تجسس و خبرچینی و افشاء اسرار

استفتائات جدید

افشاء اسامی مفسدین

يكى از دوستان اشاره كردند كه اميرالمؤمنين در فرمان خود به مالك اشتر فرموده‌اند كه آدم‌هاى سوءاستفاده‌جو را رسوا كنيد؛ شما گفته‌ايد كه افشاء نكنيد. اميرالمؤمنين (عليه‌السّلام) نفرمودند موردى را كه اثبات نشده، افشاء كنيد. هيچ وقت چنين چيزى در بيان اميرالمؤمنين نيست، و اين قطعاً از اسلام نيست. ما چطور چيزى را كه اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء كنيم؟ ممكن است اينقدر حجم اتهام زياد و وسيع باشد كه يك عده‌اى به چشم يك امر قطعى و واقعى به آن نگاه كنند، اما هيچ پشتوانه‌ى استدلالى نداشته باشد، جائى ثابت نشده باشد. ما هيچ حجتى نداريم كه اين را بگوئيم. حتّى من در همان جلسه‌ای كه اشاره كردند، از اين بالاتر را گفتم. من گفتم حتّى جرمى كه ثابت شد، اصل نبايد بر افشاى آن جرم باشد. بالاخره يك مجرمى است، يك غلطى كرده، مجازات هم ميشود؛ خانواده‌ى او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهى نكرده‌اند؛ ما چرا بيخود اينها را رسوا كنيم؟ مگر آنجائى كه خود نفس افشاء كردن، يك مصلحت بزرگى داشته باشد. بله، يك جائى هست كه نفس افشاگرى در يك مسئله‌ى ثابت‌شده، مصلحتى دارد؛ آنجا ايرادى ندارد. اين، منطق ماست. هيچ چيزى هم نه از اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) و نه از هيچيك از ائمه‌ى هدى (عليهم‌السّلام) برخلاف اين وجود ندارد. ما واقعاً حق نداريم افراد را به صرف گمان، متهم كنيم، مشهور كنيم؛ واقعاً جايز نيست؛ نه در سايت، نه در روزنامه، نه در تريبونهاى گوناگون. حيثيت افراد را بايد حفظ كرد. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹

«متأسفانه یک کار زشتی در بین مردم رایج است که از لهجه‌های بعضی از ولایات تقلید می‌کنند؛ این آیا غیبت محسوب می شود یا نه؟

این مسلماً حرام است. در حرمت این عمل هیچ شکی نیست. لکن غیبت نیست. چون قیودی که در غیبت ذکر شد -که مقوّم معنای غیبت محرم شرعی است- در این جا وجود ندارد. یکی از قیود، مستور بودن بود. خب، این مستور نیست. علاوه بر این که عیب نیست اصلاً. کسی این را به عنوان عیب ذکر می‌کند، ولی اصلاً عیب نیست! بنابراین وقتی عیب نبود، پس غیبت نیست. مثل این است که مثلاً بگویند: آقا عمامه سرش است؛ این «عمامه به سر بودن» عیب نیست. ذکرش بنابراین غیبت نیست. علاوه بر این که امر ظاهری است، امر واضحی است. پس تعریف غیبت بر این صدق نمی‌کند. اما مسلماً حرام است. این از باب تمسخر و از باب استهزاء و اینهاست. اینجا دیگر فرقی نمیکند که علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض کنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجه‌ی یک شخصی را –به عنوان اینکه لهجه‌ی او، لهجه‌ی عموم است- تقلید بکند. این صور مختلفی دارد. همه‌ی اینها محرّم است. منتها تفاوتش این است که اگر غرض او لهجه‌ی عموم باشد، این میشود اهانت به همه‌ی آن جمعیت؛ که خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بکند، بایستی از یکایک اینها استحلال بکند. آنجایی که یک نفر باشد، نه، از یک نفر استحلال می‌کند. این بحث عیبجوئی است. اگر چنانچه نه، تمسخر وجود نداشت، این از محل کلام خارج است. گاهی از این تقلیدها انجام می گیرد، اما هیچ قصد تمسخری هم نیست. یک وقتی چند سال قبل از این، در رادیو یک گوینده‌ای تقریبا تمام لهجات ایران را در یک برنامه‌ی رادیویی بیان میکرد! بعد هم ما آن شخص را دیدیم. گفتیم بالاخره تو کجایی هستی؟! چون هم ترکی را مثل خود ترکها حرف می‌زد که ما می‌فهمیدیم، هم مشهدی را مثل خود مشهدی‌ها حرف می‌زد! نفهمیدیم بالاخره کجایی است، نگفت آخرش هم که کجایی است؛ گفت من ایرانی هستم. پس بنابراین گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست. کما این که تقلید لهجه‌ی یک فرد هم به عنوان تمسخر نیست. یک عمل شیرینی است. خود آن فرد هم گاهی می‌نشیند و تماشا می‌کند که تقلیدش را دارند می‌کنند. خودش هم می خندد، خوشش می آید. پیداست که پس تمسخر نیست. این از محل کلام خارج است. آن جایی که قصد، استهزاء باشد، تمسخر باشد، آن جا می‌شود محرّم.»


حرمت سلاح کشتار جمعی

استفتائات جدید

پیام به نخستين كنفرانس بين‌المللی خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه سیدعلی خامنه‌ای ۲۷ فروردین 1389 1/جمادی‌الاول/1431

به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه‌ی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما كاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم.


راههای سه گانه: احتیاط، اجتهاد، تقلید

استفتائات جدید

س: منظور از سن تمييز كه در بحث تكليف پسران مطرح مى‌باشد، چيست؟ آيا داشتن شهوت يا برانگيخته شدن شهوت در پسران مطرح مى‌باشد؟

ج) مقصود از تمييز، درك خوبى و بدى است و در صورتى كه نوجوان به مرحله‌اى برسد كه نگاه او به نامحرم يا نگاه نامحرم به او موجب تحريك شهوت شود، در مقابل او حفظ حجاب لازم است.

س: چرا بايد مرجع تقليد داشته باشيم؟

ج) از باب حكم عقل به رجوع غير متخصص به متخصص.


راههای اثبات اجتهاد، اعلمیت و به دست آوردن فتوا‏

استفتائات جدید

س: دو نفر بالغ عادل برای من از شخصی که به او اطمینان دارم و آن شخص هم در این موارد تحقیق کرده است نقل کرده‌اند که فلان شخص اعلم است و می‌توانی از او تقلید کنی آیا اینگونه تقلید کردن صحیح است؟

ج) اگر عادل و خبره باشند، اشکال ندارد.

س: بنده سال‌ها پیش از طریق سؤال از یک فرد عادل مرجع تقلیدی را انتخاب كردم ولی با توجه به اینکه باید از دو نفر مجتهدشناس می‌پرسیدم، وظیفه‌ام در این وضعیت چیست و حكم اعمال انجام گرفته چیست؟

ج) اگر از مجتهدی تقليد کرده‌ايد که دو نفر مجتهدشناس نيز همان را معرفی می‌کنند و يا فتوای او موافق با فتوای مجتهدی است که دو نفر مجتهدشناس معرفی کرده‌اند، صحيح است و اگر فتوای او مخالف فتوای مجتهدی است که وظيفه فعلی شما تقليد از اوست، بايد قضا شود.


عدول از مجتهدی به مجتهد دیگر

استفتائات جدید

س: مى‌‌خواستم بدانم كه اگر شخصى بخواهد مرجع تقليد خود را به خاطر برخى ملاحظات عوض كند، آيا بايد اجازه مرجع تقليد را داشته باشد يا نه؟

ج) هر شخصى كه از مرجعى تقليد مى‌‌كند، در تغيير مرجع خود و احكام آن نيز بايد از نظر همان مرجع تبعيت نمايد.


بقا‏ بر تقلید میت‏

استفتائات جدید

س: اينجانب مقلّد حضرت امام خمينى (ره) مى‌باشم آيا مى‌توانم در صورت لزوم بعضى مسائل جديد به مراجع ديگر مراجع نموده و در حالى كه به تقليد خود از حضرت امام (ره) باقى بمانم؟

ج) عدول از مجتهد متوفّى به مجتهد زنده بلا مانع است.


مسائل متفرقه تقلید

استفتائات جدید

س: در مسائلى كه حضرتعالى بنا بر احتياط واجب حكم مى‌فرماييد تكليف مقلد چيست و اگر مقلد در صورت تمايل بتواند از مرجع تقليدى كه در آن زمينه حكم صريح داده تقليد كند آيا اجازه دارد و در صورت جواز آيا مرجع مورد نظر حتماً بايد اعلم بعد از مرجع تقليد مكلف باشد و اگر اينگونه است چگونه بايد آن مرجع را تعيين كرد؟

ج) رجوع به مجتهدى که در آن مسأله احتياط ننموده است، مانع ندارد و بنابر احتياط، ترتيب الأعلم‌فالأعلم بايد رعايت شود و تعيين آن وظيفه مکلّف است.

س: اگر فرد مسلمانى به تحقيق در مورد نظريات مربوط به اثبات يا ردّ وجود خداوند، آخرت، روح و... بپردازد، آيا مرتکب گناهى شده است؟ و آيا بر اعتقادات او ممکن است تاثيرگذار باشد؟ با توجه به اين که اکثريت ما جوانان بدون تحقيق اسلام آورده‌ايم؟

ج) صِرف تحقيقات موجب گناه نيست ولى چنانچه احتمال عقلايى بدهد که اين مطالب در او تأثير سوء خواهد داشت و در خود قدرت پاسخگويى صحيح و دفع شبهات را نمى‌بيند، نبايد به آنها بپردازد.

س: مى‌خواهم بدانم اگر كسى مدت چند سال اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد حكم اعمال وى چه مى‌شود؟

ج) اگر اعمال وى موافق احتياط يا مطابق با واقع يا با نظر مجتهدى باشد كه وظيفه دارد از او تقليد نمايد محكوم به صحت است.

س: فرموده‌اند در نماز مى‌شود قرآن تلاوت نمود؛ مستدعى است بفرماييد در چه مواضعى و تا چه ميزان؟

ج) قرآن خواندن در سجده مكروه است و در غير سجده (غير از آيات چهارگانه كه مشتمل بر سجده واجب مى‌باشند) اشكال ندارد.


راههاى شناخت اعلم

استفتائات جدید

س: دو نفر بالغ عادل براى من از شخصى که به او اطمينان دارم و آن شخص هم در اين موارد تحقيق کرده است نقل کرده‌اند که فلان شخص اعلم است و مى‌توانى از او تقليد کنى آيا اينگونه تقليد کردن صحيح است؟

ج) اگر عادل و خبره باشند، اشکال ندارد.


انتخاب مرجع تقليد با معرفى يک نفر عادل

استفتائات جدید

س: بنده سال‌ها پيش از طريق سؤال از يک فرد عادل مرجع تقليدى را انتخاب كردم ولى با توجه به اينکه بايد از دو نفر مجتهدشناس مى‌پرسيدم، وظيفه‌ام در اين وضعيت چيست و حكم اعمال انجام گرفته چيست؟

ج) اگر از مجتهدى تقليد کرده‌ايد که دو نفر مجتهدشناس نيز همان را معرفى مى‌کنند و يا فتواى او موافق با فتواى مجتهدى است که دو نفر مجتهدشناس معرفى کرده‌اند، صحيح است و اگر فتواى او مخالف فتواى مجتهدى است که وظيفه فعلى شما تقليد از اوست، بايد قضا شود.


تبعیض در تقلید

استفتائات جدید

س: در صورتى که مقلد از مرجع تقليد سؤال نمايد ولى ايشان به دلايلى پاسخ ندهند و از ساير مراجع نيز جواب‌هاى متفاوتى دريافت کرده باشد مى‌تواند با رجوع به عقل خويش اقدام نمايد؟

ج) در فرض مذکور جاى رجوع به عقل نيست و بايد احتياط کند و چنانچه احتياط ممکن نشد از ميان مراجع به فتواى مرجع اعلم بعدى مراجعه نمايد.

س: مرجع تقليد من نماز دانشجو را شكسته و روزه را براى او در سفر منتفى مى‌داند اينجانب در اين مسأله به مرجع تقليد ديگرى رجوع كردم حال متوجه شدم اشتباه كرده و پشيمان شده‌ام. با توجه به اينكه من مرتب در رفت و آمد هستم و روزه گرفتن برايم بسيار مشكل مى‌باشد، آيا مى‌توانم دوباره به نظر مرجع اول برگشته و نماز را شكسته بخوانم و روزه نگيرم؟

ج) اشكال ندارد به شرط آنكه عدول مكرر به صورت بازيچه در نيايد.


احکام آبها

استفتائات جدید

س: جايى که ساکن هستيم، بيشتر اوقات آب به واحد ما نمى‌رسد. مجبوريم موتور پمپ حبابى را دقيقاً سر راه لوله آب نصب کنيم، تا هرگاه آب ضعيف بود آنرا پمپاژ کند. مدتى است متوجه شدم که موتور داراى شير يکطرفه است و هربار حباب خود را پر کرده و زمانى‌ که آب را به بالا پمپاژ مى‌کند، توسط شير يکطرفه خود، آب شهر را قطع مى‌کند در اينصورت آب لوله ما کُر است يا خير؟

ج) اگر اتصال آن از آب شهرى قطع شود حکم آب کُر را ندارد مگر اينکه آب داخل لوله‌ها و منبعى که بدان متّصل است، به اندازه کُر باشد.

س: اگر آب محلى از تانکر تأمين مى‌شود و کسى که در حال استفاده از آب است نداند که آيا مقدار آب تانکر کُر است يا نه چه حکمى دارد؟

ج: اگر به کُر بودن آن يقين داشته و شک دارد از کُر بودن افتاده باشد، بنا را بر کُر بودن بگذارد ولى اگر نمى‌دانسته کُر بوده يا نه، نمى‌تواند احکام کُر را بر آن جارى کند.


احکام تطهیر

استفتائات جدید

س: در صورت نجس شدن فضاى داخل بينى، آن را چگونه بايد تطهير کرد؟

ج) داخل بينى تطهير لازم ندارد و با زوال عين نجاست پاک مى‌شود.

س: در قسمت استريليزاسيون (C.S.R)، پس از استريل چنانچه خونى در برخى از وسايل استريل شده مشاهده شود آيا همان لباس و وسيله نجس است يا تمام وسايل و لباسها محکوم به نجاست مى‌باشد؟

ج) اگر در موقع ملاقات وسايل طاهر، با وسايل نجس رطوبت سرايت‌كننده وجود نداشته باشد نجاست منتقل نمى‌شود.

س: اگر عصا، پاى مصنوعى، و لاستيک‌هاى چرخ ويلچر نجس باشند، آيا به وسيله زمين پاک مى‌شوند؟

ج) پاک شدن آن، محل اشکال است.‏

س: لباسها و وسايل اتاق عمل که نجس مى‌‌شوند، در قسمت استريليزاسيون (C.S.R) با فشار و بخار آب تحت شرايط خاصى استريل مى‌‌گردند، آيا اين وسايل، علاوه بر استريل شدن، پاك نيز مى‌شوند؟

ج) چيز نجس با بخار پاک نمى‌گردد.

س: آيا با راه رفتن روى کاشى و موزائيک و سراميک هم پاى نجس پاک مى‌شود؟

ج) با راه رفتن روى کاشى و سراميک، پاى نجس پاک نمى‌شود ولى با راه رفتن روى موزائيک ـ با رعايت شرايط ـ پاى نجس پاک مى‌‌شود.

س: آيا آب‌هايى كه بواسطه باران در روى زمين جمع مى‌شود پاك كننده‌ى ته كفش پس از طى چند قدم مى‌باشد؟

ج) اگر موقع باريدن باران در آن آب‌ها قدم بزنيد، در صورتى که عين نجاست از آن برطرف شود، پاک مى‌شود.

س: اگر دندان‌ها به وسيله‌ى موادى پر شده باشند كه قابل جدا شدن از آنها نيستند، در صورتى که داخل دهان نجس شود، آيا نياز به آبکشى آن وجود دارد يا به صرف زوال عين نجاست، پاك مى‌شود؟

ج) اگر جزو دندان محسوب شود، پس از زوال عين نجاست پاك مى‌شود و آب كشيدن لازم نيست.

س: افرادى که داراى دندان پر شده يا با روکش ثابت هستند، در صورتى که داخل دهانشان با خون نجس شود آيا با از بين رفتن خون دهانشان پاک مى‌شود يا نياز به آب کشيدن دارد؟

ج) اگر بگونه‌اى باشد كه جزو دندان طبيعى محسوب شود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب كشيدن داخل دهان لازم نيست.

س: اگر سه بار دستمال مرطوب را روى محل نجس بکشيم آن قسمت پاک مى‌شود يا خير؟

ج) اگر آب زير دستمال جارى نشود پاك نمى‌شود.

س: كيفيت تطهير زمينى را كه محل خروج آب ندارد و ناچار محل رفت و آمد نيز هست بيان فرماييد.

ج) به يكى از دو نحو مى‌توان كف اتاق را تطهير نمود: 1ـ آب لوله را به جاى نجس وصل كند بگونه‌اى كه همه آن محل را فرا بگيرد، بعد آن غُساله را با پارچه و مانند آن جمع كند. 2ـ آب قليل را به جاى نجس بريزد كه قهراً آب در گوشه‌اى جمع مى‌شود و باقى مى‌ماند، سپس آب غُساله را با پارچه و مانند آن بردارد و دوباره آب بريزد و غُساله را با پارچه و مانند آن بردارد و پاك مى‌شود.

س: اگر لباس، پارچه و مانند اينها را با آب کر تطهير کنيم و آب قبل از اينکه مضاف شود به آن برسد ولى آب جدا شده از آن مضاف باشد يا مثلاً آبى که درون ظرف بوده و لباس را در آن تطهير کرده‌ايم مضاف شده باشد آيا اين آب مضاف شده نجس است؟ آبى که پس از فشردن از لباس جدا مى‌شود و مضاف است آيا نجس است؟ در اين سؤال آيا فرقى دارد که لباس مذکور با آب کر تطهير شده باشد يا با آب قليل؟

ج) اگر لباس و پارچه و مانند آن قبل از رنگ پس دادن و آب را مضاف نمودن با آب كرّ تطهير شود، كفايت مى‌كند اگرچه بعد از پاك شدن آب را مضاف نمايد و پس از پاك شدن لباس، آبى كه بعداً‌ با رنگ پس دادنِ لباس مضاف مى‌شود، پاك است. اين در صورتى است كه با آب كرّ يا با آب لوله‌كشى لباس را تطهير كنند ولى اگر قصد تطهير لباس يا مانند آن با آب قليل را داشته باشند چنانچه آب قليل در موقع تطهير لباس مضاف گردد آن لباس پاك نمى‌شود.

س: در فرض اينکه چيز نجس را با آب قليل يك مرتبه بايد شست تا پاك شود، براى يك مرتبه حساب شدن، آيا كافى است كه بعد از زوال عين نجاست زير آب قليل، جريان آب ادامه يابد يا بايد بعد از زوال عين نجاست آب قطع و دوباره وصل شود تا يك مرتبه حساب شود؟

ج) استمرار آب بعد از زوال عين، کافى است.

س: اگر بعضى از قسمت‌هاى فرش نجس باشد و انسان دقيقاً محل آنها را نداند آيا اگر شيئ خيسى با آن فرش ملاقات كند مى‌‌تواند بگويد آن شيئ نجس نشده است؟ چون محل دقيق نجاست فرش را نمى‌‌دانسته است؟

ج) در فرض مرقوم شيئ ملاقات كننده محكوم به طهارت است.

س: رنگ خون اگر بر لباس بماند ولى عين آن باقى نباشد، آيا پاك است؟

ج) در صورتى كه جرم خون از بين برود و رنگ باقى بماند، پاك است هر چند با شستن‌هاى بعدى از بين برود و در اين مورد ملاك نظر مكلف ولو با رجوع به عرف است.

س: آيا دندان پر شده در دهان جسم خارجى محسوب مى‌شود و اگر كسى با داشتن دندان پر شده دندان ديگر را بكشد بايد با آب جارى دهان را پاک كند يا خير؟ و اگر بچه باشد و نشود اينكار را كرد يا بزرگسال باشد و نداند، حكم چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است كه جزو دندان طبيعى محسوب مى‌شود، حكم دندان طبيعى را دارد و آب کشيدن داخل دهان لازم نيست، و در مورد دندانى که کشيده شده همان قدر که عين نجاست از داخل دهان زايل شود، دهان پاک است؛ و در اين مورد فرقى بين بچه و بزرگسال و جهلِ به حکم نيست.

س: چگونه مى‌‌توان عسل، شيره و مانند آن را که در آن نجاستى افتاده پاک نمود؟

ج) اگر مايع نباشد، فقط همان قسمت نجس را با مقدارى از اطرافش برداريد و بقيه‌اش پاک است و اگر مايع باشد، قابل تطهير نيست.

س: اگر يک قطره ادرار به بدن يا به لباس بچکد و آن را نجس کند به چه صورتى پاک مى‌‌شود؟

ج) با آب قليل پس از زوال عين نجاست با دو بار شستن پس از خروج غُساله، پاک مى‌شود و با آب کر پس از زوال عين نجاست با يک بار شستن بطورى که آب به همه محل نجس برسد و از آنجا حرکت کند، پاک مى‌شود.


احکام تخلی‏

استفتائات جدید

س: رعايت جهت قبله در دستشويى قطار با توجه به تغيير مسير آن مشكل است لطفاً حكم مسأله مذكور را بفرماييد و آيا بر مكلّف واجب است كه جهت قبله را در آن مكان پيدا كند و بعد اقدام به رفع حاجت نمايد؟

ج) اگر جهت قبله را ندانيد، اشکال ندارد و تحقيق لازم نيست.


شرایط وضو

استفتائات جدید

س: بعد از کار دستم را تميز کرده و در آن مانعى نديدم بعد از مدتى فهميدم مانعى بر روى دست من بوده و من با آن نماز مى‌خواندم تکليف چيست؟

ج) اگر احتمال مى‌‌دهيد آن مانع بعد از وضو گرفتن واقع شده است، وضوهاى گذشته صحيح است ولى اگر بدانيد مانع حين وضو بوده است، وضو و نمازى که با آن خوانده‌ايد، باطل بوده است.

س: اگر در هنگام وضو گرفتن، ساعت را از دستمان خارج نكنيم ولى آن را چند بار بچرخانيم تا آب به سطح پوست برسد، براى وضو اشكالى دارد؟

ج) اگر آب به پوست مى‌رسد و از بالا به پايين شسته مى‌شود اشكال ندارد.

س: اکليل‌هايى بر روى ناخن‌هاى پايم بود که در هنگام غسل واجب هر کار کردم نرفت و با همان اکليل‌ها غسل کردم اکنون که اين اکليل‌ها رفته است آيا بايد دوباره غسل خود را انجام دهم؟

ج) اگر در وقت غسل ازاله آن غير ممکن يا حرجى بوده، در صورتى که روى آن دست تر کشيده باشيد غسل شما جبيره‌اى محسوب شده و صحيح است.

س: آيا در وضو در حالى که بر روى دست آب مى‌‌ريزيم مى‌‌توان با همان دست شير آب را بست؟

ج) قبل از تکميل شستن دست چپ اشکال ندارد ولى پس از آنکه وضو کامل شد و از شستن دست چپ فارغ شد اگر دست را به چيز مرطوب (مثل شير آب) بگذارد و آب خارج وضو با آب وضو مخلوط شود، مسح سر و پا با آب خارج وضو و يا با آب مختلط صحيح نيست.

س: شخصى وضو گرفته و در نماز متوجه مى‌شود اكليل بر صورتش مى‌باشد حكم نمازش چيست؟ و اگر بعد از نماز متوجه شود حكم نماز چيست؟ چون قبلش آرايش كرده بوده؟

ج) اگر يقين دارد که مانع، هنگام وضو بوده است فرقى بين قبل از نماز و بعد از نماز نيست و در هر صورت بايد مانع را برطرف کرده و مجدداً وضو بگيرد و نماز خوانده شده را هم اعاده کند.

س: وضو گرفتن از آبهاى خنك مسجدالحرام و اطراف آن- كه براى آشاميدن اختصاص داده‏اند اعم از كلمن‏ها و شيرها- چه حكمى دارد؟

ج) صحّت وضو با شك در اباحه آب براى وضو محل اشكال بلکه منع است.

س: آيا مسح بر موى مصنوعى جايز است؟

ج) اگر موى کاشته شده قابل برداشتن نبوده و يا ازاله آن مستلزم حرج و مشقّت باشد و با وجود موها، امکان مسح بر پوست سر نباشد، مسح روى همان موها کافى است.

س: آيا آثار باقيمانده از صابون بر روى دست مانع وضو و غسل است؟

ج) مجرّد وجود اثر صابون كه بعد از خشك شدن اعضا ظاهر مى‌شود، ضررى به وضو يا غسل نمى‌رساند، مگر اين كه داراى جِرمى باشد كه مانع از رسيدن آب به پوست مى‌شود.

س: آيا در باران مى‌شود وضو گرفت؟

ج) مانع ندارد مشروط بر اينکه قطرات بارانى که به اعضاى وضو مى‌رسد، با آن قصد وضو نمايد و هنگام مسح، باران به کف دست‌ها ‏اصابت نکند.‏ مى‌كند.

س: آيا مى‌توان عمداً کارى کرد که وظيفه، وضو و غسل جبيره شود مانند کاشت ناخن يا جراحى بينى که صرفاً به خاطر زيبايى انجام مى‌گيرد و ضرورتى ندارد؟ اگر جايز نيست، افرادى که داراى شغل‌هايى هستند که سبب ايجاد مانع مى‌شود و برطرف کردن آن برايشان مشقت دارد آيا در صورت امکان تغيير شغل، وظيفه دارند که آن را تغيير دهند؟ (مانند نقاش‌ها که گاهى پشت بدنشان هم رنگى مى‌شود و بايد کسى اين مانع را برايشان برطرف کند و يا رنگ بگونه‌اى است که به راحتى برطرف نمى‌شود.)

ج) ايجاد مانعى كه موجب تبدّل وظيفه وضو و غسل به وضو و غسل جبيره‌اى مى‌شود، چنانچه در غير وقت نماز باشد، مانع ندارد ولى در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به ايجاد مانع نمايد، و افراد مشتغل به كارهايى كه موجب ايجاد مانع مى‌شود (مانند نقاشى، يا گچ‌كارى و امثال آن) چنانچه نتوانند در وقت وضو يا غسل آن مانع را برطرف كنند شستن روى همان مانع كفايت

س: اگر شخص وضو گيرنده در اثر عدم آگاهى هنگام شستن دست‌ها و صورت به قصد وضو، اقدام به باز و بسته كردن شير آب نمايد؛ آنهم در موقعى كه رطوبت (خيسى) روى شير آب در مسح او تداخل نمايد وضوى او باطل است. حكم نمازهايى که با اين حالت خوانده شده چيست؟

ج) در حال حاضر تا يقين به بطلان وضو و نماز ندارد، محكوم به صحّت است و تكليفى ندارد.

س: آيا وجود جرم در زير ناخن‌ها و يا بلندى ناخن‌ها باعث بطلان وضو خواهد شد؟ ضمناً حكم نمازهاى خوانده شده چيست؟

ج) امور مذكور موجب بطلان وضو و نماز نيست.


کیفیت وضو

استفتائات جدید

س: در هنگام وضو ريختن آب غير وضو بر روى دست چه حکمى دارد؟

ج) مانع ندارد، و مى‌تواند به قصد وضو با آن آب، موضع را بشويد. آنچه اشکال دارد اين است که با آب غير وضو مسح کشيده شود.

س: يک پاى من قطع شده است و گاهى درون پاى مصنوعي، پايم زخم مي‌شود و مقدار گسترش آن بيشتر از حد مجاز شرعى مى شود، آيا براى نماز و حج، حکم زخم بسته را دارد و مى توانم بدون اعتنا به آن اعمالم را بجا آورم يا بايد پاى مصنوعى ام را درآورده و پايم را آب کشيده و بدون پاى مصنوعى اعمال حج يا نمازم را بجا آورم، در صورتى که بدون پاى مصنوعى دچار مشکل و مشقت مى گردم، تکليف ما چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است که آب کشيدن براى بيشتر مردم يا براى خصوص شما سخت است، نسبت به تطهير آن تکليف و وظيفه‌اى نداريد در غير اين صورت بايد تطهير کنيد، و لازم نيست پاى مصنوعى را از خود جدا کنيد.

س: در خصوص وضو گرفتن براى بانوان بفرمائيد آيا براى ريختن آب بر روى دست بانوان بايد از جلوى آرنج بريزند و مردان از پشت آرنج چنانچه اين موضوع رعايت نشود و زنان هم مانند مردان از پشت دست آب بريزند حکم چيست؟

ج) عمل مذکور براى زنان و مردان استحباب دارد، و اگر رعايت نشود وضو صحيح است.

س: آيا براى مسح پا، مسح بر انگشت شست کافيست؟

ج) اگر از سر انگشت شَست تا مفصل ساقِ پا کشيده شود کافى است.

س: ظاهراً بر حسب فتواى جنابعالى مسح پا بايد تا مفصل کشيده شود. لطفاً توضيح فرماييد اگر شخصى مسح پا را تا روى برآمدگى مى‌کشيده است، آيا بايد نمازهايى را که با اين نوع وضو گرفتن خوانده است قضا نمايد؟ آيا اين شخص به تکليف خود عمل نکرده است؟

ج) نسبت به گذشته محکوم به صحّت است و از اين به بعد، تا مفصل، مسح نمايد.

س: آيا چند بار کشيدن مسح باعث بطلان وضو مى‌‌شود؟

ج) اگر پس از خشک کردن موضع مسح باشد و به حدّ وسواس هم نرسد اشکال ندارد.

س: من فکر مى‌کردم که شستن دست‌ها تا مچ کفايت مى‌کند چون مچ دست هنگام وضو خود به خود شسته مى‌شود. نمازهايى که به اين ترتيب خوانده‌ام چه حکمى دارد؟

ج) هر نمازى را که يقين داريد با وضوى ناقص خوانده‌ايد (يعنى تا مچ دست را بيشتر نشسته‌ايد)، بايد آن نمازها را قضا کنيد.

س: آيا رساندن آب به زير ناخن در وضو واجب است؟

ج) اگر بيشتر از حدّ معمول بلند نباشد، لازم نيست.

س: آيا بايد براى مسح پا حتماً انگشت شست مسح شود يا هر کدام از انگشت‌ها کافى است؟

ج) در مسح پا، انگشت شست تعيّن ندارد و مسح بر هر يك از انگشتها تا اوّل ساق پا كافى است.

س: در صورتى كه هنگام شستن عضوى مانند دست آب از خارج روى آن بريزد (يا از شير آب و يا از عضو شسته شده) وضو چه حكمى دارد؟ آيا حكم مقدار كم و مقدار زياد آب ريخته شده از خارج فرق دارد؟

ج) در بين شستن‌ها اشکال ندارد ولى پس از تکميل شستن دست چپ نبايد به کف دست‌ها آب خارج بريزد که ممکن است موجب اشکال در مسح‌ها شود.

س: آيا با لاک روى ناخن پا مى‌توان وضو گرفت؟ به شرط آنكه يكى از ناخنها لاك نداشته باشد.

ج) در فرض سؤال مانع ندارد.

س: اگر موى سر خيس باشد و وقت تنگ باشد به صورتى كه وقت نباشد موى سر را خشك كرد و با همان حالت مسح سر را بكشيم آيا وضو صحيح مى‌باشد؟

ج) اگر سر طورى خيس باشد که رطوبت دست بر آن اثر نمى‌کند نبايد به آن وضو اکتفا کند و بايد تيمم هم بکند.

س: آيا کمک گرفتن از ديگرى براى وضو گرفتن، مثلاً نگهداشتن شيلنگ آب، اشکال دارد؟

ج) مانع ندارد هر چند کراهت دارد.

س: اگر هنگام وضو گرفتن دستمان به دمپايى يا شير آب برخورد كند آيا با همين دست مى‌توان مسح كرد يا بايد از اول وضو را تكرار كرد اگر آرى نمازهايى را كه بدين صورت خوانده‌ام بايد قضا كنم؟

ج) در فرض مرقوم وضو اشكالى ندارد بلى اگر مسح سر يا پا با رطوبت شير آب يا جاى ديگر باشد، وضو صحيح نيست


احکام وضو

استفتائات جدید

س: آيا با وضويى که براى نماز صبح گرفته شده مى‌توان نماز ظهر را اقامه کرد؟

ج) وقتى وضوى صحيح گرفتيد (چه به قصد بجا آوردن نماز يا خواندن قرآن و دعا و يا به قصد طهارت)، تا وقتى که آن وضو باطل نشده است، مى‌‌توانيد اعمالى را که نياز به وضو دارد انجام بدهيد اگر چه شک در باطل شدن آن داشته باشيد که در اين صورت مى‌‌توانيد به شک اعتنا نکنيد و بگوييد وضويتان باقى است و باطل نشده است.


مبطلات وضو

استفتائات جدید

س: به دليل بيمارى و طبق دستورى كه شما به من داده بوديد در حين نماز چنانچه بادى از من خارج شود وضو مى‌‌گيرم. اما چنانچه بعد از اداى مقدارى از ذکر ركوع وضوى من باطل شود تکليفم چيست ؟

ج) در فرض مرقوم، اگر مى‌‌توانيد در حال ركوع وضو بگيريد، وضو گرفته و پس از آن ذكر را اعاده كنيد و اگر وضو در حال ركوع امکان ندارد، از ركوع برخاسته و وضو بگيريد و به سجده برويد، در اين صورت نقصان ذكر ركوع مانعى ندارد.

س: شخصى هستم كه نمى‌‌توانم وضو خود را تا پايان نماز حفظ كنم (به علت باد معده) البته اگر تا پايان وقت نماز چندين بار وضو بگيرم و نماز بخوانم معمولاً مى‌‌توانم نمازم را با وضوى سالم بخوانم. اما اين كار مستلزم عسر و حرج زيادى است به طورى كه علاوه بر خودم اطرافيان هم از نماز خواندن من خسته مى‌‌شوند و در واقع سخت‌ترين كار برايم نماز خواندن است. نماز اول وقت را نمى‌‌توانم درك كنم و از مسجد و نماز جماعت هم محروم هستم حتى در بين نماز هم تمام توجهم به وضويم است؛ در واقع هيچ لذّتى از نماز خواندن نمى‌‌برم لطفاً بفرماييد تكليف من چيست؟ راهى وجود دارد كه بتوانم در نماز جماعت شركت كنم؟ بفرماييد نمازهاى قضاى خود را با اين وضعى كه دارم به چه شكلى بخوانم؟

ج) با فرض اينكه وضو گرفتن در بين نماز موجب عسر و حرج است براى هر نماز يك وضو بگيريد و فوراً مشغول نماز شويد و با رعايت اين شرط مى‌‌توانيد هم در جماعت شركت كنيد و هم نماز قضا بخوانيد و چنانچه مرض شما قابل علاج باشد، بنابر احتياط واجب هر چند خرج داشته باشد، بايد معالجه نماييد.

س: به علت داشتن سرطان روده مقعدم را برداشته‌اند و روده را از بغل شكم بيرون آورده‌اند. بر روى شكمم كيسه‌اى چسب‌دار تعبيه مى‌‌كنم كه عمل دفع در داخل آن را انجام مى‌‌پذيرد. من هيچ‌گونه كنترلى بر روده ندارم، حال تكليف من نسبت به موارد زير چگونه است: س1: آيا با اين كيسه نجس مى‌‌توانم نماز بخوانم و در مسجد حاضر گردم و نماز جماعت بخوانم؟ س2: در هنگام نماز به علت خم و راست شدن، روده بيشتر فعاليت داشته و مواد بيشترى از من دفع مى‌گردد، تكليفم چيست؟ س3: اگر در مسجد باشم و وضوخانه دور باشد و نتوانم تجديد وضو نمايم يا مورد سؤال واقع شوم تكليفم چيست؟ س4: آيا با اين كيسه مى‌‌توانم در مكان‌هاى مقدس مثل حرم پيغمبر (صلى الله عليه وآله) يا خانه كعبه يا حرم‌هاى شريف امامان وارد شوم؟ س5: آيا با اين كيسه مى‌‌توانم غسل نمايم يا بايد غسل ارتماسى نمايم؟

ج1) اشكال ندارد. ج2) در فرض سؤال براى هر نماز يك وضو كافى است. ج3) ولو با مراجعه به منزل بايد براى نماز دوم وضو بگيريد. ج4) فى نفسه اشكال ندارد. ج5) اگر برداشتن آن ممكن نباشد يا مشقت داشته باشد، بايد غسل ترتيبى نماييد و با دست مرطوب به نيت غسل روى مانع بكشيد و بنابر احتياط تيمم بنماييد. جهت اطلاع بيشتر به توضيح‌المسائل حضرت امام خمينى (قدس سره) از صفحه 39 تا 40 مراجعه نماييد.

س: وضو و نماز كسى كه پى در پى و به مقدار كم از او باد خارج مى‌‌شود چه حكمى دارد؟

ج) اگر نمى‌تواند وضوى خود را تا آخر نماز حفظ كند و تجديد وضو در اثناء نماز هم براى او خيلى دشوار باشد، مى‌تواند با هر وضويى يك نماز بخواند، يعنى براى هر نماز به يك وضو اكتفا كند، هر چند وضوى او در بين نماز باطل شود.


مسائل متفرقه وضو

استفتائات جدید

س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟

ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه می‌داند امكان برطرف‌کردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسل‌هاى بعدى را بايد به‌صورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روز‌هاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.

س: شخصى دست راستش را بر اثر شكستگى گچ گرفته‌اند لذا نمى‌تواند پاى راست و سر خود را مسح كند آيا مى‌تواند سر خود را با دست چپ و پاى راست را هم با دست چپ مسح كند يا اين كه بايد نايب بگيرد؟

ج) اشکال ندارد با دست چپ مسح کند.‏

س: آيا مى‌شود با وضوى نماز صبح نماز ظهر را هم به جا آورد با توجه به اينكه نيت براى نماز صبح بوده است؟

ج) اگر وضو را باطل نکرده‌ايد، اشکال ندارد.

س: اگر کسى احتمال بدهد يا يقين داشته باشد که در همراهى با يک گروه کوهنوردى، به جايى خواهد رسيد که آبى براى طهارت و وضو پيدا نخواهد کرد و وقت نماز هم مى‏گذرد، آيا مى‌تواند به اين برنامه کوهنوردى برود يا نبايد برود؟ ضمنا اين موضوع در اکثر برنامه‌هاى کوهنوردى، وجود دارد.

ج) اگر قبل از وقت نماز عازم كوهنوردى شود، اشكال ندارد و چنانچه در وقت نماز آب براى وضو پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند، مانع ندارد.

س: وضويى كه به نيّت قرآن گرفته شده است، آيا با اين وضو مى‌‌شود قبل از خواندن قرآن، نماز خواند؟

ج) اشكال ندارد.

س: آيا شخص مسلوس و مبطون که براى نماز وضو يا تيمم گرفته، بعد از نماز تا زمانى که از او بول يا غائط خارج نشده مى‌‌تواند قرآن را مسح نمايد؟

ج) تا زمانى كه از او حدث سر نزده باشد، با همان تيمم، مسح قرآن كريم اشكال ندارد.


کیفیت غسل

استفتائات جدید

س: آيا مى‌شود وسط غسل آن را رها كرد و بعد از مدتى (مثلاً 4 ساعت) ادامه داد؟

ج) اشکال ندارد و تفاوتى ميان مقدار فاصله نيست.

س: اگر كسى براى غسل واجب پارچه‌اى را به آب بزند و با آن تمام بدنش را (به ترتيب غسل) بشويد كافى است يا خير؟ ضمناً اگر قبل از اتمام شستن عضوى در غسل عضو قبلى خشك شود اشكال دارد يا خير؟

ج) اگر صدق شستن کند، کافى است و خشک شدن عضو قبلى اشکال ندارد.

س: آيا در اثناء غسل مى‌‌توان دوباره نيّت همان غسل را كرد و از نو شروع كنيم؟

ج) اگر غسل باطل نبوده است، مشروع نيست مگر بخواهد احتياط کند که در اين صورت مى‌‌تواند در ميان غسل دوباره اعضاى شسته شده را به نيّت غسل احتياطاً بشويد به شرط آن که منجر به وسواس نشود.

س: آيا در غسل مانند وضو بايد آب را از بالا به پايين ريخت؟

ج) لازم نيست.

س: در غسل کردن آيا بايد آب روى بدن جارى شود يا اين که می‌توان دست را خيس کرده و با دست خيس غسل کرد؟ اگر جواب سؤال بالا مثبت است آيا بايد ترى دست بيش از اعضاى غسل باشد؟

ج) ملاک، صدق شستن بدن به قصد غسل است و جريان آب بر بدن شرط نيست و بايد طورى باشد که معلوم شود بدن بسبب آبِ غسل شسته شده است.

س: اگر شخصى در هنگام شستن طرف چپش در غسل ترتيبى شک کند که آيا مقدارى از طرف راستش را خوب شسته يا نه آيا بايد دوباره غسل کند؟

ج) در فرض سؤال، به شک اعتنا ننموده و غسل صحيح است.

س: در اثر کهولت سن يا بعضى عوارض جسمى، قسمتى از ظاهر بدن بوسيله قسمتى از پوست بدن پوشيده شده، آيا بايد براى غسل قسمتى که پوشيده شده را نيز بشويند يا جزء باطن محسوب مى‌شود و نيازى به شستن ندارد؟

ج) اگر جزو ظاهر بدن محسوب مى‌شود بايد شسته شود و تشخيص آن موكول به نظر عرفى‌ مكلّف است.

س: كسى كه از اول قصد غسل كردن داشته باشد ولى هنگام شستن نيت غسل را فراموش كند بعد از شستن خودش، نيت به خاطرش بيايد چه حكمى دارد؟ يعنى غسلش صحيح است؟

ج) اگر از نيّت غسل برنگشته باشد به نحوى كه هنگام شستن بدن اگر كسى از او مى‌پرسيد چه مى‌كنيد جواب مى‌داد دارم غسل مى‌كنم، غسلش صحيح است.

س: آيا مى‌‌توان يك غسل را به چند نيّت انجام داد؟ مثلاً غسل روز جمعه و شهادت و جنابت را با هم انجام داد و يك غسل كنيم؟

ج) اشكال ندارد.


آداب و شرایط غسل

استفتائات جدید

س: اگر شخصى غسل جنابت بر او واجب شده باشد و غسل را انجام داده باشد و بعد از اتمام يافتن غسل متوجه شود كه مانعى بر روى بدن او وجود داشته باشد (تكه‌اى از منى) كه آب به آنجا نرسد بايد چه كارى انجام دهد.

ج) غسل او در فرض مرقوم ناقص است و بايد مانع را از بدن برطرف کرده و محل را تطهير نمايد و سپس به نيّت تکميل غسل، آن محل را آب بريزد و اگر در سمت راست بوده، مجدداً تمام سمت چپ را بنابر احتياط واجب به نيّت غسل بشويد.

س: لطفاً بفرماييد کسانى که بمناسبت شغل و کار روزانه با انواع رنگها و روغنهايى که به دستانشان مى‌چسبد و معمولاً شستشوى آنها به سختى ممکن است و چه بسا شستن آنها با نفت و بنزين ميسّر است و نتيجه اين امر ضرر به دست است تکليف اين افراد براى وضو و غسل چيست؟

ج) در فرض مذکور بايد به وظيفه جبيره عمل نمايند.

س: آيا در غسل چركهايى كه زير ناخن پا است مانع آب است؟ (حتى مقدار كمى از آن)

ج) اگر ناخن از حدّ معمول بلندتر باشد و زير آن مقدارى که از حدّ معمول بلندتر است چرکى باشد که مانع رسيدن آب به ناخن است، بايد برطرف کند و اگر ناخن بلند نباشد، چرک زير آن مانعى ندارد.

س: غسل در زير باران صحيح است؟

ج) غسل ترتيبى اشکال ندارد و آب باران را هم جزو آب غسل حساب کنيد.‏

س: آيا حدث اصغر در اثناى غسل باعث باطل شدن غسل مى‌‌گردد؟

ج) حدث اصغر در اثناى غسل به صحّت غسل ضرر نمى‌رساند و لازم نيست که غسل از ابتدا شروع شود، ولى در غسل جنابت چنين غسلى کفايت از وضو براى نماز و ساير اعمالِ مشروط به طهارت از حدث اصغر نمى‌نمايد.

س. با توجه به مطالبی كه در رساله جنابعالی در رابطه با برطرف كردن موانع رسيدن آب به اعضای وضو مطرح شده در مورد كسانی كه مثلاً شغل آنها نقاشی است و خيلی از اوقات بعد از صرف وقت زيادى برای از بين بردن اين موانع، پس از نماز متوجه می‌شوند كه هنوز موانعِ كمی وجود دارد تكليف چيست؟

ج) بايد موانع را برطرف کنند و وضو بگيرند و اگر عسر و حرج باشد، مثل وضوی جبيره عمل کنند.

س: سربازى هستم كه در يكى از پادگان‌ها خدمت مى‌‌كنم، با توجه به اينكه براى ما استحمام محدوديت دارد حدود شش روز با عذر شرعى و تيمم نماز را به جا آوردم. آيا نماز من صحيح است يا نه؟

ج) با توجه به اينكه براى غسل حتماً لازم نيست كه از حمام استفاده شود بلكه مى‌‌توان با يك پارچ آب سر و گردن، بعد طرف راست و بعد طرف چپ بدن را غسل داد اگر واقعاً آبى براى غسل نبوده يا وقت براى غسل كافى نبوده، تيمم صحيح و نماز با آن هم بى‌اشكال است و الا كافى نيست.

س: خانمى صورتش آرايش دارد، بعد از انجام غسل متوجه مى‌‌شود كه هنوز موارد آرايشى پاك نشده است. البته هنگام غسل كردن اصلاً يادش نبوده كه صورتش آرايش دارد و بعداً متوجه مى‌‌شود، آيا غسل او درست است يا خير؟

ج) در صورتى كه مواد آرايشى مانع از رسيدن آب به بدن باشد، بايد دوباره غسل كند.

س: براى كسى كه در غسل طول مى دهد اما مى‌گويد من وسواس نشده‌ام بلكه براى اطمينان از رسيدن آب به همه جاى بدنم غسلم طول مى‌كشد چه نظرى داريد؟

ج) اگر از متعارف خارج باشد نبايد اعتنا کند.


احکام غسل جنابت‏

استفتائات جدید

س: اگر انسان علم به جنب بودن خود نداشته باشد و چند روزى را با حالت جنب بگذراند و بعد از چند روز متوجه جنب بودن خود شود صحّت اعمال او نظير نماز و... چه حکمى دارد؟

ج) در فرض مذکور تمام اعمالى که مشروط به طهارت بوده (از جمله نماز) باطل است و بايد آنها را پس از انجام غسل جنابت اعاده يا قضا نمايد.

س: هرگاه شخصى از راه حرام جنب شود، و بدن خود را با آب‌گرم تطهير نمايد، و به خاطر گرماى حمام مجدداً در حين تطهير يا بعد از آن عرق كند آيا اين عرق وى حكم عرق جنابت از حرام را دارد و اگر در اين حال و بدون تطهير مجدد، غسل كند غسل او چه حكمى دارد؟

ج) عرق بدن او در فرض سؤال تا غسل نكرده عرق جنب از حرام محسوب است كه نجس نيست ولى نماز خواندن با آن بنابر احتياط صحيح نيست، بنابراين اگر بعداً بدون تطهير مجدد غسل كند، غسل او صحيح است.


مسائل متفرقه غسل

استفتائات جدید

س: اگر كسى ناخن مصنوعى بكارد، براى وضو و غسلش چه بايد بكند؟

ج) در صورت كاشت ناخن، براى وضو و غسل بايد مانع ـ ولو با صرف هزينه ممكن ـ برطرف گردد و چنانچه می‌داند امكان برطرف‌کردن آن نيست و يا رفع آن با مشقّت غير قابل تحمّل همراه بوده و يا ضرر قابل توجهى دارد، در وقت نماز بايد وضو يا غسل را انجام دهد سپس مبادرت به اين كار كند و وضو و غسل‌هاى بعدى را بايد به‌صورت جبيره انجام دهد(يعنى با دست مرطوب مانع را مسح نمايد)؛ اما در صورتى که امکان برطرف کردن آن ـ ولو در روز‌هاي بعد ـ باشد و برطرف نكند، وضو و غسل جبيره باطل خواهد بود.

س: فردى كه دچار بيمارى پيسى است در نماز و غسل‌هاى واجب چه بايد بكند؟ آيا مى‌تواند براى بردن ثواب نماز اول وقت و ثواب نماز جماعت در نماز جماعت شركت كند؟

ج) تكليف او در نماز و غسل‌هاى واجب مثل ساير مكلفين است و اگر آب براى او ضرر دارد بايد بجاى وضو و غسل تيمم نمايد و شركت در نماز جماعت براى‌ چنين شخصى اشكال ندارد.

س: بيم داريم كه در فصل سرما بر اثرغسل به بيمارى دچار شويم آيا بايد غسل انجام دهيم و يا تيمم بدل از غسل کافى است؟

ج) در غسل، حمام رفتن و دوش گرفتن لازم نيست و اگر وقت براى نماز يا روزه تنگ نباشد موالات بين شستن سر و گردن و بقيه اعضاء لازم نيست، به هر حال اگر واقعاً خوف ضرر از نظر عرف قابل اعتنا باشد و امكان غسل در جاى مناسب هم نباشد، وظيفه تيمم است.

س: در اثناى غسل جنابت يكى ‌از مبطلات وضو پيش مى‌‌آيد، آيا در وسعت وقت مى‌‌توان دوباره غسل كرد كه احتياج به وضو گرفتن مجدد نباشد و با همان غسل نماز خواند؟

ج) در فرض مرقوم بايد وضو بگيرد و تجديد غسل تأثيرى ندارد.


احکام تیمم‏

استفتائات جدید

س: کسى که کف دو دستش را طورى گچ گرفته‌اند که نمى‌تواند براى تيمم دست‌ها را به صورت کامل به زمين بزند، (قسمت‌هايى از کف دست با زمين برخورد نمى‌کند و فقط اطراف کف دست به زمين مى‌خورد) براى تيمم چه بايد بکند؟

ج) اگر پشت دست‌ها به زمين مى‌رسد بايد با پشت دست‌ها تيمم كند، و اگر پشت دست را هم گچ گرفته است بگونه‌اى كه تمام آن به زمين نمى‌رسد، نوبت به تيمم با ذراعين است و احوط جمع بين تيمم با ذراعين و تيمم با بعض كف دست است.

س: آيا منظور از کشيدن کف دست بر پيشانى در تيمم تا سر انگشتان است يا فقط کف دست کافى است؟ همچنين بر پشت دستها؟

ج) کف دست به تنهايى کفايت نمى‌‌کند و کشيدن تا سر انگشتان لازم است، و نسبت به پشت دست هم بايد تا سر انگشتان باشد.

س: آيا در صورتى که هنگام تيمّم دست تر باشد تيمم باطل است؟

ج) اگر روى سنگ تميز تيمم مى‌کند که چيزى به دست نمى‌چسبد، اشکال ندارد.

س: تيمم به سنگ نماى ساختمان كه بطور عمودى به ديوار نصب شده است صحيح يا خير؟

ج) مانع ندارد.

س: تيمم بر شن مرطوب صحيح است يا نه؟

ج) اشکال ندارد.

س: معمولاً در زير قالى كه در اتاق پهن است گرد و خاك‌هايى جمع مى‌‌شود آيا تيمم با اين نوع خاك صحيح است يا خير؟

ج) تا امكان تهيه‌ى خاك وجود دارد، تيمم بر گرد و غبار صحيح نيست مگر به اندازه‌اى باشد كه عرفاً بر آن خاك صدق كند.

س: كوهنوردانى كه براى فتح قله‌ها مى‌‌روند و بخاطر سردى فوق‌العاده هوا وضو گرفتن آنها با عسر و حرج همراه بوده و از جمله موجب مريضى است، آيا جايز است تيمم نمايند؟ و اگر كوه پر از برف بوده و تيمم ممكن نباشد، تكليف نماز و روزه‌شان چيست؟

ج) در فرض سؤال تيمم مانع ندارد و در صورت عدم دسترسى به چيزى كه تيمم بر آن صحيح است احتياط مستحب آن است كه اعضاى وضو را با برف مسح كنند و با آن تيمم هم بكنند و بنابر احتياط واجب نماز را در وقت آن به جا آورند و بعداً در زمان تمكن قضاى آن را هم به‌جا آورند.

س: آيا بعد از تيمم بدل از غسل براى اداى نماز واجب وضو هم لازم است؟

ج) اگر بدل از غسل جنابت تيمم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد. ولى اگر بدل از غسل‌هاى ديگر تيمم كند، بايد وضو بگيرد و اگر نتواند وضو بگيرد، بايد تيمم ديگرى هم بدل از وضو بنمايد.


احکام بانوان

استفتائات جدید

س: اينجانب در سن 51 سالگى هستم بعد از وفات حضرت امام خمينى «قدس سره» حضرتعالى را به عنوان مرجع خود انتخاب كرده‌ام، بعد از پنجاه سالگى به وظيفه مستحاضه عمل مى‌كنم ولى براى من از نظر جسمى مشكل ايجاد مى‌كند. آيا مى‌توانم فقط در همين مسأله به مرجع ديگرى رجوع كنم كه ايشان در مسائل يائسگى بعد از پنجاه سال را حيض حساب مى‌كند؟

ج) سن يائسگى (در زنان سيده 60 سال قمرى است ولى سن يائسگى در زنان غير سيده50 سال قمرى)، محل تأمّل و احتياط است، ولى اگر كسى بخواهد در اين رابطه به مجتهد جايزالتقليدى كه فتوا در اين مسأله دارد مراجعه كند، اشكال ندارد.

س: زنى كه داراى عادت استحاضه است و پس از پاك شدن بر اثر ندانستن مسأله در هنگام غسل به جاى گفتن «غسل استحاضه» از جمله «غسل حيض» استفاده كند و پس از چند هفته متوجه قضيه گردد بايد چه كند؟

ج) اگر نيت او غسل استحاضه بوده ولى در لفظ غسل حيض گفته است، غسل او اشكال ندارد.


احكام دوران عادت

استفتائات جدید

س: آيا زن در ايام قاعدگى مى‌تواند غذاى نذرى درست كند؟

ج) مانع ندارد.

س: آيا زن حائض مى‌تواند به حسينيه، مراسم عزادارى و نمازخانه و... وارد شود؟

ج) رفتن به حسينيه و مراسم عزادارى مانع ندارد ولى مكث در مساجد، گذاشتن چيزى در مسجد و رفتن در مسجدالحرام و مسجد النبى جايز نيست.

س: مى‌‌گويند براى قران خواندن در حالت حيض بايد وضو گرفت و قران خواند حال سوال من اين است که مگر حيض وضو را باطل نمى‌‌کند در اين حالت گرفتن و نگرفتن آن آيا فرقى هم مى‌كند و آيا اين وضو صحيح مى‌‌باشد و علت آن چيست؟

ج) وضوى مذکور صحيح است و مستحب است زن حائض در وقت نماز، خود را از خون پاک نمايد و پنبه و دستمال را عوض کند و وضو بگيرد و در جاى نماز رو به قبله بنشيند و مشغول ذکر و دعا و صلوات و تلاوت قرآن شود و در اين وقت تلاوت قرآن مکروه نيست.

س: مى‌خواستم بدانم حكم زنى كه حايض است و براى زيارت به مشهد مقدس رفته به چه نحو است؟ آيا مى‌تواند به زيارت بارگاه امام رضا (عليه السلام) برود يا نه؟

ج) بنابر احتياط واجب در حرم آن حضرت (عليه السلام) يعنى زير گنبد و اطراف ضريح مطهر، نمى‌تواند توقف نمايد ولى توقف در رواق‌ها و قسمت‌هاى متّصل به حرم آن حضرت (عليه السلام) اگر مسجد نباشد، مانعى ندارد.

س: پس از عمل جراحى براى خارج کردن رحم (بدليل بيمارى) حکم خون مشاهده شده از لحاظ انجام فرائض عبادى چيست؟

ج) اگر خون جراحت باشد مثل ساير خون‌هايى است که از جراحت مى‌باشد و در غير اين صورت ممکن است خون حيض و يا استحاضه باشد.

س: اگر زن حائض در ماه رمضان، پيش از اذان صبح از حيض پاك شود، تكليف او چيست؟

ج) اگر براى غسل وقت دارد، بايد غسل كند و اگر وقت تنگ است، بايد تيمّم كند و روزه‏اش صحيح است. اگر از روى عمد، غسل يا تيمم نكند، روزه‏اش باطل است و بايد كفّاره بدهد.

س: اگر زن روزه‏دار در روز مثلاً يك ساعت به غروب خون حيض مشاهده كند، تكليف روزه‏اش چگونه است؟

ج) روزه باطل میشود و بايد بعد از ماه رمضان، قضا كند.

س: خانمى پس از هفت روز خون ديدن و هفت روز پاكى، مجدداً هفت روز ديگر خون مى‌بيند آيا اين شخص مى‌تواند اقل طهر را با سه روز از خون دوم كه نشانه‌هاى حيض را دارد، كامل كند و مابقى را با وجود شرايط، حيض قرار دهد؟

ج) با فرض فاصله شدن كمتر از ده روز بين دو خون، خون دوم در هر صورت محكوم به استحاضه است.

س: برخى از خانم‌ها دو سه روز قبل از ايام حيض ترشحاتى چركين يا زرد رنگ مى‌‌بينند، وظيفه‌شان چيست؟

ج) اگر لك‌بينى محسوب مى‌‌شود و استمرار ندارد، حكم استحاضه را دارد.

س: بعضى از خانم‌هايى كه قرص‌هاى جلوگيرى از باردارى مصرف مى‌‌كنند قبل از تمام شدن يك بسته كامل از اين قرص‌ها لكه‌هاى خونى مى‌‌بينند كه البته مداوم نيست، اينگونه از زنان وظيفه‌شان چيست؟ استمرار خون بايد در داخل فرج باشد يا بايد بيرون بيايد؟

ج) اگر لك‌بينى محسوب مى‌‌شود و استمرار ندارد، حكم استحاضه را دارد و استمرار در باطن كافى است.

س1: آيا براى تحقق عادت وقتيه و عدديه تساوى دو حيض از جهت زمانى معتبر مى‌‌باشد؟ (به‌طور مثال ماه اول ساعت 8 صبح و پايان آن ساعت 8 صبح روز هشتم ماه و ماه دوم هم بدين‌گونه باشد) س2: در صورتى كه تفاوت كم باشد حكم چگونه است؟ لطفاً بفرماييد تفاوت كم از حيث زمانى، بايد چند دقيقه يا چند ساعت باشد تا به تحقق عادت (وقتيه يا وقتيه و عدديه) ضرر نزند؟

ج1) گرچه براى تحقق عادت وقتيه و عدديه تساوى دو حيض از نظر عدد و وقت معتبر است ولى تفاوت كم همچون يكى دو ساعت مضرّ به آن نمى‌‌باشد. ج2) از پاسخ قبل مشخص شد.

س: خانمى در ابتداى بلوغ به مدت حدود سه سال دوران قاعدگيش مشتمل بر سه روز بوده ولى بعد متوجه شده كه در دو روز بعد ترشحاتى دارد كه اگر چه مشخصات خون حيض را ندارد ولى مثل ايام پاكى او هم نيست و بناى دوران قاعدگى‌اش را بر پنج روز گذاشته است . پس از ازدواج اين اتفاق باز هم تكرار شده و آن خانم حالا دوران قاعدگى‌‌اش را هفت روز مى‌‌داند ولى كماكان معتقد است كه خون چند روز آخر، ويژگى‌هاى حيض را ندارد آيا بايد در آن ايام دستورات حائض را انجام دهد و از محرمات پرهيز كند، يا همچنان به سپرى شدن هفت روز اكتفا نمايد؟

ج) در فرض سؤال ترشحات مذكور اگر قبل از ده روز قطع نشود، حكم حيض را دارد و بايد از محرمات پرهيز نمايد.

س: خانمى در ابتداى بلوغ به مدت حدود سه سال دوران قاعدگيش مشتمل بر سه روز بوده ولى بعد متوجه شده كه در دو روز بعد ترشحاتى دارد كه اگر چه مشخصات خون حيض را ندارد ولى مثل ايام پاكى او هم نيست و بناى دوران قاعدگى‌اش را بر پنج روز گذاشته است . پس از ازدواج اين اتفاق باز هم تكرار شده و آن خانم حالا دوران قاعدگى‌‌اش را هفت روز مى‌‌داند ولى كماكان معتقد است كه خون چند روز آخر، ويژگى‌هاى حيض را ندارد آيا بايد در آن ايام دستورات حائض را انجام دهد و از محرمات پرهيز كند، يا همچنان به سپرى شدن هفت روز اكتفا نمايد؟

ج) در فرض سؤال ترشحات مذكور اگر قبل از ده روز قطع نشود، حكم حيض را دارد و بايد از محرمات پرهيز نمايد.

س1: عادت ماهانه من هفت روز بوده است، اما به علت ابتلا به بيمارى «كيست»، بعد از ايام عادت ماهانه‌ام تا روز دهم لك بينى دارم، در ماه رمضان بعد از روز هفتم روزه‌هايم را مى‌‌گيرم و نمازهايم را با غسل مى‌‌خوانم اما از كسى شنيدم كه گفت بعد از ماه رمضان بايد آن سه روز را دوباره قضا كنم، در اين مورد تكليفم چيست؟ س2: گاهاً پيش مى‌‌آيد كه چند روزى قبل از عادت ماهانه لكه‌بينى دارم (يعنى چند ساعتى لكه و بعد پاك مى‌‌شوم و بعد از يكى دو روز عادت مى‌‌شوم) در اين روزها نماز خواندن چه حكمى دارد؟

ج1) اگر لك‌بينى تا ده روز ادامه يافته و بعد پاك مى‌‌شويد، تمام ده روز محكوم به حيض است و نماز و روزه در آن ايام ساقط است و بعد از طهارت بايد قضاى روزه‌ها گرفته شود ولى اگر مربوط به خون قروح و جروح است، حكم حيض را ندارد و نياز به غسل مجدد نيست و روزه‌ها قضا ندارد. ج2) حكم استحاضه را دارد.

س: در چند سال ابتداى بلوغم نسبت به وجوب غسل بعد از حيض آگاه بودم منتها نمی‌دانستم بعد از مشاهده لكه‌هايی كه اوصاف خون دارند قبل از ده روز بايد دوباره غسلم را تجديد كنم و اصلاً گمان نمی‌كردم اين كار اشكال داشته باشد تا اينكه استفتائات آقا را خواندم و به اين مطلب پی بردم. حال در مورد نمازها و روزه‌هايی كه با اين غسل خوانده‌ام حيرانم، آيا همه‌شان دوباره بايد مجدداً قضا شوند؟ آيا می‌توانم به‌جای قضا كردن كفاره‌ی روزه‌هايم را بدهم؟

ج) روزه‌هايی را كه در ايام ديدن لك گرفته‌ايد، قضا نماييد ولی روزه‌هايی را كه پس از قطع كامل خون بدون غسل گرفته‌ايد صحيح است و قضا ندارد ولى نمازهايی را كه پس از قطع كامل حيض بدون غسل خوانده‌ايد، بايد قضا نماييد. ضمناً کفاره به جاى قضا کفايت نمى‌کند.


عبادات دوران عادت

استفتائات جدید

س: آيا زن در حال استحاضه قليله، مى‌تواند براى نماز جماعت وارد مسجد شود؟

ج) مانع ندارد.

س: آيا سجده زيارت عاشورا براى خانم‌هايى که عذر شرعى دارند، جايز است؟

ج) اشكال ندارد.

س: اگر زنى بعلت عدم اطمينان به پاکى از حيض, در سحر ماه رمضان غسل نکند و در بين روز متوجه شود كه پاک شده‌ بوده آيا تکليفش در اين روز امساک است؟

ج) در فرض سؤال بايد نيت روزه کند ولى به احتياط واجب بايد قضاى آن را هم بگيرد.

س: اگر زنى داراى عادت ماهانه حيض باشد، آيا قرآن خواندن براى آن زن جايز است؟

ج) خواندن قرآن به‌جز آياتى كه سجده واجب دارد براى حائض جايز است اگر چه كراهت دارد.


احکام اموات‏

استفتائات جدید

س:‌ فرد محتضرى را كه سنداژ شده است، بايد رو به قبله قرار داد يا خير؟

ج) طبق نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) رو به قبله كردن محتضر واجب نيست، اگر چه موافق احتياط است.

س: با توجه به اينكه آناتومى از دروس رسمى دانشگاهى در رشته پزشكى مى‌باشد به نظر حضرتعالى لمس كردن استخوانهايى كه مربوط به مرده‌ها مى‌باشد جهت آموزش موجب وجوب غسل ميت مى‌شود يا خير؟

ج) اگر مربوط به مسلمانى باشد که او را غسل ميّت داده باشند، غسل مس ميّت لازم نيست و در غير اين صورت واجب است.

س: دست زدن به بدن بيمار يا مجروحى که به خاطر سرما، بدنش سرد گرديده است و ناگهان مى‌ميرد و سردى آن مربوط به قبض روح نمى‌باشد، چه حکمى دارد؟

ج)‏ در فرض مرقوم، مس آن پس از مرگ غسل دارد.

س: شخصى در آب خفه شده و مدتى در آب مانده و بدنش متورم شده است در رابطه با غسل او چه بايد کرد؟

ج) اگر با غسل دادن، اعضاى ميّت متفرق و پراكنده نمى‌شوند، غسل دهند و اگر متفرق مى‌شود، تيمم دهند.

س: در اثر حادثه رانندگى، سر و سينه و شکم شخصى بکلى از بين رفته است او را چگونه بايد غسل داد؟

ج) در فرض سؤال هر قسمتى كه استخوان در آن باشد، آن را غسل دهند و در پارچه‌اى بپيچند و دفن كنند.

س: جنينى که بيش از چهار ماه داشته را به ناچار قطعه قطعه کرده و از رحم خارج کرده‌اند آيا لازم است آن قطعات غسل داده شود؟

ج) اگر استخوان نداشته باشد بنابر احتياط به همان صورت در پارچه‌اى بپيچيد و دفن كنيد.

س: جسدى در اثر حادثه مجروح شده و با چسب و گچ نمى‌توان جلوى خون را گرفت آيا صحيح است در چنين مواردى جسد را در کيسه پلاستيکى بگذاريم و از روى پلاستيک، لنگ و و پيراهن را بپوشانيم؟ چون بدون پلاستيک، کفن به خون آلوده مى‌شود؟

ج) اشكال ندارد.

س: آيا ميّت را مى‌توان غسل ارتماسى‌ داد؟

ج) بنابر احتياط واجب كفايت نمى‌كند.

س: در فرض فقدان آب براى غسل دادن ميّت، آيا مى‌توان او را تيمم دارد؟ اگر مى‌شود چگونگى تيمم دادن ميّت را بفرماييد.

ج) اگر آب براى غسل دادن ميت نباشد بايد او را سه تيمم بدل از سه غسل با مراعات ترتيب بدهند، و بنابر احتياط يک تيمم ديگر بدل از هر سه غسل بدهند اگر چه بنابر اقوىٰ اين احتياط لازم نيست. احتياط ترک نشود، به اينکه تيمم هم با دست فرد زنده و هم در صورت امکان با دست خود ميّت باشد، گرچه بعيد نيست در صورت امکان فقط به دست ميّت اکتفا بتوان کرد. و کيفيت تيمم بدين ترتيب است؛ ابتدا بايد نيت نمايد و سپس کف هر دو دست را بر چيزى که تيمم بر آن صحيح است بزند و آن را به تمام پيشانى و دو طرف آن از جايى که موى سر مى‏رويد تا ابروها و بالاى بينى بکشد، و سپس کف دست چپ را بر تمام پشت دست راست و کف دست راست را بر تمام دست چپ، بکشد و احتياط واجب اين است که بار ديگر دستها را به زمين بزند و سپس کف دست چپ را بر پشت دست راست وکف دست راست را بر پشت دست چپ بکشد.

س: آيا غسّال مى‌‌تواند در موارد تيمم بدل از غسل، ميت را با دستكش تيمم دهد؟

ج) نمى‌‌تواند.

س1: اگر ميتى كه بدن و صورتش سوخته باشد را نتوانيم غسل ترتيبى بدهيم، آيا بايد غسل ارتماسى بدهيم يا بايد ميت را تيمم بدهيم؟ س2: اگر خواسته باشيم ميتى را كه صورت و بدنش سوخته تيمم بدهيم و كشيدن دست روى پيشانى ميت امكان‌پذير نباشد اگر دست‌مان را به عنوان تيمم روى پيشانى و بر پشت دو دست ميت بگذاريم، كفايت مى‌‌كند يا نه؟ (كشيدن دست باعث جدا شدن پوست صورت ميت مى‌‌شود.)

ج1و2) در فرض مرقوم اگر غسل ارتماسى ممكن باشد، غسل ارتماسى متعيّن است.

س: در غسل ارتماسى ميت آيا بايد مقدار آب به اندازه آب كر (377 ليتر) باشد يا در آب قليل هم اشكال ندارد؟

ج) با فرض عدم امكان غسل ترتيبى، ميت را در آب كر يا جارى غسل ارتماسى دهند.

س: من دانشجوى پزشكى هستم. من بايد هر روز استخوان انسانهاى مرده را لمس كنم. من مى‌دانم كه مس بدن ميت غسل مس ميت دارد لكن آيا مس استخوان بدون گوشت به تنهايى هم غسل مس ميت دارد؟

ج) مس استخوان مرده‌‌اى كه غسل داده نشده موجب غسل مس ميت است.

س: آيا لمس بدن ميّت با دستکش موجب غسل مسّ ميّت مى‌گردد؟

ج) تماس با دستكش موجب غسل مس ميت نيست.

س: آيا مس زوايد باقيمانده از مرده مانند عرق، خون و... موجب غسل مى‌شود؟

ج) صِرف مسّ عرق و خون ميّت در صورتى که همراه با مسّ بدن او نباشد موجب غسل نمى‌شود و عرق ميّت اگر قبل از غسل دادن ميّت باشد، ‏محکوم به نجاست است.

س: اگر جنين مادر قبل از اينكه روح در آن دميده شود سقط گردد آيا باز هم غسل مسّ ميت بر مادر واجب است؟

ج) اگر چهار ماه او تمام شده، مسّ آن، غسل مسّ ميّت دارد ولى اگر کمتر از آن است، غسل مسّ ميّت واجب نيست گرچه احتياط مستحب ‏است.

س: در محل ما چند وقتى است كه مرسوم شده بالاى سر ميّت، جهت شروع نماز ميت، اذان يا اقامه يا يكى از آن دو را مى‌خوانند. آيا گفتن اذان يا اقامه در اين مورد صحيح و جايز است؟ و ديگر اينكه بعضى اوقات بعد از اتمام نماز ميت، اقدام به قرائت اذان مى‌نمايند آيا در اين مورد جايز است و اگر به قصد رجاء در پايان نماز خوانده شود، چه حكمى دارد؟

ج) مشروعيت اذان و اقامه، قبل و بعد از نماز ميّت ثابت نيست و مى‌توانند قبل از نماز ميّت سه بار بگويند: «الصلاة».

س: تکه‌هاى گوشت و زوايدى را که در حين عمل از بيمار جدا مى‌گردد، چه بايد کرد؟ آيا مى‌توان آنها را به زباله دان ريخت و يا بايد آنها را دفن نمود؟

ج)‏ بنابر احتياط بايد آن را در پارچه‌اى پيچيده و دفن نمود.

س: آيا بايد براى كودكى كه در دوران جنينى مرده است، احكام ميّت را جارى كرد؟

ج) اگر كمتر از چهار ماه دارد، در پارچه‌اى پيچيده شده و بدون غسل دفن مى‌گردد ولى براى جنين چهار ماهه به بالا بايد احكام مزبور جارى شود. البته نماز ميت ندارد.

س: حكم كسى كه در ژاپن زندگى مى‌كند و همسرش نيز اهل اين كشور مى‌باشد و تا آخر عمر در آنجا ساكنند در صورتى كه فوت كنند چيست؟ زيرا در اين كشور به هيچ وجه اجازه تدفين به سبك مسلمين داده نمى‌شود و فقط اجساد را مى‌سوزانند.

ج) اگر مسلمانى در آن بلد حضور ندارد که بتواند ميت مسلمان را به دستور اسلامى تجهيز و دفن کند و تنها مسلمانى که در اين باره حضور دارد نيز تمکن از اقدام به تجهيز و تدفين ميّتِ مسلمان ندارد، تکليف از او ساقط است، ليکن مجاز به مساعدت و تهيه مقدمات براى سوزاندن بدن ميّت مسلمان نمى‌باشد.

س: آيا غسّال مى‌‌تواند تمام بدن ميت يا بعض از آن (از ناف تا زانو) را در پلاستيك بپيچد و سپس كفن كند؟

ج) مانعى ندارد.

س1: آيا در دفن دست يا پاى قطع شده، رو به قبله بودن شرط است؟ س2: آيا بر عضو كامل جدا شده، مانند دست يا پا يا قلب، به تنهايى نماز ميت واجب است؟

ج1)‌ استقبال شرط نيست. ج2) اگر سينه يا مشتمل بر سينه باشد، نماز بر آن واجب است همچنين اگر بعضى از سينه كه جايگاه قلب است، باشد، نماز واجب است.

س: در يک پروژه آبرسانى مخزن آب در گورستان قرار دارد و به جهت اينكه آب مشروب شهر از اين مخزن تأمين خواهد شد در آينده مشكلات بهداشتى و پزشكى خواهد داشت نبش قبور و انتقال آن به محل مناسب چه حكمى دارد؟

ج) نبش قبر جايز نيست مگر آنکه بدن تبديل به خاک شده باشد.

س: نبش قبر و انتقال اجساد چه حكمى دارد؟

ج) نبش قبر براى نقل به غير مشاهد مشرفه جايز نيست و براى نقل به مشاهد مشرفه نيز اگر ميت وصيت نکرده باشد اشکال دارد؛ اما اگر وصيت کرده باشد که او را در مشاهد مشرفه دفن کنند و از روى فراموشى يا جهل به وصيت و يا مخالفت با آن در جاى ديگر دفن شده باشد، مى‌توانند نبش کنند و او را به مشاهد مشرفه انتقال دهند، البته در صورتى که بدن تغيير نيافته باشد و تا وقت دفن نيز به گونه‌اى تغيير نكند که موجب هتک ميت و ايذاء زنده‌ها باشد.

س1: در هنگام دفن ميتى استخوان‌هاى ميت قبلى ظاهر گرديده است، استخوان‌ها را بايد چه كار كرد؟ آيا مى‌‌شود ميت را آنجا دفن نمود؟ س2: ميتى در حال حيات وصيت نموده مرا در داخل قبر فلان بستگانم دفن نماييد، آيا جايز است؟

ج1) استخوان‌هاى مذكور بايد دفن شود و دفن ميت در محل مذكور در صورتى كه براى دفن مباح باشد و برخلاف مقررات نباشد، فى نفسه اشكال ندارد. ج2) اگر بدن ميت از بين رفته و خاك شده باشد، فى نفسه اشكال ندارد.

س: کندن قبرهاى اهل تسنن توسط شيعيان وبالعكس چگونه است؟

ج) كندن قبر براى اموات مسلمانان فى نفسه اشكال ندارد.

س: آيا جابجايى قبر بدون اينكه نبش شود و حتى با بررسى كارشناسان امر، آسيبى به ساير قبور هم وارد نشود، از نظر حضرتعالى جايز است يا نه؟

ج) در فرض مرقوم جابجايى قبر بدون تحقق نبش و هتك حرمت اشكال ندارد.

س1: بيرون آوردن جنازه ميت با توجه به مدت مديدى كه از دفن آن مى‌‌گذرد و انتقال آن به قبرستان ديگر چه حكمى دارد؟ س2: امكان دارد از محل قبرستان خاك‌بردارى شود و در اثر خاك‌بردارى اجساد و بقاياى آنها نمايان گردند، در اين صورت حكم شرعى چيست؟

ج1و2) نبش قبر و بيرون آوردن اجساد، جايز نمى‌‌باشد مگر آن كه خود قبور با حفر اطراف آن و بتون‌ريزى بدون آن‌كه مستلزم نبش قبر شود، منتقل گردد و در صورت خاك‌بردارى و رؤيت جسد بايد فوراً دفن شود.

س: جهت تأمين آب شرب در محدوده‌اى كه سد طراحى شده است سه روستا در زير آب قرار مى‌‌گيرد و اين سه روستا سه قبرستان دارند كه هر سه در زير آب خواهند رفت و براى اين كه مشكلاتى براى تأمين آب شرب نباشد كارشناسان بهداشت نظر داده‌اند كه بايد تمامى قبور نبش و جنازه‌ها يا باقى‌مانده آنها بيرون آورده شود و حدود سه متر از خاك كف قبر برداشته تا مشكل بهداشتى نداشته باشد لذا با توضيحاتى كه عرض شد نظر مبارك خود را در باره جابجايى قبور و اجساد در آنها بيان فرماييد.

ج) تخريب قبور قديمى كه جسدهاى موجود در آنها تبديل به خاك شده‌اند اشكال ندارد ولى تخريب و نبش قبور غيرمندرس و آشكار كردن جسدهايى كه هنوز تبديل به خاك نشده‌اند، جايز نيست البته اگر اجراى طرحهاى مذكور در آن مكان ضرورت اقتصادى و اجتماعى داشته باشد به طورى كه چاره‌اى جز اجراى آنها نباشد و انتقال از آن مكان به مكان ديگر يا انحراف از قبرستان، كار سخت و مشكل و يا طاقت‌فرسايى باشد، ايجاد سد در آن مكان اشكال ندارد ولى واجب است قبرهايى كه تبديل به خاك نشده‌اند با پرهيز از تحقق نبش قبر به مكان ديگرى انتقال داده شوند هر چند با كندن خاك موجود در اطراف قبر و انتقال آن به مكان ديگر بدون تحقق نبش قبر و اگر در اثناى كار جسدى آشكار شود واجب است به مكان ديگرى انتقال يابد و در آنجا دفن شود.

س: بيرون آوردن دندان‌هاى مرده که از جنس طلا هستند چه حکمى دارد؟

ج) چنانچه موجب هتک و بى‌حرمتى به او نباشد، اشکال ندارد.‏

س: آيا مى‌توان در مجلس ترحيم شخصى كه داراى فرزند صغير است چيزى خورد؟

ج) در مالى كه بچه صغير در آن شريك است نمى‌توان تصرف كرد مگر با اجازه قيّم شرعى آن كودك كه به مصلحت او كار مى‌كند ولى اگر معلوم نيست كه مخارج مجلس از اموال صغير برداشته شده اشكال ندارد.

س: با فرض نبود امكانات پزشكى حکم زن حامله‌اى که فوت نموده و معلوم نيست فرزند داخل رحم او چه وضعيتى دارد، چيست؟

ج) در صورتى كه چهار ماه تمام شده باشد بدون احراز مرگ فرزند، دفن آن زن جايز نيست.

س: آيا انسان مى‌تواند براى ختم قرآن به نيابت از ميّت اجير شود در حالى که قبل از اجاره بخشى از آن را بدون نيت قرائت کرده و از اين به بعد نسبت به قبل و بعد، نيت نيابت کند؟

ج) كافى نيست.


خون

استفتائات جدید

س) بعضى اوقات روى صورت جوش‌هاى چرکى ظاهر مى‌شود آيا اين آبى که در اثر ترکاندن آنها بيرون مى‌آيد نجس است؟ اگر نجس باشد تکليف نمازهاى خوانده شده و مکانهايى که با دستم در ارتباط بوده چيست؟

ج) اگر با خون همراه نباشد، نجس نيست.

س: خونى که پس از کشيدن دندان در محل آن باقى مى‌ماند و روى دستمال اثر مى‌گذارد ولى آب دهان را رنگين نمى‌کند چه حکمى دارد؟ آيا غذا خوردن در اين صورت اشکال دارد؟ يا ظرفى که با آن غذا مى‌خوريم نجس مى‌شود؟

ج) در فرض سؤال غذا خوردن اشكال ندارد و ظرف غذا هم مادامى كه به خون آلوده نشده است، پاک است.

س: حکم عفونت‌هايى که از جوشها خارج مى‌شوند چه حکمى دارند؟

ج) اگر همراه با خون نباشد، پاک است.


خون باقى مانده در بدن حيوان ذبح شده

استفتائات جدید

س: خونى که همراه گوشت و مرغى که از قصابى يا مرغ فروشى مى‌خريم چه حكمى دارد؟

ج) اگر ندانيد از نوع خون پاک يا نجس است، محکوم به طهارت است.

س: اگر دهان انسان به واسطه خون داخل دهان و يا خارج از آن و يا حتى هر گونه نجس ديگر مثل شراب نجس شود ولى نجاسات مذکور با آب دهان مخلوط شود و از بين برود آيا آب دهان محکوم به طهارت است يا خير؟ و حکم فرو بردن آن چيست؟

ج) محکوم به طهارت است و فرو بردن آن مانع ندارد.

س1: بعد از كشيدن دندان اگر از آن محل خون جارى نباشد ولى اثر خون آن دستمال را آغشته کند، حال حكم غذا و آب دهانى كه از فضاى دهان خارج مى‌‌شود، چيست؟ با اين توضيح كه غذا و آب دهان خارج شده خونى نباشد و ضمناً اگر برخى از دندان‌هاى اين شخص ترميم شده يا قاب گرفته شده باشد، حكم چيست؟ س2: اگر داخل بينى شخص خون منجمد شده باشد حكم ترشحات داخل بينى كه با اين خون منجمد شده ملاقات داشته و از بينى خارج مى‌‌شود چيست؟

ج1و2) به طور كلى ملاقات در باطن موجب تنجس نمى‌‌شود، بنابراين غذا، آب دهان و ترشحات بينى كه خارج مى‌‌شود در صورتى كه آغشته به خون نباشد، پاك است.

س: آيا آب کشيدن داخل دهان بعد از خونريزى کم لثه و پس از پر کردن دندان لازم است؟

ج) لازم نيست.


بول و غائط و منی

استفتائات جدید

س: آيا مدفوع پرندگانى كه داراى نوك كج مى‌باشند مثل طوطى نجس است؟

ج) اگر از قسم حرام گوشت هم باشد فضله آن نجس نيست، وطوطى حلال گوشت نيست.

س: اينكه مى‌فرمايند رطوبت بعد از استبراء پاك مى‌باشد، فاصله زمانى بعد از استبراء تا ديدن رطوبت چقدر است؟

ج) فاصله خاصى معتبر نيست.


بخار آب نجس

استفتائات جدید

س: از ظرفى كه محتوى آب كمتر از كر باشد و با خون يا فرآورده‌هاى خونى نجس شده باشد و به جوش بيايد، آيا بخار آن پاك است؟ اگر با همين شرايط به جاى خون ادرار باشد، بخار آن پاك است يا نه؟

ج) بطور كلّى بخار چيز نجس، پاك مى‌‌باشد.


شک در نجاسات

استفتائات جدید

س: آيا عرق جنب نجس است در غير اين صورت آيا مى‌‌شود با لباسى که با عرق جنب آلوده است مى‌‌شود نماز خواند؟

ج) پاک است و لکن احتياط واجب آن است که با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود، بله اگر عرق موجود در لباس مذکور خشک شده و يا شسته شده باشد، نماز خواندن با آن مانع ندارد.

س: اگر عضوى از بدن انسان قطع شود ولى به وسيله‌ى پوست نازكى به بدن اتصال داشته باشد آيا آن عضو نجس است؟

ج) تا متصل باشد، نجس نيست.

س: با توجه به قاعده‌اى که مى‌گويد متنجس سوم نجس‌کننده نمى‌باشد اگر کسى شک کند که شئ يا محلى متنجس دوم است يا متنجس سوم تکليف چيست؟

ج) با شك در قلّت واسطه و سرايت نجاست، اصل بر طهارت ملاقىٰ است، اگر چه احتياط خوب است.

س: آيا روغن مار نجس است؟ (روغن مارى که به منظور جلوگيرى از ريزش مو، به مو ماليده مى‌شود).

ج) پاك است ولى خوردن آن جايز نيست.


احکام متنجس

استفتائات جدید

س: اگر لباس‌‌هاى پاك با لباس‌‌هاى نجس با هم در يك آب شسته شوند، لباس‌‌هاى پاك هم نجس مى‌شوند. حال اگر هر دو گروه لباسها به طور درست و صحيح با آب پاك شسته نشوند (و همچنان نجس بمانند) و بواسطه باد خشك شوند، اگر آن لباسهاى نجسى كه بواسطه شسته شدن همراه لباسهاى نجس، نجس شده بودند با يك شىء تر تماس پيدا كنند، آيا آن شىء تر نجس مى‌شود؟

ج) اگر لباس‌هاى نجس اول در اثر تماس با عين نجس، نجس شده‌اند، آن شئ تر سوم بنابر احتياط واجب نجس مى‌شود ولى چيز ديگرى را نجس نمى‌كند.

س: اگر يک پارچه به علت مجاورت با عين نجس تغيير رنگ دهد ولى جِرم نجاست در آن مشاهده نشود (مثل آلودگى به آب انار) و با شستن زياد (هرچه بيشتر شسته شود آلودگى بيشتر از بين مى‌‌رود) بتوان آن رنگ را از بين برد آيا قبل از شستن زياد آن پارچه نجس است؟

ج) صِرف مجاورت بدون سرايتِ نجاست، موجب نجاست نيست و در فرض سرايت هم، چنانچه عين نجس موجود نباشد با يکبار شستن بوسيله آب کر و يا دوبار شستن با آب قليل پاک مى‌‌شود.

س: اگر كودك دو و نيم ساله اقرار به نجس شدن جايى بنمايد در صورتى كه ما نيز شك داشته باشيم نظر شريف جنابعالى را خواستارم.

ج) قول كودك حجّت نيست.

س: آيا اگر چوب نجس شود ديگر پاک نمى‌شود؟ كوزه چطور؟

ج) اگر سطح ظاهرى چوب نجس شده باشد با شستن پاک مى‌شود و اگر نجاست به عمق آن رفته باشد، بايد آن را در آب کُر گذاشت تا آب مطلق (غير مضاف) به عمق آن برسد تا عمقش نيز پاک شود والا فقط ظاهر آن پاک مى‌شود و كوزه نيز همين حكم را دارد.

س: اگر قسمتى از يک لباس نجس شده باشد و انسان نداند که دقيقاً کجاى آن است و سپس جسم ترى به قسمتى از آن لباس برسد آيا نجس می‌شود يا خير؟

ج) نجس نمى‌شود.

س: در هنگام شستشوى لباس با آب متصل به كر، آبى كه موقع فشار دادن لباس از آن خارج مى‌شود، چه حكمى دارد؟

ج) اگر آب شير متصل به كرّ به همه جاى لباس متنجّس برسد و پس از زوال عين نجاست از آن بريزد و از آن عبور كند و خارج شود، لباس پاك است و احتياج به فشار دادن ندارد و چنانچه پس از خصوصيات ذكر شده لباس را فشار دهند، آبى كه از آن مى‌ريزد، پاك است.


احکام مسکرات‏

استفتائات جدید

س: الكل‌هايى كه به عنوان الكل صنعتى به رنگهاى مختلف (بى‌رنگ و قرمز) در كشور در مراكز مجاز توليد مى‌شود از نظر پاك بودن چه حكمى دارد؟ آيا تفاوتى بين آنها است؟

ج) اگر معلوم نيست كه از الكل‌هاى مست‌كننده‌اى باشند كه در اصل مايع هستند، پاك مى‌باشند.

س: دارويى بنا به دستور بزشك به صورتم ميزنم كه داراى الكل است ولى با دارويى ديگر محلول شده كه قابل خوردن نيست آيا اين دارو نجس است؟

ج) اگر مى‌‌دانيد الکلى که در آن دارو به کار رفته از نوع خوراکى بوده و در اصل مايع و مسکر بوده، بنابر احتياط آن دارو نجس است و اگر نمى‌‌دانيد، پاک است.

س: اگر خمر و يا الكل به وسيله علاجى تبديل به سركه شود، آيا آن سركه پاك و حلال است يا نه؟

ج) ميزان تحقق تبديل به سركه است خواه خودبخود تبديل پيدا كند يا با علاج شيميايى و مانند آن، همين كه حقيقت سركه تحقق پيدا كند، پاك و حلال است.

س: نظر به اينكه اغلب ماء‌الشعيرهاى وارداتى در كارخانجاتى توليد مى‌‌شوند كه در همان خط توليد انواع نوشيدنى‌هاى الكلى و مسكر نيز توليد مى‌‌شود آيا مصرف اين‌گونه ماءالشعيرها از لحاظ شرعى ايراد دارد؟

ج) در صورتى كه يقين به ملاقات ماء‌الشعير با موضع نجس داشته باشيد، استعمال آن جايز نيست.

س: حكم ماء‌الشعير بدون الكل كه در خارج تهيه مى‌‌شود و در اغلب با مقدار بسيار ناچيزى از الكل مثل 010٪ الكل تهيه شده و مسكر نبودن آن محرز مى‌‌باشد چيست؟ اگر مقدار الكل از اين هم كمتر باشد، چه؟ لازم به ذكر است كه الكل موجود در اين نوع آبجو به آن از بيرون تزريق نشده بلكه طى فرايند تخمير خودبخود توليد مى‌‌شود و پس از آن تحت فشار از آن خارج شده و درصد ناچيزى كه گفته شد در آن باقى مى‌‌ماند.

ج) ماء‌الشعير مذكور پاك و حلال است.

س: آيا خوردن الكل سفيد و الكل زرد جائز است؟

ج) خوردن آنها جايز نيست.

س: ادكلن‌هايى كه در آن از الكل ‌مست كننده‌ استفاده مى‌‌شود چه حكمى دارد؟

ج) استفاده از آنها اشكال ندارد و فرقى بين خارجى و داخلى آن نيست.


وسوسه و درمان آن‏

استفتائات جدید

س: اينكه حكم شده است كه فرد وسواس نبايد به شك خود اعتنا نمايد آيا منظور هر نوع از شك مى‌باشد؟ آيا مى‌توان به هر نوع از شك كه براى فرد وسواس پيش مى‌آيد (چه شك در طهارت و نجاست و چه غير آن)، در حالى كه براى افراد عادى و غير وسواس اين نوع از شكها عرفاً وجود ندارد و يا كمتر پيش مى آيد اعتنا نكرد؟

ج) بله، هر نوع شكى را شامل مى‌شود.


اهمیت و شرایط نماز

استفتائات جدید

س: اگر كسى عمداً نماز خود را به تأخير اندازد و هميشه در آخر وقت بخواند. آيا اين عمل حرام است؟ عقاب اخروى دارد؟

ج) سبك شمردن نماز شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است و در غير اين صورت معصيتى نكرده، بلكه فضيلتى را از دست داده است.


وقت نماز

استفتائات جدید

س: براساس تقويم رصدخانه كشور سوئد فجر تا طلوع خورشيد در طول سال در سوئد بين حدود 45 الى 90 دقيقه در نوسان مى‌باشد (زمستان حدود 45 و تابستان حدود 90 دقيقه). آيا مى‌شود از اين مسئله استفاده كرد و براى بدست آوردن فجر مقدار اين زمان را از وقت طلوع خورشيد كم كرد؟

ج) اعتماد بر تقويم رصدخانه كشور محل سكونت اگر موجب حصول اطمينان شود اشكال ندارد.

س: اگر وقت اداى نماز كم باشد و نياز به رفع حاجت هم باشد تكليف شرعى چيست؟

ج: اگر بتواند در آن وقتِ کم با اکتفاى به واجبات نماز و حذف مستحبات، به وظيفه خود عمل کند، بايد نماز را با همين حال بخواند و اگر جلوگيرى از خروج حدث به هيچ وجه ممکن نباشد، چنانچه بتواند در وقت کم رفع حاجت کند و مقدارى از نماز را در وقت درک کند، بايد انجام دهد، در غير اين صورت لازم نيست.

س: من در روز سفر نماز صبح را در فرودگاه كراچى خواندم و سپس در همان روز قبل از فجر، در قاهره فرود آمدم. آيا بايد دوباره نماز صبح را در فرودگاه قاهره بخوانم.

ج) واجب نيست.

س: اگر کسى عمداً وقت نماز خود را به تأخير اندازد آيا حرام است؟ آيا عقاب اخروى دارد؟

ج) اگر عمداً تأخير بيندازد تا قضا شود، گناه کرده و بايد قضاى آن نماز را بجا آورد و از گناهش توبه کند.

س: شخصى در کانادا زندگى مى‏کند، و با اين‏که از قطب شمال فاصله زيادى دارد، امّا در زمستان، هنگام ظهر، که سايه‏ى شاخص به کوتاه‏ترين طول خود مى‏رسد باز هم طولش نسبتاً بلند است و بيش از طول خود شاخص است. در نتيجه در هيچ زمانى از روز سايه‏ى شاخص به دو هفتم يا چهار هفتم يا خود طول شاخص نمى‏رسد. با اين فرض، هنگام فضيلت نوافل عصر و خود نماز عصر را چگونه تعيين کند؟

ج) مراد از دو هفتم يا چهار هفتم شاخص اين نيست که تمام سايه‌ى شاخص را در نظر بگيريم، بلکه مقدار سايه‌اى که پس از نهايت کوتاه شدن، شروع به بلند شدن کرده است در نظر گرفته مى‌شود لذا در فرض سؤال هم، تعيين زمان نماز عصر و فضيلت آن ممكن است.

س: دوستم در اروپاى شمالى كار مى‌كند كه شش ماه روز و شش ماه شب است، حكم شرعى عبادات او چيست؟

ج) نمازها را در وقت، به همان افق محل سكونت ـ كه صبح را در صبح آنجا و ظهر و عصر را، به همان وقت آنجا، و نماز مغرب و عشاء را در بعد از مغرب همانجا ـ‌ بايد بخواند. و روزه، به حساب اينكه روز خيلى طولانى است و تمكن از روزه ندارد، ساقط است.

س: اگر شخصى به اشتباه گمان برد که وقت نماز صبح تمام شده و نماز خود را به نيّت قضا بخواند و هنگام نماز ظهر بفهمد که نماز صبح قضا نشده بود، حکم نمازى که خوانده چيست؟

ج) اگر به قصد وظيفه فعليه و آنچه بر عهده او مى‌باشد نماز را خوانده، صحيح است.

س: آيا در پايان وقت شرعى نيمه شب، نماز عشا قضا مى‌‌شود؟

ج) واجب است نماز عشا را تا قبل از نيمه شب شرعى بخوانند و بعد از آن به قصد قربت بجا آورده و نيت ادا و قضا نكنند.

س: اگر در هنگام نماز صبح ندانى که آفتاب طلوع کرده يا نه به چه نيتى بايد نماز را خواند؟

ج) تا يقين نکرده‌ايد که آفتاب طلوع کرده باشد، نماز ادا است و در هر صورت مى‌توانيد به قصد وظيفه فعلى نماز را بجا آوريد.


قبله‏

استفتائات جدید

س1- قبله يابى تنها به کمک قواعد علمى (جهت يابى يا روشهاى قبله يابى) چه حکمى دارد؟ س2- قبله يابى تنها به کمک قبله نما يا قطب نما چه حکمى دارد؟

ج1و2) اگر از قواعد علمى و يا قبله‌نما اطمينان به جهت قبله حاصل شود مانع ندارد و مى‌توان به آن اعتماد کرد.

س: اگر در نماز سهواً صورت به طرف چپ يا راست برگردد آيا نماز باطل است؟

ج) اگر التفات صورت فاحش نيست به گونه‌اى که تمام صورت به طرف راست و يا چپ برگردانده نشود، اشکال ندارد.

س: مى‌خواستم بدانم که در نماز انحراف از قبله تا چه حد مجاز است و به نماز لطمه‌اى نمى‌زند؟

ج) عالماً و عامداً نبايد منحرف شود ولى اگر قبله را نداند و يا فراموش کند و از قبله منحرف شود و نماز بخواند و بعد متوجه شود، اگر به حدّ دست راست و يا دست چپ قبله نرسيده باشد (يعنى کمتر از 90 درجه باشد)، نمازش صحيح است.

س: اهميت قبله در نماز چه قدر است و اگر در مکانى قرار داشتى که جهت قبله مشخص نبود و راهى براى يافتن آن هم وجود نداشت و بعد از خواندن نماز بعداً (چند روز بعد) متوجه شدى که جهت قبله اشتباه بوده بايد چه کرد؟

ج) بطور کلّى کسى که هيچ راهى براى يافتن قبله ندارد و گمانش هم به هيچ طرف نمى‌رود، بنابر احتياط واجب بايد به چهار طرف نماز بخواند و اگر عمداً برخلاف وظيفه عمل کرده و بعد هم متوجه شده به طرفى که نماز خوانده اشتباه بوده است، بايد بنابر احتياط نماز خود را اعاده نمايد.

س: کسى که در حال اضطرار نمى‌تواند به طرف قبله نماز بخواند، آيا جهات غير از قبله برايش يکسان است؟

ج) اگر جهت قبله را نمى‌شناسد، بايد تحقيق كند تا با موازين شرعى جهت قبله را تشخيص دهد ولى اگر با اين كه جهت قبله را مى‌داند نمى‌تواند به جهت قبله نماز بخواند، بايد به طرف يمين يا يسار به مقدارى كه به 90 درجه نرسد نماز بخواند و مجزى است و با امكان منحرف شدن به كمتر از 90 درجه، انحراف تا حدّ 90 درجه يا بيشتر جايز نيست و نماز مجزى نيست و هر گاه در حالتى باشد كه به هيچ نحو نتواند رو به قبله يا رو به نقطه نزديك به قبله نماز بخواند به همان حال كه هست نماز بخواند و صحيح و مجزى است و قضا ندارد.

س: به نظر حضرتعالى خواندن نماز جماعت استداره‌اى در مسجد الحرام صحيح است يا خير؟

ج) نماز کسانى که پشت سر يا دو طرف امام ايستاده‌اند، صحيح است لکن نماز افرادى که روبروى امام قرار دارند، صحيح نيست.

س: به من گفته شده كه در آمريكاى شمالى قبله به سمت شمال شرقى است. نظرتان در اين باره چيست؟

ج) ميزان در تشخيص قبله، خط امتدادى از جايگاه وقوف نمازگزار که بر روى کره زمين عبور کند و به کعبه معظمه برسد، مى‌باشد و تشخيص آن در هر مکانى با مکلف حاضر در آن مکان است که با ابزار علمى اطمينان بخش يا امارات شرعيه و يا شهادت شهود تشخيص دهد.

س: بنده در مسافرت‌هاى بين شهرى به قبله‌هاى سر راهى رستوران‌ها اعتماد ندارم و از قبله‌نما استفاده مى‌‌كنم، در يكى از مسافرتها قبله‌اى كه من به سمت آن نماز مى‌‌خواندم با قبله اى كه از قبل در نمازخانه رستوران مشخص شده بود اختلاف زيادى داشت و بنده نيز چون يقين داشتم كه وظيفه اى نسبت به آگاه كردن بقيه مسافرها ندارم، حرفى نگفتم. آيا واقعاً بر گردن من حقى بوده است؟

ج) در فرض سؤال، شما وظيفه‌اى نسبت به ديگران نداريد.

س: شخصى در خانه‌اى زندگى مى‌‌كند و بدون تحقيق صحيح، رو به سمتى نماز مى‌‌خواند و بعد از گذشت مدتى معلوم مى شود كه آن سمت اشتباه بوده، حالا وظيفه‌ اين شخص نسبت به نمازهايى كه خوانده چيست؟

ج) اگر با استناد به طريق معتبر شرعى قبله را شناسايى كرد و به سوى آن جهت نماز خواند، نمازهاى گذشته محكوم به صحت است هر چند در صورت كشف خلاف به مقدارى كه معلوم شده باشد كه نمازش پشت به قبله بوده، احتياطاً بايد قضا نمايد.

س: آيا امروزه مى‌‌شود از قبله‌نما و يا خورشيد، براى نشان دادن قبله استفاده كرد و چه قدر قابل اعتبارند؟

ج) اگر موجب اطمينان است، مانعى ندارد.

س: شخصى با فرض علم به جهت دقيق قبله، عمداً مقدارى به سمت راست يا چپ منحرف شده و نماز مى‌خواند نمازهاى او چه حكمى دارد؟

ج) اگر قبله را تشخيص داده، انحراف از آن ولو به مقدار كم صحيح نيست.

س: در مدرسه‌اى براى تعيين جهت قبله و ساخت محراب از قبله نماهاى مدرج موجود در كشور استفاده شده است اما برخى معتقدند اعتماد به قبله نماى فوق معتبر نبوده و مى‌‌بايستى به شاخص رجوع كرد. نظر معظم‌له در خصوص اعتبار قبله‌نما براى تعيين قبله چيست؟

ج) اگر اطمينان آور است، اعتماد به آن مانع ندارد.


مکان نمازگزار

استفتائات جدید

س: حکم نماز خواندن جلوى آينه چيست؟ آيا مکروه است؟

ج) آينه اگر به گونه‌اى باشد كه در حال نماز، شخص صورت خود را در آن مى‌بيند و ذهنش را مشغول مى‌كند بهتر است آن را بردارد و يا روى آن را بپوشاند.

س: در برخى موارد، زائران بيت‏اللّه الحرام يا ساير مسافران، وقت نماز در هواپيما هستند، با توجه به اين‏كه نماز در هواپيما معمولاً مانع استقرار و طمأنينه نيست، در صورتى كه ساير شرايط، مثل قيام و قبله و ركوع و سجود مراعات شود، آيا در صورت علم يا احتمال اين‏كه پيش از اتمام وقت نماز به مقصد مى‏رسند و مى‏توانند نماز را پس از پياده شدن از هواپيما بخوانند، نماز در هواپيما كفايت مى‏كند يا بايد تأخير بيندازند و در صورتى كه نماز را در آن حال خواندند و پيش از اتمام وقت نماز پياده شدند، اعاده نماز لازم است يا نه؟

ج) با تمكّن از استقرار و استقبال قبله، نماز صحيح و مجزى است، بلكه جهت درك فضيلت اوّل وقت افضل است.

س: در هواپيما به چه سمتى بايد نماز بخوانيم؟

ج) اگر نتوانيد ـ ولو با سؤال از مأموران داخل هواپيما ـ قبله را مشخص کنيد، به هر سمتى که گمان داريد که سمت قبله است، نماز بخوانيد. و در صورت شك و وسعت وقت، نماز را بايد به چهار سمت بخوانيد و در تنگى وقت به ميزانى كه فرصت داريد.

س: خواهشمند است حکم نماز خواندن در قطار هواپيما و کشتى را بيان فرماييد؟

ج) نماز در اين وسايل نقليه اشکال ندارد ولى به هنگام تغيير قبله در نمازهاى واجب بايد در صورت امکان با چرخيدن جهت قبله را ‏حفظ کنيد البته در حال چرخيدن بايد از قرائت و يا ذکر سکوت کنيد.‏

س: در محل کار من براى برادران و خواهران نمازخانه اختصاص داده شده است اما نمازخانه خواهران در ديد مستقيم قرار دارد. براى رفع اين مشکل، جاى نمازخانه‌ها را عوض کرديم ولى با اين مشکل مواجه شديم که نمازخانه خواهران جلوتر از نمازخانه برادران قرار گرفته است، سؤال من اين است که از لحاظ شرعى اين مورد مشکل دارد يا خير؟

ج) با فرض وجود حائل اگر زن‌ها نماز خودشان را فرادا مى‌خوانند و مردها هم جداگانه نماز مى‌خوانند، نماز هر دو قسمت صحيح است.

س: کسى که نماز خوابيده مى‌خواند، در صورتى که ملحفه زير پايش نجس باشد آيا براى نماز اشکال دارد يا خير؟

ج) ملحفه‌ى نجس اگر به صورت فرش زير پايش باشد، چنانچه نجاست مسريه نداشته باشد، نماز در آن حالت بر روى چنان ملحفه‌اى اشكال ندارد.

س: ساختمانى 70 واحدى داراى يك سالن اجتماعات مى‌باشد و اين سالن در سند همه ساكنين به عنوان مشاع ثبت شده و هزينه‌هاى آن نيز مشاعى پرداخت مى‌شود، در اين سالن پايگاه بسيج تأسيس شده و مراسم عزادارى، مولودى و نماز جماعت در اين سالن برگزار مى‌‌گردد. با توجه به اينكه عدّه‌اى از اهالى قادر به پرداخت پول شارژ واحد خود هم نمى‌‌باشند از برگزارى چنين مجالسى در اين مكان ناراضى هستند، آيا برگزارى مراسمات و نماز جماعت در اين مكان داراى اشكال مى‌‌باشد؟

ج) تصرف در قسمت‌هاى مشاع، بايد با اجازه‌ى همه‌ى ساكنين مجتمع باشد و در فرض مرقوم كه بعضى از اهالى راضى نيستند برگزارى مراسم و اقامه نماز جماعت در آنجا اشكال دارد.

س: نماز در مسجد فضيلتش بيشتر است يا در حرم مطهر ائمه معصومين «عليهم السلام» و امامزاده‌ها؟

ج) نماز در حرم امامان (عليهم السلام) مستحب، بلكه افضل از مسجد است.


لباس نمازگزار

استفتائات جدید

س: آيا پوشاندن موهاى مصنوعى در نماز واجب است؟

ج) در نماز به عنوان پوشش در نماز، پوشاندن آن واجب نيست، ولى در برابر نامحرم (چه در حال نماز و چه غير نماز) بنابر احتياط واجب بايد آن را بپوشاند.

س: من زخمى شده‌ام و بعضى اوقات بدون اينكه متوجه شوم، خون از بدنم جارى مى‌شود و گاهى نماز مى‌خوانم و وقتى نمازم تمام مى‌شود متوجه مى‌شوم لباسم خونى بوده، در حالى كه وقت نماز هم به پايان رسيده است، آيا بايد نمازم را قضا كنم، يا نمازم درست است؟

ج) در فرض مذكور كه پس از اتمام نماز متوجه شده‌ايد لباس شما نجس بوده، نماز صحيح است و قضا ندارد، بلكه چنانچه تطهير خون جراحت مشقت نوعيه داشته باشد يا مستلزم حرج شخصى باشد، لازم نيست و نماز خواندن با آن اشكال ندارد.

س: نمازگزارى در حال نماز خواندن و يا در پايان نماز متوجه مى‌‌شود که بخشى از لباسش و يا بخشى از فرش محل اقامه نمازش نجس مى‌‌باشد حکمش چيست؟ و تکليف نمازش چه مى باشد؟ لطفاً مارا راهنمائى کنيد.

ج) نجس بودن فرش ضررى به نماز نمى‌زند مگر در صورتى كه فرش و يا بدن و يا لباس نمازگزار، تر باشد به طورى كه نجاست فرش به بدن يا لباس سرايت كند. و در مورد لباس چنانچه بعد از نماز متوجه شود كه لباسش نجس بوده، نمازى كه خوانده صحيح است و اگر در اثناى نماز متوجه شود که لباسش از قبل نجس بوده در وسعت وقت نماز باطل است ولى اگر در وسط نماز لباسش نجس شود و وقت هم داشته باشد چنانچه آب كشيدن لباس يا عوض كردن يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نزند بايد در بين نماز لباس را آب بكشد يا عوض كند و يا اگر لباس ديگرى عورت را پوشانده، لباس را بيرون آورد والا بايد نماز را بشكند و با لباس پاك نماز بخواند.

س: لباسى که داخلش پَر (پرندگان) باشد و در کشورهاى غيراسلامى دوخته شده باشد چه حکمى دارد؟

ج) پر تمامى پرندگان پاک است ولى در صورتى كه پر از پرندگان حرام گوشت باشد، همراه داشتن آن در نماز موجب بطلان است.

س: اگر در بين نماز از بينى يا ديگر اعضاى بدن خون بيايد چه بايد كرد؟ آيا بايد نماز را قطع كرد؟

ج) اگر امکان آب کشيدن به طورى که نماز را بهم نزند وجود داشته باشد، بايد آن را آب کشيد وگرنه در وسعت وقت بايد نماز را قطع نمود و با بدن پاک نماز خواند، و اگر وقت تنگ است بايد با همان وضعيت نماز را تمام كرد و صحيح است. البته اين حالتها در صورتى است که خون بيش از مقدار معفُوّ (کمتر از درهم) باشد. ولى اگر بمقدار معفوّ باشد، اشکال ندارد.

س: اگر در بين نماز هنگام تماس پيشانى با مهر از پيشانى قدرى خون بيايد و مهر را نيز خونى نمايد نماز صحيح است يا خير؟

ج) اگر تمام قسمتى که پيشانى روى آن قرار گرفته آلوده به خون نباشد و مقدار خون هم کمتر از بند انگشت سبابه باشد، اشکال ندارد و بايد به قسمتى از مهر سجده کند که پاک است.

س: آيا استفاده از چادر در حين نماز خواندن واجب است و نماز خواندن با مانتو و مقنعه و يا روسرى در صورت پوشش قسمت‌هاى مربوطه مشکل ايجاد مى‌کند؟

ج) براى زن واجب است در حال نماز تمام بدن خود را بپوشاند، فقط باز گذاشتن گردى صورت و دست‌ها تا مچ و پاها تا مفصل ساق پا (در صورتى که نامحرم نباشد) نماز را باطل نمى‌کند و پوشاندن لازم نيست با چادر باشد.

س: اگر در نماز خانم‌ها، لحظه‌اى هرچند كوتاه، قسمتى از اعضايى كه خانم‌ها بايد در حال نماز بپوشانند ديده شود حكم نماز آنها چيست؟ (منظور اينكه لحظه‌اى ديده شود و سپس فوراً توسط نمازگزار پوشانده شود.)

ج) در فرض مذکور اگر بى‌اختيار باشد، نمازش اشکال ندارد.

س: اگر بدانى لباس كسى نجس است و ممكن است با آن نماز بخواند و به او نگوييم اشكال دارد؟

ج) لازم نيست بگوييد.

س: آيا همانگونه كه موى حيوان حرام گوشت مانند گربه اگر در لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است حكم پر پرندگان حرام گوشت مانند طوطی هم همين است؟

ج) در حكم مذكور تفاوتى بين حيوانات حرام گوشت وجود ندارد.

س: بعضاً براى جلوگيرى از سياه شدن بند يا قاب ساعت‌هاى طلايى رنگ از پوشش آب طلا استفاده مى‌شود. استفاده از اين ساعت‌ها براى مردان چه حکمى دارد؟

ج) اگر صدق پوشش طلا مى‌کند، اشکال دارد.‏

س: اگر انسان, وسيله نجسى (مثلا جوراب) در جيب خود داشته باشد و براى نماز آنرا بيرون نياورد (عمداً يا سهواً), نماز او چگونه است؟

ج) در فرض سؤال، محمول نجس (يا متنجس) موجب بطلان نماز نمى‌شود.

س: خون داخل بينى که بيرون نمى‌‌آيد ولى با آينه ديده مى‌‌شود، آيا براى نماز اشکال دارد؟

ج) اشكال ندارد.

س: اگر دندان‌هاى مصنوعى به سبب خون دهان يا به سبب ديگر نجس شده باشد آيا شستن آن براى نماز لازم است؟

ج) اگر ظاهر دهان پاك باشد، نماز صحيح است.

س: اگر کسى بين نماز خون دماغ شد حکم نمازش چيست؟

ج) اگر امكان جلوگيرى از آن وجود دارد، جلوگيرى نمايد وگرنه چنانچه وقت نماز ضيق نباشد، نماز را بشكند و تطهير نمايد ولى اگر وقت ضيق باشد، مى‌تواند با همان حال نماز بخواند.

س: اگر در نماز وسيله‌اى غصبى همراهمان باشد ولى جزئى از لباسمان نباشد، مثلاً يک تسبيح غصبى در جيبمان باشد، آيا نمازمان باطل مى‌شود و اشکال دارد يا خير؟

ج) اشکال ندارد.

س: چندين سال است که در بدن من، به اصطلاح پزشکى فيستول ايجاد شده است و بعضى از مواقع از آنها ترشحاتى شبيه چرک و گاهى مواقع خون بيرون مى‌آيد و من متوجه آن نمى‌شوم، اگر لباس من به اين مواد آلوده شود، مثلاً به اندازه يک سکه نماز خواندن با آن چه حکمى دارد؟ آيا بايد لباس را عوض کرد يا مانعى ندارد؟

ج) اگر در بدن يا لباس نمازگزار خون زخم يا جراحت يا دُمَل باشد، چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دُمَل خوب نشده است، مى‌تواند‏‏ با آن خون نماز بخواند. و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته‌اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.

س: آيا نماز خواندن با چادر نازک که شبح بدن زير آن نمايان است صحيح است؟ اگر صحيح نيست کسى که با اين پوشش نماز خوانده وظيفه‌اش چيست؟

ج) بنابر احتياط واجب پوشاندن شبح بدن لازم است و بدون ستر آن نماز صحيح نيست ولى نمازهايى كه با اعتقاد به صحّت به صورت مذكور خوانده شده، صحيح و مجزى بوده است.

س: فردى هنگام كشتن حيوانى حلال گوشت خون روى لباسش مى‌‌چكد، بعد با همان لباس نماز مى‌‌خواند، آيا نماز او صحيح است يا خير؟

ج) اگر به وجود خون روى لباسش جهل داشته و بعد از نماز فهميده و يا خون كمتر از درهم بوده، نمازش صحيح است و در غير اين صورت بايد نمازش را اعاده نمايد.

س: يک پاى من قطع شده است و گاهى درون پاى مصنوعي، پايم زخم مي‌شود و مقدار گسترش آن بيشتر از حد مجاز شرعى مى‌شود، آيا براى نماز و حج، حکم زخم بسته را دارد و مى‌توانم بدون اعتنا به آن اعمالم را بجا آورم يا بايد پاى مصنوعى‌ام را درآورده و پايم را آب کشيده و بدون پاى مصنوعى اعمال حج يا نمازم را بجا آورم، در صورتى که بدون پاى مصنوعى دچار مشکل و مشقت مى‌گردم، تکليف ما چيست؟

ج) اگر به گونه‌اى است که آب کشيدن براى بيشتر مردم يا براى خصوص شما سخت است، نسبت به تطهير آن تکليف و وظيفه‌اى نداريد در غير اين صورت بايد تطهير کنيد، و لازم نيست پاى مصنوعى را از خود جدا کنيد.


پوشیدن طلا و نقره و به کار بردن آن‏

استفتائات جدید

س: بنده در هنگام عقد ازدواج به تصور آنکه منظور از طلاى سفيد همان پلاتين است که محل اشکال نيست، به جاى طلاى زرد، حلقه طلاى سفيد به دست کردم و مدت يک سال واندى در هنگام نماز در دست من بوده است. اکنون بر اثر تذکر يکى از دوستان و مراجعه به طلا فروشى متوجه گشتم طلاى سفيد با پلاتين فرق دارد و با مراجعه به سايت حضرتعالى فهميدم استعمال طلاى سفيد نيز براى مرد حرام است. حال با توجه به خطاى تصورى بنده در مورد يکى دانستن طلاى سفيد با پلاتين آيا بايد نمازهاى اين يک سال خود را از نو اعاده نمايم؟

ج) در فرض سؤال اعاده لازم نيست.‏


اذان و اقامه‏

استفتائات جدید

س: آيا مى‌توان به جاى مؤذن از نوار ضبط صوت استفاده كرد؟

ج) اذانى كه به وسيله نوار ضبط صوت پخش مى‌شود حكم اذان موذن را ندارد.

س: آيا گفتن اذان قبل از اقامه لازم است؟

ج) گفتن اذان و اقامه قبل از نماز مستحب است و مى‌تواند فقط اقامه بگويد ولى اگر مى‌خواهد هر دو را بگويد بايد حتماً اذان قبل از اقامه باشد.


نیت

استفتائات جدید

س: اگر فرد بعد از تكبير نماز ظهر يادش بيايد كه نماز صبحش قضا شده مى‌تواند نيت را به نماز صبح برگرداند؟

ج) اگر وقت براى انجام نماز ظهر تنگ نباشد، تبديل نيّت در فرض سؤال ممکن بلکه مستحب است.

س: آيا تغيير نيّت در ميان نماز جايز است؟

ج) در چند جا عدول (يعنى برگرداندن نيّت) از نمازى به نماز ديگر جايز است: مورد اول: در نمازهايى كه دنبال هم قرار دارند (مانند ظهر و عصر و مانند مغرب و عشا) كه اگر مكلّف داخل در نماز دوم شده و يا فراموش كرده كه نماز اول را نخوانده است در صورتى كه در بين نماز متوجه شود و از محلِ عدول به نماز سابق، تجاوز نكرده باشد، واجب است نيّت را به نماز اول برگرداند و اما اگر بعد از تمام شدن نماز متوجه شود و يا از محلِ عدول تجاوز كرده باشد (مثل اينكه در ركوع ركعت چهارمِ نماز عشا باشد) ديگر نمى‌تواند عدول كند و در فرض اول كه بعد از نماز متوجه شده، نمازى كه خوانده بعنوان نماز دوم (يعنى عصر يا عشا) صحيح است و بايد نماز اول را بخواند؛ و اما در فرض دوم كه در ركعت چهارم در حال ركوع يا بعد از آن متوجه شده، نماز را تمام نموده و نماز قبلى را بعد از آن بياورد و نزديك‌تر به احتياط آن است كه از نو نماز مغرب و عشايى به دنبال آن نماز عشا بخواند. مورد دوم: از موارد جواز عدول اين است كه مشغول نماز يوميه شده و در بين نماز بيادش بيايد كه نماز قضايى بر گردنش هست كه در اينجا مستحب است در صورت بقاى محل عدول و وسعت وقت، عدول كند و نماز قضا را بخواند و سپس به نماز يوميه خود بپردازد مگر آن كه در اثر اين عدول وقت فضيلت نماز يوميه‌اش فوت شود كه در اينجا مستحب بودن عدول محل تأمل است بلكه مستحب نبودنش خالى از قوت نيست. مورد سوم: عدول كردن از نماز واجب به نماز مستحب است كه در دو جا جايز است يكى در نماز ظهر جمعه است براى كسى كه قرائت سوره جمعه را فراموش كرده و بجاى آن سوره‌اى ديگر خوانده و به نصف آن سوره رسيده و يا از نصف هم تجاوز كرده باشد كه در اين صورت مى‌تواند نيّت خود را به نافله برگرداند؛ و موضع دوم جايى است كه نمازگزار مشغول نماز واجب باشد و در بين نماز، جماعتى برپا شود و او از اين نگران باشد كه اگر نمازش را تمام كند به جماعت نرسد كه در چنين وضعى مى‌تواند نيّت خود را از نماز واجب به نافله برگرداند و دو ركعتى سلام بدهد و به جماعت برسد (و اما اگر از دو ركعت تجاوز كرده و به ركوع ركعت سوم رسيده باشد، عدول از آن جايز نيست).

س: آيا مى‌‌توان در رکعت دوم و پيش از رکوع از نماز عصر به نماز ظهر عدول کرد؟

ج) بطور کلّى اگر مشغول نماز بعدى شد و يادش آمد که نماز قبلى را نخوانده و وقت وسعت دارد، مى‌تواند نيّت را به نماز قبلى برگرداند ولى عکس آن جايز نيست.

س: يك نماز صبح و يك نماز ظهر از دو روز مختلف به گردنم بود، به نيت نماز قضای صبح شروع به خواندن نماز کردم اما به اشتباه در بعد از تشهد رکعت دوم قيام نمودم، بعد از اينكه متوجه شدم نيت را به نماز ظهر قضايی که داشتم برگرداندم و نماز را چهار رکعتی به پايان بردم اين نماز صحيح است يا خير؟

ج) در فرض سؤال صحيح نيست.


تکبیرة الاحرام

استفتائات جدید

س: افرادى که نمى‌‌توانند تکبيرة‌الاحرام بگويند، (مانند افراد کر و لال) تکليفشان چيست؟

ج) بايد به هر نحوى كه مى‌توانند بگويند و اگر هيچ نمى‌توانند بگويند، بايد در قلب خود بگذرانند و براى تكبير اشاره كنند و زبانشان را هم اگر مى‌توانند حركت دهند.

س: حرکت دستها هنگام تکبيره الاحرام اول نماز چگونه بايد باشد؟

ج) مستحب است همزمان با شروع تكبير دستان را بالا ببرد به گونهاى كه با پايان يافتن تكبير، دستان در مقابل گوش قرار گيرد.

س: قبلاً به جاى تكبيرة‌الاحرام بعد از نيت، دو بار «الله اكبر» و يك بار «لا اله الا الله» مى‌خواندم. اما متوجه شده‌ام فقط به يك مرتبه «الله اكبر» گفتن بعد از نيت بايد اكتفا كنم. قبلاً به هيچ شخص عالم و آگاهى دسترسى نداشتم. حكم نمازهايى که بدين‌گونه خوانده‌ام چيست؟

ج) در فرض سؤال اگر تكبير دوم را براى افتتاح و شروع نماز گفته باشيد، نمازهاى خوانده شده باطل است و بايد آنها را به هر گونه كه قدرت داريد ولو به تدريج قضا كنيد، ولى در صورتى كه تكبير دوم را به قصد افتتاح نگفته باشيد، نماز محكوم به صحّت است.


قیام

استفتائات جدید

س: منظور از قيام متصل به ركوع چيست؟ آيا پس از اتمام سوره و قبل از خم شدن براى ركوع يك لحظه صبر كردن و ايستادن كافى است؟

ج) قيام پيش از ركوع را قيام متصل به ركوع مى‌گويند.

س: بلند كردن پاشنه پا در نماز چه حكمى دارد؟

ج) فى نفسه اشكال ندارد مگر اينكه با استقرار در نماز منافات داشته باشد و يا صورت نماز بهم بخورد.

س: اينجاب از مدتى پيش دچار كمر درد و ديسك كمر شده‌ام و مدتى است كه بر اثر فشارهاى ناشى از كمر درد از ناحيه هر دو زانوى پا نيز دچار مشكل گرديده‌ام به‌گونه‌اى كه پزشك متخصص تأكيد نموده است كه به هيچ عنوان نبايد زانوهايم را خم كنم. لذا با توجه به مشكل به وجود آمده نمازم را به‌طور ايستاده به سختى مى‌توانم بخوانم كه اين امر باعث تشديد كمردرد و زانودردم مى‌شود. از چند نفر نيز سؤال نمودم كه گفتند هر طورى كه راحت هستم نماز بخوانم؛ بنابراين خواهشمند است جهت اداى صحيح نماز، راهنمايى لازم را بفرماييد.

ج) در فرض مرقوم، اگر بتوانيد با تكيه به ديوار يا عصا ايستاده نماز بخوانيد، بايد بايستيد و در صورتى كه ايستادن حتى با تكيه دادن موجب تشديد بيمارى و يا مشقّت شديده باشد، نماز را نشسته بخوانيد.

س: اگر كسى تعادلش را در نماز از دست داده و به پهلو يا با صورت به زمين بخورد ولى هنوز رو به قبله باشد، در مورد نمازش چه حكمى دارد؟

ج) اگر صورت نماز به هم نخورده، مانعى ندارد.


قرائت و احکام آن‏

استفتائات جدید

س: اگر در هنگام خواندن حمد و سوره انسان كمى حركت كند آيا نماز را بايد دوباره بخواند؟

ج) اگر مختصر و به نحوى باشد که با استقرار و آرامش نماز منافات نداشته باشد، موجب بطلان نماز نمى‌گردد.

س: آيا بايد براى هر سوره در نماز قبل از بسم الله نيت همان سوره را كرد و بعد بسم الله آن را به نيت آن گفت؟

ج) لازم نيست.

س: آيا در نماز ظهر و عصر مى‌شود در رکعت اول و دوم «بسم الله الرحمن الرحيم» را بلند خواند؟

ج) مستحب است در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بسم الله» را بلند بگويد.

س. اگر در هنگام خواندن نمازهاى يوميه، خواندن حمد و سوره را در حين خميازه كشيدن ادامه دهيم، نماز ما چه حكمى دارد؟

ج) اگر قرائت صحيح خوانده شود، اشكال ندارد.

س: در جايى که سر و صدا زياد است اگر نماز ظهر يا عصر يا تسبيحات اربعه را آهسته بخوانم، صدايم به گوش خودم نمى‌‌رسد. آيا بايد آنها را بلند بخوانم؟

ج) بايد آهسته بخوانيد هر چند در مفروض سؤال.

س: اگر نمازگزار سهواً آيه‌اى از سوره را نخواند، حکم نماز او چيست؟

ج) اگر بعد از فوت محل تدارک متوجه شود، نمازش صحيح است.

س: آيا مى‌توان بعد از گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم»، سوره نماز را معين كرد، يا از سوره‌اى به سوره ديگر عدول نمود؟

ج) «بسم الله الرحمن الرحيم» در سوره حمد جزو سوره است ولى در سوره‌هاى ديگر قرآن جزو سوره نيست، پس اگر «بسم الله الرحمن الرحيم» را به قصد سوره‌اى خواند و تغيير قصد داد و سوره ديگر خواند، تکرار «بسم الله الرحمن الرحيم» لازم نيست.

س: مشغول خواندن نماز واجب يوميه هستيم کسى در خانه را مى‌زند و کسى نيست که درِ خانه را باز کند. آيا مى‌توان قرائت سوره (منظور سوره‌اى که بعد از حمد مى‌خوانيم) را ترک کرد؟

ج) مورد مذکور به خودى خود بدون ضرورت مجوّز ترک سوره واجب نيست.

س: آيا بايد حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه را بلند خواند؟

ج) مستحب است حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه، بلند خوانده شود.

س: بلند خواندن قرائت حمد و سوره نماز ظهر روز جمعه چه حكمی دارد؟

ج) اشكال ندارد.

س: آيا مى‌توان در نماز بعد از سوره حمد چند آيه از سوره‌هاى بزرگ مثل بقره را خواند؟

ج) در نمازهاى واجب يوميه، قرائت آياتى از قرآن کريم به جاى سوره کامل، مجزى نيست. ولى قرائت بعضى از آيات به قصد قرآن بعد از قرائت يک سوره کامل، اشکال ندارد.

س: کسانى که دندانهاى طبيعى آنان افتاده است و به همين علت نمى‌توانند قرائت نماز را بطور کامل ادا کنند آيا در صورت قدرت و تمکن بابد از دندانهاى مصنوعى استفاده کنند؟

ج) در صورتى که قرائت آنها بدون دندان اشکال دارد در صورت تمکّن بايد استفاده کنند.

س: دوست من در حال خواندن نماز صبح بود و حمد و سوره را آهسته می‌خواند. آيا بر من واجب است که به او بگويم؟

ج) اگر سهواً انجام داده است لازم نيست مگر اينكه جاهل به حكم باشد كه در اين صورت بنابر احتياط واجب از باب ارشاد جاهل تذكر دهيد.

س: من در چند نمازم بعد از سوره فاتحه (حمد) سوره‌ى قدر را مى‌خواندم، و بعد از مدتى فهميدم كه سوره را كامل نمى‌خوانده‌ام. آيا بايد نمازهايم را قضا كنم؟

ج) اگر نمازهاى گذشته را با اعتقاد به صحّت‏، به صورت مذکور خوانده‌ايد، در هر صورت قضاى آنها واجب نيست.


ذکر نماز

استفتائات جدید

س: تكرار اذكار چه طورى باعث بطلان نماز مى‌شود؟

ج) تكرار اذكار نماز اگر به حدّ وسواس برسد، نماز را باطل مى‌كند.

س: اگر ذكرى در نماز در حالت خميازه گفته شود قبول است يا نه؟

ج) اگر ذكر بطور صحيح ادا شود، اشكال ندارد.

س: در مورد آرام بودن بدن در نماز توضيح دهيد.

ج) موقع گفتن اذکار واجب و مستحب، بدن بايد حرکت نداشته باشد، ولى حرکت دست و انگشتان اشکال ندارد.

س: اداى يک بار ذكر ركعت سوم و چهارم نماز به جاى سه بار در حالت عادى چگونه است اين كار در مواقع اضطرار مثلاً سرعت بخشيدن به نماز فرادا براى رسيدن به نماز جماعت چه حالتى دارد؟

ج) ذکر يک بار تسبيحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نمازها حتى در حال اختيار مجزى است اگر چه مستحب، تکرار سه بار است.

س: اگر كسى به جاى تسبيحات اربعه حمد و سوره را بخواند آيا نمازش باطل مى‌شود؟

ج) اگر با قصد و اراده حمد را انتخاب كند و بخواند، اشكال ندارد ولى اگر فراموش كرد و بجاى تسبيحات اربعه حمد را خواند، اگر در حال ركوع يا بعد آن يادش آمد، نمازش صحيح است و اگر قبل از ركوع يادش آمد بايد مجدداً با اختيار و اراده يا حمد را بخواند و يا تسبيحات اربعه را بخواند؛ و در صورت انتخاب حمد بجاى تسبيحات، نبايد سوره را بخواند.

س: مى‌‌خواستم بدانم اگر در نماز ذکرى را بجاى ذکر ديگر بگوييم مثلاً ذکر سجده را بجاى رکوع يا بجاى تسبيحات اربعه حمد را بخوانيم حکم چيست؟

ج) در مورد ذكر ركوع و سجود، اگر به قصد ورود نباشد، مانعى ندارد و نسبت به تسبيحات اگر سهواً بجاى آن، حمد خوانديد و قبل از رکوع فهميديد، بايد دوباره تسبيحات بخوانيد ولى پس از رکوع نماز ‏صحيح است.‏

س: گفتن ذکر "بحول الله وقوته..." در هنگام بلند شدن درست است يا بايد بدن آرام باشد؟

ج) صحيح است و آرامش بدن لازم نيست.

س: در صورتى که مريض نتواند قرائت و ذکرهاى نماز را به حافظه بسپارد و همچنين قادر به خواندن از روى نوشته هم نباشد، آيا بر اطرافيان واجب است قرائت و ذکرهاى نماز را بلند بخوانند تا وى تکرار کند؟

ج) واجب نيست.

س1: تكرار كدام يك از اذكار، نماز را باطل مى‌كند؟ مثلاً ذكر تسبيحات اربعه يا ذكر ركوع و سجود را تا چند بار مجازيم تكرار كنيم؟ س2: ذكر قرائت حمد و سوره را چطور؟ مثلاً اگر اياك نعبد واياك نستعين را بد تلفظ كنيم مى‌توانيم تكرار كنيم؟

ج1) تکرار ذکر به قصد مطلق ذکر اشکال ندارد. ج2) در فرض سؤال تکرار به قصد احتياط اگر منجر به وسواس نباشد، اشکال ندارد.

س: دو بار گفتن تسبيحات اربعه در ركعات سوم و چهارم نماز چه حكمى دارد؟

ج) يك بار كافى است و دو بار موجب بطلان نيست البته بار دوم را به نيّت مطلق ذكر بگويد.

س: اگر كسى سهواً يا جهلاً ذكر ركوع يا سجده يا اذكار در حال قيام را در حال حرکت بدن بگويد و يا كسى مى‌دانسته ـ كه نبايد در حال حركت بدن ذكر ركوع يا سجود و يا هر ذكر ديگرى را بگويد ـ ولى آن را فراموش كرده باشد و يا بر اثر بى‌توجهى و غفلت و عادت، قسمتى از اذكار را در حال حركت ادا كرده باشد؛ مثلاً قبل از اينكه سر بر سجده گذارده و بدنش آرام گيرد، ذكر سجده را شروع كرده يا قبل از اينكه ذكر سجده‌اش را به‌طور كامل تمام كند سر از سجده برداشته باشد، در موارد فوق چه حكمى دارد؟

ج) اگر از روى جهل يا سهو يا فراموشى اذكار نماز را در حال حركت بگويد، نمازش صحيح است و در غير اين صورت نماز اشكال پيدا مى‌كند.

س: برخى به‌طور عرفى ياد گرفته‌اند كه در حال برخاستن از ركوع يا سجده ذكر «الله اكبر» بگويند و چه بسا توجهى هم به اين ندارند كه از باب استحباب مى‌گويند يا به قصد ذكر مطلق و يا تفاوت مستحب بودن ذكر و قصد ذكر مطلق را نمى‌دانند، در اين موارد كه در حال حركت بدن ذكر «الله اكبر» را مى‌گويند، نمازشان چه حكمى دارد؟

ج) مانع ندارد.

س: آيا در اذکار نماز، قصد وجه لازم است به اين صورت كه شخص نيّت كند كه اين ذكر را به نيّت استحباب مى‌گويد يا وجوب؟

ج) قصد قربت کند و قصد وجوب و ندب نکند.

س: در نماز جماعت ظهر و عصر برغم اينكه مأمومين صداى امام جماعت و اتمام سوره حمد را نمى‌شنوند عموماً پس از شنيدن «بسم الله الرحمن الرحيم» سوره بعد، ذكر الحمد لله رب العالمين را بر زبان جارى مى‌نمايند. با توجه به اينكه اين ذكر مخصوص پايان سوره حمد مى‌باشد آيا در اين صورت صحت نماز دچار اشكال نمى‌شود؟

ج) ذکر «الحمدلله رب العالمين» به عنوان مطلق ذکر خدا بعد از شنيدن «بسم الله الرحمن الرحيم» امام جماعت، اشکال ندارد.


رکوع

استفتائات جدید

س: اگر پس از قنوت اشتباهاً به سمت سجده برويم، پس از فهميدن و در همان حالِ خميده بازگشتن به ركوع چه حكمى دارد؟ وظيفه‌ى ما چيست؟

ج) اگر قصد رکوع داشتيد ولى به سجده رفتيد، چنانچه به سجده نرسيده يادتان آمد، بايد تا سر حدّ رکوع بلند شويد و ذکر رکوع را بگوييد و نماز را ادامه دهيد ولى اگر اصلاً رکوع يادتان نبود و به سمت سجده رفتيد و به سجده نرسيده يادتان آمد، بايد بلند شويد و از قيام به رکوع برويد.


سجده و احکام آن

استفتائات جدید

س: آيا در نماز واجب نشستن بين دو سجده واجب است در نماز مستحب چطور؟

ج) واجب است و تفاوتى ميان نماز واجب و مستحب نيست.

س: آيا واجب است که حتماً در هنگام سجده دو انگشت شست پا روى زمين قرار گيرد. اگر دو انگشت کنارى شست پا بزرگتر باشد و در هنگام سجده آنها نيز با زمين تماس داشته باشند اشکالى دارد يا خير؟ و اينکه اگر شست پاى کسى قطع باشد طبيعتاً انگشت کنارى شست با زمين تماس خواهد داشت در اين حالت آيا اشکالى به نماز فرد وارد است؟

ج) اگر شست پا دارد حتماً بايد سر انگشت شست به زمين برسد و نسبت به بقيه انگشتان وظيفه خاصى ندارد و تماس آنها با زمين اشکالى ندارد و اگر شست پا ندارد به همان شکل مذکور در سؤال اگر سجده کند، صحيح است.

س: آيا مى‌توانم بر دستمال کاغذى سجده کنم؟

ج) اگر از چوب و يا گياهان ساخته شده، مانع ندارد.

س: اکمال سجدتين در نماز در چه مقطعى انجام می‌شود؟ به محض قرار دادن پيشانى روى محل سجده بعد از تمام شدن ذکر سجده بعد از سر برداشت از سجده يا ....

ج) بعد از سر برداشتن از سجده دوم اکمال سجدتين است.

س: در نماز اگر در هنگام سجده پيشانى بر روى مهر مستقيم نخورد و چادر بر روى صورت قرار بگيرد و از پشت چادر پيشانى بر روى مهر قرار بگيرد چه حكمى دارد؟

ج) بايد آهسته بطورى كه سر بلند نشود چادر را از زير پيشانى بكشيد تا پيشانى بر مهر قرار گيرد.

س: آيا گذاشتن كف دست هنگام سجده بر روى زمين واجب است يا مى‌توان نصف كف دست را هم اكتفا كرد؟

ج) بايد تمام كف دست هنگام سجده، بر روى زمين گذاشته شود و گذاشتن نيمى از آن كافى نيست.

س: اگر در هنگام سجده اول سر يک لحظه از مهر جدا شود و دوباره روى مهر قرار بگيرد آيا دو سجده محسوب مى‌شود و ديگر سجده دوم را نبايد بجا آورد يا اينکه موجب بطلان كل نماز مى‌شود؟

ج) اگر سر بى‌اختيار برگردد و به مهر برسد يک سجده حساب مى‌شود و چون بى‌اختيار بوده سبب بطلان نماز نمى‌شود.

س: اگر در سجده دست مرد تا آرنج روى زمين باشد چه حکمى دارد؟

ج) اشکال ندارد، هر چند براى مردان مستحب است آرنج‌ها را از زمين جدا نگهدارند.

س: وظيفه‌ى ما در مورد مهرهايى كه سطح آنها تيره است، چيست؟ (چرا كه در اجوبة‌الاستفتائات چنين آمده كه اگر سطح مانعى بين پيشانى و مهر قرار گيرد نماز باطل است و تعدادى از مهرها نيز به دليل اينكه نمازگزاران پس از وضو با پيشانى مرطوب نماز مى‌گذارند سطحى تر دارند.)

ج) صِرف تيره شدن، مانع سجده نيست، اگر چرکِ روى آن ضخامت دارد و جِرم دارد، بايد آن را برطرف کرد.

س: اگر زنى براى اينکه چادرش را از روى مهر بردارد سرش را از روى مهر بلند کند و دوباره روى مهر بگذارد، نماز او چه حکمى دارد؟

ج) واجب است بدون اين که سر خود را از زمين بلند کند، پيشانى‌اش را حرکت دهد تا روى مهر قرار بگيرد. اگر بلند کردن پيشانى از زمين براى سجده روى مهر بر اثر جهل يا فراموشى بوده و اين عمل را فقط در يکى از دو سجده‌ى يک رکعت انجام داده، نمازش صحيح است و اعاده واجب نيست. ولى اگر اين کار با علم و عمد بوده و يا در هر دو سجده‌ى يک رکعت آن را انجام داده، نمازش باطل و اعاده آن واجب است.

س: كسى كه مى‌تواند نماز را ايستاده بخواند ولى نمى‌تواند به سجده رود، ركوع و سجده را چگونه انجام دهد؟

ج) بايد به هر مقدار كه مى تواند ولو با تكيه دادن به ديوار و امثال آن بايستد سپس به مقدارى كه مى‌تواند ركوع رود و در صورتى كه نمى‌تواند از حال ايستاده به ركوع رود، روى صندلى و مانند آن بنشيند و به ركوع رود پس از ركوع اگر مى‌تواند با وضع شش موضع ديگر سجده بر زمين سرش را خم كرده و بر مهرى كه روى ميز قرار دارد سجده نمايد، بايد اين چنين كند و اگر نمى‌تواند، احتياط در آن است كه مهر را بالا آورده و پيشانى را بر آن گذارده و اگر از وضع مساجد شش‌گانه ديگر بر زمين هم معذور است وظيفه او سجده با ايماء و اشاره است.

س: کسى که سجده را روى صندلى به جا مى‌‌آورد آيا مى‌‌تواند با کفش نماز بخواند؟

ج) مانع ندارد مگر آنكه بتواند ساير مواضع سجده را بر زمين بگذارد كه در اين صورت مراعات آن لازم است.


تشهد و سلام

استفتائات جدید

س: در سلام نماز اگر بجاى كلمه «ايها النبي» بگوييم «يا ايها النبي» اشكال دارد يا نه؟

ج) اگر سهواً بوده اشكال ندارد ولى عمداً نمى‌شود چيزى بر نماز افزود.

س: اگر كسى در نماز اشتباه كند و يك تشهد اضافه انجام دهد چه بايد بكند؟

ج) تشهد اضافى در صورتى كه از روى عمد نباشد، مخلّ به صحت نماز نيست.

س: نظر به اينكه سلام اول نماز مستحب است حكم دو سلام بعدى چه مى‌باشد؟ آيا گفتن يكى از دو سلام باعث خاتمه يافتن نماز مى‌شود؟

ج) سلامِ واجب نماز، يكى از اين دو سلام «السلام علينا و على عباد الله الصالحين» و «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» است و با گفتن سلام اول به قصد خروج از نماز، سلام دوم جزء مستحب نماز است.

س: اگر تشهد را فراموش کرديم چه کنيم؟

ج) اگر تشهد را فراموش کرديد و قبل از رکوع يادتان آمد، برگرديد و تشهّد را بجا آوريد والا بعد از پايان نماز، آن را قضا کنيد و دو سجده سهو بجا آوريد.

س: مى‌خواستم بدانم نمازگزار اگر بعد از صلوات تشهد وعجل فرجهم بگويد؟ آيا نماز باطل مى‌شود و اشكال دارد و يا خير؟

ج) به قصد ذکر و دعا مانع ندارد ولى نماز را به همان نحو که در رساله‌هاى عمليه بيان شده بجا آوريد.

س: در دوران نوجوانى به مدّت تقريباً يک سال در رکعت سوم نماز مغرب قبل از سلام نماز بدليل عدم آگاهى کامل تشهد بجا نمى‌آوردم. آيا واجب است قضاى تمام نمازهاى مغرب را بجا آورم؟

ج) در فرض سؤال نمازتان صحيح است ولى قضاى تشهد و سجده سهو را بايد بجا آوريد.‏

س: اگر در نماز چهار رکعتى پس از خواندن تشهد رکعت دوم اشتباهاً سلام نماز را بگوييم، وظيفه ما در ادامه نماز چگونه است؟

ج) اگر در جايى كه نبايد سلام نماز را بگوييد سهوا بگوييد: "السلام علينا و على عباد الله الصالحين" يا بگوييد: "السلام عليكم و رحمة الله و بركاته" بايد دو سجده سهو بجا آوريد، ولى اگر اشتباهاً مقدارى از اين دو سلام را بگوييد، يا بگوييد: "السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته" احتياط مستحب آن است كه دو سجده سهو بجا آوريد.

س: چرخاندن سر به دو طرف بعد از گفتن سلام نماز چه حکمى دارد؟ آيا مستحب است يا خير؟

ج) مانع ندارد ولى استحباب آن ثابت نيست.


مبطلات نماز

استفتائات جدید

س: مشغول نماز خواندن بودم مى‌خواستم به سجده بروم که پسر کوچکى از اقوام مهر مرا برداشت و من از روى مجبورى وقتى به سجده رفتم دو تا از انگشتان خود را زير سرم گذاشتم آيا نمازم درست است.

ج) اگر در يادگيرى مسأله كوتاهى كرده و وقت تنگ نبوده، بايد نماز را اعاده نماييد.

س: در چه شرايطى مى‌توان با کفش نماز خواند؟

ج) اگر مانع رسيدن انگشت شست پا باشد، جايز نيست مگر در نماز خوف.

س: در پايان سخنرانی‌ها خطيب يا سخنران می‌گويد: «والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته» آيا جواب اين سلام همچون سلام تحيت واجب است يا خير؟

ج) اگر خطيب يا سخنران در پايان صحبت به عنوان سلام بر حاضرين «السلام علكيم ورحمة الله» گفته باشد، جواب واجب است ولی جواب يك نفر از بقيه كفايت می‌كند. لكن در غالب موارد، چنين جمله‌ای دعا به حاضرين است نه سلام به آنان.

س: اقامه نماز در محلی كه موسيقی حرام پخش می‌شود يا به گوش می‌رسد چه حكمی دارد؟

ج) در فرض مرقوم نماز را در محل ديگری بخواند.

س: سلام دادن به اهل بيت (عليهم السلام) در نماز چه حكمی دارد؟

ج) سلام بر ائمه اطهار (عليهم السلام) در حال نماز، مبطل است.

س: گريه با صدا برای مصائب اهل بيت (عليهم السلام) در نماز چه حكمی دارد؟

ج) بنابر احتياط واجب ترك شود.

س: در صورت پاسخ به گوشی همراه با اذكاری چون تكبير و... نماز نمازگزار چه حكمی دارد؟

ج) به طور كلی اگر نمازگزار كلمه‌ای را به قصد ذكر بگويد و هنگام گفتن ذكر، صدا را به قصد فهماندن مطلبی به ديگری بلند كند، اشكال ندارد ولی اگر فقط به قصد فهماندن به ديگری بگويد، نماز باطل می‌شود.


سلام‏ کردن و جواب دادن

استفتائات جدید

س: اگر در نماز سلام كردند. آيا بايد جواب آنها را به عربى فصيح داد؟ يا مثلاً مى‌توان گفت «سلام عليكم»؟ در جواب سلام در نماز اگر طرف گفته سلام آيا مى توان مثل او گفت: «سلام»؟

ج) اگر کسى در نماز سلام کند ولو به صورت غلط به گونه‌اى که عرفاً صدق سلام کند واجب است جواب او را با «سلام عليکم» به طورى که اهل لسان آن را صحيح بدانند بدهد.


شکیات نماز

استفتائات جدید

س: شك در مورد تلفظ كلمات در غير قرائت (حمد و سوره) مثلاً در تكبيرة الاحرام چگونه است؟

ج) در فرض مذكور اگر شك در وقوع آن دارد در صورتى كه از محل نگذشته باشد، واجب است آن را بياورد و اگر از محل گذشته است به شك خود اعتنا نكند. ولى اگر شك در صحت و فساد آنچه كه انجام داده دارد نه شك در اصل وقوع آن، در اين صورت حتى اگر هنوز در محل باشد به شك خود اعتنا نكند، البته نسبت به غير از تكبيرة الاحرام و اركان ديگر در صورت اخير احتياط به اعاده قرائت و ذكر است به نيت قربت و در ركن احتياط به اتمام نماز و اعاده آن است.

س: در مورد شک کردن زياد در نماز و وضو و... تکليف چيست، در مورد شک در ارکان نماز چطور، آيا شخص کثير الشک مى تواند به شک در ارکان نماز هم اعتنا نکند لطفاً به تفصيل و به طور کامل توضيح دهيد؟

ج) در هر موردى که زياد شک کند، نبايد اعتنا نمايد.

س: اگر بعد از سر برداشتن از سجده شك كند كه يك سجده خوانده يا دو تا ولى احتمال بيشتر بدهد كه دو سجده بجا آورده بايد چه كار كند و حكم نمازهاى گذشته كه با احتمال دو سجده نماز را تمام كرده چيست؟

ج) در فرض سؤال اگر كثيرالشك نباشد، بايد يك سجده ديگر بجا آورد.

س: براى ظن قوى در ركوع و سجود مطلبى را فرموده بوديد. آيا كثيرالشك كه ظن قوى پيدا مى‌كند بايد به آن دستورات عمل كند يا به حكم كثيرالشك؟

ج) بايد به ظنّ خود عمل كند.

س: لطفاً شک بعد از سلام را توضيح دهيد خصوصاً اگر بعد از سلام فراموش کنيم که چند رکعت نماز خوانده‌ايم؟

ج) اگر بعد از سلام نماز در تعداد ركعات نماز شك كند در صورتى كه يك طرف شك او صحيح باشد مثلاً در نماز چهار ركعتى شك كند سه يا چهار يا پنج ركعت خوانده، اعتنا نمىكند ولى اگر هر دو طرف شك او باطل باشد مثلاً در نماز چهار ركعتى شك كند سه يا پنج ركعت خوانده است، نماز باطل است.

س: اگر نمازى را بخوانيم و بعد شک کنيم که آيا خوانده‌ايم يا نه آيا بايد نماز را اعاده کنيم يا خير؟ و در فرض اعاده چگونه بايد نيّت شود؟

ج) اگر شک مذکور بعد از گذشتن وقت نماز باشد، اعاده لازم نيست ولى اگر قبل از آن باشد، بايد دوباره آن را بخواند؛ و نيّت آن مانند ساير ‏نمازها است و گفتن آن به لفظ و گذراندن در ذهن لازم نيست.‏

س: اگر در بعد از برداشتن سر از سجده شک کنيم که يک سجده بجا آورده‌ايم يا دو سجده چه بايد کرد؟ در رکعات مختلف مثلاً رکعت سوم يا دوم تفاوتى دارد؟

ج) تا براى ركعت بعد بلند نشده‌ايد و يا وارد تشهد نشده‌ايد، بايد يک سجده ديگر بجا آوريد.

س. اگر كسى در سجده‌اى شك كند كه آيا اين سجده شكر پس از نماز بوده يا سجده آخرين ركعت نماز وظيفه چيست؟

ج) در فرض سؤال اگر يقين به فراغ نداشته باشد، سجده آخرين رکعت قرار بدهد و نماز را تمام کند.‏

س: وظيفه‌ى كثيرالظن در نماز (يعنى كسى كه زياد دچار ظن و گمان مى‌شود نه كثيرالشك) چيست؟

ج) اگر ظنّ در رکعات نماز باشد، بنا را بر آن بگذارد و اگر در افعال نماز باشد اگر وظيفه‌اش با شاک مختلف است ـ مثل اينکه گمان‌ به انجام دارد و در محل آن عمل است ‌ـ در مثل قرائت، قرائت را به قصد قربت مطلقه بخواند و نمازش صحيح است و در مثل رکوع دوباره رکوع را انجام دهد و بعداً نماز را بنابر احتياط دوباره اعاده نمايد.

س: در انتهاى نماز، در سجده شک کردم که در سجده شکر هستم يا سجده آخر نماز، تکليف چيست؟

ج) به قصد نماز ادامه دهيد و نمازتان صحيح است.

س: مواقعى، بعد از نماز يا وسط نماز شك مى‌كنم كه تشهد گفته‌ام يا نه. از يك نفر شنيده‌ام كه براى جبران سجده و تشهد فراموش شده، سجده سهو كافيست، ولى برادرم مى‌گويد اگر يقين نداشته باشيد كه گفته‌ايد‌، بايد نماز، دوباره خوانده شود. در اين مورد تكليف چيست؟

ج) شك در تشهد بعد از نماز يا شك در آن پس از قيام براى ركعت بعد، اعتبار ندارد و به‌طور كلى به شك در چيزى كه محل آن گذشته و همچنين شك بعد از سلام اعتنا نمى‌شود.

س: در نمازهايم خيلى شكاك شده‌ام. در مورد تلفظ صحيح كلمات هميشه دو دل هستم و هميشه در آخر، سجده سهو به‌جا مى‌آورم. مخصوصاً در نمازهاى ظهر و عصر كه بايد كلمات به آهستگى تلفظ شود، بيشتر شك مى‌كنم. آيا در اين نمازها اگر صداى اداى بعضى از حروف بلند شود، به وجوب اخفات در نماز ضررى نمى‌زند؟

ج) كثيرالشك به شك خود اعتنا نمى‌‌كند و همين كه به‌طور متعارف قرائت نماز را بر طبق لسان اهل زبان عربى بخوانيد كافى است و رعايت محسنّات تجويدى لازم نيست و موارد سجده‌ى سهو موارد مشخصى است كه در رساله‌هاى عمليه‌ مذكور است و در نمازهاى اخفاتيه همين كه در حال اداى حمد و سوره، صدا بدون جوهر باشد، صحيح است.

س: آيا اگر در نمازم مشكلى پيش بيايد كه حكم آن را ندانم و يا به آن‌‌چه مى‌دانم يقين نداشته باشم- اگرچه اين مسأله درمقدمات نمازم باشد- مى‌توانم نمازم را تمام كرده واحتياطاً دوباره آن را بخوانم؟

ج) كسى كه مسائل نماز از قبيل شكّيات و سهويات را نمى‌داند و احتمال مى‌دهد يكى از اين‌ها در نماز برايش پيش مى‌آيد، بايد قبل از نماز اين مسائل را ياد بگيرد و حتى براى اين كار نماز را به تأخير اندازد.

س: كثيرالشك به چه كسى مى‌گويند؟ آيا منظور از شك اين است كه دو طرف برايش يك مقدار احتمال را داشته باشد؟ آيا اگر كسى در يك نماز دو بار و در نماز بعدى يك بار شک کرد، كه مجموعاً در دو نماز پشت سر هم سه بار شك کرده است، آيا او كثيرالشك مى‌شود؟ آيا براى اينكه كسى كثيرالشك تشخيص داده نشود، مى‌بايست شك‌هاى سه‌گانه او در يك مورد خاصى باشد يا صرف شك كردن مورد نظر است و مصاديق آن مطرح نيست؟

ج) شك يعنى اينكه طرفين احتمال، مساوى باشند و كثيرالشك به كسى مى‌گويند كه در يك نماز سه مرتبه و يا در سه نماز پشت سر هم سه بار شك كند و شك او مربوطه به يك موضوع باشد.

س: منظور از ظن (گمان) در نماز چيست؟ حكم آن چه مى‌باشد؟ آيا كثيرالظن هم داريم؟ مثلاً اگر كسى گمان به انجام يك سجده دارد، حكمش چيست؟

ج) ظن همان احتمال راجح است؛ كه در مورد ركعات نماز حكم يقين را دارد و در افعال نماز چنانچه جزء مظنون، مثل قرائت باشد، بنابر احتياط واجب بايد آن را به قصد قربت مطلقه، انجام دهد و نمازش صحيح است؛ ولى اگر مثل ركوع باشد، بنابر احتياط بايد ركوع خود را به‌جا آورده و نماز را هم اعاده نمايد.


سهویات نماز

استفتائات جدید

س: در صورت فراموشى تشهد و در ابتداى رکعت سوم وظيفه مکلّف چيست؟

ج) در فرض مذكور بايد نشسته و تشهد خوانده شود و بعد از آن بقيه نماز انجام شود.

س: الف) نمازگزارى در ركعت سوم تشهّد و سلام را مى‌گويد و در حين گفتن ذكر سلام متوجه مى‌شود ركعت چهارم را نخوانده است. حال حكم نمازش چيست؟ ب) با توجه به سؤال قبل اگر بعد از اتمام ذكرِ سلام سريعاً بفهمد ركعت چهارم را نخوانده است آيا بايد نماز را دوباره بخواند؟

الف) بايد بلند شود و رکعت چهارم را بخواند و تشهّد و سلام نماز را بدهد و بعد دو سجده سهو براى سلام بى‌جا بجا آورد. ب) اگر هنوز کارى نکرده که نماز باطل شود، يعنى پشت به قبله نکرده و وضوى خود را هم باطل نکرده، بايد مثل مسأله قبل عمل کند.


سجده سهو

استفتائات جدید

س: اگر در نماز جماعت در ركعت دوم بعد از تشهد اشتباهاً سلام داده شود آيا سجده سهو لازم است؟

ج) اگر سلام دوم يا سوم را گفته، بنابر احتياط واجب بايد دو سجده سهو نمايد.

س: نحوه دقيق سجده سهو در نماز چگونه است؟

ج) بعد از سلام نماز فوراً نيت سجده سهو نماييد و پيشانى را بر چيزى که سجده بر آن صحيح است بگذاريد و مستحب است بگوييد: «بِسْمِ اللهِ و بالله، السلامُ عَليکَ ايّها النَّبى وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُه» و بعد بنشينيد و دوباره به سجده برويد و ذکر مذکور را بگوييد و بنشينيد و بعد از خواندن تشهد، سلام دهيد.

س: من از سن 9 سالگى تا 23 سالگى عادت داشتم كه در سلام نماز بجاى سلام‌هاى مناسب و صحيح نماز، قبل از «السلام عليكم ورحمة الله», بگويم «السلام عليك يا ابا عبدالله». از سن 23 سالگى, شخصى به من طريقه سلام كردن صحيح را گفت, حال حكم آن نمازهاى من چيست؟ از نماينده محلىِ معظم له كه سؤال كردم, جواب داد كه براى مطلب اضافه‌اى كه در نماز گفته‌اى، بايد براى هر نماز يك سجده سهو بجاى آورى ولى نمازهايم درست بوده زيرا «السلام عليكم و رحمة الله» براى تمام كردن نماز، كافى بوده است و لذا جوابتان را به صورت مستقيم مى‌خواستم. اگر همينطور است آيا سجده سهو براى 14 سال نماز يوميه زياد نيست، بعلاوه من در هر روز چند تا انجام مى‌دهم ولى باز هم بواسطه اين سجده‌ها درد زانو دارم. حال بايد چه كنم؟

ج) در فرض مذکور سجده سهو واجب نيست، اگر چه احوط است.

س: اگر شخصى عمداً سجده سهو را انجام ندهد، نماز او چه حكمى دارد؟

ج) معصيت كرده ولى نمازش باطل نمى‌شود و بايد سجده سهو را انجام دهد.

س1: اگر شخصى سجده سهو را فراموش كند و بعد از شروع نماز دوم، يعنى در بين نماز يادش بيايد كه سجده سهو نماز اول را انجام نداده است چه وظيفه‌اى دارد؟ س2: اگر شخصى بعد از نماز اول، سجده سهوى را كه بر او واجب شده بود، فراموش كند و در بين نماز دوم يادش بيايد، در صورت وجوب سجده سهو مجدّد در نماز دوم، تكليف او چيست؟ آيا بايد اول سجده سهو مربوط به نماز دوم را به‌جا آورد يا مربوط به نماز اول را؟

ج1) پس از اتمام نماز دوم، فوراً به‌جا آورد. ج2) رعايت ترتيب لازم نيست ولى بهتر است سجده سهو نماز دوم را مقدّم بدارد.

س: تأخير در انجام سجده سهو عمداً يا سهواً چه حكمی دارد؟

ج) عمداً جايز نيست.


نماز احتیاط

استفتائات جدید

س اگر بر نمازگزار خواندن يک رکعت نماز احتياط واجب شد و اشتباهاً در نماز احتياط، توحيد را خواند و بعد فهميد که توحيد را خوانده است وظيفه چيست؟ اگر در حين خواندن سوره توحيد متوجه شد که نماز احتياط است و خواندن توحيد لازم نيست وظيفه چيست؟

ج) اگر بعد از اتمام سوره فهميده، نمازش صحيح است و اگر در اثناى سوره فهميده همان جا سوره را رها كند و به ركوع رود و نمازش صحيح است.

س: در نماز ظهر بين ركعت سوم و چهارم شک كردم و يک ركعت نماز احتياط بر من واجب شد، اما فراموش كردم آن را بخوانم. در ركعت چهارم نماز عصر متوجه «آن يک ركعت نماز احتياط فراموش شده» شدم. تكليف من چيست؟

ج) وظيفه اين است كه نماز عصر را قطع كنيد و نماز احتياط را بجا آوريد و احتياطاً دوباره نماز ظهر را اعاده نماييد.

س: در نماز احتياطى كه به‌خاطر فريضه ظهر و عصر و عشا بر انسان واجب مى‌شود، آيا جهر يا اخفات خواندن سوره حمد بايد مراعات شود؟

ج) احتياط واجب آن است كه نماز احتياط، آهسته خوانده شود.


نماز قضا

استفتائات جدید

س: آيا نماز و روزه قضاى ميت مرد حتماً بايد توسط مرد بجا آورده شود يا اينكه زن هم مى‌تواند آن را به جا آورد؟

ج: زن مى‌تواند نماز و روزه ميت را ـ خواه مرد باشد يا زن ـ انجام دهد.

س: در نماز استيجارى اگر مثلاً شش ماه فقط نماز صبح و شش ماه نماز ظهر و عصر و شش ماه نماز مغرب و عشا خوانده شود صحيح است يا بايد به ترتيب روزانه باشد؟

ج) مانع ندارد مگر آن که در اجاره ترتيب خاصى شرط شده باشد.

س: در صورتى که فرد توانايى بجا آوردن قضاى روزه و نمازهاى فوت شده خود را نداشته باشد (نه از لحاظ مالى و نه جسمى) تکيف او چيست؟

ج) در مورد قضاى نماز اگر اميد به خوب شدن ندارد، واجب است به هر کيفيتى که مى‌تواند آن را انجام دهد و در هر صورت اگر انجام نداد بايد وصيّت کند تا پس از مرگ او بر طبق وظيفه عمل شود. ولى در صورت اميد به خوب شدن، احتياط آن است که تأخير بيندازد و در زمان خوب شدن آن را انجام دهد، ولى در مورد قضاى روزه اگر به هيچ وجه تا آخر عمر نتواند، بايد وصيّت کند که از مال خودش براى قضاى آنها اجير بگيرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد کسى بدون آن که چيزى بگيرد آنها را انجام مى‌دهد، باز هم واجب است وصيّت نمايد.

س: آيا نماز قضا را مى‌توان نشسته خواند؟

ج) با تمكن از ايستادن، صحيح نيست.

س: اگر بخواهم احتياطاً نمازهاى گذشته‌ام را دوباره بخوانم بايد به چه نيتى بخوانم؟

ج) به نيّت قضاى احتياطى.‏

س: اگر مسافر نمازش قضا بشود و به شهر خود برسد بايد نمازش را شکسته بخواند يا کامل؟

ج) اگر تا آخر وقت در مسافرت بوده و در سفر نمازش قضا شده، بايد بطور شکسته قضا کند.

س: مادر بنده مدت دو سال است که به بيمارى زونا مبتلا شده و ايستادن برايش بسيار مشكل است. آيا مى‌تواند نمازهاى قضاى خود را نشسته بخواند؟

ج) اگر اميد به خوب شدن ندارد، مى‌تواند نشسته بخواند وگرنه احتياط آن است كه تأخير بيندازد و در زمان خوب شدن آن را انجام دهد.

س: اگر شخصى نداند که نماز وى در بيرون از حدّ ترخص قضا شده يا در داخل آن، قضاى آن را بايد شکسته بجا آورد يا کامل؟

ج) در مفروض سؤال براى تحصيل يقين به فراغ ذمّه، بايد بين قضاى قصر و قضاى اتمام جمع كند.

س: فردى كه به علت بيمارى نمى‌تواند از بيرون آمدن باد معده، موقع نماز جلوگيرى كند و هر چه معالجه كرده است نتيجه نبخشيده است و احساس مى‌كند با توجه به مشكلات زندگيش اگر بخواهد منتظر بهبودى بنشيند، نمى‌تواند نمازهاى قضايش را به‌جا آورد، چنانچه نمازها را قضا كرد و بعداً بيمارى‌اش رفع شد آيا بايد دوباره نمازها را قضا كند؟ در صورتى كه مشقّت داشته باشد چه‌طور؟

ج) در فرض مرقوم كه اميدى به بهبودى نداشته، نماز قضاهايى كه خوانده، صحيح بوده و نياز به اعاده ندارد.

س: اخيراً در بعضى كتاب‌‌هاى ادعيه درباره كسانى كه فراموش كرده‌اند كه چه‌قدر نماز قضا دارند دستورالعملى را بيان كرده و مى‌گويند دليل آن روايت است و كيفيت بدين صورت است كه در روز معيّنى روزه گرفته مى‌شود و شب بعد از افطار آن روز، پنجاه ركعت (دو ركعتى) نماز خوانده شود و بعد از خواندن اين نمازها هرچه نماز قضا بر گردن او بوده همه برداشته مى‌شود. آيا چنين دستورالعملى معتبر است و مى‌تواند به آن‌چه در اين نوع كتب دعا آورده‌اند، اعتماد نمود؟

ج) انجام عمل مذكور موجب رفع تكليف و برداشت ذمّه نسبت به نمازهايى كه بر گردن دارند نمى‌شود و واجب است افراد مذكور به مقدارى كه يقين دارند، نمازهاى قضا را به‌جا آورند.


نماز قضای پدر و مادر

استفتائات جدید

س: آيا نماز آيات پدر و مادر بر گردن پسر بزرگتر است؟

ج) آنهايى كه قضا دارند، بر او واجب است.

س: در صورت فوت پسر بزرگ خانواده، آيا قضاى عبادات پدر بر پسر دوم نيز واجب مى‌شود؟

ج) تکليف قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است که هنگام وفات پدر زنده باشد، هر چند فرزند اول يا پسر اول پدر نباشد.

س: کسى که بيمارى آلزايمر داشته و اکنون فوت کرده آيا نماز و روزه بر او واجب بوده است؟ وظيفه‌ى ما در اين باره چيست؟

ج) اگر به حدّى كه عنوان جنون بر آن صدق كند نرسيده، نماز و روزه بر او واجب بوده است و در صورتى كه از او نماز و روزه فوت شده، قضاى آن بر عهده پسر بزرگتر مى‌باشد مگر آنكه نسبت به آن وصيّت كرده باشد و از ثلث مال او هم تجاوز نكند كه در اين صورت مى‌توانيد براى اين كار شخصى را اجير كنيد.

س: فردى كه خودش نماز قضاى واجب زيادى دارد؛ به‌گونه‌اى كه قضا كردن آنها چند سال طول مى‌كشد و از طرفى چون پسر بزرگ خانواده است نماز قضاى والدينش نيز بر گردن اوست و بضاعت مالى هم ندارد كه پول بدهد تا ديگران نماز والدينش را قضا كنند، چه تكليفى دارد؟

ج) بايد تا آنجا كه توان دارد به هر دو وظيفه عمل كند و هم نمازهاى قضاى خود و هم قضاى نماز پدر را انجام دهد و مقدارى را كه توان ندارد، وصيت كند.


نماز جماعت‏

استفتائات جدید

س: اگر گروهى از مؤمنين اصرار كنند كه بنده امام جماعت آنها شوم اما من هم پافشارى كنم كه نمى‌شوم چرا كه مى‌دانم عادل نيستم، آيا مى‌توانم امام جماعت شوم (بدون نيت امام بودن)؟

ج) امامت شما براى كسانى كه شما را عادل مى‌دانند اشكال ندارد و جماعت صحيح است و در عين حال اگر خودتان نخواستيد قصد امامت كنيد باز نماز شما صحيح است و اقتداء مؤمنين به شما نيز اشكال ندارد.

س: مأمومى كه در هنگام ركوع امام جماعت تكبيرة الاحرام گفته ولى به ركوع امام نرسيده وظيفه‌اش چيست؟

ج) اگر مأموم به ركوع رفته، نمازش فرادا مى‌شود و صحيح است و مى‌تواند براى درک جماعت آن را به مستحبى تبديل کند و اگر به ركوع نرفته، مى‌تواند نيّت فرادا كند و مى‌تواند صبر كند تا امام براى ركعت بعد برخيزد و آن را ركعت اول خود حساب كند؛ ولى اگر برخاستن امام به قدرى طول بكشد كه نگويند اين شخص نماز جماعت مى‌خواند، بايد نيّت فرادا كند.

س: در نماز جماعت حرم امام رضا (ع) گاهى اتفاق مى‌افتد كه در اطراف فرد تا چند نفر نمازشان شكسته است و زودتر به پايان مي‌رسد، سؤال بنده اين است كه آيا اتصال ما از بين مى‌‌رود و بايد نماز را فرادى ادامه دهيم يا نه؟

ج) در نماز جماعت لازم است مأموم از سمت جلو و يا سمت راست و يا سمت چپ به امام جماعت و يا به مأمومين اتصال داشته باشد (يعنى فاصله‌اش بيش از يک قدم نباشد)، پس اگر از هيچ يک از اين اطراف اتصال برقرار نباشد، نماز فرادا مى‌باشد.

