others/content
نسخه قابل چاپ

بعثت خون

باید به فکر چشم‌انداز باشیم

اواسط دهه‌ی هفتاد که هیئت رزمندگان اسلام تأسیس شد، علاوه بر ترویج و تعمیق فرهنگ اسلام ناب و گسترش فرهنگ معنوی هشت‌سال دفاع مقدس که در اساس‌نامه‌ی هیئت آمده بود، قرار بود کارویژه‌ی مهم دیگری داشته باشد؛ سامان‌دهی و ارتقای سطح علمی و معنوی منبر و مداحی در کشور. در طول یک‌دهه، این هیئت روزبه‌روز در سراسر ایران گسترش پیدا کرد و حضوری فعال در برنامه‌های فرهنگی- مذهبی کشور داشت. اعضای هیئت طبق ماده‌ی چهارم اساس‌نامه‌ی آن، حق فعالیت سیاسی له یا علیه احزاب یا گروه‌های سیاسی را ندارند اما در جریان بعضی بحران‌های سیاسی که اصل نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کرد، هیئت رزمندگان نقش سیاسی برجسته‌ای در گردهم‌آوری جوانان مذهبی با گرایش به آرمان‌های انقلاب ایفا کرد. اکنون سال‌هاست که تعداد مخاطبان هرکدام از جلسات هیئت در تهران گاه از چندده هزار ‌نفر هم تجاوز می‌کند. حالا مسؤولان هیئت حواسشان به بعضی آسیب‌ها هم هست که با توجه به گستره‌ی مخاطبان و عمق تأثیرگذاری برنامه‌های هیئت، جست‌وجوی راه خلاصی از آن‌ها ضروری‌تر شده. امام جمعه‌ی تهران در گرد‌هم‌آیی سالانه‌ی مسؤولان هیئت رزمندگان به بعضی از آسیب‌ها و راه‌کارها برای ارتقا و روزآمدسازی برنامه‌های هیئت رزمندگان اسلام پرداخته است...‌
 

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif هیئت رزمندگان اسلام بعد از پایان جنگ، به عنوان نماد و پرچمی برای پاسداری از ارزش­های دفاع مقدس شکل گرفت. حدود بیست سال پیش این هیئت، نهاد تازه‌ای بود اما امروز به‌حمدلله شجره‌ی طیبه­ای است که یک نسل را تجربه کرده است. هر موجود زنده­ای در تداوم و بقایش نیاز به رسیدگی دارد. به هیئت رزمندگان هم به عنوان یک نهاد زنده و جان­دار بایستی رسیدگی ویژه شود تا روزمرگی و برنامه­های مقطعی، هیئت را از چشم­انداز عالی آن دور نکند. من ده مطلب راجع به تهدیدها و آسیب­ها هیئت آماده کرده‌ام که بدون هیچ حاشیه­ای به آن‌ها می‌پردازم.
اولین مطلب این است که رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به هیئت­ها، مداح­ها، خطبا و وعاظ باید اجرایی شود، نه این‌که در حد نصیحت و موعظه باقی بماند. رهبر انقلاب علاوه بر نعمت­های فراوانی که خداوند در عرصه‌ی شناخت حوزه­ها به ایشان داده است، در شناخت مسائل تبلیغی و هنری هم حرف اول را می‌زنند. من تقریباً همه‌ی رهنمودهای ایشان را در رابطه با هیئت­ها، مداحی­ها و سخنرانی­ها دارم. واقعاً حیف است که این‌ها فقط به صورت کتاب مانده است. باید به عنوان دستورا‌لعمل­های اجرائی مورد توجه قرار گیرد.

