پیوندهای مرتبطصوتصوتخاطراتخاطراتخاطراتخاطرات
    1382/01/01

    بيانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی

    بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
     
    الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى‌الارضين.
     
    با سلام و درود به ساحت مقدس سلطان سرير ارتضاء، حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا (عليه آلاف التّحيّة والثّناء)، به شما برادران و خواهران عزيز فرا رسيدن سال جديد را تبريك عرض مى‌كنم و از همه ملت ايران از آن جهت كه حرمت ماه محرم حسينى را در ايام سال جديد نگه داشته‌اند، تشكر مى‌كنم. احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به‌شمار مى‌رود و مردم عزيز ما اين موضوع را امسال و سال گذشته ثابت كردند.
     
    من امروز در اين اجتماع عظيم كه در خانه على‌بن‌موسى‌الرضا (عليه‌السّلام) و در محضر آن بزرگوار تشكيل شده است، سه محور عمده را مورد بحث و گفتگو قرار مى‌دهم.
     
    يك محور درباره دو مطلب مهم است كه در پيام نوروزى به آن دو اشاره كردم. محور دوم هم درباره موضوع بسيار حساس و خطير حمله امريكا به عراق است، و محور سوم اشاره‌اى كوتاه به وظايفى‌ست كه در اين شرايط بر عهده مردم، مسئولين، دستگاه‌هاى مختلف و من و شماست. از اين رهگذر كشور مى‌تواند راه عزت و استقلال و منافع خود را با استحكام و قدرت طى كند.
     
    همان‌طور كه گفتم محور اول، در مورد دو مطلب است كه در پيام نوروزى نيز به آنها اشاره كردم. يكى اين‌كه اشتغال - يعنى مبارزه با بيكارى - و مبارزه با فساد اقتصادى و مالى، امسال هم بايد از طرف مسئولين با جديت و قدرت دنبال شود. ديگر اين كه همه سعى و همّت مسئولين كشور و مديران بخشهاى مختلف، خدمت محسوس و ملموس به مردم باشد. جوانهاى عزيز و آحاد مردم كشورمان بايد طعم شيرين خدمات دولتى را در كام خود حس كنند.
     
    در سالى كه گذشت، در ادامه مبارزه با بيكارى و فساد مالى كارهاى جدى و مهمّى انجام گرفت؛ من اين موضوع را از نزديك در عملكرد قوه مجريه و قضاييه شاهد بودم. طرحهاى اشتغال با جديت دنبال شد و حتّى خود من به درخواست رئيس‌جمهور محترم در جلساتى از شوراى اشتغال و همچنين در جمع مسئولين مربوط به اشتغال شركت كردم. اين امر نشان مى‌دهد كه دولت و مسئولين نسبت به اين موضوع جدّى هستند و همّ و غم بيشترى دارند و ان‌شاءاللَّه كارها به نحو مطلوبى پيش مى‌رود.
     
    گزارشى كه آقاى رئيس‌جمهور محترم به من ارائه داد حاكى از آن است كه تعداد مشاغل ايجاد شده در كشور در سال 81، صدهزار مورد بيش از متقاضيان شغل و بازار كار است. اين آمار خوبى است و جديت مسئولين در اين كار را نشان مى‌دهد. اگر اين كار با همين جديت دنبال شود، اميد آن مى‌رود كه مسئله مهم اشتغال در كشور، به دست مديران آن حل شود. اين امر، مسئله‌اى بسيار اساسى و كليدى است. بيكارى منشأ مفاسد بزرگ ديگرى‌ست. بعلاوه اين‌كه بيكارى جوانها و خانواده‌هاى ما با توسعه و پيشرفت عمومى كشور تضاد جدى خواهد داشت؛ لذا فعاليت براى ايجاد شغل و اشتغال بايد به‌طور جدّى دنبال شود. در اين رابطه مسئولين اجرايى به من قول داده‌اند كه مشكلات را برطرف كنند و من هم موضوع را تعقيب و از آنها مطالبه خواهم كرد.
     
    در مورد مبارزه با فساد مالى و اقتصادى هم گزارشهاى خوبى از طرف رئيس‌جمهور محترم و رئيس محترم قوه قضاييه به من ارائه شد. مبارزه با فساد، موضوعى اصلى و اساسى است. فساد اقتصادى در دستگاه‌هاى دولتى موجب مى‌شود كه سود همه تلاشهاى انجام شده در راستاى پيشرفت و توليد ثروت عمومى براى رفاه مردم، به جيب عده‌اى مفت‌خور و سوءاستفاده‌چى سرازير شود؛ لذا مبارزه با فساد، جدى‌ست. متأسفانه بعضى از عناصر سياسى و غيرسياسى نه تنها با اين حركت همراهى نكردند بلكه بر آن برچسب يك تسويه حساب سياسى و خصوصى زدند. اين غلط، خلاف واقع و دروغ است. مبارزه با فساد مالى و اقتصادى جدى‌ست و ادامه دارد. البته من به مسئولين قوه قضاييه و مجريه سفارش كردم كه جنجال به راه نيندازند؛ جنجال موجب گم شدن اصل مسئله مى‌شود. بايد با آن مبارزه كرد. اين مبارزه در قوه مجريه به معناى پيشگيرى و جلوگيرى از رشد فساد مالى از طريق دهانه‌ها و دروازه‌هاى آن است در قوه قضاييه مبارزه به نحوى ديگر است و تعقيب مجرمين و فسادانگيزان و مجازات آنها را شامل مى‌شود.
     
    اين مبارزه براى مردم نقطه اميد، اعتماد و اتكاست. اطلاعاتى كه بنده از سراسر كشور دارم، نشان مى‌دهد كه مردم به اين مبارزه دل بسته‌اند و ادامه آن را خواهان‌اند؛ حق هم دارند. اين امر بايد در همه دستگاه‌ها جدى گرفته شود. ما به فضل پروردگار در دستگاه‌هاى دولتى و حكومتى فسادِ لانه‌كرده نداريم. بين دستگاهى كه ممكن است كسانى در اجزاء آن سوءاستفاده كنند و فاسد باشند، و دستگاه‌هايى مثل رژيم طاغوت كه بنيان آن بر فساد است، تفاوت است. در دستگاه طاغوت، فساد، سوءاستفاده، دنياطلبى و حيف و ميل اموال عمومى از ريشه و رأس يك سنت و رويه قطعى و عادت هميشگى بوده است.
     
    در نظام جمهورى اسلامى تعاليم و روش اسلام و امام راحل، جامعه را از چنين چيزى باز داشته است. عناصرى سوءاستفاده‌چى هميشه در گوشه و كنار وجود داشته‌اند. كسانى هم در بيرون از دستگاه‌هاى دولتى، از امكانات آنها براى پُركردن كيسه‌هاى خود سوءاستفاده مى‌كنند. بايد به‌طور جدى با آنها مبارزه شود. البته مبارزه با آنها كار دشوارى‌ست؛ چون پول دارند و به تبليغات مى‌پردازند و شايعه‌پراكنى مى‌كنند. دشمنان داخل و خارج كشور هم سعى مى‌كنند از حركت‌هاى اصلاحى در كشور جلوگيرى كنند. اراده و همت و عزم جازم مسئولان مى‌تواند همه اين موانع را از سر راه بردارد و ان‌شاءاللَّه اين‌طور خواهد شد. البته اين كارها بلند مدت است.
     
    به مردم عزيز عرض مى‌كنم براى مبارزه با فساد، نبايد منتظر جنجال بود و پيش‌داورى كرد. بايستى منتظر عمل و كار واقعى بود. اميدواريم مسئولان به توفيق و كمك الهى، با ادعيه حضرت بقيةاللَّه (ارواحنافداه) و با همت و عزم جازم خود با جديت اين راه را دنبال كنند.
     
    درباره مطلب دوم عرض كردم كه همه مسئولين بايد در خدمت به مردم از يكديگر سبقت بگيرند و يك نهضت خدمت به مردم راه بيندازند. البته در اصل كار و وظيفه آنها خدمت به مردم است؛ اما گاهى انگيزه‌هاى گوناگون آنها را از كار اصلى باز مى‌دارد و در ملاحظات و مسائل گوناگون مى‌افتند. روحيه، افكار، ايمان، صفا، صداقت، آمادگى‌هاى اين مردم مؤمن و استعداد فراوان و جوشان جوانهاى ما انسان را تحت تأثير قرار مى‌دهد. مسئولين تا نفس دارند بايد به اين مردم خدمت كنند. بايستى در بين مسئولين مسابقه خدمتگزارى و خدمت‌رسانى به مردم برقرار باشد. اين مسابقه و رقابت درست است. رقابتهاى سياسى و جناحى و رقابت بر سر قدرت و تكالب در امر دنيا و امور دنيوى مردود است. رقابت، مسابقه و مبارزه‌اى درست است كه در خدمت‌گذارى به مردم باشد. قرآن مى‌فرمايد: «سابقوا الى مغفرة من ربّكم»؛ اين مسابقه به سمت مغفرت و رحمت الهى است. «واستبقوا الخيرات» براى كارهاى نيك، مسابقه بگذاريد.
     
    آن‌چه امروز درباره محور دوم يعنى موضوع حمله امريكا به عراق - كه بسيار موضوع مهمى است - عرض مى‌كنم اين است كه ملت عزيز ما بدانند اين حمله ابعادى دارد و وسيع‌تر از عراق است. موضوع فقط حمله به عراق نيست. حمله به يك كشور - چه عراق و چه غيرعراق - از سوى قدرتى از راه دور و با بهانه‌هاى مصنوعى و ساختگى، به هر صورت غلط است. مردم و افكار عمومى دنيا هم اين كار را محكوم كردند. الان در تلويزيونها، اجتماعات عظيم مردم را در شرق و غرب دنيا حتّى در خود امريكا مشاهده مى‌كنيد. اما موضوع براى دنياى اسلام، خطرناك‌تر است و ابعاد وسيع‌ترى دارد. نبايد به موضوع فقط اين‌طور نگاه كرد كه دولت و قدرتى با انگيزه‌هاى مختلف به كشورى حمله كرده است. البته امريكايى‌ها سعى مى‌كنند مطلب را جور ديگرى جلوه بدهند. آنها وانمود مى‌كنند كه هدفشان ساقط كردن صدام است. علت هم اين است كه صدام حسين سلاح كشتار جمعى دارد يا تروريسم را ترويج و تأييد مى‌كند. آنها از ملت عراق مى‌خواهند امريكايى‌ها را حمايت كنند. امريكايى‌ها اين‌طور در دنيا وانمود مى‌كنند؛ ليكن اين فريب است؛ امروز خيلى‌ها در دنيا به اين موضع واقف‌اند. مطلب اساسى اين است كه يك هيتلريسم جديد و بسيار خطرناك و وقيح در تاريخ ظهور كرده است. آنها درست مثل هيتلر در مقدمات جنگ جهانى دوم عمل مى‌كنند. وقتى در آن زمان هيتلر حملات خود را به كشورهاى همسايه خود در اروپا شروع كرد، كار خود را براى افكار عمومى جهان اينطور توجيه كرد كه آلمان به فضاى حياتى احتياج دارد؛ به اين معنا كه كشور آلمان براى ملت و رژيم آلمان كوچك است. آنها فضاى وسيع‌ترى احتياج دارند تا بتواند تنفس كنند و زنده بمانند. هيتلر مردم خود و همچنين افكار عمومى را اين‌طور توجيه مى‌كرد؛ يك توجيه مسخره و غلط.
     
    اكنون هم هم توجيه امريكايى‌هابراى حمله به عراق و قبل از آن به افغانستان اين است كه مى‌خواهيم منافع ملى خود را تأمين و حفظ كنيم و تهديد را از خود برطرف نماييم. اين هم توجيهى باب امروز است. حالا كشور عراق كجا، امريكا كجا؟! چه تهديدى مى‌تواند براى آنها داشته باشد؟! يا منافع امريكا چه چيزى است كه لازمه حفظ آنها مجوّز رژيم امريكا براى حمله عليه يك كشور و ملّت است؟ اين سؤالها، بى‌پاسخ است. تعريف امريكايى‌ها از منافع ملى خود شبيه تعريف خان‌ها و گردن‌كلفتهاى قديم است كه در بعضى از محلات و روستاها وجود داشتند. اگر دخترى روستايى قاليچه‌اى قشنگ مى‌بافت و چشم خان به آن مى‌افتاد و از آن خوشش مى‌آمد، پدر دختر بايد قاليچه را تقديمش مى‌كرد. توجيه هم اين بود كه خان اين قاليچه را لازم دارد. اگر در جايى يك شى‌ء قيمتى ديده مى‌شد و وجود داشت، مى‌بايد به خان تقديمش مى‌كردند. اين فرهنگ خانى و قلدرمآبى است. شخص مى‌گويد: چون من از چيزى‌كه شما دارى خوشم آمده و آن را مى‌خواهم، بايد مرده يا زنده، آن را به من بدهى. تعريف منافع امريكا به وسيله خود امريكايى‌ها چنين چيزى‌ست. آنها منافعى را براى خود تعريف مى‌كنند. اگر اين منافع در اختيار ملت و كشور ديگرى باشد، از آنجا كه امريكا زور و سلاح دارد، هرجور شده بايد اين منافع را براى خود تأمين كند. مهم نيست كه ملت آن كشور و منطقه تا چه حد دچار مشكل و دردسر شوند، چقدر عقب‌ماندگى بر آنها تحميل و چقدر زندگى آنها لگدمال شود. اين مسائل براى امريكايى‌ها اهميتى ندارد. اين تعريف امريكا از منافع ملى است.
     
    اين منطقه، يعنى منطقه عربى و بعد هم منطقه وسيع‌تر اسلامى، منطقه‌اى‌ست كه امروز و فردا از لحاظ ماده ارزشمند نفت غنى‌ست. امريكايى‌ها به اين نفت احتياج دارند. فقط هم نفت نيست؛ منابع زيرزمينى بسيارى وجود دارد، منابع دريايى هم وجود دارد. در اين منطقه براى كسى كه مسلط به آن باشد، راه دسترسى به همه دنيا وجود دارد. و اين منابع، چيزهايى‌ست كه امريكا به آنها احتياج دارد؛ مثل همان قاليچه زيبا و قيمتى كه خان به آن احتياج داشت. پس امريكا درنظر دارد كه اين منافع را تأمين كند.
     
    ديگر خواسته امريكا در اين منطقه ، آن است كه بازار مصرف آن را در اختيار گيرد. به هرحال بايد توليدات آنها به فروش برسد. اين منطقه هم پُرجمعيت است و مردم آن بايد توليدات امريكا را مصرف كنند تا سرمايه‌داران امريكايى و صهيونيستى بتوانند جيبهاى خود را پُر كنند و سود به دست بياورند. اين موضوع هم از اهداف مهم امريكايى‌ها در اين منطقه به شمار مى‌رود.
     
    براى دسترسى به اين اهداف و حفظ آنها لازم است تا رژيمهايى در اين منطقه به‌وجود بيايد كه به‌طور كامل مطيع آنها باشند و سياستهاى آنها را قبول كنند. اگر گفتند نفت توليد كنيد، اين مقدار توليد كنيد، به اين قيمت بفروشيد، اين كالا را مصرف كنيد، روابط سياسى‌تان را با فلان رقيب امريكا قطع كنيد و يا با فلان دوست امريكا رابطه برقرار كنيد، اين رژيم‌ها مطيع باشند و هرچه كه امريكايى‌ها گفتند بشنوند و بپذيرند. بنابراين امريكايى‌ها براى اينكه سلطه خود را در اين منطقه حفظ كنند، به رژيمهاى كاملاً مطيع و دست نشانده و بدون مقاومت نياز دارند.
     
