امام علیه‌السّلام چون از (هدایت) آنان ناامید شد و دانست که با او می‌جنگند رو به اصحاب خود کرده فرمود: «برخیزید و دور خیمه‌ها گودالی همچون خندق حفر کنید و در آن آتش افروزید تا با اینان از یک رو درگیر شویم و هنگام درگیری حرم  (پیامبر صلی ‌اللّه ‌علیه ‌و آله ‌و سلّم) را در امان داریم».
اصحاب امام علیه‌السّلام از هر سو آمده، به کمک هم خندقی می‌کندند و خار و هیزمهای بیابان را جمع کرده در آن افکندند و آتش زدند.
در نقل دیگری آمده است: امام علیه‌السّلام به سوی اصحاب خود آمده فرمود تا خیمه‌ها را به هم نزدیک و طنابها را در هم کنند و خود در درون جا گیرند تا خیام از هر سو بر آنان احاطه کند مگر از آن سو که با دشمن روبرو می‌شوند.
ابن‌اعثم گوید: سواره‌ای از لشکر ابن‌سعد به نام مالک بن حوزه آمد نزد خندق ایستاد و فریاد کرد: ای حسین! مژده باد که آتش دنیا قبل از آخرت می‌سوزاندت!
امام علیه‌السّلام فرمود: «ای دشمن خدا! دروغ گفتی، من بر پروردگار رحیم و صاحب شفاعتی که (فرشتگان) فرمانش برند درآیم و آن جدّم رسول خداست». سپس فرمود: «این مرد کیست»؟ گفتند: مالک‌بن‌حوزه. امام علیه‌السّلام فرمود: «خدایا! او را در آتش بلا و پیش از آخرت در دنیایش بسوزان». پس بی‌درنگ اسب مالک بر او آویخته او را در آتش افکند و سوخت. پس اصحاب امام(ع) تکبیر گفتند و هاتفی از آسمان ندا داد: این اجابت سریع گوارایت باد ای فرزند رسول خدا.

 فرهنگ جامع امام حسین (ع)«ص 437 »