در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زنده‏تر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه‏ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسان‏ها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همه‏ى بشريت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است. در سايه‏ى اين نام و اين ياد، ملت ما درس‏هاى پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درس‏هاى زندگى و برنامه‏هاى جارى خود تبديل كند.

گزیده ای از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی - سال 1385 هـ.ش

 
آرشیو در قبال آفتاب
 1   2

 
 

در زندگى اجتماعى

ايجاد و تقويت حكومت اسلامى‏
امروز امت اسلامى به حكومت اسلامى به معناى واقعى كلمه نيازمند است. حكومت اسلامى، يعنى آن حكومتى كه به دل انسانها و ملتها مى‏پردازد؛ به مغز آنها و دانش آنها و پيشرفت علمى آنها مى‏پردازد؛ به دست و بازوى قدرتمند آنها مى‏پردازد؛ به اداره‏ى سياستِ صحيح در ميان آنها مى‏پردازد. اين، امروز نياز امت اسلامى است.
امروز بشر به اين معارف محتاج است. ما مسلمانها تقصير داريم و بايد به تقصير خودمان اقرار كنيم. ما مسلمانها تقصير داريم؛ اولاً در ارائه‏ى معارف حقيقى اسلام در سطح جهان؛ ثانياً در نشان دادن الگوهاى درست از اسلام در سطح عالم. اگر مسلمانها عمل و رفتارهاى اجتماعى و فردى و الگوهاى حكومتى و سياسى خود را بر طبق اين معارف تنظيم كنند، بزرگترين تبليغ اسلام است. البته شكى نيست كه امروز امواج تبليغاتىِ پيچيده و درهم تنيده‏ى عالم، عليه اسلام متمركز شده است. شما ديديد در همين حوادثى كه در شهرهاى امريكا به وقوع پيوست، مديران شبكه‏هاى تبليغاتى از اين فرصت براى متهم كردن اسلام سوء استفاده كردند؛ يعنى هيچ فرصتى را از دست نمى‏دهند. البته اين گناهى است كه سيّئه و تبعه و اثر و لكه‏ى ننگ آن بر دامن سياستمداران قدرتمند بسيارى از كشورهاى غربى ماند. طورى حرف زدند و عمل كردند كه مسلمانهاى بى‏گناه و بى‏خبر را كه شهروندان خود آنها بودند، در معرض تهمت قرار دادند و بالاتر از آن، اسلام و خورشيد معرفت و نورانيت و صفا و رحمت را مورد تهمت قرار دادند. على‏اى‏حال، امروز بشريت محتاج اسلام است.
وحدت بايد در خدمت و در جهت حاكميت اسلام باشد؛ والّا پوچ و بى‏معنى خواهد بود. اگر علماى اسلام قبول مى‏كنند كه قرآن فرموده است: «وَ مَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ پيامبر نيامد كه نصيحتى بكند، حرفى بزند، مردم هم كار خودشان را بكنند و به او هم احترامى بگذارند؛ آمد تا مورد اطاعت قرار بگيرد، جامعه و زندگى را هدايت كند، نظام را تشكيل بدهد و انسانها را به سمت اهداف زندگىِ درست پيش ببرد. اگر علماى اسلام قبول دارند كه قرآن كريم مى‏فرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَبَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ اقامه‏ى قسط و عدل و رفع ظلم و ايجاد زندگى صحيح براى بشر، هدف اديان است؛ پس بايد حركت به سمت حاكميت اسلام باشد و حاكميت اسلام در كشورها و جوامع اسلامى، امرى ممكن است.

عظمت بخشيدن به جوامع اسلامى و پرهيز از عوامل انحطاط
امروز وظيفه‏ى اين امت بزرگ در مقابل پيامبر، نجات دهنده، پيشوا، معلم، امانت الهى در ميان خود و محبوبترين چهره در ميان امت، يعنى وجود مقدس نبى اكرم (عليه‏وعلى‏آله‏الصّلاةوالسّلام) اين است كه عزت و شوكت امت اسلامى را با حفظ وحدت پاس بدارد.
ما دچار بيمارى مهلكى هستيم كه بايد همت كنيم و اين بيمارى را از خودمان دفع كنيم. اختلافات بين دنياى اسلام و ناهماهنگى‏ها و دامن زدن به دشمنى‏ها، بيمارى بسيار خطرناكى است. و من به شما عرض كنم كه اگر در طول زمانهاى گذشته، اين بيمارى به طور طبيعى در جسم دنياى اسلام و امت اسلامى وجود داشت، امروز دستهاى سياسى بشدت به دنبال تشديد اين بيمارى هستند. ما نمونه‏هاى آن را در دنياى اسلام داريم مى‏بينيم، كه انسان به خود مى‏لرزد. ما از دشمنهاى بيرونى نمى‏ترسيم. هيبت امريكا و قدرتهاى استكبارى تا حالا ما را دچار ترس و ترديد نكرده؛ لشكركشى‏هاى خصمانه، تبليغاتى و سياسى و نظامى و اقتصادى، ما را مطلقاً در موضع انفعال قرار نداده و نخواهد داد؛ اما از اين بيمارىِ درون دنياى اسلام مى‏ترسيم و به خودمان مى‏لرزيم؛ اين را علاج كنيد.
اساس كار اين است كه نگذاريد ملتها نااميد شوند؛ نگذاريد افق را در مقابل آنها تيره و تار كنند؛ نگذاريد هيبت استكبار، سايه‏ى سنگين خود را بر روى دلها و عزمها و اراده‏هاى ما بيندازد؛ نگذاريد اختلاف، ما را ناتوان كند.
برادران و خواهران عزيز! امروز دنياى اسلام در يك وضع استثنايى است. مى‏توان گفت قرنهاست كه اين فرصتى كه امروز دنياى اسلام دارد، گير دنياى اسلام نيامده است. امروز فرصت بسيار بزرگى در مقابل ماست؛ ملتهاى اسلامى بيدار شده‏اند، موج بيدارى اسلامى به زواياى دنياى اسلام كشيده شده، ملتهاى اسلامى به حقوق خودشان واقف شده‏اند و بسيارى از رهبران اسلامى - ولو تظاهر نكنند - در باطنِ خودشان سرشار از بغض و دشمنى با استكبارند، كه اين را ما مى‏بينيم. در بسيارى از كشورهاى اسلامى، سران و رهبران و سياستمداران و مسؤولان، از رفتارهاى امريكا و قدرتهاى استكبارى، بسيار دلگير و ناراحت هستند؛ اين يك فرصت بزرگ براى دنياى اسلام است و از اين فرصت بايد استفاده كرد. سياستمداران يك وظيفه دارند، رهبران فكرى و فرهنگى هم يك وظيفه دارند؛ اين وظيفه‏ى دوم از وظيفه‏ى اول كم‏اهميت‏تر نيست. علماى اسلام، روشنفكران و اساتيد دنياى اسلام، متفكران برجسته‏ى دنياى اسلام، كسانى كه تريبونهاى مردمى در اختيار آنهاست و مى‏توانند افكار مردمِ خودشان را بسازند، وظيفه‏ى بزرگى دارند و بايد قدرت ملى و قدرت توده‏ى مردم در دنياى اسلام را بدرستى به آنها تفهيم كنند. چند قرن است - از اول دوران استعمار تا الان - كه دستگاه استكبار خواسته است به ملتهاى مسلمان تفهيم كند كه از شماها كارى ساخته نيست؛ شماها توانايىِ مقابله‏ى با ما را نداريد.
... اين توده‏هاى ميليونى مردم كه در كشورهاى اسلامى مى‏بينيد، قدرت عظيمى است كه اگر فعال شود، هيچ قدرت بيگانه‏اى در مقابل آن نمى‏تواند ايستادگى كند؛ نمونه‏اش همين اتفاقى است كه افتاد و خداى متعال حجت را بر ما تمام كرد. حادثه‏ى لبنان و پيروزى واضح حزب‏اللَّه كه حقيقتاً مصداق «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» بود، حجت را بر ما تمام كرد. البته دشمنان اسلام نيروى مردم را انكار كردند و سياستمداران را به نيروى ملتهاى خودشان بى‏اعتقاد كردند. به نظر ما يكى از بزرگترين هنرهاى امام راحل ما اين بود كه نيروى مردم را شناخت و آن را كشف كرد و از آن بهره گرفت و به مردم اعتماد كرد.
... نيروى مردم را بايد شناخت. اين نيرو، نيروى عظيمى است. براى به ميدان آوردن اين نيرو، همت و عزم و اخلاص و مجاهدت لازم است. اگر مردم داخل ميدان شوند و سياستمداران و زمامداران كشورها به توده‏هاى ميليونى مردم كشورهايشان نزديك شوند، هيچ قدرتى نمى‏تواند در مقابل آنها ايستادگى كند و هيچ تهديدى روى آنها تأثير نخواهد گذاشت. البته بدون جهاد و بدون تحمل سختى، انسان به جايى نمى‏رسد. امت اسلامى بايد سختى‏هايى را تحمل كند تا بتواند به اهداف بلند خودش برسد؛ اينها وظايف مهم امروز ما در دنياى اسلام است.

ايجاد وحدت بين مسلمين‏
جمهورى اسلامى به مسلمانان عالم گفت: بياييد از دوازدهم تا هفدهم ربيع‏الاوّل، وحدت را آزمايش كنيم. به يك روايت - كه غالباً اهل سنت اين روايت را تأييد كرده‏اند و بعضى از شيعه هم آن را قبول دارند - دوازدهم ربيع‏الاوّل، روز ولادت پيامبر است. يك روايت هم مربوط به هفدهم ربيع‏الاوّل است كه غالباً شيعه و بعضى از اهل سنت، آن را تأييد كرده‏اند. به‏هرحال بين دوازدهم تا هفدهم كه ايام ولادت نبى‏اكرم است، بايد به وحدت جهانى اسلام توجه بيشترى شود؛ آن حصن و حصار مستحكمى كه اگر تشكيل شود، هيچ قدرتى نمى‏تواند به حريم كشورها و ملتهاى اسلامى دست‏درازى كند.
لذا من توصيه مى‏كنم هفته‏ى وحدت را - كه به مناسبت ميلاد نبى اكرم از روز دوازدهم تا هفدهم ربيع الاوّل ادامه دارد - همه‏ى آحاد مردم، مخصوصاً علما و فضلا و گويندگان و دانشمندان و افراد صاحب نفوذ گرامى بدارند و اين مسأله را به عنوان يك شعار جمهورى اسلامى، هميشه نگه‏دارند.
عزيزان من! مسلمانان دنيا زير نام نبى‏اكرم راحت‏تر و سهل‏تر از همه چيز مى‏توانند متحد شوند؛ اين خصوصيت آن بزرگوار است. من بارها عرض كرده‏ام كه آن بزرگوار، مجمع و ملتقاى عواطف مسلمانان است. مسلمانان به پيغمبر خود عشق مى‏ورزند. خدايا! تو شاهدى كه دلهاى ما مالامال از محبت پيغمبر است. از اين محبت بايد استفاده كرد. اين محبت، راهگشاست. امروز مسلمانان به اخوت و برادرى احتياج دارند. امروز شعارِ «إنَّما المُؤمِنونَ إخوَة فَأَصلِحُوا بَينَ أَخَوَيكُم» از هميشه جدى‏تر است.
مراد ما از وحدت اسلامى، يكى شدن عقايد و مذاهب اسلامى نيست. ميدان برخورد مذاهب و عقايد اسلامى و عقايد كلامى و عقايد فقهى - هر فرقه‏اى عقايد خودش را دارد و خواهد داشت - ميدان علمى است؛ ميدان بحث فقهى است؛ ميدان بحث كلامى است و اختلاف عقايد فقهى و كلامى مى‏تواند هيچ تأثيرى در ميدان واقعيت زندگى و در ميدان سياست نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنياى اسلام، عدم تنازع است: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا»؛ تنازع نباشد، اختلاف نباشد.
قرآن مى‏فرمايد: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا». اعتصام به حبل‏اللَّه براى هر مسلمان يك وظيفه است؛ اما قرآن اكتفاء نمى‏كند به اين كه ما را به اعتصام به حبل‏اللَّه امر كند، بلكه به ما مى‏گويد كه اعتصام به حبل‏اللَّه را در هيأت اجتماع انجام دهيد؛ «جميعاً»؛ همه با هم اعتصام كنيد. و اين اجتماع و اين اتحاد، يك واجب ديگر است. بنابراين علاوه بر اين كه مسلمان بايد معتصم به حبل‏اللَّه باشد، بايد اين اعتصام را به همراه ديگر مسلمانها و همدست با آنها انجام دهد. ما اين اعتصام را درست بشناسيم و آن را انجام دهيم. آيه‏ى شريفه‏ى قرآن مى‏فرمايد: «فَمَنْ يَكْفُرُ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالعُرْوَةِ الوُثْقى‏». اين، اعتصام به حبل‏اللَّه را براى ما معنا مى‏كند. تمسك به حبل‏اللَّه چگونه است؟ با ايمان به اللَّه و كفر به طاغوت. ... در بسيارى از بخشهاى امت اسلامى ايمان به اللَّه هست، اما كفر به طاغوت نيست. كفر به طاغوت لازم است. بدون كفر به طاغوت، تمسك به عروه‏ى وثقاى الهى امكان‏پذير نيست.
هيچ آرزويى بدون مجاهدت و تلاش تحقق پيدا نمى‏كند و وقتى كه ما به راه‏هاى عملى براى اين مقصود و اين آرزو فكر مى‏كنيم، يكى از بهترين‏ها و بزرگترين‏ها، همين شخصيت عظيم‏الشأن عالم خلقت، يعنى وجود مبارك پيامبر گرامى و مركزيت اين بزرگوار براى عواطف و عقايد عامه‏ى مسلمين است. در بين حقايق و معارف اسلامى، چيزى كه به اين صورت مورد توافق آراء و عقايد و نيز عواطف همه‏ى مسلمين باشد، شايد نداشته باشيم يا خيلى نادر باشد ... وجود اين بزرگوار مى‏تواند محورى براى وحدت باشد.
از جمله عواملى كه مى‏تواند محور اين وحدت قرار گيرد و همه‏ى مسلمين مى‏توانند بر آن اتفاق نظر كنند، تبعيت از اهل بيت پيغمبر است. اهل‏بيت پيغمبر را همه‏ى مسلمين قبول دارند. البته شيعه اعتقاد به امامت آنان دارد. غير شيعه، آنان را به معناى امامت در اصطلاح شيعى، امام نمى‏داند؛ ليكن از بزرگان اسلام كه مى‏داند، خانواده‏ى پيغمبر كه مى‏داند، مطّلع از معارف و احكام اسلامى كه مى‏داند. مسلمين بايد در عمل به كلمات ائمه (عليهم‏السّلام) و اهل‏بيت پيغمبر، اتفاق كلمه كنند؛ اين يكى از وسايل وحدت است.
آنچه من امروز در مقابل چشم خود مشاهده مى‏كنم و مناسب است امت مصطفوى نسبت به پيشواى عظيم‏الشأن و پيامبر برگزيده‏ى خدا به عنوان يك هديه‏ى عيد تقديم كند، حضور يكپارچه‏ى جمعيتى از امت مسلمان است كه براى نماز عيد آمده‏اند. جا دارد كه امروز امت سعى كند يكپارچگى، التيام، وحدت و هماهنگى و همدلى در ميان خود را - همچنان كه نام يك امت از اين همه خبر مى‏دهد - براى خود حفظ كند.
... امت از پيامبر خود عيدى مى‏خواهد؛ اما امت در مقابل پيامبر موظف است وظيفه‏ى عيدى خود را هم انجام دهد. عيدى امت اين است كه حفظ وحدت كند و آبروى پيغمبر را محفوظ بدارد. امروز همه‏ى تلاش دشمنان اسلام و امت اسلامى اين است كه اين امت را به جان يكديگر بيندازند و آنها را با همديگر دشمن كنند. اين تلاش، مخصوص امروز نيست و از گذشته نيز همين‏طور بوده است؛ اما امروز اين مأموريت خباثت‏آميز و رذالت‏آلود از طرف دشمنان، با سازماندهى و تدبير و همه‏جانبه انجام مى‏گيرد. علت هم اين است كه احساس مى‏كنند روحيه و شوق اسلامى در ميان مسلمانان رو به فزونى است و اسلام دلها را زنده كرده است.
مسلمانان در همه جاى جهان بايد نسبت به اقدامات توطئه‏آميز دشمنان براى تضعيف و توهين به اسلام، كاملاً حساس و هوشيار باشند؛ مخصوصاً نسبت به توطئه‏هاى فرهنگى، از قبيل نوشتن كتابها و ساختن فيلمها و نمايشنامه‏هاى ضد اسلامى. در اين صحنه، سنگرداران اصلى، نويسندگان و هنرمندانى هستند كه دلشان براى اسلام مى‏تپد و از حقد و كينه‏ى دستگاه‏هاى استكبارى با اسلام و مسلمين باخبرند. تهيه‏ى مقالات و كتب و آثار هنرى در تبيين اسلام و افشاى توطئه‏هاى دشمن و دفاع از حقوق مسلمانان جهان،وظيفه‏ى عمومى و بزرگ آنهاست.