|
چکیده گفتوگو
· آنچه معمولاً در تعریف تبلیغ گفته شده صرفاً پرداختن به ابعاد سنتی تبلیغ است.
· اما تبلیغ یعنی پاسخ به نیازهای روحانی انسان در دستگاه دین.
· بعضی از آنچه که اکنون روحانیان ما انجام میدهند، اصولاً از وظایف و کارویژههای روحانیت نیست.
· اگر روحانی نفهمد که دین در باب هنر چه میگوید تا آن را به عنوان یک پاسخ به نیازهای روحی انسان عرضه کند، جامعه از روحانیت فراری میشود.
· مهمترین ضعف شیوههای سنتی به جزئینگری آنها مربوط میشود؛ هم در دستگاه دین و هم در دستگاه روح انسان.
· در این شرایط وقتی روحانی میرسد به عرصهی تبلیغ که معمولاً هم چهره به چهره است، متأسفانه کم میآورد. چون اصلاً این انسانی که جلویش نشسته را نمیشناسد.
· اگر ما هنر را صرفاً شیوه و راه و ابزار بدانیم، درست به همان اندازه که از یک دستمال کاغذی استفاده میکنیم از آن هم استفاده میکنیم.
· رهبری فرمودند: «این انقلاب ما و هر انقلابی در عالم، در کنار تمام زحمتها و مجاهدتهای علمی، اگر بخواهد باقی بماند و ماندگار باشد، باید با زبان هنر سخن بگوید.»
· روحانی که با هنر آشنا است، اگر همان بیان سنتی منبرش را با هنر آمیخته میکند، میتواند همهی معارف و ارزشها مجسم کند.
· ما به درستی آموزش تبلیغ در حوزه نداریم. حوزهی ما برای پروراندن مجتهد تأسیس شده است. چرا؟ چون اساساً چیزی به نام حکومت دینی و اجتماع دینی وجود نداشته است.
· باید طلبهها را از سال اولی که وارد حوزه میشوند، استعددادیابی کرد برای تبلیغ.
· کار تبلیغ کار هر روز است. برای همین باید در شیوهها و در تجارب و علوم مربوط به تبلیغ، برنامه داشته باشیم.
· حاج احمد خمینی میگفتند: «امام تا دو سال قبل از فوتشان، دربارهی برخی نظراتشان تقیه میکردند!»
· متأسفانه بعضی این دغدغه را به جان بچههای مذهبی و حوزوی ما انداختند که آن چیزی که اساسش غربی است را اصلاً نمیتوان برای تبلیغ دین استفاده کرد.
· منشأ هنر، روح انسان است. این در تعالیم همهی انبیاء بوده است.
· مبنا یعنی اینکه شما نیازها را از نگاه دین بشناسید و در کار هنری به آنها توجه کنید.
· در تبلیغ، مهمترین بحث، اسلامشناسی است که بسیار از آن غفلت میشود.
· اسلامشناسی یعنی دریافت مجموعهی نگاه دین دربارهی انسان و جهان. فقه و اصول و تفسیر و تاریخ و... که باید اینها را مجموعهای و سیستمی نگاه کنیم.
|