جلوگیری از بارداری

اجوبه الاستفتائات

س 1255: 1 ـ آیا برای زنی که سالم است، جلوگیری از بارداری به‌طور موقت از طریق بکارگیری وسایل و موادی که از انعقاد نطفه جلوگیری می‏کنند، جایز است؟ 2 ـ استفاده از یکی از دستگاههای جلوگیری از بارداری که چگونگی جلوگیری از حاملگی توسط آن تا به امروز معلوم نشده، ولی به عنوان وسیله‏ای برای جلوگیری از بارداری شناخته شده است، چه حکمی دارد؟ 3 ـ آیا جلوگیری دائم از حاملگی برای زنی که از خطر بارداری خوف دارد، جایز است؟ 4 ـ آیا جلوگیری دائمی از بارداری برای زنانی که زمینه مساعدی برای به دنیا آوردن فرزندانی معیوب یا مبتلا به بیماریهای ارثی جسمی و روانی دارند، جایز است؟

ج: 1 ـ اگر با موافقت شوهر باشد، اشکال ندارد. 2 ـ اگر موجب از بين رفتن نطفه بعد از استقرار آن در رحم شود و يا مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، جايز نيست. 3 ـ جلوگيری از بارداری در فرض مذکور اشکال ندارد بلکه اگر حاملگی برای حيات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن به‌طور اختياری جايز نيست. 4 ـ اگر با يک غرض عقلايی صورت بگيرد و ضرر قابل توجهی هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد، اشکال ندارد.

س 1256: بستن لوله‌های منی مرد برای جلوگیری از افزایش جمعیت چه حکمی دارد؟

ج: اگر این کار با یک غرض عقلایی صورت بگیرد و ضرر قابل ملاحظه ‏ای هم نداشته باشد، فی‏ نفسه اشکال ندارد، اما انجام این عمل امر مذمومی است.

س 1257: آیا زن سالمی که حاملگی برای او ضرری ندارد، جایز است از طریق عزل یا دستگاه دیافراگم یا خوردن دارو و یا بستن لوله‌های رحم، از بارداری جلوگیری کند، و آیا جایز است شوهرش او را وادار به استفاده از یکی از این راهها غیر از عزل نماید؟

ج: جلوگيری از بارداری فی‏نفسه به طريق عزل، اشکال ندارد و همچنين استفاده از راههای ديگر هم اگر با يک غرض عقلايی صورت گيرد و ضرر قابل ملاحظه‏ای هم نداشته و با اجازه شوهر بوده و مستلزم لمس و نظر حرام نباشد، اشکال ندارد ولی شوهر حق ندارد همسر خود را به اين کار وادار نمايد.

س 1258: آیا جایز است زن بارداری که قصد دارد لوله‏های رحم خود را ببندد، از طریق عمل سزارین فرزند خود را به دنیا آورد تا در هنگام آن عمل، لوله‌های خود را هم ببندد؟

ج: حکم بستن لوله‏های رحم قبلاً گذشت، ولی جواز عمل سزارين متوقف بر نياز به آن يا درخواست خود زن باردار است و به هر حال لمس و نظر مرد اجنبی به زن هنگام عمل سزارين و بستن لوله‏های رحم حرام است. مگر در حال ضرورت.

س 1259: آیا جایز است زن بدون اجازه شوهرش از وسائل پیشگیری از بارداری استفاده نماید؟

ج: محل اشکال است.

س 1260: مردی که دارای چهار فرزند است اقدام به بستن لوله‏های منی خود کرده است، آیا در صورت عدم رضایت زن، آن مرد گناهکار محسوب می‏شود؟

ج: جواز اين کار متوقف بر رضايت زوجة نيست و چيزی بر عهده مرد نمی‏باشد.


جلوگیری از بارداری

استفتائات جدید

س: قرار دادن «نورپلانت» توسط پزشک مرد در صورتى که فقط سطح خارجى بازو مشاهده شود، چه حکمى دارد؟

ج)‏ با وجود پزشك زن، پزشك مرد مبادرت به اين عمل ننمايد مگر آنكه ضرورتى در كار باشد مانند اينكه پزشك زن وجود نداشته، واين عمل براى آن زن لازم باشد.

س: آيا در صورتى که بچه‌دار شدن موجب بروز خطراتى براى مادر باشد، زن مى‌تواند با اذن شوهر از انعقاد نطفه جلوگيرى کند؟ بدون اذن شوهر چطور؟

ج) مانعى ندارد اما درصورتى که باردارشدن براى او خطر قابل توجه داشته وحرجى باشد بدون اذن شوهر نيز مى‌تواند مانع انعقاد نطفه شود.

س: شخصى با عمل جراحى خود را عقيم کرده، آيا واجب است دوباره خود را معالجه کند تا در صورت امکان به حالت اول درآيد؟

ج)‏ واجب نيست.

س: در صورتى که بستن لوله‌هاى زن يا مرد اجازه داده شود، حق تقدم با کدام يکى است؟

ج)‏ در صورت رعايت شروط شرعى حق تقدمى در کار نيست و از جهت تفاوت موقعيت افراد با پزشک مشورت شود.

س: با توجه به اينکه در قرار دادن آى.يو.دى، در حال حاضر، لمس و نظر صورت مى‌گيرد. آيا انجام دادن اين عمل توسط پزشک زن، جايز است؟

ج)‏ در فرض مرقوم جايز نيست مگر در مقام ضرورت.

س: از آنجايى که فرزند متولد شده از زوجى ديگر را مى‌توان به فرزندى قبول نمود و فرزند خواندگى توسط شرع مقدس، تأييد شده است و سن مولود اهميتى در فرزند خواندگى ندارد آيا مى‌توان جنين حاصل از نطفه‌ى شوهر (اسپرم شوهر) و تخمک همسرش را پس از انعقاد نطفه و تشکيل شدن جنين در همان يکى دو روز اول در رحم مادرخوانده‌اش قرار داد که پس از تولد او را بزرگ نمايد؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد لکن بايد از لمس و نظر حرام اجتناب شود و فرزند ملحق به صاحب نطفه و تخمک مى‌باشد.

س: اجاره دادن يا اجاره کردن رحم زن براى تلقيح نطفه‌ى مرد اجنبى، چه حکمى دارد؟

ج)‏ عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

س: نگهدارى اسپرم غير شوهر (اعم از محارم زن يا غير محرم با زن) در بانك اسپرم يا محل نگهدارى دراز مدت اسپرم مرد و استفاده از آن در مواقع لزوم براى زن، چه حكمى دارد؟

ج)‏ تلقيح زن از طريق نطفه مرد نامحرم فى‏نفسه اشكال ندارد ولى بايد از مقدمات حرام از قبيل نگاه و لمس حرام و غير آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى كه با اين روش كودكى به دنيا بيايد، ملحق به شوهر آن زن نمى‏شود بلكه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است كه صاحب رحم و تخمك است.

س: بعد از انتقال تخم لقاح يافته تعدادى از آنها در آزمايشگاه باقى مى‌ماند. حکم استفاده از آنها براى زن و شوهر نازاى ديگر و يا دور ريختن يا کارهاى آزمايشگاهى مانند مطالعات ژنتيک بر روى آنها چيست؟

ج)‏ اشکال ندارد.

س: از آنجايى که در انجام لقاح آزمايشگاهى، جهت آبستنى مصنوعى، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نيز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالى در موارد ذيل چيست؟ 1ـ برداشت تخمک از تخمدان با هدايت سونوگرافى (دستگاه تصويربردارى با کمک امواج ماوراء صوت) از طريق مهبل (واژن) زن، که اين کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرايط کاملا استريل (بهداشتى) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام مى پذيرد. 2ـ برداشت تخمک با هدايت سونوگرافى، ولى از طريق لاپاراسکوپى (يعنى بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم) که مستلزم نگاه به عورت زن نيست. شايان ذکر است در سالهاى اخير به خاطر پرخطر و پرهزينه بودن، از اين روش استفاده نمى‌شود.

ج)‏ در تمامى موارد عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.

س: تخمکهاى زنى ضعيف مى‌باشد و لذا فرزندان ناقص الخلقه‌اى به دنيا مى‌آورد آيا جايز است تخمک زن دومى را در آزمايشگاه با اسپرم شوهر زن اول لقاح دهند و سپس جنين را به رحم زن اول منتقل نمود؟

ج) فى نفسه منعى ندارد.

س: نظر اسلام در مورد كنترل توالد چيست؟ آيا مسلمانان مى‌توانند از آن استفاده كنند؟ آيا استفاده از كاندوم و... صحيح است؟

ج) كنترل توالد و ازدياد اولاد واستفاده از كاندوم فى نفسه اشكال ندارد.

س: بر فرض جواز بارورى مصنوعى زن با اسپرم غير شوهر، پدر بچه کيست؟ شوهر يا فرد صاحب اسپرم؟ و بر فرض اگر صاحب اسپرم پدر تلقى شود و فرزند نيز دختر باشد، آيا شوهر زن به اين دختر محرم است؟ در صورتى که پسر باشد آيا زن به اين پسر محرم است؟

ج) پدر او فرد صاحب اسپرم است ـ در صورتى که عمل زناشويى بين زن و شوهر انجام شده اين دختر ربيبه او محسوب شده و به او محرم مى باشد ـ در فرض مذکور که تخمک از زن است به او محرم مى‌باشد.

س: استفاده از وسايل ضد باردارى که انسان بداند يا احتمال صحيح بدهد که ضرر دارند (مثل قرص‌هاى ضد باردارى که مشخصاً مخرب قلب و عروق هستند) چگونه است؟

ج: در صورتى که به تشخيص پزشک حاذق داراى ضرر چشمگير باشد جايز نيست.

اخيراً نطفه زن و مرد را گرفته، در خارج از رحم با هم لقاح مى‌دهند و در رحم زن قرار مى‌دهند: س1: آيا اين عمل در صورتى که زن و مرد، همسر هم باشند، جايز است؟

ج) عمل مزبور فى حد نفسه اشکال ندارد.

رحم بانويى به هر علت قادر به نگاهدارى جنين نيست و سقط مى‌کند. با آميزش نطفه‌ى وى و شوهرش در آزمايشگاه و انتقال جنين به رحم زن ديگر که به اصطلاح مادر جانشين و يا مادر قائم مقام ناميده مى‌شود، بچه رشد مى‌کند و به موقع متولد مى‌شود و برابر قرارداد مزد معينى به مادر جانشين داده مى‌شود تا کودک تحويل زن و شوهر گردد: س1: آيا اين امر مى‌تواند جايز باشد؟ س2: اگر اين عمل چه جايز باشد و يا نه، به هر حال انجام بگيرد و با وجود اينکه، اين کودک در رحم مادر جانشين بزرگ شده است، اما داراى صفات ارثى زن اول مى‌باشد. با توجه به آيه دوم سوره مبارکه ى مجادله به کدام يک از اين دو زن تعلق دارد و وارث کدام يک از آنهاست؟

ج1) اين عمل فى حد نفسه منعى ندارد و بايد از لمس و نظر حرام اجتناب شود وگرفتن اجرت براى رحم مستاجره منعى ندارد. ج2) بچه ملحق به صاحب اسپرم وتخمک مى باشد و در زمينه احکام شرعى نسبت به رحم اجاره‌اى احتياط رعايت شود البته اگر اين زن با رعايت شرايط رضاع به بچه شير دهد محرميت حاصل مى‌شود.

س: اگر روش پيشگيرى از فرزنددار شدن، متوقف بر حرامى باشد، مانند نگاه پزشک غير مماثل (زن براى مرد و مرد براى زن) در چه حالتى اين حرمت برداشته مى‌شود. آيا محدود به صورتى مى‌شود که تنها استفاده از اين روش منحصر باشد، و يا در هر صورت براى حفظ مصالح عمومى اين حرمت برداشته مى‌شود؟

ج) در هر صورت بايد از روش‌هايى استفاده شود که مستلزم لمس و نظر حرام نباشد و منحصر بودن روش، مجوز ارتکاب اين عمل نمى باشد مگر در مقام ضرورت.

س. خانمی که مشکوک به بارداری است، آیا جایز است قرص ضد بارداری مصرف کند؟

ج. مادامی که یقین به انعقاد نطفه نداشته باشد مانع ندارد.


سقط جنین (کورتاژ)

اجوبه الاستفتائات

س 1261: آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟

ج: سقط جنين به مجرّد وجود مشکلات و سختی‏های اقتصادی جايز نمی‏شود.

س 1262: پزشک بعد از معاینه در ماههای اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقص‏الخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟

ج: ناقص‏الخلقه بودن جنين، مجوّز شرعی برای سقط جنين حتّی قبل از ولوج روح در آن محسوب نمی‏شود، ولی اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمينان باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشکال ندارد.

س 1263: پزشکان متخصص می‏توانند از طریق استفاده از روشها و دستگاههای جدید، نواقص جنین در دوران بارداری را تشخیص دهند و با توجه به مشکلاتی که افراد ناقص‏الخلقه بعد از تولد در دوران زندگی با آن مواجه می‏شوند، آیا سقط جنینی که پزشک متخصص و مورد اطمینان آن را ناقص‏الخلقه تشخیص داده، جایز است؟

ج: سقط جنين در هر سنّی به مجرّد ناقص‏الخلقه بودن آن و يا مشکلاتی که در زندگی با آن مواجه می‏شود، جايز نمی‏شود.

س 1264: آیا از بین بردن نطفه منعقدشده‏ای که در رحم مستقر شده، قبل رسیدن به مرحله علقه که تقریباً چهل روز طول می‏کشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است: 1 ـ نطفه استقرار یافته در رحم‏، 2 ـ علقه، 3 ـ مضغه‏، 4 ـ عظام (قبل از دمیدن روح).

ج: از بين بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنين سقط جنين در هيچ‌يک از مراحل بعدی جايز نيست.

س 1265: بعضی از زوج‏ها، مبتلا به بیماری‏های خونی بوده و دارای ژن معیوب می‏باشند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال این که این فرزندان مبتلا به بیماری‏های شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولّد تا پایان عمر، دائما در وضع مشقّت باری به سر خواهند برد. مثلاً بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربه‏ای دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجّه به این که تشخیص این بیماری در هفته‏های اوّل بارداری ممکن است آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟

ج: اگر تشخيص بيماری در جنين قطعی است و داشتن و نگهداشتن چنين فرزندی موجب حرج می‏باشد، در اين صورت جايز است قبل از دميده شدن روح، جنين را اسقاط کنند ولی بنا بر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.

س 1266: سقط جنین فی‏نفسه چه حکمی دارد؟ و در صورتی که ادامه بارداری برای زندگی مادر خطر داشته باشد، حکم آن چیست؟

ج: سقط جنين شرعاً حرام است و در هيچ حالتی جايز نيست مگر آنکه استمرار حاملگی برای حيات مادر خطرناک باشد که در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشکال ندارد، ولی بعد از دميدن روح جايز نيست حتّی اگر ادامه حاملگی برای حيات مادر خطرناک باشد مگر آنکه استمرار بارداری، حيات مادر و جنين هر دو را تهديد کند و نجات زندگی طفل به هيچ وجه ممکن نباشد ولی نجات زندگی مادر به تنهايی با سقط جنين امکان داشته باشد.

س 1267: زنی جنین هفت ماهه خود را که ناشی از زنا بوده بنا به درخواست پدرش سقط کرده‏است، آیا دیه بر او واجب است؟ و بر فرض ثبوت دیه، پرداخت آن بر عهده مادر است یا پدر او؟ و در حال حاضر به نظر شما مقدار آن چقدر است؟

ج: سقط جنين حرام است هرچند بر اثر زنا باشد و درخواست پدر باعث جواز آن نمی‏شود و در صورتی که مادر مباشر در سقط جنين باشد ديه بر عهده مادر است امّا در مقدار ديه جنين در فرض سؤال ترديد وجود دارد و احوط اين است که مصالحه شود و اين ديه در حکم ارث کسی است که وارث ندارد.

س 1268: مقدار دیه جنینی که دو ماه و نیم عمر دارد، در صورتی که عمداً سقط شود چقدر است و دیه باید یه چه كسی پرداخت شود؟

ج: اگر علقه باشد ديه آن چهل دينار است و اگر مضغه باشد شصت دينار است و اگر استخوان بدون گوشت باشد هشتاد دينار است و ديه به وارث جنين با رعايت طبقات ارث پرداخت می‏شود ولی وارثی که مباشر سقط جنين بوده از آن، سهمی ندارد.

س 1269: اگر زن بارداری مجبور به معالجه لثه یا دندانهایش شود و بر اساس تشخیص پزشک متخصص نیاز به عمل جراحی پیدا کند، آیا با توجه به اینکه بیهوشی و عکسبرداری با اشعه باعث نقص جنین در رحم می‏شود، سقط جنین برای او جایز است؟

ج: دليل مذکور مجوّزی برای سقط جنين محسوب نمی‏شود.

س 1270: اگر جنین در رحم، مشرف به موت حتمی باشد و باقی ماندن آن در رحم به همان حال برای زندگی مادر خطرناک باشد، آیا سقط آن جایز است و اگر شوهر آن زن مقلّد کسی باشد که سقط جنین در حالت مذکور را جایز نمی‏داند، ولی زن و اقوام او از کسی تقلید می‏کنند که آن را جایز می‏داند، تکلیف مرد در این حالت چیست؟

ج: چون در فرض سؤال امر دائر است بين مرگ حتمی طفل به تنهايی و بين مرگ حتمی طفل و مادر او، بنا بر اين چاره‏ای جز اين نيست که لااقل زندگی مادر با سقط جنين نجات داده شود و در فرض سؤال، شوهر حق ندارد همسرش را از اين کار منع کند، ولی واجب است تا حد امکان به‌گونه‏ای عمل شود که قتل طفل مستند به کسی نشود.

س 1271: آیا سقط جنینی که نطفه‏اش با وطی به شبهه توسط فرد غیرمسلمان و یا با زنا منعقد شده، جایز است؟

ج: جايز نيست.


سقط جنین (کورتاژ)

استفتائات جدید

س: با توجه به روشهاى درمان نازايى که در حال حاضر انجام مى‌شود، گاهى اوقات حاملگى‌‌هاى چند قلو (چهار قلو) اتفاق مى‌افتد، که در اکثر موارد، با زايمان زودرس در ماههاى پنجم و ششم همراه است و جنينها به ثمر نرسيده و از بين مى‌روند. يکى از روشهايى که امروزه در دنيا انجام مى‌شود، کاهش تعداد اين جنينها در ماههاى اول حاملگى (پنجاه تا شصت روزگى) است، تا بقيه جنينها بتوانند رشد نمايند و حاملگى به ثمر برسد. آيا اين روش درمانى از نظر شرع مقدس اسلام جايز است يا خير؟

ج) اگر كاهش بعضى از جنينها، موجب زنده ماندن بقيه شود (و عدم كاهش، سبب از بين رفتن همه آنها گردد) اشكال ندارد.

س: اگر باردارى باعث خجالت و آبروريزى من يا خانواده‌ام شود، آيا مى‌توانم در سه ماهه اول آن را سقط كنم؟

ج) سقط جنين شرعاً حرام است و آنچه در سؤال ذكر شده مجوّز آن نمى‌باشد.

س: اينجانب زنى باردار هستم با توجه به وضعيت نامناسب جسمانى و ترس از تشديد کم‌خونى، ناراحتى معده و ضعف کلى بدن مايل به سقط جنين هستم. لطفاً حکم شرعى را بيان کنيد.

ج) سقط جنين جايز نيست و موارد مذکور موجب حليّت آن نمى‌باشد.

س: با پيشرفت علوم پزشکى و جنين شناسى در دوران باردارى اطباء ناقص الخلقه بودن جنين را تشخيص مى‌دهند و اگر بخواهند ناقص الخلقه بودن جنين را به اطلاع والدين برسانند ممکن است آنها اقدام به سقط جنين يا اقدام به رفع نقص جنين نمايند در حالى که احتمال بهبودى بسيار ضعيف است. در فرض سؤال اطلاع دادن دکتر جايز است يا نه؟

ج) اطلاع دادن فى نفسه واجب نيست مگر آنکه قانونى در اين زمينه موجود باشد، يا غرض از مراجعه به طبيب و پرداخت پول به او اطلاع از حال جنين باشد.

س: ديه‌ى سقط جنين که با رضايت کامل پدر و مادر، و از راههاى مختلف انجام مى‌شود، به عهده كيست؟

ج: ديه بر عهده مباشر سقط مى‌باشد. اگر دکتر مستقيماً سقط را انجام دهد ديه بر عهده اوست و اگر پرستار تزريق نمايد به عهده اوست و اگر مادر دارو را خورده بر عهده مادر مى‌باشد و در همه موارد ديه بايد به ورثه طفل پرداخت شود که در موارد اول و دوم پدر و مادر و در مورد سوم پدر است که اگر ايشان عفو نمايند ساقط مى‌شود هر چند گناه آن که قتل نفس يا مشابه آن باشد ثابت است.

س: در منابع و عرف پزشکى، خطر جانى و مرگ مادر و احتمال عوارض در حاملگى‌‌‌ها و بيماريهاى مختلف، با درصد تعيين مى‌شود. آيا سقط درمانى، فقط در مواردى كه درصد بالايى از خطر، مادر يا كودك را تهديد مى‌كند، جايز است، يا درصد پايين نيز مى‌تواند مجوز باشد؟

ج) ناقص‏ الخلقه بودن جنين، مجوّز شرعى براى سقط جنين حتّى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمى‏شود، ولى اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد و يا موجب مشقّت شديده باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشكال ندارد.

س: من در هفته دهم حاملگى عمداً جنين را سقط کرده‌ام. نسبت به سقط جنين چه بايد بکنم؟

ج) سقط جنين بر شما حرام بوده است که مرتکب شديد ولى کفاره ندارد ليکن ديه شرعى جنين را ضامن هستيد، و بايد ديه را به وارث شرعى او بپردازيد و خودتان از اين ديه ارث نمى‌بريد.

س: آيا مى‌توان با تشخيص قطعى بيمارى در جنين‌هايى كه دچار عيوب ژنتيك بوده و يا مادر آنها در طى باردارى بر اثر ابتلاء به بعضى بيمارى‌هاى عفونى بيمار شده‌اند، قبل از دميده شدن روح (چهار ماه و ده روز) جنين را سقط نمود؟ لازم به ذكر است اين كودكان از بدو تولد تا پايان عمر دائماً در وضع مشقّت‌بارى به سر خواهند برد و خانواده و جامعه نيز بهاى گزافى را از نظر روانى و مادى بايد به دوش بكشند.

ج) اگر نگهدارى و بزرگ كردن طفل معلول و عقب‌مانده و ناقص‌الخلقه براى والدين داراى زحمت و مشقت بيش از متعارف باشد به مقدارى كه در عسر و حرج واقع مى‌شود، اسقاط جنين پيش از دميده شدن روح در او مانع ندارد.

س: آيا ضرورت‌هاى اجتماعى ـ اقتصادى ، مجوّز سقط جنين قبل از دميده شدن روح مى‌تواند باشد يا نه؟

ج) سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختى‏هاى اقتصادى جايز نمى‏شود.

س: زنى که از ابتدا نمى‌خواسته آبستن شود ولى بر اثر اصرار شوهر آبستن شده، اگر در غياب شوهر کارى کند که موجب سقط جنين شود، آيا ضامن خون‌بهاى اوست؟

ج) در فرض مرقوم گناهکاراست و علاوه بر آن ضامن ديه نيز مى‌باشد.

س: اگر طبيبى متوجه شد که جنينى درون شکم مادرى داراى نقص عضو مى‌باشد که در صورت اطلاع دادن به والدين او احتمال زياد مى‌دهد آنان اقدام به سقط جنين بنمايند و شايد هم در مقام معالجه‌ى نقص عضو جنين برآيند که احتمال بهبودى بسيار کمى دارد، و در ضمن اگر اطلاع ندهد، در معرض شکايت والدين، نسبت به عدم اطلاع به آنان از وضعيت جنين قرار خواهد گرفت. بفرماييد وظيفه‌ى طبيب در اينجا چيست؟

ج) فى نفسه اطلاع دادن واجب نيست مگر آنکه قانونى باشد يا غرض از مراجعه به طبيب و پرداخت پول به او اطلاع از حال جنين باشد.

س: اگر دكتر متخصص تشخيص دهد كه اگر جنين با عمل جراحى خارج شده و در دستگاه نگهدارى شود به حيات خود ادامه خواهد داد، آيا جايز است كه اقدام به عمل جراحى شود؟ آيا حكم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد يا نه؟

ج)‏ با فرض اينكه جنين در دستگاه زنده خواهد ماند، بيرون آوردن آن اشكالى ندارد و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نيست.

س: پدر و مادرى جنين چهل روزه‌اى را سقط كرده‌اند چون مادر بيمار بوده و پزشكان به صورت شفاهى گفته بودند كه زايمان براى مادر خطر دارد و از باردار شدن منع شده بوده است، آيا به عمل فوق ديه تعلق مى‌گيرد يا خير؟ در صورتى كه جواب مثبت است قيمت امروزى چقدر است و به چه جايى يا كسى پرداخت گردد؟

ج) جنين چهل روزه اگر بصورت علقه درآمده بود، ديه‌ى اسقاط آن سى مثقال [بازارى] طلا است و ديه به عهده كسى است كه مباشر در سقط آن بوده است و به شخص مباشر اسقاط نمى‌رسد بلكه به ساير ورثه جنين از پدر يا مادر يا برادر و خواهر ارث مى‌رسد.

س: آيا خارج کردن جنين از رحم مادر، زودتر از موعد مقرر، و رشد آن تحت مراقبت‌هاى ويژه و يا در دستگاه مخصوص (انکوباتور)، جايز است؟

ج) عمل فوق فى نفسه اشکال ندارد.


تلقیح مصنوعی‏

اجوبه الاستفتائات

س 1272: الف ـ آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد، جایز است؟ ب ـ بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسط پزشکان اجنبی صورت بگیرد؟ و آیا فرزندی که از این طریق به دنیا می‏آید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟ ج ـ بر فرض که عمل مذکور فی‌نفسه جایز نباشد، آیا موردی که نجات زندگی زناشویی متوقف بر آن باشد، از حکم عدم جواز استثنا می‏شود؟

ج: الف ـ عمل مذکور فی‏نفسه اشکال ندارد ولی واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود. ب ـ کودکی که از اين طريق متولد می‏شود ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند. ج ـ گفته شد که عمل مذکور فی‌نفسه جايز است.

س 1273: گاهی بعضی از زوج‏ها به علت عدم تخمک گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه‏دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می‏شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک‏گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟

ج: عمل مذکور هرچند فی‏نفسه اشکال ندارد ولی کودکی که از این طریق متولد می‏شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است مشکل می‏باشد لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود.

س 1274: اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آیا این عمل شرعاً جایز است؟ ثانیاً آیا کودکی که متولد می‏شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق می‏شود؟ و ثالثاً آیا فرزندی که به دنیا می‏آید از صاحب نطفه ارث می‏برد؟

ج: عمل مذکور فی‏نفسه اشکال ندارد و کودک به صاحب تخمک و رحم ملحق می‏شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعید نیست ولی از او ارث نمی‏برد.

س 1275: آیا تلقیح نطفه مردی اجنبی به همسر مردی که بچه‏دار نمی‏شود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟

ج: تلقیح زن از طریق نطفه مرد اجنبی فی‏نفسه اشکال ندارد ولی باید از مقدمات حرام از قبیل نگاه و لمس حرام و غیر آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتی که با این روش کودکی به دنیا بیاید، ملحق به شوهر آن زن نمی‏شود بلکه ملحق به صاحب نطفه و به زنی است که صاحب رحم و تخمک است.

س 1276: اگر زن شوهرداری به علت یائسگی یا غیر آن تخمک‏گذاری نکند، آیا جایز است تخمکی از زن دوم شوهرش بعد از تلقیح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آیا در این مورد تفاوتی هست بین اینکه او یا زن دوم همسر دائم باشند یا موقت؟ 2 ـ کدامیک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟ 3 ـ آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر به خاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد به حدّی که در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولد شود، نیز جایز است؟

ج: 1 ـ اصل عمل مذکور شرعاً مانعی ندارد و در این حکم، فرقی نیست بین اینکه نکاح آنان دائم باشد یا منقطع و یا یکی دائم باشد و یکی منقطع. 2 ـ کودک ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشکل است، بنا بر این باید در ترتیب آثار نسب، نسبت به وی احتیاط مراعات شود. 3 ـ این کار فی‏نفسه جایز است.

س 1277: آیا در صورتهای زیر تلقیح زن با نطفه شوهرش که از دنیا رفته، جایز است؟ الف ـ بعد از وفات شوهر ولی قبل از انقضای عدّة ب ـ بعد از وفات او و بعد از انقضای عدّة ج ـ اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقیح کند؟ و آیا در صورت فوت شوهر دوم، جایز است خود را با نطقه شوهر اولش بارور کند؟

ج: این عمل فی‏نفسه اشکال ندارد و فرقی نمی‏کند که قبل از انقضای عدّة باشد یا بعد از آن و همچنین فرقی نیست بین اینکه ازدواج کرده باشد یاخیر، و در صورت ازدواج هم فرقی نمی‏کند که لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد یا در حال حیات او، ولی اگر شوهر دوم او زنده باشد باید این کار با اجازه و اذن او صورت بگیرد.

س 1278: امروزه می‏توان تخمک‏هایی را که در خارج از رحم بارور شده‏اند در مکانهای مخصوصی به‌طور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آنها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، آیا این کار جایز است؟

ج. اين عمل فی نفسه اشکال ندارد.


تغییر جنسیت

اجوبه الاستفتائات

س 1279: برخی از افراد در ظاهر مذکر هستند ولی از جهات روحی و روانی ویژگیهای جنس مونّث را دارند و تمایلات جنسی زنانه در آنان به‌طور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد می‏افتند. آیا معالجه آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟

ج: عمل جرّاحی مذکور برای کشف و آشکار کردن واقعيت جنسی آنان اشکال ندارد، به شرطی که اين کار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏ای نباشد.

س 1280: انجام عمل جراحی برای الحاق فرد خنثی به زن یا مرد چه حکمی دارد؟

ج: اين کار فی‏نفسه اشکال ندارد، ولی واجب است از مقدمات حرام پرهيز شود.


تشریح میت و پیوند اعضا

اجوبه الاستفتائات

س 1281: بررسی بیماریهای قلب و عروق و برگزاری سلسله مباحث راجع به آن، برای کشف مسائل جدید، مستلزم دستیابی به قلب و عروق افرادی است که از دنیا رفته‏اند، تا معاینه و آزمایش بر روی آنها انجام شود، با توجه به اینکه آنان بعد از آزمایشات و بررسی‏ها بعد از یک روز یا بیشتر اقدام به دفن آنها می‏کنند، سؤال این است: 1. آیا انجام این بررسی‏ها بر روی جسد فرد مسلمان جایز است؟ 2. آیا دفن قلب و عروقی که از جسد میّت برداشته شده‏اند، جدا از آن جسد، جایز است؟ 3. با توجه به مشکلات دفن قلب و عروق به‌طور جداگانه، آیا دفن آنها همراه با جسد دیگر، جایزاست؟

ج: اگر نجات نفس محترمی يا کشف مطالب جديد علم پزشکی که موردنياز جامعه است و يا دستيابی به اطلاعاتی راجع به بيماری که زندگی مردم را تهديد می‏کند، منوط به آن باشد، تشريح جسد ميّت اشکال ندارد، ولی واجب است تا حد امکان از جسد ميّت مسلمان استفاده نشود و اجزايی هم که از جسد فرد مسلمان جدا شده‏اند، در صورتی که دفن آنها با جسد، حرج يا محذوری نداشته باشد واجب است با خود جسد دفن شود و الا دفن آنها به‌طور جداگانه و يا با جسد ميّت ديگر جايز است.

س 1282: آیا تشریح برای تحقیق درعلت مرگ در صورت مشکوک بودن، مانند شک در اینکه میّت بر اثر سم مرده یا خفگی و یا غیر آن، جایز است یا خیر؟

ج: اگر کشف حقيقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد.

س 1283: تشریح جنین سقط شده در تمامی مراحل عمرش، برای دستیابی به اطلاعاتی در علم بافت شناسی، با توجه به اینکه وجود درس تشریح در دانشکده پزشکی ضروری است، چه حکمی دارد؟

ج: اگر نجات جان نفس محترمی يا کشف مطالب پزشکی جديدی که جامعه به آن نيازمند است و يا دستيابی به اطلاعاتی راجع به يک بيماری که زندگی مردم را تهديد می‏کند، منوط به تشريح جنين سقط شده باشد، اين عمل جايز است ولی سزاوار است که تا حد امکان از جنين سقط شده متعلّق به مسلمانان و يا کسی که محکوم به اسلام است استفاده نشود.

س 1284: آیا استخراج قطعه پلاتین از بدن میّت مسلمان از طریق تشریح جسد قبل از دفن، به علت قیمت و کمبود آن، جایز است؟

ج: استخراج پلاتين در فرض سؤال، به شرطی که بی‏احترامی به ميّت محسوب نشود جايز است.

س 1285: آیا نبش قبور اموات اعم از اینکه در قبرستان مسلمانان باشند یا غیر آنها، برای دستیابی به استخوان آنان به منظور استفاده‏های آموزشی در دانشکده پزشکی جایز است؟

ج: نبش قبور مسلمانان برای اينکار جايز نيست مگر آنکه نياز فوری پزشکی برای دستيابی به آنها وجود داشته باشد و دسترسی به استخوان ميّت غيرمسلمان هم ممکن نباشد.

س 1286: آیا کاشت مو در سر برای کسی که موهای سرش سوخته است و در انظار عمومی مردم از این جهت رنج می‏برد، جایز است؟

ج: اين کار فی‏نفسه اشکال ندارد به شرط اينکه از موی حيوان حلال گوشت و يا موی انسان باشد.

س 1287: اگر شخصی مبتلا به بیماری شود و پزشکان از درمان وی ناامید گردند و اعلام نمایند که او بزودی از دنیا خواهد رفت، در این صورت آیا برداشتن اعضای حیاتی بدن او مثل قلب و کلیه و غیره قبل از وفات وی و پیوند آنها به بدن شخص دیگر جایز است؟

ج: اگر برداشتن اعضای بدن او منجر به مرگ وی شود حکم قتل او را دارد، و در غير اين صورت اگر با اجازه خود او باشد اشکال ندارد.

س 1288: آیا استفاده از عروق و رگهای جسد شخص متوفّی برای پیوند به بدن یک فرد بیمار، جایز است؟

ج: اگر با اذن ميّت در دوران حياتش و يا با اذن اوليای او بعد از مردنش باشد و يا نجات جان نفس محترمی منوط به آن باشد، اشکال ندارد.

س 1289: آیا در قرنیّه‏ای که از بدن میّت جدا شده و به بدن انسان دیگری پیوند زده می‏شود و در حالی که این کار غالباً بدون اجازه اولیاء میّت انجام می‏شود، دیه واجب است؟ و بر فرض وجوب، مقدار دیه هر یک از چشم و قرنیّه چقدر است؟

ج: برداشتن قرنيّه از بدن ميّت مسلمان حرام است و موجب ديه می‏شود که مقدار آن پنجاه دينار است ولی اگر با رضايت و اذن ميّت قبل از مرگش، برداشته شود اشکال ندارد و موجب ديه نيست.

س 1290: یکی از مجروحین جنگ از ناحیه بیضه‏هایش زخمی شده، به‌طوری که منجر به قطع آنها گشته است، آیا استفاده از داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانه‏اش برای او جایز است؟ و اگر تنها راه دستیابی به نتایج مذکور و پیدا کردن قدرت بچه‏دار شدن، پیوند بیضه فرد دیگری به او باشد، حکم آن چیست؟

ج: اگر پيوند بيضه به بدن او ممکن باشد به‌طوری که بعد از پيوند و التيام، جزئی از بدن او شود، از جهت طهارت و نجاست اشکال ندارد و همچنين از جهت قدرت بچه‏دار شدن و الحاق فرزند به او هم مشکلی نيست. استعمال داروهای هورمونی برای حفظ قدرت جنسی و ظاهر مردانگی‏اش هم اشکال ندارد.

س 1291: با توجه به اهمیّت پیوند کلیه برای نجات جان بیماران، پزشکان به فکر افتاده‏اند که یک بانک کلیه ایجاد کنند و این بدین معنی است که افراد زیادی به‌طور اختیاری مبادرت به اهداء یا فروش کلیه می‏کنند، آیا فروش یا اهدای کلیه یا هر عضو دیگری از بدن به‌طور اختیاری جایز است؟ این عمل هنگام ضرورت چه حکمی دارد؟

ج: مبادرت مکلّف در هنگام حيات، به فروش يا هديه کردن کليه يا هر عضو ديگری از بدن خود برای استفاده بيماران از آنها در صورتی که ضرر معتنابه برای او نداشته باشد اشکال ندارد، بلکه در مواردی که نجات جان نفس محترمی متوقف بر آن باشد، اگر هيچ‌گونه حرج يا ضرری برای خود آن شخص نداشته باشد، واجب می‏شود.

س 1292: بعضی از افراد دچار ضایعات مغزی غیر قابل درمان و برگشت می‏شوند که بر اثر آن، همه فعالیت‏های مغزی آنان از بین رفته و به حالت اغمای کامل فرو می‏روند و همچنین فاقد تنفس و پاسخ به محرّکات نوری و فیزیکی می‏شوند، دراین گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت‏های مذکور به وضع طبیعی کاملاً از بین می‏رود و ضربان خودکار قلب مریض باقی می‏ماند که موقّت است و به کمک دستگاه تنفس مصنوعی انجام می‏گیرد و این حالت به مدّت چند ساعت و یا حداکثر چند روز ادامه پیدا می‏کند، وضعیت مزبور در علم پزشکی مرگ مغزی نامیده می‏شود که باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حرکتهای ارادی می‏گردد و از طرفی بیمارانی وجود دارند که نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضای مبتلایان به مرگ مغزی است، بنا بر این آیا استفاده از اعضای مبتلا به مرگ برای نجات جان بیماران دیگر جایز است؟

ج: اگر استفاده از اعضای بدن بيمارانی که در سؤال توصيف شده‏اند برای معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود جايز نيست، در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشکال ندارد.

س 1293: علاقمند هستم اعضای خود را هدیه کرده و از بدن من بعد از مردنم استفاده شود و تمایل خود را هم به اطلاع مسئولین رسانده‏ام. آنان نیز از من خواسته‏اند که آن را در وصیّت‌نامه خود نوشته و ورثه را هم از خواست خود آگاه کنم، آیا چنین حقّی را دارم؟

ج: استفاده از اعضای ميّت برای پيوند به بدن شخص ديگر برای نجات جان او يا درمان بيماری وی اشکال ندارد و وصيّت به اين مطالب هم مانعی ندارد مگر در اعضايی که برداشتن آنها از بدن ميّت، موجب صدق عنوان مثله باشد و يا عرفاً هتک حرمت ميّت محسوب شود.

س 1294: انجام عمل جراحی برای زیبایی چه حکمی دارد؟

ج: اين کار فی‏نفسه اشکال ندارد.

س 1295: آیا معاینه عورت افراد توسط یک مؤسسه نظامی جایز است؟

ج: کشف عورت دیگران و نگاه‌کردن به آن و وادار کردن صاحب عورت به کشف عورت در برابر دیگران جایز نیست مگر آنکه ضرورتی مثل رعایت قانون و یا معالجه، آن را اقتضا کند.

س 1296: کلمه «ضرورت» به عنوان شرط جواز لمس زن یا نظر به او توسط پزشک، زیاد تکرار می‏شود، «ضرورت» چه معنایی دارد و حدود آن کدام است؟

ج: مراد از ضرورت در فرض سؤال اين است که تشخيص بيماری و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد و حدود ضرورت هم بستگی به مقدار، نياز دارد.

س 1297: آیا برای پزشک زن نگاه‌کردن و لمس عورت زن برای معاینه و تشخیص بیماری جایز است؟

ج: جايز نيست مگر در موارد ضرورت.

س 1298: آیا لمسِ بدن زن و نگاه‌کردن به آن توسط پزشک مرد هنگام معاینه، جایز است؟

ج: درصورتی که درمان منوط به برهنه کردن بدن زن در برابر پزشک مرد و لمس و نگاه‏کردن به آن باشد و معالجه با مراجعه به پزشک زن امکان نداشته باشد، اشکال ندارد.

س 1299: نگاه‌کردن پزشک زن به عورت زن دیگر و لمس آن در صورتی که معاینه آن به وسیله آینه امکان داشته باشد، چه حکمی دارد؟

ج: در صورتی که نگاه‌کردن با آينه ممکن باشد و نگاه‌کردن مستقيم و لمس ضرورتی نداشته باشد، جايز نيست.

س 1300: اگر برای پرستار غیر مماثل (غیر هم‌جنس با بیمار) هنگام گرفتن نبض (فشارخون) و چیزهای دیگری که احتیاج به لمس بدن بیمار دارند، دست کردن دستکش امکان داشته باشد، آیا انجام آن اعمال بدون دستکش‌هایی که پزشک هنگام درمان بیمار ازآنها استفاده می‏کند، جایز است؟

ج: با امکان لمس از روی لباس يا با دست کردن دستکش هنگام معالجه، ضرورتی به لمس بدن مريض غير مماثل (غير هم جنس) وجود ندارد و بنا بر اين جايز نيست.

س 1301: در صورتی که عمل جراحی زیبایی برای زنان توسط پزشک مرد مستلزم نگاه‏کردن و لمس باشد آیا انجام آن جایز است؟

ج: عمل جراحی زيبايی، درمان بيماری محسوب نمی‏شود و نگاه‌کردن و لمسِ حرام به خاطر آن جايز نيست مگر در مواردی که برای درمان سوختگی و مانند آن باشد و پزشک مجبور به لمس و نگاه‌کردن باشد.

س 1302: آیا غیر از شوهر، نگاه‌کردن افراد دیگر به عورت زن حتّی پزشک، به‌طور مطلق حرام است؟

ج: نگاه‌کردن غير از شوهر حتّی پزشک و بلکه پزشک زن به عورت زن حرام است، مگر هنگام اضطرار و برای درمان بيماری.

س 1303: آیا مراجعه زنان به پزشک مرد که متخصص بیماریهای زنان است در صورتی که تخصص او از پزشکان زن بیشتر باشد و یا مراجعه به پزشک زن مشقّت داشته باشد، جایز است؟

ج: اگر معاينه و درمان منوط به نظر و لمسِ حرام باشد، جايز نيست به پزشک مرد مراجعه کنند، مگر در صورتی که مراجعه به پزشک زن حاذق و متخصّص غيرممکن و يا خيلی سخت باشد.

س 1304: آیا انجام عمل استمنا به دستور پزشک برای آزمایش و معاینه منی جایز است؟

ج: در مقام معالجه، در صورتی که درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسيله همسر ممکن نباشد، اشکال ندارد.


تشریح میت و پیوند اعضا

استفتائات جدید

س: آيا مى‌توان براى تشخيص جرم در مرگهاى مشکوک، کالبد شکافى کرد يا نه؟ آيا قاضى شرع، بدون رضايت ولى مى‌تواند اقدام کند؟

ج) اگر کشف حقيقت متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد و اجازه ولى شرط است مگر اينکه کشف حقيقت متوقف بر آن بوده و قاضى نيز آن را لازم بداند.

س: با توجه به اينکه در شرايط فعلى به دست آوردن جسد انسان کافر ممکن نيست و از طرفى جامعه‌ى اسلامى هم محتاج پزشکانى ماهر و زبردست است تا از اين نظر به خودکفايى برسد، لذا خواهشمند است نظر مبارک خود را در مورد تشريح در شرايط فعلى مرقوم فرماييد.

ج)‏ اگر نجات نفس محترمى يا کشف مطالب پزشکى جديدى که جامعه به آن نيازمند است ويا دستيابى به اطلاعاتى راجع به يک بيمارى که زندگى مردم را تهديد مى‌‌کند منوط به تشريح باشد، اين عمل جايز است. ولى سزاوار است که تا حد امکان از جسد متعلق به مسلمانان استفاده نشود لكن در صورت عدم امكان، مانعى ندارد.

س: در تعليم و تعلم طب، تشريح جسد معمول، بلكه ضرورى است. آيا براى اين موضوع مهم اجتماعى، تشريح جسد مسلمان جايز است يا نه؟ و آيا موجب ديه مى‌شود يا نه؟

ج)‏ در صورت امکان استفاده از بدن غير مسلمان، از بدن مسلمان استفاده نشود و در صورت لزوم ديه ندارد.

س: آيا وصيت قبلى مسلمان در زمان حيات، در مورد استفاده از بدن او براى تشريح يا استفاده از بعضى اعضاى او مانند کليه، قلب و چشم، اثرى در حکم جواز و رفع ديه دارد يا نه؟

ج)‏ در مورد تشريح، در صورت لزوم تأثيرى ندارد لکن در استفاده از اعضاء اگر با رضايت و اذن ميت قبل از مرگش و يا با اذن اولياء او بعد از مردنش باشد اشکال ندارد و موجب ديه نيست.

س: آيا تشريح جسدى كه در اسلام او ترديد است، جايز مى‌باشد؟

ج)‏ تشريح مرده مشکوک که راهى براى حکم به اسلام او نباشد مانعى ندارد.

س: آيا دانشجوى پزشکى که موظف به تشريح است بايد از کم و کيف چگونگى تهيه اجساد براى تشريح آگاهى يابد يعنى تجسس کند که آيا مسائل شرعى رعايت شده يا نه؟ جسد مربوط به مسلمان است يا نه؟

ج)‏ تجسس، لازم نيست.

س: در صورت جايز بودن کالبد شکافى، حکم عورتين و نگاه نامحرم به بدن ميت و مس ميت موقع کالبد شکافى را بيان فرمائيد؟

ج)‏ اگر درمان بيماريها و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آموزشى باشد که ياد گرفتن آن مستلزم نگاه به عورت ديگران است، اشکال ندارد. اگرميت را غسل نداده باشند در صورت مس كردن آن غسل واجب بر آن مترتب است.

س: آيا تفاوتى بين اهل تسنن و اهل تشيع، در عدم جواز تشريح جسد، وجود دارد؟

ج)‏ تفاوتى بين مسلمانان، چه اهل تشيّع و چه اهل تسنّن نيست.

س: آيا مى‌توان جسد افراد به ظاهر مسلمان (مسلمان شناسنامه‌اى) را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقى، قاچاق مواد مخدر، مسائل سياسى و ... اعدام شده‌اند، تشريح کرد؟

ج)‏ از اجساد متعلق به مسلمانان و يا کسى که محکوم به اسلام است استفاده نشود مگر آن که ضرورت باشد اما ارتداد محکوم به کفر است و استفاده از جسد او مانع ندارد.

س: در دانشگاههاى علوم پزشکى، از اجساد افرادى که صاحب ندارند، براى تشريح و يادگيرى دانشجويان استفاده مى‌شود و يا اعضاى آنها را مثل قلب، کبد و کليه اغلب بدون اجازه ى صاحبان ميت در شيشه‌ها نگهدارى مى‌کنند، لطفاً نظرتان را در اين مورد بيان فرماييد؟

ج)‏ نداشتن صاحب، دليل بر جواز امر مذكور نيست.

س: با وجود امکان تهيه جسد کافر از خارج که مستلزم تعيين بودجه و خريد آن است، آيا واجب است که مسئولين ذيربط به آن اقدام نمايند تا از تشريح ميت مسلمان جلوگيرى شود يا خير؟

ج)‏ واجب است تا حد امکان از جسد ميت مسلمان استفاده نشود.

س: آيا مى‌توان براى پيوند اعضا از اعضاى حيوانات چه حرام گوشت چه حلال گوشت وچه نجس العين براى انسان استفاده کرد لطفاً نظرتان را در اين مورد بفرماييد.

ج) مانع ندارد ولى نماز خواندن با آن اشکال دارد مگر اينکه از قبيل چيزهايى باشد که داراى حيات است که با پيوند آن به بدن انسان حيات پيدا کند و جزو بدن انسان گردد. و در حکم مذکور تفاوتى ميان انواع حيوانات، حتى نجس‌العين نيست.

س: پس از پيوند عضو حکم آن از نظر طهارت و نجاست در حالات زير چگونه است؟ الف) در ابتداى عمل جراحى که پيوند صددرصد برقرار نشده است. ب) با گذشت زمان که پيوند صددرصد برقرار شده است.

ج: الف) اگر هنوز ميته باشد، نجس است. ب) چنانچه صدق ميته به آن نکند، پاک است.

س: گاهى اوقات ممکن است جسد مجهول الهويه‌اى پيدا شود که هيچ اطلاعى از مليت و مذهب او وجود ندارد؟ آيا چنين اجسادى قابل تشريح هستند يا نه؟

ج)‏ اگر در بلاد اسلامى، باشد جايز نيست. چون حکم اسلام بر او مترتب است.

س: پيوند اعضاى مسلمان به غير مسلمان و برعكس چه حكمى دارد؟

ج) در اهداى عضو جهت پيوند، فرقى نيست كه گيرنده مسلمان باشد يا غير مسلمان.

س: در مواردى كه تحليل استخوانى فك شديد است نياز به پيوند استخوان مى‌‌باشد، شركت‌هايى هستند كه استخوان‌‌هاى ميت را فرآورى كرده و به فروش مى‌‌رسانند. آيا مى‌‌شود از اين استخوان‌ها استفاده نمود؟ در صورت جواز آيا فرقى ميان استخوان‌ ميت مسلمان و كافر و ميتى كه اطلاعى از هويت او نداريم وجود دارد؟

ج) فى نفسه اشكال ندارد و تفاوتى ميان انواع استخوان نيست، هر چند بهتر است با وجود استخوان ميت كافر از استخوان ديگر استفاده نشود.

س: قطع اعضاى غير رئيسه از شخص زنده چه حکمى دارد؟

ج) اگر حفظ نفس محترمى موقوف بر آن باشد جايز است.

س: قطع اعضاى مرده در صورتهاى ذيل چه حکمى دارد؟ ۱: وصيت کرده بر اينکه اعضاى او را پس از مرگ براى پيوند جدا کنند؟ ۲: وصيت نکرده ولى حفظ جان مسلمان بر آن متوقف است؟

ج1) با اجازه ولىّ ميّت مانع ندارد. ج2) در اين صورت اشکالى نيست.

س: پول گرفتن در برابر اعضاى جدا شده چه حکمى دارد؟

ج) مانع ندارد و مى‌تواند در مقابل واگذارى حق اختصاص يا در مقابل اجازه دادن پول بگيرد.

س: آيا انتقال خون بين مسلمان و غيرمسلمان، جايز است يا نه؟

ج)‏ جايز است.

س: فروش خون چه حکمى دارد؟

ج)‏ با فرض اينکه انتقال خون داراى منفعت عقلايى است فروش آن مانعى ندارد.

س: با توجه به اتفاق فقها در حکم "حرمت اضرار به نفس" مبناى حکم جواز "پيوند اعضاء" چيست؟ چنانچه مبناى اين حکم اهميت "حفظ جان مسلمان" در برابر "حرمت اضرار به نفس" باشد، اين سؤال مطرح مى‌شود که اگر شخص اهدا کننده عضو شيعه و شخص گيرنده عضو، غير شيعه يا غير مسلم باشد، آيا باز هم "حفظ جان چنين شخصى" از "اضرار به نفس يک شيعه" مهمتر است؟

ج) مطلق اضرار به نفس دليل بر حرمت ندارد و اهداى عضو جهت پيوند به بدن شخص ديگر از مصاديق اضرار به نفس به نحو کلى نيست زيرا ممکن است براى‌ کثيرى از افراد ضرر به همراه نداشته باشد و در اهداى عضو جهت پيوند فرقى نيست که گيرنده مسلمانِ هم‌مذهب باشد يا غير مسلمان، و اگر نجات جان گيرنده مسلمان متوقف بر پيوند عضو باشد چنانچه براى‌ دهنده ضرر معتنابه نداشته باشد چه بسا واجب است که اهدا کند و يا بفروشد.

س: آيا وصيت به اهدا يا فروش اعضاى بدن، بعد از مرگ مغزى يا مرگ قطعى جايز است؟

ج) استفاده از اعضاى ميت براى پيوند به بدن شخص ديگر براى نجات جان او يا درمان بيمارى وى اشكال ندارد و وصيت به اين مطالب هم مانعى ندارد مگر در اعضايى كه برداشتن آنها از بدن ميت موجب صدق مُثله باشد و يا عرفاً هتك حرمت ميت محسوب شود.

س: آيا قطع عضو ميت در صورتى كه منفعت مورد اعتنايى براى ديگران داشته باشد، جايز است يا خير؟ و اگر جايز است، ديه دارد يا خير و در صورت وجوب، ديه بر عهده كيست آمر، پزشك يا استفاده كننده از عضو؟

ج) قطع عضو بدن ميّت مسلمان حرام است و موجب ديه مى‌شود و ديه بر عهده كسى است كه عضو را قطع كرده، ولى اگر با رضايت و اذن ميت قبل از مرگش برداشته شود، اشكال ندارد و موجب ديه نيست همچنين اگر نجات نفس محترمى متوقف بر اين امر باشد، اشكال ندارد.


ختنه‏

اجوبه الاستفتائات

س 1305: آیا ختنه کردن واجب است؟

ج: ختنه پسران واجب است و شرط صحّت‏ طواف در حج و عمره می‏باشد و اگر تا بعد از بلوغ به تأخير بيفتد، بر خود آنان واجب است که ختنه کنند.

س 1306: شخصی ختنه نکرده ولی حشفه‏اش به‌طور کامل از غلاف بیرون است، آیا ختنه کردن بر او واجب است؟

ج: اگر بر روی حشفه هيچ مقداری از غلاف که قطع آن واجب است وجود نداشته باشد، ختنه‏ی واجب موردی ندارد.

س 1307: آیا ختنه کردن دختران واجب است یا خیر؟

ج: واجب نيست.


آموزش پزشکی

اجوبه الاستفتائات

س 1308: دانشجویان دانشگاه پزشکی (دختر یا پسر) برای آموزش چاره‏ای جز معاینه فرد اجنبی از طریق لمس و نظر ندارند و چون این معاینات جزء برنامه درسی است و برای کارآموزی و آمادگی آنان برای معالجه بیماران در آینده مورد نیاز است و عدم انجام آن باعث می‏شود از تشخیص بیماری افراد مریض عاجز باشند و این امر منجر به طولانی شدن دوران بیماری افراد بیمار و گاهی فوت آنان می‏شود، بنا بر این آیا این معاینات جایز است یا خیر؟

ج: اگر از موارد ضروری برای کسب تجربه و آگاهی از نحوه درمان بيماران و نجات جان آنان باشد، اشکال ندارد.

س 1309: در صورتی که هنگام ضرورت، معاینه بیمارانی که محرم نیستند، توسط دانشجویان رشته پزشکی جایز باشد، مرجع تشخیص این ضرورت چه کسی است؟

ج: تشخيص ضرورت موکول به نظر دانشجو با ملاحظه شرايط است.

س 1310: گاهی در هنگام آموزش با مسأله معاینه غیرمحارم مواجه می‏شویم و نمی‏دانیم این کار برای آینده ضرورت دارد یا خیر؟ ولی بهر حال جزئی از روش درسی دانشگاهها و وظیفه دانشجویی رشته پزشکی و یا حتّی تکلیفی از طرف استاد است با توجه به این مطالب آیا انجام معاینات مزبور برای ما جایز است؟

ج: مجّرد اين که معاينه پزشکی، از برنامه‏های آموزشی و يا از تکاليف استاد به دانشجو است، مجوّز شرعی برای ارتکاب امر خلاف شرع محسوب نمی‏شود بلکه ملاک دراين زمينه فقط نياز آموزشی برای نجات جان انسان و يا اقتضاء ضرورت می‏باشد.

س 1311: آیا در معاینه نامحرم که به‌خاطر ضرورت آموزش پزشکی وکسب تجربه و مهارت صورت می‏گیرد، بین معاینه اعضای تناسلی و سایر اعضای بدن تفاوت وجود دارد؟ بعضی از دانشجویان که بعد از اتمام تحصیل برای معالجه بیماران به روستاها و نقاط دوردست می‏روند، گاهی مجبور به زایمان زن و یا درمان آثار آن از قبیل خونریزی شدید می‏شوند، این کار چه حکمی دارد؟ بدیهی است که اگر این خونریزی و بیماریهای دیگر بسرعت درمان نشود حیات زنی که تازه زایمان کرده، در خطر خواهد بود، با علم به اینکه شناخت راههای معالجه این بیماریها مستلزم کارآموزی در هنگام تحصیل علم پزشکی می‏باشد؟

ج: هنگام ضرورت فرقی، بين حکم معاينه اعضای تناسلی و غير آنها نيست و ملاک کلی، احتياج به تمرين و فراگيری علم پزشکی برای نجات جان انسان می‏باشد و در اين موارد بايد به مقدار ضرورت اکتفا شود.

س 1312: غالباً در معاینه اعضای تناسلی اعم از اینکه توسط فرد مماثل صورت بگیرد یا خیر، احکام شرعی مانند نگاه‌کردن پزشک یا دانشجو از طریق آینه، رعایت نمی‏شود و چون ما برای فراگیری چگونگی تشخیص بیماریها از آنان تبعیت می‏کنیم، وظیفه ما چیست؟

ج: تحصيل و فراگيری علم پزشکی از طريق معايناتی که فی‌نفسه حرام هستند، در مواردی که يادگرفتن اين علم و شناخت راههای درمان بيماريها متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد، مشروط بر اينکه دانشجو اطمينان داشته باشد که توانايی نجات جان انسانها در آينده متوقف بر اطلاعاتی است که از اين طريق بدست می‏آيد و همچنين مطمئن باشد که در آينده درمعرض مراجعه بيماران بوده و مسئوليت نجات جان آنان را بر عهده خواهد داشت.

س 1313: آیا نگاه‌کردن به عکس مردان و زنان غیرمسلمان که در کتابهای اختصاصی رشته درسی ما به‌صورت نیمه عریان وجود دارد جایز است؟

ج: اگر به قصد ريبه نباشد و خوف ترتّب مفسده هم در آن وجود نداشته باشد، اشکال ندارد.

س 1314: دانشجویان رشته پزشکی در خلال تحصیل، عکسها و فیلم‏های مختلفی را از اعضای تناسلی بدن به قصد آموزش می‏بینند، آیا این عمل جایز است یا خیر؟ دیدن عورت غیر مماثل چه حکمی دارد؟

ج: نگاه‌کردن به فيلم‏ها و تصاوير فی‏نفسه اشکال ندارد به شرط اينکه به قصد لذت نبوده و خوف ارتکاب حرام هم وجود نداشته باشد. آنچه حرام است نگاه به بدن غير مماثل و لمس آن است و نگاه به فيلم يا عکس عورت ديگران هم خالی از اشکال نيست.

س 1315: زن در هنگام وضع حمل چه تکلیفی دارد؟ و زنان پرستار که به زنهای دیگر در هنگام وضع حمل کمک می‏کنند، نسبت به کشف عورت و نگاه‌کردن به آن چه تکلیفی دارند؟

ج: جايز نيست زنان پرستار عمداً و بدون اضطرار، به عورت زنان در هنگام وضع حمل نگاه کنند و همچنين پزشک هم بايد از نگاه‌کردن و لمس بدن زنی که بيمار است، تا زمانی که اضطرار پيدا نکرده، خودداری کند و بر زنان واجب است که در صورت توجه و توانايی، بدن خود را بپوشانند و يا از کس ديگری بخواهند اين کار را انجام دهد.

س 1316: در خلال تحصیلات دانشگاهی، برای آموزش از دستگاههای تناسلی مصنوعی که از مواد پلاستیکی ساخته شده‏اند استفاده می‏کنند، نگاه‌کردن و لمس آنها چه حکمی دارد؟

ج: آلت و عورت مصنوعی حکم عورت واقعی را ندارد و نگاه‌کردن و لمس آنها اشکال ندارد مگر آنکه به قصد ريبه بوده و يا موجب تحريک شهوت گردد.

س 1317: مباحث من راجع به تحقیقاتی است که در محافل علمی غرب راجع به تسکین درد از طریق معالجه با موسیقی، معالجه با لمس، معالجه با رقص، معالجه با دارو و معالجه از طریق الکتریسیته مطرح است و مباحث آنان در این زمینه نتیجه هم داده است، آیا شرعاً مبادرت به این تحقیقات جایز است؟

ج: تحقيق راجع به امور مذکور و آزمايش مقدار تأثير آنها در درمان بيماريها شرعاً اشکال ندارد به شرطی که مستلزم ارتکاب اعمالی که شرعاً حرام هستند نباشد.

س 1318: آیا در صورتی که آموزش اقتضا کند، جایز است زنان پرستار به عورت زن دیگر نگاه کنند؟

ج: اگر درمان بيماريها و يا نجات نفس محترمی متوقف بر درسی باشد که ياد گرفتن آن مستلزم نگاه به عورت ديگران است، اشکال ندارد.


آموزش پزشکی

استفتائات جدید

س: اگر آزمايشات طبى روى حيوانات انجام شود و در پايان، حيوانات از بين بروند، صرف نظر از ضمان، آيا چنين کارى براى پيشرفت پزشکى جايز است؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد لکن بايد طورى عمل شود که موجب اذيت و آزار حيوان نشود.

س: با توجه به مراجعه زنان به برخى پزشکان مرد و آثار مترتب بر آن، آيا بر زنانى که استعداد يادگيرى علوم پزشکى مربوط به زنان را دارند، واجب است که اين علوم را ياد بگيرند؟

ج)‏ يادگيرى درحد رفع نيازهاى ضرورى، واجب كفائى است

س: اگر فايده آزمايشها به سود تمامى افراد بشر باشد، آيا مى‌‌تواند خود را در معرض چنين آزمايشهايى قرار دهد، با فرض اينکه علم به ضرر يا احتمال ضرر و يا عدم علم به ضرر داشته باشد؟

ج) جايز نيست مگر ضرورت پزشکى و مصلحت اهم اقتضا نمايد و تأمين اين ضرورت از راههاى ديگر و بى‌‌خطر و يا کم‌خطرتر امکان‌پذير نباشد.

س: در صورتى که آزمايش خاص پزشكى براى پيشرفت علم هيچگونه ضررى براى بيمار نداشته باشد، آيا پزشک بدون اطلاع به بيمار و بدون کسب اجازه او مى‌‌تواند چنين اقدامى نمايد؟

ج) جايز نيست.

س: آيا جهت امر آموزش بالينى دانشجويان و انترنها و رزيدنتها مجاز هستيم شرح حال مريض و بعضاً اسرار وى را در جمع پزشکان مطرح کنيم يا خير؟

ج) اگر اين امر به مصلحت بيمار بوده و يا براى آموزش دانشجويان مفيد باشد مانعى ندارد.

س: انجام دادن تحقيق و پژوهش در مورد حجامت و فصد (و ساير موضوعات پزشکى مشابه که در روايات موجود است)، مطابق با استانداردهاى علمى بين المللى و بررسى آمارى نتايج حاصل از آن، از نظر شرعى چه وجهى دارد؟

ج)‏ با رعايت اصول و موازين پزشکى روز بلامانع مى‌باشد.

س: با توجه به مصيبت‌بار بودن بيمارى ايدز، آيا آموزش گروههاى مختلف سنى را در مورد راههاى انتقال و نحوه پيشگيرى از بيمارى ايدز، جايز مى‌دانيد؟

ج)‏ فى ‌‌نفسه منعى ندارد مگر آنكه مستلزم مفسده بوده و نتايج سوئى داشته باشد.

س: نگاه به عکس‌هاى عريان که در کتب پزشکى هست، اگر به قصد آموزش باشد جايز است يا خير؟ آيا بايد قدر ضرورت اکتفا نمود؟ اگر ريبه‌آور باشد، ولو براى آموزش، جايز است يا خير؟ اگر ريبه‌آور نباشد، آيا بدون قصد آموزش هم جايز است يا خير؟

ج: نگاه به عکس‌هاى مذکور اگر همراه با لذت نبوده و مستلزم مفسده هم نباشد مانعى ندارد. در غير اينصورت جايز نيست مگر آنکه ضرورتى مثل آموزش لازم در کار باشد.

س: آيا در صورتى که شخصى نداند جسدى را که تشريح مى‌کند مسلمان است يا نه و اگر مسلمان است غسل داده شده يا نه و آن را لمس کند غسل دارد؟

ج) غسل واجب است.


لمس و نظر پزشک

استفتائات جدید

س: اگر براى ازدواج، نياز به آزمايش خون باشد، چنانچه دکتر زن براى اين کار نباشد آيا دکتر مرد که نامحرم است مى‌‌تواند اين کار را انجام دهد؟ در صورتى كه دکتر زن وجود دارد ولى در اثر بى‌‌توجهى و امثال آن، دکتر مرد اقدام به اين کار مى‌‌کند تکليف چيست؟

ج)‏ اگر ضرورت باشد مانعى ندارد لکن سهل‌انگارى و بى‌‌‌توجهى مجوز اين امر نيست.

س: آيا معاينه افراد غير بيمار براى کنترل سلامتى آنها، توسط پزشك نامحرم جايز است؟

ج) اگر ضرورت نباشد جايز نيست.

س: نگاه به جسد همجنس و غيرهمجنس، مسلمان باشد يا غيرمسلمان تا چه حدى جايز است؟

ج) نگاه به جسد همجنس غير از عورتين اشکال ندارد و در غير همجنس حکم زمان حيات را دارد

س: آيا نازايى حکم مرض را دارد تا مراجعه به دكتر مرد حاذقتر، مجاز باشد؟ و با توجه به بالا رفتن سن بنده و اينکه تا جايى که توانسته‌ام نزد دکترهاى مجرب زن رفته‌ام، فعلاً مجاز به معاينه شدن توسط دکتر مرد هستم يا خير؟

ج)‏ نازائى فى نفسه، بيمارى محسوب نمى‌‌شود و مجوز مراجعه به پزشک نامحرم براى لمس و نظر حرام نمى‌گردد بلى اگر احتمال عقلايى مى‌دهيد که نازايى شما ناشى از بيمارى قابل علاج باشد و دسترسى به پزشک زن که بتواند شما را معالجه و معاينه کند نداريد، مراجعه به پزشک مرد جهت معاينه و معالجه اشکال ندارد.

س: اگر بيمار خانمى که جانش در خطر است به تنها پزشک يک روستاى دورافتاده که مرد است، مراجعه کند آيا اين پزشک مجاز است هرگونه معاينه ضرورى را در مورد بيمار انجام دهد؟

ج)‏ چنانچه مورد ضرورت باشد اشکال ندارد.

س: اگر زنى دچار بيمارى خفيفى شده بطورى كه جانش در خطر نيست، با فرض دورى او از شهر و وجود پزشك مرد در روستا حتماً بايد به پزشک خانم در شهر مراجعه کند و يا در همان جا پزشک مرد مجاز است با انجام معاينات ضرورى، اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟

ج)‏ چنانچه به طور عادى و بدون حرج و مشقت، رفتن به شهر ميسّر است، بايد در شهر به پزشک زن مراجعه نمايد.

س: در صورتى که شکم بيمار توسط دستيار زن باز شود، با توجه به اينکه نظر به پوست و ظاهر شکم صورت نمى‌‌گيرد و بيشتر داخل شکم مشاهده مى‌‌شود، آيا پزشک مرد مى‌‌تواند به عمل بستن لوله‌ها بپردازد؟

ج)‏ نگاه به باطن بدن زن و ظاهر آن فرقى ندارد و در هر دو صورت اگر ضرورت باشد جايز است و در غير اين صورت جايز نيست.

س: آيا به خاطر حفظ فضاى استريل اتاق عمل مى‌‌توان مجروح را برهنه کرده و از مقابل انظار پزشکان و پيراپزشکان عبور داد؟

ج) مى‌توان از لباسها يا ملحفه‌اى که قبلاً استريل شده، بعد از بيرون آوردن لباسهاى بيمار استفاده نمود تا بيمار برهنه نباشد.

س: بفرماييد در صورتى كه زنى نباشد تا به زائو در وضع حمل كمك كند، آيا مرد مى‌تواند دخالت كند؟

ج)‏ اگر عدم دخالت مرد موجب تهديد حيات مادر يا كودك باشد، مانعى ندارد.

1- آيا مرد مى‌تواند نزد زن نامحرم حجامت کند؟ 2- آيا مرد مى‌تواند نزد دکتر زن نامحرم رود؟ (با لمس بدن)

ج1) با توجه به اينكه حجامت مستلزم نظر به بدن مرد و احياناً لمس است جايز نيست. ج2) با امكان لمس از روى لباس يا با دست كردن دستكش هنگام معالجه مانع ندارد و بهتر است اگر ضرورت ندارد مرد به دكتر زن مراجعه نكند وچنانچه مستلزم لمس يا نظر حرام باشد، جايز نيست.

س: با عنايت به اينکه زن نبايد به بدن مرد نامحرم نگاه کند، بفرماييد در مورد دختران جوان رشته‌هاى پزشکى و پرستارى و ... که به تناسب رشته خود گاه به بدن مرد نامحرم آمپول تزريق مى‌کنند و گاهى جهت آموزش و... ، از آنها خواسته مى‌شود سوند مثانه مرد نامحرم را بگذارند، در حالى که عمل مزبور مستلزم لمس عورت بيمار (نامحرم) است، تکليف چيست؟ نگاه کردن به عمل مزبور چه حکمى دارد، اگر ضرورت مجوز است، چه چيزى مى‌تواند ضرورت باشد؟ آيا صرف تحصيل در رشته‌هاى مزبور ضرورت محسوب مى‌شود؟ اصولا تحصيل در چنين رشته‌هايى براى خواهران چه حکمى دارد؟

ج: در جمهورى اسلامى لازم است به نحوى ترتيب اين کارها داده شود که دختر دانشجو مجبور نباشد به کارى که شرعاً حرام است، دست بزند. بلى، در موارد اضطرارى يعنى آنجايى که مرد نيست يا براى يادگرفتن چيزى که نجات جان مردان متوقف بر آن است مانع ندارد.

س: همانطور که مستحضر مى‌باشيد تخصصهاى علوم پزشکى بسيار زياد است و متخصصين خانم در هر رشته معمولاً در حال حاضر در ايران به جز در برخى رشته‌ها يا نادر يا کم مى‌باشند، فلذا در شهرهاى کوچک و بزرگ نيز بايد به خاطر تعداد زياد بيماران و تعداد کم پزشک، بيماران زن به پزشک مرد مراجعه کنند. در اين صورت وظيفه پزشک مورد مراجعه چيست؟ آيا اگر بتواند و يا احتمال دهد که مى‌تواند با معاينات مختلف و ضرورى بيمارى را تشخيص و درمان کند، مکلّف است چنين کارى را انجام دهد و يا بايد وى را به يک پزشک خانم ارجاع دهد؟ در شرايطى که خيلى از بيماران به دلايل فوق قادر به اين کار نيستند، آيا در صورت ارجاع و تأخير در تشخيص و درمان بيمارى وى، اين پزشک مسئول نيست؟

ج) به طور کلى با وجود پزشک مماثل رجوع به غير مماثل در صورتى که مستلزم لمس يا نظر حرام باشد جايز نيست ولى اگر پزشک مماثل در مورد يک بيمارى وجود نداشته و يا تخصص کافى را نداشته باشد، رجوع به غير مماثل اشکال ندارد لکن بايد به مقدار ضرورت اکتفا شود.

س: آيا براى درمان نابارورى زنان به روش تلقيح مصنوعى كه مستلزم نظر و لمس است، آيا ضرورت، مجوز اين نظر و لمس مى‌باشد؟

ج) ضرورت، مجوز لمس و نظر حرام مى‌باشد مشروط به اينكه به مقدار نياز و در حدّ ضرورت اكتفا شود و معناى ضرورت آن است كه انجام كارى اجتناب‌ناپذير باشد به گونه‌اى كه ترك آن موجب وقوع مشكلات و وارد آمدن خسارات و ضررهاى سنگين و قابل ملاحظه‌ باشد كه عادتاً قابل تحمل نيست و تشخيص آن بر عهده عرف مى‌باشد.


مسائل متفرقه پزشكى

استفتائات جدید

س: جراحى بينى و يا گوش جهت زيبايى شرعاً چه حکمى دارد؟

ج) اگر موجب ضرر قابل اعتنا و چشمگير نباشد، فى نفسه منعى ندارد.

س: با توجه به اينکه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس مثل اعضاى انسان يا حيوان و غير آنها تهيه مى شوند و معمولا اين گونه داروها از کشورهاى خارجى و غيرمسلمان وارد مى شوند، حکم شرعى مصرف اين گونه داروها براى انسان و نيز معامله بر روى آنها چيست؟

ج)‏ اگر معالجه بيمارى متوقف و منحصر در آن باشد اشكال ندارد.

س: دانستن مسائل شرعى براى پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، پرستاران و به طور کلى پيراپزشکان، در حين آموزش و کار تا چه حدّى لازم است؟

ج)‏ اگر نياموختن احكام به ترك واجب يا ارتكاب حرام بيانجامد، گناهكار است.

س: در صورتى که فتواى مراجع با عملکرد و گفتار بعضى از رؤساى بيمارستانهاى آموزشى يا آزمايشگاهها مطابق نباشد، تکليف دانشجويانى که موظف به اجراى دستور اساتيد و پزشکان در امر معاينه‌اند، چيست؟ آيا بايد از اساتيد تبعيت کنند يا خير؟

ج)‏ در اين زمينه دانشجويان بايد به مسئولين مافوق مراجعه کنند تا آنها هماهنگى‌‌‌هاى لازم را انجام دهند و در صورت عدم هماهنگى موارد آن مختلف است و در هر جا که ضرورت باشد بايد بر اساس آن عمل نمود.

س: با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بيمار، آيا لازم است نجس بودن وسايل مورد استفاده در مصارف پزشکى (از قبيل: تخت معاينه، وسايل پزشكى، يونيت و ...) را به وى تذکر دهيم؟

ج)‏ لازم نيست

س: اينجانب به علت نياز به عمل جراحى مجبور شدم به يکى از بيمارستانهاى خارج از کشور بروم. آيا تختى که بيماران روى آن استراحت مى‌‌کنند، نجس است؟ حکم خود بيمارستان از لحاظ طهارت و نجاست چيست؟

ج)‏ تا يقين به نجاست آنها نباشد، محكوم به طهارت هستند.

س: آيا مى‌‌توان پرونده‌اى را که اسرار بيمار در آن بايگانى مى‌‌شود، در اختيار پزشکان ديگر غير از پزشک معالج يا بستگان بيمار قرار داد؟

ج) موارد آن مختلف است و در صورتى که اين عمل باعث دستيابى به معالجه بيمار و يا نجات جان بيماران ديگر باشد مانعى ندارد و بلکه در مواردى لازم است.

س: اگر بيمار نارضايتى خود را از افشاى بيمارى خود اعلام نمايد، ولى ضرورت درمان اقتضا مى‌‌کند که نوع بيمارى براى بستگانش فاش شود، وظيفه پزشک معالج در اين صورت چيست؟

ج) در صورتى كه نجات جان او بستگى به آن داشته باشد، لازم است.

س: استفاده پزشك از نخ‌هاى بخيه که احياناً بعضى از آنها از اجزاى حيوانات حرام گوشت به دست آمده است، چه حکمى دارد؟

ج)‏ فى نفسه اشكال ندارد.

س: در مواردى که به علل غيرمربوط به کار پزشک (مثل اختلال در دستگاهها و رفتن برق و ...) به بيمار لطمه‌اى وارد مى‌شود، ضامن کيست؟

ج)‏ در فرض مرقوم پزشک ضامن نيست و کسى که در بررسى دستگاه‌ها و وصل برق ذخيره و از اين قبيل کوتاهى کرده ضامن مى‌باشد.

س: برخى از بيماران عاقل و بالغ که نيازمند عمل جراحى هستند، به علت ترس يا هر توجيه ديگرى حاضرند درد و رنج را تحمل نمايند، ولى تن به عمل ندهند، و اين در حالى است که پزشک مى‌داند که در صورت عمل نکردن، بيمار به زودى خواهد مرد يا دچار عوارض سختى خواهد شد. با اين فرض، آيا پزشک مى‌تواند با تصميم خود، او را عمل جراحى کند؟ اگر على رغم مخالفت بيمار، بستگان وى چنين اجازه‌اى را صادر کنند، تکليف پزشک چيست؟

ج)‏ اگر نجات بيمار از مرگ مستلزم عمل جراحى است، اشكال ندارد.

س: برخى از خانم‌هاى حامله كه مى‌توانند به وضع طبيعى زايمان كنند، اصرار دارند كه سزارين شوند تا درد كمترى را تحمل كنند. در اين زمينه نظر حضرت عالى چيست؟

ج)‏ اگر ضررى براى خود مادر يا كودك نداشته باشد، منعى ندارد.

س: اگر دكتر متخصص تشخيص دهد كه اگر جنين با عمل جراحى خارج شده و در دستگاه نگهدارى شود به حيات خود ادامه خواهد داد، آيا جايز است كه اقدام به عمل جراحى شود؟ آيا حكم مسأله قبل از ولوج روح و بعد از آن فرق دارد يا نه؟

ج)‏ با فرض اينكه جنين در دستگاه زنده خواهد ماند، بيرون آوردن آن اشكالى ندارد و فرقى بين قبل از ولوج روح و بعد از ولوج روح نيست

س: اگر بدانيم يا احتمال بدهيم بيمارى در اثر بيمارى‌اى مثل لوسمى، و يا متاستاز يا برخى از سرطانها و برخى تومورها به زودى خواهد مرد، آيا مجازيم براى افزايش طول عمر او (در حد چند ماه) از شيوه‌هاى درمانى پرخطر و پرعارضه، مانند شيمى درمانى که اغلب عوارض آن بسيار شديدتر از بيمارى اوليه است، استفاده نمائيم؟

ج) اشكال ندارد بلكه بعيد نيست در برخى موارد لازم باشد.

س: نظر حضرتعالى در خصوص کاربرد «هيپنوتيزم» در علوم پزشکى و درمان بيماريهاى قابل علاج با اين روش چيست؟

ج)‏ اگر به منظور غرض عقلايى و با رضايت كسى كه مي‌خواهد هيپنوتيزم شود صورت بگيرد و همراه با كار حرامى هم نباشد اشكال ندارد.

س: آيا استفاده از سلولهاى بنيادين استخراج شده از جنين انسان قبل از لانه گزينى در رحم براى مقاصد درمانى، جايزاست؟ (لازم به يادآورى است که مراکز تحقيقاتى معمولاً نمونه‌هاى خود را از جنينهاى دور ريخته شده در موسسه‌هاى بارورى‌ (IVF) به دست مى‌آورند)

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: آيا تغيير ژنتيکى جنين انسان به منظور اصلاح نژاد و ايجاد اوصاف دلخواه در آن، مانند انتخاب رنگ پوست، افزايش ضريب هوشى و غيره، جايز است؟

ج)‏ اگر مستلزم مفسده‌اى نباشد، فى نفسه منعى ندارد.

س: بيمارانى که از نظر عرف، مرده به حساب مى آيند اما از نظر علم پزشکى زنده مى‌باشند و يا بالعکس چه حکمى دارند؟

ج)‏ حكم انسان زنده را دارد.

س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر،‌ به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مى‌کنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟

ج)‏ جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مى‌گردد.

س: گاهى به جهت تعجيل در راحت شدن محتضر،‌ به او مواد مهلکه (کشنده) تزريق مى‌کنند؛ آيا اين عمل جايز است يا نه؟ و در صورت عدم جواز، آيا عاملان اينکار، در قتل او شريکند؟

ج)‏ جايز نيست و در صورتى كه موجب قتل شود قصاص يا ديه آن واجب مى‌گردد.

س: بنا بر تشخيص اطباء حاذق در صورت ترک نمودن عمل جراحى بيمار، به زودى خواهد مرد و در صورت اقدام به عمل جراحى، به احتمال قوى زنده مى‌ماند ولى تا پايان عمر دچار درد و رنج شديد و توانفرسا مى‌شود، تکليف اين بيمار چيست؟

ج)‏ در فرض مذكور كه ترك عمل و معالجه موجب مرگ مى‌‌شود اقدام به عمل واجب است.

س: اگر بيمار روانى‌اى که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکشى بزند، بيمارى ديگرى هم پيدا کرد، آيا جايز است براى اينکه جان افرادى تــوسط وى به خــطر نيفتد، از درمان بيمارى جديد او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟

ج)‏ در هر صورت حفظ جان انسان لازم است و ترك درمان در صورتى كه موجب مرگ شود، جايز نيست لكن بايد او را طورى نگهدارى كنند كه موجب آزار ديگران نشود.

س: شخصى که در اثر آسيب مغزى درک وشعور و شنوايى و بينايى و حس خود را از دست داده و فقط قلب او مى‌زند و حرکت مى‌کند: 1. اگر کسى او را در اين شرايط بکشد، آيا بايد ديه کامل بپردازد؟ 2. آيا مى‌توان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از کار بيفتد؟

ج1)‏ بلى ديه دارد. ج2)‏ اگر دستگاهى به او وصل شده و برداشتن دستگاه موجب مرگ وى مى‌شود، نمى‌توان چنين كارى را انجام داد.

س: آتانازى بر سه قسم است: 1) نوع فعّال (با تجويز داروى كشنده از طرف پزشك به زندگى بيمار خاتمه داده مى‌‌شود). 2) نوع انفعالى (به صورت خوددارى از ادامه مداوا و زنده نگاه داشتن بيمار محتضر) 3) نوع غير مستقيم (با قرار دادن داروهاى به مقدار زياد در دسترس بيمار تا بيمار شخصاً به زندگى پر رنج خويش پايان دهد) استفاده از كداميك بلااشكال است؟

ج)‏ حفظ محتضر و تأخير مرگ او واجب نيست، بنابراين قسم دوّم مانع ندارد ولى هر كارى كه موجب مردن او باشد، مثل دو قسم ديگر جايز نيست.

س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهده‌ى داروساز نمى‌باشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟

ج)‏ با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.

س: با توجه به اينکه تشخيص بيمارى و تجويز دارو به عهده پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانين موجود، داروساز موظف به تحويل داروى تجويزى مى‌باشد، آيا داروساز نسبت به عواقب يا عوارض ضررهاى ناشى از تجويز غيرعلمى يا غيرضرورى و احياناً تجويز بر اساس سودجويى و غيره ضامن است؟

ج)‏ در فرض مرقوم ضامن نيست مگر اينکه بداند اين دارو عوارض و ضرر چشمگير براى بيمار دارد.

س: با توجه به اين که حق طبابت از لحاظ مادى، غيرقابل تعيين مى‌باشد؛ به نظر حضرت عالى بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست؟ آيا مقدار تعيين شده توسط دولت، در هر شرايطى قابل دريافت است و پزشک مديون نخواهد بود؟

ج)‏ اگر طبق تعرفه‌هاى معين شده، گرفته شود منعى ندارد.

س: آيا دريافت حق طبابت قبل از بهبودى بيمارى، طبق روش مرسوم صحيح است؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: اگر پزشک در طبابت خود کمال دقت و تلاش را براى بهبودى بيمار انجام دهد ولى بهبودى براى وى حاصل نشود، آيا پزشک نسبت به حق ويزيت مديون است يا نه؟

ج)‏ در فرض سوال مديون نيست.

س: آيا دريافت حق طبابت و يا عمل جراحى، قبل از انجام آن کارها، جايز است؟

ج)‏ اگر بر اساس توافق طرفين و مطابق مقرّرات نظام پزشكى باشد اشکال ندارد.

س: برخى از افراد به پزشک مراجعه مى‌کنند و از او تقاضاى گواهى پزشکى براى محل کار و… مى‌نمايند. مثلاً مى‌گويند که به علت سرماخوردگى دو روز به اداره نرفته‌اند. آيا در صورت اطمينان به صحت گفتار آنها مى‌توان گواهى برايشان صادر کرد؟

ج)‏ در فرض مرقوم که پزشک اطمينان به بيمارى آنها دارد، اگر خلاف قانون و مقررات مربوطه نباشد، صدور گواهى مانعى ندارد.

س: صدور گواهى نادرست از طرف پزشک براى بيمار، سهواً يا عمداً، چه حکمى دارد؟

ج)‏ عمداً جايز نيست و در صورت سهو بايد در صورت امکان آن را تدارک و جبران کند.

س: آيا گذاشتن روکش طلا روى دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتين چطور؟

ج)‏ گذاشتن روکش طلا يا پلاتين روى دندان اشکال ندارد، ولى پوشاندن دندانهاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زينت باشد، خالى ازاشکال نيست.

س: کسى که دندانش را پر مى‌کند، هنگامى که دهانش خونى مى‌شود لازم است داخل دهان را نيز آب بکشد يا نه؟

ج)‏ بطورکلى باطن بدن انسان با زوال عين نجاست پاک مى‌شود.

س: مراجعه بيمار زن به دندانپزشک مرد جهت معالجات دندانپزشکى چه حکمى دارد؟

ج)‏ اگر براى اينگونه کارها، دسترسى به پزشک زن دارند، مراجعه به پزشک مرد (اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد) جايز نيست.

س: ورود مجدد و مکرر وسيله‌اى که در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بيمار نجس گرديده به داخل دهان او چه حکمى دارد؟

ج)‏ ورود مجدد وسيله نجس به دهان بيمار اشکال ندارد.

س: در مواردى براى درمان بيمار، پزشك ناچار به ايراد لطمه‌اى ديگر به بيمار مى‌شود. مثلاً براى احياى قلب بيمار سكته كرده، ماساژ مى‌دهد كه منجر به شكستن دنده‌ها مى‌شود يا براى تحريك رفلكس بيمار به او سيلى مى‌زند و پرده‌ى گوشش پاره مى‌شود، آيا در موارد فوق پزشك ضامن است؟

ج)‏ اگر نجات جان بيمار، مستلزم ايراد آسيبى بر وى باشد، پزشك ضامن نيست.

س: در مراكز آموزشى كه براى آينده پزشك متخصص تربيت مى‌نمايند و به دليل كمى مهارت دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مى‌گردد، اگر احياناً نقص عضو و فوتى واقع شود، آيا دستيار مربوطه ضامن است يا پزشك مسئول و استاديار مربوطه؟

ج)‏ در فرض مزبور دستيار يا هر كس كه به بيمار آسيب رسانده، ضامن است.

س: آيا استفاده از ميوه‌ها و مواد غذايى حاصله از تغييرات ژنتيکى، جايز است؟

ج)‏ مانعى ندارد.

س: آيا کلونينگ (شبيه سازى‌) حيوانات، جايز است؟

ج)‏ فى نفسه منعى ندارد.

س: نظر به اينکه قانوناً تجويز دارو به عهده‌ى داروساز نمى‌باشد، به استثناى داروهاى بدون نسخه، چنانچه مريض به حال اضطرار مراجعه کند و با توجه به فوريت، در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح يا فوت بيمار گردد، آيا داروساز در عواقب فوق متهم به قصور است؟

ج)‏ با فرض اينکه طبق قانون رفتار کرده تکليفى متوجه او نيست.

س: اگر پزشك منتظر اجازه بستگان بيمار براى عمل جراحى شود ممكن است بيمار دچار نقص يا از كار افتادگى عضو شود در اين صورت آيا پزشك مى‌تواند بدون اجازه اقدام به عمل جراحى كند؟

ج)‏ اگر خطر فوت بيمار در ميان باشد، تأخير جايز نيست. در مواردى که پزشک ضامن ديه است، بايد از مال خود بپردازد.

س: آيا تعيين جنسيّت جنين به كمك رژيم غذايى جايز است؟ و آيا اين عمل دخالت در، طبيعت و خواست الهى محسوب نمى‌شود؟

ج) فى نفسه اشكال ندارد.

س: با توجه به اينکه تمام مراجع بر اين عقيده‌اند که خانم‌ها نمى‌توانند آستين خود را براى آمپول يا فشار خون يا نبض گرفتن و غيره در مقابل نامحرم بالا بزنند، مگر در مقام اضطرار، لطفاً اضطرار را توضيح دهيد.

ج) اضطرار يک مفهوم عرفى است و تشخيص آن مختلف است گاهى با عرف و گاهى به عهده متخصص در امور پزشکى و غيره مى‌‌باشد.

س: با توجه به محدوديت مکان و از طرفى لزوم شستن دستها تا آرنج به طرز مخصوص، آيا جايز است پرسنل زن و مرد در کنار هم دست بشويند؟

ج) در صورتى که بتوان سرويس هاى شستشو را اضافه نموده که زن و مرد در مکانهاى مجزا دستهاى خود را بشويند و يا شستن دستها با فاصله انجام شود لازم است اينگونه عمل شود و در غير اينصورت، اگر ضرورت ايجاب کند، مانعى ندارد.

س: اگر براى تشخيص حيات يا مرگ مصدومى، تنها راه شکافتن يکى از شريان‌هاى وى باشد، بفرماييد: ۱) آيا انجام دادن اين کار جايز است يا خير؟ ۲) آيا انجام دادن اين عمل، در صورت ضرورت، مستلزم پرداخت ديه است يا خير؟

ج) با اذن ولى جايزاست و ديه ندارد.

س: دندان گذاشتن شخص غير مسلمان براى مسلمان از نظر شرع مقدس اسلام چگونه است؟

ج) فى نفسه مانعى ندارد

س: اگر كسى براى بهبودى موقتى يا رفع درد از داروئى استفاده كند كه مرگ را بطور قابل ملاحظه‌اى جلو بيندازد حكم چيست؟ مثلا از «كورتيكو استرئيد» و يا «زيدودين» يا «سيكلو سپورين» استفاده شود.

ج) اگر موجب مرگ زود رس باشد علاج نيست و در هر صورت اگر ضرر معتنى‌به عقلايى نداشته باشد در مقام علاج فى نفسه اشكال ندارد.

س: برخی پزشكان از بيمارانى كه مى‌خواهند عمل كنند مبلغى پول به عنوان حق الزحمه عمل جراحى (كه به زيرميزى مشهور شده) مىگيرند، حال مىخواستم بدانم اين پول چه حكمى دارد؟ حلال است يا حرام است؟

ج) پزشك اگر كارمند دولت در بيمارستان باشد كه حقوق خود را از صندوق دولت دريافت مى‌كند و يا عمل جراحى را بر اساس دريافت اجرت عمل از شركت بيمه دريافت مى‌نمايد، حق مطالبه مبلغ اضافى از بيمار را ندارد.

س: آيا فروش داروهاى كه مصرف آنها عوارض شديد در بردارد، بدون تجويز پزشك جايز است؟

ج) بدون تجويز دکتر، نفروشيد.‏

س: از آتا نازى در فارسى به (قتل از روى ترحم) و (بيماركشى با ترحم) تعبير مى‌شود و به منظور كوتاه كردن مدت درد و رنج بيمار لاعلاجى است كه بر اساس دانش پزشكى امروز هيچ اميدى به شفا و يا بهبود او وجود ندارد اقدام به اين كار چه حكمى دارد؟ آيا سرپرست يا نزديكان بيمار مى‌توانند به پزشك همچين اجازه‌اى بدهند؟

ج) جايز نيست و قتل نفس محسوب مى‌شود.‏


امدادرسانی

استفتائات جدید

س: آيا وجوب امدادرسانى به مصدومين و آسيب‌ديدگان، فقط اختصاص به اقدام و تلاش براى نجات جان آنها دارد يا كمك‌هاى مالى، همچنين نگهدارى از اموال آسيب‌ديدگان را نيز شامل مى‌شود؟ حكم كلى در اين خصوص چيست؟

ج) اگر كمك مالى و نگهدارى اموال آسيب‌ديده براى حفظ جان مصدوم لازم باشد اين نيز واجب است و در غير اين صورت نيز اگر نيروى امدادى از نظر مقررات ادارى موظّف به آن باشد واجب است عمل كند.

س: آيا اهمال و مسامحه در امداد كه منجر به نقص عضو يا موت مصدوم گردد، موجب ضمان و ديه مى‌باشد؟

ج) هرچند مسامحه در اين‌گونه امور گناه محسوب مى‌شود ولى موجب ضمان و ديه نيست.

س: چنانچه برخى سازمان‌ها يا امدادگران ما را از اقدام امدادگرى و امدادرسانى نهى نمايند ولى اطمينان داريم كه مى‌توانيم مصدوم را نجات دهيم و يا در نجات مصدوم كمك كنيم، وظيفه شرعى چيست؟

ج) اگر خلاف مقررات يا دستور مسئولين مربوطه نباشد بر فرض اطمينان به توانايى بر نجات مصدوم، اقدام واجب است.

س: اگر در حال انتقال اجساد، بر اثر پرت شدن جسد يا انباشته شدن آنها يا به سببى ديگر، جسدى آسيب ببيند، آيا امدادگر ضامن است؟ در صورت ضمان، آيا بين مواردى كه امدادگر از روى قصور يا تقصير يا ناچارى اقدام نموده تفاوتى وجود دارد؟

ج) اگر در انجام وظيفه خود كوتاهى نكرده باشد، ضامن نيست.

س: آيا در وجوب امداد و نجات مصدومين تفاوتى بين مسلمان و غير مسلمان وجود دارد؟

ج) امداد و نجات مسلمان واجب و غيرمسلمانى كه در حال جنگ با مسلمانان نباشد، مستحب است.

س: در مقام تزاحم امداد، ترجيح با چه مصدومينى مى‌باشد؟ در اين‌گونه موارد معيارهاى ترجيح را چه مى‌دانيد؟

ج) در وجوب امداد و نجات مسلمان تفاوتى بين افراد نيست مگر آن‌كه نسبت به فرد يا افرادى مصلحتى اهم وجود داشته باشد

س: اگر نجات انسان مشروط به تخريب با استفاده از اموال ديگران باشد، ضامن اموال كيست؟ اگر امدادگر ضامن باشد ممكن است در خيلى از موارد به همين علت از نجات مصدوم خوددارى كند، تكليف چيست؟

ج) در فرض سؤال، خسارت وارده بايد از بيت‌المال پرداخته شود.

س: آيا چشم‌پوشى از حيات بعضى مصدومين يا عدم امدادرسانى به آنان كه به‌منظور از بين بردن بيمارى‌هاى مهلك و مُسرى و پيشگيرى از تلف شدن جمع زيادى از مردم آن منطقه صورت مى‌گيرد، جايز است يا نه؟ در صورت جواز، ديه دارد يا نه و بر عهده چه كسى مى‌باشد؟

ج) نجات مصدوم واجب است و در صورت امكان بايد مردم را از آن‌جا كوچ داد يا به طريقى ديگر از آسيب‌ ديدن ديگران جلوگيرى كرد ولى در فرض يقين به اين‌كه با امدادرسانى به مصدوم، جمع زيادى تلف مى‌شوند و هيچ راهى جز ترك امداد وجود ندارد، تكليف ساقط است.

س: آيا تشخيص و گواهى اطبّا مبنى بر فوت افراد داراى مرگ مشكوك در حوادث و بلايا (صاعقه، زلزله، سكته و...) كفايت مى‌كند يا اين‌كه براى يقين به موت بايد تا مدتى صبر كرد؟ اگر نگهدارى ممكن نباشد، تكليف چيست؟

ج) بايد يقين حاصل شود هرچند به گفته طبيب باشد.

س: اگر متخصّصين براى كنترل يك بيمارى مسرى، مُصرّ به سوزاندن جسد ميّت مسلمان باشند، آيا سوزاندن آن جايز است؟ در صورت جواز آيا ديه هم دارد؟ اگر ديه دارد به عهده چه كسى است؟

ج) در صورت ضرورت و اضطرار اشكال ندارد ولى ديه‌ى آن از بيت‌المال پرداخته مى‌شود.

س: براى نجات افراد حادثه ديده و نيز بيرون آوردن مصدومين و جنازه‌ها از زير آوار و عدم وجود امدادگر مَحرم، و عدم امكان پوشاندن بدن‌هاى عريان، ناچار به نگاه به بدن نامحرم يا لمس آن هستيم، وظيفه چيست؟

ج) در صورت ضرورت، به قدر ضرورت اشكال ندارد.

س: اگر مصدوم يا قيّم و بستگان او مانع امداد و نجات حادثه ديده شوند، تكليف امدادگر چيست؟

ج) اگر جان وى در خطر باشد، نجات دادن مصدوم واجب است و نهى ديگران تأثيرى ندارد.

س: تنفس دهان به دهان (CPR) نامحرم توسط امدادگر در موارد ذيل چه حكمى دارد: 1) در صورت نبود هم‌جنس و مَحرم. 2) عدم آشنايى هم‌جنس و مَحرم با امور امدادى 3) حادّ بودن حال مصدوم و عدم مجال رسيدن مَحرم و هم‌جنس.

ج) در فرض نبود هم‌جنس يا مَحرمِ آشناى به اين امور و ضرورت نجات مصدوم از اين طريق، جايز بلكه لازم است ولى اگر به هر طريق بتواند بدون لمس بدن نامحرم اين وظيفه را انجام دهد، لمس جايز نيست.

س: اگر شخص نامحرمى در حمام يا استخر مصدوم شده باشد آيا پوشاندن بدن وى، پيش از نجات در صورتى كه پوشاندن برايش مضرّ باشد، مثل گرمازده باز هم واجب است؟ همچنين اگر پوشاندن بدن باعث تأخير در نجات مصدوم و يا منجر به مرگ وى شود، چه‌طور؟

ج) اگر پوشاندن بدن مصدوم ضرر معتنابهى براى او داشته باشد يا سبب تأخير در نجات وى شده و ممكن است منجر به مرگ او بشود، لازم نبوده بلكه جايز نيست.

س: اگر نجات يك مصدوم متوقّف بر امرى غير شرعى (مثل خوراندن مشروب الكلى براى مسموميت با گازهاى خاص) باشد، وظيفه چيست؟

ج) اگر نجات جان مصدوم متوقف و منحصر به اين امر باشد به مقدار ضرورت اشكال ندارد ولى در صورتى كه راه ديگرى‌ وجود دارد اقدام به عمل حرام براى نجات وى جايز نيست.

س: يكى از راههاى اضطرارى امداد سرمازده، ايجاد تماس بدنى وسيع با بدن امدادگر است در اين صورت اگر امدادگر به جهت تماس با مصدوم سرمازده‌ى نامحرم خوف وقوع در مفسده را داشته باشد يا در ملأ عام صورت خوشى ندارد، وظيفه چيست؟

ج) در غير مقام ضرورت جايز نيست و بايد براى نجات مصدوم از راه ديگرى اقدام شود و امكانات لازم را قبلاً فراهم نمايند.

س: اگر انسان زنده‌اى كه از زير آوار بيرون آورده مى‌شود، بر اثر نخوردن غذا و غيره (مثلاً كودكى كه بر اثر نبود شير و دارو) ممكن است جان بدهد، آيا مى‌توان از مواد غذايى، دارو و وسايل ديگران بدون اذن آن‌ها براى نجات اين‌گونه افراد استفاده كرد؟ ضمانت مال به عهده چه كسى است؟

ج) اگر هيچ راهى جز استفاده از اموال ديگران براى نجات مصدوم نباشد، جايز است ولى ضمان دارد و در صورتى كه مأمور امداد طبق وظيفه ادارى و حكومتى عمل كرده باشد، از بيت‌المال پرداخته مى‌شود.

س: آيا استفاده از امكانات دولتى يا خصوصى در منطقه حادثه ديده بدون اجازه (چون امكان كسب اجازه نيست) جهت امدادرسانى حادثه ديدگان جايز است؟ در صورت ضمان آيا اجرة‌المثل به عهده امدادگر است يا دولت؟

ج) در فرض ضرورت، استفاده از آن‌ها اشكال ندارد و چنانچه امدادگر طبق وظيفه ادارى و استخدامى عمل كرده باشد، اجرة‌المثل آن از بيت‌المال جبران مى‌شود.

س: آيا نيروهاى امدادى كه به منطقه حادثه ديده رفته‌اند، مى‌توانند در حدّ ضرورت از ميوه‌هاى درختان منطقه و مواد غذايى مغازه‌ها و منازل ويران شده مجهول‌المالك يا مالكين كه امكان اجازه از آنها نيست استفاده كنند؟ آيا استفاده موجب ضمان است يا خير؟

ج) در فرض ضرورت، مثلاً خوف مرگ يا ضرر نفسى غيرقابل تحمل يا اينكه اجناس در معرض فاسد شدن باشد، اشكال ندارد ولى ضمان دارد.

س: حكم استفاده نيروهاى امدادى از كمك‌هاى مردمى كه معلوم نيست فقط جهت استفاده‌ى حادثه‌ديده‌گان فرستاده شده است يا نيروهاى امدادى هم حق استفاده از آنها را دارند، چيست؟

ج) جايز نيست مگر از قرائن معلوم شود كه اهداكنندگان راضى هستند.

س: آيا اشخاص مصدوم يا مصيبت‌زده را كه در محل حادثه هستند و مانع امداد و نجات ديگران مى‌شوند مى‌توان اجباراً از منطقه خارج نمود يا با علم از نبود خطر جانى، آنها را چند ساعتى بيهوش كرد؟

ج) در فرض ضرورت خارج نمودن آن‌ها از منطقه اشكال ندارد.

س: حكم اشتباه عمدى و غير عمدى امدادگر كه منجر به فوت يا نقص عضو مصدوم مى‌شود چيست؟ در صورت ضمان، اين ضمان به عهده امدادگر است يا دولت؟

ج) اگر فوت يا نقص عضوِ مصدوم، به سبب قصور يا تقصير امدادگر باشد ضامن است و در غير اين صورت اگر به وظيفه امدادگرى عمل كرده باشد، بر بيت‌المال است.

س: اگر مصدومى زير آوار مانده و پايش گير كرده و احتمال ريزش بقيه آوار هم هست و ممكن است تلف شود و ما مى‌توانيم با قطع كردن پايش او را نجات دهيم، در صورتى كه اين كار در تخصص ما نباشد، تكليف چيست؟ و در صورتى كه متخصص، پاى چنين فردى را براى نجات جان او قطع كرد آيا ضمان دارد يا خير و اگر ضمان دارد به عهده اقدام كننده است يا حكومت؟

ج) اگر براى نجات مصدوم از مرگ راهى جز قطع پاى او وجود ندارد، قطع پاى او جايز بلكه واجب است و با توجه به اين‌كه راهى غير از اين براى نجات مصدوم وجود نداشته، ضمان ندارد.

س: اگر بيرون آوردن زيورآلات ميّت موجب مجروح شدن بدن او يا قطع انگشت وى شود، وظيفه چيست؟

ج) اگر ارزش چندانى ندارد با او دفن شود، ولى اگر ارزشمند است بايد آن را بريده و درآورند و اگر راهى جز آنچه در سؤال ذكر شده براى بيرون آوردن آن‌ها نيست اشكال ندارد.

س: 1) مرگ از ديدگاه فقهى چيست؟ آيا مرگ مغزى هم مرگ شرعى است؟ آيا مبتلاى به مرگ مغزى را مى‌توان دفن كرد؟ 2) آيا قطع معالجه بيمار مبتلا به مرگ مغزى مانند جدا كردن دستگاه تنفس دهنده از بيمار جايز است؟

ج) اگر قطع معالجه و استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شده‌اند براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود جايز نيست و در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.

س: آيا مرگ ترحمى (كشتن بيمارى كه مبتلا به مرض غيرقابل علاج شده است و از درد رنج مى‌برد چه با موافقت بيمار يا بستگانش يا بدون اطلاع و موافقت آنها) جايز است؟ در صورت عدم جواز، ديه بر عهده كيست؟ و آيا قصاص دارد يا خير؟

ج) جايز نيست و موافقت بيمار يا بستگان وى حتى امر آن‌ها تأثيرى در مسأله ندارد و در صورت اقدام به چنين عملى ديه بر مباشر عمل است و در فرض عمدى بودن موجب قصاص است.

س. در برخی ازحوادث غیرمترقبه مثل زلزله و تصادف که اشخاص زیر آوار قرار می گیرند، ما مجبوریم برای نجات آنها، با دست یا ابزار، آنها را بیرون بکشیم ولی در بین عملیات به بدن آنها آسیب وارد می شود. حال سؤال این است که آیا باید دیه آنها را بدهیم (البته در این موارد در حدّ معمول، دقت را انجام داده ایم)؟

ج. در فرض سؤال که نجات جان مستلزم آن بوده و کوتاهی نکرده، ضامن نیست.


پاسخ به سوالات شرعی مخاطبان
استفتائات مناسبتی
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی