در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زنده‏تر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه‏ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسان‏ها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همه‏ى بشريت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است. در سايه‏ى اين نام و اين ياد، ملت ما درس‏هاى پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درس‏هاى زندگى و برنامه‏هاى جارى خود تبديل كند.

گزیده ای از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی - سال 1385 هـ.ش

 
آرشیو عصر بعثت
 1   2

 
 

ويژگيهاى مكه‏

جايگاه كعبه‏
روزى كه منادى بزرگ توحيد، ابراهيم و فرزندش اسماعيل پايه‏هاى كعبه را در ميان دره‏ها و كوههاى دور افتاده و خشك بنا مى‏نهادند، دوربين‏ترين چشمهاى بشرى نيز نمى‏توانست آينده‏ى آن را همچون كانون گرم ايمان و اميد و قبله‏ى دلها و جسمها در گمان آورد.
اكنون بيش از چهارده قرن است كه نداى ابراهيم خليل از حلقوم محمد مصطفى‏، همه ساله ميهمانان بيت را در اين موسم به پايگاه معنويت و وحدت مى‏كشاند تا گرد مركز توحيد، همراه با آن جريان ابدى عروج، طواف كنند، و در پشت مقام ابراهيم به سمت كعبه‏ى محمدى نمازگزارند.
خداوند حكيم عزيز را حمد و سپاس كه بر بندگان منت نهاد و آنان را به گردآمدن در خانه‏ى خود فراخواند و پيامبر بزرگ خود را به سردادن بانگ اذان حج بر گلدسته‏ى تاريخ مأمور ساخت؛ ساحت را امن و امان كرد و از بتهاى جاهليت پيراست و مطاف مؤمنان و ميعاد دورافتادگان و مظهر جماعت و جلوه‏گاه شوكت و مجمع امت قرار داد؛ بيت‏اللَّه را كه سَدَنه‏ى كعبه و خدمه‏ى مطاف و مسعى‏ در عهد جاهليت اولى‏، بازار تجارت و دكان رياست و سيادت خود كرده بودند، از آنِ مردم و منبع بهره و سود آنان دانست و به رغم انحصارطلبان، از راه‏رسيدگان را با ساكنان، داراى حقى برابر ساخت؛ حج را رمز وحدت و عظمت مسلمين و هماهنگى و پيوند ميان آنان قرار داد.

حاكميت اشراف و بزرگان
در مكه حكومت به معناى رايج خودش وجود نداشت؛ اما يك گروه اشراف، متكبر، قدرتمند ومتنفذ با هم بر مكه حكومت مى‏كردند. اينها با هم اختلاف داشتند، اما در مقابل اين مولود جديد، با يكديگر همدست بودند.
در مقابل دنياى ظلمانى زمان خود، پيامبر اكرم دچار تشويش نشد. ... آن روزى كه در مكه تنها بود، يا جمع كوچكى از مسلمين او را احاطه كرده بودند و در مقابلش سران متكبر عرب، صناديد قريش و گردنكشان، با اخلاقهاى خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته بودند، و يا عامه‏ى مردمى كه از معرفت نصيبى نبرده بودند، وحشت نكرد؛ سخن حق خود را گفت ... سختى‏ها و رنجها را به جان خريد تا توانست جمع كثيرى را مسلمان كند.

مركز بازرگانى
بزرگان مكه در آن اوضاع و احوال، شريان حياتى‏شان، يعنى اقتصادشان و ثروتمندى‏شان، از ناحيه‏ى بتها و قداست خانه‏ى كعبه بود. شايد بدانيد كه خانه‏ى كعبه مركزيت عظيمى براى عربهاى تمام جزيرةالعرب داشت؛ به آنجا با نظر احترام نگاه مى‏كردند و براى زيارت آن خانه، هر سال در ماه حرام به آن خانه مى‏آمدند و بعضى از همين حركاتى را كه شما امروز در حج انجام مى‏دهيد، آنجا انجام مى‏دادند. ... اعرابى كه از اطراف جزيره به خانه‏ى كعبه مى‏آمدند، فقط به قصد زيارت نمى‏آمدند؛ بلكه علاوه بر اين، اينجا بازارى براى معاملات هم بود. تجار مكه - كه عموماً بزرگان مكه، مانند ابولهب و ابوجهل و ابوسفيان و عتبه و شيبه و امثال اينها بودند - اموالى را كه در تجارتهاى دو بار در سال به مكه آورده بودند، در موسم حج به قبائلى كه از اطراف آمده بودند و شهرنشين‏ها مى‏فروختند و از اين طريق سود كلانى مى‏بردند. پس مكه از لحاظ مركز بازرگانى، براى بزرگان مكه و رؤساى قريش، يك منبع و منشأ در آمد بود. دعوت پيغمبر اگر قرار بود به حرمت و قداست اين خانه ضربه و لطمه‏اى وارد كند، پس لطمه به جريان مالى اين بزرگان، جبران‏ناپذير بود.