others/content
نسخه قابل چاپ

دیدار شاعران ۸۷ | شعرخوانی آقای عباس کیقبادی

قلم اینک به تمنای تو در رقص آمد
این چه نی بود که با نای تو در رقص آمد
 
این چه نی بود که بر صفحه بجز «لا» ننوشت
 تا که بر کرسی «الا»ی تو در رقص آمد
 
قلم است این به کفم شعله ی آتش شده است
یا به دستم ید بیضای تو در رقص آمد
 
تشنه ام ساقی لب تشنه بیاور جامی
سرخوش آن کس که به صهبای تو در رقص آمد
 
مستی ام سلسله ی هستی ام از پای گسست
تا که در سلسله مینای تو در رقص آمد
 
موج در موج فرات از هیجان کف می زد
تا که در علقمه سقای تو در رقص آمد
 
قلم از پای فتاده است و به سر می گردد
ساقی تشنه لب از علقمه برمی گردد
 
ساقی تشنه لب از علقمه سر مست آمد
آنچنان دست بیفشاند که بی دست آمد

آب آتش شد و در حسرت لب های تو سوخت 
لب آب از عطش حل معمای تو سوخت
 
کفی از آب گرفتی و به آن لب نزدی
چه در آن آینه دیدی که سرا پای تو سوخت

یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد 
صوفی از خندهی می در طمع خام افتاد
 
صوفی خام توام در طمع جام توام
هر که سر مست تو شد نیک سر انجام افتاد
 
ساقی تشنه لبانید و جهان مست شماست
گر چه بی دست زمام دو جهان دست شماست
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی