مسائل متفرقه پزشكى

استفتائات جدید

س: جراحى بينى و يا گوش جهت زيبايى شرعاً چه حکمى دارد؟

ج) اگر موجب ضرر قابل اعتنا و چشمگير نباشد، فى نفسه منعى ندارد.

س: با توجه به اينکه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس مثل اعضاى انسان يا حيوان و غير آنها تهيه مى شوند و معمولا اين گونه داروها از کشورهاى خارجى و غيرمسلمان وارد مى شوند، حکم شرعى مصرف اين گونه داروها براى انسان و نيز معامله بر روى آنها چيست؟

ج)‏ اگر معالجه بيمارى متوقف و منحصر در آن باشد اشكال ندارد.

س: دانستن مسائل شرعى براى پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، پرستاران و به طور کلى پيراپزشکان، در حين آموزش و کار تا چه حدّى لازم است؟

ج)‏ اگر نياموختن احكام به ترك واجب يا ارتكاب حرام بيانجامد، گناهكار است.

س: در صورتى که فتواى مراجع با عملکرد و گفتار بعضى از رؤساى بيمارستانهاى آموزشى يا آزمايشگاهها مطابق نباشد، تکليف دانشجويانى که موظف به اجراى دستور اساتيد و پزشکان در امر معاينه‌اند، چيست؟ آيا بايد از اساتيد تبعيت کنند يا خير؟

ج)‏ در اين زمينه دانشجويان بايد به مسئولين مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگى‌‌‌هاى لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگى موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد بايد بر اساس آن عمل نمود.

س: با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بيمار، آيا لازم است نجس بودن وسايل مورد استفاده در مصارف پزشکى (از قبيل: تخت معاينه، وسايل پزشكى، يونيت و ...) را به وى تذکر دهيم؟

ج)‏ لازم نيست

س: اينجانب به علت نياز به عمل جراحى مجبور شدم به يکى از بيمارستانهاى خارج از کشور بروم. آيا تختى که بيماران روى آن استراحت مى‌‌کنند، نجس است؟ حکم خود بيمارستان از لحاظ طهارت و نجاست چيست؟

ج)‏ تا يقين به نجاست آنها نباشد، محكوم به طهارت هستند.

س: آيا مى‌‌توان پرونده‌اى را که اسرار بيمار در آن بايگانى مى‌‌شود، در اختيار پزشکان ديگر غير از پزشک معالج يا بستگان بيمار قرار داد؟

ج) موارد آن مختلف است و در صورتى که اين عمل باعث دستيابى به معالجه بيمار و يا نجات جان بيماران ديگر باشد مانعى ندارد و بلکه در مواردى لازم است.

س: اگر بيمار نارضايتى خود را از افشاى بيمارى خود اعلام نمايد، ولى ضرورت درمان اقتضا مى‌‌کند که نوع بيمارى براى بستگانش فاش شود، وظيفه پزشک معالج در اين صورت چيست؟

ج) در صورتى كه نجات جان او بستگى به آن داشته باشد، لازم است.

س: استفاده پزشك از نخ‌هاى بخيه که احياناً بعضى از آنها از اجزاى حيوانات حرام گوشت به دست آمده است، چه حکمى دارد؟

ج)‏ فى نفسه اشكال ندارد.

س: در مواردى که به علل غيرمربوط به کار پزشک (مثل اختلال در دستگاهها و رفتن برق و ...) به بيمار لطمه‌اى وارد مى‌شود، ضامن کيست؟

ج)‏ در فرض مرقوم پزشک ضامن نيست و کسى که در بررسى دستگاه‌ها و وصل برق ذخيره و از اين قبيل کوتاهى کرده ضامن مى‌باشد.

س: برخى از بيماران عاقل و بالغ که نيازمند عمل جراحى هستند، به علت ترس يا هر توجيه ديگرى حاضرند درد و رنج را تحمل نمايند، ولى تن به عمل ندهند، و اين در حالى است که پزشک مى‌داند که در صورت عمل نکردن، بيمار به زودى خواهد مرد يا دچار عوارض سختى خواهد شد. با اين فرض، آيا پزشک مى‌تواند با تصميم خود، او را عمل جراحى کند؟ اگر على رغم مخالفت بيمار، بستگان وى چنين اجازه‌اى را صادر کنند، تکليف پزشک چيست؟

ج)‏ اگر نجات بيمار از مرگ مستلزم عمل جراحى است، اشكال ندارد.

س: برخى از خانم‌هاى حامله كه مى‌توانند به وضع طبيعى زايمان كنند، اصرار دارند كه سزارين شوند تا درد كمترى را تحمل كنند. در اين زمينه نظر حضرت عالى چيست؟

ج)‏ اگر ضررى براى خود مادر يا كودك نداشته باشد، منعى ندارد.

س: اگر دكتر متخصص تشخيص دهد كه اگر جنين با عمل جراحى خارج شده و در دستگاه نگهدارى شود به حيات خود ادامه خواهد داد، آيا جايز است كه اقدام به عمل جراحى شود؟ آيا حكم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد يا نه؟

ج)‏ با فرض اينكه جنين در دستگاه زنده خواهد ماند، بيرون آوردن آن اشكالى ندارد و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نيست

س: اگر بدانيم يا احتمال بدهيم بيمارى در اثر بيمارى‌اى مثل لوسمى، و يا متاستاز يا برخى از سرطانها و برخى تومورها به زودى خواهد مرد، آيا مجازيم براى افزايش طول عمر او (در حد چند ماه) از شيوه‌هاى درمانى پرخطر و پرعارضه، مانند شيمى درمانى که اغلب عوارض آن بسيار شديدتر از بيمارى اوليه است، استفاده نمائيم؟

ج) اشكال ندارد بلكه بعيد نيست در برخى موارد لازم باشد.

س: نظر حضرتعالى در خصوص کاربرد «هيپنوتيزم» در علوم پزشکى و درمان بيماريهاى قابل علاج با اين روش چيست؟

ج)‏ اگر به منظور غرض عقلايى و با رضايت كسى كه مي‌خواهد هيپنوتيزم شود صورت بگيرد و همراه با كار حرامى هم نباشد اشكال ندارد.

س: آيا استفاده از سلولهاى بنيادين استخراج شده از جنين انسان قبل از لانه گزينى در رحم براى مقاصد درمانى، جايزاست؟ (لازم به يادآورى است که مراکز تحقيقاتى معمولاً نمونه‌هاى خود را از جنينهاى دور ريخته شده در موسسه‌هاى بارورى‌ (IVF) به دست مى‌آورند)

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: آيا تغيير ژنتيکى جنين انسان به منظور اصلاح نژاد و ايجاد اوصاف دلخواه در آن، مانند انتخاب رنگ پوست، افزايش ضريب هوشى و غيره، جايز است؟

ج)‏ اگر مستلزم مفسده‌اى نباشد، فى نفسه منعى ندارد.

س: بيمارانى که از نظر عرف، مرده به حساب مى آيند اما از نظر علم پزشکى زنده مى‌باشند و يا بالعکس چه حکمى دارند؟

ج)‏ حكم انسان زنده را دارد.

س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر،‌ به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مى‌کنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟

ج)‏ جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مى‌گردد.

س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر،‌ به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مى‌کنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟

ج)‏ جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مى‌گردد.

س: بنا بر تشخيص اطباء حاذق در صورت ترک نمودن عمل جراحى بيمار، به زودى خواهد مرد و در صورت اقدام به عمل جراحى، به احتمال قوى زنده مى‌ماند ولى تا پايان عمر دچار درد و رنج شديد و توانفرسا مى‌شود، تکليف اين بيمار چيست؟

ج)‏ در فرض مذكور كه ترك عمل و معالجه موجب مرگ مى‌‌شود اقدام به عمل واجب است.

س: اگر بيمار روانى‌اى که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکشى بزند، بيمارى ديگرى هم پيدا کرد، آيا جايز است براى اينکه جان افرادى تــوسط وى به خــطر نيفتد، از درمان بيمارى جديد او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟

ج)‏ در هر صورت حفظ جان انسان لازم است و ترك درمان در صورتى كه موجب مرگ شود، جايز نيست لكن بايد او را طورى نگهدارى كنند كه موجب آزار ديگران نشود.

س: شخصى که در اثر آسيب مغزى درک وشعور و شنوايى و بينايى و حس خود را از دست داده و فقط قلب او مى‌زند و حرکت مى‌کند: 1. اگر کسى او را در اين شرايط بکشد، آيا بايد ديه کامل بپردازد؟ 2. آيا مى‌توان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از کار بيفتد؟

ج1)‏ بلى ديه دارد. ج2)‏ اگر دستگاهى به او وصل شده و برداشتن دستگاه موجب مرگ وى مى‌شود، نمى‌توان چنين كارى را انجام داد.

س: آتانازى بر سه قسم است: 1) نوع فعّال (با تجويز داروى كشنده از طرف پزشك به زندگى بيمار خاتمه داده مى‌‌شود). 2) نوع انفعالى (به صورت خوددارى از ادامه مداوا و زنده نگاه داشتن بيمار محتضر) 3) نوع غير مستقيم (با قرار دادن داروهاى به مقدار زياد در دسترس بيمار تا بيمار شخصاً به زندگى پر رنج خويش پايان دهد) استفاده از كداميك بلااشكال است؟

ج)‏ حفظ محتضر و تأخير مرگ او واجب نيست، بنابراين قسم دوّم مانع ندارد ولى هر كارى كه موجب مردن او باشد، مثل دو قسم ديگر جايز نيست.

س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهده‌ى داروساز نمى‌باشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟

ج)‏ با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.

س: با توجه به اينکه تشخيص بيمارى و تجويز دارو به عهده پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانين موجود، داروساز موظف به تحويل داروى تجويزى مى‌باشد، آيا داروساز نسبت به عواقب يا عوارض ضررهاى ناشى از تجويز غيرعلمى يا غيرضرورى و احياناً تجويز بر اساس سودجويى و غيره ضامن است؟

ج)‏ در فرض مرقوم ضامن نيست مگر اينکه بداند اين دارو عوارض و ضرر چشمگير براى بيمار دارد.

س: با توجه به اين که حق طبابت از لحاظ مادى، غيرقابل تعيين مى‌باشد؛ به نظر حضرت عالى بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست؟ آيا مقدار تعيين شده توسط دولت، در هر شرايطى قابل دريافت است و پزشک مديون نخواهد بود؟

ج)‏ اگر طبق تعرفه‌هاى معين شده، گرفته شود منعى ندارد.

س: آيا دريافت حق طبابت قبل از بهبودى بيمارى، طبق روش مرسوم صحيح است؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: اگر پزشک در طبابت خود کمال دقت و تلاش را براى بهبودى بيمار انجام دهد ولى بهبودى براى وى حاصل نشود، آيا پزشک نسبت به حق ويزيت مديون است يا نه؟

ج)‏ در فرض سوال مديون نيست.

س: آيا دريافت حق طبابت و يا عمل جراحى، قبل از انجام آن کارها، جايز است؟

ج)‏ اگر بر اساس توافق طرفين و مطابق مقرّرات نظام پزشكى باشد اشکال ندارد.

س: برخى از افراد به پزشک مراجعه مى‌کنند و از او تقاضاى گواهى پزشکى براى محل کار و… مى‌نمايند. مثلاً مى‌گويند که به علت سرماخوردگى دو روز به اداره نرفته‌اند. آيا در صورت اطمينان به صحت گفتار آنها مى‌توان گواهى برايشان صادر کرد؟

ج)‏ در فرض مرقوم که پزشک اطمينان به بيمارى آنها دارد، اگر خلاف قانون و مقررات مربوطه نباشد، صدور گواهى مانعى ندارد.

س: صدور گواهى نادرست از طرف پزشک براى بيمار، سهواً يا عمداً، چه حکمى دارد؟

ج)‏ عمداً جايز نيست و در صورت سهو بايد در صورت امکان آن را تدارک و جبران کند.

س: آيا گذاشتن روکش طلا روى دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتين چطور؟

ج)‏ گذاشتن روکش طلا يا پلاتين روى دندان اشکال ندارد، ولى پوشاندن دندانهاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زينت باشد، خالى ازاشکال نيست.

س: کسى که دندانش را پر مى‌کند، هنگامى که دهانش خونى مى‌شود لازم است داخل دهان را نيز آب بکشد يا نه؟

ج)‏ بطورکلى باطن بدن انسان با زوال عين نجاست پاک مى‌شود.

س: مراجعه بيمار زن به دندانپزشک مرد جهت معالجات دندانپزشکى چه حکمى دارد؟

ج)‏ اگر براى اينگونه کارها، دسترسى به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد (اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد) جايز نيست.

س: ورود مجدد و مکرر وسيله‌اى که در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بيمار نجس گرديده به داخل دهان او چه حکمى دارد؟

ج)‏ ورود مجدد وسيله نجس به دهان بيمار اشکال ندارد.

س: در مواردى براى درمان بيمار، پزشك ناچار به ايراد لطمه‌اى ديگر به بيمار مى‌شود. مثلاً براى احياى قلب بيمار سكته كرده، ماساژ مى‌دهد كه منجر به شكستن دنده‌ها مى‌شود يا براى تحريك رفلكس بيمار به او سيلى مى‌زند و پرده‌ى گوشش پاره مى‌شود، آيا در موارد فوق پزشك ضامن است؟

ج)‏ اگر نجات جان بيمار، مستلزم ايراد آسيبى بر وى باشد، پزشك ضامن نيست.

س: در مراكز آموزشى كه براى آينده پزشك متخصص تربيت مى‌نمايند و به دليل كمى مهارت دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مى‌گردد، اگر احياناً نقص عضو و فوتى واقع شود، آيا دستيار مربوطه ضامن است يا پزشك مسئول و استاديار مربوطه؟

ج)‏ در فرض مزبور دستيار يا هر كس كه به بيمار آسيب رسانده، ضامن است.

س: آيا استفاده از ميوه‌ها و مواد غذايى حاصله از تغييرات ژنتيکى، جايز است؟

ج)‏ مانعى ندارد.

س: آيا کلونينگ (شبيه سازى‌) حيوانات، جايز است؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهده‌ى داروساز نمى‌باشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟

ج)‏ با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.

س: اگر پزشك منتظر اجازه بستگان بيمار براى عمل جراحى شود ممكن است بيمار دچار نقص يا از كار افتادگى عضو شود در اين صورت آيا پزشك مى‌تواند بدون اجازه اقدام به عمل جراحى كند؟

ج)‏ اگر خطر فوت بيمار در ميان باشد، تأخير جايز نيست. در مواردى که پزشک ضامن ديه است، بايد از مال خود بپردازد.

س: آيا تعيين جنسيّت جنين به كمك رژيم غذايى جايز است؟ و آيا اين عمل دخالت در، طبيعت و خواست الهى محسوب نمى‌شود؟

ج) فى نفسه اشكال ندارد.

س: با توجه به اينکه تمام مراجع بر اين عقيده‌اند که خانم‌ها نمى‌توانند آستين خود را براى آمپول يا فشار خون يا نبض گرفتن و غيره در مقابل نامحرم بالا بزنند، مگر در مقام اضطرار، لطفاً اضطرار را توضيح دهيد.

ج) اضطرار يک مفهوم عرفى است و تشخيص آن مختلف است گاهى با عرف و گاهى به عهده متخصص در امور پزشکى و غيره مى‌‌باشد.

س: با توجه به محدوديت مکان و از طرفى لزوم شستن دستها تا آرنج به طرز مخصوص، آيا جايز است پرسنل زن و مرد در کنار هم دست بشويند؟

ج) در صورتى که بتوان سرويس هاى شستشو را اضافه نموده که زن و مرد در مکانهاى مجزا دستهاى خود را بشويند و يا شستن دستها با فاصله انجام شود لازم است اينگونه عمل شود و در غير اينصورت، اگر ضرورت ايجاب کند، مانعى ندارد.

س: اگر براى تشخيص حيات يا مرگ مصدومى، تنها راه شکافتن يکى از شريان‌هاى وى باشد، بفرماييد: ۱) آيا انجام دادن اين کار جايز است يا خير؟ ۲) آيا انجام دادن اين عمل، در صورت ضرورت، مستلزم پرداخت ديه است يا خير؟

ج) با اذن ولى جايزاست و ديه ندارد.

س: دندان گذاشتن شخص غير مسلمان براى مسلمان از نظر شرع مقدس اسلام چگونه است؟

ج) فى نفسه مانعى ندارد

س: اگر كسى براى بهبودى موقتى يا رفع درد از داروئى استفاده كند كه مرگ را بطور قابل ملاحظه‌اى جلو بيندازد حكم چيست؟ مثلا از «كورتيكو استرئيد» و يا «زيدودين» يا «سيكلو سپورين» استفاده شود.

ج) اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نيست و در هر صورت اگر ضرر معتنى‌به عقلايى نداشته باشد در مقام علاج فى نفسه اشكال ندارد.

س: برخی پزشكان از بيمارانى كه مى‌خواهند عمل كنند مبلغى پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحى (كه به زيرميزى مشهور شده) مىگيرند، حال مىخواستم بدانم اين پول چه حكمى دارد؟ حلال است يا حرام است؟

ج) پزشك اگر كارمند دولت در بيمارستان باشد كه حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مى‌كند و يا عمل جراحى را بر اساس دريافت اجرت عمل از شركت بيمه دريافت مى‌نمايد، حق مطالبه مبلغ اضافى از بيمار را ندارد.

س: آيا فروش داروهاى كه مصرف آنها عوارض شديد در بردارد، بدون تجويز پزشك جايز است؟

ج) بدون تجويز دکتر، نفروشيد.‏

س: از آتا نازى در فارسى به (قتل از روى ترحم) و (بيماركشى با ترحم) تعبير مى‌شود و به منظور كوتاه كردن مدت درد و رنج بيمار لاعلاجى است كه بر اساس دانش پزشكى امروز هيچ اميدى به شفا و يا بهبود او وجود ندارد اقدام به اين كار چه حكمى دارد؟ آيا سرپرست يا نزديكان بيمار مى‌توانند به پزشك همچين اجازه‌اى بدهند؟

ج) جايز نيست و قتل نفس محسوب مى‌شود.‏


پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان
استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی