|
تلاش براى تحقق بعثت
در
زندگى فردى
مسألهى
بعثت و پديد آمدن اين حادثهى الهى،
مهمترين مسألهاى است كه در طول عمر
طولانى بشريت، براى او اتفاق افتاده
است. در سرنوشت انسان و تاريخ بشر،
هيچ حادثهاى به قدر اين حادثه مؤثر
نبوده و هيچ لطفى از طرف پروردگار
عالم، به عظمت اين لطف و فضل براى
انسانها، وجود نداشته است. ما افتخار
داريم كه با همهى وجود، اين بعثت
عظيم را قبول كرديم و به آن ايمان
آورديم و اين راه سعادت را شناختيم؛
اين، خود يك نعمت عظيم الهى است و هر
انسان مسلمانى وظيفه دارد كه بعثت
نبوى را در زندگى شخصى و دنياى خود
تحقق ببخشد و با ايمان و عمل و حركت
به سمت هدفهايى كه در بعثت نبى اكرم
وجود داشته است، خود را به بهشت سعادت
الهى و معنوى واصل و نائل كند.
تزكيهى نفس و تخلق به اخلاق نبوى
«لَقَدْ
مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ
أَنفُسِهِمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ
ءَايَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ
يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ
الْحِكْمَةَ». اين تزكيه و آموختن
كتاب و حكمت، همان تحول درونى انسان
است. انسان براى اينكه به هدف خلقت
خود برسد، بايد به هدف بعثت انبياء
دربارهى خود نائل شود؛ يعنى متحول
گردد، درست شود، خوب شود و از
آلودگىها و پستىها و عيبها و هواجسى
كه در درون انسان است و دنيا را به
فساد مىكشاند، نجات پيدا كند. اين،
در قلمرو وجود فرد است. بعثت براى اين
است. در بيانى هم كه فرمودند: «إنَّما
بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ مَكارِمَ
الأخلاقِ»، باز برگشتش به اين است.
خروج
از جهالتِ عوامانه و رسيدن به زندگىِ
حكيمانه
اين
تزكيه و آموختن كتاب و حكمت، همان
تحول درونى انسان است. در بيانى هم كه
فرمودند: «إنَّما بُعِثْتُ لأُتَمِّمَ
مَكارِمَ الأخلاقِ»، باز برگشتش به
اين است. «برانگيخته شدهام كه
مكرمتهاى انسانى را كامل كنم»، يعنى
تهذيب انسان، تزكيهى انسان، انسان را
به حكمت سوق دادن، او را از بساطت
جهالت عاميانه به فهم و زندگى حكيمانه
رساندن. اين، در مقولهى فرد و در
قلمرو حيات فردى است.
تأسى
به حضرت رسول در عمل
يك
شخصيت عظيم، با ظرفيت، بىنهايت و با
خلق و رفتار و كردار بىنظير، در صدر
سلسلهى انبياء و اولياء قرار گرفته
است و ما مسلمانان موظف شدهايم كه به
آن بزرگوار اقتداء كنيم؛ كه فرمود:
«لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ
حَسَنَةٌ». ما بايد به پيامبر اقتدا و
تأسى كنيم. نه فقط در چند ركعت نماز
خواندن، كه در رفتارمان، در گفتارمان،
در معاشرت و در معاملهمان هم بايد به
او اقتداء كنيم. پس بايد او را
بشناسيم. |