استفتائات جديد

احکام تقلید

استفتائات جديد

طهارت

استفتائات جديد

احکام نماز

استفتائات جديد

احکام روزه‏

استفتائات جديد

احکام خمس

استفتائات جديد

انفال‏

استفتائات جديد

جهاد

استفتائات جديد

امر به معروف و نهی از منکر

استفتائات جديد

خیار تخلف شرط

استفتائات جديد

کسبهای حرام

استفتائات جديد

احکام متفرقه خیارات‏

استفتائات جديد

شطرنج و آلات قمار

استفتائات جديد

موسیقی و غنا

استفتائات جديد

رقص‏

استفتائات جديد

دست زدن‏

استفتائات جديد

فیلم و عکس نامحرم

استفتائات جديد

آنتن‌های ماهواره‏ای

استفتائات جديد

تئاتر و سینما

استفتائات جديد

نقاشی و مجسمه سازی

استفتائات جديد

سحر و شعبده و احضار ارواح و جن

استفتائات جديد

بخت آزمایی‏

استفتائات جديد

رشوه‏

استفتائات جديد

مسائل پزشکی

استفتائات جديد

تعلیم و تعلم و آداب آن‏

استفتائات جديد

حقوق چاپ، تألیف و کارهای هنری

استفتائات جديد

تجارت با غیر مسلمان‏

استفتائات جديد

کار کردن در دولت ظالم‏

استفتائات جديد

لباس شهرت و احکام پوشش‏

استفتائات جديد

تقلید از فرهنگ غربی

استفتائات جديد

تجسس و خبرچینی و افشاء اسرار

افشاء اسامی مفسدین

يكى از دوستان اشاره كردند كه اميرالمؤمنين در فرمان خود به مالك اشتر فرموده‌اند كه آدم‌هاى سوءاستفاده‌جو را رسوا كنيد؛ شما گفته‌ايد كه افشاء نكنيد. اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) نفرمودند موردى را كه اثبات نشده، افشاء كنيد. هيچ وقت چنين چيزى در بيان اميرالمؤمنين نيست، و اين قطعاً از اسلام نيست. ما چطور چيزى را كه اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء كنيم؟ ممكن است اينقدر حجم اتهام زياد و وسيع باشد كه يك عده‌اى به چشم يك امر قطعى و واقعى به آن نگاه كنند، اما هيچ پشتوانه‌ى استدلالى نداشته باشد، جائى ثابت نشده باشد. ما هيچ حجتى نداريم كه اين را بگوئيم. حتّى من در همان جلسه‌ای كه اشاره كردند، از اين بالاتر را گفتم. من گفتم حتّى جرمى كه ثابت شد، اصل نبايد بر افشاى آن جرم باشد. بالاخره يك مجرمى است، يك غلطى كرده، مجازات هم ميشود؛ خانواده‌ى او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهى نكرده‌اند؛ ما چرا بيخود اينها را رسوا كنيم؟ مگر آنجائى كه خود نفس افشاء كردن، يك مصلحت بزرگى داشته باشد. بله، يك جائى هست كه نفس افشاگرى در يك مسئله‌ى ثابت‌شده، مصلحتى دارد؛ آنجا ايرادى ندارد. اين، منطق ماست. هيچ چيزى هم نه از اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) و نه از هيچيك از ائمه‌ى هدى (عليهم‌السّلام) برخلاف اين وجود ندارد. ما واقعاً حق نداريم افراد را به صرف گمان، متهم كنيم، مشهور كنيم؛ واقعاً جايز نيست؛ نه در سايت، نه در روزنامه، نه در تريبونهاى گوناگون. حيثيت افراد را بايد حفظ كرد. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹

«متأسفانه یک کار زشتی در بین مردم رایج است که از لهجه‌های بعضی از ولایات تقلید می‌کنند؛ این آیا غیبت محسوب می شود یا نه؟

این مسلماً حرام است. در حرمت این عمل هیچ شکی نیست. لکن غیبت نیست. چون قیودی که در غیبت ذکر شد -که مقوّم معنای غیبت محرم شرعی است- در این جا وجود ندارد. یکی از قیود، مستور بودن بود. خب، این مستور نیست. علاوه بر این که عیب نیست اصلاً. کسی این را به عنوان عیب ذکر می‌کند، ولی اصلاً عیب نیست! بنابراین وقتی عیب نبود، پس غیبت نیست. مثل این است که مثلاً بگویند: آقا عمامه سرش است؛ این «عمامه به سر بودن» عیب نیست. ذکرش بنابراین غیبت نیست. علاوه بر این که امر ظاهری است، امر واضحی است. پس تعریف غیبت بر این صدق نمی‌کند. اما مسلماً حرام است. این از باب تمسخر و از باب استهزاء و اینهاست. اینجا دیگر فرقی نمیکند که علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض کنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجه‌ی یک شخصی را –به عنوان اینکه لهجه‌ی او، لهجه‌ی عموم است- تقلید بکند. این صور مختلفی دارد. همه‌ی اینها محرّم است. منتها تفاوتش این است که اگر غرض او لهجه‌ی عموم باشد، این میشود اهانت به همه‌ی آن جمعیت؛ که خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بکند، بایستی از یکایک اینها استحلال بکند. آنجایی که یک نفر باشد، نه، از یک نفر استحلال می‌کند. این بحث عیبجوئی است. اگر چنانچه نه، تمسخر وجود نداشت، این از محل کلام خارج است. گاهی از این تقلیدها انجام می گیرد، اما هیچ قصد تمسخری هم نیست. یک وقتی چند سال قبل از این، در رادیو یک گوینده‌ای تقریبا تمام لهجات ایران را در یک برنامه‌ی رادیویی بیان میکرد! بعد هم ما آن شخص را دیدیم. گفتیم بالاخره تو کجایی هستی؟! چون هم ترکی را مثل خود ترکها حرف می‌زد که ما می‌فهمیدیم، هم مشهدی را مثل خود مشهدی‌ها حرف می‌زد! نفهمیدیم بالاخره کجایی است، نگفت آخرش هم که کجایی است؛ گفت من ایرانی هستم. پس بنابراین گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست. کما این که تقلید لهجه‌ی یک فرد هم به عنوان تمسخر نیست. یک عمل شیرینی است. خود آن فرد هم گاهی می‌نشیند و تماشا می‌کند که تقلیدش را دارند می‌کنند. خودش هم می خندد، خوشش می آید. پیداست که پس تمسخر نیست. این از محل کلام خارج است. آن جایی که قصد، استهزاء باشد، تمسخر باشد، آن جا می‌شود محرّم.»

استفتائات جديد

مصرف دخانیات و مواد مخدر

استفتائات جديد

دعانویسی و استخاره‏

استفتائات جديد

احیاء مناسبتهای دینی

استفتائات جديد

احتکار و اسراف

استفتائات جديد

احکام خرید و فروش‏

استفتائات جديد

مسائل متفرقه تجارت‏

استفتائات جديد

احکام ربا

استفتائات جديد

حق شفعه‏

استفتائات جديد

اجاره‏

استفتائات جديد

ضمان‏

استفتائات جديد

رهن‏

استفتائات جديد

شرکت‏

استفتائات جديد

هبه‏

استفتائات جديد

دین و قرض‏

استفتائات جديد

صلح‏

استفتائات جديد

وکالت‏

استفتائات جديد

صدقه‏

استفتائات جديد

عاریه و ودیعه‏

استفتائات جديد

وصیت‏

استفتائات جديد

غصب‏

استفتائات جديد

حجر و نشانه‏‌های بلوغ‏

استفتائات جديد

مضاربه‏

استفتائات جديد

احکام بانکها

استفتائات جديد

قوانین و مقررات دولتی

استفتائات جديد

وقف‏

استفتائات جديد

احکام قبرستان

استفتائات جديد

تراشیدن ریش‏

استفتائات جديد

حضور در مجلس معصیت‏

استفتائات جديد

احکام سفر

استفتائات جديد

حرمت سلاح کشتار جمعی

پیام به نخستين كنفرانس بين‌المللی خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه سیدعلی خامنه‌ای ۲۷ فروردین 1389 1/جمادی‌الاول/1431

به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه‌ی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما كاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم.

استفتائات جديد

مناسک حج

استفتائات جديد

راههای سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید

س: منظور از سن تمييز كه در بحث تكليف پسران مطرح مى‌باشد، چيست؟ آيا داشتن شهوت يا برانگيخته شدن شهوت در پسران مطرح مى‌باشد؟

ج) مقصود از تمييز، درك خوبى و بدى است و در صورتى كه نوجوان به مرحله‌اى برسد كه نگاه او به نامحرم يا نگاه نامحرم به او موجب تحريك شهوت شود، در مقابل او حفظ حجاب لازم است.

س: چرا بايد مرجع تقليد داشته باشيم؟

ج) از باب حكم عقل به رجوع غير متخصص به متخصص.

استفتائات جديد

شروط تقلید

استفتائات جديد

راههای اثبات اجتهاد، اعلمیت و به دست آوردن فتوا‏

س: دو نفر بالغ عادل برای من از شخصی که به او اطمینان دارم و آن شخص هم در این موارد تحقیق کرده است نقل کرده‌اند که فلان شخص اعلم است و می‌توانی از او تقلید کنی آیا اینگونه تقلید کردن صحیح است؟

ج) اگر عادل و خبره باشند، اشکال ندارد.

س: بنده سال‌ها پیش از طریق سؤال از یک فرد عادل مرجع تقلیدی را انتخاب كردم ولی با توجه به اینکه باید از دو نفر مجتهدشناس می‌پرسیدم، وظیفه‌ام در این وضعیت چیست و حكم اعمال انجام گرفته چیست؟

ج) اگر از مجتهدی تقليد کرده‌ايد که دو نفر مجتهدشناس نيز همان را معرفی می‌کنند و يا فتوای او موافق با فتوای مجتهدی است که دو نفر مجتهدشناس معرفی کرده‌اند، صحيح است و اگر فتوای او مخالف فتوای مجتهدی است که وظيفه فعلی شما تقليد از اوست، بايد قضا شود.

استفتائات جديد

عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر

س: مى‌‌خواستم بدانم كه اگر شخصى بخواهد مرجع تقليد خود را به خاطر برخى ملاحظات عوض كند، آيا بايد اجازه مرجع تقليد را داشته باشد يا نه؟

ج) هر شخصى كه از مرجعى تقليد مى‌‌كند، در تغيير مرجع خود و احكام آن نيز بايد از نظر همان مرجع تبعيت نمايد.

استفتائات جديد

بقا‏ بر تقلید میت‏

س: اينجانب مقلّد حضرت امام خمينى (ره) مى‌باشم آيا مى‌توانم در صورت لزوم بعضى مسائل جديد به مراجع ديگر مراجع نموده و در حالى كه به تقليد خود از حضرت امام (ره) باقى بمانم؟

ج) عدول از مجتهد متوفّى به مجتهد زنده بلا مانع است.

استفتائات جديد

مسائل متفرقه تقلید

س: در مسائلى كه حضرتعالى بنا بر احتياط واجب حكم مى‌فرماييد تكليف مقلد چيست و اگر مقلد در صورت تمايل بتواند از مرجع تقليدى كه در آن زمينه حكم صريح داده تقليد كند آيا اجازه دارد و در صورت جواز آيا مرجع مورد نظر حتماً بايد اعلم بعد از مرجع تقليد مكلف باشد و اگر اينگونه است چگونه بايد آن مرجع را تعيين كرد؟

ج) رجوع به مجتهدى که در آن مسأله احتياط ننموده است، مانع ندارد و بنابر احتياط، ترتيب الأعلم‌فالأعلم بايد رعايت شود و تعيين آن وظيفه مکلّف است.

س: اگر فرد مسلمانى به تحقيق در مورد نظريات مربوط به اثبات يا ردّ وجود خداوند، آخرت، روح و... بپردازد، آيا مرتکب گناهى شده است؟ و آيا بر اعتقادات او ممکن است تاثيرگذار باشد؟ با توجه به اين که اکثريت ما جوانان بدون تحقيق اسلام آورده‌ايم؟

ج) صِرف تحقيقات موجب گناه نيست ولى چنانچه احتمال عقلايى بدهد که اين مطالب در او تأثير سوء خواهد داشت و در خود قدرت پاسخگويى صحيح و دفع شبهات را نمى‌بيند، نبايد به آنها بپردازد.

س: مى‌خواهم بدانم اگر كسى مدت چند سال اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد حكم اعمال وى چه مى‌شود؟

ج) اگر اعمال وى موافق احتياط يا مطابق با واقع يا با نظر مجتهدى باشد كه وظيفه دارد از او تقليد نمايد محكوم به صحت است.

استفتائات جديد

مرجعیت و رهبری‏

استفتائات جديد

ولایت فقیه و حکم حاکم‏

استفتائات جديد

راههاى شناخت اعلم

س: دو نفر بالغ عادل براى من از شخصى که به او اطمينان دارم و آن شخص هم در اين موارد تحقيق کرده است نقل کرده‌اند که فلان شخص اعلم است و مى‌توانى از او تقليد کنى آيا اينگونه تقليد کردن صحيح است؟

ج) اگر عادل و خبره باشند، اشکال ندارد.

استفتائات جديد

انتخاب مرجع تقليد با معرفى يک نفر عادل

س: بنده سال‌ها پيش از طريق سؤال از يک فرد عادل مرجع تقليدى را انتخاب كردم ولى با توجه به اينکه بايد از دو نفر مجتهدشناس مى‌پرسيدم، وظيفه‌ام در اين وضعيت چيست و حكم اعمال انجام گرفته چيست؟

ج) اگر از مجتهدى تقليد کرده‌ايد که دو نفر مجتهدشناس نيز همان را معرفى مى‌کنند و يا فتواى او موافق با فتواى مجتهدى است که دو نفر مجتهدشناس معرفى کرده‌اند، صحيح است و اگر فتواى او مخالف فتواى مجتهدى است که وظيفه فعلى شما تقليد از اوست، بايد قضا شود.

استفتائات جديد

تبعیض در تقلید

س: در صورتى که مقلد از مرجع تقليد سؤال نمايد ولى ايشان به دلايلى پاسخ ندهند و از ساير مراجع نيز جواب‌هاى متفاوتى دريافت کرده باشد مى‌تواند با رجوع به عقل خويش اقدام نمايد؟

ج) در فرض مذکور جاى رجوع به عقل نيست و بايد احتياط کند و چنانچه احتياط ممکن نشد از ميان مراجع به فتواى مرجع اعلم بعدى مراجعه نمايد.

س: مرجع تقليد من نماز دانشجو را شكسته و روزه را براى او در سفر منتفى مى‌داند اينجانب در اين مسأله به مرجع تقليد ديگرى رجوع كردم حال متوجه شدم اشتباه كرده و پشيمان شده‌ام. با توجه به اينكه من مرتب در رفت و آمد هستم و روزه گرفتن برايم بسيار مشكل مى‌باشد، آيا مى‌توانم دوباره به نظر مرجع اول برگشته و نماز را شكسته بخوانم و روزه نگيرم؟

ج) اشكال ندارد به شرط آنكه عدول مكرر به صورت بازيچه در نيايد.

استفتائات جديد

احکام آبها

س: جايى که ساکن هستيم، بيشتر اوقات آب به واحد ما نمى‌رسد. مجبوريم موتور پمپ حبابى را دقيقاً سر راه لوله آب نصب کنيم، تا هرگاه آب ضعيف بود آنرا پمپاژ کند. مدتى است متوجه شدم که موتور داراى شير يکطرفه است و هربار حباب خود را پر کرده و زمانى‌ که آب را به بالا پمپاژ مى‌کند، توسط شير يکطرفه خود، آب شهر را قطع مى‌کند در اينصورت آب لوله ما کُر است يا خير؟

ج) اگر اتصال آن از آب شهرى قطع شود حکم آب کُر را ندارد مگر اينکه آب داخل لوله‌ها و منبعى که بدان متّصل است، به اندازه کُر باشد.

س: اگر آب محلى از تانکر تأمين مى‌شود و کسى که در حال استفاده از آب است نداند که آيا مقدار آب تانکر کُر است يا نه چه حکمى دارد؟

ج: اگر به کُر بودن آن يقين داشته و شک دارد از کُر بودن افتاده باشد، بنا را بر کُر بودن بگذارد ولى اگر نمى‌دانسته کُر بوده يا نه، نمى‌تواند احکام کُر را بر آن جارى کند.