    الآن در منطقه رژيمهايى كه مطيع امريكا باشند، وجود دارند؛ اما امروز يك پديده‌ى ديگر هم در دنيا به‌وجود آمده است كه نمى‌توان آن را ناديده گرفت. امروز ديگر رژيمهاى مرتجع، موروثى و استبدادى حتّى اگر منافع امريكا را هم تأمين كنند به درد اين كشور نمى‌خورند. آنها به رژيم‌هاى سرسپرده‌اى احتياج دارند كه ظاهر دموكراسى هم داشته باشند. خطر امريكا مخصوص عراق نيست. بسيارى از رژيمهاى منطقه كه با امريكا روابط خوبى دارند، از آن جايى كه رژيمهايى مردم پسند و متكى به آراء مردم نيستند، در آينده مورد چالش امريكا قرار خواهند گرفت. امريكايى‌ها به رژيمى احتياج دارند كه مثل رژيم طاغوت پهلوى نباشند و مردم در مقابل آن قيام نكنند. رژيم پهلوى از رژيمهاى مرتجع و دست‌نشانده امريكا بود كه امريكايى‌ها به فكر اصلاحش نيفتادند و مردم قيام كرده و آن را سرنگون كردند و نظام اسلامى مورد علاقه خود را سر كار آوردند. اينها مى‌ترسند همين مطلب در كشورهاى عربى و اسلامى ديگر هم تكرار شود. اين مطلب را تصريح كرده‌اند. يكى از سياستمداران و استراتژيست‌هاى مؤثر امريكايى به تازگى گفته است كه امروزه اگر در كشورهاى عربى، دمكراسى زود هنگام برقرار شود و قدرت و اختيار رأى به مردم داده شود، رژيمهاى اسلامى برسر كار مى‌آيند. اين مطلب را خود وى در مقابل مجلس سناى امريكا شهادت داد. با توجه به اين مطلب، امريكايى‌ها بايد رژيمهايى را بر سر كار بياورند كه ظاهر مردمى هم داشته و با آراء مردم سركار آمده باشند.
     
    وقتى اين هدف محقق شد براى اين‌كه مردم افرادى را انتخاب كنند و سركار بياورند كه منافع امريكا را تأمين كند، به طرفند ديگرى هم احتياج دارند. اين طرفند چيست؟ ترويج فرهنگ بى‌بندوبارى و بى‌مبالاتى نسبت به ارزشها در ميان مردم. آنها تلاش مى‌كنند كه مردم را با فرهنگ امريكايى بار بياورند. در نتيجه مردم تحت تأثير اين فرهنگ به كسى رأى مى‌دهند كه رژيم امريكا مى‌پسندد.
     
    مجموع اين اهداف تلاش و فعاليت گسترده سياسى، فرهنگى، تبليغاتى و در نهايت نظامى را در دستور كار امريكا قرار مى‌دهد. و اكنون اين تلاش و حركت در عراق صورت گرفته است.
     
    صدام حسين با امريكا همكارى داشت. اگر امريكا و همپيمانان وى در قضيه جنگ با ايران به صدام حسين كمك نمى‌كردند، او نمى‌توانست هشت سال در مقابل ملت مبارز و مقاوم و جوانهاى ما تاب بياورد. امريكايى‌ها با او همكارى كردند. حالا ديگر صدام به درد آنها نمى‌خورد؛ چون مى‌دانند كه صدام ديكتاتور است و اگر سركار بماند امكان دارد با قيام مردمى زايل و ساقط شود و آن وقت ديگر دست امريكا به هيچ‌جا بند نخواهد بود. در ايران اين دگرگونى رخ داد و آنها منافع خود را از دست دادند.
     
    آنها خود بايد صدام را از سركار بردارند تا بتوانند ديگرى را بر روى كار بگذارند. ماهيت حمله به عراق، در اينجا معلوم مى‌شود. جنگى كه اكنون در عراق آغاز شده و جريان دارد، هنوز شدت نگرفته است. بعد از اين، شدت بيشترى خواهد گرفت و اين هنوز اول كار است. اين جنگ يكى از كثيف‌ترين جنگهاست؛ چراكه هدف آن به هيچ‌وجه بويى از اهداف انسانى نبرده است. اگر امريكايى‌ها مى‌گويند براى دمكراسى مى‌جنگيم، دروغ مى‌گويند؛ آنها براى نفت و روى كار آوردن يك رژيم مطيع و تسليم خود مى‌جنگند. آنها به قصد تصرف عراق و به قبضه گرفتن اين كشور قديمى، ملت كهن، منطقه حساس و منابع سرشار و غنى آن مى‌جنگند و مى‌خواهند راحت و بى‌دردسر آن را ببلعند. امروز اقتصاد امريكا متزلزل است. اين موضوع مربوط به امروز نمى‌شود، بلكه چند سالى است كه اقتصاد امريكا رو به تزلزل مى‌رود. آنها به منابع حياتى عراق احتياج دارند و مى‌خواهند به هر قيمتى، با روش‌هايى كه به آنها اشاره شد، اين منابع را از چنگ ملت عراق دربياورند.
     
    اين نقشه مخصوص عراق نيست. در درجه اول همه كشورهاى عربى، حتّى آنها كه امروز به امريكا كمك مى‌كنند و فرودگاه‌ها و زمين و فضا و ديگر امكاناتشان در اختيار آنها گذاشته‌اند، در آينده نه چندان دور در معرض اين چالش امريكايى قرار خواهند گرفت. اين موضوع را به روشنى خود تحليلهاى امريكايى به ما مى‌فهماند. مسائلى را كه من عرض مى‌كنم، حرفهاى ما نيست؛ حرفهايى است كه از دهان خود امريكايى‌ها بيرون آمده است و اهداف و نيات شوم آنها را براى همه روشن كرده است.
     
    بنابراين در اهداف امريكاييها در مرحله اوّل، كشورهاى عربى و در مرحله دوم كشورهاى اسلامى قرار دارند.
     
    آيا در مقابل نقشه‌هاى آنان مانعى وجود دارد؟ بله؛ عمده همين است. مانع اساسى و عمده‌اى كه بر سرِ راه اهداف امريكا وجود دارد عبارت است از نهضت بيدارى دنياى اسلام. دنياى اسلام در حال بيدار شدن است. شما به تبليغات دروغين راديوهايى كه به دست خودِ استكبار و صهيونيستها امواج راديويى پخش مى‌كنند و دروغ به گوش مردم دنيا مى‌رسانند، توجّه نكنيد. واقعيتها اين نيست. ادبيّات و فرهنگ انقلاب اسلامى در فضاى عمومى زندگى ملتهاى مسلمان و عرب به‌طور كامل رسوخ و نفوذ كرده و به خورد ذهنها و فكرها رفته است.
     
    در شرق كشور ما، طالبان توسط خودِ امريكاييها سازماندهى شده بودند. آنها از لحاظ فكرى، اعتقادات سلفى داشتند و با شيعه، ايران، انقلاب اسلامى و امام هم سخت دشمن بودند. ما اين موضوع را مى‌دانستيم و مشهود بود و گزارشهاى فراوانى در مورد آن داشتيم. چند سال قبل در زمان رياست‌جمهورى من، آن زمانكه وضع در افغانستان طور ديگرى بود، يك شخصيت عربِ متّصل به محافل بالاى عربى، همين‌جا در آستان قدس به من گفت: «تهديد بعدى شما از طرف افغانستان است. كسانى را از طرف افغانستان عليه شما تحريك مى‌كنند». نتيجه آن شد كه طالبان را خودِ امريكاييها سازماندهى و تغذيه كردند؛ موشكهاى پيشرفته ضدّهوايى در اختيارشان گذاشتند و تا مدّتها به حمايت از آنها مى‌پرداختند. خود امريكاييها، «صدّام حسين» را تقويت و تجهيز كردند؛ اما اين توطئه‌ها به سمت طرّاحان توطئه كمانه كرد و متوجّه خودِ آنها شد.
     
    علّت چه بود؟ علّت اين بود كه فرهنگ و ادبيّات انقلاب در دنياى اسلام مفاهيمى را زنده كرد. درست است كه سازماندهى و تأسيس از طرف خود امريكاييها و دست‌نشانده‌هاى آنها بود؛ اما فرهنگ ضدّ استكبارى، ضدّيت با تسلّط دنياى كفر بر اسلام، ضدّيت با وابستگى سياسى و اقتصادى بتدريج همه توطئه‌هاى آنها را عليه خودشان تربيت كرد. اين فرهنگها به وسيله انقلاب و با تعاليم امام راحل گسترش پيدا كرده است. كار به آن‌جا رسيد كه مجبور شدند افغانستان را اشغال كنند و هنوز هم نظاميهاى امريكايى در افغانستانند.
     
    فرهنگ انقلاب اسلامى در دنياى اسلام به‌طور كامل رسوخ و نفوذ كرده است. دشمنان مى‌دانند تا وقتى كه دنياى اسلام و امّت اسلامى معتقد به اسلامند و فرهنگ قرآنى بر ذهن آنها حاكم است و اسلام ناب محمّدى - به تعبير امام راحل - براى مردم هدف و آرمان است، نمى‌توانند كارى از پيش ببرند. لذا سعى كرده‌اند اسلام را در افكار عمومى دنيا خراب كنند.
     
    شاهد بوديد كه بعد از حادثه بيستِ شهريورِ نيويورك و ويران شدن آن دو برج، رئيس‌جمهور امريكا در صفحه تلويزيون ظاهر شد و در اوّلين اظهارات، بدون هيچ تحقيقى مسلمانان و اسلام را متّهم كرد تا موج نفرت و خشم افكار عمومى را متوجّه آنها كند. البته بعد اظهار كردند كه اشتباه شده است. نه؛ اين موضوع برنامه‌اى از پيش تعيين شده بود. الان هم به همين شكل است. در حال حاضر تمام دستگاههاى تبليغاتىِ وابسته به صهيونيسم با تهيه مطلب، فيلم و توليد وسايل و ابزارهاى فرهنگى در همه دنيا سعى دارند كه اسلام را در چشم مردم دنيا مبغوض و مورد نفرت قرار دهند. هدف آنان اين است كه مردم دنيا از اسلام و مسلمانان تنفّر پيدا كنند. البته وقتى به كشور افغانستان يا عراق كه از جمله كشورهاى اسلامى‌اند حمله مى‌كنند، براى تحريك نشدن افكار عمومى مسلمانان عليه خودشان، در چند جمله از اسلام تعريف مى‌كنند؛ اما اين مصلحتى است. آنها مى‌دانند كه اسلام مانعى اساسى در راه پيشرفت استكبار به سمت هدفهاى نهايى خودش است. با ايران اسلامى هم به دليل حاكميت اسلام تا اين اندازه دشمنند. اسلام به مردم ما ياد داد كه مى‌توان مستقل و شجاع بود و بدون تكيه بر ابرقدرتهاى قوى زندگى كرد. اين به مذاق آنها خوش نيامده است. آنها عليه ايران اسلامى تا آن‌جا كه از دستشان برمى‌آيد تبليغات مى‌كنند.
     
    يكى از تبليغات مخرّب آنها عليه ما در قضيه افغانستان و امروز در قضيه عراق، اين است كه مى‌گويند ايران با امريكا همكارى مى‌كند. آنها قصد دارند ايران را در چشم مردم افغانستان و عراق خراب كنند. در دنياى خارج از اسلام اين‌طور تبليغ مى‌كنند كه ايران از مردم افغانستان و عراق - و به عبارتى از تروريست - حمايت مى‌كند و مى‌خواهد بمب اتم بسازد. اين تبليغاتى دوگانه است و البته هر دو دروغ است. ما نه طرفدار تروريسم هستيم و نه از هيچ تروريستى حمايت مى‌كنيم. ملت ايران از تروريستها ضربه خورده و از آنها متنفّر است. اين اتّهام كه جمهورى اسلامى درپى سلاح شيميايى و بمب اتم است هم از پايه و اساس دروغ است.
     
    ما خود فنآورى اتمى را به كورى چشم دشمنان به دست آورديم. ما عضو آژانس اتمى بوديم و قرارداد آژانس بين‌المللى اتمى را امضا كرده بوديم و قرار بود طبق مقرّرات، كمكهايى به ما بشود. متنفّذين صهيونيست و امريكا به همه دنيا اعلام كردند كه به ايران كمك نكنيد. جوانان، متفكّرين و استعدادهاى جوشان و درخشان ما خود توانستند بدون كمك در طول چند سال، آرام آرام اين فنآورى را به دست آورند. فنآورى اتمى و هسته‌اى غير از ساختن بمب اتم است. فنآورى هسته‌اى رشد علمى در رشته‌اى محسوب مى‌شود كه داراى خواص بسيار است. كسانى كه خواستار ساختن بمب اتم باشند مى‌توانند شاخه مربوط به آن را دنبال كنند و به آن برسند. ما خواستار بمب اتم نيستيم و حتّى با داشتن سلاحهاى شيميايى هم مخالفيم. حتّى زمانى كه عراق ما را مورد حمله سلاحهاى شيميايى قرار مى‌داد، اقدام به توليد سلاحهاى شيميايى نكرديم. اين مسائل با اصول ما موافق نيست.
     
    بنابراين امروز صهيونيسم و امريكا به شدّت از اسلامِ شما مردم وحشت دارند. دشمنى آنها با اسلام به خاطر نماز و روزه نيست، بلكه با اسلام از آن جهت دشمنند كه ملت خود را با عزّت، با قدرت و برخوردار از استقلال مى‌كند. اين موضع آنها را آزار مى‌دهد. آنها ملتها را تو سرى‌خور مى‌خواهند. آنها از استقلال ملتها مى‌ترسند و مى‌خواهند ملتها به استكبار وابسته باشند. آنها مى‌خواهند منافع ملتها را چپاول كنند. اسلام نمى‌گذارد؛ با اسلام به اين دليل دشمنند. در غير اين صورت اگر كسانى با نام اسلام در خدمت آنها باشند و منافع خود را در خطر نبينند، خيلى هم با اسلام دشمنى نمى‌كنند. آنها از اسلام مى‌ترسند، چون اسلام مانع از سوءاستفاده‌هاى آنها مى‌شود و جلوِ چپاولشان را مى‌گيرد.
     
    پس معلوم شد كه اين امر، برنامه و نقشه امريكاست. آنها هر وقت كه لازم باشد، با حمله نظامى به كشورى مثل عراق قضيه را دنبال مى‌كنند؛ اما قبل از حمله نظامى، تلاشهاى فرهنگى، تبليغاتى و حمله سياسى و اقتصادى خويش را انجام مى‌دهند.
     
    حال به محور سوم بپردازيم: وظيفه ملت و دولت ايران در قبال اين مسائل چيست؟ اسلام ملت ايران را بيدار كرد، عزّت داد، قدرتمند كرد، از حالت گوسفندوار و مطيع و تسليم جلّادان استكبارى و صهيونيستى خلاص كرد و نجات داد. حالا بايد چه‌كار كنيم؟
     
    ببينيد برادران و خواهران عزيز من! دشمن نسبت به ايران اسلامى گزينه جنگ را انتخاب نمى‌كند. جنگ براى او در كشورى مثل ايران با شرايطى كه كشور ما دارد، هيچ صرفه‌اى ندارد. چرا؟ چون وقتى يك ملت فقط با نيروى نظامى خود نجنگيد بلكه با همه ملت خود جنگيد، بزرگترين قدرتهاى دنيا را به زانو درمى‌آورد. ملت ما اين‌طور است. ملت ما ملتى پير، از كارافتاده، بى‌حال و بى‌جان نيست؛ ملتى جوان است. هفتاد درصد از ملت ما سنينى زير سى‌وپنج سال دارند و مردمى جوان و با نيرو و نشاط هستند. جنگ نظامى با چنين ملتى براى امريكا و غيرامريكا صرفه‌اى ندارد. ما را در ميدان جنگ آزمايش كرده‌اند و مى‌دانند كه چطور مبارزه مى‌كنيم. روح فداكارى، شهادت‌طلبى و نترسيدن از مرگ را در ما شاهد بوده‌اند. اين ويژگيها مخصوص قشرهايى خاص از مردم نيست بلكه مسؤولين، بزرگ، كوچك، پيرمرد هفتادساله و جوان نورس با اعتقاداتى اسلامى اين‌طورند. ويژگى نترسيدن از مرگ، در محاسبات امريكايى مثل انداختن يك قلوه سنگ در يك دستگاه است؛ يك قلوه‌سنگ بزرگ را در ماشينى بيندازيد و ببينيد چطور از كار مى‌افتد! صخره‌اى در مقابل يك مشت است. با ملتى كه مردم آن از مرگ نمى‌ترسند و در مقابل آن شجاعت دارند، نمى‌توان درافتاد. پس گزينه جنگ نسبت به ايران گزينه بسيار دورى است.
     
    آنها مى‌توانند دو كار انجام دهند - خواهش مى‌كنم مسؤولين كشور، مديران گوناگون بخشها و آحاد مردم به اين نكته توجّه كنند - دشمنان ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى فقط به دو موضوع مى‌توانند اميد داشته باشند. يكى اين‌كه ناكارآمدى نظام را به مردم القاء كنند؛ يعنى بگويند اين نظام نمى‌تواند خواسته‌هاى مردم را برآورده كند و با القاى آن به مردم، ارتباط مستحكم مردم با نظام اسلامى را از بين ببرند. دوم دسته‌بندى و اختلاف ايجاد كنند. اين دو نقطه اميد براى صهيونيستها، امريكاييها، استكبار و دشمنان نظام اسلامى وجود دارد. همه متوجّه اين دو نقطه باشند.
     
    القاء ناكارآمدى نظام، متوجّه مسؤولين كشور است. در قواى مجريّه، قضاييّه، مقنّنه، در نيروهاى مسلّح، نهادهاى انقلابى و همه مؤسساتى كه كارى از كشور را برعهده دارند، مديران بايد خود را براى مديريت كارآمد و لايق، آماده و مجهّز كرده و براى مردم كار كنند. وقتى از نهضت خدمت‌رسانى حرف مى‌زنم، به اين جهت است. وقتى مى‌گويم براى خدمت به مردم مسابقه بگذاريد، به اين دليل است. تأكيد من بر مبارزه با فساد هم به همين علّت است؛ زيرا اگر مديرى خداى نخواسته فاسد شد، ديگر نمى‌تواند به مردم خدمت كند و براى آنها مفيد باشد. پس اوّل بايد كارآمدى نظام را نشان داد.
     
    منابع، امكانات و افراد لايق كشور كفايت لازم را براى اين كار دارند. كشور ما از لحاظ انسانهاى خدوم و كارآمد فقير نيست. ما افراد كارآمد بسيارى داريم. در بين مديرانى كه امروز در رأس كار هستند، آدمهاى كارآمد، لايق و خوبى خدمت مى‌كنند. در بين افراد ديگرى نيز كه جزو مديران نيستند، انسانهاى لايقى وجود دارند. آنها بايد كار، همّت و تلاش كنند و خدمت به مردم را به عنوان يكى از عواملى كه مى‌تواند امنيت كلّى كشور را تأمين كند، تلقّى نمايند؛ لذا بايد در خدمت‌رسانى به مردم با هم رقابت كنند.
     
    شهرداريها و شوراى شهر كه بعد از اين انتخابات بر سرِ كار آمدند، بايد جزو كسانى باشند كه خدمت به مردم را سرلوحه كار خود قرار دهند. از اين‌جا آغاز كنند. برنامه‌هاى زايد و منحرف كننده و حرفهاى غيرمرتبط به كار را كه عدّه‌اى به آنها مبتلا بودند و هستند، كنار بگذارند و فقط براى مردم كار كنند.
     
    مسأله ديگر دسته‌بنديهاى سياسى، مبارزات و پنجه‌افكنيهاى جناحى و خطّى است. اين مسأله بسيار مضرّ است و دشمن آن را تقويت مى‌كند. اختلاف سليقه در كشور وجود دارد؛ اما تبديل آن به تضادّ بنيانى از كارهايى است كه دشمن به آن مى‌پردازد و در شكل‌دهى آن مؤثّر است. بايد مواظب باشيم. مسؤولين و جناحهاى سياسى مواظب باشند اختلاف سليقه را به تضادهاى بنيانى تبديل نكنند. چرا شعارهاى دشمن را تكرار مى‌كنيد؟! دشمن با هر دوجناح عداوت دارد. خيال نكنيد يك جناح را دوست دارد و از جناح ديگر بدش مى‌آيد. با هر دو جناح دشمن است. گاهى از جناحى حمايت مى‌كند تا ديگرى را تضعيف نمايد. بعد كه يك جناح ضعيف و يا از صحنه خارج و زايل شد، به تضعيف ديگرى مى‌پردازد.
     
    مردم، مسؤولين، سياسيها و جوانان عزيز ما خيلى مواظب باشند. دشمن، خواهان دسته‌بنديهاى سياسى و جدايى بين صفوف مردم است. خطّ دشمن در كشور ما عبارت است از جدا كردن مردم از نظام و ايجاد فضاى هرج و مرج در جامعه. شاهد بوديد كه در سال هفتادوهشت اين مسائل را به جنجالهاى خيابانى هم كشاندند كه قدرت بسيج مردمى جلوِ تجاوزات آنها را گرفت. جوانان عزيز هوشيار باشند و بدانند كه نقشه‌هاى دشمن در اين كشور چيست و چه مى‌خواهد.
     
    علاج و پيشگيرى از نفوذ دشمن از اين دو نقطه، خدمت‌رسانى به مردم و وحدت كلمه مسؤولين و مردم است.
     
    بايد به اين نكته توجّه كرد كه همه رجزخوانيهاى امريكا از سرِ قدرت نيست. البته آنها خود را بزرگترين قدرت دنيا تلقّى مى‌كنند. قطعاً تجهيزات نظامى‌شان هم پيشرفته است، پول بسيارى هم در اختيار دارند؛ اما اين موارد دليل قدرتمندىِ واقعى در ميدان عمل نيست. همين امريكا با اين همه قدرت، بعد از ده سال جنگ، از چريكهاى ويتنام شكست خورد. ويتنام، يك كشور دورافتاده و ضعيف بود. در آن زمان امريكا با تجهيزات فراوان، هواپيما، بمب، موشك و همه امكانات ارتباطاتى با مردمى جنگيد كه هيچ امكاناتى نداشتند. اكثر آنها حتّى سلاح گرم نيز نداشتند. امريكا از آن مردم شكست خورد و سرافكنده و زبون از ويتنام خارج شد. پول و سلاح مدرن داشتن دليل قدرت واقعى نيست. بعضى از رجزخوانيها نشانه ترس است. وقتى بعضى از آدمهاى ترسو در تاريكى قرار مى‌گيرند، از ترس سوت مى‌زنند! افرادى كه از بيرون به آنها مى‌نگرند، خيال مى‌كنند آنها سرخوش و بى‌خيال راه مى‌روند و براى خود سوت مى‌زنند؛ در حالى كه از ترس مبادرت به اين كار مى‌كنند! بعضى از اين رجزخوانيها مثل همان سوت زدن آدمِ ترسو در تاريكىِ شب است. ملت ما بايد به خداى متعال توكّل كند. توكّل به خدا به معناى كار نكردن و عمل نكردن نيست؛ توكّل به خدا به اين معناست كه انسان كارهاى لازم براى حفظ اقتدار، عزّت، استقلال و امنيت كشور را انجام دهد و پشت سر همه آنها هم خداى متعال و دست قدرت الهى را ببيند. امام راحل در سال شصت‌وپنج به من فرمودند كه من از اوّلِ انقلاب دست قدرت الهى را در همه جريانهاى اين كشور ديده‌ام. بنده هم بعد از رحلت امام تا به امروز دست قدرت پروردگار را در همه جريانهاى اين كشور مشاهده كرده‌ام.
     
    ملت كار مى‌كند؛ انسانهاى تلاشگر به تلاش مى‌پردازند و همه به قدرت الهى متّكى هستند و به خدا توكّل مى‌كنند. به خداى متعال توكّل كنيد. در كارهاى مختلف از قبيل كارهاى علمى، فرهنگى، دينى، صنعتى و غيره تلاش كنيد. مديران در مديريّتهاى خود تلاش كنند. بدانيد كه عزّت و بقا، متعلّق به بندگان صالح و شايسته خداست. آن ملتى كه دل به اسلام سپرده است، با قرآن پيوند بسته است و هيچ قدرتى قادر نيست اين كشور و اين ملت را شكست دهد.
     
    بار ديگر در پايان عرايضم به روح مطهّر ابى‌الحسن‌على‌بن‌موسى‌الرّضا ارواحنافداه و به ساحتِ مقدّس و عالى حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه سلام و درود خود را عرض مى‌كنم و از شما برادران و خواهران عزيز كه به اين‌جا تشريف آورديد و از همه ملت ايران به‌خاطر خوبيها و تلاشهاى مؤمنانه و صادقانه آنها تشكّر مى‌كنم و همه شما را به خدا مى‌سپارم.
     
    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی