حوزه، قطب تمدنی اسلام
*

 

گفتاری از حجت‌الاسلام حمید پارسانیا

 

طلّاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم و فضلا و همچنین مدیریت حوزه، باید در پاسخ به سخنان رهبر معظم انقلاب، هر کدام به سهم خود تلاش‌کنند و باید به خود و جایگاه و مسئولیتی که به لحاظ تاریخی و اجتماعی دارا هستند و به فرصت‌های استثنایی که خداوند سبحان به برکت اخلاص و تقوای حضرت‌ امام(ره) رزق و روزی امّت پیامبر خاتم(ص) فرموده، بیاندیشند.

به برکت اخلاص و ایثار و از خودگذشتگی شهیدان و جانبازارن، این انقلاب پُربرکت، دنیا را دگرگون‌کرده و قطب‌های عامل را جابه‌جا و جغرافیای جهان را متحوّل و منقلب نموده‌ است. در عرض این سه دهه، بسیاری از مسائل عالم دگرگون‌ شده و این تحوّلات، توقّعات فراوانی را هم در داخل ایران و بیش از آن، در سطح جهان ایجاد کرده ‌است.

قطب‌بندی دوگانه‌ای که در قرن بیستم با شدت و صلابت، با صد میلیون کشته بر جهان تحمیل ‌شده‌ و بلوک شرق و غرب را پدید آورده‌ بود، به یک‌باره مثل نسیج عنکبوت فرو ریخت و چیزی که به شدت از آن هراس داشتند، به ‌وجود آمد و بیرون از حوزه‌ی فرهنگ و تمدن غرب، یک مدعی فرهنگی دیگر برخاست.

در آن جهان دو قطبی، هر دو قطب، متعلق به فرهنگ و تمدن غرب بود؛ ولی این مدعی جدید، خارج از این حوزه‌ی تمدنی، بروز و ظهور کرد و معنویت، دیانت و بازگشت به خداوند سبحان را با شعارها و اهدافی خارج از تصورات و تخیلات دنیای مدرن و انسان مدرن، برانگیخت و عالَم را متحول ساخت.

امروز، دیگر ما شاهد دنیای دو قطبی بلوک شرق و غرب نیستیم؛ بلکه شاهد دو قطب تمدنی هستیم که یکی دنیای غرب و مدرن و دومی دنیای اسلام است. امروزه حرکت‌ها بسیار وسیع است؛ روزها مثل سال‌ها می‌گذرند و تحولات عالم به‌گونه‌ای باور نکردنی با سرعت و شتاب پیش‌ می‌رود. وضعیت چند دهه‌ی قبلِ جهان را با وضعیت امروز، مقایسه‌ کنید. این تحول، به برکت قدرت و قوّت معانی و مفاهیم اسلامی و فرهنگ و تمدّن اسلامی بوده ‌است و در سطوح مختلف، ظرفیت‌های جدیدی را به ‌وجود آورده که این فرصت‌ها و ظرفیت‌ها، هم نویدبخش هستند و هم خطرساز. همواره فرصت‌های بزرگ، همراه خطرهای بزرگ هستند؛ بنابراین اگر وضعیت چهار دهه‌ی بعد جهان را با همین شتاب و نه شتاب بیشتر و یا حتی با همین سرعت و بدون شتاب، تصورکنید، امکانات جدید بسیاری ممکن است به ‌وجود بیاید.

حوزه‌ی علمیه‌ی قم که کانون و قلب اندیشه و تفکر شیعی است، در سده‌ی گذشته با هجوم و فشاری که از ناحیه‌ی دنیای مدرن به کشورهای اسلامی و جامعه‌ی ما وارد شده ‌بود، در محدوده‌ی خاصی عمل ‌می‌کرد. مدیریت و رهبری این کانون علمی را مرجعیت شیعه بر عهده داشت و در یک سطح خاصی توانست از سنگر دیانت حفاظت ‌کند. ارتباط حوزه با فرهنگ عمومی مردم و با مردم، ارتباطی قوی و محکم بود و ظرفیت یک خیزش عظیمِ اجتماعی را از همان موقع و موضع ایجاد کرد. خودآگاهی و همچنین زمان‌آگاهی و اخلاص امام بود که این امکان را به فعلیت رساند و جهان بسیار پُرشتابی را به‌ وجود آورد.

امروز ما نمی‌توانیم با وجود تحولات سریعی که رخ‌ می‌دهد، منتظر بنشینیم و ببینیم چه می‌شود؟ آنچه که در کلام رهبر انقلاب بود، همین تحولی است که به سرعت رخ ‌می‌دهد. فرصت‌ها و خطرات، بسیار عظیم است و جهان رقیب هم متوجه حساسیت این‌جا هست و با یک مدیریت هوشمندانه عمل ‌می‌کند. سنگرها به شدت در هم تنیده و در هم فرورفته است. دیگر سنگرهای معرفتی در بیرون از مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه در گوشه‌ی حجره‌ها و لابه‌لای خط‌ها و صفحات و برگ‌هایی است که ما هر صبح و شب با آن‌ها مواجه هستیم.

امروز مرزهای جغرافیایی در یک مواجهه‌ی تمدنی فرهنگی فروریخته است. امروز به شدت نیازمند این هستیم که هوشمندانه پیش‌بینی‌ کنیم و آینده را ببینیم و این ظرفیت عظیم انسانی- نسل جوان انقلاب- را مدیریت‌ کنیم. بخشی از این نسل، امروز مشغول‌اند و بخش بسیار عظیم‌تری منتظر هستند و مشتاق‌اند که به این جمع بپیوندند و مسئولیت خودشان را برای دفاع از اسلام به انجام برسانند. یک مدیریت توانمند می‌خواهد که این نسل را جذب و سازمان‌دهی کند.

ما نمی‌توانیم در محدوده‌ی دانسته‌ها و تجربه‌های تاریخی 50 -100 سال، پیشِ خودمان برنامه‌ریزی کنیم؛ واقعاً ارتکازات 50 سال پیش، 5 قرن از فضای اجتماعی امروز عقب است. در این سه دهه، بیش از سه قرن تحوّل رخ‌ داده ‌است. منتظر‌ نشستن و این‌که ببینیم چه مسائلی پیش ‌می‌آید تا با موضعِ عکس‌العملی با مسئله برخورد کنیم، همان خطر جدی‌ای است که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره‌ کردند. در این تحولی که سنت الهی و هدیه‌ی الهی به امّت اسلامی است و خود نویدبخش هم می‌تواند باشد، ما باید قبل از دیگران سوار بر موج شویم. باید تحرکی را هدایت ‌کنیم که ناشی از تحول درون جان خود ما و درون این جامعه باشد تا بتوانیم از آن استفاده ‌کنیم. اگر این کار انجام نشود، این فرصت‌ها تنها می‌تواند برای رقیب فرصت باشد و آسیب‌هایی جدی به ما وارد کند.


حوزه‌ی علمیه‌ی قم که بسیار برای دنیای اسلام و تشیع تعیین‌ کننده است، خود به شدت نیازمند یک تحول مدبرانه و آگاهانه است اما باید توجه ‌داشت که هیچ چیزی برای آن، مثل هرج و مرج و بی‌تدبیری نمی‌تواند آفت باشد؛ بنابراین ضمن این‌که به شدت نیازمند یک تغییر و تحولِ همراه با تیزهوشی و تیزبینی و آگاهی نسبت به حوادث است، هرگونه تحولی که شایسته و بایسته نباشد، بسیار خطرآفرین است؛ یعنی این ذخیره‌ی امت اسلامی را ممکن است به آسیب‌هایی گرفتار کند که چیزی جایگزین آن نیست.

 

 

* برگرفته از ویژه‌نامه برای فردا؛ نشریه‌ خشت اول؛ ضمیمه‌ شماره 9 و 10