س: زيد وارد مسجد شد ديد امام در ركوع است از فاصله چهارمترى بعد از گفتن تكبيرةالاحرام به سرعت حركت كرده و در ركوع به امام و مأمومين ملحق شده است نماز او چگونه است؟

ج) اگر طورى است که مى‌‌ترسد به رکوع امام نرسد با فاصله‌اى که صدق اقتدا بکند تکبير را مى‌‌گويد اگر چه فاصله طورى است که در حال اختيار جايز نيست و بعد به رکوع مى‌‌رود و بعد خود را به صف مى‌‌رساند.

س: در مساجدى كه به صورت گذرى قصد اقتدا بر امام داريم به نظر مى‌رسد امكان احراز عدالت فراهم نيست چون فقط به اندازه اقامه‌ى نماز توقف داريم. در اين صورت تكليف چيست؟ آيا مى‌توان اقتدا كرد؟

ج) اگر از راه اقتدا کردن افرادِ موجّه به آن شخص، اطمينان به عدالت او پيدا کنيد، کافى است.

س: اگر بالكن شبستان مسجد كه عده‌اى از مردان در آن مكان به امام اقتدا مى‌كنند داراى ديوارى باشد كه نمازگزاران در صف اول بالکن نتوانند صف جماعت را ببينند آيا اين اتصال صحيح است.

ج) محل اشکال است و احتياط ترک نشود.

س: اگر امام جماعت كارى كند كه به فتواى مرجع تقليد ما مبطل نماز باشد ولى احتمال بدهيم كه مرجع تقليد امام جماعت آن را مبطل نداند حكم اقتدا به اين امام جماعت چيست؟

ج) در فرض مذكور اقتدا به امام جماعت صحيح نيست.

س: تعريف، مفهوم و محدوده اصطلاح حُسْن ظاهر در احراز عدالت امام جماعت را به صورت شفاف و روشن بيان بفرماييد.

ج) حُسنِ ظاهر يعنى رفتار و کردار آن شخص که مشاهده مى‌شود بر طبق ميزان شرع است و گناهى از او ديده نشده است.

س: آيا در مکه يا مدينه در نمازهاى جماعت آنها وقتى که بين صفوف فاصله‌ى زيادى باشد (جلويى و عقبى) نماز خواندن ما با آنها اشکال دارد؟

ج) تا آن مقدارى که خود آنها اشکال نمى‌‌کنند، اشکال ندارد.

س: آيا اين سخن صحيح است كه مى‌گويند طلاب نمى‌توانند به غير از طلبه براى نماز جماعت اقتدا كنند؟ منظور از روحانى چه کسى است؟

ج) با دسترسى به روحانى به غير روحانى اقتدا نکنند، و منظور از روحانى کسى است که علاوه بر داشتن صلاحيتهاى لازم، ملبس به لباس مقدّس روحانيت نيز باشد.

س: وقتى كه مى‌خواهيم به امام جماعت در ركوع متصل شويم آيا بايد صبر كنيم كه ايشان در ركوع قرار بگيرند و بعد تكبير را بگوييم يا مى توان در حال رفتن امام به ركوع تكبير را گفت؟ و اگر شک در رسيدن به ركوع امام كرديم وظيفه ما چيست؟

ج) در ركعت اول و دوم خواه امام در حال قرائت يا در حال ركوع باشد داخل شدن در جماعت اشكال ندارد و در ركعت سوم و چهارم اگر پيش از ركوع امام به وى اقتداء نموده بايد حمد و سوره را خودش بخواند و اگر وقت براى خواندن سوره ندارد بايد لااقل حمد را تماماً بخواند و به ركوع امام برسد و اگر بداند كه با خواندن حمد به ركوع امام نمىرسد احوط آن است كه پيش از ركوع امام داخل نشود و اگر در حال ركوع امام اقتداء كرده و به مقدار ركوع خم شده و شک دارد كه به ركوع امام رسيده يا نه، نماز صحيح است ولى فرادى است.

س: آيا اگر مأموم مساوى با امام بايستد نماز كداميک باطل است؟

ج) بنابر احتياط جماعت باطل است و نماز امام در هر حال صحيح است و اگر مأموم به وظيفه منفرد عمل کند نمازش به طور فرادا صحيح است.

س: اگر کسى خودش مى‌داند که عدالت ندارد و گروهى مثلاً در يک ميهمانى خانوادگى به هنگام نماز او را به عنوان امام جماعت انتخاب کنند آيا مى‌تواند جلو بايستد و نماز بخواند يا بايد از اين کار پرهيز نمايد؟

ج) نماز آنان که او را عادل دانسته‌اند، صحيح است و بهتر آن است که قبول نکند ولى اگر قبول کرد هم نماز خودش و هم نماز مأمومين صحيح است.

س: اگر مأموم در قرائت ركعت اول اقتدا كند و به علت جمعيت زياد جماعت يا به علل ديگر رفتن ركوع امام را متوجه نشود و موقعى متوجه مى‌شود كه امام به سجده رفته در اين حال ركوع را انجام داده و خود را به سجده اول يا دوم امام مى‌رساند آيا در اين صورت نماز وى باطل است يا خير؟ اگر به سجده دوم امام هم نرسد و در تشهد به امام رسيد چه صورت دارد؟

ج) در فرض مذکور اگر خود را به سجده امام برساند، نمازش صحيح است و در غير اين صورت نماز جماعتش باطل شده و نماز فرادا مى‌شود و مکلّف بايد بقيه نماز را فرادا به آخر برساند.

س: اداى نماز در مساجد بصورت فرادا در هنگامى که نماز جماعت يوميه در آن توسط روحانى مسجد در حال برگزارى است چه حکمى دارد؟

ج) اين عمل اگر تضعيف نماز جماعت و اهانت و بى‌احترامى به امام جماعت محسوب شود، جايز نيست.

س: گاهى مشاهده مى‏شود كه هنگام برپايى نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبى، بعضى از حجاج از مسجد خارج مى‏شوند و يا در كنارى ايستاده و تماشا مى‏كنند، لطفا نظر مبارك را در اين باره مرقوم فرماييد.

ج) بايد جداً از اين كار اجتناب كنند.

س: برپايى نماز جماعت در ادارات چه حکمى دارد؟

ج) با توجه به اهميت خاص نمازهاى يوميه و تأکيد زيادى که بر اقامه نماز در اول وقت شده است و با توجه به فضيلت بسيار زياد نماز جماعت، مناسب است کارمندان، روشى را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات کار ادارى نماز واجب را به صورت جماعت در اول وقت و در کمترين زمان بخوانند ولى بايد به گونه‌اى مقدمات اين کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اول وقت بهانه و وسيله براى تأخير انداختن کارهاى مراجعه‌کنندگان نشود.

س: چگونه مى‌توان به عدالت امام جماعت پى برد؟

ج) از هر راهى که اطمينان به عدالت حاصل شود، اگر چه با اقتداى عدّه‌اى از اهل بصيرت و صلاح باشد کافى است بلکه حسن ظاهر نيز کفايت مى‌کند و در صورتى که عدالت محرز بوده، شک و ترديد فعلى مانع اقتدا نيست.

س: آيا خواندن نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا در زمان فضيلت و بطور فرادا افضل است يا اينکه هر دو نماز در وقت نماز اول و به جماعت خوانده شود؟

ج) هر دو را با جماعت بخوانيد افضل است.

س: کسى که می‌خواهد نماز جماعتش را به فرادا تبديل کند آيا در همه جاى نماز مثلاً بعد از دو سجده مى‌تواند اين کار را بکند يا جاهاى خاصى دارد؟

ج) محل خاصى معتبر نيست.

س. در صورتيكه در نماز جماعت، امام به قنوت (كه مستحب است) برود و مأموم سهواً به ركوع رفته و به دليل اصل تبعيت، مجدداً به همان قنوت ملحق شود، حكم چيست؟

ج) نماز مأموم در فرض مذكور صحيح است و چيزى بر او لازم نيست.

س: در صورتى که نماز جماعت در مسجد ديگر غير از مسجد محله پربارتر باشد (از نظر تعداد شرکت کنندگان يا از نظر معنويت حاکم بر سخنرانى و يا فضاى مسجد) آيا براى شرکت در هر يک از اين مساجد (مسجد محله و مسجد ديگر) مختار هستيم و اساساً شرکت در کداميک افضل است؟

ج) نسبت به شركت در هر يك از اين مساجد مخيّريد، هر چند مسجدى كه جامع است يا جمعيت شركت كنندگان در نماز جماعت آن بيشترند افضل است.

س: آيا در نماز جماعت، امام بايد نيت جماعت بکند؟

ج) نيّت جماعت لازم نيست ولى اگر بخواهد فضيلت نماز جماعت را درک کند بايد قصد جماعت نمايد.

س: اگر شخصى شك كند كه به ركوع امام (موقع اتصال به نماز جماعت) رسيده است يا خير؟ وظيفه‌اش چيست؟

ج) اگر به مقدار ركوع خم شود و چنين شكى كند، نماز او به صورت فرادا صحيح است.

س: آيا اقتدا كردن به امام جماعتى كه نمازش شكسته است صحيح مى‌باشد؟

ج) مانع ندارد هر چند كراهت دارد.

س: در صورتى كه بخواهيم در روز جمعه نماز ظهر و عصر خود را به صورت فرادا در منزل بخوانيم آيا بايد صبر كنيم تا نماز جمعه تمام شود يا اينكه مى‌توانيم در اول وقت نماز را بجاى بياوريم؟

ج) صبر كردن لازم نيست.

س: آيا هنگامى که امام جماعت نماز عصر را برگزار مى‌نمايد ، کسى که نماز ظهر را نخوانده مى‌تواند به امام جماعت اقتدا کند؟ اين مورد در خصوص نماز مغرب و عشا نيز مورد سؤال است.

ج) مانع ندارد.

س: آيا در نماز جماعت به محض قامت بستن امام مى‌توان اقتدا كرد يا بايد منتظر شد تا صفهاى جلوتر اقتدا كنند؟

ج) اگر مأمومينى كه بين او و امام ايستاده‏‌اند، بعد از اينكه امام جماعت شروع به نماز كرد، به طور كامل آماده اقتدا نمودن باشند، میتواند به نيّت جماعت وارد نماز شود.

س: موقع نماز جماعت آيا فرد مى‌تواند از جهت ارتفاع پايين‌تر از امام جماعت (تقريباً حدود 3 پله) قرار گيرد و به او اقتدا کند؟

ج) جايز نيست که مکان امام جماعت بلندتر از مکان مأمومين باشد.

س: در نماز جماعت فاصله بين صف‌ها چند متر يا سانتى متر بايد باشد؟

ج) احتياط آن است بيش از يک گام معمولى بين محل سجده مأموم و محل ايستادن امام (يا کسى که واسطه اتّصالى اوست) فاصله نباشد و از اين احتياطى‌تر آنکه هيچ فاصله‌اى نباشد.

س: اگر امام جماعت به خاطر سنّ زيادش نتواند نماز را تند بخواند اگر ما ذکر را زودتر از او بگوييم، آيا اشکال دارد و از ثواب جماعت کم مى‌شود؟ من مثلاً مى‌خواهم ثواب زيادى در نماز جماعت بگيرم آيا درست است که ذکر بيشتر بگويم و به اين خاطر از امام جماعت جلو بزنم؟

ج) در اذکار نماز متابعت از امام جماعت لازم نيست ولى در افعال نماز لازم است.

س: تغيير نيّت در اثناى نماز جماعت به فرادا چه حكمى دارد؟

ج) اشکال ندارد.

س: اگر امام جماعت در حال قرائت تشهد باشد و مأموم يک رکعت ديرتر اقتدا کرده باشد، نشستن در حالت تجافى واجب است يا مى‌توان به صورت معمولى هم نشست؟ ذکر تشهد چه طور، قرائت آن واجب است يا خير؟

ج) احتياط واجب آن است که به حال تجافى باشد و مى‌تواند تشهد بخواند و يا تسبيح بگويد.‏

س: در نماز جماعت نماز امام تمام شده و يکى از مأمومين در حال ادامه نماز خود به صورت فرادا است آيا مى‌توان به او اقتدا کرد؟

ج) اشكال ندارد.

س: اگر كسى تکبيره‌الاحرام را قبل از امام بگويد حکمش چيست؟

ج) نماز خود را بايد به صورت فرادا بخواند.

س: در نماز جماعت آيا واجب است نيّت كنيم به فلان امام جماعت يا امام جماعت حاضر اقتدا مى‌كنيم؟

ج) بايد امام را معين نماييد ولى دانستن اسم او لازم نيست مثلاً اگر نيّت كنيد: «اقتدا مى‌كنم به امام حاضر» نمازتان صحيح است.

س: آيا مى‌توان در نماز ادا به امام جماعتى كه نماز قضا را بجا مى‌آورد، اقتدا كرد؟

ج) اگر نماز قضاى حتمى باشد، مانع ندارد.

س: اگر در رکعت دوم نماز جماعت اقتدا کنيم، آيا در رکعت سوم امام (دوم خودمان), بايد هم حمد و هم سوره را بخوانيم, يا خواندن حمد به تنهايى کافى است؟ آيا بايد به رکوع رکعت سوم امام, برسيم؟ اگر نرسيديم چه؟

ج) اگر مى‌دانيد به ركوع امام نمى‌رسيد، به همان حمد تنها اكتفا كنيد والا سوره را هم بخوانيد و اگر به ركوع ركعت سوم نرسيديد، خود را به سجده امام برسانيد و نماز به جماعت صحيح است.

س: آيا اقتدا به امام جماعتى که حدود 30 درجه از جهت قبله منحرف گرديده است، صحيح مى‌باشد؟ و حدّ مجاز براى اين مطلب چقدر است؟

ج) اگر مأموم بداند كه امام بطورى از قبله منحرف شده كه رو به قبله بودن صدق نمى‌كند، اقتدا صحيح نيست.

س: آيا مأمومى‌ که بيمار است و روى‌ تخت يا ويلچر نماز مى‌‌خواند، موجب قطع اتصال صف‌ها مى‌‌شود؟

ج) مجرّد آن موجب قطع اتصال نمى‌شود.

س: آيا مأموم مرد تمام اذکار را بايد آرام بخواند يا اين که برخى اذکار (مثل قنوت يا ذکر رکوع و سجود) را مى‌تواند بلند بخواند؟

ج) مكروه است مأموم ذكرهاى نماز را طورى بگويد كه امام بشنود.

س: لطفاً بفرماييد در محله‌اى شيعى که احتمال اختلاف نيست آيا مجاز هستيم در نماز جماعت بين حمد و سوره براى نشر سنت حقيقى پيامبر "الحمد لله" را بلند بگوييم؟

ج) مکروه است که مأموم ذکر را بگونه‌اى بگويد که امام بشنود و براى نشر سنّت حقيقى پيامبر «الحمدلله» را آهسته بگوييد.

س: اگر در انتهاى نماز جماعت هنگام ذكر سلام كمى جلوتر يا عقب تر از امام جماعت نماز را به پايان ببريم آيا در نيّت جماعت اشكالى ايجاد مى‌‌گردد؟

ج) اشكال ندارد.

س: در نمازهايى كه حمد و سوره در آنها بايد بلند خوانده شود اگر در نماز جماعت در ركعت آخر به امام ملحق شويم آيا پس از ايستادن براى ركعت دوم بايد حمد و سوره را بلند بخوانيم؟

ج) در فرض سؤال بايد قرائت را بلند بخوانيد.

س: آيا نمازگزار در بين نماز جماعت مى‌تواند بدون آنکه حالت نماز خود را به هم بزند از صف عقبى به صف جلويى تغيير مکان دهد؟

ج) اگر در غير حال قرائت با فرض ضيق بودن صف باشد اشكال ندارد.

س: اخيراً شنيده شده كه نظر مبارك در باب كسى كه نمازش را به جماعت خوانده است اين است كه اعاده‌ى آن نماز به جماعت ديگر اماماً او مأموماً وجهى ندارد، خواهشمند است در اين خصوص و اينكه اگر جماعت دوم از جهاتى رجحان داشته باشد، آيا حكم همين است يا خير؟

ج) نمازى كه فرادا خوانده است مى‌تواند با اقتدا به امام جماعتى اعاده نمايد و نمازى را كه براى جماعتى امامت كرده مى‌تواند يك بار ديگر براى جماعت ديگر امامت كند، در غير اين دو صورت اعاده وجهى ندارد هر چند جماعت دوم داراى رجحان باشد.

س: اگر فرد از خاطرش برود كه گوشى تلفن همراه خود را قبل از نماز جماعت خاموش نمايد و در بين نماز، گوشى زنگ‌ بزند، آيا مى‌تواند گوشى را از جيب در آورده و خاموش نمايد؟

ج) خاموش كردن آن اگر صورت نماز را بهم نزند اشكال ندارد.

س: در صورتى که امام جماعت، علاوه بر خواندن نماز بصورت تمام، يكبار ديگر نماز را احتياطاً شکسته هم بخواند آيا مى‌توان به او در نماز احتياطى شكسته اقتدا کرد؟

ج) اقتدا به نمازى كه احتياطاً خوانده مى‌شود، صحيح نيست.

س: اگر قبل از اتمام تسبيحات اربعه در نماز جماعت، امام به ركوع رفت، آيا بايد تسبيحات را تمام كرده سپس به ركوع برويم يا براى متابعت از جماعت تسبيحات را ناتمام بگذاريم؟

ج) در صورتى که مى‌دانيد اگر تسبيحات را تمام كنيد، به رکوع امام نمى‌رسيد در صورتى كه يكبار آن را خوانده‌ايد، بايد آن را رها كرده و به ركوع برويد.

س: اگر نماز جماعت ظهر به امامت فردى و نماز جماعت عصر به امامت فرد ديگرى برگزار گرديد و پس از نماز عصر، امام جماعت اول (نماز ظهر) بيان کرد که من براى نماز وضو نداشته‌ام، وظيفه مأمومين در اين باره چيست؟ آيا دوباره بايد نماز ظهر و عصر را بجا آورند؟ و يا اينکه فقط نماز ظهر کافى است؟ و يا نماز مأمومين صحيح است؟

ج) در فرض سؤال نماز مأمومين صحيح است.

س: اگر بعد از نماز متوجه شوند كه از اول نماز جماعت، اتصال صفوف برقرار نبوده است، نماز نمازگزاران چه حكمى دارد؟

ج) در فرض سؤال نماز آنها صحيح است.

س: امام جماعت در ركعت سوم و مأموم ركعت دوم نماز است. در صورتى‌كه مأموم بخواهد سوره حمد را تا آخر بخواند امام سر از ركوع برمى‌دارد و وارد سجده مى‌شود. در اين حال آيا مأموم مى‌تواند سوره حمد را رها نموده و همراه امام ركوع را به‌جا آورد؟ يا اينكه بايد سوره حمد را تا آخر بخواند و اگر به ركوع امام نرسيد، بعد از حمد سوره را نيز بخواند و نمازش را فرادا نمايد؟

ج) بايد حمد را تا آخر بخواند و اگر در سجده دوم هم به امام برسد، نماز جماعتش صحيح است.

س: در آخر نماز، امام جماعت سلام نماز را سريع مى‌خواند و سلام مأموم به طول مى‌كشد آيا مأموم پس از پايان نماز امام بايد نيت فرادا نمايد و يا اينكه خودبه‌خود و بدون عدول از جماعت به فرادا، تبديل به فرادا مى‌گردد؟

ج2) لازم نيست نيت فرادا كند.

س: در نماز جماعت براى اينكه مأموم به سجده امام برسد، آيا مى‌تواند در ذكر ركوع يك بار «سبحان الله» بگويد و به سجده برود يا خير؟

ج) بايد ذكر را كامل بگويد و خود را به سجده برساند و در صورتى كه به سجده اول نرسيده، در سجده دوم ملحق شود.

س: اگر به هنگام نماز جماعت مشكلى براى امام جماعت پيدا شود به‌طورى كه نتواند به نماز ادامه دهد، در اين صورت وظيفه مأمومين چيست؟

ج) اگر در صف جلو فرد واجد شرايطى بود و جلو ايستاد مأموم مى‌تواند بقيه نماز را با او ادامه دهد يا فرادا بخواند.

س: اگر امام جماعت در حين نماز اشتباه كند مثلاً در ركعت دوم پس از سجده دوم بدون خواندن تشهد بلند شود در اين صورت چگونه بايد او را متوجه اشتباه كرد؟

ج) لازم نيست او را متوجه كنيد شما به وظيفه خود اقدام نماييد.

س: اگر كسى در ركعت چهارم نماز چهار ركعتى به امام اقتدا كرد، هنگامى كه امام تشهد و سلام را مى‌خواند آيا بايد تا پايان نماز امام جماعت به صورت تجافى بنشيند يا اين كه مى‌توان قبل از خواندن تشهد از طرف امام بلند شده و ركعت دوم را شروع كند؟

ج) در ركعت آخر تجافى لازم نيست، گرچه موافق احتياط است.

س: اگر نماز امام و مأموم، هر دو احتياطى است يعنى هر دو براى يك ميّت نماز مى‌خوانند يا براى دو ميّت ولى‌ هر دو نفر نماز فوت شده حتمى ندارند، آيا اين جماعت درست است يا نه؟

ج) اگر جهت احتياط امام و مأموم يكى باشد، اقتدا مانع ندارد.

س: در دعوايى، شخصى روحانى و امام جماعت مى‌داند حق با كدام يك از متخاصمين است. اما براى اداى شهادت در محكمه حاضر نمى‌شود و از شهادت دادن كتبى نيز خوددارى مى‌نمايد. عمل اين روحانى از نظر شرعى چه حكمى دارد و آيا از عدالت ساقط مى‌شود؟

ج) صِرف امر مذكور موجب سقوط عدالت نيست.

س: آيا به‌‌واسطه افراد يا فرد مميّز و غير مكلّف اتصال نماز جماعت برقرار مى‌شود؟ مكلّفين چگونه بايد اتصال برقرار كنند تا نمازشان صحيح شود؟

ج) در صورت عدم يقين به برقرارى اتصال، نماز باطل است.

س: اگر مأموم سهواً يا به‌خاطر ندانستن مسأله در ركعت اول و دوم حمد و سوره را بخواند، آيا نمازش صحيح است يا بايد اعاده و قضا نمايد؟

ج) در فرض سؤال، اعاده و قضا ندارد.

س: برخى نمازگزاران، موقع اقامه‌ى مثلاً نماز عصر به جماعت ملحق مى‌شوند و با اقتداى نماز ظهر خويش به امام، معمولاً زمان انجام قنوت در ركعت دوم از جماعت منفصل و بقيه نماز ظهر را به صورت فرادا اقامه كرده تا اين كه در ركعت سوم مجدداً به جماعت محلق و نيت اداى دو ركعت نماز عصر ‌بنمايند. از آن جايى كه به نظر بعضى‌ها اقامه نماز به شكل فوق محل اشكال است، مستلزم اعلام نظر مبارك حضرتعالى به مؤمنين مى‌باشد.

ج) اشكال ندارد.

س: نماز جمعه را چه‌طور بايد نيت کرد؟ (واجب قربة الى الله يا رجاء قربة الى الله و يا استحباباً قربة الى الله و يا هيچ‌كدام نباشد تنها نماز جمعه يا جماعت مى‌خوانم قربة الى الله؟)

ج) گفتن نيت به زبان لازم نيست و قصد كافى است و در فرض مذكور مى‌تواند به قصد واجب و يا صرف خواندن نماز جمعه انجام دهد.

س: اگر امام جماعتى بعد از [گفتن] تكبيره‌الاحرام و اقتداى مأمومين، نمازش را به‌ دليل اشتباهى بشكند و مجدّداً تكبيره‌الاحرم بگويد، حكم نماز مأمومين چيست؟

ج) در فرض سؤال، نماز مأمومين به صورت فرادا صحيح است.

س: آيا مأمومى كه مى‌داند امام چند درجه [به ميزان كم] از قبله منحرف ايستاده است مى‌تواند به وى اقتدا كند؟ و در صورت صحتِ اقتدا، وظيفه‌ى مأموم در رعايت جهت قبله چيست و آيا مأموم وظيفه دارد امام را از انحرافش از قبله آگاه كند؟

ج) اقتدا مانعى ندارد ولى مأموم جهت صحيح را مراعات مى‌كند و لازم نيست به امام اطلاع دهد.

س: تا چه مقدار اگر از امام جماعت عقب بمانيم، جماعت ما صحيح است؟

ج) تا زمانى كه در دو ركن پى‌در‌پى از امام جماعت عقب نيفتاده‌ايد، جماعت صحيح است.

س: حداكثر فاصله ميان افراد در جماعت چه از بغل و چه از پشت تا چه‌قدر باشد نماز جماعت صحيح است؟

ج) اگر به اندازه‌ گشادى بين دو قدم فاصله باشد، اشكال ندارد.

س1: چه ويژگى‌هايى را بايد در مسلمان مؤمن احراز كنيم تا بتوانيم نماز جماعت را به امامت او ادا كنيم؟ (صفات امام جماعت، اعم از صفات سلبى يا ثبوتى). س2: در چه حالاتى نزد شارع، تبديل نماز جماعت به فرادا قبيح نيست؟ اگر بدون دليل نماز جماعت را تبديل به فرادا كنيم موجب بطلان و وجوب اعاده نماز مى‌شود؟

ج1) امام جماعت بايد بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و حلال‌زاده و عادل باشد و اگر مأموم مرد است، امام مرد باشد. ج2) انسان در بين نماز جماعت مى‌تواند نيّت فرادا كند و اگر به‌واسطه عذرى بعد از حمد و سورهِ امام، نيّت فرادا نمايد، لازم نيست حمد و سوره را بخواند.

س: نظر مبارك‌تان راجع به روشن يا خاموش نمودن گوشی همراه، ضمن اقامه نماز چيست؟

ج) حكم خاصی ندارد؛ لكن با توجه به اهميت حضور قلب در نماز، شايسته است كه برای درك اين موضوع مهم و برای اتصال به منبع لايزال، تلفن همراه از قبل قطع و خاموش باشد.


حکم امام جماعتی که قرائت وی صحیح نیست‏

استفتائات جدید

س1) در نماز جماعت ظهر و عصر و يا در ديگر نمازها که قرائت امام به گوش نرسيده و صحت قرائت امام احراز نمى‌شود، وظيفه چيست؟ س2) آيا «عدالت» و «صحت قرائت» دو شرط اساسى براى امام جماعت مى‌باشد؟ س3) آيا داشتن «لهجه عربى» جزء «صحت قرائت» محسوب مى‌شود؟

ج1) اگر در صحّت قرائت امام شک داريد مى‌‌توانيد اصل را بر صحّت گذاشته و وارد جماعت شويد. ج2) عدالت شرط اساسى براى امام جماعت است که مأموم بايد آن را قبل از ورود به جماعت ولو از راه حُسن ظاهر احراز نمايد ولى اگر پس از نماز، کشف خلاف شد، ضررى به نمازهاى قبلى نمى‌‌زند ولى صحت قرائت را مى‌شود قبل از ورود به جماعت با اصالة الصحة احراز کرد. ج3) داشتن لهجه عربى جزو «صحّت قرائت» نيست.

س: اگر امام جماعت تلفظ يکى از کلمات تشهد را يقيناً صحيح نخواند و على‌رغم تذکر به وى اصلاح نکند حکم نماز چيست؟

ج) در فرض مذکور در صورتى که امام توانايى بيش از قرائت مذکور را ندارد، ‏اقتدا کردن مانعى ندارد.

س: اگر امام جماعت آيه‌اى از سوره را نخواند و مأموم در حين قرائت متوجه بشود، وظيفه‌ى مأموم و حکم نماز امام جماعت چيست؟

ج) در فرض سؤال به نحوى ـ هر چند با گفتن ذکر يا خواندن آيه ـ امام جماعت را متوجه نمايد و در غير اين صورت مأموم نيت فرادا نمايد و سوره را بخواند.

س: نسبت به قرائت نماز بعضى از ائمه جماعات كه تلفظ حروفى مثل ذال، ضاد و ... را نمى‌توانند فصيح و عربى ادا كنند، چه بايد كرد؟ اقتدا به ايشان به خصوص براى كسانى كه افصح هستند چه حكمى دارد؟ و آيا ايشان (ائمه جماعات)‌ نسبت به عموم مردم در اين خصوص مسئوليتى ندارند؟

ج) رعايت نكات و محسّنات تجويدى لازم نيست؛ همين كه قرائت او نزد اهل لسان صحيح باشد، اقتدا جايز است و در صورت شك نيز اقتدا صحيح است.


امامت شخص ناقص‏ العضو

استفتائات جدید

س: همسرم روشندل هستند و من دوست دارم كه در منزل با ايشان نماز جماعت بخوانم آيا از نظر شرعى مانعى وجود ندارد؟

ج) مانع ندارد.

س: كسى كه يك دست معيوب دارد و نمى‌تواند در هنگام سجده دست خود را به صورت كامل بر زمين بگذارد، آيا مى‌تواند به عنوان امام جماعت به برپائى نماز اقدام كند؟

ج) اگر بتواند تمام کف دست يا قسمت معتنابهى از آن را در حال سجده بر زمين بگذارد به نحوى که تکيه بر زمين داشته باشد، امامت او اشکال ندارد.

س: شخصى‌ به علت بيمارى‌ که دارد نمى‌‌تواند نمازهاى‌ صبح و مغرب و عشا را با صداى‌ بلند بخواند، آيا اقتدا به او در آن نمازها صحيح است؟

ج) محل اشكال است.


شرکت زنان در نماز جماعت‏

استفتائات جدید

س: اين كه مى‌‌گويند زن در نماز مى‌‌تواند به شوهرش اقتدا كند، آيا به اين معنى است كه لازم نيست شوهر تمام شروط امام جماعت را داشته باشد؟

ج) در اقتداى زن به شوهر مثل ساير نمازهاى جماعت، تمام شرايط معتبر است.

س: بانوان در بالكن مسجدى كه به وسيله ديوارى آجرى كه تا سقف ادامه يافته و تنها سه باب پنجره يک متر در يک متر آن را از شبستان عمومى جدا مى‌کند، نماز جماعت را به جا مى‌آورند، اين در حالى است که امام جماعت و نمازگزارانِ مرد، قابل رؤيت نيستند. خواهشمند است نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) را در اين مورد اعلام فرماييد.

ج) در صورتى كه شبستان و بالكن مذكور عرفاً يك محل حساب شوند، نماز صحيح است.


اقتدا به اهل سنت‏

استفتائات جدید

س1: در اكثر مأموريت‌هاى منطقه‌اى در مساجد اهل تسنن حضور پيدا مى‌كنيم. آيا مى‌توانيم نماز را با آنها به جماعت بخوانيم يا بايد فرادا به‌جا آوريم؟ س2: شركت در مراسماتى مثل نماز ميّت، مجلس ترحيم و مراسم‌هاى جشنى که از طرف اهل سنت برگزار مى‌شود چه حكمى دارد؟

ج1) شركت در نماز جماعت آنها براى‌ حفظ وحدت اسلامى جايز و صحيح است و اعاده لازم نيست. ج2) در هر صورت شركت در نماز و مراسم آنها براى حفظ وحدت اسلامى اشكال ندارد آنچه مؤثر در فشرده شدن صفوف مسلمين شود، مطلوب و احياناً لازم است.


نماز جمعه

استفتائات جدید

س: محضر جنابعالى عرض مى‌شود که آيا مى‌شود در نماز جمعه يك نفر خطبه نماز جمعه را بخواند و نفر ديگرى نماز جمعه را بخواند؟

ج) صحيح و مجزى نيست، بلكه بايد خطيب و امام هر دو يكى باشند.

س1) اگر نماز جمعه را يك ساعت بعد از اذان ظهر خوانديم آيا بايد نماز ظهر را هم بخوانيم؟ س2) اگر نماز جمعه را بيشتر از دو ساعت بعد از اذان ظهر خوانديم، آيا بايد نماز ظهر را هم بخوانيم؟

ج1) در فرض مذكور نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است و بجا آوردن نماز ظهر لازم نيست. ج2) وقت نماز جمعه از اول زوال خورشيد شروع مى‌شود و احوط آن است كه از اوائل عرفى زوال در حدود يكى دو ساعت به تأخير نيافتد و اگر بيش از دو ساعت بعد از زوال، نماز جمعه خوانده شده، احتياط در بجا آوردن نماز ظهر مى‌باشد.

1- آيا نماز جمعه واجب است ؟ 2- در صورت واجب بودن اگر بيش از سه هفته به نماز نروم حكم چيست؟

ج1و2) واجب تخييرى است و شايسته نيست که مؤمنين از انجام آن که (داراى فضيلت و اهميّت زيادى است) خوددارى نمايند.

س: خواندن و بجا آوردن نماز قضا يا نماز مستحبى از سوى شخص در هنگام خواندن خطبه‌هاى نماز جمعه توسط امام جمعه چه حكمى دارد؟ آيا داراى ايراد مى‌باشد؟

ج) بطور کلى آنچه که موجب گوش ندادن و از بين رفتن فايده خطبه مى‌شود، بايد ترک شود.

س: اگر شخصى در ركعت دوم نماز جمعه برسد، ادامه نماز او چگونه خواهد بود؟ و آيا كفايت از نماز ظهر مى‌كند؟

ج) ركعت ديگر را فرادا بجا آورد و كفايت از نماز ظهر مى‌نمايد.

س: در صورتى كه بخواهيم در روز جمعه نماز ظهر و عصر خود را به صورت فرادا در منزل بخوانيم آيا بايد صبر كنيم تا نماز جمعه تمام شود يا اينكه مى‌توانيم در اول وقت نماز را بجاى بياوريم؟

ج) صبر كردن لازم نيست.

س: اگر در ركعت دوم نماز جمعه برسيم حكم چيست؟

ج) ركعت اول را با ركعت دوم امام جمعه بخوانيد و ركعت دوم را فرادا بخوانيد.

س: آيا خواندن نماز واجب يا مستحبى بين خطبه‌ها و اقامه نماز جمعه جايز است يا خير؟

ج) مانعى ندارد.

س: اگر خطيب جمعه مقدارى از خطبه اول را بعد از دخول وقت ايراد كند, بدون اينكه تحميد وصلوة را اعاده نمايد و بعد نماز جمعه را اقامه كند, نماز باين صورت از ظهر مجزى است يا نه؟

ج) در فرض مزبور هم نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است.

س: اگر دو محل اقامه‌ى نماز جمعه داراى دو طريق تردد باشد كه فاصله در يك طريق كمتر از يك فرسخ شرعى باشد، آيا اقامه نماز جمعه در هر دو محل صحيح است؟

ج) با فرض فاصله بين دو محل اقامه‌ى نماز جمعه به كمتر از يك فرسخ شرعى ولو از يكى‌ از دو طريق متعارف تردد بين دو محل، بيش از يك نماز جمعه صحيح نيست.


نماز عید فطر و عید قربان‏

استفتائات جدید

س: آيا در حال حاضر و بسط يد ولى فقيه، اقامه نماز عيد فطر و قربان فقط توسط ولى فقيه و نمايندگان وى که مجاز به اقامه هستند بايد انجام شود يا اين‌ كه ائمه جماعات هم در مساجد و جاهاى ديگر مى‌توانند اقامه نمايند؟

ج) اقامه نماز عيد براى‌ غير منصوبان از طرف ولى فقيه به قصد رجا، نه به قصد ورود، اشكال ندارد ولى اگر مصلحت اقتضا كند كه يك نماز عيد در شهر برگزار شود، بهتر است كه غير از منصوب از طرف ولى فقيه كسى متصدّى اقامه‌ى آن نشود.

س: اگر کسى به رکعت دوم نماز عيد فطر يا قربان و رکعت دوم نماز جمعه برسد چه وظيفه‌اى دارد؟

ج) باقى نماز را خودش بجا آورد.

س: اگر شخصى در تعداد قنوت‌هاى نمازهاى عيد سعيد فطر و قربان شك كند كه آيا پنج قنوت خوانده يا چهار قنوت، نمازش چه حكمى دارد؟

ج) اگر از محل آن تجاوز نكرده، بنا را بر اقلّ بگذارد.


نماز استیجاری‏

استفتائات جدید

س: خواستم ببينم آيا در نماز استيجارى اكتفا به واجبات كافى است يا خير؟

ج) اگر شرط نکرده باشد که چگونه بجا آورد، بايد مستحبّاتى را که معمولاً افراد عادى بجا مى‌آورند بجا بياورد.

س: اگر كسى چند روز نماز يا روزه استيجارى گرفته باشد اما اسم منوب‌عنه را فراموش كرده و امكان پرسيدن اسم او هم نباشد، وظيفه‌اش در اين باره چيست؟

ج) در فرض مذكور ذكر اسم منوب‌عنه لازم نيست بلكه همين مقدار كه اشاره به شخص خاصى شود، كفايت مى‌كند.

س: بنده از طرف وصى ميت اجير نشدم. بلكه شخصى اجير- با اذن يا بدون اذن- به علت كمبود وقت، مقدارى از نماز استيجارى‌ خود را با مقدارى پول به بنده داد ، آيا اين‌گونه اجاره‌ى نماز صحيح است يا خير؟ اگر صحيح نيست تكليف نمازهايى كه خوانده شده چيست؟

ج) شما نسبت به آن تكليفى نداريد.

س: شخصى نماز استيجارى گرفته بوده و بنده براى كمك به ايشان تبرعاً مقدارى از آن نماز را به عهده گرفتم. اولاً نمى‌دانم كه آن شخص اذن اين كار را داشته يا نه، دوماً نتوانستم سر مدت تعيين شده نماز را بخوانم و هنوز مقدارى از نماز باقى مانده است. آيا بنده بايد بقيه نمازها را خودم بخوانم يا به ايشان برگردانم؟ تكليف آن مقدار را كه نخوانده‌ام چيست؟

ج) اگر اجير مجاز به اجاره غير هم بوده، نمازهايى را كه خوانده‌ايد، صحيح است و نسبت به بقيه موضوع را به اطلاع اجير برسانيد.

س: پدر اينجانب شش سال نماز استيجارى گرفته بود كه خود آن مرحوم يكسال آن را خوانده ولى پنج سال ديگر باقى مانده است. به واسطه ناآگاهى از مسأله‌، چهار سال آن را بدون اجازه ورثه‌ى كسى كه نماز از او قضا شده، خوانده‌ايم و يك سال ديگر باقى است. اولاً تكليف ما در مورد آن چهار سالى که بدون اجازه ورثه خوانده‌ايم چيست؟ و ثانياً‌ براى خواندن يک سال باقى مانده، آيا بايد از ورثه آن مرحوم اجازه بگيريم ؟

ج) اگر اجاره مشروط به مباشرت پدرتان بوده است، نسبت به مقدار باقى مانده اجاره باطل مى‌شود و تابع رضايت و اجازه‌ى صاحبان مبلغ مذكور مى‌باشد.

س: بنده به دليل مشكلات زياد مالى كه داشتم از دفتر حضرت امام خمينى (قدس سره) نماز و روزه گرفتم. ولى بعداً نتوانستم در سر قرار، آن را تمام كنم و حال پولى ندارم كه پس بدهم. وظيفه‌ام چيست؟ بعد از وقت مى‌توانم انجام دهم؟ با آن پول سجاده و لباس خريده‌ام آيا نمازم با آنها درست است يا خير؟

ج) اگر براى شما به منظور انجام نماز و روزه وقتى معيّن كرده‌اند در اين صورت انجام آن بعد از گذشت مدت صحيح نيست مگر با اجازه شخصى كه شما را اجير كرده است و اگر بدون اجازه انجام دهيد مستحّق اجرت نمى‌باشيد.

س: اگر شخصى به اجرت دويست هزار تومان، اجير شود تا يک سال نماز بخواند؛ الف: آيا آن شخص مى‌تواند نماز را به كسى ديگر بدهد تا تبرعاً بخواند ولى خودش آن مبلغ را بردارد؟ ب: آيا شخص مى‌تواند همه نمازها را به كسى ديگر بدهد و در مقابل سى‌هزار تومان اجرت به او بپردازد و صد و هفتاد هزار تومان براى خود بردارد؟ مرحوم حضرت امام (ره) در تحريرالوسيله [القول في صلاة الاستيجار مسأله 9] مى‌فرمايند: «لو تقبّل العمل من دون أن يؤاجر نفسه له يجوز أن يستأجر غيره له لكن حينئذٍ لا يجوز أن يستأجره بأقلّ من الأجرة المجعولة له على الأحوط، الا اذا أتي ببعض العمل و إن قلّ». آيا اين «إن قلّ» شامل «تلاش براى يافتن اجير ديگرى» مى‌شود؟ لطفاً توضيح دهيد.

ج1و2) اگر اجير شده است نمى‌تواند بدون اذن اجير كننده، كسى ديگرى را اجير كند و عبارت «بعض العمل و إن قلّ» شامل تلاش براى يافتن اجير ديگر نمى‌شود.


نماز آیات‏

استفتائات جدید

س: آيا در نماز آياتى كه به جماعت اقامه مى‌شود، خواندن حمد و سوره بر مأمومين واجب است؟

ج) حكم جماعت در نماز آيات مانند جماعت در نمازهاى يوميه مى‌باشد كه قرائت امام از قرائت مأموم کفايت مى‌کند.

س: در شهرى كه زلزله اصلى رخ مى‌دهد آيا براى تمام پس‌لرزه‌ها (حتى اگر بيش از 30 مورد باشد) نماز آيات لازم است خوانده شود؟ با توجه به اينكه فاصله بسيارى از پس‌لرزه‌ها آنقدر كم است كه نمى‌توان تشخيص داد چند پس‌لرزه رخ داده است.

ج) هر زلزله ‏اى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانه‏ اى دارد.

س: نماز آيات در مورد زلزله و خورشيدگرفتگى اگر از وقت خود عقب بيافتد آيا با نيّت قضا بايد خوانده شود يا خير؟

ج) نماز آيات براى زلزله هميشه ادا است و بايد در خواندن آن تعجيل کند و مسامحه نکند ولى در خورشيدگرفتگى اگر بعداً آن را بجا آورده بايد نيّت قضا کند.

س: اگر براى زلزله نماز آيات خوانده نشده، آيا قضا دارد يا خير؟

ج) نماز آيات براى زلزله قضا نمى‌شود و هر وقت بخواند بايد به نيت ادا خوانده شود.

س: آيا در نماز آيات مى‌توان اكتفا به «بسم الله الرحمن الرحيم» كرد و به ركوع رفت يا بايد همراه آن آيه‌اى ديگر قرائت شود؟

ج) بنابر احتياط، كفايت نمى‌كند و بايد همراه آيه ديگر ـ اگر چه نيمى از يك آيه ـ خوانده شود.

س: اينجانب متوجه شده‌ام حضرت آقا «بسم الله الرحمن الرحيم» را به تنهايی آيه در نظر نمی‌گيرند در صورتی كه بنده تا قبل از اين در نماز آيات، سوره توحيد را می‌خواندم و آن را به پنج آيه ـ با حساب بسم الله به عنوان يک آيه ـ تقسيم می‌کردم. تكليف نمازهای آياتی كه به اين صورت خوانده شده چگونه است؟

ج) نمازهايی را كه تاكنون خوانده‌ايد، صحيح است لكن بعد از اين بنابر احتياط به «بسم الله الرحمن الرحيم» به عنوان يك آيه اكتفا ننماييد، بلكه آيه‌ای ديگر يا بخشی از آيه را با آن بخوانيد.

س: آيا نماز آيات را مى‌تواند به جماعت خواند؟

ج) اشكال ندارد.

س: اين كه در رابطه با نماز آيات فرموده‌ايد، سوره را مى‌توان به پنج قسمت تقسيم كرد، آيا منظور از هر قسمت، يك آيه است يا مى‌توان آيه‌اى را به دو قسمت تقسيم كرد؛ مثل اين که «لم يلد» يك قسمت و «ولم يولد» يك قسمت باشد؟

ج) تقسيم به نحو ذكر شده در سؤال، اشكال ندارد.

س: اگر كسى به ركوع دوم ركعت اول نماز آيات جماعت برسد، نمازش را چه‌طور بايد بخواند؟

ج) در فرض مرقوم، داخل شدن در جماعت، محلّ اشكال است.


نوافل‏ و نمازهای مستحبی

استفتائات جدید

س: آيا جايز است كسى كه نماز قضا دارد، نماز مستحب بخواند؟

ج) مانعى ندارد.

س: اگر كسى اذكار مستحب نماز را غلط و يا ناقص تلفظ كند آيا نمازش صحيح است؟

ج) اگر غلط فاحش نباشد و موجب تغيير معنى نگردد، نماز باطل نيست.

س: طريقه بجا آوردن نوافل در حال حركت چگونه است؟ ركوع و سجود و تكبيرةالاحرام آن چگونه ادا مى‌شود؟

ج) در حال حركت به نيت ورود به نماز تكبيرة الاحرام گفته مىشود و پس از قرائت حمد و سوره ذكر ركوع به نيت ركوع و سپس ذكر سجود به نيت سجده انجام خواهد شد و براى انجام رکوع و سجود مى‌توان به نيت رکوع کمى و براى سجود مقدارى بيشتر سر را خم کرد.

س: تعداد 40 نفر مؤمن که براى دعا در قنوت نماز وتر آمده است توقيفى است يا نمازگزار مى‌تواند تعداد بيشترى را هم دعا کند. البته منظور از سؤال اين است که آيا بر عدد 40 در اينجا مانند بسيارى از مواقع ديگر تأثيرى در نظر گرفته شده است يا خير؟ (مثلاً در تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) 34 بار بايد الله اکبر گفته شود و اگر عمداً 35 بار گفته شود با اين حال که الله اکبر ذکرى است مستحب اما ديگر اثر تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) را نخواهد داشت.)

ج) چهل نفر به قصد ورود بگويد و گفتن مازاد بر آن به قصد قربت مطلق، اشکال ندارد و بعيد نيست خصوص عدد چهل خصوصيتى داشته باشد.

س: آيا مى‌شود نماز مستحب را به نماز جماعت اقتدا كرد؟

ج) صحيح نيست.

س: آيا در نماز نافله در حال استقرار و اختيار مى‌توان ركوع و سجود را با ايماء و اشاره انجام داد؟

ج) در حال استقرار در مكانى، بايد هم قبله را مراعات كند و هم ركوع و سجود را به نحو صحيح انجام دهد ولى مانع ندارد نافله را در حال اختيار هم نشسته بخواند.

س: بنده گاهی در ميان جوانان به عنوان امام جماعت قرار می‌گيرم؛ آيا ترک نوافل در اين شرائط برای جلوگيری از خستگی مأمومين جوان جايز است؟

ج) ترک نافله اشکالى ندارد ولى در فرض مرقوم مى‌توانيد نافله را سريع ـ که وقت زيادى نگيرد ـ بخوانيد و به علاوه جوانان را نيز تشويق به انجام نافله بنماييد.

س: در صورت زيادی وقت، نماز غفيله مقدم است يا چهار ركعت نماز نافله مغرب؟ اگر بعد از نماز مغرب وقت كم باشد (در نماز جماعت) كداميك بهتر است به‌جا آورده شود؟

ج) می‌توانيد دو ركعت نافله مغرب را خوانده و دو ركعت ديگر را در قالب نماز غفيله به‌جا آوريد.

س: اگر در نماز مستحبى شك ايجاد شود، چه حكمى دارد؟

ج) اگر شك در ركعات باشد، مخير است كه بنا را بر اقلّ بگذارد و يا بر اكثر لكن شك در افعال نافله، حكم شك در نماز واجب را دارد.

س: اگر يكى از مستحبات نماز، مثل قنوت را در نماز مستحبى نخوانيم، آيا اشكال دارد؟

ج) ترك قنوت مطلقاً مانع ندارد هر چند در نماز واجب باشد.


مسائل متفرقه نماز

استفتائات جدید

س: آيا مى‌توان قضاى قنوت فراموش شده را بعد از رکوع يا آخر نماز بعد از سلام بجا آورد؟

ج) اگر در ركوع يادش بيايد، مستحب است بعد از ركوع قضا كند و اگر در سجده يادش بيايد، مستحب است بعد از سلام نماز، قضا نمايد.

س: آيا اگر در سجده دعايى را سهواً به فارسى بگوييم و بعد از نماز دو سجده سهو بجا آوريم نماز صحيح است؟

ج) دعا به صورت فارسى در نماز مانع ندارد و موجب سجده سهو نمى‌باشد.

س: آيا مى‌توان در قنوت نماز به زبان فارسى دعا کرد؟ (واجب و مستحبى)

ج) مانع ندارد.

س: آيا در موقع قنوت نماز چرخاندن انگشتر و رو به صورت کردن انگشتر مستحب است يا واجب؟

ج) نه مستحب است و نه واجب؛ بلكه وجاهت چنين عملى شرعاً ثابت نيست.

س: چرخاندن سر به دو طرف بعد از گفتن سلام نماز چه حکمى دارد؟ آيا مستحب است يا خير؟

ج) مانع ندارد ولى استحباب آن ثابت نيست.

س: مى‌گويند در نماز به غير خدا نبايد توجه شود. سؤال من اين است که اگر در قنوت نماز، دعاى فرج (الهى عظم البلاء ..) خوانده شود که در آخر آن توسل به حضرت صاحب‌الزمان(عج) وجود دارد و نيز خوانده مى‌شود «يا محمدُ يا علي، يا علىُ يا محمد اكفياني ...»، آيا اين توجه به غير خدا محسوب مى‌شود يا خير؟ و حکم خواندن چنين دعايى در نماز چيست؟

ج) مخاطب قرار دادن غير خدا در نماز موجب بطلان نماز است.

س: در قنوت نماز، كشيدن دست‌ها به صورت بعد از دعا چه حكمى دارد؟

ج) اين عمل كراهت دارد ولى نماز را باطل نمى‌كند.

س: فرموده‌اند در نماز مى‌شود قرآن تلاوت نمود؛ مستدعى است بفرماييد در چه مواضعى و تا چه ميزان؟

ج) قرآن خواندن در سجده مكروه است و در غير سجده (غير از آيات چهارگانه كه مشتمل بر سجده واجب مى‌باشند) اشكال ندارد.

س: برنامه نمازگزاران در اين منطقه بدين صورت است كه بعد از نماز، تكبير و همان شعار معروف (اعلام انزجار از دشمنان) خوانده می‌شود و سپس تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) گفته می‌شود. عده‌ای از نمازگزاران بر اين اعتقادند كه تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها) مقدم بر هر چيزی است و فضيلت آن در اين است كه بدون فاصله بعد از نماز گفته شود؛ ضمن اينكه اين افراد نيز دوست دارند كه اين شعارهای مذکور نيز داده شود و خود نيز بگويند، منتهی بعد از تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها)، تکليف ما چيست؟

ج) به هر نحو كه عمل شود، مانعی ندارد و فضيلت تسبيحات حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از همه تعقيبات بالاتر است لكن وارد نشده است كه بلافاصله بعد از نماز انجام گيرد بلكه آنچه وارد شده آن است كه نمازگزار تا از جای خودش برنخاسته، تعقيبات را به‌جا آورد و بهتر است مؤمنين در اين مسائل با يكديگر اتحاد و اتفاق نموده و از اختلافات و تفرقه كه موجب تقويت دشمن و تضعيف دين می‌شود، پرهيز كنند.

س: آيا مى‌توان هنگام اعمال واجب (مثلاً نماز واجب) نيّت کرد که ثواب آن را به کسى اهدا کنيم، يا اين کار فقط در مورد اعمال مستحب وارد است؟

ج) اهداى ثواب اعمال واجب به ديگران به اميد وصول به آنان، مانعى ندارد.

س: حکم نماز کسى که نمى‌تواند جلو ادرارش را بگيرد چيست؟

ج) اگر به بيمارى سلس‌البول دچار شده است به طورى که هميشه قطرات بول بى‌‌اختيار از او خارج مى‌شود در صورتى که به اندازه خواندن نمازِ با طهارت و با بدن پاک وقت پيدا نمى‌کند، چنين شخصى براى هر نماز يک وضو بگيرد و با دستمال از رسيدن بول به لباس و بدن جلوگيرى کند و نماز را بخواند و نمازش صحيح است.

س: هنگام اذان مغرب، افطار كردن بهتر است، يا خواندن نماز مغرب و عشا؟

ج) خواندن نماز مغرب و عشا بهتر است؛ ولى اگر كسى منتظر او است يا بسيار گرسنه است كه نمى‏تواند نماز را با حضور قلب بخواند، افطار كردن بهتر است.

س: اگر کسى نماز خود را اشتباه بخواند آيا لازم است به او اطلاع بدهيم؟

ج) در اين مورد چيزى بر شما واجب نيست مگر اين که اشتباه ناشى از جهل او به حکم باشد که در اين صورت احوط ارشاد و راهنمايى وى است.

س: در صورت وجود عدم تمرکز در يک رکعت نماز واجب، آيا مى‌شود نيّت را به نماز مستحب برگرداند و نماز را تمام کرده دوباره نماز واجب را اعاده نماييم؟

ج) در فرض مذکور جايز نيست.

س: من معمولاً تکبير و قرائت را اعاده مى‌کنم و يا به قصد خواندن اقامه نماز را مى‌شکنم. آيا بايد نمازهايم را قضا کنم؟

ج) نماز واجب را پس از آنکه شروع کرديد، حق نداريد بشکنيد و در هر صورت اگر مرتکب خلاف شده و شکستيد و يا به يکى از مجوّزاتى که اجازه شکستن نماز را مى‌دهد تمسّک کرده و نماز واجب را شکستيد، بايد مجدّداً نماز را صحيحاً شروع کنيد و اگر بدون شکستنِ نماز، مجدّداً تکبيرة‌الاحرام را گفته‌ايد، نمازتان باطل شده است.

س: آيا مكبّر بودن ثواب نماز جماعت را دارد؟

ج) مکبّر بودن به قصد قربت کارى ارزشمند و داراى ثواب است ولى ثواب نماز جماعت اختصاص به شرکت در نماز جماعت دارد.

س: بهترين تعقيب مشترکه براى نمازها چيست (اگر شرايطى باشد که فقط امکان خواندن يک تعقيب وجود دارد)؟

ج) سعى کنيد تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها) را بجا آوريد.

س: اگر در نماز واجبى توجه نداشته باشيم آيا مى‌توانيم دوباره آن نماز را بخوانيم؟

ج) چون تکليف به نماز با همان نماز اولى ساقط شده، نمى‌توانيد مگر آنکه نماز را فرادا خوانده و بخواهيد به جماعت اعاده کنيد.

س: آيا شخص شرابخوار هم بايد نماز و روزه‌اش را بجا آورد؟

ج) با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط نمى‌شود بلكه شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است.

س: آيا خواندن نماز در مقابل نامحرم براى بانوان اشکال دارد؟

ج) فى نفسه اشكال ندارد.

س: چنانچه بر طبق ضرورت در حال نماز به بيمار دارو خورانده شود، آيا اعاده نماز لازم است؟

ج) اگر بگونه‌اى است كه از حالت نمازگزار خارج شده باشد، اعاده لازم است وگرنه لازم نيست و نماز صحيح است.

س: اگر شخصى ناشنوا به دنيا آمده باشد و هيچگونه آموزشى براى صحبت کردن نديده باشد تکليف نماز آن شخص چيست؟

ج) واجب است که ياد بگيرد و نماز را انجام دهد و آنچه ذکر شده باعث سقوط تکليف نمى‌شود و اگر يادگيرى نماز موجب عسر و حرج شديد باشد به هر مقدارى که مى‌تواند بايد بخواند.

س: اگر كسى نماز ظهر را به هر دليلى غلط خوانده باشد و در هنگامى كه نماز عصر را مى‌خواند، متوجه ‌شود كه نماز ظهرخوانده شده باطل است، آيا بعد از اين كه نماز ظهر را دوباره خواند بايد نماز عصر را هم اعاده کند؟

ج) اگر پس از نماز عصر متوجه شده باشد، اعاده عصر لازم نيست.

س: آيا می‌توان به جهت بردن کودک به دستشويی و برای جلوگيری از نجس‌شدن اماکن متبرک، نماز را قطع نمود؟

ج) قطع نماز در مورد مذكور مانعی ندارد.


استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی