این حرف کهنه شدنی نیست!

 

درباره‌ی تقوا

 

در تمام مراحل زندگی یک جامعه و یک فرد، تقوا از ضروریترین نیازهاست و در تمام دوران- دوران مبارزه و پیروزی، هنگام جهاد، هنگام سازندگی و در مراحل مختلف- برای جامعه‌ی دینی و ملت مسلمان، تقوا ضروری است...

تقوا چیست و چگونه می‌شود در ابعاد مختلف زندگی، با تقوا بود؟

تقوا، عبارت است از اجتناب و پرهیز از خطا و گناه و اشتباه و آلودگی و ناپاکی و انحراف از راه و پیروی از هوس‌ها، و دل سپردن به خط مستقیم تکلیف و وظیفه. در میدان‌های مختلف، همه باید با تقوا باشند، تا موفق بشوند. تقوا، شرط توفیق در هر راهی است؛ مخصوص دین هم نیست؛ منتها تقوای دینی، روشن و واضح و شیرین و خوش‌عاقبت است.

از یک کودک و نوجوان که مشغول تحصیل و درس خواندن است، تا یک خانم کدبانوی خانه، تا هر انسانی که در محیطی به شغل و به کاری اشتغال دارد، هر کدام از این‌ها باید تقوا داشته باشند، تا بتوانند راه را درست بروند و به مقصود برسند.

یک نوجوان، بدون تقوای خاص محیط و وضعیت شغلی و کاری خود، نمی‌تواند به هدف درس خواندن برسد. باید از اشتباه و هوس و بازیگوشی و سرگرمی به کارهایی که او را از فعالیت خودش باز می‌دارد، اجتناب بکند. این تقوای اوست. یک زن در داخل خانه و یک مرد در محیط کار نیز همین ‌طورند. یک مؤمن که می‌خواهد راه خدا را بپیماید و در صراط مستقیم حق حرکت بکند، باید با تقوا باشد، تا بتواند رضای الهی را کسب کند، از نورانیت الهی استفاده نماید، به مراحل عالی معنویت برسد و به حاکمیت دین خدا دست پیدا بکند. تقوا، برای فردی که در راه دین و ایمان حرکت می‌کند، یعنی رعایت کردن تکلیف دینی و دل ندادن به هوس‌ها و شهوات و منحرف نشدن از راه خدا.

 

در هر جا که هستید، هر شغلی که دارید، هر مسؤولیتی که بر عهده گرفته‌اید، هر شأنی از شئون اجتماعی را که دارا هستید، در درجه‌ی اول باید همتتان این باشد که رضای خدا را تحصیل کنید و وظیفه‌ی الهی را انجام بدهید. این تقواست. این‌ که درصدد انجام تکلیف باشید و از انحراف و بی‌راه رفتن پرهیز بکنید، همان تقواست. اگر این احساس در شما پیدا شد و این همت و تلاش را کردید، اولین قدم را که برداشتید، خدای متعال برای قدم دوم به شما کمک خواهد کرد.

هرچه مسؤولیت ما بالاتر باشد، تقوای بیشتری لازم داریم. در میدان جهاد هم تقواست که انسان را پیروز می‌کند. در میدان مبارزه‌ی با استکبار هم که شما ملت سال‌ها بوده‌اید و مثل این روزها در سال 57 به پیروزی رسیدید، تقوا شما را پیروز کرد؛ تقوای آن رهبر که جز به امر الهی و تکلیف شرعی، به هیچ چیز دیگری نیندیشید، و تقوای شما آحاد ملت که برای خاطر خدا، از هوس‌ها و منافع شخصی خود گذشتید.


یادتان است که آن روزها چه‌طور همه دل در گرو هدفی مقدس داشتند؛ کسی از خود یادش نبود، کسی به فکر مال‌اندوزی نبود، کسی به فکر زیاد کردن ثروت نبود، کسی به فکر شغل و مقام نبود، کسی به فکر جلو افتادن از دیگران نبود؛ هر کسی احساس می‌کرد تکلیف شرعی و اسلامی و انقلابیش چیست، آن را انجام می‌داد. امروز هم همین کار را باید بکنیم.

اگر امروز در جامعه‌ی ما، کسانی به فکر سوءاستفاده باشند؛ به جای رفاه ملت، رفاه خودشان را در نظر بگیرند و بی‌اعتنا به منافع ملت باشند، بی‌تقوایی کرده‌اند. کسانی که در میان مردم مسؤولیت‌های بزرگی بر دوش دارند، اگر وقت و عمر خودشان را در غیر راه انقلاب و مسؤولیت انقلابی‌ای که بر عهده‌شان است، مصرف بکنند، بی‌تقوایی کرده‌اند.

دل‌سپردن به هوس‌ها و لذت‌های آنی زندگی و پیروی از آن‌ها، در وقتی که با پیمودن هدف‌های والا و بلند منافات دارد، بی‌تقوایی است؛ همان چیزی است که یک ملت را به زانو در می‌آورد، و تقوا آن چیزی است که یک ملت را سربلند می‌کند. ما به تقوا احتیاج داریم.

تقواست که لطف و رحمت خدا را به شما متوجه می‌کند. تقوا و پرهیزگاری و جدیت در راه خداست که برکات الهی را جلب می‌کند. «وَ لَوْ أنّ أهلَ القُری امَنُوا و اتّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِم بَرَکاتٌ مِن السّماءِ وَ الأرْضِ» تقوا، شما را در مقابل استکبار و قدرت‌های ظالم پیروز می‌کند. تقوا، پیام شما را در ذائقه‌ی ملت‌های مظلوم شیرین می‌کند. تا حالا هم هرچه پیروزی و پیش‌رفت بوده است، ناشی از تقوای با تقواها و پرهیزگاران بوده است.

هرچه میزان تقوای ملت ما از لحاظ کیفیت و کمیت افراد با تقوا بالاتر برود، پیروزی و موفقیت ما سریع‌تر و زودتر خواهد بود. لذا در نمازهای جمعه، خطبای جمعه موظفند که هر هفته مردم را به تقوا دعوت کنند؛ چون این حرف، کهنه‌شدنی نیست.

خطبه‌ اول نماز جمعه 19/11/69