|
ويژگيهاى جزيرةالعرب
ارتباط با تمدنهاى بزرگ
دنياى محيطِ بر آن پيام و محل پيدايش
اين پيام، دنياى بسيار بد و غير قابل
تحملى بود؛ دنياى گرايش و جذب ماديات
شدن، دنياى خوى حيوانى، دنياى
بىمهارىِ قدرتمندان و زورمندان و
زورگويان، دنياى تبعيض و فساد و ظلم و
شهوترانىِ بىبندوبار بود. اين وضعيت،
مخصوص منطقهى حجاز نبود؛ آن دو دولت
بزرگى هم كه منطقهى عربستان را احاطه
كرده بودند - يعنى ايران ساسانى و
امپراتورى روم - دچار همين مشكلات
بودند.
البته اين يكى از شگردهاى الهى است كه
پيغمبر را در قلب شهرهاى بزرگ و متمكن
و متمدن مبعوث نكرد؛ در زيرسايهى
قدرتهاى جبار و ستمگر و مسلط مبعوث
نكرد. شايد اگر اين رسالت مثلاً در
تيسفون يا در هر گوشهى كشور ساسانى
يا در امپراتورى روم به وجود مىآمد،
اصلاً نمىگذاشتند اين نهال در زمين
ريشه بدواند، آن را قلع و قمع
مىكردند. خداى متعال اين شجرهى طيبه
را در جايى غرس كرد كه فرصت پيدا كند
ريشه بدواند، و آن وقتى كه قدرتهاى
بزرگ بفهمند چه شد و چه اتفاقى افتاد،
ديگر قادر به قلع و قمع اين شجرهى
طيبه نباشند. اين، حقيقتاً يكى از
مكرهاى الهى است؛ «وَ مَكَروا وَ
مَكَرَ اللَّه»، «اِنَّهُمْ يَكيدُونَ
كَيْداً وَ اَكيدُ كَيْداً». وضع حجاز
در آن روزگار طورى بود كه يك حكومت
مستقل و متمركز مثل حكومتهاى معمولى
دنيا نداشت؛ يك حكومت قبايلى بود؛
حاكميت دست قبايل بود و قدرت تقسيم
شده بود؛ آنچنان نبود كه دستگاه مرتب
و منظمى وجود داشته باشد و بتواند هر
كارى را فوراً انجام دهد.
حضور
نمايندگان اديان بزرگ الهى
در جزيرةالعرب وحدت كلمه نبود؛ عدهاى
مشرك بودند، عدهاى يهودى بودند،
عدهاى نصرانى بودند.
رواج
بتپرستى
روزگارى در مكهى مكرمه كسى كه وارد
مسجدالحرام مىشد، در درجهى اول چشمش
به بتها يا كَهَنه مىافتاد. به تعبير
قرآن: «فَما كانَ لِشُرَكائِهِم فَلا
يَصِلُ اِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ
للَّه فَهُوَ يَصِلُ اِلى
شُرَكائِهِمْ». مراد از «شُرَكائِهِم»
همان كَهَنهاند؛ وگرنه آن بت بيچاره
كه «لايَصِلُ اِلَيْهِ شَىْءٌ»!
مشركان و مريدان و مخلصانِ بتها نيز
در مقابلشان سجده مىكردند، پول و
صدقه مىدادند و طبق آداب و عادات با
آنها رفتار مىكردند. در مكه همين ضد
ارزشها حاكم بود.
ما وقتى واقعيت را نگاه مىكنيم،
مىبينيم در روز ظهور نيّرِ نبوت
اسلام و طلوع پيغمبر خاتم، حضرت
محمدبنعبداللَّه
(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم)
زيربناى فكرىِ اغلب اجتماعات در سراسر
عالم، بتپرستى و بردگى انسان بود.
... اغلب مردم عالم، بيشتر اجتماعاتى
كه آن روز در دنيا زندگى مىكردند،
گرفتار بتپرستى و شرك بودند. پيغمبر
اكرم دفعتاً آمد ... آنچنان حملهى
تندى به اين ديوارهاى پوسيدهى
بتپرستى كرد كه زلزلهاى در عالم به
وجود آورد و ديوار فردپرستى و بنيان
انسانپرستى، پولپرستى، حيوانپرستى
و سنگپرستى را ويران كرد. |