کانون معارف اسلامی
مطلب دوم: سطحی مطرح کردن معارف اسلامی، آفت هر جلسه‌ی دینی است و این آفت برای هیئت رزمندگان نادرست­تر و ناپسندیده­تر است. به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که هیئت رزمندگان اسلام کانونی باشد برای همه‌ی آن‌ها که می­خواهند معارف اسلامی را به طور عمیق بشنوند.
دوره­ای بر هیئت رزمندگان گذشت که به هر دلیل، حرف برجسته­اش را مداح­ها می­زدند. ایرادی هم بر آن‌ها وارد نیست؛ چه بسا مقتضیات زمان و مکان، آن بود. اما به نظر می­رسد که در دوره‌ی جدید بایستی کسانی که در پی معارف عمیق اسلامی هستند، نیازشان را در هیئت اشباع کنند. بنده تمام خطبایی را که در هیئت رزمندگان سخنرانی می­کنند مثل برادران بسیار عزیزم، دوست دارم اما در شأن این هیئت نیست که خطیب ما تمام خطابه­اش به خواب بگذرد. در شأن هیئت نیست که سخنران، خطابه‌اش به ملاقات­هایی که ریشه ندارد، بگذرد.
این هیئت، هیئت معمولی نیست. باید هیئت علمی هیئت رزمندگان بنشینند و برای برنامه‌های هر سال تعیین موضوع کنند؛ دنبال موضوعات مورد نیاز باشند و این موضوعات بحث و بررسی شود. البته چه‌بسا برای مطرح کردن مسائل، به مشکل سخنران بربخوریم. باید سراغ امثال آیت‌الله مصباح یزدی رفت و ایشان را ماهی یک‌بار به جلسات کلان آورد و از ایشان پرسید، جلسه‌ی پرسش و پاسخ گذاشت و سرانجام به صورت کتاب منتشر کرد.
اگر کسی بگوید آن‌چه من می­گویم از محتوای قرآن است، حالا آیه هم نخواندم، نخواندم؛ این حرف درستی نیست. متن قرآن را باید بخوانی، بگویی که مراد از این آیه‌ی شریفه این است. ما باید مردم را با قرآن و عترت مأنوس کنیم. وقتی نسل ما به قرآن و عترت گره خورد، بیمه می­شود. نباید "حرف" تحویل مردم داد. در خود آیه و در متن حدیث نورانیتی هست که در حرف­های معمولی نیست.
اگر خدای ناکرده این مسئله گریبان‌گیر هیئت رزمندگان شود و مثل برخی هیئت­ها عمق در آن نباشد، میدان فرهیختگان را از دست خواهد داد. بنده این آرزو را دارم که یک نهاد ارزشی مثل هیئت رزمندگان بتواند خلأهای معارفی را پر کند.

در پی بصیرت
مطلب سوم: بی­بصیرتی آفت بسیار بزرگی است. بی­بصیرتی یعنی چه؟ یعنی نشناختن دشمن، نشناختن اهداف دشمن، خاک‌ریزها و آدم­های دشمن. این‌ها آفت است. چرا امام صادق می­فرماید: "علموا أولادکم قبل أن تسبقکم علیهم المرجعة"؛ قبل از آن‌که منحرفان مرجعه­- گروه منحرفی که اعتقاد داشتند ایمان داشته باش، کارت درست است. شش دانگ بهشت دستت هست ولو گناه کبیره انجام بدهی- به سراغشان بیایند شما به سراغشان بروید و بچه­هایتان را بیمه کنید. معنایش این است که بصیرت لازم است.
بعد از انقلاب و در عرصه‌ی تبیین معارف اسلامی ما دچار افراط و تفریط­های بسیار زیادی بودیم. دقیق یادم هست در یک دوره­ای همه‌جا بازار مباحث فلسفی به ویژه بحث "شناخت" داغ بود. آن دوره گذشت، بحث اقتصاد اسلامی مطرح شد. عزیزانی که سنشان بیشتر است، یادشان هست که اقتصاد اسلامی چه شکلی است؟ اصول اقتصاد اسلامی چیست؟ جلسات معارفی بیشتر به این مباحث می­گذشت.
در دوره‌ی جنگ، بحث­های جهاد و شهادت بازار گرمی داشت؛ طبیعی هم بود. بعد از جنگ، بازار مباحث عرفانی و اخلاقی گرم شد و به گونه­ای شد که اصلاً طرح مباحث سیاسی در منبر، یک ضد ارزش تلقی شد. می­گفتند فلانی منبرش سیاسی است و همه‌سعی می­کردند فقط مباحث اخلاقی و عرفانی را مطرح کنند؛ بگذریم از مباحث عرفانی بدلی که مطرح می­شد. واضح است که این افراط بود. الان در پایان این دوره هستیم.
در این دوره اصلاً طرح مباحث سیاسی در منبر به شکلی بود که بانی و ذاکر و مستمع نمی­پسندیدند. نتیجه‌ی این افراط این است که شنوندگان- که بیشتر هم از قشر جوانان هستند- در عرصه‌ی بصیرت سیاسی، شناخت بایسته را کسب نمی‌کنند. اگر هیئت­های دیگر دنبال این هستند که اجتماعشان شلوغ بشود، شما در پی بصیرت باشید. کانون شما کانون بصیرت باشد. باید اعتدال حاکم باشد. نمی‌گویم اخلاق و عرفان نباشد. معقول هم نیست.
منبر، هم اخلاق لازم دارد، هم عرفان لازم دارد و هم سیاست؛ منتها آفت همیشگیِ سیاست، جناح‌بازی بوده است. باید مسائل سیاسی را بدون ورود به مسائل جناحی مطرح کرد. چگونه؟ محور، باید تحلیل­های رهبر معظم انقلاب باشد. بحمدلله ایشان در مقاطع مختلف، روشن­ترین مواضع را بیان کرده‌اند. ما همان­ها را تحلیل کنیم، بگوییم مراد ایشان چیست. این یک آفت است که ما به‌خاطر این‌که همه را داشته باشیم، فقط مسائل اخلاقی یا عرفانی را مطرح کنیم تا منبرمان بگیرد. فرق بین انبیاء و غیر انبیاء همین است؛ انبیاء می­گفتند مردم چه باید بخواهند اما دیگران می­گویند که مردم چه می‌خواهند. بر این اساس، معتقدم اگر مباحث بصیرتی در هیئت­های ما کمرنگ شود، قافیه‌ی تبیین معارف اسلامی را باخته‌ایم.
بگذارید با افتخار صبغه­ی انقلابی و ولایتی هیئت حفظ بشود. می­گویند حکومتی هستیم؛ بله که حکومتی هستیم. امروز حکومت، حکومت دینی و اسلامی است. حکومت طاغوت نیست که عار باشد. تقویت حکومت اسلامی و تقویت حکومت دینی یک افتخار است. متأسفانه در برخی مجامع آن‌چنان تبلیغ می­کنند که انگار حکومتی بودن عار است؛ نخیر افتخار است. نظام، اسلامی و یادگار شهیدان است و حمایت از این یادگار، افتخار است.

نوآوری و اتاق فکر
چهارم: باید ضمن حفظ اصول و مبانی، به فکر نو­آوری در هیئت بود. یکنواختی، از نشاط هیئت رزمندگان خواهد کاست. الان دقیقاً بیست سال از 1367 که قطع­نامه پذیرفته شد، می­گذرد. در این بیست سال نسل جدیدی به صحنه آمده‌اند. باید فکر کنیم برای جذابیت بیشتر چه برنامه­هایی را باید تدارک دید. این خیلی مهم است. به هر حال باید این نسل که بعد از جنگ یا در آغاز آن متولد شده‌اند را با حفظ اصول، جذب کرد.
مطلب پنجم در همین رابطه، مسئله‌ی اتاق فکر است. هیئت رزمندگان نیاز به اتاق فکر همیشگی دارد تا افرادی برنامه­ریز و طراح در پی این باشند که چگونه می­توان نسل جدید را به صحنه آورد. به عنوان یک پیشنهاد عرض می‌کنم: جا دارد همان­گونه که هیئت رزمندگان مراسم دعای ندبه را اعلام می­کند، این را هم تجربه کند که مثلاً جلسه­ی بررسی تاریخ انقلاب همراه با پرسش و پاسخ با آقای فلانی- چهره­ی برجسته­ای که مردم هم استقبال کنند- برگزار کند. دنبال این هم باشیم. در مسائل نویی که پیش می­آید- مثل قضیه‌ی هند و پاکستان و حوادثی که در هند می­گذرد- اگر هیئت رزمندگان بتواند با تیزر تلویزیونی که فضاساز است، جلسه‌ی بررسی این مسائل را با حضور یکی دو چهره‌ی سرشناس در این عرصه برگزار کند تا بدین ترتیب از یک پوسته‌ی خاص در بیاید، خوب است.
این را هم اضافه کنم که در عرصه‌ی معارف اسلامی باید سراغ روحانیت رفت. البته به هیچ عنوان انحصارطلب نیستیم و معتقد هم نیستیم که غیر روحانی چیزی نمی­فهمد. نه؛ اما در این لباس، شأن، شأن تبیین دین است. این لباس کارش این است. تبیین دین اصولی دارد؛ هر موقع ما دستمان از روحانیت کوتاه شد باید به سراغ دیگران رفت. در عرصه­های دیگر مثل تحلیل مباحث سیاسی، انصاف این است که هم می‌شود از غیر روحانی استفاده شود و هم از روحانی. چه‌بسا غیر روحانی دستش قدرت داشت. بنده برای خطبه­ی دوم که مسائل سیاسی است با چند نفر از چهره­های سرشناس سیاسی همراه آقا مشورت و انصافاً استفاده می­کنم. به عنوان یک پیشنهاد عرض می­کنم که بگردیم دنبال شیوه‌های جدید و مسائل جدیدی که جامعه تشنه‌ی آن است. هیئت رزمندگان باید در آن مسائل هم حرف داشته باشد.

موج‌سازی
نکته‌ی ششم جریان‌سازی است و نه تحت تأثیر موج بودن. این‌که یک موجی به وجود بیاید و ما هم بدویم دنبال آن موج، در شأن هیئت رزمندگان نیست. آن‌چه در شأن هیئت رزمندگان است، این است که موج‌سازی بکند. در عرصه مداحی­ها بهترین اشعار، اشعار مداح­های هیئت رزمندگان باشد، بهترین سبک­ها، سبک­هایی باشد که مداحان هیئت رزمندگان اسلام دارند. در عرصه­های تحلیلی در پی این نباشیم که برای ما موج درست کنند و ما دنبال موج بدویم.

اختلاف، سم کشنده
نکته‌ی هفتمی که باید توجه داشت این است که اختلاف، سمّ مهلک هر تشکل و به‌خصوص هیئت­ها است. تا حالا فکر کرده‌اید که چطور هیئت­ها تکثیر می­شوند؟ در هر شهری ماشاءالله هیئت‌های فراوان وجود دارد. وقتی دقت می‌کنی می­بینی که در اصل، یک هیئت بوده اما چند نفر از این هیئت با چند نفر دیگر درگیر شده و سفره­‌ی خود را جدا کرده‌اند. دوباره همین هیئت انشعابی نیز دو هیئت می­شوند.
این قصه نباید در هیئت رزمندگان اتفاق بیفتد. اگر کسانی بخواهند تحت پوشش هیئت رزمندگان کار کنند، حفظ وحدت باید برایشان یک اصل باشد. راهش چیست؟ دو راه به نظر می­رسد؛ اول آن‌که باید سعه­ی صدر در مدیران حاکم باشد. سعه­ی صدر یعنی هیچ کسی را دست کم نگیرند و نگویند حالا فلانی هم رفت، برود؛ مگر چه می­شود؟ این منطق درستی نیست. برای یک مدیر حفظ تشکل باید یک اصل باشد. چون این تشکل دینی است، مسایلی که قابل گذشت است را گذشت کنند. مثلاً سه نفر می­گویند امروز مجلس بگیریم، چهار نفر می­گویند فردا، خب فردا باشد، چیز مهمی نیست. یا در عرصه‌ی خطابه سه نفر می­گوید آقای زید، چهار نفر می‌گویند آقای امر. این مهم نیست.
خطیب، خطیب شایسته باشد، هرکسی که هست. قصه‌ی مداحی­ هم همین است. برای مسایل و اختلافات جزئی، سفره­شان را از هم جدا نکنند. مدیریت عالی هیئت رزمندگان باید به سرعت وارد صحنه شود و استخوان را لای زخم نگه ندارد.

عالم‌محوری و کادرسازی
هشتم: مسئله‌ی عالم‌محوری را در هیئت رزمندگان جدی بگیرید. یعنی چه؟ یعنی در تصمیم­گیری­ها یک روحانی، یک عالم پخته‌ی حوزی، هیئت­شناس و اهل سوز و درد در تصمیم­گیری­ها باشد. نه این‌که بگویند حاج آقایی هست و می­آید هیئت ما صحبت می­کند. من اسم این را عالم‌محوری نمی­گذارم. این‌که برویم برنامه­هایمان را به حاج آقا بگوییم اسمش عالم‌محوری نیست. مدیریت فرهنگی هیئت- نه مدیریت اجرایی­ آن- باید با یک عالم دینی باشد. گرچه ممکن است عزیزان گله کنند که عالم این‌چنینی که می­گوییم به سختی پیدا می­شود؛ بله به سختی پیدا می­شود ولی باید پیدا کرد.
از پیدایش تا سقوط حکومت سیاه پهلوی پدر و پسر، پنجاه و هفت سال طول کشید و ما تشکل­های دینی زیادی را تجربه کردیم. در طول این پنجاه و هفت سال، تنها تشکل­هایی از گرد و خاک­ها جان سالم به در بردند که جلودارشان یک روحانی حوزوی بود. در دوره‌ی وانفسای سال 45 تا 57 که انقلاب پیروز شد، انصاف دهید کدام جریان- جز جریانی که شهید مطهری و شهید مطهری­ها جلودارش بودند- دینی ماند و در خدمت انقلاب اسلامی قرار گرفت؟ این جریان جواب داد اما جریان­های دیگری که رهبری­شان با کسان دیگر بود، جواب نداد. دیدید سر از منافقین در آورد، سر از فرقان و آرمان مستضعفین و ده­ها جریان دیگر در آورد. عالم‌محوری را جدی بگیرید، نه تنها جدی بگیرید که تشنگی­اش را به وجود بیاورید. به نحوی برنامه‌ریزی کنید تا جوان­ها بیایند بگویند عالم کجاست؟ روحانی کجاست؟
آب کم جو، تشنگی آور به دست                 تا بجوشد آبت از بالا و پست
نهم: مسئله‌ی کادرسازی را هم جدی بگیرید. نظام و انقلاب ما اسلامی است. در صورتی این نظام و انقلاب با شفافیت اسلامی­اش می­ماند که کادر دین­دار کشور را بچرخاند. از کانون­هایی که انتظار می‌رود کادر دین­دار بپروراند، همین هیئت­ها است. باید به چهره­هایی که می­توانند در عرصه­های مدیریتی، حداقل در مدیریت هیئت تأثیرگذار باشند، شخصیت بدهند.

چشم‌انداز
دهمین و آخرین نکته این است که باید به فکر چشم­انداز باشیم. بدانیم پنج سال آینده می‌خواهیم کجا باشیم و چه‌کار کنیم. آیا می­خواهیم همین جایی که هستیم باشیم؟ البته این‌جایی هم که هستیم، جای مقدسی است اما باید رو به جلو باشیم. توجه کنیم که در بیست سال آینده کجا هستیم و چه آرمانی را داریم. اگر این چشم­انداز ترسیم شده که بسیار خوب و اگر نشده باید دقیقاً ترسیم شود که به کجا می­خواهیم برویم و مقصد ما کجاست. این‌ها باید مکتوب شود. نسلی می‌روند و نسل دیگر می­آیند. برای ما مهم این است که ریلی درست کنیم تا قطارهای بعدی همه­ از روی همین ریل بروند. اگر این نسل بتواند این ریل را تدارک ببیند، امید به بقای طولانی مدت هیئت رزمندگان است تا إن‌شاءالله پرچم را به دست حجت بن الحسن(عج) بسپاریم.
» ویژه‌نامه‌ی بعثت خون
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی