احکام سفر

احکام تقليد

احکام سفر

طهارت

احکام سفر

احکام نماز

احکام سفر

احکام روزه‏

احکام سفر

احکام خمس

احکام سفر

انفال‏

احکام سفر

جهاد

احکام سفر

امر به معروف و نهى از منکر

احکام سفر

کسبهاى حرام

احکام سفر

شطرنج و آلات قمار

احکام سفر

موسيقى و غنا

احکام سفر

رقص‏

احکام سفر

دست زدن‏

احکام سفر

فيلم و عکس نامحرم

احکام سفر

آنتن‌هاى ماهواره‏اى

احکام سفر

تئاتر و سينما

احکام سفر

نقاشى و مجسمه سازى

احکام سفر

سحر و شعبده و احضار ارواح و جنّ

احکام سفر

بخت آزمايى‏

احکام سفر

رشوه‏

احکام سفر

مسائل پزشکى

احکام سفر

تعليم و تعلّم و آداب آن‏

احکام سفر

حقوق چاپ، تأليف و کارهاى هنرى

احکام سفر

تجارت با غير مسلمان‏

احکام سفر

کار کردن در دولت ظالم‏

احکام سفر

لباس شهرت و احکام پوشش‏

احکام سفر

تقليد از فرهنگ غربى

احکام سفر

مصرف دخانيات و مواد مخدّر

احکام سفر

دعانويسى و استخاره‏

احکام سفر

احياء مناسبتهاى دينى

احکام سفر

احتکار و اسراف

احکام سفر

احکام خريد و فروش‏

احکام سفر

مسائل متفرّقه تجارت‏

احکام سفر

احکام ربا

احکام سفر

حق شفعه‏

احکام سفر

اجاره‏

احکام سفر

ضمان‏

احکام سفر

رهن‏

احکام سفر

شرکت‏

احکام سفر

هبه‏

احکام سفر

دين و قرض‏

احکام سفر

صلح‏

احکام سفر

وکالت‏

احکام سفر

صدقه‏

احکام سفر

عاريه و وديعه‏

احکام سفر

وصيت‏

احکام سفر

غصب‏

احکام سفر

حجر و نشانه‏هاى بلوغ‏

احکام سفر

مضاربه‏

احکام سفر

احکام بانکها

احکام سفر

قوانين و مقررات دولتى

احکام سفر

وقف‏

احکام سفر

احکام قبرستان

احکام سفر

تراشيدن ريش‏

احکام سفر

حضور در مجلس معصيّت‏

احکام سفر

احکام سفر

احکام روزه مسافر

1. کسى که عمداً روزه خود را باطل کرده اگر پس از آن به سفر برود کفاره از او ساقط نمى‌شود. 2. کسى که چند روز از ماه رمضان را به‌خاطر عذرى روزه نگرفته، و تعداد آن روزها را نمى‌داند مثلاً نمى‌داند که آيا در روز بيست و پنجم ماه رمضان به سفر رفته تا روزهايى که از او فوت شده مثلاً شش روز باشد يا در روز بيست و ششم رفته که پنج روز باشد، مى‌تواند مقدار کمتر را قضا کند و اما در صورتى که هنگام شروع عذر (مثلاً سفر) را مى‌داند، مثلاً مى‌داند که روز پنجم ماه به سفر رفته ولى‌ نمى‌داند که در شب دهم برگشته تا پنج روز فوت شده باشد يا شب يازدهم برگشته تا شصت روز فوت شده باشد، در اين صورت احتياط آن است که مقدار بيشتر را قضا کند. 3. کسى که به‌خاطر سفر، روزه ماه رمضان را نگرفته، اگر تا ماه رمضان سال بعد در وضعيت سفر باشد قضاى رمضان گذشته از او ساقط نمى‌شود و بايد بعداً آن را به‌جا آورد، و احتياط مستحب آن است که کفاره نيز بدهد. 4. اگر پدر و نيز بنابر احتياط واجب، مادر روزه خود را به‌خاطر عذرى ـ غير از سفر ـ به‌جاى نياورده و با اينکه مى‌توانسته آن را قضا کند، قضا نيز نکرده است بر پسر بزرگتر آنان واجب است که پس از مرگ آنان خودش يا به‌وسيله اجير، قضاى‌ آن روزه را به‌جا بياورد. و اما آن‌چه به‌خاطر سفر به‌جا نياورده‌اند واجب است حتى در صورتى که فرصت و امکان قضا را هم نيافته‌اند، آن را قضا کند. 5. کسى که در ماه رمضان مسافرت مى‌کند در هر موردى که نماز را بايد شکسته بخواند نبايد روزه بگيرد. و در هر مورد که بايد نماز را چهار رکعتى (تمام) بخواند، مانند مسافرى که ده روز در يک محل قصد ماندن مى‌کند يا اينکه مسافرت شغل اوست، واجب است روزه را نيز به جا بياورد. 6. مسافرت در ماه رمضان هرچند براى فرار از روزه باشد جايز است. البته بهتر است به سفر نرود مگر اينکه سفر براى کار نيکو يا لازمى باشد.

احکام سفر

مناسک حج

احکام سفر

راههاى سه گانه: احتياط، اجتهاد، تقليد

احکام سفر

شروط تقليد

احکام سفر

راههاى اثبات اجتهاد، اعلميت و به دست آوردن فتوا‏

احکام سفر

عدول از مجتهدى به مجتهد ديگر

احکام سفر

بقا‏ بر تقليد ميّت‏

احکام سفر

مسائل متفرقه تقليد

احکام سفر

مرجعيت و رهبرى‏

احکام سفر

ولايت فقيه و حکم حاکم‏

احکام سفر

احکام آبها

احکام سفر

احکام تخلّى‏

احکام سفر

احکام وضو

احکام سفر

مسّ اسماء و آيات الهى‏

احکام سفر

احکام غسل جنابت‏

احکام سفر

احکام غسل باطل‏

احکام سفر

احکام تيمم‏

احکام سفر

احکام بانوان

احکام سفر

احکام اموات‏

احکام سفر

احکام نجاسات‏

احکام سفر

احکام مسکرات‏

احکام سفر

وسوسه و درمان آن‏

احکام سفر

احکام کافر

احکام سفر

اهميت و شرايط نماز

احکام سفر

وقت نماز

احکام سفر

قبله‏

احکام سفر

مکان نمازگزار

احکام سفر

احکام مسجد

احکام سفر

احکام ساير مکانهاى دينى‏

احکام سفر

لباس نمازگزار

احکام سفر

پوشيدن طلا و نقره و به کار بردن آن‏

احکام سفر

اذان و اقامه‏

احکام سفر

قرائت و احکام آن‏

احکام سفر

ذکر نماز

احکام سفر

سجده و احکام آن

احکام سفر

مبطلات نماز

احکام سفر

سلام‏

احکام سفر

شکيات نماز

احکام سفر

نماز قضا

احکام سفر

نماز قضاى پدر و مادر

احکام سفر

نماز جماعت‏

احکام سفر

حکم امام جماعتى که قرائت وى صحيح نيست‏

احکام سفر

امامت شخص ناقص‏ العضو

احکام سفر

شرکت زنان در نماز جماعت‏

احکام سفر

اقتدا به اهل سنت‏

احکام سفر

نماز جمعه

احکام سفر

نماز عيد فطر و عيد قربان‏

احکام سفر

نماز مسافر

احکام سفر

آنکه شغلش مسافرت است يا سفر مقدمه شغل اوست‏

احکام سفر

حکم دانشجويان و روحانيون‏

احکام سفر

قصد اقامت و مسافت شرعى‏

احکام سفر

حدّ ترخّص‏

احکام سفر

سفر معصيت‏

احکام سفر

احکام وطن‏

احکام سفر

تبعيت زن و اولاد در وطن‏

احکام سفر

احکام بلاد کبيره‏

احکام سفر

نماز استيجارى‏

احکام سفر

نماز آيات‏

احکام سفر

نوافل‏

احکام سفر

مسائل متفرقه نماز

احکام سفر

شرايط وجوب و صحت روزه

احکام سفر

زن باردار و شيرده‏

احکام سفر

بيمارى و منع پزشک‏

احکام سفر

مبطلات روزه

احکام سفر

بقا‏ بر جنابت

احکام سفر

استمناء

احکام سفر

احکام مبطلات روزه‏

احکام سفر

کفّاره روزه و مقدار آن‏

احکام سفر

قضاى روزه‏

احکام سفر

مسائل متفرقه روزه‏

احکام سفر

رؤيت هلال

احکام سفر

هبه، هديه، جايزه بانکى، مهر و ارث

احکام سفر

قرض، حقوق ماهيانه، بيمه، و بازنشستگى‏

احکام سفر

فروش خانه، وسائل نقليه و زمين‏

احکام سفر

گنج، معدن و مال حلال مخلوط به حرام‏

احکام سفر

مؤونه‏

احکام سفر

دست گردان، مصالحه و مخلوط شدن خمس با غير آن‏

احکام سفر

سرمايه‏

احکام سفر

نحوه محاسبه خمس‏

احکام سفر

تعيين سال مالى‏

احکام سفر

ولىّ امر خمس‏

احکام سفر

سهم سادات و انتساب به آنان‏

احکام سفر

موارد مصرف خمس، کسب اجازه، هديه و شهريه حوزوى‏

احکام سفر

مسائل متفرقه خمس‏

احکام سفر

موارد وجوب خمس

س53: اينجانب در يك شركت توليدى وابسته به وزارت تعاون عضويت داشته و سهام‌دار بودم و هر سال وجوهات شرعى خود را با يكى از نمايندگان حضرتعالى تسويه نموده‌ام اينك سهم خود را واگذار نموده و با شركت تسويه حساب نموده‌ام آيا مبلغ دريافتى مشمول خمس مى‌شود.

ج) اگر سهم خود از شرکت را با پول مخمّس، يا پول هبه يا ارث و امثال آن که خمس ندارد خريده‌ايد، پس از تسويه و دريافت وجه بابت سهام، پول دريافتى خمس ندارد. ولى تفاوت قيمت خريد و فروش، جزو درآمد سال واگذارى محسوب مى‌شود که اگر تا سر سال خمسى در مؤونه مصرف نشود متعلّق خمس است.

احکام سفر

مستثنیات خمس

احکام سفر

فروعات مسئله

احکام سفر

شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منکر

احکام سفر

کيفيت امر به معروف و نهى از منکر

احکام سفر

مسائل متفرقه امر به معروف و نهى از منکر

احکام سفر

خريد و فروش اعيان نجس

احکام سفر

اجرت گرفتن در برابر واجبات‏

احکام سفر

شطرنج‏

احکام سفر

آلات قمار

احکام سفر

هيپنوتيزم‏

احکام سفر

مأمور خريد و فروش‏

احکام سفر

جلوگيرى از باردارى

احکام سفر

سقط جنين (کورتاژ)

احکام سفر

تلقيح مصنوعى‏

احکام سفر

تغيير جنسيّت

احکام سفر

تشريح ميّت و پيوند اعضا

احکام سفر

ختنه‏

احکام سفر

آموزش پزشکى

احکام سفر

تشبّه به کفّار و ترويج فرهنگ آنان‏

احکام سفر

مهاجرت و پناهندگى سياسى

احکام سفر

تجسّس و خبرچينى و افشاء اسرار

احکام سفر

مراسم عزادارى‏

احکام سفر

ولادت‏ها و اعياد

احکام سفر

شروط عقد

احکام سفر

شرايط خريدار و فروشنده

احکام سفر

بيع فضولى‏

احکام سفر

اولياى تصرّف‏

احکام سفر

شرايط جنس و عوض آن

احکام سفر

شروط ضمن عقد

احکام سفر

مسائل متفرّقه بيع

احکام سفر

احکام خيارات‏

احکام سفر

توابع مبيع‏

احکام سفر

تسليم مبيع و تأديه ثمن‏

احکام سفر

بيع نقد و نسيه‏

احکام سفر

بيع سلف‏

احکام سفر

خريد و فروش طلا، نقره و پول‏

احکام سفر

خیار مجلس

احکام سفر

خیار عیب

احکام سفر

خيار تأخير

احکام سفر

خيار شرط

احکام سفر

خیار رؤیت

احکام سفر

خیار غبن

احکام سفر

بيع خيارى (بيع شرط)

احکام سفر

خيار تخلّف شرط

احکام سفر

احکام متفرّقه خيارات‏

احکام سفر

احکام سرقفلى‏

احکام سفر

حواله‏

احکام سفر

جايزه‏هاى بانکى

احکام سفر

کارکردن در بانک‏

احکام سفر

احکام چک و سفته

احکام سفر

بيمه

احکام سفر

اموال دولتى‏

احکام سفر

کار در مؤسسات دولتى

احکام سفر

قوانين دولتى

احکام سفر

ماليات و عوارض‏

احکام سفر

شرايط وقف

احکام سفر

شرايط متولّى وقف

احکام سفر

شرايط عين موقوفه‏

احکام سفر

شرايط موقوف عليه

احکام سفر

عبارتهاى وقف

احکام سفر

احکام وقف‏

احکام سفر

حبس‏

احکام سفر

فروش وقف وتبديل آن

احکام سفر

شرايط تحقق سفر شرعى

شرايط تحقق سفر شرعى

بر مسافر واجب است نمازهاى چهار ركعتى (ظهر، عصر و عشا) را با شرايطى که خواهد آمد شکسته (دو رکعت) بخواند، و نماز صبح و مغرب شکسته نمى‌شود. نافله‌ها را بايد دو رکعت، دو رکعت خواند، مگر نماز وتر را که يک رکعت تنها است. نافله‌ها را مى‌تواند نشسته بخواند ولى ايستاده بهتر است. در سفر نافله‌‌هاى ظهر و عصر و عشا ساقط است و نبايد خوانده شود.

س1. تفاوت شخص کثيرالسفر با کسى که به‌خاطر شغلش مدام در سفر است چيست؟ و كلاً چه زمانى شخصى كثيرالسفر محسوب مى‌شود؟

ج) اگر سفر، شغل يا مقدمه شغل نباشد ـ هرچند كثرت هم داشته باشد ـ موجب شكسته ‌شدن نماز نمى‌شود. و به‌طور کلّى عنوان کثيرالسفر حكمى ندارد و موضوع حکم شرعى نيست،بلكه تمام خواندن نماز و صحت روزه براى كسى است كه يا خود سفر شغل او است (مثل راننده و خلبان و مانند آن) و يا براى انجام شغل مسافرت مى‌كند (مثل كارمند و كارگرى كه به اندازه مسافت شرعى براى كارش مسافرت مى‌كند)، كه اين افراد در مبدأ و مقصد و بين راه نمازشان تمام و روزه‌شان صحيح است.

س2. اگر بنده روزانه از محل سکونتم به محل کار که بيشتر از حدّ ترخّص فاصله دارد بروم حکم مسافر دارم يا خير؟ در اين صورت اگر به تهران سفر کنم واز تهران به محل کارم بروم حکم نماز و روزه‌ام چگونه است؟

ج) کسى که از وطن خود براى کار مسافرت مى‌کند (حدود 45 كيلومتر با حداقل 5 /22 کيلومتر رفت) چنانچه طورى است که در هر ده روز چند بار يا حداقل يک بار مسافرت مى‌کند، چنين شخصى تا زمانى که ده روز در وطن يا جاى ديگر اقامت نکرده، نمازش از سفر سوم تمام و روزه‌اش صحيح است و اگر ده روز در جايى اقامت کند، در سفر اول نمازش قصر است؛ و صِرف رفتن به بيش از حدّ ترخّص، سفر شرعى صدق نمى‌کند و موجب شکسته شدن نماز و بطلان روزه نيست و رفتن از محل سکونت به تهران اگر براى شغل نباشد، در چنين سفرى نماز شکسته و روزه نيز صحيح نمى‌باشد.

س3. کسى که حداقل هر ده روز يک بار سفر شغلى انجام مى‌دهد، تا چه مدّت آن را ادامه دهد حکم سفر شغلى بر آن مترتب مى‌شود؟

ج) ميزان، صدق تکرّر سفر براى شغل است. همين که کارى که براى آن سفر مى‌کند شغل او محسوب باشد ولو شغل دو سه ماهه، و براى آن بدون تخلّل اقامت ده روز در يک‌جا مکرّراً مسافرت مى‌کند، در سفر سوّم نمازش تمام است.

س4. خواهشمند است در مورد سفر براى شغل که فرموده‌ايد «در سفر سوم نماز تمام است» بفرماييد: شخصى که مکرّر براى شغلش مسافرت مى‌کند اگر ده روز در وطن و يا جاى ديگر اقامت کند آيا در اين مورد هم در سفر سوم نمازش تمام است و يا اينکه پس از اقامت ده روز فقط در سفر اول نمازش قصر مى‌باشد؟

ج) در صورت اقامت ده روز در يک محل در بين سفرهاى شغلى فقط در سفر اول بعد از اقامت ده روز نمازش قصر است.

س5. آيا در سفر شغلى كه نماز تمام است لازم است در هر ده روز حداقل يك بار به محل كارش سفر كند يا همين كه در يك مكان ده روز نماند كافى است؟

ج) ملاك اين است كه بين دو سفر شغلى ده روز در جايى اقامت نكند هر چند فاصله بين دو سفر شغلى بيش از ده روز باشد.

س6. قصد سفر شغلى چهار ماهه به خارج از شهر دارم، به‌طورى که در بين آن از جايى به جاى ديگر ـ که بيش از مسافت شرعى فاصله دارند ـ منتقل مى‌شوم؛ در صورتى که کمتر از ده روز در يک مكان توقف داشته باشم، وظيفه من نسبت به نماز چيست؟

ج) اگر عرفاً صدق کند كه اين سفر شغل يا براى شغل است (يعنى در خلال ده روز اين سفرها متعدّد انجام گرفته و سفر دوم از مقصد سفر اول براى مقصد ديگر و از آن‌جا نيز به جاهاى ديگر باشد و هکذا)، در اين صورت در سفر اول و دوم نماز شکسته، و از سفر سوم به بعد نماز کامل است. ولى اگر تمام اين سفرها تا زمانى که به وطن يا محل سکونت برمى‌گرديد، يک سفر به‌حساب آيد، در تمام طول سفر بايد نماز را شکسته بخوانيد.

س7. آيا محل کار اگر در فاصله کمتر از مسافت شرعى باشد، قاطع سفر در روز کار يا در روز تعطيلى است؟

ج) قاطع سفر در حقيقت وطن انسان و از نظر حكمى محل اقامت (ده روز) است؛ و محل کار نه وطن است و نه محل اقامت؛ لذا اگر به آن‌جا سفرى انجام گيرد، قاطع سفر نخواهد بود.

س8. اگر مسافر بعد از خروج از وطن، از راهى عبور کند که صداى اذان وطن اصلى خود را بشنود و يا ديوار خانه‏‌هاى آن را ببيند، آيا به مسافت شرعى ضرر مى‏‌رساند؟

ج) تا از وطن خود عبور نکرده، ضررى به مسافت شرعى نمى‏‌رساند و مسافرتش قطع نمى‏‌شود، ولى تا در داخل محدوده بين وطن و حد ترخص آن هست، حکم مسافر بر او جارى نمى‏‌شود.

احکام سفر

حد ترخص‏

س9. معيار حدّ ترخّص شنيدن اذان و ديدن ديوارهاى شهر است، آيا يکى از آن دو کافى است يا اين‌که بايد هر دو با هم وجود داشته باشند؟

ج) احوط، رعايت هر دو علامت است، هرچند بعيد نيست که شنيده نشدن اذان براى تعيين حدّ ترخّص کافى باشد.

س10. آيا معيار حدّ ترخّص شنيدن صداى اذان از خانه‌‏هاى طرفى است که مسافر از آن طرف شهر خارج يا داخل آن مى‏‌شود، يا اين‌که معيار اذان وسط شهر است؟

ج) معيار، شنيدن اذان آخر شهر از طرفى است که مسافر از آن خارج و يا داخل آن مى‏‌شود.

س11. در اين‌جا بين اهالى يکى از نواحى راجع به مسافت شرعى اختلاف وجود دارد. عده‏اى مى‏‌گويند که ديوارهاى آخرين خانه‌‏هاى منطقه که به هم متصل هستند، ملاک است. عده‏اى هم معتقدند که بايد مسافت را از کارخانه‌‏ها و شهرک‌هاى پراکنده‏اى که بعد از خانه‌‏هاى شهر واقع شده است، محاسبه کرد، سؤال اين است که آخر شهر کجاست؟

ج) تعيين آخر شهر موکول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف کارخانه‌‏ها و شهرک‌هاى پراکنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانه‌‏هاى شهر بايد حساب نمود.

س12. در يك قصبه يا روستاى بزرگ تقريباً شش ده كوچك در طول هم قرار دارند و همگى يك قصبه محسوب مى‌شوند. آيا حدّ ترخّص براى شخص مسافرى كه مى‌خواهد به هشت فرسخى سفر كند، آخرين حدود ده بالاست يا ششمين ده و در صورتى كه آخرين حدود ده بالا به عنوان حدّ ترخّص معين شد در موقع برگشت، اگر مجبور شود شب را در ششمين ده بيتوته كند و به ده خودش نرسد آيا بايد نمازش را قصر بخواند يا تمام؟

ج) اگر عرفاً چند محل مجزا محسوب مى‌شوند، حدّ ترخّص براى هر محل مجزّا محسوب مى‌شود.

س13. گاهى فاصله بين بعضى از شهرها (يعنى فاصله تابلوهاى خروجى شهرى و ورودى شهر ديگر) بسيار اندک بوده و به صد متر نمى‏‌رسد، حتى بعضى از خانه‌‏ها و خيابان‌‏هاى دو شهر کاملاً به هم متصل هستند، حدّ ترخّص اين موارد چگونه است؟

ج) با فرض اتصال يکى از دو شهر به ديگرى به نحوى که در سؤال آمده است، آن دو، حکم دو محله يک شهر را دارند که خروج از يکى به ديگرى مسافرت محسوب نمى‏‌شود تا نياز به حدّ ترخّص باشد.

س14. يك روز قبل از ماه مبارك رمضان در منزلى كنار درياى خزر براى مدت 20 روز قصد اقامه نموديم. فاصله منزل تا اولين روستا كه آن روستا به خانه‌ها و مغازه‌هاى شهر بابلسر تقريباً وصل مى‌شد دو كيلومتر بود. از ابتدا قصدمان اين بود كه براى خريد روزانه و نماز ظهر و عصر هر روز قبل از اذان ظهر به شهر برويم و مى‌رفتيم. تمام اين مدت را روزه گرفته و نمازها را چه در شهر و چه در منزل تمام خوانده‌ايم. آيا تكليف‌مان را درست انجام داده‌ايم؟

ج) در صورتى كه شهر خارج از حدّ ترخّص محل اقامت شما بوده و مجموع اياب و ذهاب شما در تمام ده روز بيشتر از هفت ساعت بوده، حكم مسافر را داشته‌ايد و بايد نمازها را شكسته خوانده و روزه نمى‌گرفتيد و در صورت تخلف از وظيفه در فرض سؤال احتياط اين است که قضاى آنها را به‌جا آوريد.

احکام سفر

مسافت شرعى

س15. ابتداى مسافت شرعى کجاست؟ آيا از محله‌اى است که انسان در آن‌جا ساکن است يا از آخر شهر و روستا؟ و پايان مسافت شرعى كجاست؟ آيا ابتداى شهر است يا مكان و مقصد داخل شهر؟

ج) مسافت شرعى از آخر شهر مبدأ تا اول شهر مقصد محاسبه مى‌شود.

س16. با توجه به فتواى امام خمينى(ره) مبنى بر وجوب قصر نماز و افطار هنگام سفر به هشت فرسخى، اگر مقدار رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد، ولى در بازگشت، به علت مشکلات راه و نبودن ماشين، مجبور به پيمودن مسافتى بيش از شش فرسخ شود، آيا بايد نماز را شکسته خواند و روزه را افطار کرد؟

ج) اگر رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد و مسير بازگشت هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، نماز تمام و روزه صحيح است.

س17. من از اهالى اصفهان هستم و مدتى است که در دانشگاهى در شاهين شهرکه از توابع اصفهان است مشغول به کارم، و فاصله بين اصفهان و شاهين شهر کمتر از مسافت شرعى (در حدود بيست کيلومتر) است، ولى تا دانشگاه که در اطراف شاهين شهر واقع شده، بيشتر از مسافت شرعى (در حدود بيست و پنج کيلومتر) است. با توجه به اين‌که دانشگاه در شاهين شهر است و راه من از وسط شهر عبور مى‏‌کند، ولى مقصد اصلى من دانشگاه است، آيا مسافر محسوب مى‏‌شوم يا خير؟

ج) اگر فاصله بين دو شهر کمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، حکم سفر مترتّب نمى‏‌شود.

س18. اگر شخصى براى چندين سال در چهار کيلومترى وطنش باشد و هر هفته به خانه‏اش برود، هنگامى که اين شخص به محلى مسافرت کند که فاصله آن با وطنش بيست و پنج کيلومتر و با مکانى که چندين سال در آن درس خوانده است، بيست و دو کيلومتر است، نماز او چه حکمى دارد؟

ج) اگر از وطنش به آن‌جا مسافرت کند، نماز قصر است.

س19. تقريباً پايان هر هفته، همسر و دو دخترم را براى تحصيل به مدرسه‌اى در خارج از لندن مى‌برم؛ وطن من داخل لندن است؛ از خانه تا محدوده شهر لندن 5/ 7 مايل [تقريباً 12 كيلومتر] است، ولى قبل از خارج شدن از محدوده شهر 5/ 13 مايل ديگر دور شهر مى‌گرديم و سپس از محدوده شهر خارج مى‌شويم، بعد از آن 5/ 4 مايل بايد به سمت مقصد برويم و لذا از خانه تا محل مدرسه 5/ 25 مايل مسير دارد. آيا نماز من در آن‌جا قصر است و يا بايد احتياطاً هم قصر و هم كامل بخوانم؟

ج) حرکت در داخل شهر لندن و يا خارج شهر در داخل محدوده ما بين شهر و حدّ ترخّص آن، جزو مسافت حساب نمیشود و مسافت 5/ 4 مايل از محدوده شهر تا مقصد، مقدار مسافت شرعى نيست؛ بنابراين نماز شما تمام است.

س20. کسى که از محل سکونت خود به محل ديگرى که کمتر از مسافت شرعى است، سفر کند و در خلال ايام هفته چندين بار از آن محل به محله‌‏هاى ديگر برود، به‌طورى که مجموع مسافت بيش از هشت فرسخ شود، چه وظيفه‏‌اى دارد؟

ج) اگر هنگام خارج شدن از منزل قصد پيمودن مسافت شرعى را نداشته و فاصله بين مقصد اول و محله‌‏هاى ديگر هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، حکم مسافر را ندارد.

س21. چه مقدار مسافتى را شخص در داخل شهر(محل زندگى) خود بايد طى کند تا موجب افطار روزه شود؟

ج) رفت و آمد داخل شهر ـ هرچند خيلى بزرگ باشد ـ سفر شرعى محسوب نمى‌شود كه موجب شکسته‌شدن نماز و افطار روزه شود. سفرى که حکم مزبور بر آن مترتب است، سفر از شهرى به شهر ديگر است، در صورتى که مسافت آن به مقدار هشت فرسخ (45 کيلومتر) هرچند به صورت رفت و برگشت باشد البته رفت آن نبايد کمتر از 5/ 22 کيلومتر باشد.

س22. مسافرى قصد رفتن به سه فرسخى را دارد، ولى از ابتدا در نظر دارد که در بين راه از راه فرعى براى انجام کار معيّنى به يک فرسخى برود و سپس به مسير اصلى برگشته و به سفر خود ادامه دهد، نماز و روزه اين مسافر چه حکمى دارد؟

ج) حکم مسافر را ندارد و ضميمه کردن مقدار راهى که با خروج از مسير اصلى و بازگشت به آن پيموده، براى تکميل مسافت شرعى کافى نيست.

س23. اگر انسان به قصد رفتن به مکان معيّنى از شهر خود خارج شود و در آن‌جا به گردش بپردازد، آيا اين گردش جزو مسافتى که از منزل پيموده، محسوب مى‏‌شود؟

ج) گردش در مقصد جزو مسافت محسوب نمى‏‌شود.

س24. با توجه به اين‌که رفت و آمد از محل سکونت به محل کار که بيشتر از بيست و چهار کيلومتر از هم فاصله دارند، موجب مى‏‌شود که نماز تمام خوانده شود، اگر من از شهرى که در آن کار مى‏‌کنم به خارج از آن و يا شهر ديگرى که فاصله آن با محل کارم به مقدار مسافت شرعى نيست، بروم و قبل از ظهر يا بعد از ظهر به محل کارم برگردم، آيا باز هم نمازم تمام است؟

ج) به مجرد خارج شدن از محل کار به مقدار کمتر از مسافت شرعى، هرچند ارتباطى با کار روزانه شما نداشته باشد، حکم نماز و روزه شما در محل کار تغيير نمى‏‌کند، و فرقى هم نمى‏‌کند که قبل از ظهر به محل کارتان برگرديد يا بعد از ظهر.

احکام سفر

تبعيت در سفر

س73. شوهرم براى تصميم‌گيرى در بيشتر موارد به من آزادى و اختيار داده است. حال با توجه به اين، آيا در وطنش خودم را از جهت كامل خواندن نماز و صحت روزه تابع او بدانم؟ با اين‌که ما در منطقه و شهر ديگرى ساکن خواهيم شد؟

ج) صِرف دادن آزادى در تصميم‌گيرى، ارتباطى به مسأله (اختيار وطن) ندارد؛ بلكه ملاک، مستقل بودن يا عدم استقلال از شوهر در تصميم و زندگى است. لذا اگر در اين دو موضوع، مستقل از شوهرتان هستيد، پس در اتخاذ وطن تابع او نيستيد.

س74. شخصى داراى دو وطن است، در نتيجه نماز خود را در هر دو مکان تمام مى‏‌خواند و روزه هم مى‏‌گيرد، آيا واجب است که همسر و فرزندان تحت تکفل وى در اين مسأله از سرپرست خود تبعيت نمايند يا اين‌که مى‏‌توانند مستقل از او عمل کنند؟

ج) زن مى‏‌تواند وطن جديد شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغير باشند و در تصميم‏گيرى و کسب درآمد مستقل نباشند و يا در اين مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جديد پدر، وطن آن‌ها هم محسوب مى‏‌شود.

س75. س . آيا زن و فرزندان مشمول مسأله 1284 رساله حضرت امام(ره) هستند؟ يعنى در تحقق سفر آن‌ها قصد سفر توسط آنان شرط نيست؟ و آيا وطن پدر موجب تمام بودن نماز کسانى که تابع وى هستند، مى‏‌گردد؟

ج) اگر در سفر تابع پدر ولو قهراً باشند، قصد پدر براى پيمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن کافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصميم‏گيرى و زندگى مستقل نباشند، يعنى بر حسب طبيعت و ارتکازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جديد که پدر با آن‌ها براى زندگى دائمى به آن‌جا رفته است، تابع وى خواهند بود.

س76. آيا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟

ج) مجرّد زوجيّت موجب تبعيّت قهرى نمى‏‌شود، و زن مى‏‌تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او کافى است و شهرى که همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آن‌جا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏‌شود و همچنين اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جايى ديگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏‌گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با اين فرض که وى تابع اراده شوهر است براى وى کافى است، بلکه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آن‌جا باشد، نيز حکم همين است.

س77. محل تولد من شهر کاشمر است و از سال 1345 هجرى شمسى تا سال 1369 ساکن تهران بوده‌‏ام و آن‌جا را وطن براى خود انتخاب کردم، و مدت سه سال است که همراه با خانواده‌‏ام براى مأموريت ادارى به بندرعباس آمده و کمتر از يک سال ديگر به شهر تهران که وطن من است، باز خواهم گشت. با توجه به اين‌که در مدتى که در بندرعباس هستم، هر لحظه امکان دارد براى مأموريت به شهرهاى تابع بندرعباس بروم و مدتى در آن‌جا بمانم و زمان مأموريت‌‏هاى ادارى هم که به من ارجاع مى‏‌شود، قابل پيش‌بينى نيست، خواهشمندم اولاً: حکم نماز و روزه مرا بيان فرماييد. ثانياً: با توجه به اين‌که در اغلب اوقات يا در بعضى از ماه‌هاى سال براى چند روز در مأموريت ادارى به سر مى‏‌برم، آيا کثير السفر محسوب مى‏‌شوم يا خير؟ ثالثاً: با توجه به اين‌که همسرم خانه‏دار و متولد تهران است و با من به بندرعباس آمده و ساکن آن شده است، حکم شرعى نماز و روزه وى چيست؟

ج) نماز و روزه شما در محل کار فعلى‌تان که وطن شما نيست، حکم نماز و روزه مسافر را دارد، يعنى نماز شکسته است و روزه‏تان صحيح نيست، مگر آن‌که در آن‌جا قصد اقامت ده روز کنيد و يا در هر ده روز حداقل يک بار به‌خاطر کارى که مربوط به وظيفه شما است، مسافرت نماييد؛ و اما همسرتان که در محل کار همراه شما است، اگر قصد اقامت ده روز کرده باشد، نماز وى تمام و روزه‌‏اش صحيح است و در غير اين صورت نمازش شکسته است و نمى‏‌تواند روزه بگيرد.

س78. جوانى با زنى از شهرى ديگر ازدواج نموده است، هنگامى که اين زن به خانه پدرش مى‏‌رود، نمازش قصر است يا تمام؟

ج) تا زمانى که از وطن اصلى خود اعراض نکرده، نمازش در آن‌جا تمام است.

س79. اگر شخصى وطنى داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمى‏‌کند، ولى گاهى با همسرش به آن‌جا مى‏‌رود، آيا همسر او در آن‌جا بايد مانند وى نمازش را تمام بخواند يا خير؟ و اگر همسرش تنها به آن‌جا برود نمازش چه حکمى دارد؟

ج) مجرد اين‌که آن مکان وطن شوهر اوست باعث نمى‏‌شود که وطن وى هم باشد و بر او در آن‌جا احکام وطن جارى شود.

س80. نماز و روزه فرزندان در وطن والدين چگونه است؟ و آيا به سن فرزندان و مستقل شدن آنها بستگى دارد؟

ج) ميزان، تبعيت و عدم استقلال است. مادامى كه فرزندان در اراده و زندگى تابع پدر باشند، وطنِ پدر، وطن آنها هم محسوب مى‌شود (و اگر با مادر زندگى مى‌كنند و تابع مادر هستند وطن مادر، وطن آنها هم محسوب مى‌شود) و در اين حكم فرقى بين اينكه فرزند صغير باشد يا كبير نيست. اين در صورتى است كه فرزندان در وطن پدر يا مادر زندگى كنند اما اگر به قصد مسافرتِ چند روزه به وطن والدين رفته‌اند، در اين صورت مادامى كه قصد ماندن حداقل ده روز را نداشته باشند حكم ساير مسافرين را دارند.

س81. در جايى به دنيا آمده‌ام كه وطن پدر و مادرم بوده ولى يك روز بعد از تولّد به جاى ديگر منتقل شديم بدون اين كه پدر و مادرم از آن وطن خود اعراض نمايند، آيا آن‌جا وطن من نيز مى‌باشد (البته مادامى كه از آنجا اعراض نكرده‌ام)؟

ج) محل مذكور وطن شما محسوب نمى‌شود.

س82. نماز و روزه دخترى که به مدت شش ماه آغاز تولد در محل تولد اقامت داشت سپس به مدت هفده سال در شهرى ديگر زندگى نمود سپس بعد از ازدواج به محل تولد بازگشت، در دو محل اقامت چه حکمى دارد؟

ج) محل تولد با فرض اينکه پس از تولد فقط شش ماه در آن‌جا اقامت داشته براى او وطن محسوب نيست؛ و در محل زندگى هفده ساله اگر پدر آن‌جا را براى خود وطن اتخاذ کرده و فرزند هم به تبعيت از پدر در آن‌جا زندگى نموده، آن‌جا وطن فرزند هم محسوب است؛ و نسبت به محل تولد اگر بعد از بلوغ و استقلال در زندگى آن‌جا را براى خود وطن اتخاذ کند آن‌جا نيز براى او حکم وطن خواهد داشت.

احکام سفر

قصد اقامت

س25. با توجه به اينكه بنده مقلد حضرتعالى مى‌باشم، در مورد «قصد ده روز مسافر در جايى» آيا مدت زمان حساب اقامت در آن‌جا از نظر حضرتعالى ده شبانه‌روز كامل است يا فقط ده روز كامل هرچند شب‌ها از ده شب كمتر باشد؟

ج) قصد ده روز كامل از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم كافى است و اگر از بين روز شروع كند تا همان ساعت از روز يازدهم بايد بماند.

س26. در قصد اقامت ده روز، ابتداى روز از چه موقع مورد نظر حضرتعالى است؛ اذان صبح يا طلوع آفتاب؟

ج) روز از اذان صبح شروع مى‌شود.

س27. براى قصد ده روز كردن آيا بايد داخل شهر كه رسيديم قصد كنيم يا در مسير رفتن به شهر هم مى‌توانيم نيت ده روز كنيم؟

ج) بعد از رسيدن به شهر يا هر محلى اگر مى‌دانيد كه ده روز يا بيشتر آنجا هستيد، نماز تمام و روزه صحيح است.

س28. شخصى نيت نماز شکسته مى‌کند، ولى در نماز قصد اقامت ده روز مى‌کند، حال حکم اين نماز و نمازهاى ديگر اين شخص چيست؟

ج) اگر مسافر به نيّت اين كه نماز را شكسته بخواند مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد.

س29. اگر فردى براى زيارت حرم امام رضا (عليه‌الصلوة والسلام) مسافرت نمايد و با آن‌که مى‏‌داند کمتر از ده روز در آن‌جا خواهد ماند ولى براى اين‌که نمازش تمام باشد، قصد اقامت ده روز مى‏‌کند، اين کار او چه حکمى دارد؟

ج) اگر مى‏‌داند که در آن‌جا ده روز نمى‏‌ماند، قصد اقامت ده روز معنا و اثرى ندارد و بايد در آن‌جا نمازش را شکسته بخواند.

س30. اگر کسى نيت ده روز کرد ولى مطمئن نيست که ده روز مى‌ماند يا نه و نماز خودراکامل بخواند، اگر مدت بقايش ده روز نشود، آيا نمازهايش صحيح است؟

ج) موقع نيّت اقامت ده روز نبايد ترديد داشته باشد؛ چنانچه با عزم و اراده قصد اقامت ده روز کند و يک نماز چهار رکعتى بخواند اگر اتفاقاً پيش‌آمد که نتوانست بماند، هرچند روز بماند نماز تمام است يعنى قصد او تحقق پيدا کرده است.

س31. اگر به مشهد مسافرت كنيم و پانزده روز در آن‌جا بمانيم؛ ولى در طى اين مدت به جاهاى مختلفى از جمله نيشابور، باغ وحش، پارکها و بازارهاى داخل مشهد و شانديز هم سرى بزنيم. آيا نماز ما در اين مدّت شکسته است يا تمام؟

ج) اگر قصد اقامت ده روزه كنيد و از ابتدا قصد خروج از محل اقامت را نداشته باشيد، با خواندن حداقل يک نماز چهار رکعتى در آن‌جا، نمازتان تمام است و پس از آن خارج شدن از محل اقامت به مقدار کمتر از مسافت شرعى به قصد اقامت ضرر نمى‏‌رساند؛ لكن اگر هنگام قصد اقامت تصميم به خارج شدن كمتر از مسافت شرعى به ميزان بيشتر از شش يا هفت ساعت (در مجموع ده روز) داشته باشيد، قصد اقامت صحيح نيست. هم‌چنان که در صورت اول اگر به مقدار مسافت شرعى يا بيشتر سفرى پيش آمد، اقامت به‌هم مى‌خورد و زمانى که به محل اقامت برگشتيد اگر قصد اقامت جديد نکنيد، بايد نمازها را شکسته بخوانيد.

س32. فردى از محل اقامتش به مقدار مسافت شرعى مسافرت کرده، سپس به همان محل برگشته و طبق عادت هميشگى ـ بدون توجه به قصد اقامت مجدّد ـ نمازهايش را كامل خوانده، حکم نمازش چيست؟ و اگر امام جماعت باشد، آيا بايد به مأمومين خبر دهد؟

ج) اگر در خارج از وقت نماز متوجه شد، اعاده نماز واجب نيست، در غير اين‌صورت اعاده واجب است؛ و اگر امام جماعت باشد، واجب نيست به مأمومين خبر دهد.

س33. اگر كسى قصد اقامت 10 روز در جايى را نداشته باشد، مثلاً احتمال مى‌داده كه 5 روز بعد به مسافرت برود، اما اين احتمال را فراموش نمايد و قصد 10 روز نمايد،‌ و دو روز بعد يادش بيايد. در اين صورت آيا بايد نمازهايش را شكسته بخواند يا كامل؟ و اگر وظيفه‌اش قصر است، آيا بايد نمازهاى خوانده شده دو روز قبل را قضا نمايد؟

ج) اگر در حين قصد ده روز، قصد جدّى اقامت ده روز در آن مكان را داشته است، حكم اقامت مترتّب است.

س34. کسى که در سفرش بين اقامت ده روز و کمتر مردّد است، حکم نماز چيست؟

ج) حکم ساير مسافرين را دارد كه واجب است نماز را شکسته بخواند.

س35. كسى قصد ده روز كرده است و يك نماز چهار ركعتى قضا خوانده است. آيا قصد اقامت ده روز وى محقق شده است كه در صورت انصراف ناگهانى از اقامت ده روز، همچنان تا زمان حضور، نمازها را تمام بخواند؟

ج) در فرض مرقوم قصد اقامت ده روز محقق نشده و نماز او شكسته است.

س36. همان‌طور كه مستحضريد چند سالى است كه شركت‌هاى ايرانى در زمينه فعاليت‌هاى نفت و گاز در دريا فعال شده‌اند كه تعداى شناور دارند و در كنار سكوها قرار گرفته و فعاليتى را انجام مى‌دهند يا در نقطه‌اى در حال نصب يك سكو بوده و يا در حال لوله‌گذارى در بستر دريا هستند كه در مورد آخر سرعت شناورهاى ايرانى بسته به اندازه لوله متفاوت است كه شايد بتوان گفت در 24 ساعت حداكثر 3 كيلومتر حركت مى‌كنند و در زمان نصب سكو هم گاهى بيشتر از 10 روز در يك مكان توقف مى‌كنند. حال سؤال اين است كه حكم نماز و روزه افراد شاغل در شناورها به چه صورت است و آيا شخص مى‌تواند شناور را مانند خشكى فرض نمايد و آن را موطن خود قرار دهد يا خير؟ مجدداً لازم بذكر است اين شناورها با كشتى‌هاى باربرى و تجارى فرق دارند چرا كه كشتى‌هاى معمولى مدام در حال دريانوردى هستند.

ج) هر وقت در يك‌جا توقّف ‌كنيد و بدانيد ده روز مى‌مانيد، مى‌توانيد قصد ده روز كنيد و نماز را تمام بخوانيد و ملاك قصد اقامت در يك منطقه به نظر عرف است.

س37. کسى که در دو مکان تبليغ مى‏‌کند و قصد اقامت ده روز هم در آن منطقه دارد، نماز و روزه‏اش چه حکمى دارد؟

ج) اگر از نظر عرف دو مکان محسوب شوند، قصد اقامت در هر دو محل و يا در يکى از آن دو با قصد رفت و آمد به مکان ديگر در خلال ده روز، صحيح نيست.

س38. عرفات (شرّفها الله تعالى) در اثر توسعه شهر مكه قطعاً كمتر از مسافت شرعى است. به نظر حضرتعالى كسانى كه در مكه معظّمه قصد اقامت عشره كرده و سپس عازم عرفات مى‌شوند نمازشان قصر است يا تمام؟

ج) اگر قصد اقامت تمام ده روز را در خود مكه معظمه نموده پس از تحقق اقامت در مكه با رفتن به عرفات مسافر نمى‌شود.

س39. آيا هنگام قصد اقامت، جايز است نيّت خروج از محل اقامت به محل ديگرى را که کمتر از چهار فرسخ با آن فاصله دارد بنمائيم؟

ج) قصد خروج از محل اقامت به اندازه کمتر از مسافت شرعى اگر به صدق اقامت ده روز ضرر نزند مثل بيرون رفتن از آن‌جا به مدت چند ساعت از روز يا شب براى يک بار يا چند بار به شرطى که مجموع ساعات خروج از شش، هفت ساعت بيشتر نشود، در اين صورت، قصد خروج به قصد اقامت لطمه نمى‏‌زند.

س40. آيا قصد خروج كمتر از مسافت شرعى در اثناء اقامت، به صحّت قصد اقامت ضرر مى‌زند؟

ج) قصد خروج در اثناء اقامه عشره، در يك محل تا كمتر از مسافت شرعى به قدر شش يا هفت ساعت در مجموع دفعات خروج، مضرّ به صحّت قصد اقامت نيست.

س41. محل کار من که در آن‌جا سکونت هم دارم، غير از وطن اصلى‌ام است و با آن بيش از مسافت شرعى فاصله دارد، و محل کارم را هم وطن خود قرار نداده‏ام و امکان دارد فقط براى چندين سال در آن‌جا بمانم. گاهى از آن‌جا براى انجام مأموريت ادارى به مدت دو يا سه روز در ماه خارج مى‏‌شوم، آيا هنگامى که از شهرى که در آن سکونت دارم به مقدارى بيش از مسافت شرعى خارج شده و بر مى‏‌گردم، واجب است در بازگشت قصد اقامت ده روز کنم يا خير؟ و اگر قصد اقامت ده روز واجب است، تا چه مسافتى مى‏‌توانم به اطراف شهر بروم؟

ج) اگر از شهرى که در آن سکونت داريد، به مقدار مسافت شرعى خارج شويد، هنگام مراجعت بايد دوباره قصد اقامت ده روز نماييد، و در صورتى که قصد اقامت ده روز به‌طور صحيح تحقق پيدا کرد و حکم تمام خواندن نماز ـ هرچند با خواندن حداقل يک نماز چهار رکعتى ـ محقق شد، خروج به کمتر از مسافت شرعى ضررى به حکم اقامت نمى‏‌زند، همچنان‌که در خلال ده روز قصد خروج به باغ‌ها و مزرعه‌‏هاى محل اقامت، به قصد اقامت آسيبى نمى‏‌رساند.

س42. شخصى قصد اقامت ده روز در جايى کرده است، به‌خاطر اين‌که مى‏‌دانسته که ده روز در آن‌جا مى‏‌ماند و يا تصميم بر ماندن داشته است ولى بعد از آن‌که با خواندن يک نماز چهار رکعتى، حکم تمام خواندن نماز بر او مترتّب شد، مسافرتى غير ضرورى براى وى پيش مى‏‌آيد، آيا رفتن به آن سفر براى او جايز است؟

ج) سفر او اشکال ندارد، هرچند غير ضرورى باشد.

س43. من در جايى کار مى‏‌کنم که کمتر از مسافت شرعى با شهر مجاور فاصله دارد و چون هيچ‌يک از دو مکان، وطن من نيست، لذا در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏‌کنم تا نمازم را تمام خوانده و بتوانم روزه بگيرم، و هنگامى که در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏‌کنم، در خلال آن مدت و بعد از آن قصد رفتن به شهر مجاور نمى‏‌کنم، حکم شرعى من در حالت‌هاى زير چيست؟ 1. اگر قبل از پايان ده روز به‌خاطر حادثه‏اى يا کارى به آن شهر بروم و بعد از تقريباً دو ساعت، به محل کارم برگردم؟ 2. اگر بعد از پايان ده روز به قصد رفتن به محله معيّنى به آن شهر بروم و از مقدار مسافت شرعى تجاوز نکنم و بعد از يک شب توقف، به محل اقامتم برگردم؟ 3. بعد از پايان ده روز به قصد رفتن به محله معيّنى به آن شهر بروم، ولى بعد از رسيدن به آن محله، تصميم به رفتن به محله ديگرى که با محل اقامت من بيشتر از مسافت شرعى فاصله دارد، بگيرم؟

ج1و2: اگر از ابتدا، قصد خروج نداشته باشيد، بعد از استقرار حکم تمام بودن نماز در محل اقامت هرچند با خواندن حداقل يک نماز چهار رکعتى در آن‌جا باشد، خارج شدن از آن‌جا به مقدار کمتر از مسافت شرعى، در يک يا چند روز، به قصد اقامت ضرر نمى‏‌رساند، و در اين صورت فرقى نمى‏‌کند که خروج قبل از پايان ده روز باشد يا بعد از آن، و تا مسافرت جديدى انجام نشده، نماز تمام و روزه صحيح است. ج3. رفتن به محله‌‏هاى ديگر شهر محل اقامت، هرچند با محله قصد اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله داشته باشد، به قصد اقامت و حکم آن ضرر نمى‏‌رساند، ولى اگر پس از قصد اقامت در شهرى به شهر ديگرى که با شهر محل اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله دارد برود، قصد اقامت قبلى وى به هم مى‏‌خورد و بعد از برگشت به محل اقامت، بايد دوباره قصد نمايد.

س44. آيا مى‌توانم از شهرى که در آن دانشجو هستم، بعداز اذان ظهر به وطنم كه شصت كيلومتر فاصله دارد بروم وقبل اذان صبح دوباره به محل تحصيلم بازگردم؟ آيا در اين فرض روزه من صحيح مى‌باشد؟

ج) در فرض سؤال، روزه آن روز صحيح است ولى بعد از رجوع بايد قصد اقامت ده روز نماييد تا روزه‌هاى بعدى شما صحيح باشد.

س45.

ج

س46. اگر كسى با ترديد سى روز كامل در جايى بماند (هنگام اذان صبح روز اول وارد محل اقامت شده است) آيا نماز شام سى‌ام را بايد تمام بخواند يا شكسته؟

ج) در فرض سؤال بعد از گذشتن سى روز، اگرچه مقدار كمى در آن مكان بماند، بايد نماز را تمام بخواند.

احکام سفر

احکام وطن و قصد توطن

س47. خواهشمندم در مورد حکم مسأله‌ى وطن اصلى و اتّخاذى (جديد) توضيح بفرماييد.

ج) به‌طور کلّى شخصى که در محلى به دنيا آمده و در آن‌جا رشد و نمو کرده است آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و تا وقتى که از آن مکان اعراض ننموده، حکم وطن باقى است و همچنين کسى که به جايى غير از وطن اصلى خود رفته و قصد زندگى دائمى هر چند براى بخشى از سال در آن‌جا نموده و با اين قصد مدتى که عرفاً آن محل را وطن او بدانند، در آن مکان زندگى کرد، آن‌جا وطن او محسوب مى‌شود و نيز اگر بدون قصد، آن‌قدر بماند که عرف آن‌جا را وطن او بداند، حکم وطن مترتب مى‌شود. همچنين اگر کسى بنا دارد به مدّت مثلاً هفت، هشت سال در جايى زندگى کند آن‌جا نيز وطن او محسوب مى‌شود.

س48. آيا محل تولد شخص هرچند در آن‌جا ساکن نباشد، وطن او محسوب مى‏‌شود؟

ج) اگر در آن‌جا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غير اين صورت حکم وطن ندارد.

س49. دانشجويى خانه‏‌اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنين وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‏‌اش رفت و آمد مى‏‌کند، آيا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏‌شوند؟

ج) اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آن‌جا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س50. خانواده‌هايى که از وطن اصلى هجرت کرده‌اند حکم نماز و روزه فرزندان آنها با توجه به فرضيات زير چگونه است؟ الف: وطن اصلى پدر و مادر يزد است ولى از آن اعراض نکرده‌اند، ولى براى مدتى زياد (20 سال) در قم سکنى گزيده‌اند برخى از فرزندان متولد يزد و برخى متولد قم هستند ولى همه در قم بزرگ شده‌اند و سالى يک ماه گاهى 3 ماه به همراه پدر و مادر به يزد رفته‌اند و بقيه‌ى سال را قم بوده‌اند، آيا نماز و روزه‌ى فرزندان در قم و يزد هنگامى که قصد عشره ندارند شکسته است يا کامل؟ ب: در صورتى که پدر و مادر در قم قصد توطن نکرده باشند و به قدرى نمانده باشند که عرفاً اهل قم محسوب شوند حکم فرزندان آنها که بزرگ شده‌ى قم هستند چگونه است؟ و پدر و مادر چند سال که بمانند وطن‌شان محسوب مى‌شود؟ ج) اگر فرزند طبق نظر پدر ـ که مقلّد مرجع ديگرى است ـ عمل کرده و نمازش را در يزد تمام خوانده و روزه گرفته است ولى خود فرزند مقلد مقام معظم رهبرى (دام ظله) بوده است آيا بايد نمازهايى را که در يزد خوانده و روزه‌هايى که گرفته را قضا کند يا خير؟ د: براى اينکه مکانى وطن (اتخاذى) کسى محسوب شود چه شرايطى لازم است؟

جواب: الف: وطن اصلى پدر و مادر، وطن فرزند او حساب نمى‌شود، مگر آن که خود فرزند در آنجا متولد و نشو و نما نموده باشد، و يا بعد از بلوغ آنجا را وطن براى خود اتخاذ کرده باشد. ب: فرزندان اگر در قم متولد و در آنجا نشو و نما نموده‌اند آنجا وطن اصلى ايشان محسوب است و پدر و مادر اگر قصد زندگى در قم ندارند، آنجا وطنشان محسوب نيست، مگر آنکه مدت زيادى بمانند که در نظر عرف اهل آنجا محسوب شوند. ج: اگر نماز را در آنجا به جهت جهل به خصوصيات سفر تمام خوانده بنابر احتياط قضا و اعاده دارد. د: در وطن اتخاذى، بايد يا در ابتدا قصد زندگى دائم يا زندگى معتنابه (هفت، هشت سال) در آنجا داشته باشد، و يا مدت زيادى در آنجا بماند که عرفاً آنجا وطن او محسوب شود.

س51. آيا حومه شهر، جزو شهر محسوب مى‌شود؟ در شهرى به دنيا آمده و در آن‌جا بزرگ شدم؛ سپس در هفت سالگى به حومه شهر منتقل شده و قبل از اين که به شهر ديگرى سفر کنم در آن‌جا ده سال زندگى کردم، و آن‌جا را وطن خودم به حساب مى‌آورم و از آن اعراض هم نکرده‌ام. آيا هم‌چنان آن‌جا وطنم محسوب مى‌شود؟

ج) اگر آن‌جا عرفاً از توابع شهر يا از باغات و مزارع شهر به‌حساب آيد، پس جزئى از شهر است؛ و مادامى که از آن‌جا اعراض نکرده باشيد، احکام وطن بر آن مترتّب است.

س52. جايى كه به دنيا آمده‌ام و در همان‌ جا رشد كرده‌ام، محل سكونت پدر و مادرم بوده است (وطن آنها نبوده)، آيا آن‌جا ـ مادامى كه از آن‌جا اعراض نكرده‌ام ـ وطن من مى‌باشد ؟

ج) آنجا وطن شما محسوب مى‌شود.

س53. من در شهر کرمانشاه به دنيا آمده‏‌ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اين‌که از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده‏‌ام. اگر در هر يک يا دو سال از منطقه‏‌اى به منطقه ديگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏‌ام در آن‌جا چه حکمى دارد؟ و چون بيشتر از شش ماه است که در منطقه جديدى از تهران ساکن هستيم، آيا آن‌جا براى ما حکم وطن را دارد يا خير؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏‌کنيم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟

ج) اگر در تهران فعلى و يا محله‏‌اى از آن قصد توطن نموده‏‌ايد، سراسر آن‌جا وطن شما محسوب مى‏‌شود، و در تمامى محله‌‏هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحيح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.

س54. اگر جايى محل تولد و وطن پدرش باشد، و شخص هم نيت كرده که در آينده در آن مکان دفن شود، ولى به‌طور منظم به آن‌جا نمى‌رود. آيا آن محل وطن او به‌حساب مى‌آيد؟

ج) صِرف وطنِ پدر بودن، مستلزم آن نيست که وطن فرزند هم به‌حساب آيد.

س55. معتقد بودم که وطن اصلى من همان وطن پدر و مادرم مى‌باشد، نه محل تولدم که هشت سال در آن‌جا زندگى کردم. آيا مى‌توانم محل تولدم را وطن اصلى‌ام قرار دهم؟ در حالى که بعد از خارج شدن از محل تولدم جهت سكونت در شهر ديگرى، هر وقت گذرم به محل تولد افتاده نمازم را در آن‌جا شکسته خوانده‌ام.

ج) وطن اصلى‌تان که در آن‌جا متولد شده و نشو و نما کرده‌ايد، وطن‌بودنش از بين نمى‌رود مگر اين‌که از آن اعراض کرده باشيد. بنابراين نمازتان در آن‌جا تمام است، نه شکسته. و لزومى ندارد که در آن‌جا قصد وطن کنيد، بلکه به‌طور قهرى حاصل شده است؛ و نمازهايى را كه بر خلاف وظيفه‌تان خوانده‌ايد، بايد قضا كنيد.

س56. اگر زايشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزى براى وضع حمل به زايشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن اين طفل کجاست؟

ج) اگر زايشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏‌کنند قرار داشته باشد، همان‌جا وطن اصلى کودك هم خواهد بود، مشروط به اين که در آنجا رشد و نمو هم داشته باشد؛ در غير اين صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏‌شود که آن‌جا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آن‌جا برده شده و با آن‌ها زندگى مى‏‌کند.

س57. کسى که مى‌خواهد ساليانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آن‌جا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آيا بين ماندن در آن‌جا به قصد زندگى يا براى کار يا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟

ج) اگر بناى زندگى در آن‌جا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار يا امر ديگرى غير از زندگى در آن‌جا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.

س58. آيا براى صدق وطن، قصد و بناى زندگى بمدت هفت هشت سال لازم است و يا صرف اقامت اين مدت ولو بدون قصد زندگى كفايت مى‌كند؟ يعنى اگر مثلاً پنج سال در شهرى اقامت داشت بدون اينكه از اول بداند چند سال خواهد ماند و بعد تصميم بگيرد دو سال ديگر در آن شهر زندگى كند، اين امر براى صدق وطن كفايت مى‌كند؟

ج) اگر در طول اين مدت همواره ترقّب و احتمال خروج از اين محل را داشته است، صدق وطن مشكل است؛ ولى اگر از اول بناى ماندن در آن‌جا را و لو بدون تعيين زمان داشته و مثلاً پنج سال بر اين حال گذشته است و اكنون قصد دارد دو سه سال ديگر هم بماند ظاهر آن است كه بر اين شخص، مسافر صدق نمى‌كند و اين وضعيت براى صدق وطن كافى است.

س59. کسى که جايى را به عنوان وطن انتخاب کرده، چه مدّت زمانى در آن‌جا بماند، حکم وطن بر آن مترتّب است؟

ج) به مقدارى که عرفاً صدق کند آن‌جا را وطن اتخاذ نموده، مثلاً دو سه ماه يا حتى کمتر به نحوى که عرفاً اهل آن‌جا محسوب باشد.

س60. آيا محل کار حکم وطن را دارد؟

ج) اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏‌شود که آن مکان وطن گردد

س61. آيا قبيله‌‏هايى که يک يا دو ماه از قشلاق به ييلاق يا بر عکس منتقل مى‏‌شوند، ولى بقيه سال را در ييلاق يا قشلاق به‌سر مى‏‌برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرت‌هايى که در ايام اقامت خود در يکى از اين دو مکان به مکان ديگر انجام مى‏‌دهند، از جهت قصر يا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟

ج) اگر قصد نقل و انتقال هميشگى از ييلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهايى از سال را در يکى و روزهايى را در ديگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر يک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏‌شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جارى مى‏‌گردد، و اگر فاصله بين آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از يکى به ديگرى، حکم ساير مسافرين را دارند.

س62. وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در يکى از شهرهاى نزديک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏‌تواند ده روز در آن‌جا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش مى‏‌رود و شب به آن‌جا برمى‏‌گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟

ج) شرط تحقّق عنوان وطن جديد اين نيست که انسان بعد از قصد توطّن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمرّ در آن‌جا بماند، بلکه بعد از اين‌که آن‌جا را به عنوان وطن جديد انتخاب نمود و با اين قصد، مدتى (اگرچه فقط شب‌ها) آن‌جا سکونت نمود، وطن او محسوب مى‏‌شود.

س63. من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آيا همه ايران را وطن خود قرار دهم يا منطقه‏اى را که در آن ساکن هستم و يا براى انتخاب وطن حتماً بايد خانه‏اى بخرم؟

ج) در وطن جديد، قصد توطّن در شهر خاص و معيّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آن‌جا محسوب شود، شرط است، ولى تملّک خانه يا غير آن شرط نيست.

س64. به غير از وطن اصلى چند محل را مى‌توان به عنوان وطن انتخاب كرد؟

ج) داشتن دو وطن اتخاذى (جديد) اشكال ندارد ولى اگر خواست سه وطن اتخاذ كند كه در هر يك در طول سال چهار ماه زندگى كند منوط به صدق ‏عرفى وطن است وگرنه وطن سوم اشكال دارد.

س65. آيا وطن زن، تابع شوهر است؟

ج) اگر مستقل در تصميم‌گيرى در زندگى باشد، تابع نيست.

س66. من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است، زندگى مى‏‌کنم، ولى در شهر اول به‌طور متوالى و مستمر ساکن نيستم، مثلاً دو هفته يا ده روز و يا کمتر در آن مى‏‌مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر مى‏‌گردم، سؤال من اين است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حکم مسافر را دارم يا خير؟

ج) اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آن‌جا را هم نداشته باشيد، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشيد، حکم ساير مسافرين را داريد، مگر آن‌که آن‌جا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز يک‌بار جهت کار به آن‌جا رفت و آمد داشته باشيد که در اين صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحيح است.

س67. مراد از اِعراض از وطن چيست؟ آيا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جايى که او مى‏‌خواهد، اعراض محسوب مى‏‌شود يا خير؟

ج) مراد از اِعراض، خروج از وطن با تصميم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به ‏خانه ‏شوهر در شهر ديگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏‌اش نيست.

س68. کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر ديگرى مهاجرت نمايد و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکليف رسيده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه وظيفه‏‌اى دارد؟

ج) اگر از محل تولد به تبعيت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد عدم بازگشت به آن‌جا را براى زندگى داشته باشد، آن مکان براى او حکم وطن را ندارد.

س69. محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏‌کنند و در آن ملک و آب دارند، اين شخص براى ديدار و کمک به آن‌جا مى‏‌رود، ولى تمايلى به بازگشت به آن‌جا براى سکونت ندارد، با توجه به اين‌که آن‌جا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آن‌جا چه حکمى دارد؟

ج) اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصميم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آن‌جا جارى نمى‏‌شود.

س70. محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولى بعد از استخدام در يکى از ادارات دولتى، به نيشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏‌کنند، در ابتداى رفتن به نيشابور، از وطن اصلى خود اعراض کرديم، ولى اکنون بعد از پانزده سال از اين امر منصرف شده‏ايم، خواهشمندم به سؤالات زير پاسخ فرماييد: 1. هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى‏‌رويم و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، وظيفه من و همسرم راجع به نماز چيست؟ 2. فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نيشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسيده‏‌اند، هنگامى که به شهر پدرى‌‌‌‌مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آن‌ها مى‏‌مانيم، چه وظيفه‏‌اى دارند؟

ج) بعد از آن‌که از وطن اصلى‌تان (کاشمر) اعراض کرديد، ديگر حکم وطن در آن‌جا بر شما جارى نمى‏‌شود، مگر آن‌که دوباره براى زندگى به آن‌جا برگشته و با قصد زندگى (ولو براى هفت، هشت سال) مدتى در آن‌جا اقامت کنيد و اين شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آن‌جا حکم مسافر را داريد.

س71. شخصى از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر ديگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، با توجه به اين‌که بر تقليد امام راحل (ره) باقى مانده، آيا نماز خود را بايد تمام بخواند يا شکسته؟

ج) تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آن‌جا تمام و روزه‌‏اش صحيح است.

س72. اگر از وطن اصلى (محل تولد و وطن پدرى) قصد اعراض نموده و در جاى ديگرى سكونت داشته باشيم، آيا مى‌توان قصد اعراض را تغيير داد؟

ج) مجرّد تغييرِ قصدِ اعراض، كافى نيست بلكه فقط در صورتى مجدداً براى شما وطن محسوب مى‌شود كه بنا داشته باشيد كه در آن‌جا به قصد زندگى هرچند به مدّت مثلاً هفت، هشت سال بمانيد.

احکام سفر

احکام بلاد کبيره‏

س83. نظر جناب‌عالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن يا اقامت ده روز در آن‌ها چيست؟

ج) در احکام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بين شهرهاى بزرگ و معمولى نيست و حتى با قصد توطن در يک شهر بزرگ و مدتى در آن‌جا ماندن، بدون معيّن کردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حکم وطن را درباره او پيدا خواهد کرد. همچنين اگر قصد اقامت ده روز در مانند اين شهر نمايد، بدون اين‌که محله خاصى از آن را قصد نمايد، حکم تمام بودن نماز و صحّت‏ روزه در مورد او در تمام محله‌‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.

س84. شخصى از فتواى امام (قدس سره) در مورد اين‌که تهران از بلاد کبيره است، مطلع نبوده و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام (قدس سره) علم پيدا کرده است، نماز و روزه‌‌‏اى را که به نحو متعارف به جا آورده، چه حکمى دارد؟

ج) اگر در حال حاضر بر تقليدامام (قدس سره) در آن مسأله باقى باشد، واجب است که اعمال گذشته‌‏اش را که با فتواى امام (قدس سره) منطبق نيست، تدارک نمايد، به اين معنى که نمازهايى را که به جاى شکسته، تمام خوانده به‌صورت شکسته قضا کند و روزه‌‏هايى را که در حال مسافرت گرفته است، قضا نمايد.

س85. در محل زندگى من شهرهاى بزرگى وجود دارد که شهردارى‌هاى مجزا دارند اما همه آنها تحت منطقه‌اى بزرگ با نام واحد هستند. اگر من داخل اين منطقه حدود 15 تا 20 کيلومتر سفر كنم، آيا بايد نماز را قصر بخوانم يا تمام؟

ج) اگر مجموع شهرهاى کوچک در کنار هم در نظر عرف محل، يک شهر محسوب باشد، طى مسافت در داخل شهر حکم سفر ندارد و نماز تمام است. و مسافت از آخر شهر به مقصد يا از مبدأ به اول شهر بزرگ محاسبه مى‌شود که اگر به مقدار مسافت شرعى(5/ 22 کيلومتر) باشد نماز قصر است.

احکام سفر

کيفيت نماز و روزه در سفر

س86. آيا در زمان حاضر که مسافرت‌ها به راحتى قابل انجام است نماز مسافر شکسته است؟

ج) در حکم مذکور تفاوتى ميان عصر حاضر و زمان گذشته نيست.

س87. اگر به يک منطقه دورى ـ که تقريباً يک ساعت راه باشد ـ برويم، آيا بايد نمازمان را شکسته بخوانيم يا به‌صورت عادى و كامل؟

ج) با پيمودن مسافت شرعى، در وجوب شكسته خواندن نماز فرقى نيست که مدت سفر کوتاه باشد يا طولانى، و فرقى نيست که يک روز يا بيشتر در مقصد بماند و يا همان ساعت برگردد.

س88. کسى که به جايى مسافرت کرده و نمى‏‌داند چه مقدار در آن‌جا خواهد ماند، ده روز يا کمتر، چگونه بايد نماز بخواند؟

ج) وظيفه شخص مردد تا سى روز قصر است و از آن به بعد بايد نمازش را تمام بخواند، هرچند در همان روز بخواهد برگردد.

س89. اگر فردى در سفر باشد و نماز خود را سر وقت شكسته بخواند و قبل از وقت قضا شدن همان نماز به وطن خود بازگردد آيا دوباره بايد نمازش را اعاده كند؟

ج) لازم نيست که اعاده کند.

س90. اگر به شهرى غير از شهر خودم مسافرت کنم که به مقدار مسافت شرعى هست و زمان نماز هم فرا برسد كه بايد نماز را شکسته بخوانم، ولى من نمازم را آن‌جا نخوانم و به شهرم برگردم. آيا بايد نماز را ـ در شهر خودم ـ شکسته بخوانم يا تمام؟

ج) ملاک، وقت اداى نماز است نه وقت وجوب آن؛ البته مادامى که وقت نماز باقى باشد.

س91. اگر کسى در مكانى كه از محل سکونتش به مقدار مسافت شرعى فاصله دارد، به‌خاطر جهل به مسأله يا فراموشى آن نمازش را تمام بخواند و موقعى که به محل سکونتش برگردد متوجه شود، نمازى که خوانده چه حکمى دارد؟

ج) در صورت جهل به موضوع يا جهل به خصوصيات حکم، احتياط اين است که نمازش را اعاده کند، چه در وقت نماز يادش بيايد و چه خارج از آن؛ برخلاف موردى که جاهل به اصل حکم بوده (و اصلاً مسأله را نمى دانسته) که در اين صورت اعاده در وقت هم واجب نيست تا چه رسد به قضاى آن؛ و در صورتى که فراموش کرده که در سفر است، اگر وقت باقى است؛ بايد نمازش را اعاده کند و اگر در خارج از وقت يادش آمد، قضا واجب نيست.

س92. اگر مکلف نماز مغرب و عشا را در سفر تا بعد از نصف شب نخواند، چنانچه در همان شب تا قبل از فجر (اذان صبح) به وطنش بازگردد، آيا بايد آن نمازها را به‌صورت شکسته بخواند يا تمام (به قصد قربت مطلق)؟

ج) اگر تا قبل از اذان صبح به وطنش رسيد، نماز مغرب را به نيت مافى‌الذمه به‌جا ‌آورد، و نماز عشا را هم شکسته (به نيت قضا) بخواند و هم كامل.‏‏

س93. آيا مسافرت عمدى در ماه رمضان به قصد افطار و فرار از روزه گرفتن، جايز است؟

ج) مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، و در صورت مسافرت، ولو اين‌که براى فرار از روزه باشد، افطار بر او واجب است.

س94. كسى كه در ماه رمضان مسافرت كرده، آيا علاوه بر قضا، بايد كفّاره هم بدهد؟

ج) خير، تنها قضاى روزه‌‏ها واجب است و كفّاره ندارد؛ ولى اگر قضاى روزه‌‏ها را تا ماه رمضان سال بعد به تأخير اندازد، به جهت تأخير، بايد براى هر روز يك مدّ طعام كفّاره بدهد.

س95. من هر هفته براى زيارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌عليها) و انجام اعمال مسجد جمکران به شهر قم مسافرت مى‏‌کنم، آيا در اين سفر نمازم را تمام بخوانم يا شکسته؟

ج) در اين سفر حکم ساير مسافرين را داريد و نماز شما قصر است.

س96. در صورت اختلاف افق‌، اگر شخصى در منطقه‌اى كه حلول ماه رمضان ثابت شده روزه گرفته و قبل از تمام شدن ماه به منطقه‌اى سفر كند كه بر اساس افقش ماه رمضان يك روز ديرتر حلول كرده و بقيه ماه را در منطقه جديد سپرى كند، و در اين سال ماه رمضان سى روزه باشد، در اين صورت روز آخر ماه رمضان براى او روز سى‌ويكم مى‌شود. آيا بايد روزه بگيرد و يا افطار نمايد؟

ج) اگر به منطقه‌اى برسد كه از ماه رمضان يك روز مانده باشد، واجب است كه آن را روزه بگيرد، هرچند ماه رمضان نسبت به تعداد روزهايى كه روزه گرفته سى‌ويك روز شود.

س97. شخصى که روزه‌ى معيّنى بر عهده‌ى او مى‌باشد و يا اينکه چند روز قضا دارد و وقت آن ضيق شده است، مى‌تواند به سفر برود؟ و اگر در سفر است، آيا لازم است قبل از ماه رمضان از سفر مراجعت کند و روزه‌هايش را بگيرد؟

ج) رفتن به سفر براى او اشکال ندارد و اگر در سفر است لازم نيست مراجعت کند که آن روز يا چند روز را روزه بگيرد؛ چون کسى که در سفر است، روزه از او برداشته شده است همانند ماه مبارک، و تفاوتى هم بين اقسام روزه نيست.

س98. حکم روزه مسافرى که صبح از وطن خارج شده و از حدّ ترخص گذشته و قبل از ظهر به وطن برمى‌گردد چگونه است؟

ج) اگر مفطرى را مرتکب نشده، بايد نيّت روزه کند و روزه‌اش صحيح است.

س99. روزه مسافرى که صبح به مقدار بيشتر از مسافت شرعى (5 /22 کيلومتر) از وطن خود دور مى‌شود، اگر قبل از ظهر برگشت ولى شک دارد که به اذان ظهر رسيده يا نه، حكمش چيست؟

ج) در صورت شك روزه صحيح است.

س100. اگر شخصى بخواهد قبل از زوال به محل اقامتش برسد، ولى در راه به‌خاطر پيشامد حادثه‌‌‏اى نتواند در زمان معيّن به مقصد برسد، آيا روزه او اشکال دارد و آيا کفّاره بر او واجب است يا فقط قضاى روزه آن روز را بايد به جا آورد؟

ج) روزه‌‏اش در سفر صحيح نيست و بر او فقط قضاى روزه آن روزى که پيش از ظهر به محل اقامتش نرسيده، واجب است و کفّاره‌‌‏اى هم ندارد.

س101. اگر به جايى سفر کنم که قصد دارم ده روز در آن‌جا بمانم ولى بعد از اذان ظهر به آن‌جا برسم آيا روزه آن روز صحيح است؟

ج) روزه آن روز صحيح نيست و بايد قبل از اذان ظهر در محل اقامت ده روز باشيد.

س102. اگر روزه‏‌دارى هنگام غروب در سرزمينى افطار کرده باشد و سپس به جايى مسافرت کند که خورشيد در آن هنوز غروب نکرده است، روزه آن روز او چه حکمى دارد؟ آيا تناول مفطرات براى او در آن‌جا قبل از غروب خورشيد جايز است؟

ج) روزه او صحيح است و تناول مفطرات در آن مکان قبل از غروب خورشيد با فرض اين‌که در وقت غروب در سرزمين خود افطار کرده، براى او جايز است.

س103. من در خارج از کشورم زندگى مى‌کنم و در ماه رمضان روزه مى‌گيرم ولى دو روز مانده به عيد در حالى که 28 روز روزه گرفته‌ام، با پروازى که دو ساعت طول مى‌کشد به کشورم برمى‌گردم و در آنجا هلال عيد فطر را مى‌بينم وظيفه‌ام چيست؟

ج) اگر در بدو ورود به وطن مشخص باشد که آن روز شرعاً روز عيد است بايد يک روز، روزه ماه مبارک رمضان را در فرض سؤال قضا کنيد.

س104. شخصى از اول ماه رمضان تا بيست و هفتم ماه را در وطن خود (بندر ديّر) روزه گرفته و در صبح روز بيست و هشتم به دبى مسافرت کرده و در روز بيست و نهم به آن‌جا رسيده و متوجه شده که در آن‌جا عيد اعلام شده است، او اکنون به وطن خود برگشته، آيا قضاى روزه‌‏هايى که از وى فوت شده، واجب است؟ اگر يک روز قضا نمايد، ماه رمضان نسبت به او بيست و هشت روز مى‏‌شود و اگر بخواهد دو روز قضا کند، روز بيست و نهم در جايى بوده که در آن‌جا عيد اعلام شده بود، اين شخص چه حکمى دارد؟

ج) در فرض سؤال قضاى دو روز بر او واجب است.

س105. شخصى به مسافرت رفته و قصد داشته ده روز در جايى بماند، سپس از قصد اقامتش عدول کرده و تصميم گرفته که قبل از حلول ماه رمضان به شهر خود برگردد، ولى به سبب تأخير در حمل ونقل جاده‌اى ماه رمضان فرا رسيده و او هنوز در همان شهر باقى مانده است. اگر در روز ماه رمضان با همسرش مجامعت کند، چه حكمى دارد؟

ج) اگر بعد از اين‌كه حكم كامل‌خواندن نماز (با خواندن يک نماز چهار رکعتى) بر او مستقر شده، از قصد اقامتش عدول کرده باشد، روزه بر او واجب ‌شده و مجامعت در هنگام روزه جايز نيست، و اگر چنين كارى كرد، کفاره بر او واجب مى‌شود و آن اطعام شصت مسکين يا شصت روز، روزه گرفتن است؛ ولى اگر قبل از اين‌كه حكم كامل‌خواندن نماز بر او مستقر شود از قصدش عدول کرده، چيزى به عهده‌اش نيست.

س106. آيا گرفتن روزه‌‏هاى قضا، در سفر صحيح است؟

ج) جايز نيست.

س108. كسى كه در ماه رمضان در سفر است، آيا مى‏‌تواند نذر كند روزه بگيرد؟

ج) خير، جايز نيست.

س109. بنده نذر کردم که چهل روز پشت سر هم روزه بگيرم اما سفرى براى من پيش آمده که ناچار از انجام آن هستم. تکليف نماز و روزه بنده چه مى‌شود؟

ج) اگر براى آن وقت تعيين كرده است و ناچار شد به سفر برود، بايد قضاى آن مقدارى را كه سفر كرده به‌جا آورد؛ ولى اگر وقت تعيين نكرده ‏است بايد در موقع ديگرى چهل روز پى در پى روزه بگيرد.‏

س110. شخصى كه مفطرى انجام نداده، در سفر مثلاً در ساعت ده نذر مى‌كند كه امروز را روزه مى‌گيرم، آيا نذر او صحيح است يا بايد نذر قبل از سفر و قبل از طلوع فجر باشد؟

ج) روزه مستحبى در سفر كه با نذر صحيح است، بايد قبل از طلوع فجر باشد و بنابر احتياط مشروط است به اين كه نذر در حَضَر منعقد شده باشد.

احکام سفر

نماز و روزه رانندگان و مانند آن

س111. نماز و روزه خلبانان هواپيماهاى جنگى که بيشتر روزها از پايگاه‌‏هاى هوايى‏‌شان اقدام به پرواز کرده و مسافتى بسيار بيشتر از مسافت شرعى را مى‏‌پيمايند و مرتب اين عمل را تکرار مى‏‌کنند، چه حکمى دارد؟

ج) حکم آنان همان حکم ساير رانندگان و ملوانان و خلبانان هواپيماهاست، يعنى نماز آن‌ها در سفر تمام و روزه‏شان صحيح است.

س112. در رساله عمليه امام خمينى(ره) در بحث نماز مسافر، شرط هفتم، آمده است: «واجب است راننده در غير از سفر اول نماز خود را تمام بخواند ولى در سفر اول نمازش شکسته است هرچند طولانى باشد، آيا مقصود از سفر اول همان شروع حرکت از وطن تا بازگشت به آن است يا با رسيدن به مقصد سفر اوّل تمام مى‏‌شود؟

ج) اگر رفت و برگشت در نظر عرف، يک سفر محسوب شود مثل استادى که از وطن براى تدريس به شهرى سفر کرده و هنگام عصر يا فرداى آن روز به مبدأ بر مى‏‌گردد، در اين صورت، رفت و برگشت سفر اوّل محسوب مى‏‌شود. و در صورتى که عرفاً يک سفر نباشد مثل راننده‌‌‏اى که براى حمل کالا به مقصدى حرکت کرده و از آن‌جا به مکان ديگرى براى حمل مسافر يا کالاى جديد سفر نمايد و سپس به وطن مراجعت مى‏‌کند که در اين فرض، سفر اوّل با رسيدن به مقصد، تمام مى‏‌شود.

س113. کسى که رانندگى ماشين شغل ثابت و دائمى او نيست، ولى براى مدت کوتاهى وظيفه رانندگى به او محوّل مى‏‌شود مثل سربازانى که وظيفه رانندگى را در پادگان‌ها و پاسگاه‌ها و غير آن‌ها بر عهده مى‏‌گيرند، آيا اين افراد حکم مسافر را دارند يا آن‌که واجب است نماز خود را تمام خوانده و روزه بگيرند؟

ج) اگر رانندگى ماشين در آن مدت موقت [دو، سه ماه در سال] شغل آن‌ها محسوب شود، حکم ساير رانندگان را خواهند داشت.

س114. اگر ماشينِ راننده‌‌‏اى بر اثر حادثه‌‌‏اى براى مدتى متوقف شود و راننده براى تعمير و خريد لوازم به شهر ديگرى مسافرت نمايد، با توجه به اين‌که با ماشين خود سفر نکرده، آيا بايد در مانند اين سفر نمازش را تمام بخواند يا شکسته؟

ج) اگر در اين سفر شغل او رانندگى نباشد و عرف هم اين سفر را سفر شغلى نداند، حکم ديگر مسافران را خواهد داشت.

س115. شخصى كارش رانندگى است كه البته نمازش تمام و روزه‌اش صحيح است، حال اگر روزى به عنوان ملوان يا ناخدا براى يك سفر دريايى سفر كند، نماز و روزه‌اش در اين سفر دريايى چه حكمى دارد و همچنين بالعكس اگر كسى كارش ملوانى و يا ناخدايى باشد اگر روزى به عنوان راننده ماشين سفر كند، نماز و روزه‌اش در اين سفر چه حكمى دارد؟

ج) اگر سفر مذكور شغلى باشد، نماز تمام و روزه صحيح است و در غير اين صورت قصر است.

احکام سفر

نماز و روزه در سفرهاى شغلى

س116. کسى که سفر مقدمه شغل اوست، آيا در سفر نمازش تمام و روزه‌‏اش صحيح است يا آن‌که اين حکم اختصاص به کسى دارد که شغل او حتماً مسافرت باشد؟ اين گفته مرجع تقليد حضرت امام خمينى (ره) که مى‏‌فرمايد: کسى که شغل او مسافرت است چه معنايى دارد؟ آيا کسى يافت مى‏‌شود که خود سفر شغل او باشد؟ زيرا چوپان و راننده و ملوان و غير آن‌ها هم کارشان چوپانى و رانندگى و کشتيرانى است و اصولاً کسى که سفر را به عنوان شغل خود برگزيده باشد، وجود ندارد.

ج) کسى که سفر مقدمه کار او است، اگر در خلال هر ده روز حداقل يک بار براى کار به محل کارش رفت و آمد نمايد، نمازش تمام و روزه‌‏اش صحيح است، و در کلمات فقها (رضوان‌الله‌عليهم) مراد از کسى که شغل او مسافرت است، کسى است که قوام کار او به سفر است مانند شغل‌هايى که در سؤال ذکر شده است.

س117. استفتايى شده که: «شخصى در جايى کار مى‌کند که فاصله بين محل کار و وطنش به اندازه مسافت شرعى نيست اما در رابطه با کارش هفته‌اى يا دو هفته يک بار به محل ديگرى به اندازه مسافت شرعى سفر مى‌كند.» در جواب گفته شده: «در محل دوم نمازش تمام است.» در حالى که مى‌دانيم معظم‌له حداقل يک سفر (شغلى) در طول ده روز را معتبر مى‌دانند. لطفاً اين مسأله را توضيح بفرماييد؟

ج) اگر به‌خاطر شغل به جايى سفر کند که به اندازه مسافت شرعى از محل سکونت يا محل کارش دور باشد، مادامى که در طى ده روز حداقل يک مرتبه به آن‌جا رفت و آمد کند، در راه رفت و برگشت و در خود محل، نمازش تمام است؛ ولى اگر سفرش به آن‌جا سفر شغلى نباشد يا در هر دو هفته يک بار (مثلاً) به آن‌جا مى‌رود، نمازش شکسته است.

س118. خواهشمند است در مورد سفر براى شغل که فرموده‌ايد «در سفر سوم نماز تمام است» بفرماييد: شخصى که مکرّر براى شغلش مسافرت مى‌کند اگر ده روز در وطن و يا جاى ديگر اقامت کند آيا در اين مورد هم در سفر سوم نمازش تمام است و يا اينکه پس از اقامت ده روز فقط در سفر اول نمازش قصر مى‌باشد؟

ج) در صورت اقامت ده روز در يک محل در بين سفرهاى شغلى فقط در سفر اول بعد از اقامت ده روز نمازش قصر است.

س119. کسى که سفر شغلى حداقل هر ده روز يک بار انجام مى‌دهد، تا چه مدّت آن را ادامه دهد حکم سفر شغلى بر آن مترتب مى‌شود؟

ج) ميزان صدق تکرّر سفر براى شغل است، همين که کارى که براى آن سفر مى‌کند شغل او محسوب باشد ولو شغل دو سه ماهه، و براى آن بدون تخلّل اقامت ده روز در يک جا مکرّراً مسافرت مى‌کند، در سفر سوّم نمازش تمام است.

