[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1398/04/05
عنوان فیش :عدالت، اساس کار حیات طیّبه‌ی انسانی
کلیدواژه(ها) : عدالت, عدالت‌ورزی, اجرای عدالت, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
درباره‌ی اهمّیّت قوّه‌ی قضائیّه خیلی حرف زده شده، ما هم مطالبی را عرض کرده‌ایم؛ دیگران هم همه دربا‌ره‌ی اهمّیّت قوّه‌ سخن گفته‌اند؛ امر معلومی است. محور این اهمّیّت هم عدل است که در قرآن کریم [آمده] : وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ اَن تَحکُموا بِالعَدل.(1) عدالت، اساس کار حیات طیّبه‌ی انسانی است. شما برای تعجیل فرج امام زمان (ارواحنا فداه) هم که دعا میکنید، میگویید ایشان بیایند که عدالت را برقرار کنند؛ این است دیگر. یَملَاُ اللهُ‌ بِه الاَرضَ‌ عَدلًا وَ قِسطاً بعدَ ما مُلِئَت ظُلما وَ جَورا؛(2) با اینکه آن بزرگوار دین را هم، تقوا را هم، اخلاق را هم به جامعه تزریق خواهد کرد امّا شما نمیگویید: «یملا الله به الارض دیناً»؛ [بلکه] میگویید: «عدلاً»؛ این نشان‌دهنده‌ی این است که عدل، نیاز اصلی حیات طیّبه‌ی انسانی است. شما هم دادگستری هستید، عدلیّه هستید، مأموریّت اصلی شما اقامه‌ی عدل است. اهمّیّت قوّه‌ی قضائیّه از اینجا است. البتّه حالا در قانون اساسی نکات دیگری هم هست که عرض خواهم کرد.
1 ) سوره مبارکه النساء آیه 58
إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها وَإِذا حَكَمتُم بَينَ النّاسِ أَن تَحكُموا بِالعَدلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمّا يَعِظُكُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعًا بَصيرًا
ترجمه :
خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می‌دهد! خداوند، شنوا و بیناست.

2 )
كمال الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج ‏۲، ص ۳۷۷؛ 
كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، على بن محمد خزاز قمى‏، ص ۲۸۰؛ 
بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۵۱، ص ۱۵۶.

دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْقَائِمِ أَ هُوَ الْمَهْدِيُّ أَوْ غَيْرُهُ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ لِي يَا أَبَا الْقَاسِمِ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَجِبُ أَنْ يُنْتَظَرَ فِي غَيْبَتِهِ وَ يُطَاعَ فِي ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِي وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالنُّبُوَّةِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَةِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ‏ يَبْقَ‏ مِنَ‏ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ كَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ كَلِيمِهِ مُوسَى ع إِذْ ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ ع أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَجِ.
ترجمه :
حضرت عبدالعظيم علیه‌السلام فرمود: خدمت حضرت جواد عليه السلام مشرف شدم و مى خواستم از آن جناب سئوال كنم آيا قائم كه مهدى موعود است اوست يا غير او؟ پس آن بزرگوار ابتداء فرمود و گفت: اى ابوالقاسم، قائم ما آن مهدى است كه انتظار غيبت او واجب است، و وقتى كه ظاهر مى شود مطاع است، و سوّمِ از فرزندان من است. به حق آن كسى كه محمّد را به نبوت فرستاد و مخصوص كرد ما را به امامت! اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز، خداوند طولانى مى كند اين روز را تا آن كه بيرون آيد آن بزرگوار، و پر كند زمين را از عدل و داد چنان كه از جور و ستم پر شد[ه باشد]. و خداوند سبحان امر او را اصلاح مى كند در همان شبى كه فرداى آن ظاهر مى شود چنان كه اصلاح فرمود امر حضرت موسى عليه السلام را در وقتى كه رفت آتش از براى عيالش بياورد، پس مراجعت كرد در حالتى كه پيغمبر خدا بود بعد از آن فرمود: افضل اعمال شيعه ما انتظار فرج است.


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1398/04/05
عنوان فیش :فساد، گناه نابخشودنی قوه قضاییه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, دستگاه‌ای اجرایی و قضایی, مبارزه با فساد
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
نسبت به فسادِ درون قوّه‌ی قضائیّه سخت‌گیری کنید. علّتش هم این است که این [قوّه]، مسئولِ رفع فساد است؛ اگر خودش فاسد شد، گناه او نابخشودنی است. هر چه رتبه‌ی شأنی و حقوقیِ انسان بالاتر رفت، به همان اندازه اهمّیّت کار او بیشتر میشود؛ هم در جنبه‌ی مثبت، هم در جنبه‌ی منفی. شما ملاحظه کنید خداوند متعال به زنهای پیغمبر خطاب میکند در قرآن که «یٰنِساءَ النَّبِیِّ‌ مَن‌ یَأتِ ‌مِنکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضٰعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَینِ»(1) -هر کدام از شماها کار خلافی بکنید، عذابتان دوبرابر است؛ یعنی همان کاری را که یک زن دیگر اگر بکند پیش خدای متعال صد چوب خوردن دارد، اگر شما انجام بدهید، دویست‌ چوب به شما میزنند؛ چرا؟ چون زن پیغمبرید- «وَمَن یَقنُت مِنکُنَّ لِله وَ رَسولِه»(2) آن وقت جزای او و پاداش او هم دو برابر است؛ کار خوب هم که بکنید، پاداشتان دو برابر است. این به خاطر اهمّیّت جایگاه انسان است.
1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 30
يا نِساءَ النَّبِيِّ مَن يَأتِ مِنكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَف لَهَا العَذابُ ضِعفَينِ ۚ وَكانَ ذٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرًا
ترجمه :
ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است.

2 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 31
وَمَن يَقنُت مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسولِهِ وَتَعمَل صالِحًا نُؤتِها أَجرَها مَرَّتَينِ وَأَعتَدنا لَها رِزقًا كَريمًا
ترجمه :
و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم.


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1398/04/05
عنوان فیش :نکوهش چند برابری فساد در قوه قضاییه
کلیدواژه(ها) : فساد, مبارزه با فساد, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
بنده خیلی اوقات دلم به حال حضرت یونس (سلام ‌الله‌ علیه) میسوزد. مگر چه کار کرده بود [که گفت] : سُبحٰنَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظٰلِمینَ‌؟(1) [آن هم] با آن مجازات سختی که خدای متعال به حضرت یونس داد. خب ایشان هر چه قومش را دعوت کرد، هر چه کرد، گوش نکردند، این هم با آنها قهر کرد، گذاشت رفت بیرون [شهر]؛ کارش همین بود دیگر. حالا اگر چنانچه یک عالِمی مثلاً‌ فرض کنید در یک شهری نصیحت کند، مردم گوش نکنند حرفش را و بگوید پس من نمیمانم در این شهر و پا شود برود بیرون، خب کار بدی است امّا [آیا] مجازاتش این است که برود در دریا و در دل نهنگ و خدای متعال بگوید اگر او تسبیح نمیکرد، «لَلَبِثَ فی بَطنِه اِلی یَومِ یُبعَثونَ»؟(2) بنا بوده تا قیامت در شکم ماهی بماند! جزائش این است؟ امّا [با این حال] یونس را خدای متعال این‌ جوری مجازات میکند؛ چرا؟ چون پیغمبر است؛ میگوید شما پیغمبری؛ فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیهِ‌ -خیال کرد ما بر او سخت نمیگیریم؛ «نَقدِرَ» یعنی سخت گرفتن- فَنادیٰ فِی الظُّلمٰتِ اَن لا اِلهَ اِلّا اَنتَ سُبحٰنَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظٰلِمینَ؛(3) خودش را ظالم دانست، اعتراف کرد، فَاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الغَمِّ.(4) این ‌جوری است، شما با آدم معمولی فرق میکنید؛ اگر آدم معمولی یک حرکتی انجام بدهد که دارای نکوهش است، شما اگر آن عمل را انجام دادید، نکوهش شما یا دو برابرِ او است یا چند برابرِ او است، تفاوت میکند. با این چشم به مفاسدِ درون قوّه نگاه کنید.
البتّه نسبت به قوّه، تعرّض و تهمت و بدگویی و مانند اینها هم زیاد است، این را هم ما میدانیم؛ یعنی واقعاً خیلی بیش از آنچه واقعیّت دارد، علیه قوّه حرف میزنند، ‌مینویسند. حالا که دیگر فضای مجازی هم هست؛ یک دستگاهِ بی ‌در و دروازه که هر کس هر چه دلش میخواهد مینویسد. اینها اهمّیّتی ندارد، اینها شما را از کار باز ندارد. از امیرالمؤمنین کسی عادل‌تر در دنیا، در تاریخ بشر شما سراغ دارید؟ همین امیرالمؤمنینِ مظهر عدالت را، به بی‌عدالتی متّهم کردند؛ خب میگویند دیگر؛ علیه همه میگویند؛ علیه پیغمبر، پیغمبران، علیه امیرالمؤمنین، ‌ علیه خدا، علیه شما هم میگویند؛ بگویند؛ این مانع از این نشود که شما کارتان را انجام بدهید.
1 ) سوره مبارکه الأنبياء آیه 87
وَذَا النّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِبًا فَظَنَّ أَن لَن نَقدِرَ عَلَيهِ فَنادىٰ فِي الظُّلُماتِ أَن لا إِلٰهَ إِلّا أَنتَ سُبحانَكَ إِنّي كُنتُ مِنَ الظّالِمينَ
ترجمه :
و ذاالنون [= یونس‌] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»

2 ) سوره مبارکه الصافات آیه 144
لَلَبِثَ في بَطنِهِ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ
ترجمه :
تا روز قیامت در شکم ماهی می‌ماند!

3 ) سوره مبارکه الأنبياء آیه 87
وَذَا النّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِبًا فَظَنَّ أَن لَن نَقدِرَ عَلَيهِ فَنادىٰ فِي الظُّلُماتِ أَن لا إِلٰهَ إِلّا أَنتَ سُبحانَكَ إِنّي كُنتُ مِنَ الظّالِمينَ
ترجمه :
و ذاالنون [= یونس‌] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می‌پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم!»

4 ) سوره مبارکه الأنبياء آیه 88
فَاستَجَبنا لَهُ وَنَجَّيناهُ مِنَ الغَمِّ ۚ وَكَذٰلِكَ نُنجِي المُؤمِنينَ
ترجمه :
ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم!


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1397/04/06
عنوان فیش :قضاوتهای خوب انجام شده را برای مردم بیان کنید
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, شکر نعمت, انفاق
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
حرکت قوّه‌ی قضائیّه‌ به سمت اصلاح درونی دستگاه قضا هم بایستی به نظر بنده بی‌توقّف، بدون توقّف، انجام بگیرد. من عرض میکنم شما هر پرونده‌ی مهمّی که به جریان می‌اندازید، هر دعوایی که به یک حکم عادلانه‌ای آن را منتهی میکنید، این یک صدقه است، این یک کار خیر است، این یک نعمت از طرف پروردگار بر شما است؛ وَ اَمّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث؛(1) این نعمت را آشکار کنید، بگویید تا همه بدانند که این اتّفاق افتاد.
1 ) سوره مبارکه الضحى آیه 11
وَأَمّا بِنِعمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث
ترجمه :
و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن!


مربوط به :بیانات در دیدار مردم قم - 1395/10/19
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
وجود یک قوّه‌ی قضائیّه‌ی مستقل و شجاع و قاطع را همه باید قدر بدانند؛ همه باید کمک کنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ - 1392/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در قوه‌ی قضائیه دو هدف اعلی‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همه‌ی كارها باید در جهت این دو هدف اعلی‌ انجام بگیرد، یكی عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدی قوه. همه‌ی تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعه‌ی كاملاً كارآمد و كاملاً سالم.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ - 1392/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
این همه تأكیدی كه در اسلام نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، برای همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ - 1392/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
همه‌ی مسئولان قوه‌ی قضائیه در سطوح مختلف، خودشان را واقعاً موظف كنند به این كه قوه را به این دو خصوصیت - یعنی خصوصیت سلامت، و خصوصیت كارآمدی - برسانند.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, تربیت نیروی انسانی, شایسته‌سالاری
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, تربیت نیروی انسانی, شایسته‌سالاری
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوه‌ی قضائیه با استحکام درونی، با تربیت و به کار گرفتن انسانهای شایسته، فاضل، امین و درستکار، قوّت و اقتدار پیدا میکند.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مردم وقتی دیدند که قوه‌ی قضائیه به قول خود در اجرای عدالت عمل میکند، اطمینان پیدا میکنند.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, تقوا
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, تقوا
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اگر بخواهیم عدالت در قوه‌ی قضائیه جریان دائمی و عمومی و فراگیر پیدا کند، بایستی تقوا و نگاه بیطرفانه در حوادث کوچک و بزرگی که به قوه‌ی قضائیه ارجاع میشود، حاکم شود.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوه‌ی قضائیه از اول انقلاب تا امروز در هر دوره‌ای یک قدم جلوتر گذاشته است؛ در هر دوره‌ای پیشرفتهای باارزشی داشته است.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش :تبعیت نکردن از شرق و غرب و تبعیت از عقل
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
[در مورد قوه‌ی قضائیه: قوه‌ی قضائیه به دو عامل نیاز دارد تا بتواند موفق باشد. در هر نظامی، در هر اجتماعی، قوه‌ی قضائیه حل و فصل کننده‌ی اختلافات و حاکم کننده‌ی عدل در مقابل ظلم و تجاوز و فساد و اینهاست. برای اینکه قوه‌ی قضائیه در این هدف والا موفق بشود، به دو چیز احتیاج دارد: یکی قدرت و اقتدار - که باید قوی باشد - دوم، اعتماد؛ یعنی مردم باید به او اعتماد داشته باشند. قوه‌ی قضائیه این دو چیز را نیاز دارد.]
اقتدار قوه‌ی قضائیه را میتوان با همین زیرساختهای انسانی و فنی - که در این زمینه، شرحی از پیشرفتها را رئیس محترم قوه دادند؛ بنده هم تا حدود زیادی در جریان کارهائی که انجام گرفته است، هستم - تأمین کرد. قوه‌ی قضائیه با استحکام درونی، با تربیت و به کار گرفتن انسانهای شایسته، فاضل، امین و درستکار، قوّت و اقتدار پیدا میکند. با وضع قوانین درست، با نظارتهای متناسب، با بهره‌گیری از پیشرفتهای گوناگون فنی و سازمانی و استفاده‌ی از همه‌ی دنیا، این اقتدار به وجود می‌آید. ما از این که از دیگران یاد بگیریم - مکرر عرض کرده‌ایم - خجالت نمیکشیم. ما از هر ملتی، از هر کشوری، از هر نظام قضائی‌ای در دنیا که یک نکته‌ی خوب و روشن در کار خود داشته باشد، استفاده خواهیم کرد، از او یاد میگیریم. البته چشم‌بسته به روشها و حرفهای این و آن نمیگرویم؛ این غلط است. چون در دنیا اینجور رفتار میکنند، پس ما هم باید اینجور رفتار کنیم؛ نه، این غلط است. «و ان تطع اکثر من فی الارض یضلّوک عن سبیل الله ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون».(1) از روش این و آن اطاعت و تبعیت نمیکنیم. غربی‌ها اینجوری عمل میکنند، شرقی‌ها اینجوری عمل میکنند، فلان کشور اینجوری عمل میکند، پس ما هم بکنیم؛ نه، این غلط است. ما از تشخیص خودمان تبعیت میکنیم. یعنی وقتی دیدیم در نظام قضائیِ فلان کشور دورافتاده - بزرگ یا کوچک - این نکته وجود دارد که کار آنها را در امر قضا سهل کرده است و این فوائد را داشته است، عقل ما وقتی این را تشخیص داد، آن وقت این را عمل میکنیم. این تبعیت از او نیست، این تبعیت از عقل است؛ این خوب است. اینها برای قوه‌ی قضائیه اقتدار می‌آورد. تلاش زیاد، ابتکارِ روزبه‌روز و نوآوری اقتدار می‌آورد. نمیتوان همین طور نشست تا امور در جریان عادی خودش پیش برود؛ مسئولین قوه باید نگاه کنند، ضعفها را پیدا کنند، مشکلات را پیدا کنند، گره‌های کور را پیدا کنند، اینها را با ابتکار برطرف کنند؛ ذهنهای برتر و ذهنهای ممتاز میتوانند کمک کنند؛ بحمدالله در درون قوه هم هستند، از بیرون قوه هم استفاده بشود. زیرساختهای فنی تأمین بشود، زیرساختهای انسانی تأمین بشود؛ این میشود اقتدار قوه‌ی قضائیه؛ یک قوه‌ی قوی و مقتدر که توانائی حرکت به سمت اهداف خودش را دارد. این رکن اول.
1 ) سوره مبارکه الأنعام آیه 116
وَإِن تُطِع أَكثَرَ مَن فِي الأَرضِ يُضِلّوكَ عَن سَبيلِ اللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِن هُم إِلّا يَخرُصونَ
ترجمه :
اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌زنند.


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش :افشاء کردن جرائم تنها در برخی موارد خاص
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
بعضی اوقات انسان می‌بیند روی قوه‌ی قضائیه فشار می‌آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومی ندارد افشاء کردن. در موارد خاصی، بله، شارع مقدس مشخصاً و معیناً خواسته است که مردم مجازات را ببینند، یا مجازات شونده را بشناسند؛ اینها موارد خاصی است، مال همه جا نیست. بخصوص وقتی که در فضای جامعه روحیه‌ی تعمیم وجود دارد که یک چیزی را به غیر مورد خودش تعمیم میدهند، اینجا انسان خیلی باید احتیاط کند. تا وقتی جرمی ثابت نشده است، قطعاً نبایستی کسی را در معرض قرار داد؛ در معرض اتهام هم نباید قرار داد؛ چون وقتی گفتید متهم است، افکار عمومی تفکیک نمیکند بین متهمی که هیچ گناهی نکرده است، با آن کسی که شواهدی بر گناه او وجود دارد. حتّی بعد از اثبات جرم هم چه لزومی دارد؟ عرض کردم، مگر یک موارد خاص؛ «و لیشهد عذابهما طائفة من المؤمنین».(1) چند موردِ اینجوری داریم. حتّی اگر چنانچه فرض کنیم یک نفری جرمی هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومی دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچه‌ی این آدم که دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگی عادی‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمی کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزی بشود؟ این از نکات بسیار مهمی است.
1 ) سوره مبارکه النور آیه 2
الزّانِيَةُ وَالزّاني فَاجلِدوا كُلَّ واحِدٍ مِنهُما مِائَةَ جَلدَةٍ ۖ وَلا تَأخُذكُم بِهِما رَأفَةٌ في دينِ اللَّهِ إِن كُنتُم تُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ ۖ وَليَشهَد عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ المُؤمِنينَ
ترجمه :
هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1390/04/06
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اعتماد مردم به قوه قضائیه با تامین عدالت و با عمل دقیق و حكیمانه‌ی به قانون تامین خواهد شد.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ی قضائیه‌ - 1389/04/07
عنوان فیش :دخالت ندادن حب و بغض‌ها و جریان‌سازی‌های سیاسی، لازمه قضاوت
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی, عدالت, تقوا
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
یکی از چیزهائی که در مجموعه‌ی قوه‌ی قضائیه لازم است، عبارت است از عدم دخالت حب و بغضها و جریان‌سازی‌های سیاسی در درون قوه‌ی قضائیه. یکی از خطرات بزرگ همین است که جوسازی‌های سیاسی اثر بگذارد بر روی مجرای صحیح قضاوت، و بر روی ذهن قاضی، و بر روی ذهن بازپرس، و مجموعه‌ی چرخه‌ی رسیدگی به پرونده‌ها. خوب، جوسازی سیاسی میشود، روزنامه مینویسد، رادیوهای بیگانه میگویند، دشمن میگوید، جناحهای مختلف حرف میزنند؛ اینها نباید اثر بگذارند. یکی از مشکل‌ترین کارهای قوه‌ی قضائیه این است که تحت‌تأثیر جریان‌سازی‌ها قرار نگیرد؛ این همان «اعدلوا هو اقرب للتّقوی» است که تلاوت کردند. آیه میفرماید: «و لا یجرمنّکم شنئان قوم علی الّا تعدلوا»(1)؛ یعنی احساسات بر شما غلبه نکند؛ دشمنی‌ها - حالا آیه‌ی شریفه دشمنی را گفته است، دوستی هم همین جور است - در حکم شما و قضاوت شما تأثیر نگذارد و شما را از جاده‌ی عدل منصرف نکند؛ «اعدلوا هو اقرب للتّقوی».
تقوا یعنی همان مراقبت؛ مراقبت از خود، مراقبت از مسیر، مراقبت از در نیفتادن و دچار نشدن به مشکلات. میفرماید: اینجوری است که شما از چنگ مشکلات رهائی پیدا میکنید؛ اینجوری است که در این خارزار عجیب و غریب، میتوانید راه را درست طی کنید و بدون آسیب جلو بروید؛ «اعدلوا هو اقرب للتّقوی». یک مصداق و نمونه هم این است که جوّ سیاسیِ اعمال شده‌ی با دستهای مختلف، روی قوه‌ی قضائیه اثر نگذارد. البته کار آسانی نیست؛ گفتنش آسان است، اما عمل کردنش بسیار دشوار است؛ این را انسان باید منصفانه تصدیق کند. اگر این شد، آن وقت مردم در مقابل قوه‌ی قضائیه و اقدام و تصمیم قوه‌ی قضائیه احساس اقتناع میکنند، احساس قناعت ذهنی میکنند؛ ولو ممکن است از این حکم در دل راضی هم نباشند، اما قانعند. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی بکنیم، مثل این داوری‌های میادین ورزشی است. وقتی داور گفت این درست است و این غلط است، همه در مقابلش تسلیم میشوند. ممکن است بعضی بداخلاقی کنند، اما بداخلاقی محسوب میشود؛ همه قبول کرده‌اند. البته آن داوری با این داوری، زمین تا آسمان تفاوت دارد؛ لیکن باید یک چنین حالتی به وجود بیاید و مردم احساس کنند که این داوری و این قضاوت، متخذ و مستنبط از متن حقیقت است؛ ذهنیات و جریانات و گرایشهای سیاسی و غیر سیاسی و حب و بغضها دخالتی ندارد. اگر مردم این را احساس کردند، ممکن است نتیجه‌ی حکم برایشان راضی کننده نباشد، اما بالاخره متقاعد میشوند؛ میگویند خیلی خوب. این حالت متقاعد شدن، این قبول ذهنی در جامعه، خیلی خوب است و برای قوه‌ی قضائیه یک فرصت بزرگی است.
1 ) سوره مبارکه المائدة آیه 8
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كونوا قَوّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالقِسطِ ۖ وَلا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ عَلىٰ أَلّا تَعدِلُوا ۚ اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ
ترجمه :
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‌دهید، با خبر است!


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قضائی کشور - 1387/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, فساد, مبارزه با فساد, پیشگیری از جرم
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, فساد, مبارزه با فساد, پیشگیری از جرم
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
پیشگیری از وقوع مفسده به عهده‌ی قوه قضائیه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قضائی کشور - 1387/04/05
عنوان فیش : استقرار عدالت, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : استقرار عدالت, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اين احساس بايد به مردم دست دهد؛ مردم بفهمند كه قوه‌ى قضائيه متكفل استقرار عدالت است؛ اين بايد حاصل شود.

مربوط به :بیانات در دیدار خانواده‌ی شهدای هفتم تیر و مسئولان قوه قضائیه - 1386/04/07
عنوان فیش :ناراضی بودن همیشگی عده ای از قوه قضاییه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
من آن‌چیزی را که به عنوان توقع عرض میکنم - هم به جناب ایشان، هم به مسئولان قوه‌ی قضائیه - این است که نگاه کنید به خروجی قوه. ممکن است ما کار زیادی هم انجام بدهیم، اما محصول زیادی به دست نیاید. این معنایش چیست؟ معنایش این است که این کارِ ما، با اینکه به لحاظ کمیتِ مطلق زیاد است، اما به لحاظ کمیت نسبی کم است؛ بیشتر باید کار کرد. اگر کسی بگوید که من در هفته صد ساعت کار میکنم، این صد ساعت، نسبت به یک نفر خیلی زیاد است؛ اما نسبت به بعضی از کارها و بعضی از افراد، صد ساعت، زمان کمی است. باید کمیت نسبی را نگاه کرد. راهش این است که به خروجیها نگاه کنید. ببینید آنچه انجام گرفته، مطلبی را که من در سالهای گذشته یکی دو مرتبه گفته‌ام، آن را تأمین کرده یا نه. و آن، این است که قوه‌ی قضائیه از نظر مردم به عنوان یک ملجأ و پناه، احساس بشود و دیده بشود؛ دلِ مردم این‌جوری گواهی بدهد. به هر کس ظلم شد، هر کس احساس کرد به او ظلم شده، به خودش، در دلش، به دیگران، بگوید میروم قوه‌ی قضائیه و مشکلم را حل میکنم؛ یک چنین نگاه امیدوارانه‌ای به قوه‌ی قضائیه باید در کل جامعه شکل بگیرد. این اگر شده باشد، شما به مقصودتان رسیده‌اید؛ اگر نشده باشد، پس باید هنوز کار کنید. به خروجیها نگاه کنید. باید کاری کنید که قوه‌ی قضائیه بشود ملجأ و پناه برای همه؛ از عالی و دانی.
شکی نیست که یک عده‌ای از قوه‌ی قضائیه همیشه ناراضی خواهند بود. «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین» (1) قرآن میگوید اگر در قضاوتی که پیش پیغمبر میکنند، حق به طرف آنها داده بشود، قبول میکنند؛ اگر حق به طرف مقابل داده بشود، نه؛ اعتراض میکنند! زیر بار نمیروند! همیشه همین‌جور است. لکن در کل جامعه، آن قوه‌ی قضائیه‌ای که قاطع، به قانون و وظائف خود عمل میکند و ملاحظه‌ی کسی را نمیکند و با متخلف به طور جدی برخورد میکند - مخصوصاً اگر متخلف در داخل خود قوه باشد، بشدت با آن برخورد میکند - با یک چنین قوه‌ی قضائیه‌ای، مردم دلشان و پشتشان گرم میشود. این را باید حاصل کرد؛ این را باید به دست آورد. البته این احتیاج دارد به تدابیر گوناگون.
1 ) سوره مبارکه النور آیه 49
وَإِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا إِلَيهِ مُذعِنينَ
ترجمه :
ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‌آیند!


مربوط به :بیانات در مراسم هفدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1385/03/14
عنوان فیش : عدالت, کارگزاران نظام, قوای سه‌گانه, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : عدالت, کارگزاران نظام, قوای سه‌گانه, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
باید عدالت به عنوان یک پرچم برافراشته در دست مسؤولان قوای سه‌گانه و مسؤولان کشور باشد و به دنبال عدالت حرکت بکنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1384/04/07
عنوان فیش : مردم, عدالت, قوه قضائیه‏, استقرار عدالت
کلیدواژه(ها) : مردم, عدالت, قوه قضائیه‏, استقرار عدالت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوه‌ی قضائیه یکی از آن مراکزی است که مردم بشدت برای استقرار عدالت به آن چشم دارند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1384/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, عدالت‌ورزی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, عدالت‌ورزی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
دادگستری جمهوری اسلامی باید به معنای حقیقی، دادگستر باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1384/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, نظارت, قانون
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, نظارت, قانون
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوه‌ی قضائیه بایستی از نظارت قانون استقبال کند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1383/04/07
عنوان فیش : دادگاه, عدالت, اجرای عدالت, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : دادگاه, عدالت, اجرای عدالت, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
کاری کنید که عرصه‌ی دادگاه، عرصه‌ی عدالت شود.

مربوط به :بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1383/03/14
عنوان فیش : عدالت اجتماعی, شکاف بین فقرا و اغنیاء, قانون‌گذاری, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : عدالت اجتماعی, شکاف بین فقرا و اغنیاء, قانون‌گذاری, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در همه‌ی برنامه‌های حكومت - در قانونگذاری، در اجرا، در قضا - باید عدالت اجتماعی و پر كردن شكافهای طبقاتی، مورد نظر و هدف باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش :ملاک قرار دادن محاسبه خدایی، راه مقابله با تبلیغات خصمانه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, عملیات روانی
نوع(ها) : قرآن, نهج‌البلاغه

متن فیش :
درباره‌ی قوّه‌ی قضاییّه دو سه نکته را عرض می‌کنم. یکی این‌که اهمیت این قوّه به این است که با اعتماد به نفس و رعایت ضوابط و موازین، کار خود را با قدرت و قاطعیت دنبال کند. خدای متعال موفّقیتها را نصیب مجموعه‌ای خواهد کرد که با ایمان به کار و راه خود و با به‌کارگیری شیوه‌های درست و منطقی، دنبال هدف باشد؛ این هرگز تخلّف نمی‌شود. همه‌ی توفیقات شما هم در این سالها - که جناب آقای شاهرودی به بسیاری از آنها اشاره فرمودند - ناشی از این معناست. اگر انگیزه‌های سیاسی و موذیانه را نادیده بگیریم، در وضع عادّی هم قوّه‌ی قضاییّه کسانی را دارد که از آن ناراضی باشند؛ چون طبیعت قضاوت این است. اگر انگیزه‌های گوناگون موذیانه هم دخالت کرد، آن‌گاه این معنا تشدید می‌شود. در چنین اوضاع و شرایطی که برای مجموعه‌ی قضایی پیش آید، درس بزرگ این است که با اعتماد و اتّکای به نفس و استمداد از خداوند متعال و تصحیح روزبه‌روز کارها و بر طرف کردن اشکالها، راه خود را به سمت اهداف عالیه ادامه دهد و بداند که صلاح دنیا و آخرتش در این است. این، هم خدا را راضی خواهد کرد و هم دلها و افکار مردم را به حقّانیت مجموعه‌ی قضایی متوجّه خواهد نمود. «و کفی باللَّه حسیبا(1)»؛ حسابگر و قضاوت کننده‌ی واقعی در مورد اعمال و رفتار انسان، خداست و همین کافی است.
شما ملاحظه کنید، خداوند متعال حبیب خود، پیغمبر مکرّم و معظّم را در امتحان دشواری قرار داد که در آن واقعه بیشترین چیزی که در تهدید لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پیغمبر بود؛ قضیه‌ای که در سوره‌ی احزاب بیان شده است: «و اذ تقول للّذی انعم اللَّه علیه و انعمت علیه، أمسک علیک زوجک واتّق اللَّه و تخفی فی نفسک ما اللَّه مبدیه» در این حادثه، افکار و عواطف عمومی ممکن بود علیه پیغمبر تحریک شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛ «و تخشی النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه»(2) خدا به پیغمبرش می‌گوید ملاحظه‌ی حرف این و آن را می‌کنی، در حالی‌که باید ملاحظه‌ی خدا را بکنی. و پیغمبر ملاحظه‌ی خدا را کرد و این امتحان بزرگ و بسیار دشوار را از سر گذراند. در این‌جاست که این آیه‌ی تکان دهنده ذکر می‌شود: «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احداً الّا اللَّه» لازمه‌ی تبلیغ رسالات الهی این است. عدّه‌ای را بر اثر اشتباه یا سوءفهم یا تبلیغات خصمانه و موذیانه در مقابل انسان قرار می‌دهند؛ راه مقابله فقط این است که انسان محاسبه‌ی خدایی را ملاک قرار دهد. لذا در پایان همین آیه می‌فرماید: «و کفی باللَّه حسیبا»(3) خدا محاسبه کننده است؛ اوست که قضاوت خواهد کرد که من و شما در این راه، درست حرکت کرده‌ایم یا نه. اگر خدا این‌طور قضاوت کرد، آن وقت خاصیت با خدا بودن این است که خودِ خدای متعال متکفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود: «من أصلح ما بینه و بین‌اللَّه اصلح اللَّه ما بینه و بین النّاس»(4) خدای متعال خودش این بخش قضیه را هم به عهده می‌گیرد؛ کمااین‌که در قضیه‌ی پیغمبر به عهده گرفت و حقیقت را روشن کرد.
شهید عزیز ما، مرحوم بهشتی هم بزرگترین امتحانش این بود. آن مقداری که در آن دوره به این سیّد بزرگوارِ نورانیِ ارزنده‌ی برجسته، دستهای تبلیغاتی دشمن تهمت زدند، به کمتر کسی از عناصر انقلاب در طول زمان این همه اهانتهای خصمانه و بغض‌آلود کردند. گفتند انحصارطلب است، متکبّر است، قدرت‌طلب است، دنبال دیکتاتوری است؛ اما او راه خود را با قدرت و قوّت طی کرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در این راه، جان و حقیقت و هویّت خودش را به عرش اعلی رساند.
1 ) سوره مبارکه النساء آیه 6
وَابتَلُوا اليَتامىٰ حَتّىٰ إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِن آنَستُم مِنهُم رُشدًا فَادفَعوا إِلَيهِم أَموالَهُم ۖ وَلا تَأكُلوها إِسرافًا وَبِدارًا أَن يَكبَروا ۚ وَمَن كانَ غَنِيًّا فَليَستَعفِف ۖ وَمَن كانَ فَقيرًا فَليَأكُل بِالمَعروفِ ۚ فَإِذا دَفَعتُم إِلَيهِم أَموالَهُم فَأَشهِدوا عَلَيهِم ۚ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
ترجمه :
و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‌نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‌کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‌گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.

1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
ترجمه :
(پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!

2 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 37
وَإِذ تَقولُ لِلَّذي أَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ وَأَنعَمتَ عَلَيهِ أَمسِك عَلَيكَ زَوجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخفي في نَفسِكَ مَا اللَّهُ مُبديهِ وَتَخشَى النّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشاهُ ۖ فَلَمّا قَضىٰ زَيدٌ مِنها وَطَرًا زَوَّجناكَها لِكَي لا يَكونَ عَلَى المُؤمِنينَ حَرَجٌ في أَزواجِ أَدعِيائِهِم إِذا قَضَوا مِنهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ مَفعولًا
ترجمه :
(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خوانده‌ات «زید»] می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنّت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).

3 ) قصار 89 :
وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ .
ترجمه :
و آن حضرت فرمود: هر كس آنچه را ميان او و خداست اصلاح نمايد، خداوند آنچه را بين او و مردم است اصلاح كند. و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند كار دنيايش را اصلاح كند. و آن را كه از خود بر خود واعظ است از خدا بر او نگهبان است


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش :تبیین نکردن حقیقت، موجب سوء استفاده دشمن
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
تبیین حقیقت و اطّلاع‌رسانی به افکار عمومی هم مهمّ است؛ این را هم نباید فراموش کرد. نباید مردم را در ابهام باقی گذاشت. در قضیه‌ی نبیّ مکرّم علیه‌وعلی‌آله‌آلاف‌التحیّة والثّناء، خدای متعال از طریق همین آیه اطّلاع‌رسانی هم کرد؛ یعنی حقیقت قضیه را نشان داد و فهماند این اقدام خطرناک و بسیار جلب کننده‌ی سوءظنّ افکار عمومی که برای پیغمبر به وجود آورد، برای این است که یک سنّت غلط عملاً در جامعه شکسته شود. «ما کان علی النبیّ من حرج فیما فرض اللَّه له»(1) خدای متعال بر او واجب کرد این کار را انجام دهد، برای این‌که این سنّت غلط که فرزندخوانده را در حکم فرزند بدانند - که مشکلات فراوانی را در نظام اجتماعیِ آن روز به‌وجود می‌آورد - در میان مردم از بین برود. برای این کار، پیغمبر را به عنوان یک قربانیِ حقیقت وسط میدان آورد؛ اما از پیغمبرش دفاع کرد؛ اطّلاع‌رسانی هم نمود. بنابراین اقدام بکنیم، اما حقیقت را هم برای مردم تبیین نماییم. بدون تبیین حقیقت، افکار عمومی در ظلمت و فضای غبارآلود باقی خواهد ماند و دشمن سوءاستفاده خواهد کرد.
1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 38
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِن حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ ۖ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوا مِن قَبلُ ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقدورًا
ترجمه :
هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنّت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده‌اند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی است!


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, نظام جمهوری اسلامی ایران, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, نظام جمهوری اسلامی ایران, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
نظام اسلامی و هر نظامی به قوّه‌ی قضاییّه‌ای نیاز دارد که هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ این دو رکن در کنار هم لازم است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, قانون, قانون‌‌گرایی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قانون, قانون‌‌گرایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اساس قوّه‌ی قضاییّه برای حفظ قانون است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قانون, قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, قانون‌‌گرایی
کلیدواژه(ها) : قانون, قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, قانون‌‌گرایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
حفظ و رعایت قانون چگونه تضمین می‌شود؟ یک راه تضمین وجود دارد و آن، قدرت قوّه‌ی قضاییّه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هم اقتدار قوّه‌ی قضاییّه یک اصل است، هم معتمَد بودنِ آن. باید به‌گونه‌ای عمل کرد که دل مردم گرم باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, قاضی, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
کار قضایی یک کار تخصّصیِ محض است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : امنیت, امنیت قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : امنیت, امنیت قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مسأله‌ی امنیت قضایی هم که در برخورد و مراجعه و مواجهه با دستگاه قضا، مردم احساس امنیت کنند، بسیار مهمّ است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
چشمهای جستجوگرِ مسؤولان عالی‌قوّه، به‌طور دائم در داخل قوه‌ی قضاییّه جستجو کند؛ آن‌گاه امنیت قضایی به معنای واقعی کلمه به‌وجود آید.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1382/04/07
عنوان فیش : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
كسانی كه اقتدار قوه‌ی قضائیه را آماج حملات خود قرار می‌دهند، بدانند كه به بی‌قانونی و هرج‌ومرج و ابطال و تضییع حقوق ضعفا كمك می‌كنند؛ چون قوه‌ی قضائیه بازو و پنجه‌ی قدرتمند نظام است.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای ستادهای نمازجمعه - 1381/05/05
عنوان فیش : شایعه‌پراکنی, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه, دستگاه‌ای اجرایی و قضایی, دروغ, مجازات مجرم
کلیدواژه(ها) : شایعه‌پراکنی, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه, دستگاه‌ای اجرایی و قضایی, دروغ, مجازات مجرم
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مسؤولان دولتی و قضایی باید با کسانی که شایعه پراکنی می‌کنند و دروغ به خورد مردم می‌دهند، برخورد کنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش :والایی شأن قاضی و قوّه‌ی قضاییّه در اسلام
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
مسأله‌ی قوّه‌ی قضاییّه، مسأله‌ی کمی نیست؛ لذا همه وظیفه دارند کمک کنند تا این قوّه‌ی تعیین کننده بتواند نقش ممتاز و بی‌بدیل خود را به انجام برساند. اگر خدای نکرده این قوّه فلج باشد، هر چه دستگاههای دیگر خوب کار کنند، نخواهند توانست خلأهای ناشی از تجاوزها و سوء استفاده‌ها و قصورها و تقصیرها را پُر کنند؛ یعنی تمامیّت نظام جز به تمامیّت و کمالِ قوّه‌ی قضاییّه تحقّق پیدا نخواهد کرد. بنابراین شما می‌بینید شأن قاضی و قوّه‌ی قضاییّه در اسلام چقدر بالاست. تعبیراتی که در باب قضاء و قاضی وارد شده است خیلی عجیب و عظیم است؛ مثل «قد جلست مجلساً لا یجلسه الّا نبیّ أو وصیّ نبیّ او شقیّ.» (1)به قاضی می‌فرماید: این‌جایی که تو نشسته‌ای، یا یک پیغمبر می‌نشیند، یا منصوب پیغمبر و وصیّ او می‌نشیند، یا یک انسان شقی می‌نشیند! امر، دایر بین این دو تاست. این جایگاه، آن‌قدر جایگاه والایی است که جز پیغمبر یا منصوب از قِبل پیغمبر و وصیّ او نمی‌تواند این‌جا بنشیند. سلسله‌ی مراتب قضا، این‌گونه تعیین می‌شود. اگر این‌طور نشد، آن‌گاه مسأله‌ی شقاوت است. بنابراین اهمیت این جایگاه است که این چیزها را برای آن لازم دانسته‌اند.
1 )
الكافی ،ثقة الاسلام كلینی ج 7 ص 406 ؛
تهذيب‏الأحكام ، شیخ طوسی ج 6 ص  217 ؛ 
من‏لايحضره‏الفقيه ، شیخ صدوق ج 3 ص 5  ؛

لِشُرَيْحٍ يَا شُرَيْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لَا يَجْلِسُهُ إِلَّا نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ أَوْ شَقِيٌّ
ترجمه :
و امير مؤمنان عليه السّلام به شريح قاضى فرمود: اى شريح در جايى نشسته‏اى كه در آنجا به جز پيغمبرى يا وصى پيغمبرى ننشيند يا مردى شقی و بدبخت بنشيند. ‏


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اهداف نظام جمهوری اسلامی, آرمان‌های اسلامی, پیشرفت
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اهداف نظام جمهوری اسلامی, آرمان‌های اسلامی, پیشرفت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوّه‌ی قضاییّه در پیشرفت کشور به سمت هدفهای اسلامی، نقش تعیین کننده دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : عدالت, قوه قضائیه‏, عدالت‏خواهی, اجرای عدالت, استقرار عدالت, اقتدار قضایی
کلیدواژه(ها) : عدالت, قوه قضائیه‏, عدالت‏خواهی, اجرای عدالت, استقرار عدالت, اقتدار قضایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اگر ما تشنه‌ی عدالت هستیم، تضمین تحقّق عدالت، با سلامت و کارآمدی قوّه‌ی قضاییّه میسّر است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, حقوق ملت ایران, اقتدار قضایی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, حقوق ملت ایران, اقتدار قضایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اگر ما برای مردم و حقوق آنها ارزش درجه‌ی یک قائل هستیم، تأمین این حقوق، در گرو این است که قوّه‌ی قضاییّه بتواند کار خود را با قوّت، شجاعت و بصیرت انجام دهد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, قاضی, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
عضویّت و کار کردن در قوّه قضاییه حقیقتاً یک افتخار است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, نظام جمهوری اسلامی ایران
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, نظام جمهوری اسلامی ایران
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
تمامیّت نظام جز به تمامیّت و کمالِ قوّه‌ی قضاییّه تحقّق پیدا نخواهد کرد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه, حمایت از مسئولین
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه, حمایت از مسئولین
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
نباید قوّه‌ی قضاییّه را تضعیف کرد؛ این امر به ضرر همه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه, حمایت از مسئولین
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه, حمایت از مسئولین
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هیچ کس از تضعیف قوّه‌ی قضاییّه در کشور سود نمی‌برد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قاضی, قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام
کلیدواژه(ها) : قاضی, قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
چیزی که اسلام می‌خواهد این است که قاضی، باتقوا و عالم و اهل اجتهاد باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : دادگاه, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : دادگاه, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
نباید سطح توقّع خود را از عرصه‌ی دادگاه را پایین آوریم؛ عرصه‌ی دادگاه باید رفیع باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, مبارزه با مفاسد اقتصادی, مسئولین قوه قضائیه, ویژه‏خواری, رانت‌خواری
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, مبارزه با مفاسد اقتصادی, مسئولین قوه قضائیه, ویژه‏خواری, رانت‌خواری
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
از نفوذ پول و پولدار در داخل قوّه‌ی قضاییّه باید به‌شدّت برحذر باشید و پرهیز کنید.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قانون‌‌گرایی, مجازات مجرم, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قانون‌‌گرایی, مجازات مجرم, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هر جرمی باید طبق قانون، تعقیب شود.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : جنجال‌سازیِ تبلیغاتی و لفاظی, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : جنجال‌سازیِ تبلیغاتی و لفاظی, قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جنجال تبلیغاتی نسبت به کاری که هنوز انجام نگرفته است، نه فقط مفید فایده نیست، بلکه ضررهایی هم ایجاد می‌کند

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1381/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, مسئولین قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
بنده معتقد به خبررسانی و اطّلاع‌رسانی‌هستم لیکن اطّلاع‌رسانی باید بهنگام، بجا و به شکل متین و صحیح باشد.

مربوط به :پاسخ به نامه‌ی نایب رئیس مجلس ششم - 1380/10/08
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, مجلس شورای اسلامی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, مجلس شورای اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مجلس باید حرمت قوه‌ی قضائیه را حفظ کند و قوه‌ی قضائیه نیز باید حرمت مجلس شورای اسلامی را نگاه دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش :دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت ، وظیفه‌ی اساسی دستگاه قضایی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, عدالت
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
وظیفه‌ی اساسی دستگاه قضایی چیست؟ عبارت است از دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت. روحِ کار، این است. اجرای قوانین، وظیفه‌ی همه است؛ اما تخلّف از قوانین، جرمی است که دستگاه قضاء به آن رسیدگی می‌کند. مجموعه‌ی قوانین در نظام جمهوری اسلامی باید به یک قلّه منتهی شود و آن عبارت است از عدالت؛ «بالعدل قامت السّموات والأرض»(1)؛ عدالت در بنیان عالم و آفرینش، نقش اساسی دارد؛ یعنی سنّت آفرینش، عدل است و هر نظام اجتماعی اگر به دنبال این سنّت طبیعی و قانون الهیِ آفرینش حرکت کرد، ماندگار و موفّق و کامیاب است. انسان زمانی کامیاب است که خود را با قوانین آفرینش و سنّتهای الهی - که تغییر و تبدّل‌ناپذیر است - تطبیق دهد. بنابراین، بنا بر دیدگاه الهی، در مجموع آفرینش، عدالت یک ریشه‌ی تکوینی و طبیعی دارد. چه مرجعی باید این عدالت را تضمین کند؟ قوّه‌ی قضاییّه. چه مراکزی باید آن را اجرا کنند؟ همه‌ی دستگاهها. درعین‌حال اگر دستگاهها در اجرای عدالت تخلّف کردند، آن ترازوی دقیقی که می‌تواند این تخلّف را بدون اغماض تشخیص دهد و بعد آن دست و پنجه‌ی قدرتمندی که می‌تواند متخلّف را به سزای تخلفش برساند، کیست؟ قوّه‌ی قضاییّه. بنابراین اگر قوّه‌ی قضاییّه حضور نداشته باشد، یا قدرت نداشته باشد، یا شجاعت نداشته باشد، یا امکان کار نداشته باشد، یا خدای نکرده دچار ضعفهای داخلی باشد، مطلقاً در جامعه عدالت تضمین ندارد. اهمیت قوّه‌ی قضاییّه از این‌جا ناشی می‌شود. پس دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت در جامعه، وظیفه‌ی قوه‌ی قضایّیه است.
1 )
عوالی اللالی،  ابن ابی جمهور احسائی ج4ص103 ؛
مفردات ،راغب اصفهانی : ص 325
ریاض السالكین ،سیدعلی خان مدنی شیرازی:ص  588

بالعدل قامت السماوات و الأرض
ترجمه :
پیامبر(ص) فرمود: آسمان ها و زمین به سبب عدالت است كه پایدار و ثابت است.


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام, مخالفت با نظام اسلامی, دشمنان اسلام, عوامل درونی دشمنی با انقلاب, علت دشمنی با انقلاب اسلامی, دشمنی با جمهوری اسلامی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام, مخالفت با نظام اسلامی, دشمنان اسلام, عوامل درونی دشمنی با انقلاب, علت دشمنی با انقلاب اسلامی, دشمنی با جمهوری اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
از نقاطی که از اوّلِ تشکیل نظام اسلامی، دشمنان اسلام و این نظام را به مخالفت بر می‌انگیخت، همین مسأله‌ی قوّه‌ی قضاییّه و قضای اسلامی بود.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : عدالت, قوه قضائیه‏, عدالت‏خواهی
کلیدواژه(ها) : عدالت, قوه قضائیه‏, عدالت‏خواهی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت در جامعه، وظیفه‌ی قوه‌ی قضایّیه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, خیانت ملی, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, خیانت ملی, اقتدار قضایی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
خدشه وارد آوردن به حیثیّت دستگاه قضایی، یکی از مضرترینِ ضربه‌ها بر نظام زندگی مردم است و می‌شود گفت یک جنایت است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : قانون, قانون‌شکنی, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قانون, قانون‌شکنی, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
دفاع از مجرم، جرم است؛ دفاع از مجرمِ محکوم‌شده‌ی طبق قانون، مبارزه‌ی با قانون است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتلای کلمه حق, جهاد
کلیدواژه(ها) : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتلای کلمه حق, جهاد
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هر تلاشى در راه اعتلاى قوه‌ى قضائيه، قدمى در راه اعلاى كلمه‌ى اسلام و يك جهاد في سبيل الله است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
نظام اسلامى و هر نظامى به قوه‌ى قضائيه‌اى نياز دارد كه هم مقتدر و هم مورد اعتماد باشد؛ اين دو ركن در كنار هم لازم است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1380/04/07
عنوان فیش : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : اقتدار قضایی, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هم اقتدار قوه‌ى قضائيه يك اصل است، هم معتمد بودن آن. بايد به‌گونه‌اى عمل كرد كه دل مردم گرم باشد.

مربوط به :بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر - 1379/12/22
عنوان فیش : فساد, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : فساد, قوه قضائیه‏, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
زیر سوال بردن قوه‌ی قضائیه در یك كشور، نقطه‌ی شروع فساد در آن كشور است.

مربوط به :بیانات در دیدار با مسئولان قوّه قضاییّه و خانواده‌های شهدای هفتم تیر - 1379/04/07
عنوان فیش :لزوم کوتاه نیامدن قوه‌ی قضاییه در مقابل مجرمان وابسته به مجموعه‌های سیاسی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, جناح‏‌های سیاسی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
[شأن قوه قضاییّه این است که در هرگوشه از این کشور اگر به کسی ظلم شد، در دل او نور امیدی باشد که به دستگاه قضایی مراجعه می‌کند و احقاق حق می‌شود. همه باید احساس کنند که بدون هیچ ملاحظه‌ای، احقاق حق و ابطال باطل خواهد شد. شرط اوّل هم صلابت، استقلال قوّه قضاییّه، استقلال قاضی، عدم نفوذ جریانات سیاسی و عدم دخالت دستگاههای دیگر در قوّه قضاییه است.]
این غلط است که اگر مجرم به یک مجموعه سیاسی وابسته باشد، باید در مقابل او کوتاه آمد؛ آن هم با این دلیل غیر محکمه پسند که اگر مجرمیّت او مورد تأکید قوّه قضاییّه قرار گیرد، جنجال خواهد شد! قرآن کریم می‌فرماید «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین»؛(1) اگر قضاوتی که می‌شود، برخلاف مصلحت آنها باشد، جنجال می‌کنند؛ اما اگر برطبق میل و نظر آنها باشد، آن وقت آن را می‌پذیرند. بعد می‌فرماید: «افی قلوبهم مرض».(2) این قضاوت قرآن است.
1 ) سوره مبارکه النور آیه 49
وَإِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا إِلَيهِ مُذعِنينَ
ترجمه :
ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‌آیند!

2 ) سوره مبارکه النور آیه 50
أَفي قُلوبِهِم مَرَضٌ أَمِ ارتابوا أَم يَخافونَ أَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم وَرَسولُهُ ۚ بَل أُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ
ترجمه :
آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا می‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!


مربوط به :انتصاب آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه‌ - 1378/05/23
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوه‌ی قضائیه بازوی توانمند نظام اسلامی است.

مربوط به :انتصاب آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه‌ - 1378/05/23
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
صلابت و اقتدار قوه‌ی قضائیه، مهمترین خصوصیتی است كه میتواند این ركن اساسی نظام اسلامی را بر ادای وظیفه‌ی اصلی آن یعنی احقاق و احیای حق مظلومان و مقابله با متجاوزان به حقوق افراد و جماعات، قادر سازد.

مربوط به :انتصاب آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه‌ - 1378/05/23
عنوان فیش : عدالت, قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام, اجرای عدالت
کلیدواژه(ها) : عدالت, قوه قضائیه‏, شیوه قضایی اسلام, اجرای عدالت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
براى دستگاه قضایى مهمتر از همه چیز، اجراى عدالت و قانون است و نظام قضایى اسلام کارآمدترین وسیله‌ى تحقق این هدف متعالى است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1378/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هدف از وجود قوه‌ی قضاییه این است كه مردم در جامعه احساس آرامش كنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1377/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قوّه قضاییّه از ارکان کشور است. تضعیف این قوه جایز نیست؛ تقویت این قوّه هم به انحایی است. بعضی برمی‌گردد به کسانی که در خودِ این قوّه عظیم و کارآمد هستند، بعضی هم به دیگران برمی‌گردد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1377/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, قاضی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی, اعتماد مردم به قوه قضائیه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
معلوم است که قاضی - حتّی قاضی بحق - همیشه یک طرف را از خود ناراضی می‌کند. معمولاً متخاصمین، هر دو راضی از کنار قاضی نمی‌روند؛ مگر بندرت. این نارضایتیها، یا آنچه که مربوط می‌شود به ندانستن آنچه که در داخل این قوّه می‌گذرد، نباید موجب شود که کسانی به خودشان حق بدهند قوّه‌ای را که ضامن امنیت و عدالت و اجرای قانون و آسایش در کشور است و در حقیقت پشتوانه نظم و انضباط ملی است، تضعیف کنند.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی - 1376/04/25
عنوان فیش : مجازات مجرم, قوه قضائیه‏, قاضی, نیروی انتظامی
کلیدواژه(ها) : مجازات مجرم, قوه قضائیه‏, قاضی, نیروی انتظامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در مقابله‌ی با متخلّف، نباید کوتاهی و اغماض کرد، تا کسانی که از آن تخلّف زیان می‌بینند، امیدوار شوند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1374/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اصلاح دستگاه قضایی, قاضی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اصلاح دستگاه قضایی, قاضی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شأن قضا و قضاوت را در نظام اسلامی درنظر بگیرید، سپس شأن قوّه و کار قضاوتِ خودتان را با آن بسنجید. قطعاً فاصله وجود دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1374/04/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در قوّه‌ی قضایّیه‌ی نظامِ جمهوریِ اسلامی، پیش از هرچیز، علم و آگاهی و معرفت لازم است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از روحانیون - 1371/11/25
عنوان فیش : قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مشاغل دستگاه قضایی، عالمانه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش :اجرای عدالت راه پیشگیری از جرم
کلیدواژه(ها) : عدالت, قوه قضائیه‏, پیشگیری از جرم
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
پیشگیری از جرم شاید در قانون اساسی هم به این معنا نباشد که دستگاه قضایی باید ابزاری به وجود آورد - یا یک دستگاه فرعی به وجود آورد - که برود جلو جرم را بگیرد. معلوم نیست به این معنا باشد. البته تفسیرش با افراد خاص و دستگاه خاصی است. انسان این‌گونه تصور می‌کند. لکن پیشگیری از جرم، به همان اجرای عدالت است. «و لکم فی‌القصاص حیوة یا اولی الالباب.(1)» اگر قصاص کردید، قتل واقع نمی‌شود. اگر اجرای عدالت به شکل دقیق انجام گرفت، ظلم در جامعه اتفاق نمی‌افتد. اگر مجرم کما هو حقه تعقیب شد و مر حق و عدل درباره‌ی او جاری شد، کسی به جرم گرایش پیدا نمی‌کند. این، یک امر قهری است. بسط عدالت همین است. پیشگیری از جرم هم همین است. اینها اهداف و آرزوها و غایات قوه‌ی قضاییه است و این غایات، با همین کار قضایی که شما انجام می‌دهید، تحقق پیدا می‌کند و چیز دیگری لازم ندارد.
1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 179
وَلَكُم فِي القِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الأَلبابِ لَعَلَّكُم تَتَّقونَ
ترجمه :
و برای شما در قصاص، حیات و زندگی است، ای صاحبان خِرد! شاید شما تقوا پیشه کنید.


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش :لزوم تلاش برای خاموش نشدن نور امید در دلهای مردم نسبت به قوه قضاییه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
موضوع قضا یعنی همان قضاوت کردن، حق را احقاق کردن و دل مظلوم را شادکردن. این، قضاست؛ که در دل آحاد مردم، نور امید برمی‌افروزد. اگر کسی به دفعات مکرر، مثلاً به بنده مراجعه کند، در دفعات اول با امید بیشتر می‌آید و اگر پاسخ و عکس‌العملی نبیند، بتدریج این امید کمتر خواهد شد. دفعه‌ی دهم، چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آید، خواهد گفت «چرا به فلانی مراجعه کنم؟ فایده‌ای ندارد!» نور امید در او فرو می‌میرد. این، اول مصیبت است. نباید بگذاریم که نور امید دلهای مردم به دستگاه عظیم عدالت اسلامی، که مظهر آن قوه‌ی قضاییه است، خاموش شود. این هم بسته به آن است که عدالت را به هر قیمتی که هست، اجرا کنیم. بنابراین می‌توانیم این را به‌عنوان یک آرزوی عملی، به‌عنوان چیزی که از دسترس ما دور نیست، آرزو کنیم و برای آن تلاش کنیم و از خدا بخواهیم که «و ارزقنی اجتهاد المجتهدین.»(1) در این راه، بتوانیم قوه‌ی قضاییه را به این شکل درآوریم.
1 )
اقبال الاعمال،سید بن طاووس ص643؛
بحارالأنوار،مجلسی، ج : 95 ص 389 ح1 ؛
 مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 132 (اعمال مشتركه ماه رجب)؛

« عن أبی عبد الله ع أنه كان إذا دخل رجب يدعو بهذا الدعاء فی كل يوم من أيامه‏ .....اللهم فاهدنی هدى المهتدين و ارزقنی اجتهاد المجتهدين و لا تجعلنی من الغافلين المبعدين و اغفر لی يوم الدين ».
ترجمه :
خدایا مرا هدایت كن همچون هدایت هدایت شدگان و به من اجتهاد مجتهدین را روزی گردان و مرا از غفلت كنندگان و دورشدگان قرار نده و مرا در روز قیامت مورد آمرزش خویش قرار ده»


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش :لزوم نادیده گرفتن نسبت ها در اجرای عدالت توسط قوه‌ی قضاییه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, عدالت, شیوه قضایی اسلام, برخورد با ظالم
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
قوه‌ی قضاییه، به معنای حقیقی کلمه، باید ملجأ و پناهگاهی باشد برای کسانی که در جامعه به آنها ظلم می‌شود. با ظلم هر کسی، در هر حدی و در هر مرتبه‌ای، برخورد کنید. آن ظالم هر که باشد، در هر رتبه‌ای از رتب و هر درجه‌ای از درجات قرار داشته باشد، باید با او برخورد شود. با ظالم باید برخورد شود. قضای اسلامی قضایی است که امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، نسبت به حسان‌بن‌ثابت اعمال کرد. «حسان» با شعر و زبان خود، از امیرالمؤمنین دفاع کرده بود. به امیرالمؤمنین گفتند: «او جزو دوستان شماست. او جزو گروه شماست. او در دفاع از شما شعر گفته است؛ جزو مجموعه‌ی شماست. حال اگر در ماه رمضان مرتکب کار خلافی هم شده - که البته کار او ظلم به کسی هم نبوده، بلکه ظلم به نفس خودش بوده است - از وی صرف‌نظر کنید!» امیرالمؤمنین فرمود: «من حدِ الهی را تعطیل نمی‌کنم!» و حد را بر او جاری کرد. (1)یک عده آدمهای بدجنس که همیشه در هر جامعه‌ای هستند و مترصدند ببینند زخم خوردگان حکومت اسلامی و دستگاه عدالت اسلامی چه کسانی هستند تا به سراغ آنها بروند، دور آنها را بگیرند و دل آنها را با دستگاه عدالت اسلامی و حکومت اسلامی مخالف کنند، در آن عهد هم بودند که «حسان» را دوره کردند و گفتند: «دیدی علی‌بن‌ابی‌طالب چگونه با تو، که این همه خدمت کرده بودی و این همه زحمت کشیده بودی، ناسپاسی کرد!» داغش کردند و فرستادندش در دستگاه معاویه و آن وقت بنا کرد علیه دستگاه علوی حرف زدن و شعر گفتن! ما هم از اول انقلاب، از این‌گونه افراد داشتیم که «با دستگاه اسلامی» بودند، اما «بر دستگاه اسلامی» شدند. چرا؟ برای خاطر عدالت! این، افتخار ماست که کسی به خاطر عدالت ما، با ما بد شود. «امیرالمؤمنین قتل فی محراب عبادته لشدة عدله.» افتخار است اگر بتوانیم به این حالت دست پیدا کنیم. ننگ و سرافکندگی آن‌جایی است که خدای ناخواسته کسی با ما به خاطر بی‌عدالتی‌مان بد شود. این است که انسان از خفت و هوان آن، در دنیا و آخرت نمی‌تواند نجات پیدا کند. اما این‌که با ما بد شوند که «چرا حد جاری کردید؟ چرا ناشایسته را از کار خود برکنار کردید؟ چرا به شایسته، طبق شایستگی او اهمیت دادید؟ چرا تخلف را از هر کسی، حتی از نزدیکان و اکابر خود ندیده نگرفتید؟» این بد شدن، مایه‌ی افتخار است. این‌که بد نیست. و این می‌شود آن دستگاه قضایی که نور امید را در دلها روشن خواهد کرد. وقتی دیدند که این دستگاه قضایی رفیق و دوست و قوم و خویش و نزدیک و دور نمی‌شناسد؛ حق و باطل را می‌شناسد؛ حق را بلند می‌کند و باطل را سرکوب می‌سازد، هر کسی امید پیدا می‌کند. این، آن کمال مطلوب قوه‌ی قضاییه است.در واقع، در جامعه‌ی اسلامی، قوه‌ی قضاییه همین دو وظیفه را دارد: اجرای حدود الهی، استقرار عدالت.
1 )
الغارات ،ابراهیم بن محمد ثقفی ج2 ص 535 ؛ 
بحارالانوار،علامه مجلسی :ج33 ص 272 ؛

كتاب الغارات لإبراهيم بن محمد الثقفی رفعه قال : إن النجاشی الشاعر شرب الخمر فی شهر رمضان فحده أمير المؤمنين أقامه فی سراويل فضربه ثمانين ثم زاده عشرين سوطا وقال : هذا لجرأتك على ربك وإفطارك فی شهر رمضان فغضب ولحق بمعاوية ...
ترجمه :
نجاشی شاعر در ماه رمضان شراب خورد پس امام علی(ع) او را مجازات كرد او را در حالیكه شلواركی به تن داشت بلند كرد و هشتاد شلاق به او زد و بیست شلاق دیگر نیز اضافه كرد و گفت این به خاطر جرأت تو نسبت به پروردگارت و خوردنت در ماه رمضان است پس خشمگین شد و به معاویه پیوست.


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش :تخلف دستگاه قضایی،تخلفی مضاعف
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
امروز آن روزی است که دستگاه قضاوت جمهوری اسلامی باید یک دستگاه عدالت به معنای واقعی و حقیقی کلمه باشد. نباید بگذاریم درنگی به وجود آید. در داخل این دستگاه، تخلف را باید بسیار بزرگ بشماریم. تخلف در درون دستگاه قضایی، به اعتقاد بنده، تخلف مضاعف است. «کمثل السفینة تغرق و یغرق اهلها.»(1)خود قاضی اگر خدای ناکرده آن چنان باشد، خواهد لغزید و دیگران را خواهد لغزاند. این فرق می‌کند با کسی که خودش تنها می‌لغزد. اینها با هم متفاوتند.
1 )
كنزالفوائد ، شيخ ابو الفتح كراجكى‏ ج 1 ص 319 ؛ 
شرح نهج البلاغه ،ابن ابی الحدید ج 20 ص 343 نحوه ؛
اعلام الدین ،حسن بن ابی الحسن دیلمی ص 84 ؛
بحارالانوار ،علامه مجلسی : ج 2 ص 58 ح 391 نحوه ؛

« زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرِقُ وَ تُغْرِقُ »
ترجمه :
لغزش‏ و خطای دانشمند مانند شكستن كشتى است كه هم خود غرق می شود و هم كسانى كه در آن هستند غرق ميكند.


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش :جاری نمودن حد الهی بر حسان بن ثابت توسط امیرالمومنین (علیه السلام)
کلیدواژه(ها) : حسان بن ثابت, عدالت, عدالت امیرالمومنین (علیه السلام), قوه قضائیه‏, تاریخ دوران حکومت حضرت علی بن ابیطالب (علیه‌السلام
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
قوه‌ی قضاییه، به معنای حقیقی كلمه، باید ملجأ و پناهگاهی باشد برای كسانی كه در جامعه به آنها ظلم می‌شود. با ظلم هر كسی، در هر حدی و در هر مرتبه‌ای، برخورد كنید. آن ظالم هر كه باشد، در هر رتبه‌ای از رتب و هر درجه‌ای از درجات قرار داشته باشد، باید با او برخورد شود. با ظالم باید برخورد شود قضای اسلامی قضایی است كه امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، نسبت به حسان‌بن‌ثابت اعمال كرد. «حسان» با شعر و زبان خود، از امیرالمؤمنین دفاع كرده بود. به امیرالمؤمنین گفتند: «او جزو دوستان شماست. او جزو گروه شماست. او در دفاع از شما شعر گفته است؛ جزو مجموعه‌ی شماست. حال اگر در ماه رمضان مرتكب كار خلافی هم شده - كه البته كار او ظلم به كسی هم نبوده، بلكه ظلم به نفس خودش بوده است - از وی صرف‌نظر كنید!» امیرالمؤمنین فرمود: «من حدِ الهی را تعطیل نمی‌كنم!» و حد را بر او جاری كرد. یك عده آدمهای بدجنس كه همیشه در هر جامعه‌ای هستند و مترصدند ببینند زخم خوردگان حكومت اسلامی و دستگاه عدالت اسلامی چه كسانی هستند تا به سراغ آنها بروند، دور آنها را بگیرند و دل آنها را با دستگاه عدالت اسلامی و حكومت اسلامی مخالف كنند، در آن عهد هم بودند كه «حسان» را دوره كردند و گفتند: «دیدی علی‌بن‌ابی‌طالب چگونه با تو، كه این همه خدمت كرده بودی و این همه زحمت كشیده بودی، ناسپاسی كرد!» داغش كردند و فرستادندش در دستگاه معاویه و آن وقت بنا كرد علیه دستگاه علوی حرف زدن و شعر گفتن! ما هم از اول انقلاب، از این‌گونه افراد داشتیم كه «با دستگاه اسلامی» بودند، اما «بر دستگاه اسلامی» شدند. چرا؟ برای خاطر عدالت! این، افتخار ماست كه كسی به خاطر عدالت ما، با ما بد شود. «امیرالمؤمنین قتل فی محراب عبادته لشدة عدله.» افتخار است اگر بتوانیم به این حالت دست پیدا كنیم. ننگ و سرافكندگی آن‌جایی است كه خدای ناخواسته كسی با ما به خاطر بی‌عدالتی‌مان بد شود. این است كه انسان از خفت و هوان آن، در دنیا و آخرت نمی‌تواند نجات پیدا كند. اما این‌كه با ما بد شوند كه «چرا حد جاری كردید؟ چرا ناشایسته را از كار خود بركنار كردید؟ چرا به شایسته، طبق شایستگی او اهمیت دادید؟ چرا تخلف را از هر كسی، حتی از نزدیكان و اكابر خود ندیده نگرفتید؟» این بد شدن، مایه‌ی افتخار است. این‌كه بد نیست. و این می‌شود آن دستگاه قضایی كه نور امید را در دلها روشن خواهد كرد. وقتی دیدند كه این دستگاه قضایی رفیق و دوست و قوم و خویش و نزدیك و دور نمی‌شناسد؛ حق و باطل را می‌شناسد؛ حق را بلند می‌كند و باطل را سركوب می‌سازد، هر كسی امید پیدا می‌كند. این، آن كمال مطلوب قوه‌ی قضاییه است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1371/10/23
عنوان فیش : حقوق بشر, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : حقوق بشر, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
باید دفاع از حقوق بشر، به‌وسیله‌ی قوه‌ی قضاییه انجام گیرد.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران و مسئولان استان بوشهر - 1370/10/12
عنوان فیش : احساس مسئولیت, بیداری, بیداری, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏, کارگزاران نظام
کلیدواژه(ها) : احساس مسئولیت, بیداری, بیداری, قوه مجریه‏, قوه قضائیه‏, کارگزاران نظام
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
دستگاه‌هایی كه اجرا دارند؛ یعنی قوه‌ی مجریه، قوه‌ی قضائیه، نیروهای مسلح، و كلا كسانی كه اجرای كاری به عهده‌ی آن‌هاست باید سر پست خودشان، بیدار و هوشیار و دارای احساس مسئولیت باشند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1370/04/05
عنوان فیش :اجرای شیوه قضایی امیرالمؤمنین(علیه السلام) عامل اعتماد مردم به دستگاه قضایی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی, حضرت علی (علیه‌السلام)
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
امروز دستگاه قضاوت ما واقعاً با گذشته قابل مقایسه نیست. امروز قضات ما از روی احساس دینی و احساس ایمان قضاوت می‌کنند. این، کاملاً آشکار است. اگر کسی منکر این بشود، منکر واضحات شده و حقیقتاً بی‌انصافی کرده است. ما باید این فرهنگ رعایتها را با آنچه که امیرالمؤمنین(ع) داشتند، مقایسه کنیم، ببینیم واقعاً چگونه است. حالا ما ادعا نمی‌کنیم که بتوانیم مثل امیرالمؤمنین عمل کنیم. خود آن بزرگوار هم فرمود: «الا و انّکم لاتقدرون علی ذلک»(1). «لاتقدرون» را در مورد خورد و خوراک گفت، که مراعات این چیزها خیلی آسانتر از مراعات آن مسائل معنوی است. معلوم است که در آن مسائل معنوی، هیچ‌کس نمی‌تواند به آن پایه برسد؛ هیچ‌کس هم ادعایش را نکرده است؛ لیکن باید به آن سمت برویم. در این صورت، دستگاه قضا مورد اعتماد و امید مردم خواهد شد.
1 ) نامه 45 : از نامه‏هاى آن حضرت است به عثمان بن حنيف انصارى، كار گزارش در بصره، وقتى به حضرت خبر رسيد او را به مهمانى دعوت كرده‏اند و او به آنجا رفته.
أَمَّا بَعْدُ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا تُسْتَطَابُ لَكَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً وَ لَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَ لَا أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا كَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ وَ لَهِيَ فِي عَيْنِي أَوْهَى وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِي ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِيبُ أَخْبَارُهَا وَ حُفْرَةٌ لَوْ زِيدَ فِي فُسْحَتِهَا وَ أَوْسَعَتْ يَدَا حَافِرِهَا لَأَضْغَطَهَا الْحَجَرُ وَ الْمَدَرُ وَ سَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاكِمُ وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَكِنْ هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ وَ يَقُودَنِي جَشَعِي إِلَى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى وَ أَكْبَادٌ حَرَّى أَوْ أَكُونَ كَمَا قَالَ الْقَائِلُ : وَ حَسْبُكَ دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَةٍ * وَ حَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِدِّ أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ فَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَكَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِيقَ الْمَتَاهَةِ وَ كَأَنِّي بِقَائِلِكُمْ يَقُولُ إِذَا كَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً. وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَيْهَا وَ سَأَجْهَدُ فِي أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْكُوسِ وَ الْجِسْمِ الْمَرْكُوسِ حَتَّى تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَيْنِ حَبِّ الْحَصِيدِ . وَ مِنْ هَذَا الْكِتَابِ ، وَ هُوَ آخِرُهُ : إِلَيْكِ عَنِّي يَا دُنْيَا فَحَبْلُكِ عَلَى غَارِبِكِ قَدِ انْسَلَلْتُ مِنْ مَخَالِبِكِ وَ أَفْلَتُّ مِنْ حَبَائِلِكِ وَ اجْتَنَبْتُ الذَّهَابَ فِي مَدَاحِضِكِ أَيْنَ الْقُرُونُ الَّذِينَ غَرَرْتِهِمْ بِمَدَاعِبِكِ أَيْنَ الْأُمَمُ الَّذِينَ فَتَنْتِهِمْ بِزَخَارِفِكِ فَهَا هُمْ رَهَائِنُ الْقُبُورِ وَ مَضَامِينُ اللُّحُودِ وَ اللَّهِ لَوْ كُنْتِ شَخْصاً مَرْئِيّاً وَ قَالَباً حِسِّيّاً لَأَقَمْتُ عَلَيْكِ حُدُودَ اللَّهِ فِي عِبَادٍ غَرَرْتِهِمْ بِالْأَمَانِيِّ وَ أُمَمٍ أَلْقَيْتِهِمْ فِي الْمَهَاوِي وَ مُلُوكٍ أَسْلَمْتِهِمْ إِلَى التَّلَفِ وَ أَوْرَدْتِهِمْ مَوَارِدَ الْبَلَاءِ إِذْ لَا وِرْدَ وَ لَا صَدَرَ هَيْهَاتَ مَنْ وَطِئَ دَحْضَكِ زَلِقَ وَ مَنْ رَكِبَ لُجَجَكِ غَرِقَ وَ مَنِ ازْوَرَّ عَنْ حَبَائِلِكِ وُفِّقَ وَ السَّالِمُ مِنْكِ لَا يُبَالِي إِنْ ضَاقَ بِهِ مُنَاخُهُ وَ الدُّنْيَا عِنْدَهُ كَيَوْمٍ حَانَ انْسِلَاخُهُ اعْزُبِي عَنِّي فَوَاللَّهِ لَا أَذِلُّ لَكِ فَتَسْتَذِلِّينِي وَ لَا أَسْلَسُ لَكِ فَتَقُودِينِي وَ ايْمُ اللَّهِ يَمِيناً أَسْتَثْنِي فِيهَا بِمَشِيئَةِ اللَّهِ لَأَرُوضَنَّ نَفْسِي رِيَاضَةً تَهِشُّ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ مَطْعُوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً وَ لَأَدَعَنَّ مُقْلَتِي كَعَيْنِ مَاءٍ نَضَبَ مَعِينُهَا مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا أَ تَمْتَلِئُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْيِهَا فَتَبْرُكَ وَ تَشْبَعُ الرَّبِيضَةُ مِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ وَ يَأْكُلُ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ فَيَهْجَعَ قَرَّتْ إِذاً عَيْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِينَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِيمَةِ الْهَامِلَةِ وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ طُوبَى لِنَفْسٍ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَهَا حَتَّى إِذَا غَلَبَ الْكَرَى عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا وَ تَوَسَّدَتْ كَفَّهَا فِي مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُيُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ وَ تَجَافَتْ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فَاتَّقِ اللَّهَ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ وَ لْتَكْفُفْ أَقْرَاصُكَ لِيَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُكَ .
ترجمه :
اما بعد، اى پسر حنيف، به من خبر رسيده كه مردى از جوانان اهل بصره تو را به مهمانى خوانده و تو هم به آن مهمانى شتافته‏اى، با غذاهاى رنگارنگ، و ظرفهايى پر از طعام كه به سويت آورده مى‏شده پذيراييت كرده‏اند، خيال نمى‏كردم مهمان شدن به سفره قومى را قبول كنى كه محتاجشان را به جفا مى‏رانند، و توانگرشان را به مهمانى مى‏خوانند به لقمه‏اى كه بر آن دندان مى‏گذارى دقت كن، لقمه‏اى را كه حلال و حرامش بر تو روشن نيست بيرون افكن، و آنچه را مى‏دانى از راه‏هاى حلال به دست آمده بخور. معلومت باد كه هر مأمومى را امامى است كه به او اقتدا مى‏كند، و از نور علمش بهره مى‏گيرد. آگاه باش امام شما از تمام دنيايش به دو جامه كهنه، و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده. معلومتان باد كه شما تن دادن به چنين روشى را قدرت نداريد، ولى مرا با ورع و كوشش در عبادت، و پاكدامنى و درستى يارى كنيد. به خدا قسم من از دنياى شما طلايى نيندوخته، و از غنائم فراوان آن ذخيره‏اى برنداشته، و عوض اين جامه كهنه‏ام جامه كهنه ديگرى آماده نكرده‏ام آرى از آنچه آسمان بر آن سايه انداخته، فقط فدك در دست ما بود، كه گروهى از اينكه در دست ما باشد بر آن بخل ورزيدند، و ما هم به سخاوت از آن دست برداشتيم، و خداوند نيكوترين حاكم است. مرا با فدك و غير فدك چه كار كه در فردا جاى شخص در گور است، كه آثار آدمى در تاريكى آن از بين مى‏رود، و اخبارش پنهان مى‏گردد، گودالى كه اگر به گشادگى آن بيفزايند، و دستهاى گور كن به وسيع كردن آن اقدام نمايد باز هم سنگ و كلوخ زمين آن را به هم فشارد، و خاك روى هم انباشته رخنه‏هايش را ببندد اين است نفس من كه آن را به پرهيزكارى رياضت مى‏دهم تا با امنيت وارد روز خوف اكبر گردد، و در اطراف لغزشگاه ثابت بماند. اگر مى‏خواستم هر آينه مى‏توانستم به عسل مصفّا، و مغز اين گندم، و بافته‏هاى ابريشم راه برم، اما چه بعيد است كه هواى نفسم بر من غلبه كند، و حرصم مرا به انتخاب غذاهاى لذيذ وادار نمايد در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه كسى زندگى كند كه براى او اميدى به يك قرص نان نيست، و سيرى شكم را به ياد نداشته باشد، يا آنكه شب را با شكم سير صبح كنم در حالى كه در اطرافم شكمهاى گرسنه، و جگرهايى سوزان باشد، يا چنان باشم كه گوينده‏اى گفته: «اين درد و ننگ تو را بس كه با شكم سير بخوابى، و در اطراف تو شكم‏هايى باشد كه پوستى را براى خوردن آرزو كنند». آيا به اين قناعت كنم كه به من امير مؤمنان گفته شود، ولى در سختى‏هاى روزگار با آنان شريك نباشم، يا در تلخى‏هاى زندگى الگويشان محسوب نشوم آفريده نشدم تا خوردن غذاهاى پاكيزه مرا سر گرم كند به مانند حيوان به آخور بسته كه همه انديشه‏اش علف خوردن است، يا چهار پاى رها شده كه كارش به هم زدن خاكروبه‏هاست، از علف‏هاى آن شكم را پر مى‏كند، و از منظور صاحبش از سير كردن او بى‏خبر مى‏باشد، هيهات از اينكه رهايم ساخته، يا بيكار و بيهوده‏ام گذاشته باشند، يا كشاننده عنان گمراهى باشم، يا در حيرت و سرگردانى بيراهه روم. انگار گوينده‏اى از شما مى‏گويد: اگر خوراك فرزند ابى طالب اين است پس ضعف و سستى او را از جنگ با هماوردان و معارضه با شجاعان مانع مى‏گردد بدانيد درختان بيابانى چوبشان سخت‏تر، و درختان سرسبز پوستشان نازك‏تر، و گياهان صحرايى آتششان قوى‏تر، و خاموشى آنها ديرتر است. من و رسول خدا همچون دو درختى هستيم كه از يك ريشه رسته، و چون ساعد و بازو مى‏باشيم. به خدا قسم اگر عرب در جنگ با من همدست شوند من از مقابله با آنان روى بر نگردانم، و اگر فرصت‏ها دست دهد شتابان بدان سو (شام) مى‏روم، و خواهم كوشيد تا زمين را از اين موجود وارونه، و سرنگون كالبد (معاويه) پاك نمايم، تا سنگريزه‏ها از ميان دانه‏هاى درو شده بيرون رود. و از اين نامه است كه پايان آن است اى دنيا، از من فاصله بگير، كه مهارت را بر گردنت انداختم، از چنگالت بيرون جستم، از دامهايت فرار كردم، و از رفتن در لغزشگاههايت دورى گزيدم. كجايند گذشتگانى كه به بازيهايت آنان را فريفتى كجايند ملّتهايى كه با زر و زيورت آنان را مغرور نمودى اينك اينان گروگانهاى قبور، و فرورفته در لابلاى لحدهايند. به خدا قسم اى دنيا اگر موجودى قابيل ديدن، و جسمى سزاوار لمس بودى، حدود خدا را بر تو جارى مى‏ساختم در رابطه با بندگانى كه به آرزوها فريبشان دادى، و ملتهايى كه در پرتگاه‏هاى هلاكت انداختى، و پادشاهانى كه تسليم نابودى كردى و به سر چشمه‏هاى بلا وارد نمودى، به جايى كه در ورود و خروجش امنيت نباشد. هيهات هر كس گام در لغزشگاههايت نهد بلغزد، و هر كه سوار آبهاى متراكمت گردد غرق شود، و آن كه از دامهاى تو به يك سو رود موفق گردد، و كسى كه از فتنه‏هاى تو سالم است باكى ندارد كه گرفتار تنگى زندگى باشد، و دنيا نزد او مانند روزى است كه لحظه پايانش فرا رسيده. از من دور شو، به خدا قسم رام تو نشوم تا مرا به خوارى نشانى، و عنان به دستت نگذارم تا هر كجا خواهى ببرى. قسم به خداوند، قسمى كه فقط اراده حق را از آن استثنا مى‏كنم، آنچنان نفس خويش را به رياضت وادارم كه به يك قرص نان زمانى كه براى خوردن يابد شاد شود، و به جاى خورش به نمك قناعت كند، و كاسه چشمم را در گريه‏هاى شب و روز قرار دهم تا چون چشمه‏اى كه آبش فرو رفته اشكى در آن نماند. آيا به همان گونه كه حيوان چرنده شكمش را با چريدن پر كند و بخوابد، و رمه گوسپند كه از علف سير مى‏شود و به جانب خوابگاهش مى‏رود، على هم از توشه خود بخورد و بخوابد چشمش روشن كه پس از ساليانى دراز به چهارپايان رها شده، و گوسپندان چرنده اقتدا كند خوشا به حال كسى كه واجبات پروردگارش را به جا آورده، و مشكلات را تحمل نموده، و در شب از خواب خوش دورى كرده، تا وقتى كه خواب بر او چيره شود زمين را فرش خود گرفته، و دست را بالش زير سر كند، در ميان جمعيتى كه ترس از قيامت ديده‏هايشان‏ را بيدار گذاشته، و پهلوهاشان از بستر استراحت جدا شده، و لبهاشان به ذكر پروردگارشان آهسته و آرام گوياست، و گناهانشان به كثرت استغفار از بين رفته، «اينان حزب خدايند، و بدانيد كه حزب خدا رستگارانند». پسر حنيف از خدا پروا كن، و قرص‏هاى نان خودت تو را بس باشد، تا اين روش موجب خلاصى‏ات از آتش جهنم گردد


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1370/04/05
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, قاضی
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, قاضی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
همیشه جامعه‌ی قضات در یک کشور، جزو مجموعه‌های وزین و عالی‌قدر و برخوردار از وزانتهای علمی و اخلاقی و تقوایی هستند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان دستگاه قضایی - 1370/04/05
عنوان فیش :عدم تبعیض در دستگاه قضایی امیرالمؤمنین(علیه السلام)
کلیدواژه(ها) : حضرت علی (علیه‌السلام), عدالت, عبداللَّه بن عبّاس, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
من در حالات امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) مطالعه می‌کردم، دیدم این عدلی که ما از آن بزرگوار شنیده‌ایم - اگرچه گمان نمی‌کنم که حتّی ما شیعیان و جوامع شیعی، آن عدالت را درست لمس و درک کرده باشیم که چه بوده است؛ لیکن آن‌قدر عظیم بوده که دنیا را پُر کرده است و آوازه‌ی عدل امیرالمؤمنین در همه‌جا گسترده شده است - به میزان زیادی مربوط است به همین عدم رعایت جاذبه‌ها و ارتباطها، عدم رعایت خویشاوندی، حتّی عدم رعایت خدمات گذشته‌ی یک انسان، آن وقتی که پای محاسبه‌ی قضایی می‌رسد.
«حسّان‌بن‌ثابت»، مداح امیرالمؤمنین(ع) و کسی که با دشمنان آن حضرت در جنگها مقابله کرده بود، در جریانی به امری مبتلا شد که مستوجب حد بود. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: باید حد الهی بر او جاری بشود. «حسّان» گفت: یا امیرالمؤمنین! من آن کسی هستم که برای شما آن همه شعر گفته‌ام. حالا ما باشیم، واقعاً این‌جا چه فکر می‌کنیم؟ آنچه که در ذهنم هست، حضرت فرمودند: من حد خدا را به خاطر این چیزها نمی‌توانم تعطیل کنم. روز ماه رمضان شرب خمر کرده بود، حد شرب خمر را جاری کردند؛ بیست تازیانه هم به عنوان تعزیر بر هم زدن حرمت ماه رمضان به او زدند - مجموعاً صد تازیانه - که این بیست تازیانه‌ی آخر، بیشتر او را پوک کرده بود، که این دیگر چرا؟! همین قضیه هم موجب شد که «حسّان‌بن‌ثابت» کوفه را ترک کرد و به شام رفت و به دستگاه معاویه پیوست و شاید از آن طرف هم علیه امیرالمؤمنین(ع) شعر گفت.
طبق آنچه که در نهج‌البلاغه است، «عبداللَّه‌بن‌عباس» که حواری امیرالمؤمنین(ع) بود، و به تعبیری از لحاظ شخصیت و سوابق و خدمت به امیرالمؤمنین، نفر دوم در دستگاه خلافت آن حضرت محسوب می‌شد - معلوم است که «عبداللَّه‌بن‌عباس» نسبت به امیرالمؤمنین چه حالتی داشته است - سر قضیه‌ی پولهای بصره، که گزارشی به حضرت داده شده بود، به او نامه‌یی نوشتند؛ او هم گله کرد، اما حضرت گله‌ی او را با جواب تندی پاسخ دادند که چرا گله می‌کنی؛ من دارم از تو حساب‌کشی می‌کنم.(1) این، موجب شد که «عبداللَّه‌بن‌عباس» از همان بصره به مدینه رفت و دیگر کوفه هم نیامد. البته به دشمنان امیرالمؤمنین نپیوست - معلوم بود که نمی‌پیوندد - اما از جبهه‌ی علی(علیه‌السّلام) خارج شد.
وقتی که انسان دقیق می‌شود، از این قبیل الی‌ماشاءاللَّه در زندگی امیرالمؤمنین(ع) هست. ما بیاییم اینها را قدری در زندگی خودمان خرد کنیم. واقعاً ما باید تفکرات امروز خود را، با آنچه که امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) انجام می‌دادند، تصحیح کنیم. سیاستهای اصلی قوّه‌ی قضاییه اینهاست؛ هیچ تبعیضی قایل نشویم.
1 ) نامه 41 : از نامه‏هاى آن حضرت است به يكى از كار گزارانش
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَيَّ فَلَمَّا رَأَيْتَ الزَّمَانَ عَلَى ابْنِ عَمِّكَ قَدْ كَلِبَ وَ الْعَدُوَّ قَدْ حَرِبَ وَ أَمَانَةَ النَّاسِ قَدْ خَزِيَتْ وَ هَذِهِ الْأُمَّةَ قَدْ فَنَكَتْ وَ شَغَرَتْ قَلَبْتَ لِابْنِ عَمِّكَ ظَهْرَ الْمِجَنِّ فَفَارَقْتَهُ مَعَ الْمُفَارِقِينَ وَ خَذَلْتَهُ مَعَ الْخَاذِلِينَ وَ خُنْتَهُ مَعَ الْخَائِنِينَ فَلَا ابْنَ عَمِّكَ آسَيْتَ وَ لَا الْأَمَانَةَ أَدَّيْتَ وَ كَأَنَّكَ لَمْ تَكُنِ اللَّهَ تُرِيدُ بِجِهَادِكَ وَ كَأَنَّكَ لَمْ تَكُنْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ كَأَنَّكَ إِنَّمَا كُنْتَ تَكِيدُ هَذِهِ الْأُمَّةَ عَنْ دُنْيَاهُمْ وَ تَنْوِي غِرَّتَهُمْ عَنْ فَيْئِهِمْ فَلَمَّا أَمْكَنَتْكَ الشِّدَّةُ فِي خِيَانَةِ الْأُمَّةِ أَسْرَعْتَ الْكَرَّةَ وَ عَاجَلْتَ الْوَثْبَةَ وَ اخْتَطَفْتَ مَا قَدَرْتَ عَلَيْهِ مِنْ أَمْوَالِهِمُ الْمَصُونَةِ لِأَرَامِلِهِمْ وَ أَيْتَامِهِمُ اخْتِطَافَ الذِّئْبِ الْأَزَلِّ دَامِيَةَ الْمِعْزَى الْكَسِيرَةَ فَحَمَلْتَهُ إِلَى الْحِجَازِ رَحِيبَ الصَّدْرِ بِحَمْلِهِ غَيْرَ مُتَأَثِّمٍ مِنْ أَخْذِهِ كَأَنَّكَ لَا أَبَا لِغَيْرِكَ حَدَرْتَ إِلَى أَهْلِكَ تُرَاثَكَ مِنْ أَبِيكَ وَ أُمِّكَ فَسُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُؤْمِنُ بِالْمَعَادِ أَ وَ مَا تَخَافُ نِقَاشَ الْحِسَابِ أَيُّهَا الْمَعْدُودُ كَانَ عِنْدَنَا مِنْ أُولِي الْأَلْبَابِ كَيْفَ تُسِيغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ تَأْكُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً وَ تَبْتَاعُ الْإِمَاءَ وَ تَنْكِحُ النِّسَاءَ مِنْ أَمْوَالِ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُجَاهِدِينَ الَّذِينَ أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ هَذِهِ الْأَمْوَالَ وَ أَحْرَزَ بِهِمْ هَذِهِ الْبِلَادَ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْكَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِيكَ وَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي الَّذِي مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ وَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا وَ أُقْسِمُ بِاللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ مَا يَسُرُّنِي أَنَّ مَا أَخَذْتَهُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَلَالٌ لِي أَتْرُكُهُ مِيرَاثاً لِمَنْ بَعْدِي فَضَحِّ رُوَيْداً فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَى وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَى وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ أَعْمَالُكَ بِالْمَحَلِّ الَّذِي يُنَادِي الظَّالِمُ فِيهِ بِالْحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّى الْمُضَيِّعُ فِيهِ الرَّجْعَةَ وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ .
ترجمه :
اما بعد، من تو را در امانتم (حكومت) شريك خود نمودم، و نسبت به خويش از همه نزديكتر قرار دادم، هيچ يك از خاندانم، براى موافقت و مدد كردن به من و رساندن امانت به سويم در نظر من مطمئن‏تر از تو نبود. چون ديدى زمانه بر پسر عمويت سخت شد، و دشمن بر او كينه ورزيد، و امانت مردم تباه شد، و اين امّت به فتنه دچار و به خونريزى دلير و پراكنده و بى‏پناه شدند، پيمانت را با پسر عمويت دگرگون نمودى، و همراه جدا شدگان از او جدا شدى، و با آنان كه دست از ياريش برداشتند همراه گشتى، و با خيانت كنندگان به او خيانت نمودى نه با پسر عمويت همراهى نمود، نه امانت را ادا كردى. گويا تلاش براى خدا نبود، و انگار از جانب پروردگارت حجّتى‏ نداشتى، و مثل اينكه در مقام بودى تا اين امت را به خاطر اموالشان فريب دهى، و قصد داشتى غافلگيرشان كرده و بيت المال آنان را غارت كنى. چون زمينه تشديد خيانت به امت برايت فراهم شد به سرعت حمله كرده، و به شتاب از جاى جستى، و آنچه توانستى از اموالى كه براى بيوه زنان و يتيمان نگهدارى مى‏شد مانند گرگ تيزرو كه بزغاله مجروح از پا افتاده را بر بايد ربودى، و آن مال را با خيال راحت به حجاز منتقل كردى، بدون اينكه در اين غارتگرى احساس گناه كنى دشمنت بى‏پدر باد، انگار ميراث رسيده از پدر و مادرت را به جانب خانواده‏ات بردى. سبحان اللّه آيا به قيامت ايمان ندارى و از حسابرسى خدا نمى‏ترسى اى كسى كه نزد ما از خردمندان شمرده مى‏شدى، چگونه آشاميدن و خوردن اين مال را بر خود گوارا مى‏دانى در حالى كه مى‏دانى حرام مى‏خورى و حرام مى‏آشامى كنيزان مى‏خرى، و با زنان ازدواج مى‏كنى آن هم از مال يتيمان و مساكين و مؤمنان‏ جهاد كننده‏اى كه خداوند اين اموال را به آنان بخشيده، و به وسيله آنان اين شهرها را حفظ كرده. از خدا پروا كن، به اين قوم اموالشان را برگردان، اگر بر نگردانى آن گاه خداوند به من قدرت دست يابى به تو را بدهد چنانت عقوبت كنم كه عذر خواهم نزد حق باشد، و با شمشيرم گردنت را بزنم شمشيرى كه احدى را با آن نزدم جز اينكه وارد جهنّم شد. به خدا قسم اگر حسن و حسينم آنچه را تو انجام دادى انجام مى‏دادند، از من نرمشى نمى‏ديدند، و به مرادى نمى‏رسيدند، تا اينكه حق را از آنان باز ستانم، و باطلى را كه از ستمشان به وجود آمده نابود سازم. به خداى جهانيان قسم آنچه از مال ايشان برده‏اى اگر برايم حلال بود شادم نمى‏كرد كه آن را براى اولادم به ارث گذارم. در اين غارتگرى آهسته بران، كه گويى به مرگ رسيده‏اى، و زير خاك دفن شده‏اى، و اعمالت بر تو عرضه شده آن هم در جايى كه ستمكار به حسرت فرياد بر مى‏دارد، و ضايع كننده عمر در خواست برگشت به دنيا دارد، در حالى كه آن زمان، زمان رهايى نيست


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه‌ - 1369/04/04
عنوان فیش :الگو گرفتن قو ه‌قضاییه از دستگاه قضاوت امیرالمومنین(علیه السلام)
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, حضرت علی (علیه‌السلام)
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
ما به این حد قوّه‌ی قضاییه، راضی نیستیم. قدر شما آقایان را می‌دانیم و پیشرفت قوّه‌ی قضاییه را هم مثل همه‌ی اولی‌الابصار(1) مشاهده می‌کنیم. تحرک و تلاش قوّه‌ی قضاییه، بحمداللَّه خوب و محسوس است؛ اما شما الگو را دستگاه امیرالمؤمنین(علیه‌الصّلاةوالسّلام) قرار بدهید. خودمان را با او بسنجیم، نگوییم هم نمی‌شود. بله، آن‌طور نخواهد شد؛ لیکن نزدیک و شبیه به او، ممکن است. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که سالیان متمادی، وضع قضایی نابسامانی داشته است. لذا ما اوّلیات انسانی را در امر قضا، بتدریج فراموش کرده بودیم.
1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 13
قَد كانَ لَكُم آيَةٌ في فِئَتَينِ التَقَتا ۖ فِئَةٌ تُقاتِلُ في سَبيلِ اللَّهِ وَأُخرىٰ كافِرَةٌ يَرَونَهُم مِثلَيهِم رَأيَ العَينِ ۚ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصرِهِ مَن يَشاءُ ۗ إِنَّ في ذٰلِكَ لَعِبرَةً لِأُولِي الأَبصارِ
ترجمه :
در دو گروهی که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتی) برای شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد می‌کرد؛ و جمع دیگری که کافر بود، (در راه شیطان و بت،) در حالی که آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، می‌دیدند. (و این خود عاملی برای وحشت و شکست آنها شد.) و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تأیید می‌کند. در این، عبرتی است برای بینایان!

1 ) سوره مبارکه النور آیه 44
يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيلَ وَالنَّهارَ ۚ إِنَّ في ذٰلِكَ لَعِبرَةً لِأُولِي الأَبصارِ
ترجمه :
خداوند شب و روز را دگرگون می‌سازد؛ در این عبرتی است برای صاحبان بصیرت!

1 ) سوره مبارکه الحشر آیه 2
هُوَ الَّذي أَخرَجَ الَّذينَ كَفَروا مِن أَهلِ الكِتابِ مِن دِيارِهِم لِأَوَّلِ الحَشرِ ۚ ما ظَنَنتُم أَن يَخرُجوا ۖ وَظَنّوا أَنَّهُم مانِعَتُهُم حُصونُهُم مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِن حَيثُ لَم يَحتَسِبوا ۖ وَقَذَفَ في قُلوبِهِمُ الرُّعبَ ۚ يُخرِبونَ بُيوتَهُم بِأَيديهِم وَأَيدِي المُؤمِنينَ فَاعتَبِروا يا أُولِي الأَبصارِ
ترجمه :
او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه‌هایشان بیرون راند! گمان نمی‌کردید آنان خارج شوند، و خودشان نیز گمان می‌کردند که دِژهای محکمشان آنها را از عذاب الهی مانع می‌شود؛ امّا خداوند از آنجا که گمان نمی‌کردند به سراغشان آمد و در دلهایشان ترس و وحشت افکند، بگونه‌ای که خانه‌های خود را با دست خویش و با دست مؤمنان ویران می‌کردند؛ پس عبرت بگیرید ای صاحبان چشم!


مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه‌ - 1369/04/04
عنوان فیش : اتقان کاری, قوه قضائیه‏, قاضی
کلیدواژه(ها) : اتقان کاری, قوه قضائیه‏, قاضی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
دو چيز، در دستگاه قضائي اهميت دارد و براى يك قاضى هم مى‌تواند حقيقتا هدف كارش‌ باشد: يكى سرعت، و ديگرى اتقان‌ است.

مربوط به :بیانات در دیدار مجمع نمایندگان طلّاب - 1368/09/07
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اجتهاد
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اجتهاد
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
سیستم قضایی اسلامی، فقیه و مجتهد و عادل می‌طلبد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قوه قضائیه - 1368/06/20
عنوان فیش :لزوم جوشش و سرایت اقامه عدل از قله به دامنه قوه قضاییه
کلیدواژه(ها) : عدالت, قوه قضائیه‏, قاضی
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
در تمام مراحل، مسؤولان بخشهای مختلف و قضاتی که خودشان مباشرتاً امر قضاوت را اجرا می‌کنند و دستگاههای دادسراها و مقدمات قضاوت و دادستانها و بازپرسها و ضبّاط قضایی و کسانی که می‌خواهند حکم قاضی را اجرا کنند و کسانی که از مقدمات تا زندان و یا بازداشت موقت مدخلیت دارند و مجازاتهای گوناگون را اجرا می‌کنند و نیز کسانی که در این مجموعه کار راه می‌اندازند، اعم از پشتیبانها و دفتردارها و غیره، باید مقصودشان این باشد که عدل اقامه بشود. این فرهنگ باید در قوّه‌ی قضاییه به‌وجود آید.
البته، این از بالا و قله می‌جوشد و به دامنه سرازیر می‌شود. یعنی اگر ما در بالا، گوشه‌یی از امر قسط و قسط خواهی و عدالت خواهی و دلسوختگی برای عدالت را کم ببینیم، لامحاله در دامنه نقایص زیادی به وجود خواهد آمد. در حقیقت، این شما هستید که «ینحدر منکم السّیل»(1). شما هستید که عدالت را به دامنه می‌ریزید تا همه این انگیزه را داشته باشند.
1 ) خطبه 3 : از خطبه‏هاى آن حضرت است معروف به شقشقيّه
أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَيْتُ عَنْهَا كَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ وَ يَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ ترجيح الصبر فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْباً حَتَّى مَضَى الْأَوَّلُ لِسَبِيلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى فُلَانٍ بَعْدَهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الْأَعْشَى شَتَّانَ مَا يَوْمِي عَلَى كُورِهَا وَ يَوْمُ حَيَّانَ أَخِي جَابِرِ فَيَا عَجَباً بَيْنَا هُوَ يَسْتَقِيلُهَا فِي حَيَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَيْهَا فَصَيَّرَهَا فِي حَوْزَةٍ خَشْنَاءَ يَغْلُظُ كَلْمُهَا وَ يَخْشُنُ مَسُّهَا وَ يَكْثُرُ الْعِثَارُ فِيهَا وَ الِاعْتِذَارُ مِنْهَا فَصَاحِبُهَا كَرَاكِبِ الصَّعْبَةِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ‏ لَهَا تَقَحَّمَ فَمُنِيَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ الْمُدَّةِ وَ شِدَّةِ الْمِحْنَةِ حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِيلِهِ جَعَلَهَا فِي جَمَاعَةٍ زَعَمَ أَنِّي أَحَدُهُمْ فَيَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِيَّ مَعَ الْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ النَّظَائِرِ لَكِنِّي أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا وَ طِرْتُ إِذْ طَارُوا فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ الْآخَرُ لِصِهْرِهِ مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَيْهِ بَيْنَ نَثِيلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِيهِ يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ إِلَى أَنِ انْتَكَثَ عَلَيْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَيْهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ مبايعة علي‏ فَمَا رَاعَنِي إِلَّا وَ النَّاسُ كَعُرْفِ الضَّبُعِ إِلَيَّ يَنْثَالُونَ عَلَيَّ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ حَتَّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنَانِ وَ شُقَّ عِطْفَايَ مُجْتَمِعِينَ حَوْلِي كَرَبِيضَةِ الْغَنَمِ فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَكَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ قَسَطَ آخَرُونَ كَأَنَّهُمْ لَمْ يَسْمَعُوا اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَكِنَّهُمْ‏ حَلِيَتِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا أَمَا وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ قَالُوا وَ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ السَّوَادِ عِنْدَ بُلُوغِهِ إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ مِنْ خُطْبَتِهِ فَنَاوَلَهُ كِتَاباً قِيلَ إِنَّ فِيهِ مَسَائِلَ كَانَ يُرِيدُ الْإِجَابَةَ عَنْهَا فَأَقْبَلَ يَنْظُرُ فِيهِ (فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ) قَالَ لَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوِ اطَّرَدَتْ خُطْبَتُكَ مِنْ حَيْثُ أَفْضَيْتَ فَقَالَ هَيْهَاتَ يَا ابْنَ عَبَّاسٍ تِلْكَ شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَوَاللَّهِ مَا أَسَفْتُ عَلَى كَلَامٍ قَطُّ كَأَسَفِي عَلَى هَذَا الْكَلَامِ أَلَّا يَكُونَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ( عليه‏السلام )بَلَغَ مِنْهُ حَيْثُ أَرَادَ
ترجمه :
هان به خدا قسم ابو بكر پسر ابو قحافه جامه خلافت را پوشيد در حالى كه مى‏دانست جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست، سيل دانش از وجودم همچون سيل سرازير مى‏شود، و مرغ انديشه به قلّه منزلتم نمى‏رسد. اما از خلافت چشم پوشيدم، و روى از آن بر تافتم، و عميقا انديشه كردم كه با دست بريده و بدون ياور بجنگم، يا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمايم، فضايى كه پيران در آن فرسوده، و كم سالان پير، و مؤمن تا ديدار حق دچار مشقت مى‏شود ديدم خويشتندارى در اين امر عاقلانه‏تر است، پس صبر كردم در حالى كه گويى در ديده‏ام خاشاك بود، و غصه راه گلويم را بسته بود مى‏ديدم كه ميراثم به غارت مى‏رود. تا نوبت اولى سپرى شد، و خلافت را پس از خود به پسر خطاب واگذارد. [سپس امام وضع خود را به شعر اعشى مثل زد:] «چه تفاوت فاحشى است بين امروز من با اين همه مشكلات، و روز حيّان برادر جابر كه غرق خوشى است». شگفتا اولى با اينكه در زمان حياتش مى‏خواست حكومت را واگذارد، ولى براى بعد خود عقد خلافت را جهت ديگرى بست. چه سخت هر كدام به يكى از دو پستان حكومت چسبيدند حكومت را به فضايى خشن كشانيده، و به كسى رسيد كه كلامش درشت، و همراهى با او دشوار، و لغزشهايش فراوان، و معذرت خواهيش زياد بود. بودن با حكومت او كسى را مى‏ماند كه بر شتر چموش سوار است، كه اگر مهارش را بكشد بينى‏اش زخم شود، و اگر رهايش كند خود و راكب را به هلاكت اندازد به خدا قسم امت در زمان او دچار اشتباه و نا آرامى، و تلوّن مزاج و انحراف از راه خدا شدند. آن مدت طولانى را نيز صبر كردم، و بار سنگين هر بلايى را به دوش كشيدم. تا زمان او هم سپرى شد، و امر حكومت را به شورايى سپرد كه به گمانش من هم (با اين منزلت خدايى) يكى از آنانم. خداوندا چه شورايى من چه زمانى در برابر اولين آنها در برترى و شايستگى مورد شك بودم كه امروز همپايه اين اعضاى شورا قرار گيرم ولى (به خاطر احقاق حق) در نشيب و فراز شورا با آنان هماهنگ شدم، در آنجا يكى به خاطر كينه‏اش به من رأى نداد، و ديگرى براى بيعت به دامادش تمايل كرد، و مسايلى ديگر كه ذكرش مناسب نيست. تا سومى به حكومت رسيد كه برنامه‏اى جز انباشتن شكم و تخليه آن نداشت، و دودمان پدرى او (بنى اميه) به همراهى او بر خاستند و چون شترى كه گياه تازه بهار را با ولع مى‏خورد به غارت بيت المال دست زدند، در نتيجه اين اوضاع رشته‏اش پنبه شد، و اعمالش كار او را تمام ساخت، و شكمبارگى سرنگونش نمود. بيعت با امام عليه السّلام آن گاه چيزى مرا به وحشت نينداخت جز اينكه مردم همانند يال كفتار بر سرم ريختند، و از هر طرف به من هجوم آورند، به طورى كه دو فرزندم در آن ازدحام كوبيده شدند، و ردايم از دو جانب پاره شد، مردم چونان گله گوسپند محاصره‏ام كردند. اما همين كه به امر خلافت اقدام نمودم گروهى پيمان شكستند، و عده‏اى از مدار دين بيرون رفتند، و جمعى ديگر سر به راه طغيان نهادند، گويى هر سه طايفه اين سخن خدا را نشنيده بودند كه مى‏فرمايد: «اين سراى آخرت را براى كسانى قرار دهيم كه خواهان برترى و فساد در زمين نيستند، و عاقبت خوش از پرهيزكاران است.» چرا، به خدا قسم شنيده بودند و آن را از حفظ داشتند، امّا زرق و برق دنيا چشمشان را پر كرد، و زيور و زينتش آنان را فريفت. هان به خدايى كه دانه را شكافت، و انسان را به وجود آورد، اگر حضور حاضر، و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود ياور نبود، و اگر نبود عهدى كه خداوند از دانشمندان گرفته كه در برابر شكمبارگى هيچ ستمگر و گرسنگى هيچ مظلومى سكوت ننمايند، دهنه شتر حكومت را بر كوهانش مى‏انداختم، و پايان خلافت را با پيمانه خالى اولش سيراب مى‏كردم، آن وقت مى‏ديديد كه ارزش دنياى شما نزد من از اخلاط دماغ بز كمتر است [چون سخن مولا به اينجا رسيد مردى از اهل عراق بر خاست و نامه‏اى به او داد، حضرت سر گرم خواندن شد، پس از خواندن، ابن عباس گفت: اى امير المؤمنين، كاش سخنت را از همان جا كه بريدى ادامه مى‏دادى فرمود:] هيهات اى پسر عباس، اين آتش درونى بود كه شعله كشيد سپس فرو نشست [ابن عباس گفت: به خدا قسم بر هيچ سخنى به مانند اين كلام ناتمام امير المؤمنين غصه نخوردم كه آن انسان والا درد دلش را با اين سخنرانى به پايان نبرد.]


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قوه قضائیه - 1368/06/20
عنوان فیش :اقامه‌ی قسط و عدل، تکلیف اصلی قوّه‌ی قضاییه
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, عدالت
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
تکلیف اصلی قوّه‌ی قضاییه، عبارت از اقامه‌ی قسط و عدل است. این، در حرکت و دعوت انبیا، شاید اصلیترین امر مربوط به زندگی مردم باشد.(1) حالا آن مسائل معنوی و تعالی روحی و امثال اینها، به جای خود محفوظ است. درعین‌حال، آنچه که مربوط به اداره‌ی زندگی مردم می‌شود، هیچ چیزی به قدر عدل و قسط - نه در قرآن و نه در حدیث - مورد توجه قرار نگرفته است. البته، رفاه زندگی مردم و تأمین امنیت که یکی از لوازم زندگی آنهاست، وجود دارد؛ اما تکیه‌یی که روی عدل شده - که قیام همه‌ی امور بر قیام عدل می‌باشد - روی هیچ چیز دیگر نشده است.
1 ) سوره مبارکه الحديد آیه 25
لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَيبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ
ترجمه :
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است!

1 ) سوره مبارکه يونس آیه 47
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسولٌ ۖ فَإِذا جاءَ رَسولُهُم قُضِيَ بَينَهُم بِالقِسطِ وَهُم لا يُظلَمونَ
ترجمه :
برای هر امّتی، رسولی است؛ هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‌شود؛ و ستمی به آنها نخواهد شد!


مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قوه قضائیه - 1368/06/20
عنوان فیش : قوه قضائیه‏, اقامه عدل
کلیدواژه(ها) : قوه قضائیه‏, اقامه عدل
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
تکلیف اصلی قوّه‌ی قضاییه، عبارت از اقامه‌ی قسط و عدل است. این، در حرکت و دعوت انبیا، شاید اصلیترین امر مربوط به زندگی مردم باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان قوه قضائیه - 1368/06/20
عنوان فیش :قاضی متخلف را در همان شهر محاکمه کنید و به مسند برگردانید!
کلیدواژه(ها) : تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه ای بعد, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
یادم میآید که در اوایل دوران ریاست جمهوری، جمع آقایان شورای عالی قضایی، پیش من تشریف آوردند. در آن جلسه، صحبت از قاضییی شد که در شهری تخلفی کرده بود. من نظر خودم را درباره‌ی او مطرح کردم و گفتم سلیقه‌ام این است، شما آن را ارزیابی کنید و ببینید که آن را قبول دارید یا نه؟ گفتم: آن قاضی را در همان شهری که این تخلف را کرده، محاکمه کنید. اگر شلاق یا زندان و یا هر چیز دیگر است، در همان‌جا حکم را بر او اجرا کنید و بعد هم در همان شهر، او را دوباره بر مسند قضاوت بگذارید. گفتند: این کار، تشکیلات قضایی را تضعیف میکند. گفتم: به نظر من تقویت است؛ زیرا آن دادستان و یا حاکم شرعی که به خاطر تخلف، آن‌جا کتک را میخورد، بعد که پشت آن مسند قضا نشست، خواهد گفت ببینید، مسأله‌ی قوّه‌ی قضاییه این است؛ من حتّی فاسد شدم، با من این کار را کردند. بنابراین، خودش دیگر اشتباه نخواهد کرد. این، انتقام و نقمت الهی است. او دیگر جرأت نمیکند علیالظاهر تخلف نماید؛ مگر آدمهای واقعاً مریض که تخلف میکنند. با اعمال این قاطعیت، دیگران هم خواهند گفت که ببینید، قوّه‌ی قضاییه این است و چنین متخلفانی را خودش مجازات میکند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم چهارمحال‌و‌بختیاری و بسیجیان اصفهان و یزد و فومن و طلاب پاکستانی - 1368/06/08
عنوان فیش : عدالت, کارگزاران نظام جمهوری اسلامی, کارگزاران نظام, کارگزاران نظام, قوه قضائیه‏
کلیدواژه(ها) : عدالت, کارگزاران نظام جمهوری اسلامی, کارگزاران نظام, کارگزاران نظام, قوه قضائیه‏
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مطلبى که باید مورد توجه همه‌ى برادران کارگزار از دولت و مسوولان قضایى و همه‌ى بخشها قرارگیرد، رعایت عدالت و انصاف در همه‌ى امور است.