ـ آهنگ خروج از مکّه و خطبۀ او

حضرتش چون عزم عراق کرد به ایراد خطبه ایستاد و فرمود:

الحمدللّه و ما شاءاللّه، و لاحول و لاقوه الا باللّه، ] و صلّی اللّه علی رسوله[، خطّ الموت علی وُلد آدم مَخطّ القلاده علی جید الفتاه، و ما اولهنی الی  اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف...

«همه ستایش‌ها از آن خداست، آنچه او خواهد (پدید آید) و جز به او هیچ توانی نیست.

مرگ همچون گردنبند دختران، آویزۀ گلوی بنی‌آدم است و من چونان اشتیاق یعقوب به یوسف، دیدار گذشتگان خود را چه مشتاقم! و شهادتگاهی برایم گزیده‌اند که (ناچار) آن را دیدار کنم. گویا گرگهای حریص دشتهای نواویس و کربلا را می‌بینم که بند بند جسمم را از هم گسسته شکمبه‌های تهی و مشکهای خالی خود را از آن انباشته کنند. از آنچه با قلم تقدیر الهی رقم خورده، گریزی نیست . خشنودی خدا خشنودی ما خاندان پیامبر است بر بلای او شکیباییم که او پاداش کامل صابران را به ما عطا کند. ذریۀ خدا (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلّم) از او جدا نخواهد شد. آنان در حریم قدس کبریایی نزد او گرد آیند، چشم او به دیدارشان روشن شود و وعدۀ خود را در حقشان وفا کند.

هرکس خون خویش را در راه ما می‌بخشد و خود را آمادۀ دیدار خدا کرده است، با ما رهسپار شود که من ـ ان‌شاءاللّه تعالی ـ فردا رهسپارم.»

... من کان باذلاً فینا مهجته، و موطناً علی لقاءاللّه نفسه فلیر حل معنا فانّی راحلّ مصبحآً ان‌شاءاللّه تعالی.

 

        فرهنگ جامع امام حسین  ـ ص 369 ـ ش 274