ـ ممانعت از سفر
... چون به مدینه خبر رسید که امام حسین سلاماللّهعلیه آهنگ خروج از مکّه به عراق را دارد، عبداللّهبنجعفر نامهای بدین مضمون نوشت:
به نام خداوند بخشنده مهربان، به حسینبنعلی علیهالسّلام از عبداللّهبنجعفر.
امّا بعد؛ تو را به خدا سوگند میدهم از مکه خارج مشو که من نگرانم خود و خاندانت کشته شوید. و اگر تو ـ که روح هدایت و امیر مؤمنانی ـ کشته شوی بیم آن دارم که نور زمین خاموش گردد. پس در سفر به عراق شتاب نفرما. من از یزید و همۀ خاندان بنیامیّه برای جان و مال و فرزندان و خاندانت امان میگیرم. والسلام.
امام علیهالسلام در پاسخ به او نوشت:
«امّا بعد؛ نامۀ تو به دستم رسید و از مضمون آن آگاه شدم. تو را خبر میدهم که: در رؤیا جدّ خود رسول خدا صلیاللّهعلیهوآله را دیدم که به من فرمانی داد و من از پی آن فرمانم، خواه به سودم باشد و یا به زیان.
پسر عمو! به خدا سوگند اگر در آشیانۀ بومی نیز باشم آنان مرا بیرون آورند و بکشند. آنان همچون یهود که بر (روز) شنبه ستم کردند بر من ستم میکنند. والسلام.»
... واللّه یابن عمی لو کنت فی حجر هامّه من هوام الارض لاستخرجونی و تقیلونی ...
فرهنگ جامع امام حسین (ع)«ص 373 ـ ش 280 »
ا