س120. مکلف بعد از اين‌که ده روز بين سفرش فاصله افتاده، از وطنش به محل کار مسافرت مى‌کند و چون سفر اولش هست نمازش را شکسته مى‌خواند، ولى بعد از رسيدن به محل کار صاحب کار از او مى‌خواهد به محل ديگرى ـ كه به اندازه مسافت شرعى است ـ برود. آيا اين سفر، سفر دوم محسوب مى‌شود تا نمازش را تمام بخواند، يا ابتداى سفر دوم بعد از بازگشت به وطن و سفر از وطن به محل کار است؟

ج) سفر مذبور، سفر دومش محسوب مى‌شود و نمازش تمام است.‏‏

س121. اينجانب با اجازه جنابعالى بر تقليد از حضرت امام (ره) باقى هستم. و در زمان آيت الله اراکى (ره) در حوزه مأموريت استانى نماز را کامل مى‌خواندم و فعلاً هم نمازم را در حوزه مأموريت (تمام شهرهاى استان) کامل مى‌خوانم. از طرفى منزل پدر خانمم در استان همجوار است. تکليفم در مأموريت ادارى و مرخصى (کار غيرادارى) در آن استان چيست؟

ج) اگر محل كار از محل سكونت حداقل به مقدار چهار فرسخ شرعى (5/22 كيلومتر) فاصله دارد و حداقل هر ده روز يك بار بين محل سكونت و محل كار رفت و آمد داريد، نماز شما تمام و روزه صحيح است و چنانچه فاصله كمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، با قصد اقامت ده روز در محل سكونت يا محل كار و تحقق قصد اقامت ده روز، تردد شما بين محل كار و محل سكونت رافع حكم اقامت نيست بلكه نماز تمام و روزه صحيح است، ولى در سفر غيركارى براى خريد مايحتاج و يا رفتن به منزل پدر خانم حكم مسافر مترتب است.

س121. اينجانب با اجازه جنابعالى بر تقليد از حضرت امام (ره) باقى هستم. و در زمان آيت الله اراکى (ره) در حوزه مأموريت استانى نماز را کامل مى‌خواندم و فعلاً هم نمازم را در حوزه مأموريت (تمام شهرهاى استان) کامل مى‌خوانم. از طرفى منزل پدر خانمم در استان همجوار است. تکليفم در مأموريت ادارى و مرخصى (کار غيرادارى) در آن استان چيست؟

ج) اگر محل كار از محل سكونت حداقل به مقدار چهار فرسخ شرعى (5/22 كيلومتر) فاصله دارد و حداقل هر ده روز يك بار بين محل سكونت و محل كار رفت و آمد داريد، نماز شما تمام و روزه صحيح است و چنانچه فاصله كمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، با قصد اقامت ده روز در محل سكونت يا محل كار و تحقق قصد اقامت ده روز، تردد شما بين محل كار و محل سكونت رافع حكم اقامت نيست بلكه نماز تمام و روزه صحيح است، ولى در سفر غيركارى براى خريد مايحتاج و يا رفتن به منزل پدر خانم حكم مسافر مترتب است.

س122. گاهى ما نظاميان براى مدت طولانى بنا به دستورات نظامى مى‌بايست در محلى خارج از وطن خود اقامت كنيم كه اين مدّت در برخى موارد به كل سى سال خدمت موظفى نيز منتهى مى‌گردد و در ابتداى امر نيز تشخيص اين‌كه چند سال در آن مكان به جهت شغل خود، حضور خواهيم داشت نامعين و نامشخص است. حال آيا اين گروه نظاميان با شرح فوق در محل اشتغال‌شان نيازمند قصد اقامت هستند؟

ج) ماندن در محل كار ولو به مدت طولانى بدون قصد زندگى موجب ترتّب حكم وطن نيست بلكه در صورت سفر از محل كار، در برگشت نياز به قصد اقامت دارند، مگر اين‌كه آن‌قدر آن‌جا بمانند كه عرفاً وطن آنان محسوب شود.

س123. نماز و روزه نيروهاى کادرى که در استخدام ارتش يا سپاه پاسداران انقلاب اسلامى هستند و بيشتر از ده روز در پادگان و بيشتر از ده روز در مناطق مرزى مى‏‌مانند، چه حکمى دارد؟ خواهشمندم فتواى حضرت امام (ره) را هم بيان فرماييد.

ج) اگر قصد اقامت ده روز يا بيشتر را در مکانى دارند و يا مى‏‌دانند که ده روز يا بيشتر از آن مقدار در آن‌جا خواهند ماند، واجب است که نماز خود را تمام بخوانند و روزه هم بگيرند. فتواى امام (ره) هم همين است.

س124. اگر يکى از طلاب علوم دينى قصد داشته باشد تبليغ را شغل خود قرار دهد، آيا با اين فرض مى‏‌تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگيرد؟ اگر شخصى براى کارى غير از تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهى از منکر مسافرت نمايد، نماز و روزه‌‏اش چه حکمى دارد؟

ج) اگر عرفاً تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهى از منکر شغل و کار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن کارها حکم مسافرى را دارد که به‌خاطر شغل و کارش سفر مى‏‌کند، و اگر زمانى براى کارى غير از ارشاد و تبليغ مسافرت کرد، در آن سفر مانند ساير مسافران نمازش شکسته است و روزه او صحيح نيست.

س125. محل تولد من شهر کاشمر است و از سال 1345 هجرى شمسى تا سال 1369 ساکن تهران بوده‌‏ام و آن‌جا را وطن براى خود انتخاب کردم، و مدت سه سال است که همراه با خانواده‌‏ام براى مأموريت ادارى به بندرعباس آمده و کمتر از يک سال ديگر به شهر تهران ـ که وطن من است ـ بازخواهم گشت. با توجه به اين‌که در مدتى که در بندرعباس هستم، هر لحظه امکان دارد براى مأموريت به شهرهاى تابع بندرعباس بروم و مدتى در آن‌جا بمانم و زمان مأموريت‌‏هاى ادارى هم که به من ارجاع مى‏‌شود، قابل پيش‌بينى نيست، خواهشمندم اولاً: حکم نماز و روزه مرا بيان فرماييد. ثانياً: با توجه به اين‌که در اغلب اوقات يا در بعضى از ماه‌هاى سال براى چند روز در مأموريت ادارى به سر مى‏‌برم، آيا کثيرالسفر محسوب مى‏‌شوم يا خير؟

ج) نماز و روزه شما در محل کار فعلى‌تان که وطن شما نيست، حکم نماز و روزه مسافر را دارد، يعنى نماز شکسته است و روزه‏‌تان صحيح نيست، مگر آن‌که در آن‌جا قصد اقامت ده روز کنيد و يا در هر ده روز حداقل يک بار به‌خاطر کارى که مربوط به وظيفه شما است، مسافرت نماييد.

س126. من با شرکتى قرارداد بسته‌ام که آنها متکفّل مخارج درس و آموزش من مى‌شوند تا درسم تمام شده و در آن شرکت کار کنم. محل درس از وطن اصلى‌ام به اندازه مسافت شرعى فاصله دارد و تا مقدارى از حقوق کارمندان اين شرکت به من هم پرداخت مى‌شود. آيا آن‌جا محل درس و تحصيل من محسوب مى‌شود يا محل کارم؟ اگر محل تحصيل باشد، حکم نماز و روزه ماه رمضان چه خواهد بود؟ با توجه به اين‌که هفته‌اى يک بار به شهر اصلى‌ام برمى‌گردم؟

ج) بعد از آن‌که کارمند آن شرکت شده و به حساب و دستور شرکت مشغول به تحصيل گشتيد تا بعد از اتمام تحصيل در شرکت کار کنيد، سفر شما براى تحصيل ـ در فرض سؤال ـ حکم سفر شغلى را دارد، بنابراين نمازتان تمام است و در ماه رمضان بايد روزه بگيريد.

س127. آيا در سفر شغلى كه نماز تمام است لازم است در هر ده روز حداقل يك بار به محل كارش سفر كند يا همين كه در يك مكان ده روز نماند ـ ولو هر 15 روز يا 20 روز يا يك ماه به محل كارش سفر كند ـ كافى است؟

ج) ملاك اين است كه بين دو سفر شغلى ده روز در جايى اقامت نكند هر چند فاصله بين دو سفر شغلى بيش از ده روز باشد.

س128. بر اساس فتواى حضرتعالى نماز «من شغله في السفر» در سفر اول بعد از تخلّل ده روز شكسته است، ملاك و معيار سفر اول و پايان آن و آغاز سفر دوم چيست؟

ج) اگر براى انجام كارى سفر كرده كه در مقصد كارش تمام شده است و در آنجا تصميم مى‌گيرد که به وطن يا جاى ديگر برود برگشت از آن سفر، سفر دوم محسوب مى‌شود که اگر شغلى باشد نماز تمام است ولى اگر مثلاً كار او رفتن به مقصد و چيزى از آنجا براى مبدأ آوردن بوده، رفت و برگشت يك سفر محسوب مى‌شود.

س129. مأمورين غير محلى که هيچ‌گاه ده روز در شهر محل کار نمى‏‌مانند، ولى مسافرت آنان کمتر از مسافت شرعى است، از جهت تمام يا شکسته بودن نماز چه وظيفه‌‌‏اى دارند؟

ج) در فرض سؤال، هرگاه ده روز در جايى اقامت نكنند، در غير سفر اول (و دوم در ابتداى كار) سفرشان شغلى محسوب مى‌شود و در محل سكونت، محل كار و بين آن دو نمازشان تمام است.

س130. در مورد شغل‌هايى همچون معلّمى، آيا در هر ده روز يک مرتبه سفر (شغلى) ولو به جاهاى مختلف (به اعتبار اين که تمام اين مکان‌ها براى کار آموزشى است)، کفايت مى‌کند يا بايد محل سفر در هر مرتبه يکى باشد؟

ج) در سفر شغلى، وحدت مکان شرط نيست.

س131. شخصى هر روز از محل سکونتش به اندازه مسافت شرعى براى کار مى‌رود، اگر کارش موجب شود که به جاى ديگرى برود ـ که گاهى به اندازه مسافت شرعى است و گاهى کمتر ـ حکم نماز و روزه اش چيست؟

ج) مادامى که بين دو سفرش در يک جا ده روز فاصله نيفتد، نمازش تمام و روزه‌اش صحيح است.

س132. نظر حضرت‌عالى درباره نماز و روزه کسانى که به مدت معيّنى بيش از يک سال در شهرى براى کار اقامت مى‏‌کنند و يا سربازانى که به مدت يک يا دو سال براى انجام خدمات سربازى در شهرى مى‏‌مانند، چيست؟ آيا بعد از هر سفرى بايد قصد اقامت ده روز کنند تا نمازشان تمام و روزه آن‌ها صحيح باشد؟ و اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را داشته باشند، نماز و روزه آن‌ها چه حکمى دارد؟

ج) اگر حداقل هر ده روز يک‌بار به‌خاطر شغل‌شان به محل کار سفر مى‏‌کنند، در غير سفر اول و دوم نمازشان تمام و روزه‏‌شان صحيح است، ولى در سفر اول و دوم، حکم ساير مسافرين را دارند، يعنى تا قصد اقامت ده روز را نکرده‌‏اند، نماز آنان شکسته است و روزه‏‌شان صحيح نيست.

س133. گروهى از همكاران، هر روز جهت كار بين دو شهر (كه هيچ‌كدام از آن دو شهر نيز وطن آنها نمى‌باشد) تردد مى‌نمايند، حكم نماز و روزه اين گروه در شهر محل كار، شهرستان محل سكونت، و بين آن دو شهر چيست؟

ج) با فرض اين‌كه بين محل كار و محل سكونت تردد مكرّر دارند و ده روز در يك جا نمى‌مانند، نماز و روزه‌شان در محل كار و بين راه و محل سكونت تمام است.

س134. وطن اينجانب در يکى از شهرستان‌هاى مازندران است که در حال حاضر در تهران مشغول به تحصيل و کار هستم. من در پايان هر هفته به هشتگرد به‌منظور صله ارحام مى‌روم. از شنبه تا چهارشنبه در تهران در کنار تحصيل در دانشگاه مشغول به کار نيز هستم، تقريباً هر 40 روز يک‌بار به مازندان مى‌روم. با توجه به اشتغال در تهران حکم نماز و روزه من چگونه است؟

ج) در سفر به هشتگرد به‌منظور صله ارحام، حکم مسافر داريد و در برگشت به تهران که اشتغال به کار نيز داريد، نماز تمام و روزه صحيح است و در محل کار نيز نماز تمام و روزه صحيح است و در سفر به وطن نيز در مسير رفتن نماز شکسته است ولى در برگشت به محل کار نماز تمام است.

س135. من کارمند يکى از ادارات دولتى شهر هستم. فاصله بين محل کار و محل سکونتم حدود سى‌وپنج کيلومتر است که هر روز اين مسير را براى رسيدن به محل کارم طى مى‏‌کنم. اگر براى کار خاصى قصد کنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حکمى دارد؟ آيا واجب است نماز را تمام بخوانم يا خير؟ به عنوان مثال هنگامى که در روز جمعه براى زيارت اقوام به شهر سمنان مسافرت مى‏‌کنم، آيا واجب است نمازم را تمام بخوانم يا خير؟

ج) اگر مسافرت به‌خاطر کار نباشد، حکم سفر شغلى را ندارد، ولى اگر سفر به‌خاطر شغلى که در محل کار داريد، باشد و در ضمنِ آن، اعمال خاصى از قبيل ديدن اقوام و دوستان را هم انجام مى‏‌دهيد و گاهى يک يا چند شب هم در آن‌جا مى‏‌مانيد، باعث تغيير حکم سفر شغلى نمى‏‌شود و نماز تمام و روزه صحيح‏ است.

س136. اگر من در محل کارم پس از پايان وقت ادارى و انجام کارهاى ادارى که به‌خاطر آن مسافرت کرده‌‏ام، به انجام کارهاى شخصى بپردازم. مثلاً از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر کارهاى ادارى را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام کارهاى شخصى شوم، نماز و روزه‌‏ام چه حکمى دارد؟

ج) انجام ‏کارهاى خصوصى در سفر شغلى ادارى بعد از پايان کار ادارى، حکم سفر شغلى را تغيير نمى‏‌دهد.

س137. کسانى که بين محل کارشان و محل سکونتشان کمتر از مسافت شرعى است، مثلاً کسى که اهل تهران است و براى مدّتى در ارتباط با شغلش، براى کار در بوشهر منزل گرفته است و در 15 کيلومترى آن، محل کارش است و هر روز اين مسافت را تردّد دارد، حکم نماز آنان چگونه است؟

ج) در غير سفر اوّل (و دوّم در ابتداى کار) سفر شغلى محسوب مى‌شود و در محل سکونت، محل کار و بين آن دو، نماز تمام است.

س138. اگر پس از بازگشت به وطن يا شهر ديگر (بدون ماندن ده روز) که به بوشهر برمى‌گردد، يکى دو روز زودتر مى‌رود به محل سکونت خود، حکم چگونه است؟

ج) آن هم سفر شغلى محسوب مى‌شود.

س139. شخصى که هر ده روز يك سفر شغلى دارد، به مدت 15 روز سفر شغلى انجام نداده است اما سفرهاى زيارتى داشته و ده روز در يك محل نبوده است آيا وقتى سفرهاى شغلى او شروع مى‌شود، نماز او كامل است؟

ج) در فرض مرقوم نمازهاى او در سفرهاى شغلى بعد، تمام و روزه‌هاى او صحيح است.

س140. بنده در شهر جديد پرند (در 40 كيلومترى شهر تهران) ساكن هستم و هر روز براى كار به تهران مى‌آيم و داراى شغل ادارى هستم فلذا بر اساس فتواى حضرتعالى دائم‌السفر بوده و در تهران بايد نمازم را كامل به‌جا آورم. حال از سوى اداره متبوع به مأموريتى اعزام شده‌ام كه داراى ماهيت غيرادارى بوده (مثلاً امنيتى ـ حفاظتى) و مدت آن كمتر از ده روز مى‌باشد. 1. در فرض ذكر شده نمازهاى بنده كامل خواهد بود يا شكسته؟ 2. نمازهاى قبلى كه با فتواى شما همخوانى نداشته باشد يعنى فردى برخلاف آن عمل كرده باشد، چگونه خواهد بود؟

ج) با فرض اين كه مأموريت مذكور در راستاى شغل ادارى شما بوده، نمازتان كامل بوده است و چنانچه شكسته خوانده‌ايد، نمازهاى چهار ركعتى را قضا كنيد.

س141. شخصى ساکن منطقه معيّنى است. در منطقه ديگرى به فاصله بيش از پنجاه کيلومتر به مدت دو ماه کارى براى او پيش آمده، به اين‌صورت که يک هفته کار مى‌کند و يک هفته تعطيل است. حکم نمازش چيست؟

ج) براى مدت کمتر از دو ماه کار در يک سال و يا در کل سال، صدق کار مشکل است. ملاک در ترتّب حکم سفر شغلى اين است که آن کار در نظر عرف برايش شغل محسوب شود. بنابراين اگر کارش عرفاً شغل او به‌حساب آيد، از سفر سومِ کارى، در هنگام رفت و برگشت و در محل کار، نمازش تمام است، به شرط آن‌که در مدت سفر شغلى، ده روز در يک‌جا مقيم نشود.

س142. کسى که شغل او در سفر است، اگر بين دو سفر شغلى بيش از ده روز فاصله بيفتد ولى تمام اين مدت (فاصله افتاده) را در وطن يا محل اقامتش مستقرّ نبوده، بلکه در ضمن آن براى سفر غير شغلى به اندازه مسافت شرعى يا کمتر از آن خارج شده، حکمش چيست؟

ج) در فرض مذکور، فاصله افتادن بين دو سفر شغلى محقّق نشده است.

س143. اگر در زمان مرخصى به مسافرت (مثلاً‌ قم يا مشهد) بروم هنگام برگشت به وطن در بين مسير تكليف نماز چيست؟

ج) در سفر براى مرخصى و بين راه نماز شكسته است لكن اگر از آنجا براى كار به وطن مى‌آييد كه فرداى آن روز سر كار برويد در بين راه (اگر در محل مرخصى ده روز در يك محل نمانده باشيد) نماز تمام است.

احکام سفر

نماز و روزه در سفرهاى تحصيلى

س144. دانشجويانى که هر هفته حداقل دو روز براى تحصيل مسافرت مى‏‌کنند و يا کارمندانى که هر هفته براى کارشان سفر مى‏‌کنند، چه حکمى دارند؟ با توجه به اين‌که آن‌ها هر هفته مسافرت مى‏‌نمايند، ولى امکان دارد به‌خاطر تعطيلى دانشگاه يا کارشان به مدت يک ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏‌کنند، آيا بعد از گذشت يک ماه که سفر خود را دوباره آغاز مى‏‌کنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شکسته و بعد از آن تمام است؟

ج) در سفر براى تحصيل مى‌توانند با مراعات شرايط به فتواى مجتهد ديگر رجوع کنند و در صورت عدم رجوع، مقتضاى احتياط، جمع است اعم از اين‌که سفرشان هفتگى باشد يا روزانه. ولى کسى که براى کار آزاد يا ادارى، مسافرت مى‏‌کند، اگر بين وطن يا محل سکونت و محل کارش هر ده روز حداقل يک مرتبه رفت و آمد نمايد، بايد از سفر سوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحيح است، و اگر بين دو سفرى که براى کار کردن مى‏‌رود، ده روز در وطن يا جاى ديگرى بماند، در سفر اولى که بعد از اقامت ده روزه براى کار کردن مى‏‌رود، نمازش شکسته است و نمى‏‌تواند روزه بگيرد.

س145. دبير شاغل در شهرستان رفسنجان مى‏‌باشم با توجه به پذيرفته شدن در مرکز عالى ضمن خدمت و مأموريت به تحصيلى آموزش و پرورش، سه روز ابتداى هفته را در شهرستان کرمان اشتغال به تحصيل دارم و بقيه ايّام هفته را در شهرستان خود به خدمت مشغولم، نظر حضرت‌عالى در مورد احکام نماز و روزه اينجانب چه مى‏‌باشد، آيا حکم دانشجو بودن بر ما جارى است يا خير؟

ج) اگر مأمور به تحصيل هستيد، نماز شما تمام و روزه صحيح است.

س146. دانشجويى خانه‌‌‌‏اى را در شهر تبريز براى تحصيل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنين وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبريز را دارد، در حال حاضر در ايام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‌‏اش رفت و آمد مى‏‌کند، آيا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏‌شوند؟

ج) اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصيل نداشته باشد، آن‌جا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. مگر آن که بخواهد هفت هشت سال به قصد زندگى در آنجا بماند ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س147. يكى از عزيزان و دوستان در مبحث روزه از يكى ازمراجع تقليد مى‌كند و روزه خود را در محل تحصيلش مى‌گيرد اما در امر نماز از شما تقليد مى‌كند و نمازش را شكسته مى‌خواند آيا اين‌گونه درست است يا نه؟

ج) رجوع به مجتهد جامع‌الشرايطى كه نماز و روزه را در سفر تحصيلى تمام و صحيح مىداند اشكال ندارد، ولى تبعيض در اين مسأله بين نماز و روزه درست نيست.

س148. من در شهرى غير از وطن خود به‌طور همزمان مشغول به تحصيل و تدريس هستم، ضمناً مسئول قسمتى از دانشگاه نيز مى‌باشم و بابت هر دو كار، حقوق دريافت مى‌كنم. آيا بايد نمازم را كامل بخوانم يا شكسته؟

ج) اگر سفر براى تدريس يا شغل ديگرى باشد، و در كمتر از ده روز حداقل يكبار انجام شود از سفر سوم به بعد نماز تمام است هرچند در اين سفر به تحصيل هم بپردازيد.

احکام سفر

سفر معصيت‏

س149. اگر انسان بداند در سفرى که مى‏‌خواهد برود، مرتکب معاصى و محرّمات خواهد شد، آيا نمازش شکسته است يا تمام؟

ج) مادامى که سفر او به‌خاطر ترک واجب يا فعل حرامى نباشد، نماز او مانند ساير مسافران شکسته است.

س150. کسى که بدون قصد معصيت مسافرت کند، ولى در بين راه براى ادامه و تکميل سفر قصد ارتکاب معصيت نمايد، آيا نمازش را بايد تمام بخواند يا شکسته؟ آيا نمازهاى شکسته‌‌‏اى که در طول راه خوانده، صحيح است يا خير؟

ج) واجب است از زمانى که قصد استمرار سفر به‌خاطر معصيت کرده، نمازش را تمام بخواند و نمازهايى را که پس از تصميم به ادامه سفر به قصد ارتکاب گناه، شکسته خوانده، بايد اعاده کند و تمام بخواند.

س151. سفر براى تفريح يا خريد مايحتاج زندگى با فرض فراهم نبودن مکانى براى نماز و مقدمات آن در مسافرت، چه حکمى دارد؟

ج) اگر بداند که در مسافرت مبتلا به ترک بعضى از واجبات نماز مى‏‌شود، احوط اين است که به آن سفر نرود، مگر آن‌که ترک آن براى او ضرر يا مشقّت داشته باشد. در هر صورت جايز نيست نماز را در هيچ حالى ترک نمايد.

س152. اگر كسى از خودرو بيت‌المال در سفر غير ادارى استفاده كند، با توجه به اينكه مَركب غصبى مى‌باشد تكليف نماز او در اين سفر چگونه مى‌باشد؟

ج) در فرض سؤال، وسيله نقليه تأثيرى در نماز او ندارد.

س153. با توجه به وجوب ارتباط زناشويى مرد با زوجه‌‌‌اش در حداقل چهار ماه، در صورت عدم رضايت زوجه در سفر بيش از چهار ماهِ زوج، آيا زوج در انجام دادن اين سفر دچار معصيت شده است يا خير؟

ج) در صورت لزوم سفر اخذ رضايت از زوجه واجب نيست ولى اگر سفر ضرورت ندارد ولو عرفاً، احتياط اين است که حق زوجه مراعات شود.

احکام سفر

نماز و روزه در اماکن تخيير

س154. محدوده حريم اماكن تخيير (مكه، مدينه، كربلا، كوفه) كه مسافر مى‌تواند در آنها نماز را كامل بخواند چه‌قدر است؟ مشخص بفرماييد.

ج) در تمام دو شهر مكّه معظمه و مدينه منوّره فعلى و همچنين در مسجد كوفه و حائر حسينى حكم تخيير بين قصر و اتمام براى مسافر جارى است.

س155. نماز مسافر در حرم امام حسين(ع) در چه محدوده مخير بين قصر و اتمام است؟

ج) تمام روضه شريفه داخل حرم را كه از طرف بالاى سر و پايين پا منتهى به پنجره‌ها و درها و رواق مى‌شود از طرف پشت سر تا مسجد امتداد دارد، شامل مى‌شود.

س156. حکم نماز در کربلا (داخل صحن شريف) از نظر شکسته يا کامل خواندن چيست؟

ج) نماز داخل صحن شريف براى مسافر شکسته است.

س157. در اماکنى که نمازگزار بين کامل و شکسته خواندن نماز مخيّر است همچون مسجدالحرام و مسجدالنبى(ص) وحائر حسينى(ع) و مسجد كوفه، اگر کسى کمتر از ده روز بماند، آيا بدون قصد ده روز جايز است روزه بگيرد؟

ج) حکم تخيير در اماکن چهارگانه اختصاص به نماز دارد؛ و روزه‌ى مسافرى که قصد اقامت ده روز نکرده، صحيح نيست.

س158. آيا در مدت پنج يا شش روزى که در مکّه هستم مى‌توانم روزه بگيرم؟ حکم آن در مدينه چيست؟

ج) اقوى عدم جواز روزه مستحبّى در سفر است، مگر در موارد معيّن، که از جمله آن سه روز روزه گرفتن براى برآورده‌شدن حاجت در مدينه است؛ و احتياط مستحب آن است که در روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه روزه بگيرد؛ و مادامى که قصد اقامت ده روز نکرده باشد، روزه ماه رمضان صحيح نيست.

س159. در اماکنى که بين شکسته و کامل خواندن نماز مخيّرند، آيا بهتر است که مکلّف نمازش را شکسته بخواند يا کامل؟

ج) تمام خواندن، افضل است.

س160. آيا به نظر حضرتعالى تخيير در اماكن اربعه ابتدايى است يا استمرارى؟

ج) استمرارى است.

س161. کسى که در اماکن تخيير نماز چهار رکعتى از او فوت شده، بنابر قاعده «هرطور فوت شده قضا کن» آيا بين شکسته يا کامل قضا کردن مخيّر است؛ يا واجب است به‌صورت شکسته قضا کند؟

ج) اگر قضاى آن را در اماکن تخيير به‌جا آورد، بين شکسته و کامل خواندن مخيّر است؛ ولى در غير اماکن تخيير، احتياط واجب آن است که شکسته قضا کند.

احکام سفر

شرکت مسافر در نماز جمعه

س162. آيا شرکت مسافر در نماز جمعه افضل است؟

ج) شرکت در نماز براى او افضل است.

س163. اگر مسافر باشم و نماز جمعه اقامه شود، حکم نمازم چيست، آيا نماز جمعه نيت کنم يا نماز ظهر؟

ج) بين نماز جمعه و نماز ظهر مخيّريد؛ و نماز جمعه کفايت (از نماز ظهر) مى‌کند، هرچند مسافر باشيد.

احکام سفر

اعتکاف در سفر

س164. آيا مى‌توان براى شرکت در مراسم اعتکاف به شهر ديگرى که بيش از چهار فرسخ با ما فاصله دارد مسافرت کرد و اعتکاف در صورت سفر صحيح است؟

ج) اگر قصد اقامت ده روز و يا نذر روزه در سفر ـ که بنابر احتياط قبل از سفر بايد نذر شود ـ نباشد، روزه در سفر صحيح نيست و با عدم صحّت روزه، اعتکاف هم صحيح نيست.

س165. اگر کسى بخواهد در خارج از شهر خود اعتکاف کند به‌طور مثال در مکه مکرمه و از ساکنين مکه نباشد و قصد ده روز هم نکند، آيا نذر کافى است؟ و صيغه آن چيست؟

ج) نذر روزه در سفر مانعى ندارد و با اين نذر روزه و اعتکافش صحيح است، ولى احتياط آن است که نذر قبل از شروع مسافرت باشد و صيغه آن عبارت است از: «لله علىّ أن اصوم في سفري إلى کذا».

احکام سفر

مسائل متفرقه

س166. با توجه به موقعيت فعلى آيا سفر به كربلاى معلّا جهت زيارت مرقد مطهّر سيّد الشهداء (عليه‌السلام) به صورت غيرقانونى توسط مرزنشينان با پرداخت مبلغى به آنان چه حكمى دارد؟

ج) خروج از كشور بدون اجازه دولت جمهورى اسلامى جايز نيست.

س167. نظر و حکم معظّم له در مورد زيارت عراق با وجود خطرهاى جارى در اين کشور چيست؟

ج) مقرّرات دولتِ مقصد و مبدأ در سفرها بايد رعايت شود.

احکام سفر

فضیلت، اهمیت و انواع حج؛ حکم ترک‌کنندگان حج

احکام سفر

حَجَة‌الاسلام و حج نیابی

احکام سفر

انواع حج و عمره

احکام سفر

اعمال عمره

استفتائات مناسبتی
پرسش های متداول
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی