مسائل قضایی

استفتائات جدید

س. آیا گرفتن پول در ازاء رفع ید از شکایت از کسی که محکوم به زندان شده جایز است؟

ج. اگر شکایت او بر حق نبوده جایز نیست .


قصاص، دیات و کفارات

استفتائات جدید

س: پول ديه ناشى از تصادف فرزند (شكستن پا) را پدر او مى تواند صرف تامين مخارج زندگى خود و خانواده‌اش نمايد يا خير و آيا لازم است براى آن فرزند نگهدارى نمايد و يا بعداً به او برگرداند و يا براى او خرج نمايد؟

ج) فقط در صرف براى احتياجات بچه مجاز است و در غير آن جايز نيست.

س: ديه‌ى با پشت دست زدن به دهان و خون آمدن از لب چيست؟ زن باشد و يا بچه نابالغ؟

ج) در فرض سؤال اگر پارگى در لب ايجاده شده باشد، ديه آن دو شتر است و تفاوتى هم ميان زن و يا بچه نابالغ وجود ندارد.

س1: اگر کسى را طورى کتک بزنيم که بدنش سرخ شود و البته بعد از چند دقيقه خوب شود آيا بايد ديه بدهيم؟ مقدار ديه چقدر است؟ س2: اگر با کودک صغيرى جورى شوخى بکنيم که بدنش سرخ شود آيا معصيت کرده‌ايم؟ و بايد ديه بدهيم؟

ج1و2) ديه ثابت است و اگر در بدن باشد ديه‌اش سه چهارم دينار است (يک دينار شرعى معادل 6 /3 گرم طلا مى‌باشد).

س1: منظور از اينکه ديه زن اگر به ثلث ديه مرد برسد نصف مى‌شود چيست؟ س2: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء‌ ذمّه است؟

ج1) ديه هر عضوى از اعضاى بدن زن اگر به حدّ ثلث ديه مرد نرسد بايد همان را به زن بپردازد، مثل آنکه دو انگشت يا سه انگشت زن را قطع کند، و اگر ديه عضوى را که بر آن جنايت وارد کرده بيش از ثلث ديه مرد باشد، نصف آن را به زن بدهکار است، مثل اين که يک گوش زن را ببرد، يا يک چشم او را کور کند و بدانيد که در بازگشت ديه زن در صورت تجاوز از ثلث ديه مرد به نصف، ميزان ديه هر عضوى است که جنايت بر آن وارد کرده است نه آن که مجموع اعضا جمع شود، و به حساب مجموع، ملاحظه زيادتر از ثلث و ارجاع به نصف گردد، مثلاً اگر دو انگشت زن را بريد و يک چشم او را کور کرد، ديه چشم، نصف ديه مرد است که ربع ديه کامله مى‌باشد و ديه دو انگشت خمس ديه کامله است که بايد آن را بپردازد و ديه دو انگشت با ديه چشم جمع نمى‌شود تا مجموع نصف گردد. ج2) در صورتى که مجنىّ‌عليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست.

س: در مواردى که پرداخت ديه بر عهده عاقله است، هر گاه عاقله (عصبه) وجود نداشته و يا متمّکن از پرداخت ديه نباشند، آيا پرداخت ديه بر عهده خود جانى و در صورت اعسار او، بر بيت‌المال است و يا آنکه پس از اعسار عاقله (عصبه) و يا فقدان آنها، مراجعه به جانى وجهى نداشته و ديه از بيت‌المال پرداخت گردد؟

ج) در صورت فقدان يا فقر و عجز عاقله در قتل خطأى، ديه بايد از بيت‌المال پرداخته شود.

س: فقهاى عظام با عنايت به روايت فرموده‌اند که هرگاه قاتل عمد فرار کرده و به او دسترسى نباشد ديه از اموال او گرفته مى‌شود و چنانچه مالى نداشته باشد ديه از اموال نزديکان او به نحو الاقرب فالاقرب و اگر بستگانى نداشت و يا بستگان او متمکّن نبودند از بيت‌المال پرداخت مى‌شود، با عنايت به اختلاف فتاوا: الف: آيا مراد از الاقرب همانگونه که بسيارى از فقها استفاده کرده‌اند عاقله است يا افرادى اعم از آنها، به نحوى که شامل فرزندان اناث، صغير و مجنون نيز گردد. ب: آيا حکم مزبور مختص به قتل عمد است و يا شامل قتل شبه عمد و خطاى محضى که پرداخت ديه بر عهده جانى است، نيز مى‌شود؟

الف) اناث و صغار و مجانين مشمول اين حکم نيستند. ب) اين حکم مخصوص به قتل عمد است، و در شبه عمد و خطأ محضى که ديه بر عهده‌ى خود جانى است، در صورت فرار جانى و باقى نگذاشتن مال، ديه از بيت‌المال داده مى‌شود.

س: در مورد علم اجمالى هرگاه جانى مردد بين دو يا چند نفر معين بوده و امکان اثبات جنابت از طريق قسامه وجود نداشته باشد آيا ديه بطور مساوى از اطراف علم اجمالى گرفته مى‌شود و يا از بيت‌المال و يا با قرعه مسئول پرداخت ديه مشخص مى‌شود؟

ج) احتياط آن است که ديه از بيت‌المال داده شود، مگر در صورتى که منشأ علم اجمالى، اقرار دو نفر به قتل على نحوالاستقلال باشد که در اين صورت بعيد نيست تخيير ولىّ در گرفتن ديه‌ى کامله از هر کدام از دو نفر.

س: آيا مطالبه نکردن ديه دليل بر ابراء‌ ذمّه است؟

ج) در صورتى که مجنىّ‌عليه نسبت به ديه عضوى ابراء ذمّه نمايد، جانى بدهکار ديه آن عضو نيست، ولى صِرف مطالبه نکردن، ابراء ذمّه نيست.

س:‌ با توجه به اينكه ديه زن چنانچه به ثلث ديه كامل مرد برسد نصف ديه مرد مى‌شود حال چنانچه ارش جراحت زن به ثلث يا مازاد آن برسد همينطور نصف مى‌شود؟ يا قاعده فوق شامل ارش نمى‌شود؟

ج) ارش حکم ديات مقدّره در نصف شدن براى زن در زايد بر ثلث را ندارد.

س: مبناى محاسبه ديه سال وقوع عمل است يا اكنون؟

ج) ميزان، نرخ ديه در روز پرداخت است.

س: تأديب به چه معناست؟ آيا همان تعزير است؟ حدّ شرعى آن چيست؟ تاديب و ولايت بر تاديب كودک براى حاكم شرع، ولى كودک، معلم در تعليم و مومنان عادل به چه صورت است؟

ج) تأديب و تعزير و آنچه مربوط به حاکم شرع است به نظر خود حاکم بستگى دارد و تأديب از ناحيه پدر مثلاً و يا معلّمِ مجاز از طرف ولىِ طفل، مشروط به آن است که موجب ديه نشود و اگر سياه يا کبود و يا قرمز شود، ديه لازم مى‌شود.


پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان
استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی