|
... در روز اربعين هم، بعد
از آن روزهاى تلخ و آن شهادت عجيب، اولين زائران اباعبداللَّهالحسين
عليهالسّلام بر سر قبر امامِ معصومِ شهيد جمع شدند. از جمله كسانى كه
آن روز آمدند، يكى «جابربنعبداللَّه انصارى» است و يكى «عطيةبن سعد
عوفى» كه او هم از اصحاب اميرالمؤمنين عليهالسّلام است.
جابربنعبداللَّه از صحابهى پيامبر و از اصحاب جنگ بدر است؛ آن روز هم
علىالظّاهر مرد مسنّى بوده است؛ شايد حداقل شصت، هفتاد سال از سنين او
- بلكه بيشتر - مىگذشته است. اگر در جنگ بدر بوده، پس لابد قاعدتاً در
آن وقت بايد بيش از هفتاد سال سن داشته باشد؛ ليكن «عطيه» از اصحاب
اميرالمؤمنين عليهالسّلام است. او آن وقت جوانتر بوده؛ چون تا زمان
امام باقر هم «عطيةبن سعد عوفى» علىالظّاهر زندگى كرده است. «عطيه»
مىگويد: وقتى به آنجا رسيديم، خواستيم به طرف قبر برويم، اما اين
پيرمرد گفت اول دم شطّ فرات برويم و غسل كنيم. در شطّ فرات غسل كرد،
سپس قطيفهاى به كمر پيچيد و قطيفهاى هم بر دوش انداخت؛ مثل كسى كه
مىخواهد خانهى خدا را طواف و زيارت كند، به طرف قبر امام حسين
عليهالسّلام رفت. ظاهراً او نابينا هم بوده است. مىگويد با هم رفتيم،
تا نزديك قبر امام حسين عليهالسّلام رسيديم. وقتى كه قبر را لمس كرد و
شناخت، احساساتش به جوش آمد. اين پيرمرد كه لابد حسينبنعلى
عليهالسّلام را بارها در آغوش پيامبر ديده بود، با صداى بلند سه مرتبه
صدا زد: يا حسين، يا حسين، يا حسين!...
خطبه نماز جمعه تهران
14/03/78
... درسى كه اربعين به ما
مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان
تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز،
تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است.
چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست
از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى
عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در
راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و
روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى
سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند....
سخنرانی در دیدار با اقشار مختلف مردم نائین 29/06/68 |