن فساد، بعد از معاویه، خلیفۀ مسلمین شده است! خلیفۀ پیغمبر! از این انحراف بالاتر؟!