استفتائات جديد

احکام تطهیر

س: در صورت نجس شدن فضاى داخل بينى، آن را چگونه بايد تطهير کرد؟

ج) داخل بينى تطهير لازم ندارد و با زوال عين نجاست پاک مى‌شود.

س: در قسمت استريليزاسيون (C.S.R)، پس از استريل چنانچه خونى در برخى از وسايل استريل شده مشاهده شود آيا همان لباس و وسيله نجس است يا تمام وسايل و لباسها محکوم به نجاست مى‌باشد؟

ج) اگر در موقع ملاقات وسايل طاهر، با وسايل نجس رطوبت سرايت‌كننده وجود نداشته باشد نجاست منتقل نمى‌شود.

س: اگر عصا، پاى مصنوعى، و لاستيک‌هاى چرخ ويلچر نجس باشند، آيا به وسيله زمين پاک مى‌شوند؟

ج) پاک شدن آن، محل اشکال است.‏

س: لباسها و وسايل اتاق عمل که نجس مى‌‌شوند، در قسمت استريليزاسيون (C.S.R) با فشار و بخار آب تحت شرايط خاصى استريل مى‌‌گردند، آيا اين وسايل، علاوه بر استريل شدن، پاك نيز مى‌شوند؟

ج) چيز نجس با بخار پاک نمى‌گردد.

س: آيا با راه رفتن روى کاشى و موزائيک و سراميک هم پاى نجس پاک مى‌شود؟

ج) با راه رفتن روى کاشى و سراميک، پاى نجس پاک نمى‌شود ولى با راه رفتن روى موزائيک ـ با رعايت شرايط ـ پاى نجس پاک مى‌‌شود.

س: آيا آب‌هايى كه بواسطه باران در روى زمين جمع مى‌شود پاك كننده‌ى ته كفش پس از طى چند قدم مى‌باشد؟

ج) اگر موقع باريدن باران در آن آب‌ها قدم بزنيد، در صورتى که عين نجاست از آن برطرف شود، پاک مى‌شود.

س: اگر دندان‌ها به وسيله‌ى موادى پر شده باشند كه قابل جدا شدن از آنها نيستند، در صورتى که داخل دهان نجس شود، آيا نياز به آبکشى آن وجود دارد يا به صرف زوال عين نجاست، پاك مى‌شود؟

ج) اگر جزو دندان محسوب شود، پس از زوال عين نجاست پاك مى‌شود و آب كشيدن لازم نيست.

س: افرادى که داراى دندان پر شده يا با روکش ثابت هستند، در صورتى که داخل دهانشان با خون نجس شود آيا با از بين رفتن خون دهانشان پاک مى‌شود يا نياز به آب کشيدن دارد؟

ج) اگر بگونه‌اى باشد كه جزو دندان طبيعى محسوب شود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب كشيدن داخل دهان لازم نيست.

س: اگر سه بار دستمال مرطوب را روى محل نجس بکشيم آن قسمت پاک مى‌شود يا خير؟

ج) اگر آب زير دستمال جارى نشود پاك نمى‌شود.

س: كيفيت تطهير زمينى را كه محل خروج آب ندارد و ناچار محل رفت و آمد نيز هست بيان فرماييد.

ج) به يكى از دو نحو مى‌توان كف اتاق را تطهير نمود: 1ـ آب لوله را به جاى نجس وصل كند بگونه‌اى كه همه آن محل را فرا بگيرد، بعد آن غُساله را با پارچه و مانند آن جمع كند. 2ـ آب قليل را به جاى نجس بريزد كه قهراً آب در گوشه‌اى جمع مى‌شود و باقى مى‌ماند، سپس آب غُساله را با پارچه و مانند آن بردارد و دوباره آب بريزد و غُساله را با پارچه و مانند آن بردارد و پاك مى‌شود.

س: اگر لباس، پارچه و مانند اينها را با آب کر تطهير کنيم و آب قبل از اينکه مضاف شود به آن برسد ولى آب جدا شده از آن مضاف باشد يا مثلاً آبى که درون ظرف بوده و لباس را در آن تطهير کرده‌ايم مضاف شده باشد آيا اين آب مضاف شده نجس است؟ آبى که پس از فشردن از لباس جدا مى‌شود و مضاف است آيا نجس است؟ در اين سؤال آيا فرقى دارد که لباس مذکور با آب کر تطهير شده باشد يا با آب قليل؟

ج) اگر لباس و پارچه و مانند آن قبل از رنگ پس دادن و آب را مضاف نمودن با آب كرّ تطهير شود، كفايت مى‌كند اگرچه بعد از پاك شدن آب را مضاف نمايد و پس از پاك شدن لباس، آبى كه بعداً‌ با رنگ پس دادنِ لباس مضاف مى‌شود، پاك است. اين در صورتى است كه با آب كرّ يا با آب لوله‌كشى لباس را تطهير كنند ولى اگر قصد تطهير لباس يا مانند آن با آب قليل را داشته باشند چنانچه آب قليل در موقع تطهير لباس مضاف گردد آن لباس پاك نمى‌شود.

س: در فرض اينکه چيز نجس را با آب قليل يك مرتبه بايد شست تا پاك شود، براى يك مرتبه حساب شدن، آيا كافى است كه بعد از زوال عين نجاست زير آب قليل، جريان آب ادامه يابد يا بايد بعد از زوال عين نجاست آب قطع و دوباره وصل شود تا يك مرتبه حساب شود؟

ج) استمرار آب بعد از زوال عين، کافى است.

س: اگر بعضى از قسمت‌هاى فرش نجس باشد و انسان دقيقاً محل آنها را نداند آيا اگر شيئ خيسى با آن فرش ملاقات كند مى‌‌تواند بگويد آن شيئ نجس نشده است؟ چون محل دقيق نجاست فرش را نمى‌‌دانسته است؟

ج) در فرض مرقوم شيئ ملاقات كننده محكوم به طهارت است.

س: رنگ خون اگر بر لباس بماند ولى عين آن باقى نباشد، آيا پاك است؟

ج) در صورتى كه جرم خون از بين برود و رنگ باقى بماند، پاك است هر چند با شستن‌هاى بعدى از بين برود و در اين مورد ملاك نظر مكلف ولو با رجوع به عرف است.

س: آيا دندان پر شده در دهان جسم خارجى محسوب مى‌شود و اگر كسى با داشتن دندان پر شده دندان ديگر را بكشد بايد با آب جارى دهان را پاک كند يا خير؟ و اگر بچه باشد و نشود اينكار را كرد يا بزرگسال باشد و نداند، حكم چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است كه جزو دندان طبيعى محسوب مى‌شود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب کشيدن داخل دهان لازم نيست، و در مورد دندانى که کشيده شده همان قدر که عين نجاست از داخل دهان زايل شود، دهان پاک است؛ و در اين مورد فرقى بين بچه و بزرگسال و جهلِ به حکم نيست.

س: چگونه مى‌‌توان عسل، شيره و مانند آن را که در آن نجاستى افتاده پاک نمود؟

ج) اگر مايع نباشد، فقط همان قسمت نجس را با مقدارى از اطرافش برداريد و بقيه‌اش پاک است و اگر مايع باشد، قابل تطهير نيست.

س: اگر يک قطره ادرار به بدن يا به لباس بچکد و آن را نجس کند به چه صورتى پاک مى‌‌شود؟

ج) با آب قليل پس از زوال عين نجاست با دو بار شستن پس از خروج غُساله، پاک مى‌شود و با آب کر پس از زوال عين نجاست با يک بار شستن بطورى که آب به همه محل نجس برسد و از آنجا حرکت کند، پاک مى‌شود.

استفتائات جديد

احکام تخلی‏

س: رعايت جهت قبله در دستشويى قطار با توجه به تغيير مسير آن مشكل است لطفاً حكم مسأله مذكور را بفرماييد و آيا بر مكلّف واجب است كه جهت قبله را در آن مكان پيدا كند و بعد اقدام به رفع حاجت نمايد؟

ج) اگر جهت قبله را ندانيد، اشکال ندارد و تحقيق لازم نيست.

استفتائات جديد

شرایط وضو

س: بعد از کار دستم را تميز کرده و در آن مانعى نديدم بعد از مدتى فهميدم مانعى بر روى دست من بوده و من با آن نماز مى‌خواندم تکليف چيست؟

ج) اگر احتمال مى‌‌دهيد آن مانع بعد از وضو گرفتن واقع شده است، وضوهاى گذشته صحيح است ولى اگر بدانيد مانع حين وضو بوده است، وضو و نمازى که با آن خوانده‌ايد، باطل بوده است.

س: اگر در هنگام وضو گرفتن، ساعت را از دستمان خارج نكنيم ولى آن را چند بار بچرخانيم تا آب به سطح پوست برسد، براى وضو اشكالى دارد؟

ج) اگر آب به پوست مى‌رسد و از بالا به پايين شسته مى‌شود اشكال ندارد.

س: اکليل‌هايى بر روى ناخن‌هاى پايم بود که در هنگام غسل واجب هر کار کردم نرفت و با همان اکليل‌ها غسل کردم اکنون که اين اکليل‌ها رفته است آيا بايد دوباره غسل خود را انجام دهم؟

ج) اگر در وقت غسل ازاله آن غير ممکن يا حرجى بوده، در صورتى که روى آن دست تر کشيده باشيد غسل شما جبيره‌اى محسوب شده و صحيح است.

س: آيا در وضو در حالى که بر روى دست آب مى‌‌ريزيم مى‌‌توان با همان دست شير آب را بست؟

ج) قبل از تکميل شستن دست چپ اشکال ندارد ولى پس از آنکه وضو کامل شد و از شستن دست چپ فارغ شد اگر دست را به چيز مرطوب (مثل شير آب) بگذارد و آب خارج وضو با آب وضو مخلوط شود، مسح سر و پا با آب خارج وضو و يا با آب مختلط صحيح نيست.

س: شخصى وضو گرفته و در نماز متوجه مى‌شود اكليل بر صورتش مى‌باشد حكم نمازش چيست؟ و اگر بعد از نماز متوجه شود حكم نماز چيست؟ چون قبلش آرايش كرده بوده؟

ج) اگر يقين دارد که مانع، هنگام وضو بوده است فرقى بين قبل از نماز و بعد از نماز نيست و در هر صورت بايد مانع را برطرف کرده و مجدداً وضو بگيرد و نماز خوانده شده را هم اعاده کند.

س: وضو گرفتن از آبهاى خنك مسجدالحرام و اطراف آن- كه براى آشاميدن اختصاص داده‏اند اعم از كلمن‏ها و شيرها- چه حكمى دارد؟

ج) صحّت وضو با شك در اباحه آب براى وضو محل اشكال بلکه منع است.

س: آيا مسح بر موى مصنوعى جايز است؟

ج) اگر موى کاشته شده قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم حرج و مشقّت باشد و با وجود موها، امکان مسح بر پوست سر نباشد، مسح روى همان موها کافى است.

س: آيا آثار باقيمانده از صابون بر روى دست مانع وضو و غسل است؟

ج) مجرّد وجود اثر صابون كه بعد از خشك شدن اعضا ظاهر مى‌شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‌رساند، مگر اين كه داراى جِرمى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست مى‌شود.

س: آيا در باران مى‌شود وضو گرفت؟

ج) مانع ندارد مشروط بر اينکه قطرات بارانى که به اعضاى وضو مى‌رسد، با آن قصد وضو نمايد و هنگام مسح، باران به کف دست‌ها ‏اصابت نکند.‏ مى‌كند.

س: آيا مى‌توان عمداً کارى کرد که وظيفه، وضو و غسل جبيره شود مانند کاشت ناخن يا جراحى بينى که صرفاً به خاطر زيبايى انجام مى‌گيرد و ضرورتى ندارد؟ اگر جايز نيست، افرادى که داراى شغل‌هايى هستند که سبب ايجاد مانع مى‌شود و برطرف کردن آن برايشان مشقت دارد آيا در صورت امکان تغيير شغل، وظيفه دارند که آن را تغيير دهند؟ (مانند نقاش‌ها که گاهى پشت بدنشان هم رنگى مى‌شود و بايد کسى اين مانع را برايشان برطرف کند و يا رنگ بگونه‌اى است که به راحتى برطرف نمى‌شود.)

ج) ايجاد مانعى كه موجب تبدّل وظيفه وضو و غسل به وضو و غسل جبيره‌اى مى‌شود، چنانچه در غير وقت نماز باشد، مانع ندارد ولى در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به ايجاد مانع نمايد، و افراد مشتغل به كارهايى كه موجب ايجاد مانع مى‌شود (مانند نقاشى، يا گچ‌كارى و امثال آن) چنانچه نتوانند در وقت وضو يا غسل آن مانع را برطرف كنند شستن روى همان مانع كفايت

س: اگر شخص وضو گيرنده در اثر عدم آگاهى هنگام شستن دست‌ها و صورت به قصد وضو، اقدام به باز و بسته كردن شير آب نمايد؛ آنهم در موقعى كه رطوبت (خيسى) روى شير آب در مسح او تداخل نمايد وضوى او باطل است. حكم نمازهايى که با اين حالت خوانده شده چيست؟

ج) در حال حاضر تا يقين به بطلان وضو و نماز ندارد، محكوم به صحّت است و تكليفى ندارد.

س: آيا وجود جرم در زير ناخن‌ها و يا بلندى ناخن‌ها باعث بطلان وضو خواهد شد؟ ضمناً حكم نمازهاى خوانده شده چيست؟

ج) امور مذكور موجب بطلان وضو و نماز نيست.

استفتائات جديد

کیفیت وضو

س: در هنگام وضو ريختن آب غير وضو بر روى دست چه حکمى دارد؟

ج) مانع ندارد، و مى‌تواند به قصد وضو با آن آب، موضع را بشويد. آنچه اشکال دارد اين است که با آب غير وضو مسح کشيده شود.

س: يک پاى من قطع شده است و گاهى درون پاى مصنوعي، پايم زخم مي‌شود و مقدار گسترش آن بيشتر از حد مجاز شرعى مى شود، آيا براى نماز و حج، حکم زخم بسته را دارد و مى توانم بدون اعتنا به آن اعمالم را بجا آورم يا بايد پاى مصنوعى ام را درآورده و پايم را آب کشيده و بدون پاى مصنوعى اعمال حج يا نمازم را بجا آورم، در صورتى که بدون پاى مصنوعى دچار مشکل و مشقت مى گردم، تکليف ما چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است که آب کشيدن براى بيشتر مردم يا براى خصوص شما سخت است، نسبت به تطهير آن تکليف و وظيفه‌اى نداريد در غير اين صورت بايد تطهير کنيد، و لازم نيست پاى مصنوعى را از خود جدا کنيد.

س: در خصوص وضو گرفتن براى بانوان بفرمائيد آيا براى ريختن آب بر روى دست بانوان بايد از جلوى آرنج بريزند و مردان از پشت آرنج چنانچه اين موضوع رعايت نشود و زنان هم مانند مردان از پشت دست آب بريزند حکم چيست؟

ج) عمل مذکور براى زنان و مردان استحباب دارد، و اگر رعايت نشود وضو صحيح است.

س: آيا براى مسح پا، مسح بر انگشت شست کافيست؟

ج) اگر از سر انگشت شَست تا مفصل ساقِ پا کشيده شود کافى است.

س: ظاهراً بر حسب فتواى جنابعالى مسح پا بايد تا مفصل کشيده شود. لطفاً توضيح فرماييد اگر شخصى مسح پا را تا روى برآمدگى مى‌کشيده است، آيا بايد نمازهايى را که با اين نوع وضو گرفتن خوانده است قضا نمايد؟ آيا اين شخص به تکليف خود عمل نکرده است؟

ج) نسبت به گذشته محکوم به صحّت است و از اين به بعد، تا مفصل، مسح نمايد.

س: آيا چند بار کشيدن مسح باعث بطلان وضو مى‌‌شود؟

ج) اگر پس از خشک کردن موضع مسح باشد و به حدّ وسواس هم نرسد اشکال ندارد.

س: من فکر مى‌کردم که شستن دست‌ها تا مچ کفايت مى‌کند چون مچ دست هنگام وضو خود به خود شسته مى‌شود. نمازهايى که به اين ترتيب خوانده‌ام چه حکمى دارد؟

ج) هر نمازى را که يقين داريد با وضوى ناقص خوانده‌ايد (يعنى تا مچ دست را بيشتر نشسته‌ايد)، بايد آن نمازها را قضا کنيد.

س: آيا رساندن آب به زير ناخن در وضو واجب است؟

ج) اگر بيشتر از حدّ معمول بلند نباشد، لازم نيست.

س: آيا بايد براى مسح پا حتماً انگشت شست مسح شود يا هر کدام از انگشت‌ها کافى است؟

ج) در مسح پا، انگشت شست تعيّن ندارد و مسح بر هر يك از انگشتها تا اوّل ساق پا كافى است.

س: در صورتى كه هنگام شستن عضوى مانند دست آب از خارج روى آن بريزد (يا از شير آب و يا از عضو شسته شده) وضو چه حكمى دارد؟ آيا حكم مقدار كم و مقدار زياد آب ريخته شده از خارج فرق دارد؟

ج) در بين شستن‌ها اشکال ندارد ولى پس از تکميل شستن دست چپ نبايد به کف دست‌ها آب خارج بريزد که ممکن است موجب اشکال در مسح‌ها شود.

س: آيا با لاک روى ناخن پا مى‌توان وضو گرفت؟ به شرط آنكه يكى از ناخنها لاك نداشته باشد.

ج) در فرض سؤال مانع ندارد.

س: اگر موى سر خيس باشد و وقت تنگ باشد به صورتى كه وقت نباشد موى سر را خشك كرد و با همان حالت مسح سر را بكشيم آيا وضو صحيح مى‌باشد؟

ج) اگر سر طورى خيس باشد که رطوبت دست بر آن اثر نمى‌کند نبايد به آن وضو اکتفا کند و بايد تيمم هم بکند.

س: آيا کمک گرفتن از ديگرى براى وضو گرفتن، مثلاً نگهداشتن شيلنگ آب، اشکال دارد؟

ج) مانع ندارد هر چند کراهت دارد.

س: اگر هنگام وضو گرفتن دستمان به دمپايى يا شير آب برخورد كند آيا با همين دست مى‌توان مسح كرد يا بايد از اول وضو را تكرار كرد اگر آرى نمازهايى را كه بدين صورت خوانده‌ام بايد قضا كنم؟

ج) در فرض مرقوم وضو اشكالى ندارد بلى اگر مسح سر يا پا با رطوبت شير آب يا جاى ديگر باشد، وضو صحيح نيست

استفتائات جديد

احکام وضو

س: آيا با وضويى که براى نماز صبح گرفته شده مى‌توان نماز ظهر را اقامه کرد؟

ج) وقتى وضوى صحيح گرفتيد (چه به قصد بجا آوردن نماز يا خواندن قرآن و دعا و يا به قصد طهارت)، تا وقتى که آن وضو باطل نشده است، مى‌‌توانيد اعمالى را که نياز به وضو دارد انجام بدهيد اگر چه شک در باطل شدن آن داشته باشيد که در اين صورت مى‌‌توانيد به شک اعتنا نکنيد و بگوييد وضويتان باقى است و باطل نشده است.

استفتائات جديد

مبطلات وضو

س: به دليل بيمارى و طبق دستورى كه شما به من داده بوديد در حين نماز چنانچه بادى از من خارج شود وضو مى‌‌گيرم. اما چنانچه بعد از اداى مقدارى از ذکر ركوع وضوى من باطل شود تکليفم چيست ؟

ج) در فرض مرقوم، اگر مى‌‌توانيد در حال ركوع وضو بگيريد، وضو گرفته و پس از آن ذكر را اعاده كنيد و اگر وضو در حال ركوع امکان ندارد، از ركوع برخاسته و وضو بگيريد و به سجده برويد، در اين صورت نقصان ذكر ركوع مانعى ندارد.

س: شخصى هستم كه نمى‌‌توانم وضو خود را تا پايان نماز حفظ كنم (به علت باد معده) البته اگر تا پايان وقت نماز چندين بار وضو بگيرم و نماز بخوانم معمولاً مى‌‌توانم نمازم را با وضوى سالم بخوانم. اما اين كار مستلزم عسر و حرج زيادى است به طورى كه علاوه بر خودم اطرافيان هم از نماز خواندن من خسته مى‌‌شوند و در واقع سخت‌ترين كار برايم نماز خواندن است. نماز اول وقت را نمى‌‌توانم درك كنم و از مسجد و نماز جماعت هم محروم هستم حتى در بين نماز هم تمام توجهم به وضويم است؛ در واقع هيچ لذّتى از نماز خواندن نمى‌‌برم لطفاً بفرماييد تكليف من چيست؟ راهى وجود دارد كه بتوانم در نماز جماعت شركت كنم؟ بفرماييد نمازهاى قضاى خود را با اين وضعى كه دارم به چه شكلى بخوانم؟

ج) با فرض اينكه وضو گرفتن در بين نماز موجب عسر و حرج است براى هر نماز يك وضو بگيريد و فوراً مشغول نماز شويد و با رعايت اين شرط مى‌‌توانيد هم در جماعت شركت كنيد و هم نماز قضا بخوانيد و چنانچه مرض شما قابل علاج باشد، بنابر احتياط واجب هر چند خرج داشته باشد، بايد معالجه نماييد.

س: به علت داشتن سرطان روده مقعدم را برداشته‌اند و روده را از بغل شكم بيرون آورده‌اند. بر روى شكمم كيسه‌اى چسب‌دار تعبيه مى‌‌كنم كه عمل دفع در داخل آن را انجام مى‌‌پذيرد. من هيچ‌گونه كنترلى بر روده ندارم، حال تكليف من نسبت به موارد زير چگونه است: س1: آيا با اين كيسه نجس مى‌‌توانم نماز بخوانم و در مسجد حاضر گردم و نماز جماعت بخوانم؟ س2: در هنگام نماز به علت خم و راست شدن، روده بيشتر فعاليت داشته و مواد بيشترى از من دفع مى‌گردد، تكليفم چيست؟ س3: اگر در مسجد باشم و وضوخانه دور باشد و نتوانم تجديد وضو نمايم يا مورد سؤال واقع شوم تكليفم چيست؟ س4: آيا با اين كيسه مى‌‌توانم در مكان‌هاى مقدس مثل حرم پيغمبر (صلى الله عليه وآله) يا خانه كعبه يا حرم‌هاى شريف امامان وارد شوم؟ س5: آيا با اين كيسه مى‌‌توانم غسل نمايم يا بايد غسل ارتماسى نمايم؟

ج1) اشكال ندارد. ج2) در فرض سؤال براى هر نماز يك وضو كافى است. ج3) ولو با مراجعه به منزل بايد براى نماز دوم وضو بگيريد. ج4) فى نفسه اشكال ندارد. ج5) اگر برداشتن آن ممكن نباشد يا مشقت داشته باشد، بايد غسل ترتيبى نماييد و با دست مرطوب به نيت غسل روى مانع بكشيد و بنابر احتياط تيمم بنماييد. جهت اطلاع بيشتر به توضيح‌المسائل حضرت امام خمينى (قدس سره) از صفحه 39 تا 40 مراجعه نماييد.

س: وضو و نماز كسى كه پى در پى و به مقدار كم از او باد خارج مى‌‌شود چه حكمى دارد؟

ج) اگر نمى‌تواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ كند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او خيلى دشوار باشد، مى‌تواند با هر وضويى يك نماز بخواند، يعنى براى هر نماز به يك وضو اكتفا كند، هر چند وضوى او در بين نماز باطل شود.

استفتائات جديد

مسائل متفرقه وضو

س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟

ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه می‌داند امكان برطرف‌کردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسل‌هاى بعدى را بايد به‌صورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روز‌هاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.

س: شخصى دست راستش را بر اثر شكستگى گچ گرفته‌اند لذا نمى‌تواند پاى راست و سر خود را مسح كند آيا مى‌تواند سر خود را با دست چپ و پاى راست را هم با دست چپ مسح كند يا اين كه بايد نايب بگيرد؟

ج) اشکال ندارد با دست چپ مسح کند.‏

س: آيا مى‌شود با وضوى نماز صبح نماز ظهر را هم به جا آورد با توجه به اينكه نيت براى نماز صبح بوده است؟

ج) اگر وضو را باطل نکرده‌ايد، اشکال ندارد.

س: اگر کسى احتمال بدهد يا يقين داشته باشد که در همراهى با يک گروه کوهنوردى، به جايى خواهد رسيد که آبى براى طهارت و وضو پيدا نخواهد کرد و وقت نماز هم مى‏گذرد، آيا مى‌تواند به اين برنامه کوهنوردى برود يا نبايد برود؟ ضمنا اين موضوع در اکثر برنامه‌هاى کوهنوردى، وجود دارد.

ج) اگر قبل از وقت نماز عازم كوهنوردى شود، اشكال ندارد و چنانچه در وقت نماز آب براى وضو پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند، مانع ندارد.

س: وضويى كه به نيّت قرآن گرفته شده است، آيا با اين وضو مى‌‌شود قبل از خواندن قرآن، نماز خواند؟

ج) اشكال ندارد.

س: آيا شخص مسلوس و مبطون که براى نماز وضو يا تيمم گرفته، بعد از نماز تا زمانى که از او بول يا غائط خارج نشده مى‌‌تواند قرآن را مسح نمايد؟

ج) تا زمانى كه از او حدث سر نزده باشد، با همان تيمم، مسح قرآن كريم اشكال ندارد.

استفتائات جديد

مس اسماء و آیات الهی‏

استفتائات جديد

کیفیت غسل

س: آيا مى‌شود وسط غسل آن را رها كرد و بعد از مدتى (مثلاً 4 ساعت) ادامه داد؟

ج) اشکال ندارد و تفاوتى ميان مقدار فاصله نيست.

س: اگر كسى براى غسل واجب پارچه‌اى را به آب بزند و با آن تمام بدنش را (به ترتيب غسل) بشويد كافى است يا خير؟ ضمناً اگر قبل از اتمام شستن عضوى در غسل عضو قبلى خشك شود اشكال دارد يا خير؟

ج) اگر صدق شستن کند، کافى است و خشک شدن عضو قبلى اشکال ندارد.

س: آيا در اثناء غسل مى‌‌توان دوباره نيّت همان غسل را كرد و از نو شروع كنيم؟

ج) اگر غسل باطل نبوده است، مشروع نيست مگر بخواهد احتياط کند که در اين صورت مى‌‌تواند در ميان غسل دوباره اعضاى شسته شده را به نيّت غسل احتياطاً بشويد به شرط آن که منجر به وسواس نشود.

س: آيا در غسل مانند وضو بايد آب را از بالا به پايين ريخت؟

ج) لازم نيست.

س: در غسل کردن آيا بايد آب روى بدن جارى شود يا اين که می‌توان دست را خيس کرده و با دست خيس غسل کرد؟ اگر جواب سؤال بالا مثبت است آيا بايد ترى دست بيش از اعضاى غسل باشد؟

ج) ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست و بايد طورى باشد که معلوم شود بدن بسبب آبِ غسل شسته شده است.

س: اگر شخصى در هنگام شستن طرف چپش در غسل ترتيبى شک کند که آيا مقدارى از طرف راستش را خوب شسته يا نه آيا بايد دوباره غسل کند؟

ج) در فرض سؤال، به شک اعتنا ننموده و غسل صحيح است.

س: در اثر کهولت سن يا بعضى عوارض جسمى، قسمتى از ظاهر بدن بوسيله قسمتى از پوست بدن پوشيده شده، آيا بايد براى غسل قسمتى که پوشيده شده را نيز بشويند يا جزء باطن محسوب مى‌شود و نيازى به شستن ندارد؟

ج) اگر جزو ظاهر بدن محسوب مى‌شود بايد شسته شود و تشخيص آن موكول به نظر عرفى‌ مكلّف است.

س: كسى كه از اول قصد غسل كردن داشته باشد ولى هنگام شستن نيت غسل را فراموش كند بعد از شستن خودش، نيت به خاطرش بيايد چه حكمى دارد؟ يعنى غسلش صحيح است؟

ج) اگر از نيّت غسل برنگشته باشد به نحوى كه هنگام شستن بدن اگر كسى از او مى‌پرسيد چه مى‌كنيد جواب مى‌داد دارم غسل مى‌كنم، غسلش صحيح است.

س: آيا مى‌‌توان يك غسل را به چند نيّت انجام داد؟ مثلاً غسل روز جمعه و شهادت و جنابت را با هم انجام داد و يك غسل كنيم؟

ج) اشكال ندارد.

استفتائات جديد

آداب و شرایط غسل

س: اگر شخصى غسل جنابت بر او واجب شده باشد و غسل را انجام داده باشد و بعد از اتمام يافتن غسل متوجه شود كه مانعى بر روى بدن او وجود داشته باشد (تكه‌اى از منى) كه آب به آنجا نرسد بايد چه كارى انجام دهد.

ج) غسل او در فرض مرقوم ناقص است و بايد مانع را از بدن برطرف کرده و محل را تطهير نمايد و سپس به نيّت تکميل غسل، آن محل را آب بريزد و اگر در سمت راست بوده، مجدداً تمام سمت چپ را بنابر احتياط واجب به نيّت غسل بشويد.

س: لطفاً بفرماييد کسانى که بمناسبت شغل و کار روزانه با انواع رنگها و روغنهايى که به دستانشان مى‌چسبد و معمولاً شستشوى آنها به سختى ممکن است و چه بسا شستن آنها با نفت و بنزين ميسّر است و نتيجه اين امر ضرر به دست است تکليف اين افراد براى وضو و غسل چيست؟

ج) در فرض مذکور بايد به وظيفه جبيره عمل نمايند.

س: آيا در غسل چركهايى كه زير ناخن پا است مانع آب است؟ (حتى مقدار كمى از آن)

ج) اگر ناخن از حدّ معمول بلندتر باشد و زير آن مقدارى که از حدّ معمول بلندتر است چرکى باشد که مانع رسيدن آب به ناخن است، بايد برطرف کند و اگر ناخن بلند نباشد، چرک زير آن مانعى ندارد.

س: غسل در زير باران صحيح است؟

ج) غسل ترتيبى اشکال ندارد و آب باران را هم جزو آب غسل حساب کنيد.‏

س: آيا حدث اصغر در اثناى غسل باعث باطل شدن غسل مى‌‌گردد؟

ج) حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت غسل ضرر نمى‌رساند و لازم نيست که غسل از ابتدا شروع شود، ولى در غسل جنابت چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمالِ مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‌نمايد.

س. با توجه به مطالبی كه در رساله جنابعالی در رابطه با برطرف كردن موانع رسيدن آب به اعضای وضو مطرح شده در مورد كسانی كه مثلاً شغل آنها نقاشی است و خيلی از اوقات بعد از صرف وقت زيادى برای از بين بردن اين موانع، پس از نماز متوجه می‌شوند كه هنوز موانعِ كمی وجود دارد تكليف چيست؟

ج) بايد موانع را برطرف کنند و وضو بگيرند و اگر عسر و حرج باشد، مثل وضوی جبيره عمل کنند.

س: سربازى هستم كه در يكى از پادگان‌ها خدمت مى‌‌كنم، با توجه به اينكه براى ما استحمام محدوديت دارد حدود شش روز با عذر شرعى و تيمم نماز را به جا آوردم. آيا نماز من صحيح است يا نه؟

ج) با توجه به اينكه براى غسل حتماً لازم نيست كه از حمام استفاده شود بلكه مى‌‌توان با يك پارچ آب سر و گردن، بعد طرف راست و بعد طرف چپ بدن را غسل داد اگر واقعاً آبى براى غسل نبوده يا وقت براى غسل كافى نبوده، تيمم صحيح و نماز با آن هم بى‌اشكال است و الا كافى نيست.

س: خانمى صورتش آرايش دارد، بعد از انجام غسل متوجه مى‌‌شود كه هنوز موارد آرايشى پاك نشده است. البته هنگام غسل كردن اصلاً يادش نبوده كه صورتش آرايش دارد و بعداً متوجه مى‌‌شود، آيا غسل او درست است يا خير؟

ج) در صورتى كه مواد آرايشى مانع از رسيدن آب به بدن باشد، بايد دوباره غسل كند.

س: براى كسى كه در غسل طول مى دهد اما مى‌گويد من وسواس نشده‌ام بلكه براى اطمينان از رسيدن آب به همه جاى بدنم غسلم طول مى‌كشد چه نظرى داريد؟

ج) اگر از متعارف خارج باشد نبايد اعتنا کند.

استفتائات جديد

احکام غسل جنابت‏

س: اگر انسان علم به جنب بودن خود نداشته باشد و چند روزى را با حالت جنب بگذراند و بعد از چند روز متوجه جنب بودن خود شود صحّت اعمال او نظير نماز و... چه حکمى دارد؟

ج) در فرض مذکور تمام اعمالى که مشروط به طهارت بوده (از جمله نماز) باطل است و بايد آنها را پس از انجام غسل جنابت اعاده يا قضا نمايد.

س: هرگاه شخصى از راه حرام جنب شود، و بدن خود را با آب‌گرم تطهير نمايد، و به خاطر گرماى حمام مجدداً در حين تطهير يا بعد از آن عرق كند آيا اين عرق وى حكم عرق جنابت از حرام را دارد و اگر در اين حال و بدون تطهير مجدد، غسل كند غسل او چه حكمى دارد؟

ج) عرق بدن او در فرض سؤال تا غسل نكرده عرق جنب از حرام محسوب است كه نجس نيست ولى نماز خواندن با آن بنابر احتياط صحيح نيست، بنابراين اگر بعداً بدون تطهير مجدد غسل كند، غسل او صحيح است.

استفتائات جديد

احکام غسل باطل‏

استفتائات جديد

مسائل متفرقه غسل

س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟

ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه می‌داند امكان برطرف‌کردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسل‌هاى بعدى را بايد به‌صورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روز‌هاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.

س: فردى كه دچار بيمارى پيسى است در نماز و غسل‌هاى واجب چه بايد بكند؟ آيا مى‌تواند براى بردن ثواب نماز اول وقت و ثواب نماز جماعت در نماز جماعت شركت كند؟

ج) تكليف او در نماز و غسل‌هاى واجب مثل ساير مكلفين است و اگر آب براى او ضرر دارد بايد بجاى وضو و غسل تيمم نمايد و شركت در نماز جماعت براى‌ چنين شخصى اشكال ندارد.

س: بيم داريم كه در فصل سرما بر اثرغسل به بيمارى دچار شويم آيا بايد غسل انجام دهيم و يا تيمم بدل از غسل کافى است؟

ج) در غسل، حمام رفتن و دوش گرفتن لازم نيست و اگر وقت براى نماز يا روزه تنگ نباشد موالات بين شستن سر و گردن و بقيه اعضاء لازم نيست، به هر حال اگر واقعاً خوف ضرر از نظر عرف قابل اعتنا باشد و امكان غسل در جاى مناسب هم نباشد، وظيفه تيمم است.

س: در اثناى غسل جنابت يكى ‌از مبطلات وضو پيش مى‌‌آيد، آيا در وسعت وقت مى‌‌توان دوباره غسل كرد كه احتياج به وضو گرفتن مجدد نباشد و با همان غسل نماز خواند؟

ج) در فرض مرقوم بايد وضو بگيرد و تجديد غسل تأثيرى ندارد.

استفتائات جديد

احکام تیمم‏

س: کسى که کف دو دستش را طورى گچ گرفته‌اند که نمى‌تواند براى تيمم دست‌ها را به صورت کامل به زمين بزند، (قسمت‌هايى از کف دست با زمين برخورد نمى‌کند و فقط اطراف کف دست به زمين مى‌خورد) براى تيمم چه بايد بکند؟

ج) اگر پشت دست‌ها به زمين مى‌رسد بايد با پشت دست‌ها تيمم كند، و اگر پشت دست را هم گچ گرفته است بگونه‌اى كه تمام آن به زمين نمى‌رسد، نوبت به تيمم با ذراعين است و احوط جمع بين تيمم با ذراعين و تيمم با بعض كف دست است.

س: آيا منظور از کشيدن کف دست بر پيشانى در تيمم تا سر انگشتان است يا فقط کف دست کافى است؟ همچنين بر پشت دستها؟

ج) کف دست به تنهايى کفايت نمى‌‌کند و کشيدن تا سر انگشتان لازم است، و نسبت به پشت دست هم بايد تا سر انگشتان باشد.

س: آيا در صورتى که هنگام تيمّم دست تر باشد تيمم باطل است؟

ج) اگر روى سنگ تميز تيمم مى‌کند که چيزى به دست نمى‌چسبد، اشکال ندارد.

س: تيمم به سنگ نماى ساختمان كه بطور عمودى به ديوار نصب شده است صحيح يا خير؟

ج) مانع ندارد.

س: تيمم بر شن مرطوب صحيح است يا نه؟

ج) اشکال ندارد.

س: معمولاً در زير قالى كه در اتاق پهن است گرد و خاك‌هايى جمع مى‌‌شود آيا تيمم با اين نوع خاك صحيح است يا خير؟

ج) تا امكان تهيه‌ى خاك وجود دارد، تيمم بر گرد و غبار صحيح نيست مگر به اندازه‌اى باشد كه عرفاً بر آن خاك صدق كند.

س: كوهنوردانى كه براى فتح قله‌ها مى‌‌روند و بخاطر سردى فوق‌العاده هوا وضو گرفتن آنها با عسر و حرج همراه بوده و از جمله موجب مريضى است، آيا جايز است تيمم نمايند؟ و اگر كوه پر از برف بوده و تيمم ممكن نباشد، تكليف نماز و روزه‌شان چيست؟

ج) در فرض سؤال تيمم مانع ندارد و در صورت عدم دسترسى به چيزى كه تيمم بر آن صحيح است احتياط مستحب آن است كه اعضاى وضو را با برف مسح كنند و با آن تيمم هم بكنند و بنابر احتياط واجب نماز را در وقت آن به جا آورند و بعداً در زمان تمكن قضاى آن را هم به‌جا آورند.

س: آيا بعد از تيمم بدل از غسل براى اداى نماز واجب وضو هم لازم است؟

ج) اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر بدل از غسل‌هاى ديگر تيمم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.

استفتائات جديد

احکام بانوان

س: اينجانب در سن 51 سالگى هستم بعد از وفات حضرت امام خمينى «قدس سره» حضرتعالى را به عنوان مرجع خود انتخاب كرده‌ام، بعد از پنجاه سالگى به وظيفه مستحاضه عمل مى‌كنم ولى براى من از نظر جسمى مشكل ايجاد مى‌كند. آيا مى‌توانم فقط در همين مسأله به مرجع ديگرى رجوع كنم كه ايشان در مسائل يائسگى بعد از پنجاه سال را حيض حساب مى‌كند؟

ج) سن يائسگى (در زنان سيده 60 سال قمرى است ولى سن يائسگى در زنان غير سيده50 سال قمرى)، محل تأمّل و احتياط است، ولى اگر كسى بخواهد در اين رابطه به مجتهد جايزالتقليدى كه فتوا در اين مسأله دارد مراجعه كند، اشكال ندارد.

س: زنى كه داراى عادت استحاضه است و پس از پاك شدن بر اثر ندانستن مسأله در هنگام غسل به جاى گفتن «غسل استحاضه» از جمله «غسل حيض» استفاده كند و پس از چند هفته متوجه قضيه گردد بايد چه كند؟

ج) اگر نيت او غسل استحاضه بوده ولى در لفظ غسل حيض گفته است، غسل او اشكال ندارد.

استفتائات جديد

احكام دوران عادت

س: آيا زن در ايام قاعدگى مى‌تواند غذاى نذرى درست كند؟

ج) مانع ندارد.

س: آيا زن حائض مى‌تواند به حسينيه، مراسم عزادارى و نمازخانه و... وارد شود؟

ج) رفتن به حسينيه و مراسم عزادارى مانع ندارد ولى مكث در مساجد، گذاشتن چيزى در مسجد و رفتن در مسجدالحرام و مسجد النبى جايز نيست.

س: مى‌‌گويند براى قران خواندن در حالت حيض بايد وضو گرفت و قران خواند حال سوال من اين است که مگر حيض وضو را باطل نمى‌‌کند در اين حالت گرفتن و نگرفتن آن آيا فرقى هم مى‌كند و آيا اين وضو صحيح مى‌‌باشد و علت آن چيست؟

ج) وضوى مذکور صحيح است و مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نمايد و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگيرد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذکر و دعا و صلوات و تلاوت قرآن شود و در اين وقت تلاوت قرآن مکروه نيست.

س: مى‌خواستم بدانم حكم زنى كه حايض است و براى زيارت به مشهد مقدس رفته به چه نحو است؟ آيا مى‌تواند به زيارت بارگاه امام رضا (عليه السلام) برود يا نه؟

ج) بنابر احتياط واجب در حرم آن حضرت (عليه السلام) يعنى زير گنبد و اطراف ضريح مطهر، نمى‌تواند توقف نمايد ولى توقف در رواق‌ها و قسمت‌هاى متّصل به حرم آن حضرت (عليه السلام) اگر مسجد نباشد، مانعى ندارد.

س: پس از عمل جراحى براى خارج کردن رحم (بدليل بيمارى) حکم خون مشاهده شده از لحاظ انجام فرائض عبادى چيست؟

ج) اگر خون جراحت باشد مثل ساير خون‌هايى است که از جراحت مى‌باشد و در غير اين صورت ممکن است خون حيض و يا استحاضه باشد.

س: اگر زن حائض در ماه رمضان، پيش از اذان صبح از حيض پاك شود، تكليف او چيست؟

ج) اگر براى غسل وقت دارد، بايد غسل كند و اگر وقت تنگ است، بايد تيمّم كند و روزه‏اش صحيح است. اگر از روى عمد، غسل يا تيمم نكند، روزه‏اش باطل است و بايد كفّاره بدهد.

س: اگر زن روزه‏دار در روز مثلاً يك ساعت به غروب خون حيض مشاهده كند، تكليف روزه‏اش چگونه است؟

ج) روزه باطل میشود و بايد بعد از ماه رمضان، قضا كند.

س: خانمى پس از هفت روز خون ديدن و هفت روز پاكى، مجدداً هفت روز ديگر خون مى‌بيند آيا اين شخص مى‌تواند اقل طهر را با سه روز از خون دوم كه نشانه‌هاى حيض را دارد، كامل كند و مابقى را با وجود شرايط، حيض قرار دهد؟

ج) با فرض فاصله شدن كمتر از ده روز بين دو خون، خون دوم در هر صورت محكوم به استحاضه است.

س: برخى از خانم‌ها دو سه روز قبل از ايام حيض ترشحاتى چركين يا زرد رنگ مى‌‌بينند، وظيفه‌شان چيست؟

ج) اگر لك‌بينى محسوب مى‌‌شود و استمرار ندارد، حكم استحاضه را دارد.

س: بعضى از خانم‌هايى كه قرص‌هاى جلوگيرى از باردارى مصرف مى‌‌كنند قبل از تمام شدن يك بسته كامل از اين قرص‌ها لكه‌هاى خونى مى‌‌بينند كه البته مداوم نيست، اينگونه از زنان وظيفه‌شان چيست؟ استمرار خون بايد در داخل فرج باشد يا بايد بيرون بيايد؟

ج) اگر لك‌بينى محسوب مى‌‌شود و استمرار ندارد، حكم استحاضه را دارد و استمرار در باطن كافى است.

س1: آيا براى تحقق عادت وقتيه و عدديه تساوى دو حيض از جهت زمانى معتبر مى‌‌باشد؟ (به‌طور مثال ماه اول ساعت 8 صبح و پايان آن ساعت 8 صبح روز هشتم ماه و ماه دوم هم بدين‌گونه باشد) س2: در صورتى كه تفاوت كم باشد حكم چگونه است؟ لطفاً بفرماييد تفاوت كم از حيث زمانى، بايد چند دقيقه يا چند ساعت باشد تا به تحقق عادت (وقتيه يا وقتيه و عدديه) ضرر نزند؟

ج1) گرچه براى تحقق عادت وقتيه و عدديه تساوى دو حيض از نظر عدد و وقت معتبر است ولى تفاوت كم همچون يكى دو ساعت مضرّ به آن نمى‌‌باشد. ج2) از پاسخ قبل مشخص شد.

س: خانمى در ابتداى بلوغ به مدت حدود سه سال دوران قاعدگيش مشتمل بر سه روز بوده ولى بعد متوجه شده كه در دو روز بعد ترشحاتى دارد كه اگر چه مشخصات خون حيض را ندارد ولى مثل ايام پاكى او هم نيست و بناى دوران قاعدگى‌اش را بر پنج روز گذاشته است . پس از ازدواج اين اتفاق باز هم تكرار شده و آن خانم حالا دوران قاعدگى‌‌اش را هفت روز مى‌‌داند ولى كماكان معتقد است كه خون چند روز آخر، ويژگى‌هاى حيض را ندارد آيا بايد در آن ايام دستورات حائض را انجام دهد و از محرمات پرهيز كند، يا همچنان به سپرى شدن هفت روز اكتفا نمايد؟

ج) در فرض سؤال ترشحات مذكور اگر قبل از ده روز قطع نشود، حكم حيض را دارد و بايد از محرمات پرهيز نمايد.

س: خانمى در ابتداى بلوغ به مدت حدود سه سال دوران قاعدگيش مشتمل بر سه روز بوده ولى بعد متوجه شده كه در دو روز بعد ترشحاتى دارد كه اگر چه مشخصات خون حيض را ندارد ولى مثل ايام پاكى او هم نيست و بناى دوران قاعدگى‌اش را بر پنج روز گذاشته است . پس از ازدواج اين اتفاق باز هم تكرار شده و آن خانم حالا دوران قاعدگى‌‌اش را هفت روز مى‌‌داند ولى كماكان معتقد است كه خون چند روز آخر، ويژگى‌هاى حيض را ندارد آيا بايد در آن ايام دستورات حائض را انجام دهد و از محرمات پرهيز كند، يا همچنان به سپرى شدن هفت روز اكتفا نمايد؟

ج) در فرض سؤال ترشحات مذكور اگر قبل از ده روز قطع نشود، حكم حيض را دارد و بايد از محرمات پرهيز نمايد.

س1: عادت ماهانه من هفت روز بوده است، اما به علت ابتلا به بيمارى «كيست»، بعد از ايام عادت ماهانه‌ام تا روز دهم لك بينى دارم، در ماه رمضان بعد از روز هفتم روزه‌هايم را مى‌‌گيرم و نمازهايم را با غسل مى‌‌خوانم اما از كسى شنيدم كه گفت بعد از ماه رمضان بايد آن سه روز را دوباره قضا كنم، در اين مورد تكليفم چيست؟ س2: گاهاً پيش مى‌‌آيد كه چند روزى قبل از عادت ماهانه لكه‌بينى دارم (يعنى چند ساعتى لكه و بعد پاك مى‌‌شوم و بعد از يكى دو روز عادت مى‌‌شوم) در اين روزها نماز خواندن چه حكمى دارد؟

ج1) اگر لك‌بينى تا ده روز ادامه يافته و بعد پاك مى‌‌شويد، تمام ده روز محكوم به حيض است و نماز و روزه در آن ايام ساقط است و بعد از طهارت بايد قضاى روزه‌ها گرفته شود ولى اگر مربوط به خون قروح و جروح است، حكم حيض را ندارد و نياز به غسل مجدد نيست و روزه‌ها قضا ندارد. ج2) حكم استحاضه را دارد.

س: در چند سال ابتداى بلوغم نسبت به وجوب غسل بعد از حيض آگاه بودم منتها نمی‌دانستم بعد از مشاهده لكه‌هايی كه اوصاف خون دارند قبل از ده روز بايد دوباره غسلم را تجديد كنم و اصلاً گمان نمی‌كردم اين كار اشكال داشته باشد تا اينكه استفتائات آقا را خواندم و به اين مطلب پی بردم. حال در مورد نمازها و روزه‌هايی كه با اين غسل خوانده‌ام حيرانم، آيا همه‌شان دوباره بايد مجدداً قضا شوند؟ آيا می‌توانم به‌جای قضا كردن كفاره‌ی روزه‌هايم را بدهم؟

ج) روزه‌هايی را كه در ايام ديدن لك گرفته‌ايد، قضا نماييد ولی روزه‌هايی را كه پس از قطع كامل خون بدون غسل گرفته‌ايد صحيح است و قضا ندارد ولى نمازهايی را كه پس از قطع كامل حيض بدون غسل خوانده‌ايد، بايد قضا نماييد. ضمناً کفاره به جاى قضا کفايت نمى‌کند.

استفتائات جديد

عبادات دوران عادت

س: آيا زن در حال استحاضه قليله، مى‌تواند براى نماز جماعت وارد مسجد شود؟

ج) مانع ندارد.

س: آيا سجده زيارت عاشورا براى خانم‌هايى که عذر شرعى دارند، جايز است؟

ج) اشكال ندارد.

س: اگر زنى بعلت عدم اطمينان به پاکى از حيض, در سحر ماه رمضان غسل نکند و در بين روز متوجه شود كه پاک شده‌ بوده آيا تکليفش در اين روز امساک است؟

ج) در فرض سؤال بايد نيت روزه کند ولى به احتياط واجب بايد قضاى آن را هم بگيرد.

س: اگر زنى داراى عادت ماهانه حيض باشد، آيا قرآن خواندن براى آن زن جايز است؟

ج) خواندن قرآن به‌جز آياتى كه سجده واجب دارد براى حائض جايز است اگر چه كراهت دارد.

استفتائات جديد

احکام اموات‏

س:‌ فرد محتضرى را كه سنداژ شده است، بايد رو به قبله قرار داد يا خير؟

ج) طبق نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) رو به قبله كردن محتضر واجب نيست، اگر چه موافق احتياط است.

س: با توجه به اينكه آناتومى از دروس رسمى دانشگاهى در رشته پزشكى مى‌باشد به نظر حضرتعالى لمس كردن استخوانهايى كه مربوط به مرده‌ها مى‌باشد جهت آموزش موجب وجوب غسل ميت مى‌شود يا خير؟

ج) اگر مربوط به مسلمانى باشد که او را غسل ميّت داده باشند، غسل مس ميّت لازم نيست و در غير اين صورت واجب است.

س: دست زدن به بدن بيمار يا مجروحى که به خاطر سرما، بدنش سرد گرديده است و ناگهان مى‌ميرد و سردى آن مربوط به قبض روح نمى‌باشد، چه حکمى دارد؟

ج)‏ در فرض مرقوم، مس آن پس از مرگ غسل دارد.

س: شخصى در آب خفه شده و مدتى در آب مانده و بدنش متورم شده است در رابطه با غسل او چه بايد کرد؟

ج) اگر با غسل دادن، اعضاى ميّت متفرق و پراكنده نمى‌شوند، غسل دهند و اگر متفرق مى‌شود، تيمم دهند.

س: در اثر حادثه رانندگى، سر و سينه و شکم شخصى بکلى از بين رفته است او را چگونه بايد غسل داد؟

ج) در فرض سؤال هر قسمتى كه استخوان در آن باشد، آن را غسل دهند و در پارچه‌اى بپيچند و دفن كنند.

س: جنينى که بيش از چهار ماه داشته را به ناچار قطعه قطعه کرده و از رحم خارج کرده‌اند آيا لازم است آن قطعات غسل داده شود؟

ج) اگر استخوان نداشته باشد بنابر احتياط به همان صورت در پارچه‌اى بپيچيد و دفن كنيد.

س: جسدى در اثر حادثه مجروح شده و با چسب و گچ نمى‌توان جلوى خون را گرفت آيا صحيح است در چنين مواردى جسد را در کيسه پلاستيکى بگذاريم و از روى پلاستيک، لنگ و و پيراهن را بپوشانيم؟ چون بدون پلاستيک، کفن به خون آلوده مى‌شود؟

ج) اشكال ندارد.

س: آيا ميّت را مى‌توان غسل ارتماسى‌ داد؟

ج) بنابر احتياط واجب كفايت نمى‌كند.

س: در فرض فقدان آب براى غسل دادن ميّت، آيا مى‌توان او را تيمم دارد؟ اگر مى‌شود چگونگى تيمم دادن ميّت را بفرماييد.

ج) اگر آب براى غسل دادن ميت نباشد بايد او را سه تيمم بدل از سه غسل با مراعات ترتيب بدهند، و بنابر احتياط يک تيمم ديگر بدل از هر سه غسل بدهند اگر چه بنابر اقوىٰ اين احتياط لازم نيست. احتياط ترک نشود، به اينکه تيمم هم با دست فرد زنده و هم در صورت امکان با دست خود ميّت باشد، گرچه بعيد نيست در صورت امکان فقط به دست ميّت اکتفا بتوان کرد. و کيفيت تيمم بدين ترتيب است؛ ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى که موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد.

س: آيا غسّال مى‌‌تواند در موارد تيمم بدل از غسل، ميت را با دستكش تيمم دهد؟

ج) نمى‌‌تواند.

س1: اگر ميتى كه بدن و صورتش سوخته باشد را نتوانيم غسل ترتيبى بدهيم، آيا بايد غسل ارتماسى بدهيم يا بايد ميت را تيمم بدهيم؟ س2: اگر خواسته باشيم ميتى را كه صورت و بدنش سوخته تيمم بدهيم و كشيدن دست روى پيشانى ميت امكان‌پذير نباشد اگر دست‌مان را به عنوان تيمم روى پيشانى و بر پشت دو دست ميت بگذاريم، كفايت مى‌‌كند يا نه؟ (كشيدن دست باعث جدا شدن پوست صورت ميت مى‌‌شود.)

ج1و2) در فرض مرقوم اگر غسل ارتماسى ممكن باشد، غسل ارتماسى متعيّن است.

س: در غسل ارتماسى ميت آيا بايد مقدار آب به اندازه آب كر (377 ليتر) باشد يا در آب قليل هم اشكال ندارد؟

ج) با فرض عدم امكان غسل ترتيبى، ميت را در آب كر يا جارى غسل ارتماسى دهند.

س: من دانشجوى پزشكى هستم. من بايد هر روز استخوان انسانهاى مرده را لمس كنم. من مى‌دانم كه مس بدن ميت غسل مس ميت دارد لكن آيا مس استخوان بدون گوشت به تنهايى هم غسل مس ميت دارد؟

ج) مس استخوان مرده‌‌اى كه غسل داده نشده موجب غسل مس ميت است.

س: آيا لمس بدن ميّت با دستکش موجب غسل مسّ ميّت مى‌گردد؟

ج) تماس با دستكش موجب غسل مس ميت نيست.

س: آيا مس زوايد باقيمانده از مرده مانند عرق، خون و... موجب غسل مى‌شود؟

ج) صِرف مسّ عرق و خون ميّت در صورتى که همراه با مسّ بدن او نباشد موجب غسل نمى‌شود و عرق ميّت اگر قبل از غسل دادن ميّت باشد، ‏محکوم به نجاست است.

س: اگر جنين مادر قبل از اينكه روح در آن دميده شود سقط گردد آيا باز هم غسل مسّ ميت بر مادر واجب است؟

ج) اگر چهار ماه او تمام شده، مسّ آن، غسل مسّ ميّت دارد ولى اگر کمتر از آن است، غسل مسّ ميّت واجب نيست گرچه احتياط مستحب ‏است.

س: در محل ما چند وقتى است كه مرسوم شده بالاى سر ميّت، جهت شروع نماز ميت، اذان يا اقامه يا يكى از آن دو را مى‌خوانند. آيا گفتن اذان يا اقامه در اين مورد صحيح و جايز است؟ و ديگر اينكه بعضى اوقات بعد از اتمام نماز ميت، اقدام به قرائت اذان مى‌نمايند آيا در اين مورد جايز است و اگر به قصد رجاء در پايان نماز خوانده شود، چه حكمى دارد؟

ج) مشروعيت اذان و اقامه، قبل و بعد از نماز ميّت ثابت نيست و مى‌توانند قبل از نماز ميّت سه بار بگويند: «الصلاة».

س: تکه‌هاى گوشت و زوايدى را که در حين عمل از بيمار جدا مى‌گردد، چه بايد کرد؟ آيا مى‌توان آنها را به زباله دان ريخت و يا بايد آنها را دفن نمود؟

ج)‏ بنابر احتياط بايد آن را در پارچه‌اى پيچيده و دفن نمود.

س: آيا بايد براى كودكى كه در دوران جنينى مرده است، احكام ميّت را جارى كرد؟

ج) اگر كمتر از چهار ماه دارد، در پارچه‌اى پيچيده شده و بدون غسل دفن مى‌گردد ولى براى جنين چهار ماهه به بالا بايد احكام مزبور جارى شود. البته نماز ميت ندارد.

س: حكم كسى كه در ژاپن زندگى مى‌كند و همسرش نيز اهل اين كشور مى‌باشد و تا آخر عمر در آنجا ساكنند در صورتى كه فوت كنند چيست؟ زيرا در اين كشور به هيچ وجه اجازه تدفين به سبك مسلمين داده نمى‌شود و فقط اجساد را مى‌سوزانند.

ج) اگر مسلمانى در آن بلد حضور ندارد که بتواند ميت مسلمان را به دستور اسلامى تجهيز و دفن کند و تنها مسلمانى که در اين باره حضور دارد نيز تمکن از اقدام به تجهيز و تدفين ميّتِ مسلمان ندارد، تکليف از او ساقط است، ليکن مجاز به مساعدت و تهيه مقدمات براى سوزاندن بدن ميّت مسلمان نمى‌باشد.

س: آيا غسّال مى‌‌تواند تمام بدن ميت يا بعض از آن (از ناف تا زانو) را در پلاستيك بپيچد و سپس كفن كند؟

ج) مانعى ندارد.

س1: آيا در دفن دست يا پاى قطع شده، رو به قبله بودن شرط است؟ س2: آيا بر عضو كامل جدا شده، مانند دست يا پا يا قلب، به تنهايى نماز ميت واجب است؟

ج1)‌ استقبال شرط نيست. ج2) اگر سينه يا مشتمل بر سينه باشد، نماز بر آن واجب است همچنين اگر بعضى از سينه كه جايگاه قلب است، باشد، نماز واجب است.

س: در يک پروژه آبرسانى مخزن آب در گورستان قرار دارد و به جهت اينكه آب مشروب شهر از اين مخزن تأمين خواهد شد در آينده مشكلات بهداشتى و پزشكى خواهد داشت نبش قبور و انتقال آن به محل مناسب چه حكمى دارد؟

ج) نبش قبر جايز نيست مگر آنکه بدن تبديل به خاک شده باشد.

س: نبش قبر و انتقال اجساد چه حكمى دارد؟

ج) نبش قبر براى نقل به غير مشاهد مشرفه جايز نيست و براى نقل به مشاهد مشرفه نيز اگر ميت وصيت نکرده باشد اشکال دارد؛ اما اگر وصيت کرده باشد که او را در مشاهد مشرفه دفن کنند و از روى فراموشى يا جهل به وصيت و يا مخالفت با آن در جاى ديگر دفن شده باشد، مى‌توانند نبش کنند و او را به مشاهد مشرفه انتقال دهند، البته در صورتى که بدن تغيير نيافته باشد و تا وقت دفن نيز به گونه‌اى تغيير نكند که موجب هتک ميت و ايذاء زنده‌ها باشد.

س1: در هنگام دفن ميتى استخوان‌هاى ميت قبلى ظاهر گرديده است، استخوان‌ها را بايد چه كار كرد؟ آيا مى‌‌شود ميت را آنجا دفن نمود؟ س2: ميتى در حال حيات وصيت نموده مرا در داخل قبر فلان بستگانم دفن نماييد، آيا جايز است؟

ج1) استخوان‌هاى مذكور بايد دفن شود و دفن ميت در محل مذكور در صورتى كه براى دفن مباح باشد و برخلاف مقررات نباشد، فى نفسه اشكال ندارد. ج2) اگر بدن ميت از بين رفته و خاك شده باشد، فى نفسه اشكال ندارد.

س: کندن قبرهاى اهل تسنن توسط شيعيان وبالعكس چگونه است؟

ج) كندن قبر براى اموات مسلمانان فى نفسه اشكال ندارد.

س: آيا جابجايى قبر بدون اينكه نبش شود و حتى با بررسى كارشناسان امر، آسيبى به ساير قبور هم وارد نشود، از نظر حضرتعالى جايز است يا نه؟

ج) در فرض مرقوم جابجايى قبر بدون تحقق نبش و هتك حرمت اشكال ندارد.

س1: بيرون آوردن جنازه ميت با توجه به مدت مديدى كه از دفن آن مى‌‌گذرد و انتقال آن به قبرستان ديگر چه حكمى دارد؟ س2: امكان دارد از محل قبرستان خاك‌بردارى شود و در اثر خاك‌بردارى اجساد و بقاياى آنها نمايان گردند، در اين صورت حكم شرعى چيست؟

ج1و2) نبش قبر و بيرون آوردن اجساد، جايز نمى‌‌باشد مگر آن كه خود قبور با حفر اطراف آن و بتون‌ريزى بدون آن‌كه مستلزم نبش قبر شود، منتقل گردد و در صورت خاك‌بردارى و رؤيت جسد بايد فوراً دفن شود.

س: جهت تأمين آب شرب در محدوده‌اى كه سد طراحى شده است سه روستا در زير آب قرار مى‌‌گيرد و اين سه روستا سه قبرستان دارند كه هر سه در زير آب خواهند رفت و براى اين كه مشكلاتى براى تأمين آب شرب نباشد كارشناسان بهداشت نظر داده‌اند كه بايد تمامى قبور نبش و جنازه‌ها يا باقى‌مانده آنها بيرون آورده شود و حدود سه متر از خاك كف قبر برداشته تا مشكل بهداشتى نداشته باشد لذا با توضيحاتى كه عرض شد نظر مبارك خود را در باره جابجايى قبور و اجساد در آنها بيان فرماييد.

ج) تخريب قبور قديمى كه جسدهاى موجود در آنها تبديل به خاك شده‌اند اشكال ندارد ولى تخريب و نبش قبور غيرمندرس و آشكار كردن جسدهايى كه هنوز تبديل به خاك نشده‌اند، جايز نيست البته اگر اجراى طرحهاى مذكور در آن مكان ضرورت اقتصادى و اجتماعى داشته باشد به طورى كه چاره‌اى جز اجراى آنها نباشد و انتقال از آن مكان به مكان ديگر يا انحراف از قبرستان، كار سخت و مشكل و يا طاقت‌فرسايى باشد، ايجاد سد در آن مكان اشكال ندارد ولى واجب است قبرهايى كه تبديل به خاك نشده‌اند با پرهيز از تحقق نبش قبر به مكان ديگرى انتقال داده شوند هر چند با كندن خاك موجود در اطراف قبر و انتقال آن به مكان ديگر بدون تحقق نبش قبر و اگر در اثناى كار جسدى آشكار شود واجب است به مكان ديگرى انتقال يابد و در آنجا دفن شود.

س: بيرون آوردن دندان‌هاى مرده که از جنس طلا هستند چه حکمى دارد؟

ج) چنانچه موجب هتک و بى‌حرمتى به او نباشد، اشکال ندارد.‏

س: آيا مى‌توان در مجلس ترحيم شخصى كه داراى فرزند صغير است چيزى خورد؟

ج) در مالى كه بچه صغير در آن شريك است نمى‌توان تصرف كرد مگر با اجازه قيّم شرعى آن كودك كه به مصلحت او كار مى‌كند ولى اگر معلوم نيست كه مخارج مجلس از اموال صغير برداشته شده اشكال ندارد.

س: با فرض نبود امكانات پزشكى حکم زن حامله‌اى که فوت نموده و معلوم نيست فرزند داخل رحم او چه وضعيتى دارد، چيست؟

ج) در صورتى كه چهار ماه تمام شده باشد بدون احراز مرگ فرزند، دفن آن زن جايز نيست.

س: آيا انسان مى‌تواند براى ختم قرآن به نيابت از ميّت اجير شود در حالى که قبل از اجاره بخشى از آن را بدون نيت قرائت کرده و از اين به بعد نسبت به قبل و بعد، نيت نيابت کند؟

ج) كافى نيست.

استفتائات جديد

خون

س) بعضى اوقات روى صورت جوش‌هاى چرکى ظاهر مى‌شود آيا اين آبى که در اثر ترکاندن آنها بيرون مى‌آيد نجس است؟ اگر نجس باشد تکليف نمازهاى خوانده شده و مکانهايى که با دستم در ارتباط بوده چيست؟

ج) اگر با خون همراه نباشد، نجس نيست.

س: خونى که پس از کشيدن دندان در محل آن باقى مى‌ماند و روى دستمال اثر مى‌گذارد ولى آب دهان را رنگين نمى‌کند چه حکمى دارد؟ آيا غذا خوردن در اين صورت اشکال دارد؟ يا ظرفى که با آن غذا مى‌خوريم نجس مى‌شود؟

ج) در فرض سؤال غذا خوردن اشكال ندارد و ظرف غذا هم مادامى كه به خون آلوده نشده است، پاک است.

س: حکم عفونت‌هايى که از جوشها خارج مى‌شوند چه حکمى دارند؟

ج) اگر همراه با خون نباشد، پاک است.

استفتائات جديد

خون باقى مانده در بدن حيوان ذبح شده

س: خونى که همراه گوشت و مرغى که از قصابى يا مرغ فروشى مى‌خريم چه حكمى دارد؟

ج) اگر ندانيد از نوع خون پاک يا نجس است، محکوم به طهارت است.

س: اگر دهان انسان به واسطه خون داخل دهان و يا خارج از آن و يا حتى هر گونه نجس ديگر مثل شراب نجس شود ولى نجاسات مذکور با آب دهان مخلوط شود و از بين برود آيا آب دهان محکوم به طهارت است يا خير؟ و حکم فرو بردن آن چيست؟

ج) محکوم به طهارت است و فرو بردن آن مانع ندارد.

س1: بعد از كشيدن دندان اگر از آن محل خون جارى نباشد ولى اثر خون آن دستمال را آغشته کند، حال حكم غذا و آب دهانى كه از فضاى دهان خارج مى‌‌شود، چيست؟ با اين توضيح كه غذا و آب دهان خارج شده خونى نباشد و ضمناً اگر برخى از دندان‌هاى اين شخص ترميم شده يا قاب گرفته شده باشد، حكم چيست؟ س2: اگر داخل بينى شخص خون منجمد شده باشد حكم ترشحات داخل بينى كه با اين خون منجمد شده ملاقات داشته و از بينى خارج مى‌‌شود چيست؟

ج1و2) به طور كلى ملاقات در باطن موجب تنجس نمى‌‌شود، بنابراين غذا، آب دهان و ترشحات بينى كه خارج مى‌‌شود در صورتى كه آغشته به خون نباشد، پاك است.

س: آيا آب کشيدن داخل دهان بعد از خونريزى کم لثه و پس از پر کردن دندان لازم است؟

ج) لازم نيست.

استفتائات جديد

بول و غائط و منی

س: آيا مدفوع پرندگانى كه داراى نوك كج مى‌باشند مثل طوطى نجس است؟

ج) اگر از قسم حرام گوشت هم باشد فضله آن نجس نيست، وطوطى حلال گوشت نيست.

س: اينكه مى‌فرمايند رطوبت بعد از استبراء پاك مى‌باشد، فاصله زمانى بعد از استبراء تا ديدن رطوبت چقدر است؟

ج) فاصله خاصى معتبر نيست.

استفتائات جديد

بخار آب نجس

س: از ظرفى كه محتوى آب كمتر از كر باشد و با خون يا فرآورده‌هاى خونى نجس شده باشد و به جوش بيايد، آيا بخار آن پاك است؟ اگر با همين شرايط به جاى خون ادرار باشد، بخار آن پاك است يا نه؟

ج) بطور كلّى بخار چيز نجس، پاك مى‌‌باشد.

استفتائات جديد

شک در نجاسات

س: آيا عرق جنب نجس است در غير اين صورت آيا مى‌‌شود با لباسى که با عرق جنب آلوده است مى‌‌شود نماز خواند؟

ج) پاک است و لکن احتياط واجب آن است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود، بله اگر عرق موجود در لباس مذکور خشک شده و يا شسته شده باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.

س: اگر عضوى از بدن انسان قطع شود ولى به وسيله‌ى پوست نازكى به بدن اتصال داشته باشد آيا آن عضو نجس است؟

ج) تا متصل باشد، نجس نيست.

س: با توجه به قاعده‌اى که مى‌گويد متنجس سوم نجس‌کننده نمى‌باشد اگر کسى شک کند که شئ يا محلى متنجس دوم است يا متنجس سوم تکليف چيست؟

ج) با شك در قلّت واسطه و سرايت نجاست، اصل بر طهارت ملاقىٰ است، اگر چه احتياط خوب است.

س: آيا روغن مار نجس است؟ (روغن مارى که به منظور جلوگيرى از ريزش مو، به مو ماليده مى‌شود).

ج) پاك است ولى خوردن آن جايز نيست.

استفتائات جديد

احکام متنجس

س: اگر لباس‌‌هاى پاك با لباس‌‌هاى نجس با هم در يك آب شسته شوند، لباس‌‌هاى پاك هم نجس مى‌شوند. حال اگر هر دو گروه لباسها به طور درست و صحيح با آب پاك شسته نشوند (و همچنان نجس بمانند) و بواسطه باد خشك شوند، اگر آن لباسهاى نجسى كه بواسطه شسته شدن همراه لباسهاى نجس، نجس شده بودند با يك شىء تر تماس پيدا كنند، آيا آن شىء تر نجس مى‌شود؟

ج) اگر لباس‌هاى نجس اول در اثر تماس با عين نجس، نجس شده‌اند، آن شئ تر سوم بنابر احتياط واجب نجس مى‌شود ولى چيز ديگرى را نجس نمى‌كند.

س: اگر يک پارچه به علت مجاورت با عين نجس تغيير رنگ دهد ولى جِرم نجاست در آن مشاهده نشود (مثل آلودگى به آب انار) و با شستن زياد (هرچه بيشتر شسته شود آلودگى بيشتر از بين مى‌‌رود) بتوان آن رنگ را از بين برد آيا قبل از شستن زياد آن پارچه نجس است؟

ج) صِرف مجاورت بدون سرايتِ نجاست، موجب نجاست نيست و در فرض سرايت هم، چنانچه عين نجس موجود نباشد با يکبار شستن بوسيله آب کر و يا دوبار شستن با آب قليل پاک مى‌‌شود.

س: اگر كودك دو و نيم ساله اقرار به نجس شدن جايى بنمايد در صورتى كه ما نيز شك داشته باشيم نظر شريف جنابعالى را خواستارم.

ج) قول كودك حجّت نيست.

س: آيا اگر چوب نجس شود ديگر پاک نمى‌شود؟ كوزه چطور؟

ج) اگر سطح ظاهرى چوب نجس شده باشد با شستن پاک مى‌شود و اگر نجاست به عمق آن رفته باشد، بايد آن را در آب کُر گذاشت تا آب مطلق (غير مضاف) به عمق آن برسد تا عمقش نيز پاک شود والا فقط ظاهر آن پاک مى‌شود و كوزه نيز همين حكم را دارد.

س: اگر قسمتى از يک لباس نجس شده باشد و انسان نداند که دقيقاً کجاى آن است و سپس جسم ترى به قسمتى از آن لباس برسد آيا نجس می‌شود يا خير؟

ج) نجس نمى‌شود.

س: در هنگام شستشوى لباس با آب متصل به كر، آبى كه موقع فشار دادن لباس از آن خارج مى‌شود، چه حكمى دارد؟

ج) اگر آب شير متصل به كرّ به همه جاى لباس متنجّس برسد و پس از زوال عين نجاست از آن بريزد و از آن عبور كند و خارج شود، لباس پاك است و احتياج به فشار دادن ندارد و چنانچه پس از خصوصيات ذكر شده لباس را فشار دهند، آبى كه از آن مى‌ريزد، پاك است.

استفتائات جديد

احکام نجاسات‏

استفتائات جديد

احکام مسکرات‏

س: الكل‌هايى كه به عنوان الكل صنعتى به رنگهاى مختلف (بى‌رنگ و قرمز) در كشور در مراكز مجاز توليد مى‌شود از نظر پاك بودن چه حكمى دارد؟ آيا تفاوتى بين آنها است؟

ج) اگر معلوم نيست كه از الكل‌هاى مست‌كننده‌اى باشند كه در اصل مايع هستند، پاك مى‌باشند.

س: دارويى بنا به دستور بزشك به صورتم ميزنم كه داراى الكل است ولى با دارويى ديگر محلول شده كه قابل خوردن نيست آيا اين دارو نجس است؟

ج) اگر مى‌‌دانيد الکلى که در آن دارو به کار رفته از نوع خوراکى بوده و در اصل مايع و مسکر بوده، بنابر احتياط آن دارو نجس است و اگر نمى‌‌دانيد، پاک است.

س: اگر خمر و يا الكل به وسيله علاجى تبديل به سركه شود، آيا آن سركه پاك و حلال است يا نه؟

ج) ميزان تحقق تبديل به سركه است خواه خودبخود تبديل پيدا كند يا با علاج شيميايى و مانند آن، همين كه حقيقت سركه تحقق پيدا كند، پاك و حلال است.

س: نظر به اينكه اغلب ماء‌الشعيرهاى وارداتى در كارخانجاتى توليد مى‌‌شوند كه در همان خط توليد انواع نوشيدنى‌هاى الكلى و مسكر نيز توليد مى‌‌شود آيا مصرف اين‌گونه ماءالشعيرها از لحاظ شرعى ايراد دارد؟

ج) در صورتى كه يقين به ملاقات ماء‌الشعير با موضع نجس داشته باشيد، استعمال آن جايز نيست.

س: حكم ماء‌الشعير بدون الكل كه در خارج تهيه مى‌‌شود و در اغلب با مقدار بسيار ناچيزى از الكل مثل 010٪ الكل تهيه شده و مسكر نبودن آن محرز مى‌‌باشد چيست؟ اگر مقدار الكل از اين هم كمتر باشد، چه؟ لازم به ذكر است كه الكل موجود در اين نوع آبجو به آن از بيرون تزريق نشده بلكه طى فرايند تخمير خودبخود توليد مى‌‌شود و پس از آن تحت فشار از آن خارج شده و درصد ناچيزى كه گفته شد در آن باقى مى‌‌ماند.

ج) ماء‌الشعير مذكور پاك و حلال است.

س: آيا خوردن الكل سفيد و الكل زرد جائز است؟

ج) خوردن آنها جايز نيست.

س: ادكلن‌هايى كه در آن از الكل ‌مست كننده‌ استفاده مى‌‌شود چه حكمى دارد؟

ج) استفاده از آنها اشكال ندارد و فرقى بين خارجى و داخلى آن نيست.

استفتائات جديد

وسوسه و درمان آن‏

س: اينكه حكم شده است كه فرد وسواس نبايد به شك خود اعتنا نمايد آيا منظور هر نوع از شك مى‌باشد؟ آيا مى‌توان به هر نوع از شك كه براى فرد وسواس پيش مى‌آيد (چه شك در طهارت و نجاست و چه غير آن)، در حالى كه براى افراد عادى و غير وسواس اين نوع از شكها عرفاً وجود ندارد و يا كمتر پيش مى آيد اعتنا نكرد؟

ج) بله، هر نوع شكى را شامل مى‌شود.

استفتائات جديد

احکام کافر

استفتائات جديد

اهمیت و شرایط نماز

س: اگر كسى عمداً نماز خود را به تأخير اندازد و هميشه در آخر وقت بخواند. آيا اين عمل حرام است؟ عقاب اخروى دارد؟

ج) سبك شمردن نماز شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است و در غير اين صورت معصيتى نكرده، بلكه فضيلتى را از دست داده است.

استفتائات جديد

وقت نماز

س: براساس تقويم رصدخانه كشور سوئد فجر تا طلوع خورشيد در طول سال در سوئد بين حدود 45 الى 90 دقيقه در نوسان مى‌باشد (زمستان حدود 45 و تابستان حدود 90 دقيقه). آيا مى‌شود از اين مسئله استفاده كرد و براى بدست آوردن فجر مقدار اين زمان را از وقت طلوع خورشيد كم كرد؟

ج) اعتماد بر تقويم رصدخانه كشور محل سكونت اگر موجب حصول اطمينان شود اشكال ندارد.

س: اگر وقت اداى نماز كم باشد و نياز به رفع حاجت هم باشد تكليف شرعى چيست؟

ج: اگر بتواند در آن وقتِ کم با اکتفاى به واجبات نماز و حذف مستحبات، به وظيفه خود عمل کند، بايد نماز را با همين حال بخواند و اگر جلوگيرى از خروج حدث به هيچ وجه ممکن نباشد، چنانچه بتواند در وقت کم رفع حاجت کند و مقدارى از نماز را در وقت درک کند، بايد انجام دهد، در غير اين صورت لازم نيست.

س: من در روز سفر نماز صبح را در فرودگاه كراچى خواندم و سپس در همان روز قبل از فجر، در قاهره فرود آمدم. آيا بايد دوباره نماز صبح را در فرودگاه قاهره بخوانم.

ج) واجب نيست.

س: اگر کسى عمداً وقت نماز خود را به تأخير اندازد آيا حرام است؟ آيا عقاب اخروى دارد؟

ج) اگر عمداً تأخير بيندازد تا قضا شود، گناه کرده و بايد قضاى آن نماز را بجا آورد و از گناهش توبه کند.

س: شخصى در کانادا زندگى مى‏کند، و با اين‏که از قطب شمال فاصله زيادى دارد، امّا در زمستان، هنگام ظهر، که سايه‏ى شاخص به کوتاه‏ترين طول خود مى‏رسد باز هم طولش نسبتاً بلند است و بيش از طول خود شاخص است. در نتيجه در هيچ زمانى از روز سايه‏ى شاخص به دو هفتم يا چهار هفتم يا خود طول شاخص نمى‏رسد. با اين فرض، هنگام فضيلت نوافل عصر و خود نماز عصر را چگونه تعيين کند؟

ج) مراد از دو هفتم يا چهار هفتم شاخص اين نيست که تمام سايه‌ى شاخص را در نظر بگيريم، بلکه مقدار سايه‌اى که پس از نهايت کوتاه شدن، شروع به بلند شدن کرده است در نظر گرفته مى‌شود لذا در فرض سؤال هم، تعيين زمان نماز عصر و فضيلت آن ممكن است.

س: دوستم در اروپاى شمالى كار مى‌كند كه شش ماه روز و شش ماه شب است، حكم شرعى عبادات او چيست؟

ج) نمازها را در وقت، به همان افق محل سكونت ـ كه صبح را در صبح آنجا و ظهر و عصر را، به همان وقت آنجا، و نماز مغرب و عشاء را در بعد از مغرب همانجا ـ‌ بايد بخواند. و روزه، به حساب اينكه روز خيلى طولانى است و تمكن از روزه ندارد، ساقط است.

س: اگر شخصى به اشتباه گمان برد که وقت نماز صبح تمام شده و نماز خود را به نيّت قضا بخواند و هنگام نماز ظهر بفهمد که نماز صبح قضا نشده بود، حکم نمازى که خوانده چيست؟

ج) اگر به قصد وظيفه فعليه و آنچه بر عهده او مى‌باشد نماز را خوانده، صحيح است.

س: آيا در پايان وقت شرعى نيمه شب، نماز عشا قضا مى‌‌شود؟

ج) واجب است نماز عشا را تا قبل از نيمه شب شرعى بخوانند و بعد از آن به قصد قربت بجا آورده و نيت ادا و قضا نكنند.

س: اگر در هنگام نماز صبح ندانى که آفتاب طلوع کرده يا نه به چه نيتى بايد نماز را خواند؟

ج) تا يقين نکرده‌ايد که آفتاب طلوع کرده باشد، نماز ادا است و در هر صورت مى‌توانيد به قصد وظيفه فعلى نماز را بجا آوريد.

استفتائات جديد

قبله‏

س1- قبله يابى تنها به کمک قواعد علمى (جهت يابى يا روشهاى قبله يابى) چه حکمى دارد؟ س2- قبله يابى تنها به کمک قبله نما يا قطب نما چه حکمى دارد؟

ج1و2) اگر از قواعد علمى و يا قبله‌نما اطمينان به جهت قبله حاصل شود مانع ندارد و مى‌توان به آن اعتماد کرد.

س: اگر در نماز سهواً صورت به طرف چپ يا راست برگردد آيا نماز باطل است؟

ج) اگر التفات صورت فاحش نيست به گونه‌اى که تمام صورت به طرف راست و يا چپ برگردانده نشود، اشکال ندارد.

س: مى‌خواستم بدانم که در نماز انحراف از قبله تا چه حد مجاز است و به نماز لطمه‌اى نمى‌زند؟

ج) عالماً و عامداً نبايد منحرف شود ولى اگر قبله را نداند و يا فراموش کند و از قبله منحرف شود و نماز بخواند و بعد متوجه شود، اگر به حدّ دست راست و يا دست چپ قبله نرسيده باشد (يعنى کمتر از 90 درجه باشد)، نمازش صحيح است.

س: اهميت قبله در نماز چه قدر است و اگر در مکانى قرار داشتى که جهت قبله مشخص نبود و راهى براى يافتن آن هم وجود نداشت و بعد از خواندن نماز بعداً (چند روز بعد) متوجه شدى که جهت قبله اشتباه بوده بايد چه کرد؟

ج) بطور کلّى کسى که هيچ راهى براى يافتن قبله ندارد و گمانش هم به هيچ طرف نمى‌رود، بنابر احتياط واجب بايد به چهار طرف نماز بخواند و اگر عمداً برخلاف وظيفه عمل کرده و بعد هم متوجه شده به طرفى که نماز خوانده اشتباه بوده است، بايد بنابر احتياط نماز خود را اعاده نمايد.

س: کسى که در حال اضطرار نمى‌تواند به طرف قبله نماز بخواند، آيا جهات غير از قبله برايش يکسان است؟

ج) اگر جهت قبله را نمى‌شناسد، بايد تحقيق كند تا با موازين شرعى جهت قبله را تشخيص دهد ولى اگر با اين كه جهت قبله را مى‌داند نمى‌تواند به جهت قبله نماز بخواند، بايد به طرف يمين يا يسار به مقدارى كه به 90 درجه نرسد نماز بخواند و مجزى است و با امكان منحرف شدن به كمتر از 90 درجه، انحراف تا حدّ 90 درجه يا بيشتر جايز نيست و نماز مجزى نيست و هر گاه در حالتى باشد كه به هيچ نحو نتواند رو به قبله يا رو به نقطه نزديك به قبله نماز بخواند به همان حال كه هست نماز بخواند و صحيح و مجزى است و قضا ندارد.

س: به نظر حضرتعالى خواندن نماز جماعت استداره‌اى در مسجد الحرام صحيح است يا خير؟

ج) نماز کسانى که پشت سر يا دو طرف امام ايستاده‌اند، صحيح است لکن نماز افرادى که روبروى امام قرار دارند، صحيح نيست.

س: به من گفته شده كه در آمريكاى شمالى قبله به سمت شمال شرقى است. نظرتان در اين باره چيست؟

ج) ميزان در تشخيص قبله، خط امتدادى از جايگاه وقوف نمازگزار که بر روى کره زمين عبور کند و به کعبه معظمه برسد، مى‌باشد و تشخيص آن در هر مکانى با مکلف حاضر در آن مکان است که با ابزار علمى اطمينان بخش يا امارات شرعيه و يا شهادت شهود تشخيص دهد.

س: بنده در مسافرت‌هاى بين شهرى به قبله‌هاى سر راهى رستوران‌ها اعتماد ندارم و از قبله‌نما استفاده مى‌‌كنم، در يكى از مسافرتها قبله‌اى كه من به سمت آن نماز مى‌‌خواندم با قبله اى كه از قبل در نمازخانه رستوران مشخص شده بود اختلاف زيادى داشت و بنده نيز چون يقين داشتم كه وظيفه اى نسبت به آگاه كردن بقيه مسافرها ندارم، حرفى نگفتم. آيا واقعاً بر گردن من حقى بوده است؟

ج) در فرض سؤال، شما وظيفه‌اى نسبت به ديگران نداريد.

س: شخصى در خانه‌اى زندگى مى‌‌كند و بدون تحقيق صحيح، رو به سمتى نماز مى‌‌خواند و بعد از گذشت مدتى معلوم مى شود كه آن سمت اشتباه بوده، حالا وظيفه‌ اين شخص نسبت به نمازهايى كه خوانده چيست؟

ج) اگر با استناد به طريق معتبر شرعى قبله را شناسايى كرد و به سوى آن جهت نماز خواند، نمازهاى گذشته محكوم به صحت است هر چند در صورت كشف خلاف به مقدارى كه معلوم شده باشد كه نمازش پشت به قبله بوده، احتياطاً بايد قضا نمايد.

س: آيا امروزه مى‌‌شود از قبله‌نما و يا خورشيد، براى نشان دادن قبله استفاده كرد و چه قدر قابل اعتبارند؟

ج) اگر موجب اطمينان است، مانعى ندارد.

س: شخصى با فرض علم به جهت دقيق قبله، عمداً مقدارى به سمت راست يا چپ منحرف شده و نماز مى‌خواند نمازهاى او چه حكمى دارد؟

ج) اگر قبله را تشخيص داده، انحراف از آن ولو به مقدار كم صحيح نيست.

س: در مدرسه‌اى براى تعيين جهت قبله و ساخت محراب از قبله نماهاى مدرج موجود در كشور استفاده شده است اما برخى معتقدند اعتماد به قبله نماى فوق معتبر نبوده و مى‌‌بايستى به شاخص رجوع كرد. نظر معظم‌له در خصوص اعتبار قبله‌نما براى تعيين قبله چيست؟

ج) اگر اطمينان آور است، اعتماد به آن مانع ندارد.

استفتائات جديد

مکان نمازگزار

س: حکم نماز خواندن جلوى آينه چيست؟ آيا مکروه است؟

ج) آينه اگر به گونه‌اى باشد كه در حال نماز، شخص صورت خود را در آن مى‌بيند و ذهنش را مشغول مى‌كند بهتر است آن را بردارد و يا روى آن را بپوشاند.

س: در برخى موارد، زائران بيت‏اللّه الحرام يا ساير مسافران، وقت نماز در هواپيما هستند، با توجه به اين‏كه نماز در هواپيما معمولاً مانع استقرار و طمأنينه نيست، در صورتى كه ساير شرايط، مثل قيام و قبله و ركوع و سجود مراعات شود، آيا در صورت علم يا احتمال اين‏كه پيش از اتمام وقت نماز به مقصد مى‏رسند و مى‏توانند نماز را پس از پياده شدن از هواپيما بخوانند، نماز در هواپيما كفايت مى‏كند يا بايد تأخير بيندازند و در صورتى كه نماز را در آن حال خواندند و پيش از اتمام وقت نماز پياده شدند، اعاده نماز لازم است يا نه؟

ج) با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحيح و مجزى است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.

س: در هواپيما به چه سمتى بايد نماز بخوانيم؟

ج) اگر نتوانيد ـ ولو با سؤال از مأموران داخل هواپيما ـ قبله را مشخص کنيد، به هر سمتى که گمان داريد که سمت قبله است، نماز بخوانيد. و در صورت شك و وسعت وقت، نماز را بايد به چهار سمت بخوانيد و در تنگى وقت به ميزانى كه فرصت داريد.

س: خواهشمند است حکم نماز خواندن در قطار هواپيما و کشتى را بيان فرماييد؟

ج) نماز در اين وسايل نقليه اشکال ندارد ولى به هنگام تغيير قبله در نمازهاى واجب بايد در صورت امکان با چرخيدن جهت قبله را ‏حفظ کنيد البته در حال چرخيدن بايد از قرائت و يا ذکر سکوت کنيد.‏

س: در محل کار من براى برادران و خواهران نمازخانه اختصاص داده شده است اما نمازخانه خواهران در ديد مستقيم قرار دارد. براى رفع اين مشکل، جاى نمازخانه‌ها را عوض کرديم ولى با اين مشکل مواجه شديم که نمازخانه خواهران جلوتر از نمازخانه برادران قرار گرفته است، سؤال من اين است که از لحاظ شرعى اين مورد مشکل دارد يا خير؟

ج) با فرض وجود حائل اگر زن‌ها نماز خودشان را فرادا مى‌خوانند و مردها هم جداگانه نماز مى‌خوانند، نماز هر دو قسمت صحيح است.

س: کسى که نماز خوابيده مى‌خواند، در صورتى که ملحفه زير پايش نجس باشد آيا براى نماز اشکال دارد يا خير؟

ج) ملحفه‌ى نجس اگر به صورت فرش زير پايش باشد، چنانچه نجاست مسريه نداشته باشد، نماز در آن حالت بر روى چنان ملحفه‌اى اشكال ندارد.

س: ساختمانى 70 واحدى داراى يك سالن اجتماعات مى‌باشد و اين سالن در سند همه ساكنين به عنوان مشاع ثبت شده و هزينه‌هاى آن نيز مشاعى پرداخت مى‌شود، در اين سالن پايگاه بسيج تأسيس شده و مراسم عزادارى، مولودى و نماز جماعت در اين سالن برگزار مى‌‌گردد. با توجه به اينكه عدّه‌اى از اهالى قادر به پرداخت پول شارژ واحد خود هم نمى‌‌باشند از برگزارى چنين مجالسى در اين مكان ناراضى هستند، آيا برگزارى مراسمات و نماز جماعت در اين مكان داراى اشكال مى‌‌باشد؟

ج) تصرف در قسمت‌هاى مشاع، بايد با اجازه‌ى همه‌ى ساكنين مجتمع باشد و در فرض مرقوم كه بعضى از اهالى راضى نيستند برگزارى مراسم و اقامه نماز جماعت در آنجا اشكال دارد.

س: نماز در مسجد فضيلتش بيشتر است يا در حرم مطهر ائمه معصومين «عليهم السلام» و امامزاده‌ها؟

ج) نماز در حرم امامان (عليهم السلام) مستحب، بلكه افضل از مسجد است.

استفتائات جديد

احکام مسجد

استفتائات جديد

احکام سایر مکانهای دینی‏

استفتائات جديد

لباس نمازگزار

س: آيا پوشاندن موهاى مصنوعى در نماز واجب است؟

ج) در نماز به عنوان پوشش در نماز، پوشاندن آن واجب نيست، ولى در برابر نامحرم (چه در حال نماز و چه غير نماز) بنابر احتياط واجب بايد آن را بپوشاند.

س: من زخمى شده‌ام و بعضى اوقات بدون اينكه متوجه شوم، خون از بدنم جارى مى‌شود و گاهى نماز مى‌خوانم و وقتى نمازم تمام مى‌شود متوجه مى‌شوم لباسم خونى بوده، در حالى كه وقت نماز هم به پايان رسيده است، آيا بايد نمازم را قضا كنم، يا نمازم درست است؟

ج) در فرض مذكور كه پس از اتمام نماز متوجه شده‌ايد لباس شما نجس بوده، نماز صحيح است و قضا ندارد، بلكه چنانچه تطهير خون جراحت مشقت نوعيه داشته باشد يا مستلزم حرج شخصى باشد، لازم نيست و نماز خواندن با آن اشكال ندارد.

س: نمازگزارى در حال نماز خواندن و يا در پايان نماز متوجه مى‌‌شود که بخشى از لباسش و يا بخشى از فرش محل اقامه نمازش نجس مى‌‌باشد حکمش چيست؟ و تکليف نمازش چه مى باشد؟ لطفاً مارا راهنمائى کنيد.

ج) نجس بودن فرش ضررى به نماز نمى‌زند مگر در صورتى كه فرش و يا بدن و يا لباس نمازگزار، تر باشد به طورى كه نجاست فرش به بدن يا لباس سرايت كند. و در مورد لباس چنانچه بعد از نماز متوجه شود كه لباسش نجس بوده، نمازى كه خوانده صحيح است و اگر در اثناى نماز متوجه شود که لباسش از قبل نجس بوده در وسعت وقت نماز باطل است ولى اگر در وسط نماز لباسش نجس شود و وقت هم داشته باشد چنانچه آب كشيدن لباس يا عوض كردن يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نزند بايد در بين نماز لباس را آب بكشد يا عوض كند و يا اگر لباس ديگرى عورت را پوشانده، لباس را بيرون آورد والا بايد نماز را بشكند و با لباس پاك نماز بخواند.

س: لباسى که داخلش پَر (پرندگان) باشد و در کشورهاى غيراسلامى دوخته شده باشد چه حکمى دارد؟

ج) پر تمامى پرندگان پاک است ولى در صورتى كه پر از پرندگان حرام گوشت باشد، همراه داشتن آن در نماز موجب بطلان است.

س: اگر در بين نماز از بينى يا ديگر اعضاى بدن خون بيايد چه بايد كرد؟ آيا بايد نماز را قطع كرد؟

ج) اگر امکان آب کشيدن به طورى که نماز را بهم نزند وجود داشته باشد، بايد آن را آب کشيد وگرنه در وسعت وقت بايد نماز را قطع نمود و با بدن پاک نماز خواند، و اگر وقت تنگ است بايد با همان وضعيت نماز را تمام كرد و صحيح است. البته اين حالتها در صورتى است که خون بيش از مقدار معفُوّ (کمتر از درهم) باشد. ولى اگر بمقدار معفوّ باشد، اشکال ندارد.

س: اگر در بين نماز هنگام تماس پيشانى با مهر از پيشانى قدرى خون بيايد و مهر را نيز خونى نمايد نماز صحيح است يا خير؟

ج) اگر تمام قسمتى که پيشانى روى آن قرار گرفته آلوده به خون نباشد و مقدار خون هم کمتر از بند انگشت سبابه باشد، اشکال ندارد و بايد به قسمتى از مهر سجده کند که پاک است.

س: آيا استفاده از چادر در حين نماز خواندن واجب است و نماز خواندن با مانتو و مقنعه و يا روسرى در صورت پوشش قسمت‌هاى مربوطه مشکل ايجاد مى‌کند؟

ج) براى زن واجب است در حال نماز تمام بدن خود را بپوشاند، فقط باز گذاشتن گردى صورت و دست‌ها تا مچ و پاها تا مفصل ساق پا (در صورتى که نامحرم نباشد) نماز را باطل نمى‌کند و پوشاندن لازم نيست با چادر باشد.

س: اگر در نماز خانم‌ها، لحظه‌اى هرچند كوتاه، قسمتى از اعضايى كه خانم‌ها بايد در حال نماز بپوشانند ديده شود حكم نماز آنها چيست؟ (منظور اينكه لحظه‌اى ديده شود و سپس فوراً توسط نمازگزار پوشانده شود.)

ج) در فرض مذکور اگر بى‌اختيار باشد، نمازش اشکال ندارد.

س: اگر بدانى لباس كسى نجس است و ممكن است با آن نماز بخواند و به او نگوييم اشكال دارد؟

ج) لازم نيست بگوييد.

س: آيا همانگونه كه موى حيوان حرام گوشت مانند گربه اگر در لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است حكم پر پرندگان حرام گوشت مانند طوطی هم همين است؟

ج) در حكم مذكور تفاوتى بين حيوانات حرام گوشت وجود ندارد.

س: بعضاً براى جلوگيرى از سياه شدن بند يا قاب ساعت‌هاى طلايى رنگ از پوشش آب طلا استفاده مى‌شود. استفاده از اين ساعت‌ها براى مردان چه حکمى دارد؟

ج) اگر صدق پوشش طلا مى‌کند، اشکال دارد.‏

س: اگر انسان, وسيله نجسى (مثلا جوراب) در جيب خود داشته باشد و براى نماز آنرا بيرون نياورد (عمداً يا سهواً), نماز او چگونه است؟

ج) در فرض سؤال، محمول نجس (يا متنجس) موجب بطلان نماز نمى‌شود.

س: خون داخل بينى که بيرون نمى‌‌آيد ولى با آينه ديده مى‌‌شود، آيا براى نماز اشکال دارد؟

ج) اشكال ندارد.

س: اگر دندان‌هاى مصنوعى به سبب خون دهان يا به سبب ديگر نجس شده باشد آيا شستن آن براى نماز لازم است؟

ج) اگر ظاهر دهان پاك باشد، نماز صحيح است.

س: اگر کسى بين نماز خون دماغ شد حکم نمازش چيست؟

ج) اگر امكان جلوگيرى از آن وجود دارد، جلوگيرى نمايد وگرنه چنانچه وقت نماز ضيق نباشد، نماز را بشكند و تطهير نمايد ولى اگر وقت ضيق باشد، مى‌تواند با همان حال نماز بخواند.

س: اگر در نماز وسيله‌اى غصبى همراهمان باشد ولى جزئى از لباسمان نباشد، مثلاً يک تسبيح غصبى در جيبمان باشد، آيا نمازمان باطل مى‌شود و اشکال دارد يا خير؟

ج) اشکال ندارد.

س: چندين سال است که در بدن من، به اصطلاح پزشکى فيستول ايجاد شده است و بعضى از مواقع از آنها ترشحاتى شبيه چرک و گاهى مواقع خون بيرون مى‌آيد و من متوجه آن نمى‌شوم، اگر لباس من به اين مواد آلوده شود، مثلاً به اندازه يک سکه نماز خواندن با آن چه حکمى دارد؟ آيا بايد لباس را عوض کرد يا مانعى ندارد؟

ج) اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت يا دُمَل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دُمَل خوب نشده است، مى‌تواند‏‏ با آن خون نماز بخواند. و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته‌اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.

س: آيا نماز خواندن با چادر نازک که شبح بدن زير آن نمايان است صحيح است؟ اگر صحيح نيست کسى که با اين پوشش نماز خوانده وظيفه‌اش چيست؟

ج) بنابر احتياط واجب پوشاندن شبح بدن لازم است و بدون ستر آن نماز صحيح نيست ولى نمازهايى كه با اعتقاد به صحّت به صورت مذكور خوانده شده، صحيح و مجزى بوده است.

س: فردى هنگام كشتن حيوانى حلال گوشت خون روى لباسش مى‌‌چكد، بعد با همان لباس نماز مى‌‌خواند، آيا نماز او صحيح است يا خير؟

ج) اگر به وجود خون روى لباسش جهل داشته و بعد از نماز فهميده و يا خون كمتر از درهم بوده، نمازش صحيح است و در غير اين صورت بايد نمازش را اعاده نمايد.

س: يک پاى من قطع شده است و گاهى درون پاى مصنوعي، پايم زخم مي‌شود و مقدار گسترش آن بيشتر از حد مجاز شرعى مى‌شود، آيا براى نماز و حج، حکم زخم بسته را دارد و مى‌توانم بدون اعتنا به آن اعمالم را بجا آورم يا بايد پاى مصنوعى‌ام را درآورده و پايم را آب کشيده و بدون پاى مصنوعى اعمال حج يا نمازم را بجا آورم، در صورتى که بدون پاى مصنوعى دچار مشکل و مشقت مى‌گردم، تکليف ما چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است که آب کشيدن براى بيشتر مردم يا براى خصوص شما سخت است، نسبت به تطهير آن تکليف و وظيفه‌اى نداريد در غير اين صورت بايد تطهير کنيد، و لازم نيست پاى مصنوعى را از خود جدا کنيد.

استفتائات جديد

پوشیدن طلا و نقره و به کار بردن آن‏

س: بنده در هنگام عقد ازدواج به تصور آنکه منظور از طلاى سفيد همان پلاتين است که محل اشکال نيست، به جاى طلاى زرد، حلقه طلاى سفيد به دست کردم و مدت يک سال واندى در هنگام نماز در دست من بوده است. اکنون بر اثر تذکر يکى از دوستان و مراجعه به طلا فروشى متوجه گشتم طلاى سفيد با پلاتين فرق دارد و با مراجعه به سايت حضرتعالى فهميدم استعمال طلاى سفيد نيز براى مرد حرام است. حال با توجه به خطاى تصورى بنده در مورد يکى دانستن طلاى سفيد با پلاتين آيا بايد نمازهاى اين يک سال خود را از نو اعاده نمايم؟

ج) در فرض سؤال اعاده لازم نيست.‏

استفتائات جديد

اذان و اقامه‏

س: آيا مى‌توان به جاى مؤذن از نوار ضبط صوت استفاده كرد؟

ج) اذانى كه به وسيله نوار ضبط صوت پخش مى‌شود حكم اذان موذن را ندارد.

س: آيا گفتن اذان قبل از اقامه لازم است؟

ج) گفتن اذان و اقامه قبل از نماز مستحب است و مى‌تواند فقط اقامه بگويد ولى اگر مى‌خواهد هر دو را بگويد بايد حتماً اذان قبل از اقامه باشد.

استفتائات جديد

نیت

س: اگر فرد بعد از تكبير نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبحش قضا شده مى‌تواند نيت را به نماز صبح برگرداند؟

ج) اگر وقت براى انجام نماز ظهر تنگ نباشد، تبديل نيّت در فرض سؤال ممکن بلکه مستحب است.

س: آيا تغيير نيّت در ميان نماز جايز است؟

ج) در چند جا عدول (يعنى برگرداندن نيّت) از نمازى به نماز ديگر جايز است: مورد اول: در نمازهايى كه دنبال هم قرار دارند (مانند ظهر و عصر و مانند مغرب و عشا) كه اگر مكلّف داخل در نماز دوم شده و يا فراموش كرده كه نماز اول را نخوانده است در صورتى كه در بين نماز متوجه شود و از محلِ عدول به نماز سابق، تجاوز نكرده باشد، واجب است نيّت را به نماز اول برگرداند و اما اگر بعد از تمام شدن نماز متوجه شود و يا از محلِ عدول تجاوز كرده باشد (مثل اينكه در ركوع ركعت چهارمِ نماز عشا باشد) ديگر نمى‌تواند عدول كند و در فرض اول كه بعد از نماز متوجه شده، نمازى كه خوانده بعنوان نماز دوم (يعنى عصر يا عشا) صحيح است و بايد نماز اول را بخواند؛ و اما در فرض دوم كه در ركعت چهارم در حال ركوع يا بعد از آن متوجه شده، نماز را تمام نموده و نماز قبلى را بعد از آن بياورد و نزديك‌تر به احتياط آن است كه از نو نماز مغرب و عشايى به دنبال آن نماز عشا بخواند. مورد دوم: از موارد جواز عدول اين است كه مشغول نماز يوميه شده و در بين نماز بيادش بيايد كه نماز قضايى بر گردنش هست كه در اينجا مستحب است در صورت بقاى محل عدول و وسعت وقت، عدول كند و نماز قضا را بخواند و سپس به نماز يوميه خود بپردازد مگر آن كه در اثر اين عدول وقت فضيلت نماز يوميه‌اش فوت شود كه در اينجا مستحب بودن عدول محل تأمل است بلكه مستحب نبودنش خالى از قوت نيست. مورد سوم: عدول كردن از نماز واجب به نماز مستحب است كه در دو جا جايز است يكى در نماز ظهر جمعه است براى كسى كه قرائت سوره جمعه را فراموش كرده و بجاى آن سوره‌اى ديگر خوانده و به نصف آن سوره رسيده و يا از نصف هم تجاوز كرده باشد كه در اين صورت مى‌تواند نيّت خود را به نافله برگرداند؛ و موضع دوم جايى است كه نمازگزار مشغول نماز واجب باشد و در بين نماز، جماعتى برپا شود و او از اين نگران باشد كه اگر نمازش را تمام كند به جماعت نرسد كه در چنين وضعى مى‌تواند نيّت خود را از نماز واجب به نافله برگرداند و دو ركعتى سلام بدهد و به جماعت برسد (و اما اگر از دو ركعت تجاوز كرده و به ركوع ركعت سوم رسيده باشد، عدول از آن جايز نيست).

س: آيا مى‌‌توان در رکعت دوم و پيش از رکوع از نماز عصر به نماز ظهر عدول کرد؟

ج) بطور کلّى اگر مشغول نماز بعدى شد و يادش آمد که نماز قبلى را نخوانده و وقت وسعت دارد، مى‌تواند نيّت را به نماز قبلى برگرداند ولى عکس آن جايز نيست.

س: يك نماز صبح و يك نماز ظهر از دو روز مختلف به گردنم بود، به نيت نماز قضای صبح شروع به خواندن نماز کردم اما به اشتباه در بعد از تشهد رکعت دوم قيام نمودم، بعد از اينكه متوجه شدم نيت را به نماز ظهر قضايی که داشتم برگرداندم و نماز را چهار رکعتی به پايان بردم اين نماز صحيح است يا خير؟

ج) در فرض سؤال صحيح نيست.

استفتائات جديد

قرائت و احکام آن‏

استفتائات جديد

ذکر نماز

استفتائات جديد

سجده و احکام آن

استفتائات جديد

مبطلات نماز

استفتائات جديد

سلام‏

استفتائات جديد

شکیات نماز

استفتائات جديد

نماز قضا

استفتائات جديد

نماز قضای پدر و مادر

استفتائات جديد

نماز جماعت‏

استفتائات جديد

حکم امام جماعتی که قرائت وی صحیح نیست‏

استفتائات جديد

امامت شخص ناقص‏ العضو

استفتائات جديد

شرکت زنان در نماز جماعت‏

استفتائات جديد

اقتدا به اهل سنت‏

استفتائات جديد

نماز جمعه

استفتائات جديد

نماز عید فطر و عید قربان‏

استفتائات جديد

نماز مسافر

استفتائات جديد

آنکه شغلش مسافرت است یا سفر مقدمه شغل اوست‏

استفتائات جديد

حکم دانشجویان و روحانیون‏

استفتائات جديد

قصد اقامت و مسافت شرعی‏

استفتائات جديد

حد ترخص‏

استفتائات جديد

سفر معصیت‏

استفتائات جديد

احکام وطن‏

استفتائات جديد

تبعیت زن و اولاد در وطن‏

استفتائات جديد

احکام بلاد کبیره‏

استفتائات جديد

نماز استیجاری‏

استفتائات جديد

نماز آیات‏

استفتائات جديد

نوافل‏

استفتائات جديد

مسائل متفرقه نماز

استفتائات جديد

شرایط وجوب و صحت روزه

استفتائات جديد

زن باردار و شیرده‏

استفتائات جديد

بیماری و منع پزشک‏

استفتائات جديد

مبطلات روزه

استفتائات جديد

بقا‏ بر جنابت

استفتائات جديد

استمناء

استفتائات جديد

احکام مبطلات روزه‏

استفتائات جديد

کفاره روزه و مقدار آن‏

استفتائات جديد

قضای روزه‏

استفتائات جديد

مسائل متفرقه روزه‏

استفتائات جديد

رؤیت هلال

استفتائات جديد

هبه، هدیه، جایزه بانکی، مهر و ارث

استفتائات جديد

قرض، حقوق ماهیانه، بیمه، و بازنشستگی‏

استفتائات جديد

فروش خانه، وسائل نقلیه و زمین‏

استفتائات جديد

گنج، معدن و مال حلال مخلوط به حرام‏

استفتائات جديد

مؤونه‏

استفتائات جديد

دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غیر آن‏

استفتائات جديد

سرمایه‏

استفتائات جديد

نحوه محاسبه خمس‏

استفتائات جديد

تعیین سال مالی‏

استفتائات جديد

ولی امر خمس‏

استفتائات جديد

سهم سادات و انتساب به آنان‏

استفتائات جديد

موارد مصرف خمس، کسب اجازه، هدیه و شهریه حوزوی‏

استفتائات جديد

مسائل متفرقه خمس‏

استفتائات جديد

موارد وجوب خمس

استفتائات جديد

مستثنیات خمس

استفتائات جديد

فروعات مسئله

استفتائات جديد

مصارف خمس و مستحقین آن

استفتائات جديد

خمس افراد نابالغ

استفتائات جديد

تصرف در مال متعلق خمس

استفتائات جديد

متفرقات خمس

استفتائات جديد

شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر

استفتائات جديد

کیفیت امر به معروف و نهی از منکر

استفتائات جديد

مسائل متفرقه امر به معروف و نهی از منکر

استفتائات جديد

خرید و فروش اعیان نجس

استفتائات جديد

اجرت گرفتن در برابر واجبات‏

استفتائات جديد

شطرنج‏

استفتائات جديد

آلات قمار

استفتائات جديد

هیپنوتیزم‏

استفتائات جديد

مأمور خرید و فروش‏

استفتائات جديد

جلوگیری از بارداری

استفتائات جديد

سقط جنین (کورتاژ)

استفتائات جديد

تلقیح مصنوعی‏

استفتائات جديد

تغییر جنسیت

استفتائات جديد

تشریح میت و پیوند اعضا

استفتائات جديد

ختنه‏

استفتائات جديد

آموزش پزشکی

استفتائات جديد

تشبه به کفار و ترویج فرهنگ آنان‏

استفتائات جديد

مهاجرت و پناهندگی سیاسی

استفتائات جديد

مراسم عزاداری‏

استفتائات جديد

ولادت‏ها و اعیاد

استفتائات جديد

شروط عقد

استفتائات جديد

شرایط خریدار و فروشنده

استفتائات جديد

بیع فضولی‏

استفتائات جديد

اولیای تصرف‏

استفتائات جديد

شرایط جنس و عوض آن

استفتائات جديد

شروط ضمن عقد

استفتائات جديد

مسائل متفرقه بیع

استفتائات جديد

احکام خیارات‏

استفتائات جديد

توابع مبیع‏

استفتائات جديد

تسلیم مبیع و تأدیه ثمن‏

استفتائات جديد

بیع نقد و نسیه‏

استفتائات جديد

بیع سلف‏

استفتائات جديد

خرید و فروش طلا، نقره و پول‏

استفتائات جديد

خیار مجلس

استفتائات جديد

خیار عیب

استفتائات جديد

خیار تأخیر

استفتائات جديد

خیار شرط

استفتائات جديد

خیار رؤیت

استفتائات جديد

خیار غبن

استفتائات جديد

بیع خیاری (بیع شرط)

استفتائات جديد

احکام سرقفلی‏

استفتائات جديد

حواله‏

استفتائات جديد

جایزه‏های بانکی

استفتائات جديد

کارکردن در بانک‏

استفتائات جديد

احکام چک و سفته

استفتائات جديد

بیمه

استفتائات جديد

اموال دولتی‏

استفتائات جديد

کار در مؤسسات دولتی

استفتائات جديد

قوانین دولتی

استفتائات جديد

مالیات و عوارض‏

استفتائات جديد

شرایط وقف

استفتائات جديد

شرایط متولی وقف

استفتائات جديد

شرایط عین موقوفه‏

استفتائات جديد

شرایط موقوف علیه

استفتائات جديد

عبارتهای وقف

استفتائات جديد

احکام وقف‏

استفتائات جديد

حبس‏

استفتائات جديد

فروش وقف وتبدیل آن

استفتائات جديد

شرایط تحقق سفر شرعی

استفتائات جديد

حد ترخص‏

استفتائات جديد

مسافت شرعی

استفتائات جديد

تبعیت در سفر

استفتائات جديد

قصد اقامت

استفتائات جديد

احکام وطن و قصد توطن

استفتائات جديد

احکام بلاد کبیره‏

استفتائات جديد

کیفیت نماز و روزه در سفر

استفتائات جديد

نماز و روزه رانندگان و مانند آن

استفتائات جديد

نماز و روزه در سفرهای شغلی

استفتائات جديد

نماز و روزه در سفرهای تحصیلی

استفتائات جديد

سفر معصیت‏

استفتائات جديد

نماز و روزه در اماکن تخییر

استفتائات جديد

شرکت مسافر در نماز جمعه

استفتائات جديد

اعتکاف در سفر

استفتائات جديد

مسائل متفرقه

استفتائات جديد

فضیلت، اهمیت و انواع حج؛ حکم ترک‌کنندگان حج

استفتائات جديد

ساختار کلي حج تمتع و عمره‌ي آن

استفتائات جديد

حج اِفراد و عمره مفرده؛ حج قِران

استفتائات جديد

احكام كلي حج تمتع

استفتائات جديد

حَجَة‌الاسلام و حج نیابی

استفتائات جديد

اعمال عمره

استفتائات جديد

اعمال حج

استفتائات جديد

استفتائات حج

استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی