ـ خطبه ذوحسم

عقبه گوید: امام علیه السلام در ذوحسم ایستاده حمد و ثنای خداوند به جای آورد و فرمود: « کار ما به اینجا کشیده شده است که می‌بینید. چهره دنیا دگرگون و ناسازگار شده، نیکی‌اش پشت کرده، با شتاب در گذر است و از آن جز اندکی همچون ته مانده ظروف بیش نمانده است که آن نیز زندگی پستی است همچون چراگاهی سخت و پر خطر. آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌کنند و از باطل باز نمی‌دارند؟! در چنین شرایطی مؤمنان را بایسته است که خواهان دیدار خدا ( و شیفته شهادت) باشند که من چنین مرگی را جز (سعادت و) شهادت و زندگی در کنار ظالمان را جز ننگ و خواری نمی‌بینم».
پس زهیر بن قین بجلی برخاست و به اصحاب خود گفت: آیا شما سخن می‌گویی یا من سخن بگویم؟ گفتند: نه بلکه شما سخن بگویید، زهیر حمد و ثنای الهی به جای آورد و عرض کرد: هدایت خدا از تو دریغ مباد ای فرزند رسول خدا. سخن تو را شنیدیم. به خدا سوگند اگر دنیا برای ما ابدی گردد، مگر که در راه یاری شما از آن جدا شویم، قیام در رکاب تو را بر ماندن در آن ترجیح می‌دهیم. امام برای او دعا فرمود و به نیکی یاد کرد.
و ابن شعبه حرّانی این اضافه را آورده است: « حقّا که مردم بندگان دنیایند و دین ناچیزی بی‌جان بر زبانشان است که بر گردش تا آنجا حلقه می‌زنند که دنیا در فراخ باشد و هرگاه با بلا آزموده شوند دینداران اندک گردند».

 فرهنگ جامع امام حسین (ع)«ص 398 »