|
در زندگى اجتماعى
ايجاد
و تقويت حكومت اسلامى
امروز امت اسلامى به حكومت اسلامى به
معناى واقعى كلمه نيازمند است. حكومت
اسلامى، يعنى آن حكومتى كه به دل
انسانها و ملتها مىپردازد؛ به مغز
آنها و دانش آنها و پيشرفت علمى آنها
مىپردازد؛ به دست و بازوى قدرتمند
آنها مىپردازد؛ به ادارهى سياستِ
صحيح در ميان آنها مىپردازد. اين،
امروز نياز امت اسلامى است.
امروز بشر به اين معارف محتاج است. ما
مسلمانها تقصير داريم و بايد به تقصير
خودمان اقرار كنيم. ما مسلمانها تقصير
داريم؛ اولاً در ارائهى معارف حقيقى
اسلام در سطح جهان؛ ثانياً در نشان
دادن الگوهاى درست از اسلام در سطح
عالم. اگر مسلمانها عمل و رفتارهاى
اجتماعى و فردى و الگوهاى حكومتى و
سياسى خود را بر طبق اين معارف تنظيم
كنند، بزرگترين تبليغ اسلام است.
البته شكى نيست كه امروز امواج
تبليغاتىِ پيچيده و درهم تنيدهى
عالم، عليه اسلام متمركز شده است. شما
ديديد در همين حوادثى كه در شهرهاى
امريكا به وقوع پيوست، مديران
شبكههاى تبليغاتى از اين فرصت براى
متهم كردن اسلام سوء استفاده كردند؛
يعنى هيچ فرصتى را از دست نمىدهند.
البته اين گناهى است كه سيّئه و تبعه
و اثر و لكهى ننگ آن بر دامن
سياستمداران قدرتمند بسيارى از
كشورهاى غربى ماند. طورى حرف زدند و
عمل كردند كه مسلمانهاى بىگناه و
بىخبر را كه شهروندان خود آنها
بودند، در معرض تهمت قرار دادند و
بالاتر از آن، اسلام و خورشيد معرفت و
نورانيت و صفا و رحمت را مورد تهمت
قرار دادند. علىاىحال، امروز بشريت
محتاج اسلام است.
وحدت بايد در خدمت و در جهت حاكميت
اسلام باشد؛ والّا پوچ و بىمعنى
خواهد بود. اگر علماى اسلام قبول
مىكنند كه قرآن فرموده است: «وَ مَآ
أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا
لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ پيامبر
نيامد كه نصيحتى بكند، حرفى بزند،
مردم هم كار خودشان را بكنند و به او
هم احترامى بگذارند؛ آمد تا مورد
اطاعت قرار بگيرد، جامعه و زندگى را
هدايت كند، نظام را تشكيل بدهد و
انسانها را به سمت اهداف زندگىِ درست
پيش ببرد. اگر علماى اسلام قبول دارند
كه قرآن كريم مىفرمايد: «لَقَدْ
أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَتِ
وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَبَ وَ
الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ
بِالْقِسْطِ»؛ اقامهى قسط و عدل و
رفع ظلم و ايجاد زندگى صحيح براى بشر،
هدف اديان است؛ پس بايد حركت به سمت
حاكميت اسلام باشد و حاكميت اسلام در
كشورها و جوامع اسلامى، امرى ممكن
است.
عظمت
بخشيدن به جوامع اسلامى و پرهيز از
عوامل انحطاط
امروز وظيفهى اين امت بزرگ در مقابل
پيامبر، نجات دهنده، پيشوا، معلم،
امانت الهى در ميان خود و محبوبترين
چهره در ميان امت، يعنى وجود مقدس نبى
اكرم (عليهوعلىآلهالصّلاةوالسّلام)
اين است كه عزت و شوكت امت اسلامى را
با حفظ وحدت پاس بدارد.
ما دچار بيمارى مهلكى هستيم كه بايد
همت كنيم و اين بيمارى را از خودمان
دفع كنيم. اختلافات بين دنياى اسلام و
ناهماهنگىها و دامن زدن به دشمنىها،
بيمارى بسيار خطرناكى است. و من به
شما عرض كنم كه اگر در طول زمانهاى
گذشته، اين بيمارى به طور طبيعى در
جسم دنياى اسلام و امت اسلامى وجود
داشت، امروز دستهاى سياسى بشدت به
دنبال تشديد اين بيمارى هستند. ما
نمونههاى آن را در دنياى اسلام داريم
مىبينيم، كه انسان به خود مىلرزد.
ما از دشمنهاى بيرونى نمىترسيم. هيبت
امريكا و قدرتهاى استكبارى تا حالا ما
را دچار ترس و ترديد نكرده؛
لشكركشىهاى خصمانه، تبليغاتى و سياسى
و نظامى و اقتصادى، ما را مطلقاً در
موضع انفعال قرار نداده و نخواهد داد؛
اما از اين بيمارىِ درون دنياى اسلام
مىترسيم و به خودمان مىلرزيم؛ اين
را علاج كنيد.
اساس كار اين است كه نگذاريد ملتها
نااميد شوند؛ نگذاريد افق را در مقابل
آنها تيره و تار كنند؛ نگذاريد هيبت
استكبار، سايهى سنگين خود را بر روى
دلها و عزمها و ارادههاى ما بيندازد؛
نگذاريد اختلاف، ما را ناتوان كند.
برادران و خواهران عزيز! امروز دنياى
اسلام در يك وضع استثنايى است.
مىتوان گفت قرنهاست كه اين فرصتى كه
امروز دنياى اسلام دارد، گير دنياى
اسلام نيامده است. امروز فرصت بسيار
بزرگى در مقابل ماست؛ ملتهاى اسلامى
بيدار شدهاند، موج بيدارى اسلامى به
زواياى دنياى اسلام كشيده شده، ملتهاى
اسلامى به حقوق خودشان واقف شدهاند و
بسيارى از رهبران اسلامى - ولو تظاهر
نكنند - در باطنِ خودشان سرشار از بغض
و دشمنى با استكبارند، كه اين را ما
مىبينيم. در بسيارى از كشورهاى
اسلامى، سران و رهبران و سياستمداران
و مسؤولان، از رفتارهاى امريكا و
قدرتهاى استكبارى، بسيار دلگير و
ناراحت هستند؛ اين يك فرصت بزرگ براى
دنياى اسلام است و از اين فرصت بايد
استفاده كرد. سياستمداران يك وظيفه
دارند، رهبران فكرى و فرهنگى هم يك
وظيفه دارند؛ اين وظيفهى دوم از
وظيفهى اول كماهميتتر نيست. علماى
اسلام، روشنفكران و اساتيد دنياى
اسلام، متفكران برجستهى دنياى اسلام،
كسانى كه تريبونهاى مردمى در اختيار
آنهاست و مىتوانند افكار مردمِ
خودشان را بسازند، وظيفهى بزرگى
دارند و بايد قدرت ملى و قدرت تودهى
مردم در دنياى اسلام را بدرستى به
آنها تفهيم كنند. چند قرن است - از
اول دوران استعمار تا الان - كه
دستگاه استكبار خواسته است به ملتهاى
مسلمان تفهيم كند كه از شماها كارى
ساخته نيست؛ شماها توانايىِ مقابلهى
با ما را نداريد.
... اين تودههاى ميليونى مردم كه در
كشورهاى اسلامى مىبينيد، قدرت عظيمى
است كه اگر فعال شود، هيچ قدرت
بيگانهاى در مقابل آن نمىتواند
ايستادگى كند؛ نمونهاش همين اتفاقى
است كه افتاد و خداى متعال حجت را بر
ما تمام كرد. حادثهى لبنان و پيروزى
واضح حزباللَّه كه حقيقتاً مصداق
«كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ
فِئَةً كَثيرَةً بِإذْنِ اللَّهِ وَ
اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» بود، حجت
را بر ما تمام كرد. البته دشمنان
اسلام نيروى مردم را انكار كردند و
سياستمداران را به نيروى ملتهاى
خودشان بىاعتقاد كردند. به نظر ما
يكى از بزرگترين هنرهاى امام راحل ما
اين بود كه نيروى مردم را شناخت و آن
را كشف كرد و از آن بهره گرفت و به
مردم اعتماد كرد.
... نيروى مردم را بايد شناخت. اين
نيرو، نيروى عظيمى است. براى به ميدان
آوردن اين نيرو، همت و عزم و اخلاص و
مجاهدت لازم است. اگر مردم داخل ميدان
شوند و سياستمداران و زمامداران
كشورها به تودههاى ميليونى مردم
كشورهايشان نزديك شوند، هيچ قدرتى
نمىتواند در مقابل آنها ايستادگى كند
و هيچ تهديدى روى آنها تأثير نخواهد
گذاشت. البته بدون جهاد و بدون تحمل
سختى، انسان به جايى نمىرسد. امت
اسلامى بايد سختىهايى را تحمل كند تا
بتواند به اهداف بلند خودش برسد؛
اينها وظايف مهم امروز ما در دنياى
اسلام است.
ايجاد
وحدت بين مسلمين
جمهورى اسلامى به مسلمانان عالم گفت:
بياييد از دوازدهم تا هفدهم
ربيعالاوّل، وحدت را آزمايش كنيم. به
يك روايت - كه غالباً اهل سنت اين
روايت را تأييد كردهاند و بعضى از
شيعه هم آن را قبول دارند - دوازدهم
ربيعالاوّل، روز ولادت پيامبر است.
يك روايت هم مربوط به هفدهم
ربيعالاوّل است كه غالباً شيعه و
بعضى از اهل سنت، آن را تأييد
كردهاند. بههرحال بين دوازدهم تا
هفدهم كه ايام ولادت نبىاكرم است،
بايد به وحدت جهانى اسلام توجه بيشترى
شود؛ آن حصن و حصار مستحكمى كه اگر
تشكيل شود، هيچ قدرتى نمىتواند به
حريم كشورها و ملتهاى اسلامى
دستدرازى كند.
لذا من توصيه مىكنم هفتهى وحدت را -
كه به مناسبت ميلاد نبى اكرم از روز
دوازدهم تا هفدهم ربيع الاوّل ادامه
دارد - همهى آحاد مردم، مخصوصاً علما
و فضلا و گويندگان و دانشمندان و
افراد صاحب نفوذ گرامى بدارند و اين
مسأله را به عنوان يك شعار جمهورى
اسلامى، هميشه نگهدارند.
عزيزان من! مسلمانان دنيا زير نام
نبىاكرم راحتتر و سهلتر از همه چيز
مىتوانند متحد شوند؛ اين خصوصيت آن
بزرگوار است. من بارها عرض كردهام كه
آن بزرگوار، مجمع و ملتقاى عواطف
مسلمانان است. مسلمانان به پيغمبر خود
عشق مىورزند. خدايا! تو شاهدى كه
دلهاى ما مالامال از محبت پيغمبر است.
از اين محبت بايد استفاده كرد. اين
محبت، راهگشاست. امروز مسلمانان به
اخوت و برادرى احتياج دارند. امروز
شعارِ «إنَّما المُؤمِنونَ إخوَة
فَأَصلِحُوا بَينَ أَخَوَيكُم» از
هميشه جدىتر است.
مراد ما از وحدت اسلامى، يكى شدن
عقايد و مذاهب اسلامى نيست. ميدان
برخورد مذاهب و عقايد اسلامى و عقايد
كلامى و عقايد فقهى - هر فرقهاى
عقايد خودش را دارد و خواهد داشت -
ميدان علمى است؛ ميدان بحث فقهى است؛
ميدان بحث كلامى است و اختلاف عقايد
فقهى و كلامى مىتواند هيچ تأثيرى در
ميدان واقعيت زندگى و در ميدان سياست
نداشته باشد. مراد ما از وحدت دنياى
اسلام، عدم تنازع است: «وَ لا
تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا»؛ تنازع
نباشد، اختلاف نباشد.
قرآن مىفرمايد: «وَ اعْتَصِمُوا
بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا
تَفَرَّقُوا». اعتصام به حبلاللَّه
براى هر مسلمان يك وظيفه است؛ اما
قرآن اكتفاء نمىكند به اين كه ما را
به اعتصام به حبلاللَّه امر كند،
بلكه به ما مىگويد كه اعتصام به
حبلاللَّه را در هيأت اجتماع انجام
دهيد؛ «جميعاً»؛ همه با هم اعتصام
كنيد. و اين اجتماع و اين اتحاد، يك
واجب ديگر است. بنابراين علاوه بر اين
كه مسلمان بايد معتصم به حبلاللَّه
باشد، بايد اين اعتصام را به همراه
ديگر مسلمانها و همدست با آنها انجام
دهد. ما اين اعتصام را درست بشناسيم و
آن را انجام دهيم. آيهى شريفهى قرآن
مىفرمايد: «فَمَنْ يَكْفُرُ
بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالعُرْوَةِ
الوُثْقى». اين، اعتصام به
حبلاللَّه را براى ما معنا مىكند.
تمسك به حبلاللَّه چگونه است؟ با
ايمان به اللَّه و كفر به طاغوت. ...
در بسيارى از بخشهاى امت اسلامى ايمان
به اللَّه هست، اما كفر به طاغوت
نيست. كفر به طاغوت لازم است. بدون
كفر به طاغوت، تمسك به عروهى وثقاى
الهى امكانپذير نيست.
هيچ آرزويى بدون مجاهدت و تلاش تحقق
پيدا نمىكند و وقتى كه ما به راههاى
عملى براى اين مقصود و اين آرزو فكر
مىكنيم، يكى از بهترينها و
بزرگترينها، همين شخصيت عظيمالشأن
عالم خلقت، يعنى وجود مبارك پيامبر
گرامى و مركزيت اين بزرگوار براى
عواطف و عقايد عامهى مسلمين است. در
بين حقايق و معارف اسلامى، چيزى كه به
اين صورت مورد توافق آراء و عقايد و
نيز عواطف همهى مسلمين باشد، شايد
نداشته باشيم يا خيلى نادر باشد ...
وجود اين بزرگوار مىتواند محورى براى
وحدت باشد.
از جمله عواملى كه مىتواند محور اين
وحدت قرار گيرد و همهى مسلمين
مىتوانند بر آن اتفاق نظر كنند،
تبعيت از اهل بيت پيغمبر است. اهلبيت
پيغمبر را همهى مسلمين قبول دارند.
البته شيعه اعتقاد به امامت آنان
دارد. غير شيعه، آنان را به معناى
امامت در اصطلاح شيعى، امام نمىداند؛
ليكن از بزرگان اسلام كه مىداند،
خانوادهى پيغمبر كه مىداند، مطّلع
از معارف و احكام اسلامى كه مىداند.
مسلمين بايد در عمل به كلمات ائمه
(عليهمالسّلام) و اهلبيت پيغمبر،
اتفاق كلمه كنند؛ اين يكى از وسايل
وحدت است.
آنچه من امروز در مقابل چشم خود
مشاهده مىكنم و مناسب است امت مصطفوى
نسبت به پيشواى عظيمالشأن و پيامبر
برگزيدهى خدا به عنوان يك هديهى عيد
تقديم كند، حضور يكپارچهى جمعيتى از
امت مسلمان است كه براى نماز عيد
آمدهاند. جا دارد كه امروز امت سعى
كند يكپارچگى، التيام، وحدت و هماهنگى
و همدلى در ميان خود را - همچنان كه
نام يك امت از اين همه خبر مىدهد -
براى خود حفظ كند.
... امت از پيامبر خود عيدى مىخواهد؛
اما امت در مقابل پيامبر موظف است
وظيفهى عيدى خود را هم انجام دهد.
عيدى امت اين است كه حفظ وحدت كند و
آبروى پيغمبر را محفوظ بدارد. امروز
همهى تلاش دشمنان اسلام و امت اسلامى
اين است كه اين امت را به جان يكديگر
بيندازند و آنها را با همديگر دشمن
كنند. اين تلاش، مخصوص امروز نيست و
از گذشته نيز همينطور بوده است؛ اما
امروز اين مأموريت خباثتآميز و
رذالتآلود از طرف دشمنان، با
سازماندهى و تدبير و همهجانبه انجام
مىگيرد. علت هم اين است كه احساس
مىكنند روحيه و شوق اسلامى در ميان
مسلمانان رو به فزونى است و اسلام
دلها را زنده كرده است.
مسلمانان در همه جاى جهان بايد نسبت
به اقدامات توطئهآميز دشمنان براى
تضعيف و توهين به اسلام، كاملاً حساس
و هوشيار باشند؛ مخصوصاً نسبت به
توطئههاى فرهنگى، از قبيل نوشتن
كتابها و ساختن فيلمها و
نمايشنامههاى ضد اسلامى. در اين
صحنه، سنگرداران اصلى، نويسندگان و
هنرمندانى هستند كه دلشان براى اسلام
مىتپد و از حقد و كينهى دستگاههاى
استكبارى با اسلام و مسلمين باخبرند.
تهيهى مقالات و كتب و آثار هنرى در
تبيين اسلام و افشاى توطئههاى دشمن و
دفاع از حقوق مسلمانان جهان،وظيفهى
عمومى و بزرگ آنهاست. |