[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :گزیده‌ای از بیانات در دیدارهای خانواده‌های شهدای مدافع حرم - 1397/12/22
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
[یک نگاه،] نگاه به کشور است، نگاه به جامعه‌ی اسلامی است، نگاه به جمهوری اسلامی است. در این نگاه، جمهوری اسلامی بدون تردید مدیون شهدا و خانواده‌های آنها است. اگر شهیدان شما، این جوانهای شما نبودند و نمیرفتند و فداکاری و جانبازی نمیکردند -چه اینها، چه آنهایی که در دوره‌ی دفاع مقدّس رفتند، چه آنهایی که گاهی در خیابانها شهید میشوند- وضع کشور این‌گونه که شما می‌بینید نبود. ناامنی و تسلّط دشمن و نابسامانی آن‌چنان کشور را می‌انباشت که هیچ‌کس از عهده‌ی علاج آن برنمی‌آمد. آن کسی که نگذاشته است کشور به آن وضعیّت دچار بشود، همین جوانهای شما هستند؛ همین کسانی هستند که جانشان را کف دستشان میگیرند و به میدان جنگ میروند.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای موسسه عالی فقه و علوم اسلامی - 1397/12/13
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حوزه میتواند همه‌ی نیازهای یک نظام اسلامی را، جامعه‌ی اسلامی را برآورده کند و همین‌ طور که آقای صدر گفتند، اگر چنانچه نهادسازها -یعنی مثلاً فرض کنید بانک مرکزی یک نهاد است، یا دستگاه دانشگاه یک نهاد است- برای مدیریّت اسلامیِ خودش سؤالی پیدا کند، به چه کسی باید مراجعه کند؟ به حوزه باید مراجعه کند. الان این اتّفاق نمی‌افتد، یعنی این کار الان وجود ندارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام - 1397/12/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من گاهی اوقات می‌شنوم که در جلسه‌ی مدّاح صاحب‌ هنر، نه شعر و نه مضمون در جهت معرفت‌افزایی نیست؛ این گناه است، این ظلم است. شما هنر دارید، توانایی دارید، امروز در جامعه‌ی اسلامی فرصت دارید؛ این فرصت همیشه نبود؛ این فرصت در هر ساعتی، در هر لحظه‌ای از لحظات عمرِ «تاریخی» که دست بدهد، مغتنم است، نباید از دست برود. امروز ما میتوانیم اسلام را ترویج کنیم؛ یک روز فقط با کتاب بود، با منبر بود، با سخنرانی بود؛ امروز علاوه‌ی بر آنچه در گذشته بود، با مدّاحی است. سابق -زمان دوران طاغوت- این همه خواننده‌ی خوب، این همه سراینده‌ی خوب در خدمت اهل‌بیت نداشتیم؛ امروز بحمدالله عدّه زیاد است؛ کمّیّت، بسیار خوب، کیفیّت هم بسیار خوب؛ این کیفیّت را روزبه‌روز افزایش بدهید.

مربوط به :بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران - 1397/11/22
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اقتصاد یک نقطه‌ی کلیدیِ تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیّات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید.

مربوط به :بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بزرگداشت شهدای استان قزوین - 1397/08/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
شهدا تا هستند، با تن خودشان دفاع میکنند، وقتی میروند، با جان خودشان: وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛ ببینید این استبشار، مال بعد از رفتن است. تا هستند، جانشان و تنشان و حرکت مادّی‌شان در خدمت اسلام و در خدمت جامعه‌ی اسلامی است، وقتی میروند، معنویّتشان، صدایشان تازه بعد از رفتن بلند میشود.

مربوط به :سخنان رهبر انقلاب درباره شفافیت مسئولین با مردم و عدم پنهان‌کاری - 1397/07/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این نکته‌ی بسیار مهمّی است؛ این شفّافیّتی که حالا سر زبانها است که «آقا شفّاف، شفّاف»، در کلام امیرالمؤمنین است. بعضی‌ها عادت کرد‌ه‌اند هر چیز خوبی که در جامعه‌ی اسلامی است را نسبت بدهند به غربی‌ها. واقعاً انسان تعجّب میکند از کوته‌فکری بعضی‌ها! توجّه به مردم، آراء مردم، اهتمام به مردم، میگوید «ما از غربی‌ها یاد گرفتیم اینها را»؛... وقتی مراجعه به منابع اسلامی نمیکنید، وقتی کلمات امیرالمؤمنین و رسول مکرّم اسلام را نمیخوانید، بلد نیستید، خب بله، از غربی‌ها باید یاد بگیرید. میگویند بعضی‌ها، می‌شنوید که «بله، این شفّافیّت را هم آنها به ما یاد دادند»؛ نخیر، شفّافیّت را امیرالمؤمنین یاد داده؛ میگوید حقّ شما بر من -یعنی حقّی که شما پیش من دارید- [این است که] هیچ رازی را از شما پنهان ندارم، هیچ حرفی را از شما پنهان نکنم، مگر در جنگ و مسائل جنگ و مسائلی که با دشمن طرف هستیم، اینجا نمیشود حرفها را زد؛ چون حرف را وقتی که گفتیم، شما شنفتی، دشمن هم می‌شنود. بله در این مسائل حرب -حرب، اعمّ از همین حرب به‌اصطلاح نظامی و مانند اینها است- در مسائل امنیّتی، در مسائل نظامی، در مسائل گوناگونی که جنگ داریم با دشمن، مقابله‌ی با دشمن داریم، بله اینجا جای افشاگری نیست، جای شفّافیّت نیست، امّا در غیر اینها، در مسائل عمومیِ مردم، اَن لَا اَحتَجِبَنَّ دُونَکُم سِرّاً.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت - 1397/06/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ولایت امیرالمؤمنین و مسئله‌ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره‌ی مائده- مایه‌ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله‌ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه‌ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه‌ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره‌ی شریفه، این آیه‌ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه‌ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه‌ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره‌ی به همان است؛ [یعنی] آیه‌ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن‌وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله‌رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله‌ی یأس کفّار است، یک جا مسئله‌ی غلبه‌ی اهل حق. زمینه‌های حرکت امّت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، بخصوص جامعه‌ی شیعه اینها است که مایه‌ی غلبه و مایه‌ی یأس کفّار و مایه‌ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است.

مربوط به :بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین (علیه‌السلام) - 1397/04/09
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این میدان، این نسل، این مجموعه‌ی جوان، یکی از جلوه‌های بالندگی و حیات کشور عزیز ما است. اساساً حیات یک ملّت و بالندگی یک ملّت، وابسته به این است که مؤلّفه‌های قدرت و عناصر قدرت را در خود تقویت کند و آنها را در جای لازم و بهنگام، مورد بهره‌برداری و استفاده قرار بدهد. آنچه امروز در این میدان مشاهده میشود، یک نمونه از این اصل کلّی است.
 یک توضیحی در این زمینه باید عرض کنم؛ لکن قبل از توضیح در این باره، یک آیه‌ی قرآن را برای شما جوانان عزیزم مطرح میکنم؛ آن آیه‌ی شریفه در سوره‌ی آل‌عمران است؛ در ضمنِ آیاتی که در مورد دشمنان عنود اسلام و جامعه‌ی اسلامی است. چندین آیه‌ است درباره‌ی دشمنان عنود و لبریز از بغض و کینه‌ی اسلام و مسلمین و پیامبر که آنها را بیان میکند. قَد بَدَتِ البَغضَاءُ مِن اَفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدورُهُم اَکبَرُ؛ بعد از آنکه این خصوصیّات را در مورد این دشمنان ذکر میکند -که این دشمنان، خصوصیّاتشان منطبق است با خصوصیّات همین دشمنانی که امروز شما دارید و ملّت مسلمان ایران دارد و ایران اسلامی دارد که واقعاً «قَد بَدَتِ البَغضَاءُ مِن اَفواهِهِم وَ ما تُخفی صُدورُهُم اَکبَرُ»؛ یا «اِن تُصِبکَ حَسَنَةٌ تَسُؤهُم»، اگر شما یک افتخاری به دست بیاورید، یک موفّقیّتی به دست بیاورید، آنها عمیقاً ناراحت میشوند- و بعد از آنکه این آیات ذکر میشود، در پایان، قرآن این‌جور میگوید، میفرماید که «وَ اِن تَصبِروا وَ تَتَّقوا لا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیئًا»؛ این یک قانون -قانون آفرینش- است. صبر و تقوا موجب میشود که همین دشمن عنود، این کپسول زشت کینه و بغضاء، با همه‌ی توانایی‌هایی که برای خودش فراهم کرده، هیچ غلطی در مقابل شما نتواند بکند؛ لَا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیْئًا؛ یعنی هیچ زیانی به شما نمیتوانند برسانند؛ به شرط چه؟ به شرط صبر و تقوا. من امروز این را میخواهم در این میدان پُرمعنا و پُرمغز، به شما جوانان عزیز -که حقیقتاً نور چشم این ملّتید- عرض بکنم. این درس فقط برای شما هم نیست؛ برای همه‌ی ملّت است، برای همه‌ی سپاه است، برای همه‌ی نیروهای مسلّح است، برای همه‌ی آحاد جامعه است، بخصوص برای مسئولان و مدیران جامعه‌ی اسلامی است؛ صبر وتقوا.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی - 1397/03/25
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عید فطر همان‌طوری که در دعای قنوت نماز آن وارد شده است و میخوانیم «وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اللهُ ‌عَلَیهِ ‌وَ آلِهِ ذُخراً وَ شَرفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیدا»،(۲) مایه‌ی شرافت است، مایه‌ی کرامت است، ذخیره است برای وجود مقدّس نبیّ ‌مکرّم، یعنی برای اسلام و جامعه‌ی اسلامی. به نظر میرسد یکی از مهم‌ترین عوامل و عناصری که میتواند مایه‌ی شرافت و کرامت باشد برای رسول مکرّم اسلام و مردم مسلمان و جامعه و امّت اسلامی، اتّحاد امّت اسلام است، رفع اختلافات است.
امروز سیاست استکبار عبارت است از ایجاد شکاف و اختلاف بین ملّتهای مسلمان و حتّی در داخل ملّتها، بین آحاد آن ملّتها؛ امروز سیاست این است. و این نقشه‌ای است که نقشه‌پردازان و توطئه‌گران آمریکای جنایت‌کار و صهیونیست‌ها برای منطقه‌ی ما که یکی از مهم‌ترین مناطق اسلامی است، طرّاحی کرده‌اند و شما نشانه‌هایش را دارید مشاهده میکنید: حوادث رقّت‌بار یمن، حوادث سوریه، حوادثی که در عراق بود، و بقیّه‌ی کشورهای مسلمان. راه این است که ملّتهای مسلمان نقطه‌ی اصلی را کشف کنند؛ آن نقطه‌ی اصلی عبارت است از دشمنی استکبار با جامعه‌ی اسلامی و امّت اسلامی؛ این اساس قضیّه است. بِایستند در مقابل سیاستهای استکبار؛ این وظیفه‌ی دولتها است، وظیفه‌ی مسئولان سیاسی است، وظیفه‌ی زبدگان دینی و فرهنگی و سیاسی است در همه‌ی دنیای اسلام. و یک نقطه‌ی اساسی دیگر هم مسئله‌ی رژیم صهیونیستی است که اساساً در این منطقه این رژیم را در دل دنیای اسلام کار گذاشته‌اند برای ایجاد اختلاف، برای تفتین. برای مسئله‌سازی.

مربوط به :بیانات در دانشگاه فرهنگیان - 1397/02/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت عمومی کشور هدفهایی دارد، دنبال هدفهایی میگردد، این هدفها چیست؟ این هدفها عیناً همان هدفهای نظام اسلامی است؛ این [اهداف] باید در آموزش و پرورش وجود داشته باشد؛ مورد توجّه باشد. ما دانشجو، دانش‌آموز، محصّل، تربیت میکنیم با یک هدفی، به سمت یک آرمانی؛ این هدف عبارت است از همان هدفی که نظام اسلامی برای آن به‌ وجود آمد. نظام اسلامی، جهان و جامعه‌ای را میخواهد بسازد پیشرو، با ارزشهای متعالی، متدیّن، پایبند به شرایع الهی، با گستره‌ی بی‌انتهای افق دید. نگاه انسانی که در جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی زندگی میکند، برای آینده هیچ محدودیّتی ندارد، در هیچ جهتی؛ نه‌فقط در جهات معنوی، [بلکه] در جهات مادّی و در جهات علمی، هیچ محدودیّتی وجود ندارد؛ افق دید، بسیار جلوتر و پیشتر و فراتر از آن چیزی است که بلندهمّتان عالم، مثلاً فرض کنید که برای مسائل علمی قائلند؛ در جامعه‌ی اسلامی، افقِ دید خیلی گستره‌ی بیشتری دارد.
دانش‌آموز باید در طول این دوازده سال، جایگاه خود را در این کاروان عظیمی که به سمت پیشرفت در جامعه‌ی اسلامی حرکت میکند، پیدا کند؛ باید بداند که در این مجموعه‌ی عظیم، در این حرکت عظیم او چه‌کاره است؟ جایگاهش کجا است؟ شأنش چیست؟ برای خودش نقش تعریف بکند؛ ما باید این‌جور فرزندانمان را تربیت بکنیم. دانش‌آموز، در مدرسه به‌وسیله‌ی شماها تربیت میشود؛ باید دارای حسّ مسئولیّت تربیت بشود؛ دارای روحیّه‌ی آزاداندیشی تربیت بشود؛ راستگو تربیت بشود؛ بلندهمّت تربیت بشود؛ شجاع، فداکار، پاک‌دامن، پرهیزکار؛ نسل تربیت‌شونده‌ی در اختیار شما، باید با این خصوصیّات تربیت بشوند؛ افق دید اینها است.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش - 1396/11/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
انقلاب چون موجود زنده است، پس افزایش دارد، رشد دارد، قوام‌یافتگی و کمال‌یافتگی برای آن وجود دارد. ببینید، قرآن کریم میفرماید: وَمَثَلُهُم فِی الاِنجیلِ کَزَرعٍ اَخرَجَ شَطئَه فَئازَرَه فَاستَغلَظَ فَاستَویّْ عَلیّْ سوقِه؛ یعنی مَثَل اصحاب پیغمبر، جامعه‌ی اسلامی -یعنی همان انقلابیّون- مثل یک گیاهی است که از زمین سر میزند، خودش را نشان میدهد، بعد بتدریج رشد میکند، بتدریج ساقه‌ی آن محکم میشود، بتدریج قد میکشد، بتدریج تبدیل میشود به یک موجودِ مستقرِّ بابرکتِ شگفت‌انگیز؛ شگفت‌انگیزی‌اش از کجا است؟ دنباله‌ی آیه میفرماید که «یُعجِبُ الزُّرّاع»؛ برای خود آن‌کسی که این گیاه را بر زمین نشانده، شگفت‌آور است، لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار؛ دشمن را هم به خشم می‌آورد؛ انقلاب این[طور] است؛ روزبه‌روز میتواند رشد و تکامل پیدا بکند.

مربوط به :پیام به اجلاس سالانه زکات - 1396/09/09
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
قرآن در ستایش مجاهدان راه حق، کارکرد آنان را پس از پیروزی، اقامه‌ی صلات و ایتاء زکات و امر‌ به معروف و نهی از منکر میداند و درحقیقت، نخستین و مهم‌ترین وظایف آنان را در هنگام تشکیل حکومت معیّن میکند. این جایگاه برجسته‌ی زکات است.
نظام جمهوری اسلامی برای تحقّق احکام اسلامی و تشکیل مجتمع اسلامی پدید آمده است، پس باید این فریضه‌ی بزرگ را در سرلوحه‌ی برنامه‌های خود گذارد.

مربوط به :بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس «محبان اهل‌بیت(ع) و مسئله تکفیری‌ها» - 1396/09/02
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنهایی که برخلاف آیه‌ی قرآن که فرمود «یٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیآءَ تُلقونَ اِلَیهِم بِالمَوَدَّة»، کسانی را که دشمن مسلمینند و دشمن اسلامند و دشمن خدایند به دوستی میگیرند و مودّت خودشان را با آنها برقرار میکنند، اینها دشمنان حقیقی اسلام هستند در درون جامعه‌ی اسلامی.

مربوط به :بیانات در دیدار سران سه قوه و جمعی از مسئولان نظام درباره زلزله کرمانشاه - 1396/08/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
لازم میدانم غم عمیق خودم و مسئولین کشور را از حادثه‌ی بسیار تلخ زلزله در کرمانشاه ابراز کنم. مردم دلاور و مرزبانان دلیر استان کرمانشاه، در این حادثه، مصیبت‌زده و داغدار شدند؛ ما در غم آنها، با آنها شریک هستیم.
...
البتّه این حوادث، تأثیر دیگری که دارد این است که خون را در رگهای مجموعه‌ی جامعه‌ی اسلامی کشور به حرکت درمی‌آورد؛ همه را وادار میکند به حضور در صحنه‌های همیاری و محبّت و برادری که در این کشور وجود دارد. ما امیدواریم که ان‌شاءالله این حادثه بتواند، هم برای مردم عزیز کرمانشاه، مردم دلاور کرمانشاه، مردم سرزمین پهلوان‌پرور کرمانشاه، ان‌شاءالله شامل و حامل برکاتی باشد، و هم برای ملّت ایران و بخصوص مسئولین کشور -[که برای آنها] یک آزمایش الهی است- برای آنها هم ان‌شاءالله میدان ادای وظیفه و مسئولیّت باشد.

مربوط به :بیانات در جمع هیئت‌های دانشجویی در روز اربعین حسینی - 1396/08/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این دیدارها، این اجتماعات، این یادآوری‌ها من و شما را بایستی در راهی که در پیش داریم تقویت کند، عزم ما را ثابت کند، ثاقب کند. در دعا میخوانید: اَللّهُمَّ ارزُقنی ... عِلماً واسِعاً ... وَ عَزماً ثاقِباً؛ عزم و اراده‌ی محکم و پایدار داشته باشید در این راه. راه، راه درستی است؛ هدف، هدف بسیار والایی است، و اقدام جوانهای امروز، مردم امروز، برادران و خواهران ما در حرکت در این راه مبارک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، حرکت محبوب الهی است ان‌شاءالله؛ مرضیّ الهی است. منتها آنچه مهم است و همه‌ی ما باید در نظر داشته باشیم، ثبات در این راه است؛ ثبات در این راه. در دو جای قرآن «اِستَقِم» دارد؛ استقامت کردن یعنی ثبات ورزیدن در این راه و تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار نگرفتن. راه، راه همواری نیست؛ راه خدا، راه تلاش در راه خدا، راه اقامه‌ی حق و عدل، راه رسیدن به تمدّن اسلامی و نظام حقیقی اسلامی و جامعه‌ی اسلامی راه دشواری است؛ راهی است که پیغمبران در این راه با زحمت حرکت کردند و پیش رفتند.

مربوط به :بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی - 1396/06/26
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
گزارشی که از این دانشگاه به من داده شد و امروز هم مسئولین محترم اینجا ابراز کردند، [نشان میدهد] کارهایی که انجام میگیرد کارهای لازم و باارزشی است. هم کارهای علمی، هم کارهای تحقیقی، هم کارهای تجربی، هم مهارت‌آموزی‌ها، همه‌ی اینها لازم است و باید همواره با جدّیّت دنبال بشود. لازم است ما نیروی انتظامیِ در طراز جمهوری اسلامی، در طراز دولت اسلامی، در طراز یک جامعه‌ی قرآنی و اسلامی داشته باشیم. [البتّه] تا آنجا مبالغی فاصله داریم؛ این فاصله را شما جوانهای عزیز باید طی کنید و پیش بروید و من میدانم که شما میتوانید و به توفیق الهی این کار را انجام میدهید.

مربوط به :بیانات در دیدار طلاب حوزه‌های علمیه استان تهران - 1396/06/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این را هم ما عرض بکنیم، انقلاب ادامه‌ دارد. اینکه بعضی‌ها این‌جور القا کنند، این‌جور بنویسند و بگویند که «خب انقلاب یک حادثه‌ای بود، تمام شد؛ برگردیم به زندگی عادی»، این خیانت به انقلاب است؛ انقلاب تمام نمیشود. من آن روز در این جمعِ این آقایانِ مسئولین گفتم؛ انقلاب، هنجارهای گذشته را به هم میریزد، هنجارهای جدیدی را در جامعه به وجود می‌آورد. حفظ این هنجارهای جدید، تداوم انقلاب است؛ و اینها سخت است، اینها کارهای مشکلی است. همان دستها و همان قدرتهایی که با اصل انقلاب با همه‌ی وجود مخالف بودند و کارشکنی میکردند، با همین تداوم هنجارهای انقلابی [هم] مخالفت خواهند کرد، دشمنی خواهند کرد؛ کمااینکه می‌بینید دارند میکنند. بنابراین اگر انقلاب مبارزه لازم داشت تا به پیروزی برسد، امروز هم مبارزه لازم است تا بتوانیم این هنجارهای انقلاب را تثبیت کنیم؛ باید به نتیجه برسانیم تا جامعه بشود جامعه‌ی اسلامی.
ما جامعه‌ی اسلامی نداریم، ما دولت اسلامی هم نداریم! از آن مراحل چندگانه‌ای که ما مطرح کردیم، هنوز در دولت اسلامی‌اش مانده‌ایم؛ بعد از دولت اسلامی نوبت جامعه‌ی اسلامی است؛ ما این مراحل را در پیش داریم. ما توانستیم یک انقلاب اسلامی -یعنی یک حرکت انقلابی- به وجود بیاوریم؛ [بعد] توانستیم بر اساس آن، یک نظام اسلامی به وجود بیاوریم؛ خیلی خب، تا اینجا توفیق حاصل شده که خب خیلی هم مهم است؛ لکن بعد از این، ایجاد یک دولت اسلامی است؛ یعنی [ایجاد] تشکیلات مدیریّتیِ اسلامی برای کشور؛ ما در این قضیّه هنوز خیلی فاصله داریم تا به مقصود برسیم. البتّه معنایش این نیست که کسی احساس ناامیدی کند؛ ابداً؛ داریم پیش میرویم؛ با همه‌ی مخالفتها، با همه‌ی کارشکنی‌ها، با همه‌ی دهن‌کجی‌هایی که میشود، حرکت میکنیم و داریم پیش میرویم بلاشک. دلایل زیادی وجود دارد؛ لکن [هنوز] کار داریم، کار دارد؛ هنوز خیلی فاصله داریم تا اینکه بتوانیم یک دولت اسلامی به وجود بیاوریم. بعد که دولت اسلامی به وجود آمد، آن‌وقت تازه نوبت [ایجاد] جامعه‌ی اسلامی است. خب، بنابراین باید مبارزه کرد عزیزان من.

مربوط به :بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبان و مدافع حرم - 1396/03/28
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
درباره‌ی خانواده‌ی شهدا من حرفْ زیاد دارم؛ زیاد هم حرف زده‌ام؛ حرفهای زیادی دارم درباره‌ی خانواده‌ی شهدا. مسئله‌ی خانواده‌ی شهدا فقط این نیست که یک شهید از آنها در راه حق به شهادت رسیده؛ صبر آنها خودش یک کوه باارزش است. همین­‌که پدر شهید، مادر شهید، همسر شهید، فرزند شهید، صبر میکنند بر این مصیبت، خود این یک ارزش بسیار والایی است؛ بسیار والا. اُولٰئِکَ‌ عَلَیهِم‌ صَلَوٰتٌ‌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛ شما باور میکنید که خدا بر شما صلوات بفرستد؟ خدا صلوات بفرستد بر شما! شما که خانواده‌ی شهید هستید، وقتی صبر میکنید بر این مصیبت و شکر میکنید خدا را و تحمّل میکنید و این را پای خدا حساب میکنید، این صبر شما موجب میشود که خدای عزّوجل -که مالک مُلک و ملکوت است، مالک عالم وجود است- بر شما صلوات بفرستد. اینها ارزش است؛ ما این مفاهیم را باید درست بفهمیم. این مفاهیم، نیروهای عجیبی در وجود ما ایجاد میکند، ما را آماده میکند برای خیلی کارهای بزرگ.
 دشمنها میخواهند این مفاهیم را از ما بگیرند. بعضی از همین قلم­‌به­‌دست­‌های مزدور -که دلشان میخواهد دل بیگانه‌ها را به دست بیاورند به جای اینکه دل اولیای خدا را به دست بیاورند- یک چیزهایی مینویسند، یک حرفهایی مینویسند در بعضی از این مطبوعات، روزنامه‌ها یا فضای مجازی؛ اینها نمیفهمند چه‌کار میکنند. مفهوم شهادت، مفهوم مجاهدت فی‌سبیل‌الله، مفهوم صبر بر اینها، مفاهیم عظیمی است؛ اینها در زندگی روزمرّه‌ی جامعه‌ی اسلامی اثر دارد. برادر، خواهر! همینها انقلاب را حفظ کرده.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام - 1396/03/22
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در سوره‌ی مبارکه‌ی زمر [آمده]: فَوَیلٌ لِلقٰسِیَةِ قُلوبُهُم مِن ذِکرِ اللهِ اُولٰئِکَ فی‌ ضَلٰلٍ مُبین‌؛ دلِ سخت، دلِ دچار قساوت، این‌جوری است. گمراهی آشکار برای اینها در این آیه ذکر شده. در سوره‌ی مبارکه‌ی مائده درباره‌ی بنی‌اسرائیل میفرماید: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم لَعَنّـٰهُم وَ جَعَلنا قُلُوبَهُم قاسِیَة؛ مظهر لعنت الهی، قساوت قلب آنها است که بر اثر عمل خود آنها است: فَبِما نَقضِهِم میثاقَهُم؛ معاهده‌ی خودشان با خدای متعال را فراموش کردند، نقض کردند. اینها چیزهایی است که در جامعه‌ی مؤمن ما باید مورد توجّه باشد؛ بخصوص برای ما مسئولین که هرکدام در یک بخشی، باری بر دوش داریم. در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، باز درباره‌ی بنی‌اسرائیل [میفرماید]: ثُمَّ قَسَت قُلوبُکُم مِن بَعدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالحِجارَةِ اَو اَشَدَّ قَسوَةً وَ اِنَّ مِنَ الحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنهُ الاَنهار؛ از سنگ سخت‌تر شد دلهایتان؛ این را پیغمبر اکرم از قول پروردگار در مقام مجادله و محاجّه‌ی با یهودی‌های مدینه بیان میفرماید و گذشته‌‌ی آنها را به یادشان می‌آورد. همه‌ی اینها برای ما وسیله‌ی درس و آگاهی و عبرت و موعظه است، باید سعی کنیم. در یک روایتی در کافی شریف است: وَ القاسِی القَلبِ مِنّی بَعید؛بُعد از خدای متعال، بدترین آفت برای انسان است؛ که انسان از خدای متعال دور بشود و قساوت قلب این خصوصیّت را دارد که انسان را دور میکند. یا در یک روایت دیگر: ما ضُرِبَ‌ عَبدٌ بِعُقوبَةٍ اَعظَمَ مِن قَسوَةِ القَلب‌.
 خب از این ایّام باید استفاده کرد. فرصت خوبی است ماه مبارک رمضان؛ هم [به‌واسطه‌ی] دعاها در این ماه -چه آنچه‌ مربوط به سحرها است، چه آنچه‌ مربوط به روزها یا شبها است- که دعاهایی است که مضامین آنها دل ما را نرم میکند، و هم خود نفْس روزه‌داری و توجّه به وظیفه؛ ما به این احتیاج داریم. جامعه‌ی اسلامی و انقلابی ما اگرچنانچه از ذکر الهی و یاد الهی و خشوع در مقابل پروردگار و تضرّع در مقابل پروردگار غافل بشود، مطمئنّاً ضربه خواهد خورد، سیلی خواهد خورد؛ مطمئنّاً ناکام خواهد شد. ما به آن اهداف والا، به آن خواسته‌های مطلوب، در صورتی میرسیم که بتوانیم یک تلاش مؤمنانه و صادقانه‌ای را دنبال بکنیم؛ و آن جز با توجّه به خدای متعال و افزایش نورانیّت دل و ارتباط دل با خدای متعال ممکن نیست؛ این آن عرض ما در مورد اغتنام فرصت ماه رمضان که به نظر من از همه‌ی آنچه عرض خواهیم کرد مهم‌تر است. اساس حرف ما این است؛ باید مراقب باشیم. البتّه من خودم اوّلین مخاطب این حرفها هستم؛ بنده بیشتر از شما مسئولیّت دارم و بار سنگین‌تری از بارهای شما دارم، خود من به این حرفها بیشتر احتیاج دارم؛ برای من، برای شما، لازم است که توجّه کنیم، استفاده کنیم از این ماه، از این فرصت؛ شبهای قدر هم که در پیش است.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن کریم - 1396/03/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
خب امروز جامعه‌ی اسلامی هم مثل بقیّه‌ی جوامع دچار مشکل است. شما نگاه کنید ببینید در دنیای اسلام چه خبر است. در دنیای اسلام یک عدّه انسانهای بی‌ارزش و نالایق و پست، سرنوشت برخی از جوامع اسلامی را در دست گرفته‌اند؛ مثل همین دولتهایی که مشاهده میکنید؛ سعودی و امثال اینها. اینها به‌خاطر دوری از قرآن است، اینها به‌خاطر عدم آشنایی با حقایق قرآنی است. البتّه یک مقداری عدم آشنایی است، یک مقداری عدم ایمان است. بظاهر معتقد به قرآنند، گاهی میلیون‌ها نسخه‌ی قرآن هم چاپ میکنند، مجّانی هم اینجاوآنجا تقسیم میکنند، امّا به محتوای قرآن، به معنای قرآن، به مضمون قرآن هیچ اعتقادی ندارند؛ قرآن میگوید «اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم‌»، [ولی] اینها «اشدّاء علی المؤمنین، رحماء مع الکفّار» هستند. شما ملاحظه کنید ببینید وضع اینها چه‌جوری است؛ با کفّار مأنوسند، [به آنها] علاقه‌مندند، برای آنها از اموال ملّتشان [خرج میکنند]؛ چون خودشان که مالی ندارند؛ این پولهایی که اینها دارند و در حسابهای بانکی‌شان متراکم شده و این ثروتهای افسانه‌ای، اینها مال کیست، اینها از کجا آمده؟ اینها ارث پدری که نیست؛ اینها پول نفت است، پول معادن زیرزمینی است، پول ثروتهای ملّی است؛ به جای اینکه صرف بهبود زندگی مردم بشود، میرود در حسابهای اینها متراکم میشود، از آن استفاده‌ی شخصی و خصوصی میکنند؛ این پولهای مردم را تقدیم میکنند به کفّار، به دشمنان مردم. وَ اتَّخَذوا مِن دونِ اللهِ ءالِهَةً لِیَکونوا لَهُم عِزًّا * کَلّا سَیَکفُرونَ بِعِبادَتِهِم وَ یَکونونَ عَلَیهِم ضِدًّا؛ احمقها خیال میکنند که با دادن پول و با کمک کردن و با این چیزها میتوانند صمیمیّت دشمنان اسلام را جلب کنند، [درحالی‌که] صمیمیّتی وجود ندارد؛ همان‌طور که خودشان هم گفتند، مثل گاو شیرده [هستند]؛ شیرشان را میدوشند، وقتی‌که دیگر شیر نداشتند، ذبحشان میکنند. این وضع امروز دنیای اسلام است؛ با آنها آن‌جور،‌ آن‌وقت با مردم یمن این‌جور، با مردم بحرین این‌جور؛ رفتارهای ضدّ دین.

مربوط به :بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن - 1396/02/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما معارفی در قرآن داریم، مفاهیمی در قرآن داریم که این مفاهیم حقیقتاً سازنده‌ی زندگی مقتدرانه و عزّتمندانه‌ی امّت اسلامی است؛ حقیقتاً مایه‌ی نجات امّت اسلامی از گرفتاری‌ها است؛ در قرآن این مفاهیم را داریم. برای اینکه این مفاهیم مورد عمل قرار بگیرد و تحقّق پیدا کند، اوّل باید این مفاهیم را جزو بیّنات افکار جامعه‌ی اسلامی قرار داد و کاری کرد که برای جامعه‌ی اسلامی این مفاهیم قطعی و روشن بشود که هیچ‌چیزی جلوی آن را نتواند بگیرد. ما در این مرحله هنوز گرفتاریم، ما در این مرحله هنوز مشکل داریم؛ باید کاری بکنیم که این مفاهیم در جامعه‌ی اسلامی تبدیل بشود به مسلّمات فکری، به رایج‌ترین افکار مشترک بین همه‌ی قشرهای مردم؛ این کاری است که باید در زمینه‌ی قرآن انجام بگیرد. این جلسات و این نشستن‌ها و این تلاوتها و این حفظ‌‌‌ها -که همه‌ی اینها لازم و حسنه است- مقدّمه‌ی آن فهم عمومی و درک عمومی است.

مربوط به :بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللی قرآن - 1396/02/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز گرفتاری امّت اسلامی در چیست؟ در تسلّط فرهنگ غربی بر او است، در تسلّط اقتصاد غربی بر او است، در تسلّط سیاست غربی بر او است؛ گرفتاری‌ها اینها است. امروز در بسیاری از کشورهای اسلامی چیزی به نام هویّت اسلامی وجود ندارد؛ بله، مردم مسلمانند، نماز هم میخوانند، روزه هم میگیرند، شاید زکات هم میدهند امّا مجموعه‌ی جامعه، هویّت اسلامی ندارد؛ یعنی یک شخصیّتی، یک حقیقتی قرار گرفته‌ی در مقابل حقیقت کفر و حقیقت طاغوت وجود ندارد. لذا شما می‌بینید آنها دخالت میکنند؛ در فرهنگِ اینها دخالت میکنند، در باورهایشان دخالت میکنند، در اقتصادشان دخالت میکنند، در روابط اجتماعی‌شان دخالت میکنند، سیاستهایشان را در مشت میگیرند. آن‌وقت نتیجه این میشود که چون درون مجتمع اسلامی و امّت اسلامی هویّت واحدی وجود ندارد، دعوا به وجود می‌آید، جنگ به وجود می‌آید، تنافر به وجود می‌آید، عدم تفاهم به وجود می‌آید؛ این[جوری] میشود. امروز دنیای کفر درصدد مضمحل کردن و نابود کردن این هویّت است؛ هرچه از این هویّت در هر نقطه‌ای از دنیا باقی مانده، این را میخواهند از بین ببرند. این یک اصل اسلامی است؛ فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقیٰ لَاانفِصامَ لَها وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیم؛ این یک حقیقت است. این حقیقت را اگرچنانچه ما درست بفهمیم، آن را دنبال کنیم، آن را به‌صورت یک فهم عمومی در جامعه‌ی اسلامی و امّت اسلامی دربیاوریم، شما ببینید چه تحوّلی اتّفاق می‌افتد! شما ببینید همین یک حقیقت، که صدها حقایق ازاین‌قبیل در قرآن وجود دارد، چه تحوّلی در دنیای اسلام به وجود می‌آورد! اگر همین یک امر را، همین یک معرفت را درست بفهمیم و باور کنیم و گسترش بدهیم، ببینید چه اتّفاقی می‌افتد!
قرآن را باید فهمید؛ ما دوریم از قرآن. از این دوریِ ما از قرآن، دشمن دارد استفاده میکند. دشمن روزبه‌روز در ما بی‌ایمانی را تزریق میکند، لاابالی‌گری را تزریق میکند، وابستگی به خود را تزریق میکند. نگاه کنید به دولتهای اسلامی، نگاه کنید به کشورهای اسلامی، ببینید در مقابل آمریکا، در مقابل صهیونیسم، در مقابل دشمن، در مقابل غارتگران چه وضعی دارند! این ناشی از دوری از قرآن است. ما اگر به قرآن نزدیک بشویم، همه‌ی این حفره‌ها پُر خواهد شد؛ همه‌ی این خُلل و فُرَج بسته خواهد شد؛ هویّت اسلامی در مقابل هویّت کفر خودش را نشان خواهد داد. معنای اینکه ما میگوییم [اگر] به قرآن عمل کنیم، زندگی درست خواهد شد، این است. معارف قرآنی وجود دارد، این معارف باید تبدیل بشود به گفتمانهای عمومی در بین مردم؛ آن‌قدر تکرار بشود، آن‌قدر کار بشود، آن‌قدر درباره‌اش تحقیق بشود، آن‌قدر بنویسند، آن‌قدر شعرا و اُدبا و هنرمندان درباره‌ی آن کار هنری بکنند که اینها بشود جزو واضحات و بیّنات جامعه‌ی اسلامی؛ البتّه این نشدنی نیست، دور از دسترس هم نیست، خیال نکنند که حالا این کارها را اگر بخواهیم بکنیم، صد سال طول میکشد؛ نه، اگر اهل دل و اهل دین همّت بکنند، این کارها خیلی زود تحقّق پیدا میکند؛ باید این‌جور دنبال قرآن رفت.

مربوط به :پیام به ‌مناسبت هفته دفاع مقدس و روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران - 1395/07/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
چشمهای بینا و دلهای بیدار از آن بهره می‌برند و ذخیره‌ی معنوی که جان‌مایه‌ی حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی است، روز به روز افزایش می‌یابد و زندگی را روح و طراوت می‌بخشد. سلام خدا و اولیاء او بر این جانهای تابناک که هم زندگی و هم مرگشان مایه‌ی اعتلای جامعه اسلامی است، و همواره چنین باد ان‌شاء‌الله.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر - 1395/06/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
جوامع بشری از دیرباز حکومت داشتند؛ بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها را، این نوع قدرتمندی‌ها و قدرت‌مداری‌ها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد. این قاعده‌ی اسلام است؛ غدیر این را بیان میکند. مصداقش هم مشخّص است؛ امیرالمؤمنین کسی است که هیچ‌کس نه در آن زمان و نه در زمانهای بعد نتوانسته است کمترین خدشه‌ای به شخصیّت والای او و به نمایندگی او از مفاهیم و معارف قرآن خدشه کند. خب، بله، دشنام دادند، به خدا هم دشنام میدهند، به پیغمبر هم -العیاذ بالله- دشنام میدهند، دشنام، دلیل نیست. هیچ انسانی وقتی که فکر میکند، وقتی از احساسات و تعصّباتْ خود را رها میکند، هرگز -ولو تا حدودی- نمیتواند در این پیکره‌ی نورانی، در این هیکل قدسی، کمترین خدشه‌ای بکند. پیغمبر این‌ [شخص‌] را به‌عنوان مصداق امامت، معیّن کرد. این شد قاعده؛ تا آخر دنیا هرجا مسلمانها بخواهند و همّت کنند و هدایت شوند از سوی خدا به اینکه اسلام را تحقّق ببخشند و جامعه‌ی اسلامی را تحقّق ببخشند، ضابطه و قاعده‌اش این است: باید امامت را احیا کنند. البتّه هرگز هیچ مصداقی به آن مصادیقی که پیغمبر معیّن کردند نمیرسد؛ به کمتر از آنها هم نمیرسد.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر - 1395/06/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اهمّیّت غدیر فقط این نیست که امیرالمؤمنین را معیّن کردند؛ این هم مهم است امّا از این مهم‌تر این است که ضابطه را معیّن کردند، قاعده را معیّن کردند؛ معلوم شد که در جامعه‌ی اسلامی، حکومت سلطنتی معنا ندارد، حکومت شخصی معنا ندارد، حکومت زَر و زور معنا ندارد، حکومت اشرافی معنا ندارد، حکومت تکبّر بر مردم معنا ندارد، حکومت امتیازخواهی و زیاده‌خواهی و برای خود جمع کردن و افزودن معنا ندارد، حکومت شهوت‌رانی معنا ندارد؛ معلوم شد که در اسلام این‌جوری است.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر - 1395/06/30
عنوان فیش : حکومت‎ اسلامی, الگوی حکومت اسلامی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : حکومت‎ اسلامی, الگوی حکومت اسلامی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در جامعه‌ی اسلامی، حکومت سلطنتی، حکومت شخصی، حکومت زَر و زور، حکومت اشرافی، حکومت تکبّر بر مردم، حکومت امتیازخواهی و زیاده‌خواهی و برای خود جمع کردن و افزودن و حکومت شهوت‌رانی معنا ندارد.

مربوط به :بیانات در دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران - 1395/05/31
عنوان فیش : جامعه اسلامی, احساس مسئولیت
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, احساس مسئولیت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در جامعه‌ی اسلامی همه‌ی آحاد وظیفه دارند، مسئولیّت دارند، باید کار انجام بدهند؛ کار برای پیشرفت جامعه، کار برای امّت.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم - 1395/05/11
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در جامعه‌ی اسلامی، مردم خوشبختند، احساس امنیّت و آرامش میکنند، به سمت اهداف عالیه‌ی خود پیش میروند، خدا را عبادت هم میکنند، پیشرفت دنیوی هم نصیب آنها میشود.

مربوط به :دیدار اعضای شورای عالی «مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» با رهبر انقلاب - 1395/02/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
رهبر انقلاب، مرحله‌ی سوم را که اکنون در آن قرار داریم، «تشکیل دولت اسلامی» یعنی تشکیل دولتی براساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی خواندند و افزودند:
تا وقتی این مرحله به‌طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه‌ی اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى - 1394/12/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آماج دوّم مردمند. باورهای مردم باید عوض بشود؛ باور به اسلام، باور به انقلاب، باور به اسلام سیاسی، باور به اینکه اسلام غیر از کارهای شخصی وظایف عمومی هم دارد، حکومت هم دارد، جامعه‌سازی هم دارد، تمدّن‌سازی هم دارد؛ باور به نفی اینها [جایگزین شود]. اینها باید از ذهن مردم زدوده بشود، عکسش در ذهن مردم جا بگیرد.
[میخواهند] باور به استقلال را عوض کنند. بعضی‌ها البتّه ناشیگری میکنند؛ می‌بینیم گاهی اوقات در بعضی از مطبوعات، صریحاً استقلال کشور را یک امر قدیمی و کهنه‌شده میدانند و میگویند امروز دیگر استقلال کشورها مطرح نیست. یعنی چه؟ یعنی در نقشه‌ی جغرافیای جهانی یک قدرتی وجود دارد، آن قدرت تصمیم میگیرد و همه عمل میکنند -مثل حرارت مرکزی- یک جایی یک چیزی تولید میکند، بقیّه مصرف میکنند. این را دارند ترویج میکنند؛ نفوذ یعنی این. البتّه این کاری است که دارد انجام میگیرد.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش - 1394/11/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما دو عید در پیش داریم؛ یک عید انقلاب که روز بیست‌ودوّم بهمن است و سه روز دیگر است؛ یک عید انتخاب؛ انتخابات هم در واقع عید است. این دو عید را باید گرامی بداریم. این دو عید دو عید پرمعنا و پرمضمون است برای ما. در مورد عید اوّل که عید انقلاب است -روز بیست‌ودوّم بهمن- حقیقتاً ملّت ما در طول این ۳۷ سال، این روز را به‌معنای یک عید واقعی گرامی داشته است. عید یعنی آن مناسبتی که هر سال تکرار میشود؛ ریشه‌ی «عید» از «عود» است؛ یعنی هر سال یک روزی را به یک مناسبتی تکرار میکنیم، تکرار شادمانه؛ این تکرار شادمانه نسبت به روز بیست‌ودوّم بهمن که روز پیروزی انقلاب تعیین شده، هر سال با قوّت و قدرت ادامه داشته. این در ایران و در همه‌ی جهان بی‌نظیر است؛ یعنی کشورهایی داشته‌ایم که انقلاب کرده‌اند [امّا] سالگرد انقلاب با حضور مردم و با این حجم عظیم در سرتاسر کشور در هیچ جای دنیا نیست. این چیزی که عرض میکنم، یک واقعیّتی است، این یک اطّلاع است؛ حدس و تحلیل نیست؛ واقعیّت این است. در کشورهای انقلابی، سالگرد انقلاب را گرامی میدارند؛ یک عدّه‌ای آنجا روی آن ایوان می‌ایستند، یک عدّه هم می‌آیند جلویشان رژه میروند؛ این میشود سالگرد انقلاب؛ مردم هم مشغول کار خودشان هستند. در اینجا سالگرد انقلاب به‌وسیله‌ی مردم اساساً بزرگداشت میشود و نگاهداشت میشود، گرامی داشته میشود. مردم هستند که می‌آیند در هوای سرد، مشکلات، یخ‌بندان، باران، برف، همه‌جور وارد این میدان میشوند و خودشان را نشان میدهند؛ حضور مردمی. این سلسله تمام‌نشدنی است. شاید نیمی از کسانی که امسال در بیست‌ودوّم بهمن شرکت میکنند، کسانی هستند که بیست‌ودوّم بهمن [۵۷] را اصلاً ندیده‌اند و سنّ آنها اقتضا نمیکند؛ مال بعد از بیست‌ودوّم بهمن [۵۷] هستند امّا شرکت میکنند. در واقع این بازآفرینی انقلاب است؛ چون انقلاب ما با تیر و تفنگ و این چیزها نبود، با حضور تنِ مردم در خیابانها بود؛ مردم نه فقط با میلشان، نه [فقط] با اراده‌شان، نه [فقط] با احساس و عاطفه‌شان، بلکه با جسمشان در عرصه و در صحنه آمدند. سخت هم بود؛ در مقابلش تیراندازی بود، در مقابلش کشتن بود، در مقابلش خطرهای گوناگون بود؛ این خطرها را تحمّل کردند و به خیابان آمدند. استمرار این اراده‌ی مستحکم و پولادین، نظام بی‌پایه و رژیم پوسیده و وابسته‌ی پهلوی را ریشه‌کن کرد؛ یعنی حضور جسمی مردم، همراه با اراده و عزم و محبّت و پشتیبانی، در خیابانها و در صحنه؛ [اینها] نشانه‌ی حضور است. این حضور را مردم در این ۳۷ سال حفظ کرده‌اند، امسال هم خواهید دید که به توفیق و فضل الهی حضور مردم در خیابانها حضور چشمگیر و دشمن‌شکنی خواهد بود.

مربوط به :بیانات در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری - 1394/08/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما چه‌کار کنیم که از این دانشگاه با این سوابق، با این تاریخ، با این زمینه‌های تاریخی، با این میراث، با این تجربه‌ی خوب و آزمون خوبی که دانشگاه در دوران انقلاب داد و با مشکلاتی که در دانشگاه به‌وجود آمد -همه‌ی اینها را در کنار هم قرار بدهیم- بتوانیم برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی بهره ببریم؟ چون هدف این است دیگر؛ هدف، ایجاد یک حاکمیّت اسلامی است که بتواند جامعه را به جامعه‌ی مورد نظر و آرمانی اسلام تبدیل بکند؛ ما دنبال این هستیم دیگر، ما میخواهیم کشور خودمان -در درجه‌ی اوّل، حالا بحث کشورهای دیگر و مسائل بین‌المللی و جهانی را نمیکنیم- یک کشوری بشود که به آن خطوط آرمانی اسلام برسد که این خطوط آرمانی یک چیز مطلوب و شیرینی برای هر انسان متفکّری است؛ یعنی هرکسی که بنشیند فکر کند، مطالعه کند، از این وضع آرمانی جامعه‌ی اسلامی لذّت میبرد؛ جامعه‌ای که در آن، هم علم هست، هم پیشرفت هست، هم عزّت هست، هم عدالت هست، هم قدرت مقابله‌ی با امواج جهانی هست، هم ثروت هست؛ یک تصویر این‌جوری؛ ما به این میگوییم تمدّن نوین اسلامی، میخواهیم کشورمان به اینجا برسد. دانشگاه [در این زمینه‌] چه نقشی میتواند ایفا کند و چه‌کار باید بکند؟ اوّلا نقش‌آفرینی دانشگاه لازم است، ثانیاً سؤال این است که: چه باید کرد؟ ما چه‌کار کنیم که بتوانیم به اینجا برسیم؟ البتّه این موضوعِ بحث امروز من نیست، چون بحث جلسه‌ای و سخنرانی‌ای نیست؛ اینها کارهای تحقیقاتی مفصّلی لازم دارد؛ من فقط میخواهم این را تذکّر بدهم که دانشگاه ما روی این فکر کند، شما به‌عنوان مدیران دانشگاه‌ها و مسئولان دستگاه آموزش عالی کشور روی این فکر کنید؛ مسئولیّت دانشگاه را بر این اساس قرار بدهید، برنامه‌ها را بر این اساس بریزید که دانشگاه با این سوابقی که گفته شد، با این ریشه‌ی عمیق تاریخی که گفته شد، با این آزمون بزرگی که از خودش در انقلاب نشان داد، این دانشگاه چه نقشی میتواند ایفا کند برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آن‌چنان جامعه‌ای و آن‌چنان ایرانی؟ روی این باید فکر کنید؛ یعنی همه‌ی کارها را بر این اساس باید قرار بدهید.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى - 1394/06/25
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
پیش‌رانی در علم و تمدّن بشری، همراه با معنویّت، همراه با معنویّت. آن روز در یک مجموعه‌ای(۸) -به نظرم پخش هم شده- گفتم فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبه‌ای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- به‌وجود می‌آورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم به‌سمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت به‌سمت حیات طیّبه تمام‌نشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است‌]. صیرورت یعنی حالی‌به‌حالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبه‌روز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعه‌ی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمام‌نشدنی است؛ همین‌طور به‌طور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان - 1394/04/20
عنوان فیش :احیای تفکّر اسلام سیاسی؛آرمان پیش روی جریان دانشجویی
کلیدواژه(ها) : آرمانخواهی, آرمان‌های اسلامی, خصوصیات جنبش دانشجویی, اسلام سیاسی, تمدن اسلامی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
اوّلین فریضه‌ی دانشجویی عبارت است از آرمان‌خواهی. یک‌عدّه‌ای تبلیغ میکنند و وانمود میکنند که آرمان‌خواهی مخالف واقع‌گرایی است؛ نه آقا، آرمان‌خواهی مخالف محافظه‌کاری است، نه مخالف واقع‌گرایی. محافظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی - هرچه تلخ، هرچه بد - باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید؛ این محافظه‌کاری است. معنای آرمان‌گرایی این است که نگاه کنید به واقعیّتها و آنها را درست بشناسید؛ از واقعیّتهای مثبت استفاده کنید، با واقعیّتهای سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. این معنای آرمان‌گرایی است. چشمتان به آرمانها باشد. این اوّلین فریضه‌ی دانشجو است.

آرمانها چه هستند؟ جزو چیزهایی که بنده اینجا یادداشت کرده‌ام به عنوان آرمانها، یکی مسئله‌ی ایجاد جامعه‌ی اسلامی و تمدّن اسلامی است؛ یعنی احیای تفکّر اسلام سیاسی؛ یک‌عدّه‌ای از قرنها پیش، سعی کردند اسلام را از زندگی، از سیاست، از مدیریّت جامعه هرچه میتوانند دور کنند و منحصرش کنند به مسائل شخصی؛ مسائل شخصی را هم یواش یواش محدود کنند به مسائل قبرستان و قبر و مجلس عقد و از این حرفها؛ نه، اسلام آمده است که «الّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله»؛ (1) فقط هم اسلام نیست؛ همه‌ی پیغمبران همین‌جورند. ادیان الهی آمده‌اند برای اینکه در جامعه پیاده بشوند، در جامعه تحقّق واقعی پیدا کنند؛ این باید اتّفاق بیفتد. یکی از مهم‌ترین آرمانها این است.
1 ) سوره مبارکه النساء آیه 64
وَما أَرسَلنا مِن رَسولٍ إِلّا لِيُطاعَ بِإِذنِ اللَّهِ ۚ وَلَو أَنَّهُم إِذ ظَلَموا أَنفُسَهُم جاءوكَ فَاستَغفَرُوا اللَّهَ وَاستَغفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّابًا رَحيمًا
ترجمه :
ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.


مربوط به :بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان - 1394/04/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آرمانها چه هستند؟ جزو چیزهایی که بنده اینجا یادداشت کرده‌ام به عنوان آرمانها، یکی مسئله‌ی ایجاد جامعه‌ی اسلامی و تمدّن اسلامی است؛ یعنی احیای تفکّر اسلام سیاسی؛ یک‌عدّه‌ای از قرنها پیش، سعی کردند اسلام را از زندگی، از سیاست، از مدیریّت جامعه هرچه میتوانند دور کنند و منحصرش کنند به مسائل شخصی؛ مسائل شخصی را هم یواش یواش محدود کنند به مسائل قبرستان و قبر و مجلس عقد و از این حرفها؛ نه، اسلام آمده است که «الّا لِیُطاعَ بِاِذنِ الله»؛(۵) فقط هم اسلام نیست؛ همه‌ی پیغمبران همین‌جورند. ادیان الهی آمده‌اند برای اینکه در جامعه پیاده بشوند، در جامعه تحقّق واقعی پیدا کنند؛ این باید اتّفاق بیفتد. یکی از مهم‌ترین آرمانها این است.

مربوط به :بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی - 1394/03/06
عنوان فیش :جوهر اصلی جامعه‌ی اسلامی عبارت از: تعبّد، ایمان و عمل صالح آحاد ملّت
کلیدواژه(ها) : عبودیت, عمل صالح, ایمان, جامعه اسلامی, مسئولیت مضاعف, وظیفه مسئولان
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
این فرصتها - فرصت ماه شعبان، فرصت ماه رمضان، فرصت ماه رجب - فرصتهای مغتنمی است؛ بخصوص برای ما و شما مسئولان. در نظام اسلامی، جوهر اصلی جامعه‌ی اسلامی عبارت است از تعبّد، ایمان و عمل صالح آحاد ملّت؛ همچنان‌که در این آیاتی که تلاوت‌گر بسیار خوب ما تلاوت کردند، مشاهده کردید؛ اصل قضیه این است. آن چیزی که موجب میشود که ملائکه‌ی الهی به آحاد بشر بگویند «نَحنُ اَولِیآؤُکم فِی الحَیوةِ الدُّنیا وَ فِی الأخِرَة» (1) - ما، هم در دنیا با شما هم‌پیوند و هم‌دستیم، هم در آخرت - و خیلی مهم این است: ایمان، تعبّد و عمل صالح در آحاد مردم، منتها مسئولان به‌طور مضاعف به این خطاب مخاطبند. هرچه مسئولیت سنگین‌تر است، این خطاب هم نسبت به او شدیدتر و سخت‌تر و سنگین‌تر است. باید این را در خودمان ایجاد کنیم؛ یعنی نمایندگی مجلس، مسئولیت در دولت، مسئولیت در نیروهای مسلّح، مسئولیت در قوّه‌ی قضائیه چیزهایی است که اوّلین وظیفه‌ای که به ما متوجّه میکند عبارت باشد از وظیفه‌ی ایجاد ارتباط و اتّصال محکم‌تر با خدای متعال، ایجاد بندگی خالص‌تر و بهتر؛ از این نباید غفلت کنیم.
1 ) سوره مبارکه فصلت آیه 31
نَحنُ أَولِياؤُكُم فِي الحَياةِ الدُّنيا وَفِي الآخِرَةِ ۖ وَلَكُم فيها ما تَشتَهي أَنفُسُكُم وَلَكُم فيها ما تَدَّعونَ
ترجمه :
ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم؛ و برای شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده می‌شود!


مربوط به :بیانات در حرم مطهر رضوی - 1394/01/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
زکات که دارای جنبه‌های فردی است و گذشت و اعطای «ما یحب» را به انسان می‌آموزد که خود این یک تجربه و آزمون بسیار مهم است، امّا یک ترجمان اجتماعی دارد؛ زکات در استعمالات قرآنی، به معنی مطلق انفاقات است اعم از زکات مصطلحی است که در آیه‌ی شریفه‌ی «خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً»(۴) به آن اشاره شده است؛ زکات یعنی مطلق انفاقات مالی، [امّا] جنبه‌ی اجتماعی و ترجمان اجتماعی نظام‌ساز زکات این است که انسانی که در محیط اسلامی و جامعه‌ی اسلامی، برخوردار از مال دنیوی است، خود را متعهّد میداند، مدیون میداند، طلبکار نمیداند، خود را بدهکار جامعه‌ی اسلامی میداند؛ هم در مقابل فقرا و ضعفا، هم در مقابل سبیل‌الله؛ بنابراین زکات با این نگاه، یک حکم و شاخص نظام‌ساز است.

مربوط به :بیانات در حرم مطهر رضوی - 1394/01/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امر به معروف و نهی از منکر که در واقع به نوعی زیربنای همه‌ی حرکات اجتماعی اسلام است که «بِها تُقامُ الفَرائِض»؛(۵) امربه‌معروف یعنی همه‌ی مؤمنان در هر نقطه‌ای از عالم که هستند، موظّفند جامعه را به‌سمت نیکی، به‌سمت معروف، به‌سمت همه‌ی کارهای نیکو حرکت دهند؛ و نهی از منکر یعنی همه را از بدی‌ها، از پستی‌ها، از پلشتی‌ها دور بدارند. هرکدام از این چهار شاخص به‌نحوی ترجمان ساخت و هندسه‌ی نظام اسلامی است.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند» - 1393/11/27
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر نام شهیدان ما تکرار نمیشد، تجلیل نمیشدند و احترام به آنها و خانواده‌های آنها در جامعه‌ی ما به‌صورت یک فرهنگ درنمی‌آمد - که خوشبختانه به‌صورت فرهنگ درآمده - امروز بسیاری از این یادهای ارزشمند و گرانبها فراموش شده بود؛ این ارزشگذاری عظیمی که با حرکت شهادت در یک جامعه به‌وجود می‌آید، به فراموشی سپرده شده بود. نباید بگذارید این اتّفاق بعد از این هم بیفتد؛ روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. و اگر این شد، آن‌وقت مسئله‌ی شهادت که به معنای مجاهدت تمام‌عیار در راه خدا است، در جامعه ماندگار خواهد شد. و اگر این شد، برای این جامعه دیگر شکست وجود نخواهد داشت و شکست معنا نخواهد داشت؛ پیش خواهد رفت. عیناً مثل ماجرای حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام)؛ امروز ۱۳۰۰ سال یا بیشتر از شهادت حضرت اباعبدالله (علیه‌السّلام) میگذرد و روزبه‌روز این داستان برجسته‌تر و زنده‌تر شده. این داستان در بطن خود دارای یک مضامینی است که این مضامین برای حیات اسلامی جامعه ضروری است. اگر این مضامین گسترش پیدا نمیکرد، از اسلام و از قرآن و از حقایق معارف اسلامی هم امروز خبری نبود.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌ - 1393/06/16
عنوان فیش : منافع حج, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : منافع حج, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسئله‌ى حج مسئله‌ى مهمّى است؛ غیر از آنچه در باب معنویّات حج و آثار سازنده‌ى حج وجود دارد، خود این سفر معنوى یک فرصتى است مثل بقیّه‌ى فرصتهاى بزرگ. یک ملّت، هوشیارى خود را باید این‌جور اثبات کند که از فرصتها به نحو کامل استفاده کند و بهره‌مند شود. حج یک فرصت است. نظام اسلامى، جامعه‌ى اسلامى، مردم مسلمان باید این فرصت را مغتنم بشمرند، که براى اصلاح امور دینى و معنوى آنها، براى روشن کردن دل غافلِ همه‌ى ما، و توجّه دادنِ بیشتر جامعه‌ى‌اسلامى به الطاف الهى از یک‌سو، و براى اصلاح بسیارى از امور مهمّه‌ى امّت اسلامى از سوى دیگر، این فرصت میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. از معنویّت حج باید استفاده کرد؛ جایگاه انس با خداى متعال، ذکر خداى متعال، احساس حضور در محضر الهى بیش از همیشه در مناسک حج فراهم است. در حرمین شریفین، در منى، در عرفات، در مشعر، در همین لبیک‌گفتن‌ها، در احرام بستن، اینکه انسان احساس میکند که دارد به دعوت الهى لبیک میگوید و پاسخ میدهد، خود یک فرصت عظیمى است براى دلهاى آگاه و هوشیار که رابطه‌ى خودشان را با خداى متعال مستحکم‌تر کنند. دلهاى خودمان را با خدا آشناتر کنیم؛ این یک فرصت بسیار مهمّى است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج‌ - 1393/06/16
عنوان فیش : فرصتهای عظیم حج, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : فرصتهای عظیم حج, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
حج یک فرصت است. نظام اسلامى، جامعه‌ى اسلامى، مردم مسلمان باید این فرصت را مغتنم بشمرند، که براى اصلاح امور دینى و معنوى آنها، براى روشن کردن دل غافلِ همه‌ى ما، و توجّه دادنِ بیشتر جامعه‌ى‌اسلامى به الطاف الهى از یک‌سو، و براى اصلاح بسیارى از امور مهمّه‌ى امّت اسلامى از سوى دیگر، این فرصت میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام - 1393/04/16
عنوان فیش : جامعه اسلامی, استکبارستیزی, فرآیند انقلاب اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, استکبارستیزی, فرآیند انقلاب اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم؛ نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتی شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد. امروز نبرد جمهوری اسلامی با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوّت ادامه دارد - همان نبرد پیغمبران با طواغیت زمان، با شیاطین انس و جن است. ما دنبال آرمانهای بلند هستیم؛ دنبال تشکیل جامعه‌ی اسلامی، نظام اسلامی، کشور اسلامی، امّت اسلامی و تحقّق بخشیدن به آرزوهای بزرگ پیامبران و صدّیقان و شهیدان [هستیم‌]؛ و دستگاه‌های شیطانی زمان یک جبهه‌اند و طبعاً با یک‌چنین حرکتی مخالفند. [بنابراین] کارشکنی میکنند، اذیت میکنند، تهدید میکنند؛ در عین حال با همه‌ی زرق و برقی که آن جبهه‌ی مقابل دارد و جلال ظاهری و توانایی‌های مادّی‌ای که دارد، این حرکت الهی و حرکت پیامبرانه راه خودش را دارد ادامه میدهد و پیش میرود، اثر میگذارد، روزبه‌روز توسعه پیدا میکند، روزبه‌روز عمق پیدا میکند.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام - 1393/04/16
عنوان فیش : جامعه اسلامی, نظام اسلامی, امت اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, نظام اسلامی, امت اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
ما دنبال آرمانهای بلندهستیم؛ دنبال تشکیل جامعه‌ی اسلامی، نظام اسلامی، کشور اسلامی، امّت اسلامی و تحقّق بخشیدن به آرزوهای بزرگ پیامبران و صدّیقان و شهیدان [هستیم‌]؛ و دستگاه‌های شیطانی زمان یک جبهه‌اند و طبعاً با یک‌چنین حرکتی مخالفند.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : انس با قرآن, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : انس با قرآن, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
کارى که قرآنى‌ها امروز در کشور ما میکنند، به‌نظر من یک کار راهبردى و مهم است. درست است که انس با قرآن براى خود تلاوت‌کننده‌ى قرآن و مأنوس با قرآن مایه‌ى ارتفاع درجات و تعمیق معارف است - این به جاى خود محفوظ؛ یعنى فیضى که خود شما خواننده‌ى قرآن و تالى قرآن میبرید، این در جاى خود دستاورد مهمّى است - امّا در وراى این یک دستاورد دیگرى وجود دارد که دایره‌ى آن وسیع‌تر است، و آن عبارت است از نزدیک کردن جامعه‌ى اسلامى به فهم قرآن و به اُنس با قرآن، و نزدیک شدن به قرآن؛ این خیلى مهم است. امروز جامعه‌ى قرآنى ما، قاریان و حافظان و ترتیل‌کنندگان و بقیّه‌ى کسانى که در این راه تلاش میکنند، در واقع این حرکت راهبردى را دارند انجام میدهند و این بسیار مهم است؛ این‌را باید قدر دانست.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : استحکام ساخت درونی, جامعه اسلامی, انس با قرآن, وعده‌های الهی
کلیدواژه(ها) : استحکام ساخت درونی, جامعه اسلامی, انس با قرآن, وعده‌های الهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى با انس روزافزون با قرآن استحکام درونى پیدا میکند؛ و استحکام درونى آن چیزى است که جوامع را در راه‌هاى مطلوب خودشان و به‌سوى مطلوبهاى خودشان قادر میسازد و قدرت برخورد با چالشها به جوامع میدهد. باید در درون مستحکم بود؛ این استحکام درونى به برکت انس با قرآن حاصل میشود. انس با قرآن ایمان را تقویت میکند، توکّل به خدا را زیاد میکند، اعتماد به وعده‌ى الهى را زیاد میکند، ترس و خوف از مشکلات مادّى را در انسان کم میکند، انسانها را تقویّت روحى میکند، اعتماد به نفس میدهد، راه‌هاى تقرّب به خدا را براى انسان روشن میکند. فواید و منافع انس با قرآن در این بخش اینها است.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : تدبر در قرآن, بصیرت, جامعه اسلامی, بیداری اسلامی, انس با قرآن
کلیدواژه(ها) : تدبر در قرآن, بصیرت, جامعه اسلامی, بیداری اسلامی, انس با قرآن
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
قرآن کتاب معرفت است، کتاب نور است. وَ مَا جَالَسَ هَذَا القُرآنَ اَحَدٌ اِلّا قَامَ عَنْهُ بِزِیادَة اَو نُقصَانٍ زِیَادَةٍ فى هُدًى اَو نقصانٍ فى عمًى؛ این کلام منسوب به امیرالمؤمنین است؛ فرمود: هرکسى که با قرآن نشست، از این نشست که برخاست، یا هدایتى در او افزون شده است یا بى‌معرفتى و کورى‌اى از او کم شده است. یک افزایشى و یک نقصانى در او به‌وجود مى‌آید، افزایش در هدایت و نقصان در کورى، نقصان در گمراهى، یعنى گمراهى انسان کم میشود. هدایت انسان، آگاهى انسان افزایش پیدا میکند؛ نشست و برخاست با قرآن این‌جورى است؛ این البتّه با توجّه و تدبّر در قرآن حاصل میشود. قرآن را باید با توجّه خواند؛ توجّه داشته باشیم که صِرف تشکیل این اصوات مطلوب نیست؛ با توجّه به معانى، با توجّه به مرادات قرآنى باید قرآن را خواند؛ اگر این شد، آن وقت جامعه‌ى اسلامى راه خودش را پیدا میکند. اَللهُ وَلىُّ الَّذینَ ءامَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّور؛ از ظلمات خرافات، از ظلمات گمراهى‌ها، از ظلمت ترس، از ظلمت توهّمات، انسان خارج میشود «اِلَى النُّور»؛ نور هدایت، نور معرفت، نور تقرّب به پروردگار، نور انس با پروردگار. اینها خصوصیّاتى [است‌] که با نشستن با قرآن و انس با قرآن براى انسان به‌وجود مى‌آید و ما به این احتیاج داریم؛ امّت اسلامى امروز به این احتیاج دارد. جامعه‌ى اسلامى امروز با چالشهاى جدّى روبه‌رو است؛ مکرّر عرض کردیم توجّه به چالشها به معناى این نیست که ما احساس کنیم که دشمن قوى است و بر ما غلبه پیدا خواهد کرد؛ این‌جور نیست. جامعه‌ى اسلامى با چالشها مواجه است و مواجهه‌ى با چالشها یک فرصتى است براى اینکه اسلام بتواند از مراحل سیر تاریخىِ حرکت به‌سوى اعتلاى مورد نظر، ان‌شاءالله یک پلّه‌ى دیگر، یک حرکت دیگر، یک مرحله‌ى دیگر پیش برود؛ امروز این‌جورى است. ما در دوره‌هاى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى و قبل از بیدارى اسلامى، دنیاى اسلام را در حال غفلت میدیدیم؛ امروز دنیاى اسلام در حال آگاهى است. حوادثى هم که در دنیاى اسلام رخ میدهد، به کمک آگاهى امّت اسلامى مى‌آید؛ ما را آگاه‌تر میکند، روشن‌تر میکند، وظایف ما را براى ما مشخّص‌تر میکند. دشمنان اسلام از این بصیرت مؤمنین و امّت اسلامى بیمناکند؛ ما این بصیرت را باید روزبه‌روز تقویت بکنیم؛ اوّلین مرحله همین است که این چالشها را بشناسیم.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : انس با قرآن, استحکام ساخت درونی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : انس با قرآن, استحکام ساخت درونی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شما برادران عزیز توجّه داشته باشید که نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى با انس روزافزون با قرآن استحکام درونى پیدا میکند؛ و استحکام درونى آن چیزى است که جوامع را در راه‌هاى مطلوب خودشان و به‌سوى مطلوبهاى خودشان قادر میسازد و قدرت برخورد با چالشها به جوامع میدهد.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : قرآن, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : قرآن, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
قرآن را باید با توجّه خواند؛ توجّه داشته باشیم که صِرف تشکیل این اصوات مطلوب نیست؛ با توجّه به معانى، با توجّه به مرادات قرآنى باید قرآن را خواند؛ اگر این شد، آن وقت جامعه‌ى اسلامى راه خودش را پیدا میکند.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ى اسلامى امروز با چالشهاى جدّى روبه‌رو است؛ مکرّر عرض کردیم توجّه به چالشها به معناى این نیست که ما احساس کنیم که دشمن قوى است و بر ما غلبه پیدا خواهد کرد؛ این‌جور نیست.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1393/04/08
عنوان فیش : جامعه اسلامی, فرصت
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, فرصت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ى اسلامى با چالشها مواجه است و مواجهه‌ى با چالشها یک فرصتى است براى اینکه اسلام بتواند از مراحل سیر تاریخىِ حرکت به‌سوى اعتلاى مورد نظر، ان‌شاءالله یک پلّه‌ى دیگر، یک حرکت دیگر، یک مرحله‌ى دیگر پیش برود.

مربوط به :بیانات در دیدار پژوهشگران و کارکنان‌ مؤسسه «دارالحدیث» و پژوهشگاه «قرآن و حدیث» - 1393/03/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
تشکّر میکنیم از جناب آقاى رى‌شهرى و همکاران عزیز و محترمشان به‌خاطر این هدیه‌ى ارزشمندى که به‌مناسبت این عید به جامعه‌ى اسلامى و جامعه‌ى علمى تحویل دادند؛ یعنى همین دانشنامه‌ى مهدویّت، با این خصوصیّاتى که ذکر کردند، که خصوصیّات مهمّى است. به نظرم دیروز یا پریروز کتاب را آوردند و من فرصت کردم توّرق مختصرى بکنم؛ به نظرم کتاب برجسته و جالبى آمد.

مربوط به :بیانات در دیدار پژوهشگران و کارکنان‌ مؤسسه «دارالحدیث» و پژوهشگاه «قرآن و حدیث» - 1393/03/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی, وعده‌های الهی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, وعده‌های الهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
باید منتظر بود. این نگاه ادیان به پایانِ راهِ کاروان بشرى، نگاه بسیار امیدبخشى است؛ حقیقتاً روحیّه‌ى انتظار و روحیّه‌ى ارتباط با ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) و منتظر ظهور بودن و منتظر آن روز بودن، یکى از بزرگ‌ترین دریچه‌هاى فرج براى جامعه‌ى اسلامى است. منتظر فرج هستیم؛ خود این انتظار، فرج است؛ خود این انتظار، دریچه‌ى فرج است، امیدبخش است، نیروبخش است؛ از احساس بیهودگى، از احساس ضایع شدن، از نومیدى، از گیج و گمى نسبت به آینده جلوگیرى میکند؛ امید میدهد، خط میدهد. مسئله‌ى امام زمان (سلام الله علیه) این است و امیدواریم که خداى متعال ما را به معناى واقعى کلمه از منتظران قرار بدهد و چشم ما را به تحقّق این وعده‌ى الهى روشن کند.

مربوط به :بیانات در دیدار پژوهشگران و کارکنان‌ مؤسسه «دارالحدیث» و پژوهشگاه «قرآن و حدیث» - 1393/03/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
از خداوند متعال مسئلت میکنیم که شما را موفّق بدارد. و مجدّداً تشکّر میکنیم از اینکه این هدیه‌ى باارزش را در ایّام این عید مبارک به جامعه‌ى اسلامى تحویل دادید و جامعه‌ى فکرى و معرفتى کشور ان‌شاءالله بهره‌ى کامل را از این عیدى‌اى که شما دادید خواهد برد.

مربوط به :بیانات در مراسم بیست‌ و پنجمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1393/03/14
عنوان فیش : مکتب امام خمینی, جامعه اسلامی, مردمسالاری دینی
کلیدواژه(ها) : مکتب امام خمینی, جامعه اسلامی, مردمسالاری دینی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
افرادى گمان نکنند که امام بزرگوار ما، انتخابات را از فرهنگ غربى گرفت و آن را قاطى کرد با تفکر اسلامى و شریعت اسلامى؛ نه، اگر انتخابات و مردم‌سالارى و تکیه‌ى به آراء مردم، جزو دین نمیبود و از شریعت اسلامى استفاده نمیشد، امام هیچ تقیدى نداشت؛ آن آدم صریح و قاطع، مطلب را بیان میکرد. این جزو دین است، لذا شریعت اسلامى چهارچوب است؛ در همه‌ى قانونگذارى‌ها و اجراها و عزل‌ونصب‌ها و رفتارهاى عمومى که تابع این نظم سیاسى و مدنى است، باید شریعت اسلامى رعایت بشود. و گردش کار در این نظام به‌وسیله‌ى مردم‌سالارى است؛ یعنى آحاد مردم نماینده‌ى مجلس را انتخاب میکنند، رئیس‌جمهور را انتخاب میکنند، وزرا را با واسطه انتخاب میکنند، خبرگان را انتخاب میکنند، رهبرى را با واسطه انتخاب میکنند؛ کار، دست مردم است؛ این، پایه‌ى اصلى حرکت امام بزرگوار است. این بناى عظیمى که این بزرگوار گذاشت، متکى به این دو پایه است. التزام به شریعت اسلامى، روح و حقیقت نظام اسلامى است؛ این را توجه داشته باشند. شریعت اسلامى اگر در جامعه به‌طور کامل اجرا بشود، هم آزادى‌هاى عمومى و مدنى را - آزادى افراد را، آزادى فردى را - تأمین میکند، هم آزادى ملت را که اسم آن استقلال است - استقلال یعنى آزادى در ابعاد یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که به‌هرصورت تحت نفوذ و سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد - تضمین میکند، [هم] عدالت را در جامعه تضمین میکند، هم معنویت را تضمین میکند؛ این چهار عنصر اصلى است: آزادى، استقلال، عدالت، معنویت. اگر شریعت اسلامى بر جامعه حاکم شد، این پدیده‌هاى اساسى در نظم جامعه‌ى اسلامى، خود را نشان میدهند. بنابراین امام بزرگوار ما شریعت اسلامى را که روح جمهورى اسلامى است، مورد تکیه قرار داده است؛ مردم‌سالارى دینى را هم که یک وسیله و ابزار است که آن هم متخَذ از شریعت است، مورد تکیه قرار داده.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى - 1393/03/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
انسانها به برکت خِرَد است که میتوانند پیام پیامبران را درک کنند؛ از مشکلات و دشوارى‌هاى راه نورانى پیغمبران نهراسند و آنها را بتوانند پشت سر بگذارند. به برکت عقل و اندیشه و خِرَد است که بشریت میتواند از مفاهیم قرآن بدرستى استفاده کند. اگر جامعه‌ى اسلامى به همین یک دستور عمل کند، یعنى نیروى فکر را، به کارگیرى اندیشه و خِرَد را در میان خود یک امر رایج و عمومى قرار بدهد، عمده‌ى مشکلات بشر حل خواهد شد؛ عمده‌ى مشکلات جامعه‌ى اسلامى حل خواهد شد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم استان ایلام در سالروز ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام - 1393/02/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی, عزت ملی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, عزت ملی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
جامعه‌ى اسلامى جامعه‌اى است که اگر از لحاظ جنبه‌هاى مادّى به اسلام عمل بکند، بدون تردید در قلّه قرار خواهد گرفت؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت لازم، از لحاظ معیشت، از لحاظ روابط اجتماعى، از لحاظ عزّت و شرف دنیائى و عمومى و ملّى و بین‌المللى در اوج قرار میگیرد؛ امّا این همه‌ى کارها نیست، همه‌ى هدفها نیست. اگر زندگى ما در دنیا زندگى خوبى باشد، امّا لحظه‌ى مرگ ما لحظه‌ى بدبختى و روسیاهى ما باشد، چه فایده دارد؟ امام سجّاد (علیه‌السّلام) در دعاى صحیفه‌ى سجّادیّه میفرماید: اَمِتنا مُهتَدینَ غَیرَ ضالّینَ، طائِعینَ غَیرَ مُستَکرِهین؛ میگوید پروردگارا! من را درحالى از دنیا ببر و بمیران که هدایت‌یافته باشم، گمراه نباشم؛ من را درحالى از دنیا و از این نشئه ببر که من با طوع و رغبت به آن‌طرف بروم. چه کسى با طوع و رغبت از این گذرگاه عبور میکند؟ آن کسى که به آن‌طرف خاطرجمع است.

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جامعه اسلامی, جنبش 99 درصدی, بحران غرب, امنیت اخلاقی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, جنبش 99 درصدی, بحران غرب, امنیت اخلاقی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
هدفى که ما براى جمهورى اسلامى، بر اساس آموخته‌هاى عمومى انقلاب در نظر گرفتیم آن هدف، هدف خیلى والایى است. هدف، ایجاد یک جامعه‌ى نمونه است. شما میخواهید در محدوده‌ى ایران عزیز - که از لحاظ جغرافیایى در یک نقطه‌ى بسیار حسّاسى از دنیا هم واقع شده است - یک جامعه‌اى بسازید که به برکت اسلام و زیر پرچم قرآن، الگو باشد؛ هم الگو از لحاظ مادّى و پیشرفتهاى مادّى، هم در عین حال الگو از لحاظ معنویّت و از لحاظ اخلاق. غربى‌ها در زمینه‌ى مادّى یک جَستى زدند، در یک دورانى جهشى کردند؛ امّا این جهش جدا و مباین و معارض با حرکت اخلاقى بود؛ یک جهش صددرصد مادّى بود. اول کسى نفهمید چه اتّفاقى افتاد، امّا حالا دارند میفهمند، دارند خسارتهاى غیرقابل جبران آن را یواش یواش احساس میکنند. کسى خیال نکند یک تمدّن مادّى محض و دور از معنویّت خواهد توانست آب خوش از گلوى مردم خود فرو ببرد؛ نخیر، پدرشان در مى‌آید؛ همین حالا دارد پدرشان در مى‌آید. نه به‌خاطر این تظاهرات در خیابانهاى اروپا و مانند اینها؛ نه، گرفتارى براى غرب عمیق‌تر از این حرفها است. آنچه براى بشر در درجه‌ى اول لازم است، امنیّت روحى است، امنیّت اخلاقى است، امنیّت وجدانى است، رضایت وجدان است؛ در محیطهاى غربى این نیست و بدتر از این خواهد شد. اگر با حرفهاى این نویسندگان و منتقدان و متفکّرانشان آشنا باشید، مى‌بینید مدتّها است، چندین سال است که صدایشان در آمده است؛ گوشه‌هاى فاسدشده و رو به افزایش فساد در جامعه‌شان را دارند نشان میدهند؛ زندگى مادّى این‌جورى است. بله، از لحاظ علم و پیشرفتهاى فنّاورى و این چیزها پیش رفته‌اند، کارهاى بزرگى انجام داده‌اند؛ امّا آن‌طرف قضیّه، زمین ماند و همین زمینشان میزند. آن جامعه‌اى مورد نظر اسلام است که از لحاظ مادّى، یعنى از لحاظ ثروت، از لحاظ علم، از لحاظ سطح زندگى، در سطح بالایى باشد؛ از لحاظ اخلاق و معنویّت هم در آن سطح و یا بالاتر از آن سطح باشد. این میشود جامعه‌ى اسلامى؛ شما میخواهید این را درست کنید؛ این راه خیلى طولانى در پیش دارد. و این شدنى است، کسى نگوید نمیشود؛ چرا، خیلى‌چیزها را خیال میکردند نمیشود، شد.

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هدفى که ما براى جمهورى اسلامى، بر اساس آموخته‌هاى عمومى انقلاب در نظر گرفتیم - «ما» که عرض میکنم، مراد این حقیر نیست؛ مراد، ملّت ایران و مسئولان انقلاب است؛ صاحبان انقلاب - آن هدف، هدف خیلى والایى است هدف، ایجاد یک جامعه‌ى نمونه است.

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شما میخواهید در محدوده‌ى ایران عزیز - که از لحاظ جغرافیایى در یک نقطه‌ى بسیار حسّاسى از دنیا هم واقع شده است - یک جامعه‌اى بسازید که به برکت اسلام و زیر پرچم قرآن، الگو باشد؛ هم الگو از لحاظ مادّى و پیشرفتهاى مادّى، هم در عین حال الگو از لحاظ معنویّت و از لحاظ اخلاق.

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
آن جامعه‌اى مورد نظر اسلام است که از لحاظ مادّى، یعنى از لحاظ ثروت، از لحاظ علم، از لحاظ سطح زندگى، در سطح بالایى باشد؛ از لحاظ اخلاق و معنویّت هم در آن سطح و یا بالاتر از آن سطح باشد. این میشود جامعه‌ى اسلامى؛

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شما میخواهید جامعه‌ى اسلامى را درست کنید؛ این راه خیلى طولانى در پیش دارد. و این شدنى است، کسى نگوید نمیشود؛ چرا، خیلى‌چیزها را خیال میکردند نمیشود، شد.

مربوط به :بیانات در دیدار معلمان و فرهنگیان سراسر کشور - 1393/02/17
عنوان فیش : جوان مؤمن انقلابی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جوان مؤمن انقلابی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
با این روحیّه‌ى تدیّن و انقلابیگرى است که میشود این راه [جامعه اسلامی]را پیش رفت؛ سنگلاخ هم باشد، میشود پیش رفت، مانع هم باشد، از روى آن مانع میشود پرید؛ به شرط اینکه روحیّه‌ى انقلابى و تدیّن و پایبندى به تعهّد دینى و انقلابى وجود داشته باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهم‌السلام - 1393/01/31
عنوان فیش :پیروی از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در رفتار
کلیدواژه(ها) : ورع, تقوا, جامعه اسلامی
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
قطعاً ذهن محدود بشری نمیتواند ابعاد شخصیّت‌های آسمانی و افلاکی از قبیل فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را محاسبه و اندازه‌گیری کند؛ عقلها توان این را ندارند که این ابعاد معنوی را تقویم کنند، تقدیر کنند، اندازه‌گیری کنند؛ لکن میشود از رفتارها الگو گرفت. مقامات معنوی، یک مسئله است؛ رفتارهایی که جلوی چشم ما است، یک مسئله‌ی [دیگر] است. نه به این معنا که ما قادر باشیم نسخه‌ی دوّم آن رفتارها را از خودمان بُروز بدهیم، این نیست؛ امّا میتوان دنباله‌رو بود. امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(1) بعد از آنکه شیوه‌ی زندگی خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدی زندگی میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه‌ی من و شما است. هدفها را برای ما ترسیم کردند، هم هدفهای فردی و شخصی را، هم هدفهای اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بی‌حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است.
اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه‌ی اسلامی و جامعه‌ی اسلامی [است‌]؛ جامعه‌ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به‌سوی این هدف حرکت کنند: جامعه‌ی آباد، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ی مستقل، جامعه‌ی دارای اخلاق والا، جامعه‌ی متّحد، یکپارچه، جامعه‌ی متّقی و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه‌ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه‌ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه‌جور میشود به این هدفها رسید؟ همین‌طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه‌جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتی انجام بگیرد، آن‌وقت شما دل مبارک فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها برای همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به‌خرج دادند.
1 ) نامه 45 : از نامه‏هاى آن حضرت است به عثمان بن حنيف انصارى، كار گزارش در بصره، وقتى به حضرت خبر رسيد او را به مهمانى دعوت كرده‏اند و او به آنجا رفته.
أَمَّا بَعْدُ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْيَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاكَ إِلَى مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَيْهَا تُسْتَطَابُ لَكَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَيْكَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّكَ تُجِيبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِيُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَيْقَنْتَ بِطِيبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَ يَسْتَضِي‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ فَوَاللَّهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً وَ لَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَ لَا أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا كَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ وَ لَهِيَ فِي عَيْنِي أَوْهَى وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِي ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِيبُ أَخْبَارُهَا وَ حُفْرَةٌ لَوْ زِيدَ فِي فُسْحَتِهَا وَ أَوْسَعَتْ يَدَا حَافِرِهَا لَأَضْغَطَهَا الْحَجَرُ وَ الْمَدَرُ وَ سَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاكِمُ وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَكِنْ هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ وَ يَقُودَنِي جَشَعِي إِلَى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِي الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ أَوْ أَبِيتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى وَ أَكْبَادٌ حَرَّى أَوْ أَكُونَ كَمَا قَالَ الْقَائِلُ : وَ حَسْبُكَ دَاءً أَنْ تَبِيتَ بِبِطْنَةٍ * وَ حَوْلَكَ أَكْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِدِّ أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِي بِأَنْ يُقَالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَا أُشَارِكُهُمْ فِي مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِي جُشُوبَةِ الْعَيْشِ فَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَكَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِيقَ الْمَتَاهَةِ وَ كَأَنِّي بِقَائِلِكُمْ يَقُولُ إِذَا كَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً. وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَيْهَا وَ سَأَجْهَدُ فِي أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْكُوسِ وَ الْجِسْمِ الْمَرْكُوسِ حَتَّى تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَيْنِ حَبِّ الْحَصِيدِ . وَ مِنْ هَذَا الْكِتَابِ ، وَ هُوَ آخِرُهُ : إِلَيْكِ عَنِّي يَا دُنْيَا فَحَبْلُكِ عَلَى غَارِبِكِ قَدِ انْسَلَلْتُ مِنْ مَخَالِبِكِ وَ أَفْلَتُّ مِنْ حَبَائِلِكِ وَ اجْتَنَبْتُ الذَّهَابَ فِي مَدَاحِضِكِ أَيْنَ الْقُرُونُ الَّذِينَ غَرَرْتِهِمْ بِمَدَاعِبِكِ أَيْنَ الْأُمَمُ الَّذِينَ فَتَنْتِهِمْ بِزَخَارِفِكِ فَهَا هُمْ رَهَائِنُ الْقُبُورِ وَ مَضَامِينُ اللُّحُودِ وَ اللَّهِ لَوْ كُنْتِ شَخْصاً مَرْئِيّاً وَ قَالَباً حِسِّيّاً لَأَقَمْتُ عَلَيْكِ حُدُودَ اللَّهِ فِي عِبَادٍ غَرَرْتِهِمْ بِالْأَمَانِيِّ وَ أُمَمٍ أَلْقَيْتِهِمْ فِي الْمَهَاوِي وَ مُلُوكٍ أَسْلَمْتِهِمْ إِلَى التَّلَفِ وَ أَوْرَدْتِهِمْ مَوَارِدَ الْبَلَاءِ إِذْ لَا وِرْدَ وَ لَا صَدَرَ هَيْهَاتَ مَنْ وَطِئَ دَحْضَكِ زَلِقَ وَ مَنْ رَكِبَ لُجَجَكِ غَرِقَ وَ مَنِ ازْوَرَّ عَنْ حَبَائِلِكِ وُفِّقَ وَ السَّالِمُ مِنْكِ لَا يُبَالِي إِنْ ضَاقَ بِهِ مُنَاخُهُ وَ الدُّنْيَا عِنْدَهُ كَيَوْمٍ حَانَ انْسِلَاخُهُ اعْزُبِي عَنِّي فَوَاللَّهِ لَا أَذِلُّ لَكِ فَتَسْتَذِلِّينِي وَ لَا أَسْلَسُ لَكِ فَتَقُودِينِي وَ ايْمُ اللَّهِ يَمِيناً أَسْتَثْنِي فِيهَا بِمَشِيئَةِ اللَّهِ لَأَرُوضَنَّ نَفْسِي رِيَاضَةً تَهِشُّ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ مَطْعُوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً وَ لَأَدَعَنَّ مُقْلَتِي كَعَيْنِ مَاءٍ نَضَبَ مَعِينُهَا مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا أَ تَمْتَلِئُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْيِهَا فَتَبْرُكَ وَ تَشْبَعُ الرَّبِيضَةُ مِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ وَ يَأْكُلُ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ فَيَهْجَعَ قَرَّتْ إِذاً عَيْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِينَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِيمَةِ الْهَامِلَةِ وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ طُوبَى لِنَفْسٍ أَدَّتْ إِلَى رَبِّهَا فَرْضَهَا وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِهَا بُؤْسَهَا وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَهَا حَتَّى إِذَا غَلَبَ الْكَرَى عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ أَرْضَهَا وَ تَوَسَّدَتْ كَفَّهَا فِي مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُيُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ وَ تَجَافَتْ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فَاتَّقِ اللَّهَ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ وَ لْتَكْفُفْ أَقْرَاصُكَ لِيَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُكَ .
ترجمه :
اما بعد، اى پسر حنيف، به من خبر رسيده كه مردى از جوانان اهل بصره تو را به مهمانى خوانده و تو هم به آن مهمانى شتافته‏اى، با غذاهاى رنگارنگ، و ظرفهايى پر از طعام كه به سويت آورده مى‏شده پذيراييت كرده‏اند، خيال نمى‏كردم مهمان شدن به سفره قومى را قبول كنى كه محتاجشان را به جفا مى‏رانند، و توانگرشان را به مهمانى مى‏خوانند به لقمه‏اى كه بر آن دندان مى‏گذارى دقت كن، لقمه‏اى را كه حلال و حرامش بر تو روشن نيست بيرون افكن، و آنچه را مى‏دانى از راه‏هاى حلال به دست آمده بخور. معلومت باد كه هر مأمومى را امامى است كه به او اقتدا مى‏كند، و از نور علمش بهره مى‏گيرد. آگاه باش امام شما از تمام دنيايش به دو جامه كهنه، و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده. معلومتان باد كه شما تن دادن به چنين روشى را قدرت نداريد، ولى مرا با ورع و كوشش در عبادت، و پاكدامنى و درستى يارى كنيد. به خدا قسم من از دنياى شما طلايى نيندوخته، و از غنائم فراوان آن ذخيره‏اى برنداشته، و عوض اين جامه كهنه‏ام جامه كهنه ديگرى آماده نكرده‏ام آرى از آنچه آسمان بر آن سايه انداخته، فقط فدك در دست ما بود، كه گروهى از اينكه در دست ما باشد بر آن بخل ورزيدند، و ما هم به سخاوت از آن دست برداشتيم، و خداوند نيكوترين حاكم است. مرا با فدك و غير فدك چه كار كه در فردا جاى شخص در گور است، كه آثار آدمى در تاريكى آن از بين مى‏رود، و اخبارش پنهان مى‏گردد، گودالى كه اگر به گشادگى آن بيفزايند، و دستهاى گور كن به وسيع كردن آن اقدام نمايد باز هم سنگ و كلوخ زمين آن را به هم فشارد، و خاك روى هم انباشته رخنه‏هايش را ببندد اين است نفس من كه آن را به پرهيزكارى رياضت مى‏دهم تا با امنيت وارد روز خوف اكبر گردد، و در اطراف لغزشگاه ثابت بماند. اگر مى‏خواستم هر آينه مى‏توانستم به عسل مصفّا، و مغز اين گندم، و بافته‏هاى ابريشم راه برم، اما چه بعيد است كه هواى نفسم بر من غلبه كند، و حرصم مرا به انتخاب غذاهاى لذيذ وادار نمايد در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه كسى زندگى كند كه براى او اميدى به يك قرص نان نيست، و سيرى شكم را به ياد نداشته باشد، يا آنكه شب را با شكم سير صبح كنم در حالى كه در اطرافم شكمهاى گرسنه، و جگرهايى سوزان باشد، يا چنان باشم كه گوينده‏اى گفته: «اين درد و ننگ تو را بس كه با شكم سير بخوابى، و در اطراف تو شكم‏هايى باشد كه پوستى را براى خوردن آرزو كنند». آيا به اين قناعت كنم كه به من امير مؤمنان گفته شود، ولى در سختى‏هاى روزگار با آنان شريك نباشم، يا در تلخى‏هاى زندگى الگويشان محسوب نشوم آفريده نشدم تا خوردن غذاهاى پاكيزه مرا سر گرم كند به مانند حيوان به آخور بسته كه همه انديشه‏اش علف خوردن است، يا چهار پاى رها شده كه كارش به هم زدن خاكروبه‏هاست، از علف‏هاى آن شكم را پر مى‏كند، و از منظور صاحبش از سير كردن او بى‏خبر مى‏باشد، هيهات از اينكه رهايم ساخته، يا بيكار و بيهوده‏ام گذاشته باشند، يا كشاننده عنان گمراهى باشم، يا در حيرت و سرگردانى بيراهه روم. انگار گوينده‏اى از شما مى‏گويد: اگر خوراك فرزند ابى طالب اين است پس ضعف و سستى او را از جنگ با هماوردان و معارضه با شجاعان مانع مى‏گردد بدانيد درختان بيابانى چوبشان سخت‏تر، و درختان سرسبز پوستشان نازك‏تر، و گياهان صحرايى آتششان قوى‏تر، و خاموشى آنها ديرتر است. من و رسول خدا همچون دو درختى هستيم كه از يك ريشه رسته، و چون ساعد و بازو مى‏باشيم. به خدا قسم اگر عرب در جنگ با من همدست شوند من از مقابله با آنان روى بر نگردانم، و اگر فرصت‏ها دست دهد شتابان بدان سو (شام) مى‏روم، و خواهم كوشيد تا زمين را از اين موجود وارونه، و سرنگون كالبد (معاويه) پاك نمايم، تا سنگريزه‏ها از ميان دانه‏هاى درو شده بيرون رود. و از اين نامه است كه پايان آن است اى دنيا، از من فاصله بگير، كه مهارت را بر گردنت انداختم، از چنگالت بيرون جستم، از دامهايت فرار كردم، و از رفتن در لغزشگاههايت دورى گزيدم. كجايند گذشتگانى كه به بازيهايت آنان را فريفتى كجايند ملّتهايى كه با زر و زيورت آنان را مغرور نمودى اينك اينان گروگانهاى قبور، و فرورفته در لابلاى لحدهايند. به خدا قسم اى دنيا اگر موجودى قابيل ديدن، و جسمى سزاوار لمس بودى، حدود خدا را بر تو جارى مى‏ساختم در رابطه با بندگانى كه به آرزوها فريبشان دادى، و ملتهايى كه در پرتگاه‏هاى هلاكت انداختى، و پادشاهانى كه تسليم نابودى كردى و به سر چشمه‏هاى بلا وارد نمودى، به جايى كه در ورود و خروجش امنيت نباشد. هيهات هر كس گام در لغزشگاههايت نهد بلغزد، و هر كه سوار آبهاى متراكمت گردد غرق شود، و آن كه از دامهاى تو به يك سو رود موفق گردد، و كسى كه از فتنه‏هاى تو سالم است باكى ندارد كه گرفتار تنگى زندگى باشد، و دنيا نزد او مانند روزى است كه لحظه پايانش فرا رسيده. از من دور شو، به خدا قسم رام تو نشوم تا مرا به خوارى نشانى، و عنان به دستت نگذارم تا هر كجا خواهى ببرى. قسم به خداوند، قسمى كه فقط اراده حق را از آن استثنا مى‏كنم، آنچنان نفس خويش را به رياضت وادارم كه به يك قرص نان زمانى كه براى خوردن يابد شاد شود، و به جاى خورش به نمك قناعت كند، و كاسه چشمم را در گريه‏هاى شب و روز قرار دهم تا چون چشمه‏اى كه آبش فرو رفته اشكى در آن نماند. آيا به همان گونه كه حيوان چرنده شكمش را با چريدن پر كند و بخوابد، و رمه گوسپند كه از علف سير مى‏شود و به جانب خوابگاهش مى‏رود، على هم از توشه خود بخورد و بخوابد چشمش روشن كه پس از ساليانى دراز به چهارپايان رها شده، و گوسپندان چرنده اقتدا كند خوشا به حال كسى كه واجبات پروردگارش را به جا آورده، و مشكلات را تحمل نموده، و در شب از خواب خوش دورى كرده، تا وقتى كه خواب بر او چيره شود زمين را فرش خود گرفته، و دست را بالش زير سر كند، در ميان جمعيتى كه ترس از قيامت ديده‏هايشان‏ را بيدار گذاشته، و پهلوهاشان از بستر استراحت جدا شده، و لبهاشان به ذكر پروردگارشان آهسته و آرام گوياست، و گناهانشان به كثرت استغفار از بين رفته، «اينان حزب خدايند، و بدانيد كه حزب خدا رستگارانند». پسر حنيف از خدا پروا كن، و قرص‏هاى نان خودت تو را بس باشد، تا اين روش موجب خلاصى‏ات از آتش جهنم گردد


مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهم‌السلام - 1393/01/31
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یکی از نعمتهای بزرگ خدا در حقّ ما است که منبع الهام برای جامعه‌ی اسلامی و شیعی، با ولادتها، با زندگی‌نامه‌ها، با دوران شهادتها، پی‌درپی و به‌طور متواتر به جامعه‌ی ما الهام میدهد؛ این را خیلی باید قدر دانست. در ولادت امیرالمؤمنین، ولادت پیغمبر، ولادت امام حسن، ولادت امام حسین، ولادت فاطمه‌ی زهرا، یاد این ستارگان فروزان و این عَلَمهای رهنُمای انسان، در دلها زنده میشود؛ این خیلی مغتنم است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهم‌السلام - 1393/01/31
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه‌ی اسلامی و جامعه‌ی اسلامی [است‌]؛ جامعه‌ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به‌سوی این هدف حرکت کنند: جامعه‌ی آباد، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ی مستقل، جامعه‌ی دارای اخلاق والا، جامعه‌ی متّحد، یکپارچه، جامعه‌ی متّقی و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه‌ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه‌ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه‌جور میشود به این هدفها رسید؟ همین‌طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه‌جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی - 1392/10/29
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ولادت[پیامبر اکرم] مبارك منشأ بركاتی است كه در طول قرون بر زندگی آحاد بشر فرو ریخته است و ملّتها را، انسانها را، انسانیّت را به برترین عوالم انسانی و فكری و روحی و به تمدّنی والا و به چشم‌اندازی روشن برای زندگی رسانده است. آنچه در سالگرد این ولادت برای دنیای اسلام و جامعه‌ی اسلامی مهم است، این است كه انتظارات پیامبر اكرم از جامعه‌ی اسلامی را مدّ نظر قرار بدهد و سعی كند و مجاهدت كند كه این انتظارات برآورده شود؛ سعادت دنیای اسلام در این است و لاغیر. اسلام برای آزادی بشر آمد، هم آزادی از قید و بند فشار دستگاه‌های مستبد و ظالم بر طبقات گوناگون انسان و ایجاد حكومت عادلانه برای بشر، و هم آزادی از اندیشه‌ها و تصوّرات و اوهام حاكم بر زندگی انسان؛ كه مسیر زندگی انسان را در جهت خلاف مصلحت او باز كرده بود و پیش میبرد.

مربوط به :بیانات در دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور - 1392/08/29
عنوان فیش : جامعه اسلامی, عزت امت اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, عزت امت اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
زینب كبری از اولیاءالله است؛ عزّت او عزّت اسلام است؛ اسلام را عزیز كرد، قرآن را عزیز كرد. ما البتّه آن بلندپروازی را نداریم، آن همّت را نداریم كه بخواهیم بگوییم رفتار این بانوی بزرگ الگوی ما است؛ ما كوچك‌تر از این حرفها هستیم؛ امّا باید به‌هرحال حركت ما در جهت حركت زینبی باشد؛ باید همّت ما، عزّت اسلام و عزّت جامعه‌ی اسلامی و عزّت انسان باشد؛ همان‌كه خدای متعال با احكام دینی و شرایعِ بر پیغمبران، مقرّر فرموده است.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری - 1392/06/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نظام جمهوری اسلامی در میان تندبادِ حوادث گوناگون شكل گرفت؛ این حرفِ بارهاتكرارشده است، لكن نباید از یاد ببریم نظامی كه شعارش عبارت است از تحقّق دین خدا در زندگی مردم و در جامعه‌ی مردمی و كشور، شعارش قالب‌گیری زندگی اجتماعی ما است با شریعت الهی و دین الهی و ضوابط و ارزشهای الهی، یك چنین نظامی در دنیایی كه دو سه قرن با سرعت به سمت مادّی‌گری پیش رفته و شكل گرفته، چیزی شبیه معجزه بود و این معجزه اتّفاق افتاد.

مربوط به :بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری اسلامی ایران‌ - 1392/05/12
عنوان فیش :راه اسلام؛ راه موفقیت کشور
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
«امت وسط» خصوصیت جامعه‌ی اسلامی است؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء علی النّاس و یكون الرّسول علیكم شهیدا».(۱) راه وسط، همان راه اسلام است؛ نگاه كنیم ببینیم اسلام به ما چه میگوید، اسلام از ما چه میخواهد. راه موفقیت این است كه دنبال رضای الهی و دنبال انجام تكلیف الهی باشیم. خدای متعال راهها را برای ما مشخص كرده است؛ اگر از این راهها سلوك كنیم، مشی كنیم، به توفیق خواهیم رسید. فراموش نكنیم از روز اوّلی كه این انقلاب پیروز شد، دشمنانی بودند كه صریحاً اعلام دشمنی كردند و گفتند میخواهند این انقلاب را از بین ببرند و نظام جمهوری اسلامی را محو كنند. از آن روز تا امروز كه سی و چهار سال میگذرد، روزبه‌روز علی‌رغم دشمنان، ملت ایران پیشرفت كرده است. نه فقط نتوانستند نظام اسلامی را متزلزل كنند، بلكه حتّی نتوانستند جلوی رشد نظام اسلامی را هم بگیرند. ما امروز در زمینه‌هائی پیشرفت كرده‌ایم كه در سالهای اول انقلاب تصورش را هم نمیكردیم؛ این مربوط به الطاف الهی و كمك الهی و حضور قوی مردم و تلاش مسئولینی است كه در این مدت مشغول تلاش و كار بودند. راه موفقیت این كشور و این ملت عبارت است از راه اسلام، پایبندی به مبانی اسلام، پایبندی به ارزشهای اسلامی، و پایبندی به آنچه كه امام بزرگوار ما برای ما به یادگار گذاشته است از نصایح و از رهنمودها و خطوط روشنی كه در اختیار ما قرار دارد.
1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 143
وَكَذٰلِكَ جَعَلناكُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَيَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا ۗ وَما جَعَلنَا القِبلَةَ الَّتي كُنتَ عَلَيها إِلّا لِنَعلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَيهِ ۚ وَإِن كانَت لَكَبيرَةً إِلّا عَلَى الَّذينَ هَدَى اللَّهُ ۗ وَما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنّاسِ لَرَءوفٌ رَحيمٌ
ترجمه :
همان‌گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‌ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‌ای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی می‌کنند، از آنها که به جاهلیت بازمی‌گردند، مشخص شوند. و مسلماً این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهای شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است؛) و خدا هرگز ایمان [= نماز] شما را ضایع نمی‌گرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.


مربوط به :بیانات در دیدار شاعران‌ - 1392/05/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من بارها در همین جلسه و جلسات دیگر گفته‌ام كه مسئله‌ی جهاد نظامیِ هشت‌ساله‌ی ما چیز كمی نبود، چیز مهمی بود؛ كه به نظر من در شعر ما خیلی باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین جهادِ بنای جامعه‌ی اسلامی، جهاد استحكام بخشیدن به ساخت قدرت ملی كه ما مكرر رویش تكیه كردیم، جهاد اصلاح سبك زندگی - كه عرض كردیم متن تمدن اسلامی این است و آنچه كه در غیر از سبك زندگی بحث میكنیم، همه شكلها و شیوه‌ها و اندازه‌گیری‌ها است - اینها هر كدام یك جهاد است؛ حضور در این جهاد از طریق شعر، باید مورد توجه قرار بگیرد.

مربوط به :بیانات در محفل انس با قرآن - 1392/04/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یكی از عیوب ما و جوامع ما در طول زمان این بوده است كه گاهی فرهنگ خود را متأثر میكردیم از فرهنگ بیگانگان. كسانی این را در میان جامعه‌ی ما و كشور ما بعمد ترویج كردند؛ ما را سوق دادند به سمت زندگی كسانی كه دل و جانشان خالی بود از نور معنویت؛ در سبك زندگی، در كیفیت پوشش، در كیفیت راه رفتن، در كیفیت معاشرتها و ارتباطات اجتماعی. اگر هم كسی به آنها اعتراض كرد، گفتند كه دنیا امروز اینجوری است. در حالی كه قرآن به ما می‌آموزد: «و ان تطع اكثر من فی الأرض یضلّوك عن سبیل الله ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون». آنچه كه انسان جا دارد آن را فرا بگیرد و اگر لازم بود، از آن تقلید كند، عبارت است از طریق هدایت؛ «صراط الّذین انعمت علیهم»؛ از خدای متعال میخواهیم كه ما را هدایت كند به راه كسانی كه به نعمت الهی واصل و نائل شده‌اند؛ این است كه باید از آن تبعیت و پیروی كرد. اما اینكه حالا اكثریت مردم دنیا اینجور حرف میزنند، اینجور حركت میكنند، اینجور رفتار میكنند، ما باید عقل خودمان را، دین خودمان را، هدایت الهی را معیار قرار دهیم برای رد و قبول. امت مؤمن و مسلم آن امت و ملتی است كه معیار را از قرآن میگیرد، از هدایت الهی میگیرد؛ این میشود معیار.
یكی از چیزهائی كه قرآن و هدایت الهی به ما تعلیم داده است، تبعیت از داوری خرد و عقل انسانی است؛ این هم قرآنی است. یعنی پیروی از آنچه كه عقل سلیم به آن حكم كند و قضاوت عقل پشت سر آن باشد، این هم یك امر قرآنی است، این هم امر دینی است؛ اینها شد معیار. آنچه كه بندگان برگزیده‌ی خدا، معصومین عندالله به ما یاد دادند، این میشود معیار؛ معیار اینها است. اینكه حالا مردم كشورهای غربی، مردم مادی، مردم فلان بخش از دنیا، در رفتارشان، در اعمالشان، در مسائل زندگی‌شان، در ارتباطاتشان، در تشكیل خانواده، اینجور عمل میكنند، ما هم باید اینجور عمل كنیم، این خطا است.
هدایت قرآن را باید در زندگی خود حاكم كرد. ما بحمدالله هم قرآن را داریم، هم كلمات اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) را داریم؛ كه «انّی تارك فیكم الثِّقْلَیْن» یا «انّی تارك فیكم الثَّقَلَیْن»؛ دو چیز گرانبها را در بین شما گذاشتم. هر دو بحمدالله در اختیار ما است؛ باید از اینها استفاده كنیم، جامعه را بر اساس اینها شكل دهیم. این جلسه‌ی قرآن، این آموزش قرآن، این تجوید قرآن، این حُسن تلاوت قرآن با نغمه‌های خوب، با صدای خوب، همه مقدمه برای این است. این را به چشم ذی‌المقدمه نگاه نكنیم، این مقدمه است؛ از اینجا باید وارد شد و با قرآن انس گرفت.
بحمدالله امروز جامعه‌ی ما با قرآن مأنوس شده‌اند. البته ما به این قانع نیستیم؛ ما معتقدیم همه‌ی آحاد جامعه باید با قرآن ارتباط برقرار كنند، بتوانند قرآن را بخوانند، بتوانند قرآن را بفهمند، بتوانند در قرآن تدبر كنند. آنچه كه ما را به حقایق نورانی میرساند، تدبر در قرآن است؛ و این حفظ قرآن كه بحمدالله امروز در بین شما جوانها، در بین جوانهای كشور، در سرتاسر كشور رواج پیدا كرده است، یك مقدمه‌ی خوبی است برای تدبر. یعنی حفظ و تكرار و انس با آیات كریمه‌ی قرآن و پی‌درپی آیات الهی را مورد توجه قرار دادن، موجب میشود كه انسان بتواند در قرآن تدبر كند.
ایشان با اظهار خرسندی از توجه بیش از پیش جوانان و علاقمندی آنان به قرآن و تلاوت و حفظ آن خاطرنشان كردند: همه آحاد جامعه باید با قرآن ارتباط برقرار كنند زیرا قرائت و فهم قرآن مقدمه تدبر در آن است.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ - 1392/04/05
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنچه كه من عرض میكنم، این است كه در قوه‌ی قضائیه دو هدف اعلی‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همه‌ی كارها باید در جهت این دو هدف اعلی‌ انجام بگیرد؛ كه اگر این دو هدف تحقق پیدا كرد، آن وقت محصول آن را جامعه‌ی اسلامی خواهد چشید. آن دو هدف، یكی عبارت است از سلامت قوه، دوم كارآمدی قوه. همه‌ی تلاشها باید این باشد كه این قوه تبدیل شود به یك مجموعه‌ی كاملاً كارآمد و كاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به بركت حضور قوه‌ی قضائیه. این برای یك كشور، برای یك جامعه لازم است. این همه تأكیدی كه در اسلام، در متون اسلامی، در قرآن كریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومتها شده است، برای همین است كه جامعه بتواند احساس رضایت كند؛ هر مظلومی احساس كند كه میتواند خود را به ساحل امن قوه‌ی قضائیه برساند و جلوی ظلم گرفته شود. این لازم است.

مربوط به :بیانات در مراسم بیست‌ و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1392/03/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ای كه اسلام برای ما خواسته است؛ جامعه‌ای كه در آن، عزت دنیا هست، رفاه دنیا هست، ایمان و اخلاق و معنویت هم در آن هست.

مربوط به :بیانات در مراسم بیست‌ و چهارمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1392/03/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، كه همین سه باور به او قاطعیت میداد، شجاعت میداد و استقامت میداد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. این سه باور، در وجود امام، در تصمیم امام، در همه‌ی حركتهای امام، خود را به معنای واقعی كلمه نشان داد. امام با دل خود با مردم حرف زد، مردم هم با جان خود به او لبیك گفتند، به وسط میدان آمدند و مردانه ایستادند و حركتی كه از هیچ نقطه‌ای از دنیا نسبت به آن، نگاه محبت‌آمیزی وجود نداشت و دست كمكی دراز نشد، بتدریج به سمت پیروزی حركت كرد و در نهایت به پیروزی رسید...
من به شما عرض كنم؛ ما اگر خودمان را با ایران دوران طاغوت مقایسه كنیم، این برجستگی‌ها به چشم می‌آید؛ اما اگر خودمان را با ایران اسلامیِ مطلوب مقایسه كنیم - كشوری كه اسلام برای ما خواسته است، جامعه‌ای كه اسلام برای ما خواسته است؛ جامعه‌ای كه در آن، عزت دنیا هست، رفاه دنیا هست، ایمان و اخلاق و معنویت هم در آن هست؛ همه به حد وفور - راه طولانی‌ای در پیش داریم. من این عرایض را میكنم برای اینكه جوانان عزیز ما و ملت شجاع ما بدانند كه ادامه‌ی این راه را هم با همین سه باور میتوانند در پیش بگیرند و پیش بروند. بدانید راه، طولانی است؛ اما شما توانائید، شما قدرت دارید، شما امكان دارید؛ میتوانید این راه طولانی را تا رسیدن به قله‌ها، با توانائی كامل، با سرعت و شتاب لازم ادامه دهید. این حرفها برای این است كه اگر دشمنان میخواهند در دل ما یأس به وجود بیاورند، بدانید كه آنها دارند دشمنی میكنند؛ همه چیز برای ما نمایشگر امید است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فرهنگیان - 1392/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنچه در باب تعلیم و تربیت، در باب آموزش و پرورش ــ چه ستاد آموزش، چه صفوف منظم آموزش در سراسر كشور ــ لازم است عرض شود، غالباً به مسئولین و كسانی كه دست‌اندركار اجرا هستند، عرض میشود؛ آنچه امروز در درجه‌ی اول برای ما اهمیت دارد، این است كه نشان دهیم احترام قلبی‌ای را كه شایسته‌ی مقام تعلیم و تربیت است. اصل این است كه «معلمی» منزلت لازم را در جامعه‌ی اسلامی داشته باشد. خیلی كوته‌بینی است كه انسان شغل معلمی و آموزگاری را ردیف سایر مشاغل متعارف زندگی قرار دهد، كه یك وسیله‌ای است فقط برای تعیّش، كه انسان بتواند عائشه كند؛ نانی در بیاورد و زندگی‌ای بگذراند؛ این حقیقت ندارد، اینجوری نیست، معلمی در ردیف سایر مشاغل نیست؛ بسیار بالاتر است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فرهنگیان - 1392/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یك كشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفكر تحویل جامعه‌ی بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست كند؛ زیرساخت تعلیم دوران كودكی و نوجوانی. این، شأن معلم است. لذا به معلم خیلی باید احترام كرد. برای ایجاد آمادگی لازم در معلم، خیلی باید صرف وقت كرد. برای تهیه‌ی سازوكاری كه تعلیم و تربیت در آن مؤثر باشد و جهتِ درست داشته باشد، خیلی باید سرمایه‌گذاری كرد. اینكه ما بر روی این تحول بنیادین در آموزش و پرورش در سالهای گذشته تكیه كردیم ــ كه خب، بحمدالله امروز سند این تحول در اختیار آموزش و پرورش است و در واقع نقشه‌ی راه، مشخص و معیّن شده است ــ برای خاطر این است. تحول در انسانها، تغییر صحیح در دلها و باورها و حركات و خلقیات و امثال اینها، احتیاج دارد به یك زیرساخت محكم؛ این زیرساخت، آموزش و پرورش است.
آموزش و پرورش ما آن روزی كه در كشور به شكل جدید درآمد، بر اساس یك مبنای فكری و اعتقادیِ دیگر به وجود آمد؛ ما هم در طول ده‌ها سال ــ از اوّلی كه آموزش و پرورش جدید در كشور آمد ــ بر همان مبنا حركت كردیم، در واقع در همان ریل پیش رفتیم؛ كه خب، ریل درستی نبود. این سند تحول باید ما را به سمت هدفهای اسلامی حركت دهد؛ باید جامعه را به سبك زندگیِ حقیقتاً اسلامی پیش ببرد؛ باید بتواند در ما خصلتهای والای انسانی را به وجود بیاورد. ما امروز در خودمان، در خلقیات خودمان، در رفتار خودمان، نقائصی مشاهده میكنیم؛ این نقائص باید برطرف شود. استعداد بشری در جامعه‌ی ایرانی، یك استعداد انبوه و سرشار است؛ این استعداد باید امكان بروز پیدا كند، جهت صحیح پیدا كند. این سند تحول ناظر به یك چنین چیزی است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان و فعالان طرح «صالحین» - 1391/09/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یك درس، به عنوان یك عبرت، به عنوان یك پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ی به عاشورا و به حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان - 1391/08/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
غدیر حادثه‌ی مهمی است؛ یك حادثه‌ی اصولی است؛ ناظر به توجه اسلام به مهمترین ركن تشكیل نظام اسلامی و جامعه‌ی اسلامی است. یعنی مسئله‌ی امامت و مسئله‌ی ولایت و زنده نگهداشتن غدیر، به یك معنا زنده نگهداشتن اسلام است. مسئله فقط مسئله‌ی شیعه و معتقدین به ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نیست. اگر ما مردم شیعه و مدعی پیروی از امیرالمؤمنین حقیقت غدیر را درست تبیین كنیم، هم خودمان درك كنیم، هم به دیگران معرفی كنیم، خود مسئله‌ی غدیر میتواند وحدت‌آفرین باشد. بحث اعتقاد قلبی و اتصال یك نحله‌ی دینی و مذهبی به یك اصل اعتقادی، یك بحث است؛ شناخت مسئله، بحث دیگری است. اسلام عالی‌ترین مسئله در باب تشكیل جامعه‌ی اسلامی و نظام اسلامی و دنیای اسلامی را در مسئله‌ی غدیر متجلی كرده است. امیدواریم كه ما به معنای واقعی كلمه، به دنبال مفهوم و مضمون و معنای حقیقی غدیر و ولایت باشیم؛ كه این را شما جوانها باید در ذهنتان داشته باشید و ان‌شاءاللّه در طول زندگی دنبال كنید.

مربوط به :بیانات در اجتماع مردم شیروان‌ - 1391/07/24
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یك ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسی داشته باشند، از آرامش دستگاه‌های حاكمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند كرد كه در میدانهای گوناگون، به مسابقه‌ی بزرگ بشری وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش برای یك كشور، جزو مهمترین خواسته‌ها و مفیدترین عواید یك ملت است.
 در قرآن كریم، خدای متعال در سوره‌ی فتح - كه فتح مسلمانان را برای پیغمبر و برای مردم، به صورت یك نعمت بزرگ معرفی میكند - میفرماید: «فأنزل اللّه سكینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم كلمة التّقوی و كانوا احقّ بها و اهلها»؛ به عنوان یك نعمت بزرگ، نزول سكینه‌ی الهی را بر جامعه‌ی اسلامی ذكر میكند. سكینه یعنی آرامش، یعنی اطمینان، یعنی آن طمأنینه‌ای كه وجود دارد. یك وقت در میان یك ملتی تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یكدیگر ستیزه‌گر؛ دستگاه‌های حاكم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاه‌های حاكم؛ یك چنین كشوری كه دارای امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملی، خودش را به پیش و به جلو بكشد؛ اما وقتی استقرار و امنیت و آرامش در یك كشور بود، ملت فرصت پیدا میكند كه آمادگی‌های خود را، استعدادهای خود را بروز دهد؛ همچنان كه شما می‌بینید علی‌رغم تهدیدهای دشمنان، تحریمهای دشمنان، خباثتهای دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانسته‌اند در میدانهای گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگی خود را در زمینه‌های مختلف به رخ دنیا بكشند؛ این به بركت ثبات است.

مربوط به :پیام به بیست و یکمین اجلاس سراسری نماز - 1391/06/15
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
باید اعتراف كنیم كه هنوز مجموعه‌ی ما مسئولان نظام اسلامی وظیفه‌ی خود را در این باره به‌تمام و كمال، ادا نكرده‌ایم. اهمیت نماز را باید به‌درستی فهمید. این كه فرموده‌اند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز مردود باشد، هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما می‌نمایاند. آن حقیقت این است كه اگر در جامعه‌ی اسلامی نماز در جایگاه شایسته‌ی خود قرار گیرد، همه‌ی تلاش‌های سازنده‌ی مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمان‌ها می‌گشاید و جامعه را به نقطه‌ی مطلوب آرمانی اسلام می‌رساند و اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد، این مسیر به‌درستی طی نخواهد شد و تلاش‌ها و مجاهدت‌ها تأثیر لازم را در رساندن به قله‌ای كه اسلام برای جامعه‌ی بشری ترسیم كرده است،‌ نخواهد داشت.این حقیقت به همه‌ی ما هشدار می‌دهد و وظیفه‌ای سنگین را به یاد ما می‌آورد. تلاش‌های فرهنگی و هنری و برنامه‌ریزی‌های آموزشی و غیره، همه باید به گونه‌ای طراحی و اجرا شود كه نماز، با كیفیت مطلوب، روزبه‌روز در میان مردم به‌ویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه به‌راستی از این چشمه‌ی پاكی و روشنی بهره‌مند گردند. بی‌شك دستگاه‌های متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دست‌اندركاران اداره‌ی مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت كنند.

مربوط به :بیانات در دیدار قاریان - 1391/04/31
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یقیناً هر یك از این جلساتی كه برای قرآن و تلاوت قرآن تشكیل میشود و عندلیبان قرآنی در آن نغمه‌سرائی میكنند، تأثیر بسزائی در تعمیق ایمان و عشق و محبت ما به قرآن دارد؛ و همه چیز در گرو همین است. اگر ملتی عقیده‌ی به حق را، عقیده‌ی به قرآن و معارف اسلامی را همراه كرد با محبت، رنگ و بوی لطیف گل محبت است كه میتواند اعتقادات عمیق را در عرصه‌ی زندگی انسان بارور كند. اگر این عقاید، این پایبندی‌های عقلانی، با محبت و با عواطف عجین و همراه شد، آن وقت عرصه، عرصه‌ی عمل قرآنی خواهد شد؛ توفیقات، روزافزون خواهد شد؛ پی‌درپی خواهد شد؛ ما دنبال این هستیم. اگر این محافل قرآنی بتواند دلهای ما را فراتر از جنبه‌ی عقلانی، از جنبه‌ی عاطفی و علقه‌ی عشق و محبت، به قرآن نزدیك كند، مشكلاتی كه بر سر راه جامعه‌ی اسلامی است، برطرف خواهد شد؛ این اعتقاد ماست.

مربوط به :بیانات در دیدار قاریان - 1391/04/31
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مشكلات هر جامعه‌ای با قرآن حل خواهد شد. با معارف قرآنی، مشكلات حل میشود. قرآن راه‌حل معضلات زندگی بشر را به فرزندان آدم هدیه میكند؛ این وعده‌ی قرآنی است و تجربه‌ی دوران اسلام هم این را نشان داده. هرچه ما به قرآن نزدیكتر شویم، هرچه عمل قرآنی در میان ما - چه در روح ما، چه در اعمال جسمانی ما، چه در فرد ما، چه در اجتماع ما - بیشتر شود، به سعادت، به حل مشكلات و معضلات نزدیكتر میشویم.
عزت در سایه‌ی قرآن است، رفاه در سایه‌ی قرآن است، پیشرفت مادی و معنوی در سایه‌ی قرآن است، اخلاق نیك در سایه‌ی قرآن است، سلطه و غلبه‌ی بر دشمنان در سایه‌ی قرآن است. ما ملتهای مسلمان اگر این حقایق را بدرستی درك كنیم و در راه رسیدن به این هدفها تلاش كنیم، یقیناً بهره‌های زیادی خواهیم برد.

مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ی قضائیه - 1391/04/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر عدالتِ قضائی شد، مفاسد برچیده خواهد شد، افراد ناصالح از دست‌اندازی به مراكز حیاتی جامعه دستشان كوتاه خواهد شد؛ صلحاء در مراكزی كه شایسته‌ی آن هستند، قرار خواهند گرفت. همه‌ی اینها بسته به تمامیت و كمال قوه‌ی قضائیه است. واقعا اگر نظام اسلامی بتواند قوه‌ی قضائیه را آنچنانی كه نظر اسلام است، آنچنانی كه در منابع دینی و فقهی ما مطرح شده است، بسازد و سامان بدهد، اكثر مشكلات جامعه‌ی ما ـ و هر جامعه‌ای ـ برطرف خواهد شد؛ مشكلاتی كه ناشی از طغیانهاست، ناشی از خودخواهی‌هاست، ناشی از تعدی‌ها و تعرضهاست، برطرف خواهد شد. بنابراین هدف باید ارتقاء قوه‌ی قضائیه باشد. به هیچ حدی نباید قانع شد، تا آن وقتی كه برسیم به سقف مطلوب. باید به سقف مطلوب برسیم. و به نظر من اگرچه این راهی طولانی است، اما قابل وصول است.

مربوط به :بیانات در جمع فرماندهان نیروی زمینی ارتش - 1391/02/03
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده است - علیالظاهر از امام صادق (علیه‌السّلام) است که ایشان حدیث قدسی را روایت میکنند - که فرمودند: «لأعذّبنّ کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماما جائرا لیس من اللّه عزّ و جلّ و ان کانت الرّعیّة فی اعمالها برّة تقیّة» .(۱) مضمون حدیث این است: اگر سررشته‌ی نظام یک جامعه به دست انسانهای فاسد و ناباب و ستمگر و منحرف باشد، حرکات مؤمنانه‌ی افرادی که در این جامعه هستند، به جائی نمیرسد؛ و اگر در آنچنان جامعه‌ای کسانی تسلیم باشند و از آن ستمگران اطاعت کنند، خدا آنها را هم عذاب میکند. البته در همین حدیث، عکسش هم هست: «و لأعفونّ عن کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماما هادیا من اللّه عزّ و جلّ و ان کانت الرّعیّة فی اعمالها ظالمة مسیئة»؛ که حالا اینها شرح دارد، نمیشود با همین ظاهر اکتفاء کرد.
خلاصه‌ی مطلب و جان مطلب این است که اگر چنانچه در یک نظامی، در یک مجموعه‌ای، در یک کشوری، در یک جامعه‌ای، حاکمیت و نظام، نظام الهی است، نظام عادلانه است، آن کسانی که اطاعت از این نظام میکنند، مورد عفو الهی هستند؛ ولو خطاهائی هم داشته باشند. شما میتوانید این را در مقیاس یک کشور، در مقیاس یک امت، در مقیاس یک جامعه محاسبه کنید؛ در مقیاس یک سازمان، مثل سازمان ارتش هم میتوانید این را ملاحظه و محاسبه کنید.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش - 1390/11/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حركت نظام اسلامی و جمهوری اسلامی و انقلابی كه این حركت را به وجود آورد، به سمت یك هویت حقیقیِ ماندگارِ مستحكمِ قابل دوام و دفاع در مقابل تهاجمهاست؛ هویت اسلامی، اتكاء به خدای متعال، احساس عزت از مسلمان بودن، تكیه‌ی بر ظرفیتها و نیروهائی كه خدای متعال به ما بخشیده است - چه نیروهای شخصی یك‌یك ما، چه نیروهای عظیم جمعیِ ملی، چه نیروهای انسانی و چه نیروهای طبیعی ما - و فراخوانی دنیا به سمت ارزشهای معنوی.
 دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادی‌های جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه كه حركتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین كرد، نه رفاه عمومی را تأمین كرد، نه امنیت را تأمین كرد، نه خانواده را حفظ كرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همه‌ی اینها ضرر كردند. بله، یك عده‌ای كمپانی‌دارها، بانكدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا كردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نكردند، جوامعی را هم كه در زیر سایه‌ی اینها و با تقلید از اینها زندگی كردند، خوشبخت نكردند.
 پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حركت بدبختی‌زا و فلاكت‌آور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی كه در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط كلیساهای كاتولیكی و ارتدوكسی و سختگیری‌های غلط، نه ولنگاری‌هائی كه نقطه‌ی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حركت مادی‌شان به وجود آمد؛ هیچكدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یك معنای فراگیر و شاملی دارد. در همه‌ی زمینه‌ها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء علی النّاس».
امروز ملت ایران جزو پیشروان این حركت است. جامعه‌سازی میكنیم، نظام‌سازی میكنیم، حركت عمومی و مردمی داریم.

مربوط به :خطبه‌های نماز جمعه تهران + ترجمه خطبه عربی - 1390/11/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
خواست عمومی ملتهایتان بازگشت به اسلام است؛ كه البته به مفهوم «بازگشت به گذشته» نیست. اگر انقلابها باذن‌اللّه واقعی بمانند و ادامه یابند و دچار توطئه یا استحاله نگردند، مسئله‌ی اصلی شما، چگونگی نظام‌سازی، قانون‌نویسی و مدیریت كشور و انقلابها خواهد بود؛ این همان مسئله‌ی مهم تمدن‌سازیِ اسلامی مجدد در عصر جدید است.
 در این جهاد بزرگ، كار اصلی شما این خواهد بود كه چگونه یك تاریخِ عقب‌ماندگی و استبداد و بی‌دینی و فقر و وابستگی حاكم بر كشورهایتان را در كوتاه‌ترین زمانها ان‌شاءاللّه جبران كنید و چگونه با رویكرد اسلامی و به شیوه‌ای مردم‌سالارانه و رعایت عقلانیت و علم، جامعه‌سازی كنید و تهدیدهای داخلی و خارجی را یك به یك از سر بگذرانید؛ چگونه «آزادی و حقوق اجتماعی» منهای «لیبرالیزم»، و «برابری» منهای «ماركسیزم»، و «نظم» منهای «فاشیزم غرب» را نهادینه كنید؛ چگونه تقید خویش به شریعت مترقی اسلام را حفظ كنید، بی‌آنكه گرفتار جمود و تحجر شوید؛ چگونه مستقل شوید، بی‌آنكه منزوی شوید؛ چگونه پیشرفت كنید، بی‌آنكه وابسته شوید؛ چگونه مدیریت علمی كنید، بی‌آنكه سكولاریزه و محافظه‌كار شوید.
 تعریفها باید بازخوانی و اصلاح شوند. دو الگوی «اسلام تكفیری» و «اسلام لائیك» از سوی غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوی «اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی» در میان انقلابهای منطقه تقویت نشود. كلمات را دوباره و بدقت تعریف كنید.
 «دموكرات بودن» اگر به معنای مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموكرات باشید؛ و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموكراسی درجه‌ی دوم و تقلیدی باشد، هیچ یك دموكرات نباشید.
 «سلفی‌گری» اگر به معنای اصولگرائی در كتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید؛ و اگر به معنای تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرائی و سماحت و عقلانیت - كه اركان تفكر و تمدن اسلامی‌اند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سكولاریزم و بی‌دینی خواهد شد.
 به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیك و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامی كه رژیم صهیونیستی را تحمل میكند، ولی با مذاهب اسلامیِ دیگر بیرحمانه مواجه میشود، دست آشتی به سوی آمریكا و ناتو دراز میكند، ولی در داخل به جنگهای قبیله‌ای و مذهبی دامن میزند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با كفار است، اعتماد نكنید. به اسلام آمریكائی و انگلیسی بدبین باشید، كه شما را به دام سرمایه‌داری غرب و مصرف‌زدگی و انحطاط اخلاقی میكشانند. در دهه‌های گذشته، هم نخبگان و هم حاكمان، به وابستگی بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریكا و یا شوروی افتخار میكردند و از سمبلهای اسلامی میگریختند؛ و امروز همه چیز برعكس شده است.

مربوط به :بیانات در اجتماع مردم کنگاور - 1390/07/27
عنوان فیش :استقامت لازمه رسیدن به اهداف عالی اسلامی
کلیدواژه(ها) : مقاومت, پیشرفت, یأس, آرمان‌های اسلامی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
نکته‌ی مهمی وجود دارد، که آیه‌ی شریفه‌ی قرآن در سوره‌ی فتح درباره‌ی همین نکته است: «انّ الّذین یبایعونک انّما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما».(1) وقتی یک ملت راهی را آغاز کرد، رسیدن به نتائج، احتیاج دارد به استقامت در آن راه، به پیشرفت در آن راه، به متوقف نشدن میان راه، به قانع نشدن به دستاوردهای میانه‌ی راه. یکی از آفات ما این است که تصور کنیم این مقداری که پیشرفت کردیم، نتائج نهائی است؛ همین جا توقف کنیم. آفت دیگر این است که تصور کنیم چون تا این دوره و در این مدت به هدفهای نهائی نرسیدیم، پس چراغ امید را در دل خودمان خاموش کنیم؛ فکر کنیم دیگر دسترسی نخواهیم داشت. راهی که خداوند متعال و اسلام به ما می‌آموزد، این است: «فلذلک فادع و استقم کما امرت و لا تتّبع اهوائهم»؛(2) راهی را که شناختید، با دقت پیش بروید، قدمها را محکم و استوار بردارید و استقامت به‌خرج بدهید. اگر استقامت به‌خرج دادیم، آن وقت به اهداف عالی اسلامی خواهیم رسید؛ همان جامعه‌ی اسلامی‌ای که من چند روز قبل از این در کرمانشاه تصویر و تشریح کردم. آن عدالت، آن مردم‌سالاری به معنای واقعی کلمه، آن کرامت انسانی، آن آزادی اسلامی، با پیشرفت ما، با قدمهای استوار ما، با خسته نشدن ما، با حفظ نور امید در دلهای ما، به توفیق الهی به دست همین جوانان تحقق پیدا خواهد کرد.
1 ) سوره مبارکه الفتح آیه 10
إِنَّ الَّذينَ يُبايِعونَكَ إِنَّما يُبايِعونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوقَ أَيديهِم ۚ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّما يَنكُثُ عَلىٰ نَفسِهِ ۖ وَمَن أَوفىٰ بِما عاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيُؤتيهِ أَجرًا عَظيمًا
ترجمه :
کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیّقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر کس پیمان‌شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.

2 ) سوره مبارکه الشورى آیه 15
فَلِذٰلِكَ فَادعُ ۖ وَاستَقِم كَما أُمِرتَ ۖ وَلا تَتَّبِع أَهواءَهُم ۖ وَقُل آمَنتُ بِما أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتابٍ ۖ وَأُمِرتُ لِأَعدِلَ بَينَكُمُ ۖ اللَّهُ رَبُّنا وَرَبُّكُم ۖ لَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم ۖ لا حُجَّةَ بَينَنا وَبَينَكُمُ ۖ اللَّهُ يَجمَعُ بَينَنا ۖ وَإِلَيهِ المَصيرُ
ترجمه :
پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنان که مأمور شده‌ای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آورده‌ام و مأمورم در میان شما عدالت کنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست؛ و خداوند ما و شما را در یکجا جمع می‌کند، و بازگشت (همه) به سوی اوست!»


مربوط به :بیانات در اجتماع مردم کنگاور - 1390/07/27
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
برادران و خواهران عزیز من! امروز كشور عزیز ما با دورانهای قبل قابل مقایسه نیست. ما یك ملتِ دچار ركود و جمود و انزوا در همه‌ی بخشها بودیم. انقلاب كشور را زنده كرد، ملت را زنده كرد، روحیه‌ی نوآوری را در این كشور بیدار كرد و عزت را برای این ملت به ارمغان آورد. راه‌های زیادی را پیموده‌ایم، پیشرفتهای زیادی انجام گرفته است؛ و این راه ادامه دارد؛ ما وسط راه توقف نمیكنیم.
 نكته‌ی مهمی وجود دارد، كه آیه‌ی شریفه‌ی قرآن در سوره‌ی فتح درباره‌ی همین نكته است: «انّ الّذین یبایعونك انّما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نكث فانّما ینكث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما». وقتی یك ملت راهی را آغاز كرد، رسیدن به نتائج، احتیاج دارد به استقامت در آن راه، به پیشرفت در آن راه، به متوقف نشدن میان راه، به قانع نشدن به دستاوردهای میانه‌ی راه. یكی از آفات ما این است كه تصور كنیم این مقداری كه پیشرفت كردیم، نتائج نهائی است؛ همین جا توقف كنیم. آفت دیگر این است كه تصور كنیم چون تا این دوره و در این مدت به هدفهای نهائی نرسیدیم، پس چراغ امید را در دل خودمان خاموش كنیم؛ فكر كنیم دیگر دسترسی نخواهیم داشت. راهی كه خداوند متعال و اسلام به ما می‌آموزد، این است: «فلذلك فادع و استقم كما امرت و لا تتّبع اهوائهم»؛ راهی را كه شناختید، با دقت پیش بروید، قدمها را محكم و استوار بردارید و استقامت به‌خرج بدهید. اگر استقامت به‌خرج دادیم، آن وقت به اهداف عالی اسلامی خواهیم رسید؛ همان جامعه‌ی اسلامی‌ای كه من چند روز قبل از این در كرمانشاه تصویر و تشریح كردم. آن عدالت، آن مردم‌سالاری به معنای واقعی كلمه، آن كرامت انسانی، آن آزادی اسلامی، با پیشرفت ما، با قدمهای استوار ما، با خسته نشدن ما، با حفظ نور امید در دلهای ما، به توفیق الهی به دست همین جوانان تحقق پیدا خواهد كرد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه - 1390/07/24
عنوان فیش :مهمترین مسئولیت جامعه اسلامی، کمال معنوی و الهی انسان‌ها
کلیدواژه(ها) : اهداف نظام جمهوری اسلامی, جامعه اسلامی, عبودیت
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
جامعه‌ی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعه‌ای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعه‌ی عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای که مردم در آن، در اداره‌ی کشور، در آینده‌ی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعه‌ای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعه‌ای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعه‌ای دارای پیشرفتهای همه‌جانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعه‌ای بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعه‌ای است که ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نکرده، ولی ما دنبال این هستیم که این جامعه تحقق پیدا کند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانه‌ی ما.
چرا میگوئیم میانه؟ به خاطر اینکه این جامعه وقتی تشکیل شد، مهمترین مسئولیت این جامعه این است که انسانها بتوانند در سایه‌سار چنین اجتماعی، چنین حکومتی، چنین فضائی، به کمال معنوی و کمال الهی برسند؛ که: «ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛(1) انسانها به عبودیت برسند. «لیعبدون» را معنا کردند به «لیعرفون». این معنایش این نیست که «عَبَدَ» به معنای «عَرَفَ» است - عبادت به معنای معرفت است - نه؛ بلکه به معنای این است که عبادت بدون معرفت معنی ندارد، امکان ندارد، عبادت نیست. بنابراین جامعه‌ای که به عبودیت خدا میرسد، یعنی به معرفت کامل خدا میرسد، تخلق به اخلاق‌الله پیدا میکند؛ این، آن نهایت کمال انسانی است. بنابراین هدف نهائی، آن است؛ و هدف قبل از آن، ایجاد جامعه‌ی اسلامی است، که هدف بسیار بزرگ و بسیار والائی است.
1 ) سوره مبارکه الذاريات آیه 56
وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِيَعبُدونِ
ترجمه :
من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه - 1390/07/24
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ی اسلامی یعنی جامعه‌ای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه - 1390/07/24
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یك زنجیره‌ی منطقی وجود دارد؛ پیش‌ها این را گفتیم، بحث شده. حلقه‌ی اول، انقلاب اسلامی است، بعد تشكیل نظام اسلامی است، بعد تشكیل دولت اسلامی است، بعد تشكیل جامعه‌ی اسلامی است، بعد تشكیل امت اسلامی است؛ این یك زنجیره‌ی مستمری است كه به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامی - كه حلقه‌ی اول است - حركت انقلابی است؛ والّا به یك معنا انقلاب شامل همه‌ی این مراحل میشود. اینجا منظور ما از انقلاب اسلامی، یعنی همان حركت انقلابی و جنبش انقلابی كه نظام مرتجع را، نظام قدیمی را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون میكند و زمینه را برای ایجاد نظام جدید آماده میكند. حلقه‌ی بعد، نظام اسلامی است. منظور من در اینجا از نظام اسلامی، یعنی آن هویت كلی كه تعریف مشخصی دارد، كه كشور، ملت و صاحبان انقلاب - كه مردم هستند - آن را انتخاب میكنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب كردند: جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی یعنی نظامی كه در آن، مردم‌سالاری از اسلام گرفته شده است و با ارزشهای اسلامی همراه است. ما از این حلقه هم عبور كردیم. منظور از دولت اسلامی این است كه بر اساس آنچه كه در دوره‌ی تعیین نظام اسلامی به وجود آمد، یك قانون اساسی درست شد؛ نهادها و بنیانهای اداره‌ی كشور و مدیریت كشور معین شد. این مجموعه‌ی نهادهای مدیریتی، دولت اسلامی است. در اینجا منظور از دولت، فقط قوه‌ی مجریه نیست؛ یعنی مجموع دستگاه‌های مدیریتی كشور كه اداره‌ی یك كشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره كننده‌ی كشور. بخش بعد از آن، جامعه‌ی اسلامی است؛ كه این، آن بخش بسیار مهم و اساسی است. بعد از آنكه دولت اسلامی تشكیل شد، مسئولیت و تعهد این دولت اسلامی این است كه جامعه‌ی اسلامی را تحقق ببخشد. جامعه‌ی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعه‌ای كه در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی كه اسلام برای بشر ترسیم كرده است، تحقق پیدا كند. جامعه‌ی عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای كه مردم در آن، در اداره‌ی كشور، در آینده‌ی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعه‌ای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعه‌ای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعه‌ای دارای پیشرفتهای همه‌جانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعه‌ای بدون سكون، بدون ركود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعه‌ای است كه ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نكرده، ولی ما دنبال این هستیم كه این جامعه تحقق پیدا كند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانه‌ی ما.
 چرا میگوئیم میانه؟ به خاطر اینكه این جامعه وقتی تشكیل شد، مهمترین مسئولیت این جامعه این است كه انسانها بتوانند در سایه‌سار چنین اجتماعی، چنین حكومتی، چنین فضائی، به كمال معنوی و كمال الهی برسند؛ كه: «ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛ انسانها به عبودیت برسند. «لیعبدون» را معنا كردند به «لیعرفون». این معنایش این نیست كه «عَبَدَ» به معنای «عَرَفَ» است - عبادت به معنای معرفت است - نه؛ بلكه به معنای این است كه عبادت بدون معرفت معنی ندارد، امكان ندارد، عبادت نیست. بنابراین جامعه‌ای كه به عبودیت خدا میرسد، یعنی به معرفت كامل خدا میرسد، تخلق به اخلاق‌الله پیدا میكند؛ این، آن نهایت كمال انسانی است. بنابراین هدف نهائی، آن است؛ و هدف قبل از آن، ایجاد جامعه‌ی اسلامی است، كه هدف بسیار بزرگ و بسیار والائی است. خب، وقتی یك چنین جامعه‌ای به وجود آمد، زمینه برای ایجاد امت اسلامی، یعنی گسترش این جامعه هم به وجود خواهد آمد؛ كه حالا آن مقوله‌ی دیگری و بحث دیگری است.
 این چیزی كه به عنوان هدف ذكر شد، یك امر بسیار والاست. من اول این را عرض بكنم؛ این مفاهیمی كه گفته شد - مفهوم عدالت، مفهوم آزادی، مفهوم تكریم انسان - با معانی اسلامیِ خودش مورد نظر ماست، نه با معانی غربی خودش. آزادی در منطق اسلامی معنائی دارد، غیر از آن معنائی كه آزادی در منطق غرب دارد. تكریم انسان، احترام به انسان، ارزش دادن به انسانیتِ انسان در مفهوم اسلامی مغایر است با این مفهوم در معنای غربی و تلقی غربی. یكی از مشكلات ما در طول این سالها این بوده كه افرادی آمده‌اند مفاهیم اسلامی را با مفاهیم غربی ترجمه كرده‌اند، حرفهای غربی‌ها را تكرار كرده‌اند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالی كه انقلاب اسلامی برای این نیست. آزادی غربی در زمینه‌ی اقتصاد، همین مطالبی است كه می‌بینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتی» و رسیدن به این وضع دیكتاتوری اقتصادی موجود دنیا، كه الان دارد انحلال و فروریختگی خودش را بتدریج نشان میدهد. مراد ما از آزادی كه این نیست. آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقیِ بی‌بندوباریِ فرهنگیِ غربی نیست. ما نباید برای اینكه خودمان را در چشم غربی‌ها شیرین كنیم، دم از حرفی بزنیم كه آنها میزنند؛ كه حرفِ غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان میدهد. ما از احترام به انسان، احترام به زن حرف میزنیم؛ این نبایستی اشتباه بشود با آنچه كه در غرب در زیر این مفاهیم ترجمه میشود و گفته میشود و بیان میشود. مفاهیم اسلامی مورد نظر است؛ عدالت با معنای اسلامی خود، آزادی با معنای اسلامی خود، كرامت انسان با معنای اسلامی خود؛ كه اینها همه در اسلام روشن است، مبیّن است. غربی‌ها هم برای خودشان یك حرفهائی دارند. در این زمینه‌ها، در این ارزشگذاری، راه آنها، راه كج و منحرفی است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه - 1390/07/24
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه ی اسلامی یعنی جامعه‌ی عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای كه مردم در آن، در اداره‌ی كشور، در آینده‌ی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تاثیرند.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران - 1390/04/13
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز من عرض میكنم هویت سپاه كه هویت پاسداری است، به معنای یك مفهوم محافظه‌كارانه تلقی نشود. پاسداری یعنی نگه داشتن، حفظ كردن. این حفظ كردن را میتوان با یك تفسیر محافظه‌كارانه معنا كرد. یعنی بگوئیم وضع موجود انقلاب را حفظ كنیم؛ من این را نمیگویم. حفظ انقلاب به معنای حفظ وضع موجود نیست. چرا؟ چون انقلاب در ذات خود یك حركت پیشرونده است، آن هم پیشرفت پرشتاب. به كجا؟ به سمت هدفهای ترسیم شده. هدفها عوض نمیشوند. این اصول و ارزشهائی كه بر روی آن بایستی ایستادگی كرد و برای آن جان داد، اصول و ارزشهائی هستند كه در اهداف، مشخص شده‌اند. هدف نهائی، تعالی و تكامل و قرب الهی است. هدف پائین‌تر از آن، انسان‌سازی است؛ هدف پائین‌تر از آن، ایجاد جامعه‌ی اسلامی است با همه‌ی مشخصات و آثار، كه استقرار عدالت در آن باشد، توحید باشد، معنویت باشد. اینها اهداف هستند. این اهداف عوض‌شدنی نیستند؛ یعنی ما نمیتوانیم بیائیم مایه بگذاریم تا از هدف كم كنیم. بگوئیم خیلی خب، یك روز میخواستیم عدالت برقرار كنیم، حالا میگوئیم عدالت كه نمیشود، یك نیمه‌عدالتی برقرار كنیم! نه، عدالت. این، هدف است. توحید، استقرار شریعت اسلامی به طور كامل، اینها اهداف است، اینها تغییرپذیر نیست. لیكن در جهت حركت به سمت این اهداف، سرعتها قابل كم و زیاد شدن است، شیوه‌ها قابل تغییر یافتن است، تدابیر ممكن است جورواجور باشد. در این جهت، انقلاب پیشرونده و پیش‌برنده است. حفظ انقلاب یعنی حفظ همین حالت پیشروندگی و پیش‌برندگی. پاسداری از انقلاب، به این معناست. اگر ما اینجور نگاه كردیم و مفهوم پاسداری را اینجور فهمیدیم، آن وقت آن طراوت و شور و هیجانی كه در حركت پاسداری هست، مضاعف خواهد شد.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث - 1390/04/09
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر عظمت و اهمیت ایام به این باشد كه خدای متعال لطفی را در روزی بر بشریت نازل كرده باشد، یقیناً روز مبعث عظیم‌ترین و مهمترین همه‌ی روزهای سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگیختن پیامبر اعظم برای بشریت از همه‌ی نعمتهای الهی در طول تاریخ بزرگتر است. بنابراین میتوان به‌جرأت این را گفت كه روز مبعث، برترین و بزرگترین و پربركت‌ترین روزهای همه‌ی ایام سال است. خاطره‌ی آن روز را باید گرامی بداریم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم كنیم.
 امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) فرمود: «ارسله علی حین فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم»؛ بعثت در هنگامی اتفاق افتاد كه دوران طولانی‌ای بود بشریت از حضور انبیای الهی محروم بود. از ظهور حضرت عیسی حدود ششصد سال میگذشت. صدها سال بود كه بشر در میان خود سفیر الهی ندیده بود. نتیجه چه بود؟ «و الدّنیا كاسفة النّور ظاهرة الغرور»؛ دنیا تاریك بود، ظلمانی بود، معنویت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهی و غرور به سر میبرد. در یك چنین شرائطی، خدای متعال پیغمبر را فرستاد.
 نبی مكرم، آن عنصر شایسته‌ای بود كه برای یك چنین حركت عظیمی، برای طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده كرده بود. لذا توانست در طول بیست و سه سال یك جریانی را به راه بیندازد كه این جریان با همه‌ی موانع، با همه‌ی مشكلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. بیست و سه سال، زمان كوتاهی است. سیزده سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مكه اول با پنج نفر و ده نفر و پنجاه نفر شروع شد و جمعیت معدودی در زیر فشارهای طاقت‌فرسای دشمنان متعصب، كور و جاهل توانستند مقاومت كنند. ستونهای مستحكمی ساخته شد برای اینكه جامعه‌ی اسلامی و تمدن اسلامی بر روی این ستونها قرار بگیرد. بعد هم خداوند متعال شرائطی را پیش آورد كه پیغمبر توانست به مدینه هجرت كند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پی‌ریزی كند. همه‌ی مدتی هم كه پیغمبر اكرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده كرد و پیش راند، ده سال شده است؛ یعنی یك مدت كوتاه. یك چنین حوادثی معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم میشود، از بین میرود، فراموش میشود. ده سال خیلی مدت كوتاهی است؛ اما در همین مدت پیغمبر اكرم توانست این نهال را غرس كند، آبیاری كند، وسیله‌ی رشد و نمو آن را فراهم كند؛ یك حركتی را ایجاد كند كه این حركت یك تمدنی را آفرید و این تمدن بر اوج قله‌ی تمدن بشری در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنی در قرن سوم و چهارم هجری، در همه‌ی دنیای آن روز، با سابقه‌ی تمدنها، با حكومتهای مقتدر، با میراثهای گوناگون تاریخی، هیچ تمدنی به عظمت و رونق تمدن اسلامی مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.
 و این در حالی است كه از بعد از دوران نبی مكرم اسلام، از بعد از همان دوران ده‌ساله، حوادث گوناگون و تلخی هم برای امت اسلامی به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیری‌های داخلی پیدا شد. با همه‌ی اینها، انحرافاتی كه در طول زمان به وجود آمد، ناخالصی‌هائی كه در جریان اسلام پیدا شد و رشد كرد، پیام پیغمبر اكرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد كه همه‌ی دنیا و همه‌ی تمدنهای امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجری مسلمانان است. این یك تجربه است.
 بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت كند، تصدیق خواهد كرد كه نجات بشر و حركت بشر به سوی كمال، به بركت اسلام ممكن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمانها قدرناشناسی كردیم؛ ما نمك خوردیم و نمكدان را شكستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایه‌هائی را كه پیغمبر اكرم برای بنای جوامع برجسته و متكامل انسانی بناگذاری كرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشكری و ناسپاسی كردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانائی را داشت و دارد كه بشریت را به سعادت برساند، به كمال برساند و از لحاظ مادی و معنوی او را رشد دهد. این پایه‌هائی كه پیغمبر گذاشتند - پایه‌ی ایمان، پایه‌ی عقلانیت، پایه‌ی مجاهدت، پایه‌ی عزت - پایه‌های اصلی جامعه‌ی اسلامی است.
 ایمانمان را در دلهای خود و در عمل خود تقویت كنیم؛ از خرد انسانی، كه هدیه‌ی بزرگ الهی به بشر است، استفاده كنیم؛ جهاد فی‌سبیل‌الله را  چه در میدانهای نبرد نظامی، آن وقتی كه لازم باشد؛ چه در میدانهای دیگر، میدان سیاست، میدان اقتصاد و دیگر میدانها - دنبال كنیم و حس عزت و كرامت انسانی و اسلامی را برای خودمان مغتنم بشماریم.
 اینها وقتی در یك جامعه‌ای زنده بشود، این جامعه همان حركت اسلامی را، همان خط نبی معظم اسلام را یقیناً دنبال خواهد كرد. به بركت پیام اسلام، به بركت ندای امام بزرگوار، ما ملت ایران توانستیم بخشی از آن را در زندگی خودمان تحقق ببخشیم؛ آثار و ثمراتش را داریم مشاهده میكنیم.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی - 1390/03/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما یك نگاهی بكنیم به وضع كشورمان، به وضع جامعه‌مان؛ آیا فرهنگ جامعه، آن فرهنگ مطلوب و منظور نظر انقلاب عظیم اسلامی هست یا نیست؟ اگر چنانچه نقصی وجود دارد، خللی وجود دارد، نارسائی‌ای وجود دارد، باید این نارسائی را اصلاح كرد. كی اصلاح كند؟ طبعاً در درجه‌ی اول، ما هستیم؛ یعنی من و شما. شما نخبگانی هستید. مجموعه‌ی شما هم یك ركنی از اركان نظام اسلامی است. یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی یك بخشی از نظام است با یك اقتداری و تسلطی از لحاظ قانونی، كه میتواند امر كند، نهی كند، باز بدارد، اقدام كند. بنابراین مسئولیت سنگین است. من همه‌ی همتم در این بیان این است كه اهمیت كار را مجدداً گوشزد كنم.
خب، امروز به واقعیت كه نگاه میكنیم، می‌بینیم نه، حقاً و انصافاً اختلالهائی وجود دارد. البته من این را به شما بگویم، بارها هم در اعلانهای عمومی گفته‌ام - كه همان عقیده‌ی قلبی و عمیق خود بنده است - من به این نسل جوانِ خودمان خیلی اعتقاد دارم. من معتقدم با این همه عوامل مخرب، در عین حال نسل جوان ما نمایشهای دینی و اعتقادی‌اش بمراتب عمیق‌تر، جذابتر و پرمغزتر و پرمعناتر است. حالا همین روزها، روزهای اعتكاف است؛ ماه رمضانش یك جور دیگر، ایام توسلات یك جور دیگر، نوع ورودشان در میدانهای مقابله‌ی نظام با دستگاه‌های بین‌المللی یك جور دیگر است. بنابراین هیچگونه اختلالی در اعتقاد بنده نسبت به این مردم و به این جوانها به وجود نیامده و ان‌شاءاللَّه به وجود نخواهد آمد؛ لیكن واقعیتها را باید نگاه كرد و دید. ما ظرفیتمان بیش از اینهاست، ما توانائی‌مان بیش از اینهاست. ما بایستی كاری كنیم كه اخلاق اسلامی در جامعه رائج شود. وقتی میگوئیم انقلاب اسلامی، خب، اسلام یك بخشش اخلاق است. پس بایستی رسالت اخلاقی انقلاب در جامعه تحقق پیدا كند.
 یك بخش هم مربوط به عقاید و باورهاست. این عقاید و باورها باید در عمق جان مردم ما رسوخ و نفوذ كند. همین عقاید است كه ما را به میدان می‌آورد و در میدان نگه میدارد. این عقاید باید روی رفتارهای ما اثر بگذارد. جامعه‌ی ما باید جامعه‌ی گناه نباشد. گناه باید در جامعه روزبه‌روز كم شود. گناه موجب میشود كه ما نتوانیم در مقابل دشمن بزرگ خودمان - كه شیطان انس و جن، دشمن ماست - مقاومت كنیم؛ «انّ الّذین تولّوا منكم یوم التقی الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما كسبوا»، یا در آیه‌ی دیگر: «ثمّ كان عاقبة الّذین اساؤا السّوای ان كذّبوا بأیات اللَّه». عمل بد، به عدم استقامت در میدان منتهی میشود. عمل بد، به تغییر باورها منتهی میشود؛ «ان كذّبوا بأیات اللَّه». ما تعجب میكنیم گاهی اوقات وقتی می‌بینیم عقاید افراد دگرگونی پیدا میكند. حالا به عامه‌ی مردم و به متن جامعه خیلی كاری ندارم؛ انسان گاهی روی نخبگان نگاه میكند، وقتی یك خرده تفحص میكند، می‌بیند كه این مربوط میشود به همین آیه‌ی شریفه‌ی «انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما كسبوا». یك پوسیدگی در دندان به وجود می‌آید، به آن نمیرسیم، یك وقت می‌بینیم زیر یك چیز سختی دندان شكست؛ میفهمیم ظاهر خوبی داشته، اما پوك بوده. انسان یك شكستگی‌های اینجوری را مشاهده میكند. خب، اینها همه‌اش مربوط به فرهنگ است. جمع شما دوستان عزیز، متصدی این مسئولیت بزرگید. این بارِ سنگین بر دوش شماست. یعنی شما اینجا در یك قرارگاه اصلی ایستادید، برای پشتیبانی این مبارزه‌ی عظیم. بخشی از این، مربوط به مسائل علم است - كه حالا اشاره كردند، بنده هم تأیید میكنم، تقدیر میكنم - همین نقشه‌ی جامع علمی یا آنچه كه در مورد دانشگاه‌ها اتفاق افتاده. بخش تعلیم، یك بخشی از این كار بزرگ است، منتها همه‌ی این كارِ بزرگ نیست. بخش تربیت هست، بخش مربوط به خانواده هست، بخش زن و مرد هست، مسائل گوناگون اخلاقی هست، ارتباطات اجتماعی هست، همكاری و تكافل اجتماعی هست؛ حسن ظن افراد به یكدیگر، در مقابل سوءظن افراد نسبت به یكدیگر هست؛ بددلی و بدخواهی نسبت به یكدیگر، در مقابل خیرخواهی و خیرطلبی برای یكدیگر هست؛ اینها مسائلی است كه در زندگی اجتماعی ما وجود دارد. یا همین مسئله‌ی تنبلی اجتماعی كه ایشان گفتند، كه من یك وقتی هم قبلاً روی این خیلی تكیه كردم. احساس تلاش، احساس مسئولیت در كل جامعه و عناصر جامعه، اینها چیزهائی است كه اگر كمبودهائی در آن وجود دارد، مربوط به اختلال فرهنگی است؛ اینها باید برطرف شود. كی باید برطرف كند؟ دستگاه‌های میدانی. كی باید سیاستگذاری كند، پشتیبانی كند، هدایت كند؟ شما. یعنی اینجا یك چنین قرارگاه عظیمی است.

مربوط به :بیانات در دومین نشست اندیشه‌های راهبردی - 1390/02/27
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در انقلاب اسلامی ما - كه یك حركت دینی بود - به طور طبیعی عدالت جایگاه ممتازی داشت و دارد. در شعارهای مردمی، در قانون اساسی، در بیانات امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، در گفتمانهای موضعی و در زمانهای مختلف و به مناسبتهای مختلف كه جمهوری اسلامی مطرح كرده، این جایگاهِ ممتاز دیده میشود. فرض كنید در دوران دفاع مقدس كه هی می‌آمدند فشار می‌آوردند و شعار صلح را مطرح میكردند برای اینكه جمهوری اسلامی را از میدان خارج كنند، آنجا جمهوری اسلامی شعار «صلح عادلانه» را مطرح كرد. خب، صلح یك ارزش مطلق نیست، یك ارزش نسبی است؛ یك جائی صلح خوب است، یك جائی صلح بد است، جنگ خوب است. اما عدالت اینجور نیست؛ عدالت یك ارزش مطلق است؛ یعنی هیچ جا نداریم كه عدالت بد باشد. خب، در جمهوری اسلامی این وضعیت وجود داشته، سرلوحه‌ی دغدغه‌های نظام از اول انقلاب بوده؛ در بخش اجرای عدالت، انصافاً كارهای زیادی هم انجام گرفته؛ لیكن راضی كننده نیست. بعضی از دوستان در توصیف آنچه كه انجام گرفته، اطلاعات و آمارهای خوبی دادند؛ در زمینه‌ی كارهائی كه انجام گرفته، شاید اطلاعات من بیشتر باشد؛ میدانم كارهای وسیعی از اول انقلاب انجام گرفته؛ لیكن مطلقاً راضی كننده نیست. آن چیزی كه ما نیاز داریم، آن چیزی كه ما دنبالش هستیم، عدالت حداكثری است؛ نه صرفاً در یك حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداكثری هستیم؛ ما میخواهیم ظلم در جامعه نباشد. تا این مرحله خیلی فاصله داریم. بنابراین برای این باید تلاش كرد.
 آن چیزی كه در دنباله‌ی این باید عرض كنم، این است: امروز كه ما به بحث عدالت میپردازیم - بحث این نشست و مطرح شدن موضوع عدالت - این دنباله‌ی همان دغدغه‌ی اساسی است؛ به این معنا نیست كه در طول سالهای متمادی، ما عدالت را نشناختیم یا نظام جمهوری اسلامی مطلقا تعریفی از عدالت نداشته و حركتی نكرده؛ نه، یك تعاریف اجمالی و كلی و یك قدر متیقن‌هائی همیشه وجود داشته؛ همه هم با آنها آشنا بودند، كارهای زیادی هم - همین طور كه عرض كردیم - انجام گرفته. لیكن امروز كه ما این را داریم مطرح میكنیم، اولاً به این دلیل است كه میخواهیم گفتمان عدالت، یك گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در میان نخبگان، در میان مسئولان، در میان مردم، بخصوص در بین نسلهای تازه، باید عنوان عدالت و مسئله‌ی عدالت، به عنوان یك مسئله‌ی اصلی، به طور دائم مطرح باشد. یكی از اهداف این نشست و طرح موضوع عدالت در این نشست، این است.
 یكی دیگر این است كه ما اگر بخواهیم فاصله‌ی بین آنچه كه از عدالت لازم داریم و باید باشد و آن وضعیت كنونی را - وضعیتی كه فعلاً مستقر است - كم كنیم، بایستی به روشها و راهكارهای جدید و مؤثر دست پیدا كنیم. باید بدانیم شیوه‌های كاربردی عدالت چه چیزهائی است؛ یعنی زمان آزمون و خطا را سپری شده بدانیم. در این سی سال، در موارد زیادی كارمان عبارت بود از آزمون و خطا؛ چه در آن دهه‌ی اول با گرایشی كه آن روز وجود داشت - كه بعضی از دوستان اشاره كردند - چه بعد، نقطه‌ی مقابل در دهه‌ی دوم و در خلال اینها، روشها و رویكردهای گوناگونی دیده شده. دیگر صلاح نیست ما اینجور عمل كنیم. باید بنشینیم روشهای متقن و مبتنی بر تعاریف متقن را پیدا كنیم، تشخیص بدهیم، روی آنها مستقر شویم و حركت كنیم.
 جهت سوم هم این است كه امروز كشور در مسیر پیشرفتهای جهشی است؛ این یك واقعیتی است. خوشبختانه حركت كشور به سمت پیشرفت - به معنای عام - یك حركت سریعی است. امروز با بیست سال قبل حقاً قابل مقایسه نیست. امروز حركتِ رو به پیشرفت ما جهشی است. در موقعیتی كه یك چنین حركتهای جهشی به وجود می‌آید، احتیاج به تصمیم‌گیری‌های بزرگ است؛ باید تصمیم‌گیری‌های بزرگی انجام بگیرد. خب، اگر چنانچه در این تصمیم‌گیری‌های بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌ‌عنه باقی بماند، آن وقت ضررها و ضایعاتش غیر قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز بخصوص باید توجه به عدالت زیاد باشد؛ بخصوص رابطه‌ی پیشرفت و عدالت مشخص شود.
 اشاره كردند كه مركزی برای پیگیری مسئله‌ی الگوی پیشرفت پیش‌بینی شده، مقدمات و تمهیداتش انجام گرفته؛ ان‌شاءاللَّه با جدیت مشغول كار خواهد شد؛ بحث عدالت هم همان جا بایستی ان‌شاءاللَّه دنبال شود.
 نكته‌ی بعدی این است: در مرحله‌ی نظری، آنچه كه ما میخواهیم به آن برسیم، رسیدن به نظریه‌ی اسلامیِ ناب در باب عدالت است. البته باید با نگاه متجددانه، با نگاه نوآورانه، به منابع اسلامی مراجعه كرد و آن نظریه را از متن منابع اسلامی - در چهارچوبهای علمی و فنی خودش، كه بعضی از دوستان اشاره كردند - استخراج كرد. ما برای استنباط، شیوه‌ها، متدها و روشهای علمیِ تجربه‌ی شده‌ی كاملاً حساب‌شده‌ای داریم؛ از اینها باید استفاده شود. بنابراین در مرحله‌ی نظری و نظریه‌سازی، باید از منابع اسلامی و از متون اسلامی، نظریه‌ی ناب اسلام در باب عدالت به دست بیاید. من تكیه‌ام در این نكته این است كه نمیخواهیم از مونتاژ و كنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفكرین و حكمائی كه در این زمینه حرف زدند، یك نظریه به وجود بیاوریم و تولید كنیم. یعنی در این قضیه باید جداً از التقاط جلوگیری كرد، باید پرهیز كرد. در موارد متعددی ما دچار این اشتباه شدیم. بدون اینكه بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم. بیرون آمدنش خیلی سخت خواهد بود. نه، حقیقتاً باید در منابع اسلامی جستجو كنیم. این منابع، فراوان هم هست؛ كه دوستان هم اشاره كردند. در قرآن، در حدیث، در نهج‌البلاغه، در نوشته‌های فقهی، كلامی و حِكمی بحثهای زیادی وجود دارد كه همه‌اش میتواند منبع مورد استفاده‌ی ما در پیدا كردن نظریه‌ی ناب اسلامی باشد.
 البته مثل همه‌ی موارد دیگر، آشنائی با نظرات دیگران میتواند در فهم متون اسلامی به ما كمك كند. در همه جا همین جور است، در بحثهای حقوقی و فقهی ما هم همین جور است. ما وقتی با یك نظرِ بیگانه آشنا میشویم و ذهن ما آن اتساع لازم را پیدا میكند، از منبع اسلامیِ خودمان استفاده‌ی بهتر و كاملتری میكنیم؛ اینجا هم همین جور است. لیكن ما باید دنبال رسیدن به نظریه‌ی اسلامیِ ناب باشیم و از التقاط بپرهیزیم. البته بدیهی است كه علت اینكه میگوئیم نظریه‌ی اسلامی باید خالص و ناب باشد، این است كه مسئله‌ی عدالت مبتنی است بر پایه‌ها و مبانی هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و پایه‌های اساسی؛ و اگر بخواهیم به نظریات غربی - كه عمدتاً آنهاست - استناد كنیم، در واقع تكیه كردیم به مبانی فلسفی‌ای كه قبول نداریم و نمیتوانیم آنها را بپذیریم، كه همان نظرات هستی‌شناسی است.
 مكمل این نكته این است كه اساساً رویكرد نگاه اسلامی به عدالت، با رویكرد نظامهای غربی و نظریه‌های غربی متفاوت است. در اسلام، عدالت ناشی از حق است؛ همان طور كه دوستان اشاره كردند - خوشبختانه حرفهای خوبی در این جلسه زده شد كه بنده را بی‌نیاز میكند از توضیح بیشتر و توسع در كلام - و علاوه‌ی بر این، در عدالت «باید» وجود دارد؛ یعنی از نظر اسلام، عدالت‌ورزی یك وظیفه‌ی الهی است؛ در حالی كه در مكاتب غربی اینجور نیست. در مكاتب غربی به اشكال مختلف عدالت مطرح میشود - در سوسیالیسم یك جور، در لیبرالیسم یك جور - با همه‌ی تطورات و شكلهای گوناگونی كه این مكاتب داشته‌اند. در هیچكدام از اینها، نگاه به عدالت، یك نگاه بنیانی و اساسی و مبتنی بر ارزشهای اصولی مثل دین و مثل اسلام نیست.
 یك نكته‌ی دیگر این است كه در عرصه‌ی تفكر و نظریه‌پردازی، ما احتیاج داریم به تعدد آراء و تضارب آراء. یعنی اینكه ما میگوئیم به یك نظریه باید برسیم و نظریه‌ی ناب اسلامی را كشف كنیم، مبتنی بر یك مقدمات نسبتاً طولانی و گسترده‌ای است؛ كه اهم این مقدمات همین است كه آراء متفكران تضارب پیداكند، آراء مختلفی مطرح شود؛ و این لازم است؛ این نشاط علمی است. نباید تصور كرد كه ما یك پیشداوری‌ای داریم، یك چیزی را از قبل در نظر گرفته‌ایم و میخواهیم حتماً به آن برسیم؛ نه، میخواهیم با تضارب آراء بیابیم آنچه را كه حق است و آنچه كه درست است. بنابراین تضارب آراء لازم است. حد یقف هم ندارد. یعنی بعد از آنكه به نظر نهائی و مختار برای این برهه‌ی از زمان رسیدیم، باز احتمال اینكه آراء جدیدی، نظرات جدیدی، نكات تازه‌ای در آینده مطرح شود، هست؛ هیچ مانعی هم ندارد. لیكن به هر حال نیاز هست به اینكه به یك جمع‌بندی قوی برسیم كه بر اساس آن، برنامه‌ریزی‌های درازمدت در كشور صورت بگیرد. بنابراین تضارب آراء لازم است؛ لیكن در نهایت اداره‌ی كشور نیاز دارد به اینكه به یك جمع‌بندی قوی و متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعی برسد كه بتواند بر اساس آن جمع‌بندی، برنامه‌های بلندمدت را طراحی كند. البته بعد از آنكه به این جمع‌بندی  رسیدیم، باز پژوهشهای تازه‌ای شروع خواهد شد برای اینكه شیوه‌ها را پیدا كنید؛ یعنی پژوهشهای كاربردی. امروز من ملاحظه كردم كه بعضی از بخشهای مباحث، مربوط به مباحث كاربردی است - بسیار هم خوب است - این دامنه‌اش خیلی وسیع است؛ یعنی بعد از آنكه ما به یك نظریه‌ی متقن و جمع‌بندی شده‌ای در باب عدالت رسیدیم، تازه برای پیدا كردن شیوه‌های اجرا و تحقق آن در جامعه، به بحثهای كاربردی نیاز داریم؛ كه این خودش پژوهشهای فراوانی را دنبال خواهد كرد. آن وقت در اینجاست كه ما میتوانیم از تجربیات بشری استفاده كنیم.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از مردم آذربایجان شرقی - 1389/11/27
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما نتیجه و ثمره‌ی شیرین مقاومت ملت عظیممان را داریم مشاهده میكنیم و آن عبارت است از صلابت چهره‌ی ایران اسلامی، عزت ایران اسلامی، تأثیرگذاری ایران اسلامی در حوادث گوناگون، در منطقه و حتّی بیرون از این منطقه. احساس میكنیم كه ایمان و اسلام به ما عزت داد، به ما پیشرفت داد، ما را به سمت آرمانهامان نزدیك كرد. هرچه ایمانمان را تقویت كنیم، هرچه تحقق اسلام را در جامعه و ارزشهای اسلامی را در بین خودمان بیشتر كنیم، این عزت بیشتر خواهد شد، این پیشرفت بیشتر خواهد شد و زندگی مادی و معنوی اصلاح خواهد شد؛ و این به همت جوانان، به همت مردم، به ایمان مردم بستگی دارد. و خوشبختانه انسان این را مشاهده میكند. انسان می‌بیند در زن و مرد ما، پیر و جوان ما، در بخشهای مختلف این كشور، در اقوام گوناگون، این عزم و اراده هست و ان‌شاءاللَّه خواهد بود و ان‌شاءاللَّه شما جوانها خواهید دید آن دورانی را كه ایران به بركت اسلام و به بركت قرآن بتواند در اوج و در قله‌ی عظمت بدرخشد.

مربوط به :بیانات دردیدار فرماندهان وخلبانان نیروی هوایی ارتش - 1389/11/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من بارها گفته‌ام، روز جمعه هم تكرار كردم؛ امروز مهمترین مسئله در باب انقلاب ما، وقتی به این سی و دو سال نگاه میكنیم، عبارت است از ثبات و استقامت. یعنی ما سر حرف خودمان ایستاده‌ایم. ایستادن بر سر اصول، برای یك ملت، برای یك مجموعه، افتخار است. اصول، چیزهائی است كه باید بر سر آن ایستاد. ارزشها را بایستی نگاهبانی كرد، پاسداری كرد. مهمترین ارزشی هم كه برای ملت ما وجود داشت و امروز هم وجود دارد و تا آخر هم همین خواهد بود، عبارت است از اسلام. استقلال در اسلام است، آزادی در اسلام است، پیشرفت مادی در اسلام است، وحدت ملی در اسلام است، شكوفائی استعدادها در اسلام است؛ همه‌ی اینها در اسلام مندمج و مندرج است. علت اینكه امام روی كلمه‌ی «جمهوری اسلامی» تكیه كردند، همین است. تأكید بر جمهوری، به خاطر این است كه نكته‌ی مهم، اتكاء به مردم است. اگر اسلام باید در جامعه حاكمیت پیدا كند، بدون ایمان عمومی امكان‌پذیر نیست. پس حضور مردم، رأی مردم، خواست مردم، دخالت مردم، شد یك نقطه‌ی اساسی؛ پس شد جمهوری اسلامی. این را باید حفظ كنیم، این را باید زنده نگه داریم، این پرچم بایستی برافراشته بماند. اگر توانستیم خودمان را به عمق و ژرفای این كلمه‌ی پرمغز - جمهوری اسلامی - هرچه بیشتر نزدیك كنیم، موفقیتها روزبه‌روز افزایش خواهد یافت؛ و این احتیاج دارد به همت بلند، همت مضاعف و كار مضاعف، كه خوشبختانه امسال اثر همت مضاعف و كار مضاعف را انسان در دستگاه‌های مختلف كشور مشاهده میكند. اگر این شد، ملت ایران خواهد شد الگو؛ جمهوری اسلامی خواهد شد الگو. لزومی ندارد ملتها بگویند ایران الگوی ماست - گفتن مهم نیست؛ بگویند یا نگویند - مهم این است كه این نسیم جانبخش در محیطهای دیگر بوزد، آنها را متوجه كند و به حركت در بیاورد؛ و این كار شده است.

مربوط به :بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی - 1389/09/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مفهوم پیشرفت، برای ما مفهوم روشنی است. ما «پیشرفت» را به كار میبریم و تعریف میكنیم كه مقصود ما از پیشرفت چیست. در خصوص ایرانی بودن الگو، علاوه بر آنچه كه دوستان گفتند؛ كه خوب، شرائط تاریخی، شرائط جغرافیائی، شرائط فرهنگی، شرائط اقلیمی، شرائط جغرافیای سیاسی در تشكیل این الگو تأثیر میگذارد - كه قطعاً اینها درست است - این نكته هم مطرح است كه طراحان آن، متفكران ایرانی هستند؛ این كاملاً وجه مناسبی است برای عنوان ایرانی؛ یعنی ما نمیخواهیم این را از دیگران بگیریم؛ ما میخواهیم آنچه را كه خودمان لازم میدانیم، مصلحت كشورمان میدانیم، آینده‌مان را میتوانیم با آن تصویر و ترسیم كنیم، این را در یك قالبی بریزیم. بنابراین، این الگو ایرانی است. از طرف دیگر، اسلامی است؛ به خاطر اینكه غایات، اهداف، ارزشها و شیوه‌های كار، همه از اسلام مایه خواهد گرفت؛ یعنی تكیه‌ی ما به مفاهیم اسلامی و معارف اسلامی است. ما یك جامعه‌ی اسلامی هستیم، یك حكومت اسلامی هستیم و افتخار ما به این است كه میتوانیم از منبع اسلام استفاده كنیم. خوشبختانه منابع اسلامی هم در اختیار ما وجود دارد؛ قرآن هست، سنت هست و مفاهیم بسیار غنی و ممتازی كه در فلسفه‌ی ما و در كلام ما و در فقه ما و در حقوق ما وجود دارد. بنابراین «اسلامی» هم به این مناسبت است.

مربوط به :بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی - 1389/09/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نگاه اسلام به انسان، محور بودن انسان. این موضوع در اسلام خیلی معنای وسیعی دارد. خوب، پیداست انسان اسلامی با انسانی كه در فلسفه‌های مادی غرب و پوزیتیویسم قرن نوزده و اینها مطرح است، بكلی متفاوت است؛ این یك انسان است، آن یك انسان دیگر است؛ اصلاً تعریف این دو انسان یكی نیست. لذا محور بودن انسان هم در اسلام با محور بودن انسان در آن مكاتب مادی بكلی متفاوت است. انسان، محور است. همه‌ی این مسائلی كه ما داریم بحث میكنیم: مسئله‌ی عدالت، مسئله‌ی امنیت، مسئله‌ی رفاه، مسئله‌ی عبادت، برای این است كه فرد انسان سعادتمند شود. اینجا مسئله‌ی سعادت و مسئله‌ی عقبی‌ متعلق به فرد است؛ نه به این معنا كه انسان از حال دیگران غافل باشد، برای آنها كار نكند؛ نه، «من احیاها فكأنّما احیا النّاس جمیعا». در روایت هست كه معنای این جمله را از امام پرسیدند، فرمود: تأویل اعظم آن این است كه تو كسی را هدایت كنی. معلوم است كه هدایت وظیفه‌ی همه است؛ لیكن در نهایت آن چیزی كه از نگاه اسلام برای انسان مطرح است و اهم است، نجات خودش است. ما باید خودمان را نجات دهیم. نجات ما به این است كه به وظائفمان عمل كنیم؛ كه البته آن وقت وظائف اجتماعی، استقرار عدالت، ایجاد حكومت حق، مبارزه‌ی با ظلم، مبارزه‌ی با فساد، اینها همه جزو مقدمات همان نجات است. بنابراین اصل این است. همه چیز مقدمه است؛ جامعه‌ی اسلامی هم مقدمه است؛ عدالت هم مقدمه است. اینكه در قرآن كریم هست كه «لیقوم النّاس بالقسط» - كه به عنوان هدف انبیاء ذكر شده - قطعاً عدل هدف است، منتها این هدف میانی است؛ هدف نهائی عبارت است از رستگاری انسان؛ این بایستی مورد توجه باشد. انسان موجودی است مكلف، مختار و مواجه با هدایت الهی - «أ لم نجعل له عینین. و لسانا و شفتین. و هدیناه النّجدین» - میتواند هدایت را انتخاب كند، میتواند ضلالت را انتخاب كند. انسان موجودی است متعهد، برای خود، برای جامعه، برای اهل. آن وقت با این نگاه، مردم‌سالاری علاوه بر اینكه برای مردم یك حق است، یك تكلیف هم میشود؛ یعنی همه‌ی مردم در امر حكومت جامعه مسئولند. نمیشود گفت كه آقا به من مربوط نیست؛ نه، صلاح و فساد كشور، حكومت، اینها به یكایك انسانها مرتبط است؛ یعنی انسان در مقابل آن متعهد است. این هم یكی از آن عناصر اصلی است كه بایستی در دیدگاه اسلام مورد ملاحظه قرار بگیرد و در این الگو رعایت شود.

مربوط به :بیانات در جمع ۱۱۰ هزار بسیجی در روز عید غدیر - 1389/09/04
عنوان فیش : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک جامعه، یا زیر سرپرستی امام عادل است - که «من اللَّه» است، هادی به خیرات است، هادی به حق است - یا در اختیار انسانهائی است که از حق بیگانه‌اند، با حق ناآشنایند و در موارد بسیاری با حق عناد میورزند. چون حق با منافع شخصی آنها، با منافع مادی آنها سر سازش ندارد، با حق عناد میورزند. پس یکی از این دو حال است؛ از این دو حال خارج نیست.
اسلام با تشکیل حکومت در مدینه و تشکیل جامعه‌ی مدنی نبوی نشان داد و ثابت کرد که اسلام فقط نصیحت کردن، موعظه کردن و دعوت کردن به زبان نیست. اسلام میخواهد حقایق احکام الهی در جامعه تحقق پیدا کند؛ این جز با ایجاد قدرت الهی امکان‌پذیر نیست. بعد هم پیغمبر اکرم در پایان عمر مبارکش، به دستور الهی، به الهام الهی، نفر بعد را خودش معین کرد. البته مسیر تاریخ اسلام مسیر دیگری رفت. آنچه که پیغمبر میخواست، آنچه که اسلام میخواست، این بود. این یک طرحی شد که در تاریخ ماند. نباید تصور کرد که اندیشه‌ی پیغمبر شکست خورد؛ نه، شکست نخورد؛ در آن برهه تحقق پیدا نکرد، اما این خط شاخص در جامعه‌ی اسلامی و در تاریخ اسلامی باقی ماند. امروز شما در این گوشه‌ی از دنیای اسلام نتائج آن را می‌بینید و به فضل الهی، به حول و قوه‌ی الهی، این الگو، این خط واضح، در دنیای اسلام روزبه‌روز همه‌گیرتر خواهد شد؛ این مضمون غدیر است.
بنابراین مسئله‌ی غدیر، فقط مسئله‌ی شیعه نیست؛ مسئله‌ی مسلمانان، بلکه مسئله‌ی همه‌ی انسانهاست.

مربوط به :پیام به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز - 1389/07/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
پدید آوردن هویتی به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدینه، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتكارهای اسلام در آغاز تشكیل جامعه‌ی اسلامی‌ است: خانه‌ی خدا و خانه‌ی مردم؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، كانون ذكر و معراج معنوی و عرصه‌ی علم و جهاد و تدبیر دنیوی؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست، دوگانه‌های به هم‌پیوسته‌ئی است كه تصویر مسجد اسلامی‌ و فاصله‌ی آن با عبادتگاه‌های رائج ادیان دیگر را نمایان میسازد. در مسجد اسلامی، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاك و خردمندانه و سالم، در هم می‌آمیزد و فرد و جامعه‌ را به طراز اسلامی آن نزدیك می‌كند. مسجد، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه‌ در دیدگاه و اندیشه‌ی مكتب اسلام است.
با این نگاه، دل‌های ما برای مسجد می‌تپد و از شوق و احساس مسئولیت، لبریز می‌گردد. امروز در میان مساجد ما كم نیستند آنهائی كه می‌توانند نمائی از این تصویر زیبا و شوق‌انگیز را به نمایش درآورند. حضور نسل جوان پاك‌نهاد ما و حضور روحانیون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهائی را به درستی، كانون ذكر و عبادت و اندیشه و معرفت ساخته و یادهای عزیز و گرانبها را در دلهای ما برانگیخته است. لیكن تا این وظیفه به تمام و كمال گزارده نشود، هیچیك از ما نباید و نمی‌توانیم خطری را كه از كمبود مسجد یا ضعف و نارسائی مساجد، جامعه و جوانان و خانواده‌ها و نسل‌های آینده را تهدید می‌كند، غافل بمانیم و خود را از بركات عظیمی كه مسجدِ طراز اسلامی به كشور و نظام و مردم هدیه میكند، محروم سازیم.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم بوشهر در روز میلاد امام علی(ع) - 1389/04/05
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اسلام به ما میگوید باید جامعه‌ی اسلامی با دستور اسلام اداره و هدایت شود و زندگی كند. اسلام میگوید با دشمنان متعرض بایستی با قدرت برخورد كرد؛ باید مرزبندی روشن و شفاف با آنها به وجود آورد. اسلام میگوید فریب دشمنها را نباید خورد. این، خط روشن امیرالمؤمنین است؛ امروز هم ما همین خط روشن را احتیاج داریم.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری - 1388/12/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اساس نظام اسلامی بر اطاعت از خداوند است؛ این آن مایز اصلی است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول»، «ان كنتم تحبّون اللَّه فاتّبعونی یحببكم اللَّه». بنابراین اساس نظام اسلامی، اطاعت از خدای متعال است.
اطاعت از خدای متعال، چند مرتبه دارد، چند مرحله دارد: یك اطاعت، اطاعت موردی است. در مواردی خدای متعال می‌فرماید كه این عمل را انجام دهید- و لو این مسئله، مسئله‌ی شخصی است- مثلًا نماز بخوانید، یا فرض كنید كه صوم و زكات و بقیه‌ی امور. این یك‌جور اطاعت است كه انسان امر الهی را اطاعت می‌كند، نهی الهی را اطاعت می‌كند. از این مهم‌تر، اطاعت خطی است. یعنی روش و راه و نقشه‌ای كه خدای متعال برای زندگی معین می‌كند؛ این را یك مجموعه‌ای از مردم اطاعت كنند تا این نقشه تحقق پیدا كند. این نقشه با اعمال فردی حاصل نمی‌شود؛ این یك حالت دیگری است، یك مسئله‌ی دیگری است، مسئله‌ی بالاتری است؛ یك كار جمعی نیاز دارد تا اینكه نقشه‌ی الهی، هندسه‌ی الهی در وضع جامعه‌ی اسلامی تحقق پیدا كند. فرض بفرمائید كه در مكه مسلمانها اعمال خودشان را انجام می‌دادند؛ اما جامعه‌ی اسلامی در مكه با جامعه‌ی اسلامی در مدینه كه حكومت اسلامی در آن تشكیل شد، متفاوت است. یك كار جدید، یك حركتِ فراتر از حركات فردی به وجود آمد و لازم است؛ كه اگر این تحقق پیدا كرد، آن وقت «لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛ زندگی، زندگی خوبی خواهد شد؛ زندگی سعادتمندانه‌ای خواهد شد؛ آثار و بركات و نتائج مطلوبی كه بر اطاعت امر الهی مترتب است، بر زندگی مترتب خواهد شد.
نظام اسلامی‌ به انسانها سعادت می‌دهد. نظام اسلامی‌ هم یعنی آن نظامی كه مبنی بر هندسه‌ی الهی است برای جامعه‌؛ مبنی بر نقشه‌ی خداست در جامعه‌. اگر این نقشه تحقق پیدا كرد، خیلی از تخلفات فردی و شخصی و جزئی قابل اغماض خواهد بود. روایت معروفی است كه نقل حدیث قدسی را می‌كند: «لأعذّبنّ كلّ رعیّة اطاعت اماما جائرا لیس من اللَّه و لو كانت الرّعیّة فی اعمالها برّة تقیّة». نقطه‌ی مقابلش: «و لأعفونّ عن كلّ رعیّة اطاعت اماما عادلا من اللَّه و ان كانت الرّعیّة فی اعمالها ظالمة مسیئة». یعنی كار فردی و تخلف فردی در یك نظام عظیم اجتماعی كه حركت عمومی به یك سمت درستی است، قابل اغماض است؛ یا شاید به تعبیر دقیق‌تر، قابل اصلاح است؛ بالاخره می‌تواند این جامعه را، این افراد را به سرمنزل مقصود برساند؛ برخلاف اینكه اگر چنانچه نه، اعمال فردی درست بود، اما روابط اجتماعی، نظامات اجتماعی، نظامات غلطی بود، نظامات جائری بود، نظاماتِ از ناحیه‌ی خدا نبود، از ناحیه‌ی شیطان بود، از ناحیه‌ی نفس بود، اعمال فردی نمی‌تواند این جامعه را بالاخره به سرمنزل مقصود برساند؛ آن چیزی كه مطلوب شرایع الهی است از سعادت انسان، آن را نمی‌تواند برایشان به وجود بیاورد. بنابراین مسئله‌ی اطاعت كلان و اینكه انسان خط الهی را جستجو كند و بیابد و آن را دنبال كند، بسیار اهمیت پیدا می‌كند.
نظام اسلامی بر اساس توحید است. پایه‌ی اصلی، توحید است. پایه‌ی مهم دیگر، مسئله‌ی عدل است. پایه‌ی مهم دیگر، مسئله‌ی تكریم انسان و كرامت انسان و آراء انسان و این‌هاست.
خوب، اگر چنانچه با این دید به جامعه‌ی اسلامیِ خودمان نگاه كنیم، خواهیم دید كه نظام اسلامی توانسته است یك حركت عظیمی را در دنیای اسلام نسبت به این مجموعه‌ی خاص به وجود بیاورد كه با هیچ حركت فردی‌ای امكان‌پذیر نبود. یعنی امروز وقتی به دنیای اسلام نگاه می‌كنیم، می‌بینیم آن جامعه‌ای كه بر شكل و هندسه‌ی الهی تشكیل شده، نظام جمهوری اسلامی است.
اساس، اساس الهی است. البته نقصهائی وجود دارد، ضعفهائی وجود دارد؛ باید این ضعفها را جبران كرد و درست كرد و در صدد اصلاح برآمد. مثل این است كه فرض بفرمائید یك قطاری بر روی یك ریلی قرار دارد و به سمت یك هدفی دارد حركت می‌كند. در داخل این قطار، البته مسلّم است كسانی به وظائفشان عمل می‌كنند، كسانی عمل نمی‌كنند، كسانی زمین را كثیف می‌كنند، آشغال جمع می‌كنند، كسانی مراقب وظائفشان هستند، كسانی نیستند؛ لیكن این قطار به سمت هدف دارد حركت می‌كند و بلاشك به هدف خواهد رسید.
مسائل جزئی داخل جامعه را می‌شود اصلاح كرد. جزئی كه عرض می‌كنیم، نه اینكه بی‌اهمیت است- دارای اهمیت است- لیكن مسائل فردی و شخصی و جزئی و مربوط به اشخاص است؛ این‌ها را می‌شود اصلاح كرد. اساس این است كه انسان بتواند نظام را حفظ كند. چالش اصلی نظام اسلامی از روز اول تا امروز این بوده است؛ یعنی حفظ نظام اسلامی و حفظ این اساس و حفظ آن مرزها و شاخصهائی كه این نظام را از بقیه‌ی نظامهای دنیا جدا می‌كند.

مربوط به :بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروی هوائی ارتش - 1388/11/19
عنوان فیش : انقلاب, عدالت, انقلاب اسلامی, جامعه اسلامی, استقرار عدالت, اهداف انقلاب اسلامی, احکام شرعی, تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلابها
کلیدواژه(ها) : انقلاب, عدالت, انقلاب اسلامی, جامعه اسلامی, استقرار عدالت, اهداف انقلاب اسلامی, احکام شرعی, تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلابها
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
آن روزی که این انقلاب آغاز شد و این نهضت به وجود آمد، مثل نهضت احزاب نبود، مثل حرکت سیاسی حزبهای دنیا نبود که به قصد کسب قدرت باشد؛ حرکتی بود در عین مظلومیت، برای اجرای احکام الهی، برای ایجاد جامعه‌ی اسلامی، برای استقرار عدالت در جامعه.

مربوط به :بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروی هوائی ارتش - 1388/11/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این انقلاب، انقلابی بود برای خدا. آن روزی كه این انقلاب آغاز شد، این نهضت به وجود آمد، مثل نهضت احزاب نبود، مثل حركت سیاسی حزب‌های دنیا نبود كه به قصد كسب قدرت باشد؛ حركتی بود در عین مظلومیت، برای اجرای احكام الهی، برای ایجاد جامعه‌ی اسلامی‌، برای استقرار عدالت در جامعه‌. آن كسانی كه مجاهدت كردند تا انقلاب به پیروزی رسید، و آن كسانی كه پای این انقلاب ایستادند و مجاهدت كردند تا این ثبات و دوام را پیدا كرد، نیتهای خالصشان بود. شهدای شما، شهدای نیروی هوائی، از این قبیل بودند.

مربوط به :بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون - 1388/09/22
عنوان فیش : عوام و خواص, نخبگان, جامعه اسلامی, حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی, خواص
کلیدواژه(ها) : عوام و خواص, نخبگان, جامعه اسلامی, حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی, خواص
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شک خواص، پایه‌ی حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی را مثل موریانه از بین می برد.

مربوط به :خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران - 1388/06/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حركت جامعه‌ و نظام دو جور است: حركت مثبت، حركت منفی؛ حركت به سمت عروج و اوج، حركت به سمت نزول و سقوط. حركت به سمت اوج این است كه جامعه‌ به عدالت‌خواهی نزدیك شود؛ به دین، رفتار دینی و اخلاق دینی نزدیك شود؛ در فضای آزادی رشد پیدا كند؛ رشد عملی، رشد علمی و رشد صنعتی پیدا كند؛ در بین جامعه‌، تواصی به حق و تواصی به صبر وجود داشته باشد؛ جامعه‌ روز به روز در مقابل دشمنان خدا، دشمنان دین، دشمنان استقلال كشور، احساس اقتدار بیشتری بكند، ایستادگی مقتدرانه‌ی بیشتری بكند؛ روز به روز در مقابل جبهه‌ی ظلم و فساد بین‌المللی ایستادگی خودش را بیشتر كند؛ این‌ها رشد است، این‌ها نشانه‌ی حركت مثبت جامعه است؛ دنیا و آخرت یك جامعه را این‌ها آباد خواهد كرد. ما باید دنبال یك چنین حركت مثبتی باشیم. اما نقطه‌ی مقابل این‌ها، یك حركت به سمت تنزل هم وجود دارد: به جای حركت به سمت عدالت، حركت به سمت شكافهای عظیم اقتصادی و اجتماعی با توجیه‌های گوناگون؛ به جای استفاده‌ی از آزادی برای رشد علمی و رشد عملی و رشد اخلاقی، لاابالیگری و استفاده‌ی از آزادی در جهت فساد و فحشا و اشاعه‌ی گناه و اشاعه‌ی خلاف؛ به جای ایستادگی در مقابل مستكبران، متجاوزان و غارتگران بین‌المللی، به جای اقتدار نشان دادن در مقابل این‌ها، در مقابل آن‌ها منفعل شدن، احساس ضعف كردن، عقب‌نشینی كردن؛ آنجایی كه باید به آن‌ها اخم كرد، به آن‌ها لبخند زدن؛ آنجایی كه باید بر سر حقوق خود ایستاد، از حقوق صرف نظر كردن- حالا حق هسته‌ای و غیر هسته‌ای- این‌ها نشانه‌های انحطاط است. حركت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حركت به سمت بالا باشد؛ حركت مثبت باشد. این حركتهای به سمت پائین، همان بیماری‌هائی است كه برای نظام اسلامی‌ ممكن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی‌ است؛ مردم باید بیدار باشند. جمهوری اسلامی‌ آن وقتی واقعاً جمهوری اسلامی‌ است كه با همان مبانی مستحكم امام، همان چیزهائی كه در دوران حیات مبارك امام مطرح بود، شعار بود، بجد دنبال می‌شد، با همان شعارها پیش برود. هرجا ما با آن شعارها پیش رفتیم- من با بصیرت عرض می‌كنم، بنده اوضاع این سی سال را از نزدیك آزمایش كردم- پیشرفت‌با ما بوده است، پیروزی با ما بوده است، عزت با ما بوده است، منفعت دنیائی هم با ما بوده است؛ هرجا از آن شعارها عقب‌نشینی كردیم و كوتاه آمدیم، به دشمن میدان دادیم، ضعف پیدا كردیم، عقبگرد پیدا كردیم، عزت به دست نیامده است، دشمن جری‌تر شده است، پیشتر آمده است؛ از لحاظ مادی هم ضرر كردیم. این خطاست كه بعضی خیال كنند علاج مشكلات كشور- چه مشكلات اقتصادی، چه مشكلات اجتماعی، چه مشكلات سیاسی- این است كه انسان در مقابل دشمن مستكبر سلاح را بیندازد؛ دشمن مستكبر همین را می‌خواهد.

مربوط به :بیانات در سالروز عید سعید مبعث‌ - 1388/04/29
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اولین كار پیامبر مكرم اثاره‌ی عقل است، برشوراندن قدرت تفكر است؛ قدرت تفكر را در یك جامعه تقویت كردن. این، حلال مشكلات است. عقل است كه انسان را به دین راهبرد می‌دهد، انسان را به دین می‌كشاند. عقل است كه انسان را در مقابل خدا به عبودیت وادار می‌كند. عقل است كه انسان را از اعمال سفیهانه و جهالت‌آمیز و دل دادن به دنیا بازمی‌دارد؛ عقل این است. لذا اولْ كار این است كه تقویت نیروی عقل و خرد در جامعه انجام بگیرد؛ تكلیف ما هم این است.
ما هم در جامعه‌ی اسلامی‌، امروز كه خواسته‌ایم نمونه‌ای باشد از جامعه‌ی اسلامی پیامبر مكرم، با همه‌ی ضعفهای ما، با همه‌ی حقارت‌هائی كه در ماها هست، در قبال آن عظمت بی‌نظیر پیامبر، این‌جور حركت كردیم، این‌جور خواستیم كه نمونه‌ای از آن درست كنیم. در این جامعه‌ هم باید عقل معیار باشد، ملاك باشد.
تربیت دوم، تربیت اخلاقی است كه: «بعثت لأتمّم مكارم الاخلاق»؛ مكرمت‌های اخلاقی، فضیلتهای اخلاقی را در میان مردم كامل كند. اخلاق آن هوای لطیفی است كه در جامعه‌ی بشری اگر وجود داشت، انسانها می‌توانند با تنفس او زندگی سالمی داشته باشند. اخلاق كه نبود، بی‌اخلاقی وقتی حاكم شد، حرصها، هوای نفسها، جهالتها، دنیاطلبی‌ها، بغض‌های شخصی، حسادتها، بخلها، سوءظن به یكدیگر وارد شد- وقتی این رذائل اخلاقی به میان آمد- زندگی سخت خواهد شد؛ فضا تنگ خواهد شد؛ قدرت تنفس سالم از انسان گرفته خواهد شد. لذا در قرآن كریم در چند جا- «یزكّیهم و یعلّمهم الكتاب و الحكمة» - تزكیه كه همان رشد اخلاقی دادن است، جلوتر از تعلیم آمده است. در همین روایت هم كه راجع به عقل از پیغمبر اكرم عرض كردیم- بعد كه عقل را بیان می‌كند- می‌فرماید كه آن وقت از عقل، حلم به وجود آمد؛ از حلم، علم به وجود آمد. ترتیب این مسائل را انسان توجه كند: عقل، اول حلم را به وجود می‌آورد؛ حالت بردباری را، حالت تحمل را. این حالت بردباری وقتی بود، زمینه برای آموختن دانش، افزودن بر معلومات خود- شخص و جامعه- فراهم خواهد آمد؛ یعنی علم در مرتبه‌ی بعد از حلم است. حلم، اخلاق است. در آیه‌ی قرآن هم «یزكّیهم و یعلّمهم الكتاب و الحكمة»، تزكیه را جلوتر می‌آورد. این، تربیت اخلاقی است. امروز ما نهایت نیاز را به این تربیت اخلاقی داریم؛ هم ما مردم ایران، جامعه‌ی اسلامی در این محدوده‌ی جغرافیائی، هم در همه‌ی دنیای اسلام؛ امت بزرگ اسلامی، جوامع مسلمان. این‌ها نیازهای اول ماست.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان - 1387/07/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
برای اینكه تفكر انبیاء در جامعه‏ پیاده شود، یك حركت بلندمدت و طولانی لازم بود. این انقلاب با این هدف به وجود آمد. جامعه‏ی اسلامی‏، كشور اسلامی، نه فقط دولت اسلامی، نه فقط تشكیل یك نظام اسلامی، بلكه تشكیل یك واقعیت و یك مجموعه مردمی كه بر اساس تعالیم اسلام- كه لبّ لباب تعالیم انبیاء است- زندگی می‏كنند و آثارش را احساس می‏كنند. این هدف ماست. خوب، ما به این هدف هنوز نرسیدیم، توقع هم نبود كه در ظرف سی سال برسیم. این هدف، هدف خیلی طولانی مدتی است. باید تلاش كرد، باید كار كرد تا به این هدف رسید؛ شما مسئولیتتان این است. مأموریت این نسل این است؛ كشور و ملتتان را به آن جایگاهی كه معنایش این باشد كه یك جامعه‏ی اسلامی به معنای واقعی تشكیل شده، برسانید. این را الگو كنید. این می‏شود بزرگترین وسیله برای گسترش این فكر و گسترش این تجربه در عالم؛ این مأموریت این نسل است كه در تصور و در جنبه‏ی نظری، چیز مشكلی نیست. البته كار، كار بسیار دشواری است. همان تحرك جوانی، همان انگیزه‏ی جوانی را لازم دارد؛ با تلاش فراوان‏ جهادی كه حالا گفته‏ایم و عرض می‏كنیم. هدف این است: ما كشور اسلامی می‏خواهیم. كشور اسلامی وقتی تشكیل شد، معنایش این است كه دنیای مردم آباد خواهد شد، نه به معنای آبادی‏ای كه در نظامهای مادی وجود دارد.
در نظامهای مادی آبادی وجود دارد؛ یعنی قدر مطلق پیشرفتهای مادی خوب است؛ اما در مورد همان پیشرفتهای مادی هم تعادل و نگاه عادلانه وجود ندارد. یعنی شما الآن مثلًا می‏بینید كه در كشور ثروتمندی مثل آمریكا، ثروتمندش اولین ثروتمند دنیاست، لیكن فقیرش هم گاهی بدترین فقیر دنیاست؛ از سرما می‏میرد، از گرما می‏میرد، از گرسنگی می‏میرد. طبقه‏ی متوسطی در آنجا زندگی می‏كنند كه اگر شبانه‏روز، تمام‏وقت، با همه‏ی توان كار نكنند، نمی‏توانند شكمشان را سیر كنند. این برای بشر خوشبختی نیست، این برای یك جامعه خوشبختی نیست. بله، تولید ناخالص داخلی‏اش را نگاه كنی، ده برابرِ یك كشور دیگر است؛ این كه دلیل نشد. یعنی حتّی در برخورداری‏های مادی هم عدالت نیست، همه‏گیری نیست؛ یعنی همه برخوردار نیستند؛ چه برسد به برخورداری معنوی؛ آرامش روانی نیست، توجه به خدا نیست، تقوا و پرهیزگاری نیست، پاك‏دامنی و طهارت نیست، گذشت و اغماض نیست، ترحم و دستگیری از بندگان خدا نیست؛ و نیست و نیست و نیست.
این، آن پیشرفتی نیست كه كشور اسلامی و جامعه‏ی اسلامی دنبال آن است. آن خوشبختی‏ای كه ما برای جامعه‏ی اسلامی، برخورداری‏ای كه برای جامعه‏ی اسلامی قائلیم، فقط این نیست كه شما اینجا نگاه می‏كنید؛ بلكه برخورداری مادی و معنوی. یعنی فقر نباید باشد، عدالت باید باشد، تقوا و اخلاق و معنویت و پرهیزگاری هم باید باشد. این، آن هدفی است كه باید دنبال او برویم.

مربوط به :خطبه‌های نماز جمعه تهران - 1387/06/29
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من امروز برای اینكه از امیر المؤمنین درس بگیریم، یك بُعد از ابعاد فعالیت همه‌جانبه‌ی امیر المؤمنین را عرض می‌كنم و آن بُعد تربیت اخلاقی است. آن روزی كه امیر المؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در جامعه‌ی اسلامیِ‌ آن روز بر سر كار آمد، وضع امت مسلمان با آن روزی كه پیغمبر اكرم از دنیا رفت، تفاوت زیادی كرده بود. این بیست و پنج سال فاصله بین رحلت پیغمبر اكرم و آمدن امیر المؤمنین بر سر كار، حوادث زیادی اتفاق افتاده بود كه این حوادث بر روی ذهن و فكر و اخلاق و عمل جامعه‌ی اسلامی اثر گذاشته بود و بعد، این نظام و این جامعه‌ را امیر المؤمنین تحویل گرفت.
نزدیك پنج سال امیر المؤمنین در آن كشور بزرگ اسلامی حكومت كرد. این پنج سال، هر روزش حاوی یك درس است. یكی از كارهای مستمر امیر المؤمنین پرداختن به تربیت اخلاقی آن مردم است. همه‌ی انحراف‌هائی كه در جامعه پیش می‌آید، برگشتش و ریشه‌اش در اخلاقیات ماست. اخلاق انسان، خصوصیات و خصال اخلاقی انسانها، عمل آن‌ها را جهت می‌دهد و ترسیم می‌كند. اگر ما در یك جامعه‌ای یا در سطح دنیا كج‌رفتاری‌هائی را مشاهده می‌كنیم، باید ریشه‌ی آن‌ها را در خُلقیات ناپسند ملاحظه كنیم. این حقیقت، امیر المؤمنین را به بیان یك حقیقت مهم‌تری وادار می‌كند و آن حقیقتِ بالاتر این است كه اغلب این خصال باطل و مضر در انسانها، برمی‌گردد به دنیاطلبی. لذا امیر المؤمنین می‌فرماید: «الدّنیا رأس كلّ خطیئة»؛ دنیاطلبی ریشه و مركز اصلی همه‌ی خطاهای ماست، كه در زندگی جمعی ما، در زندگی فردی ما، این خطاها اثر می‌گذارد.

مربوط به :بیانات در دیدار رؤسای سه قوه و مسئولان نظام - 1387/06/19
عنوان فیش :هدف انقلاب، ایجاد الگوی حیات طیبه اسلامی در کشور
کلیدواژه(ها) : کارگزاران نظام, انقلاب اسلامی, جامعه اسلامی, حیات طیبه
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
ببینید برادران و خواهران عزیز! شماها مسئولین و کارگزاران این نظامید. نخبگان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی این نظام، یا جمعی از نخبگان، اینجا جمع هستید؛ عمده‌ی مسئولین کشور الان اینجا جمع هستند. من و شما چرا در این نظام مشغول کار شدیم؟ آیا ما از اول به دنبال این بودیم که حکومتی تشکیل شود، دولتی به وجود بیاید، ما بشویم رئیس دولت، مسئول دولت، وزیر دولت، وکیل دولت؟ مگر مقصود این بوده؟ نه. اگر مقصود این باشد، باید عرض کنم زحماتی که هر کدام از ما میکشیم - اگر با این نیت باشد - همه‌اش «هبائاً منثورا»(1)ست؛ بی‌ارزش است؛ پیش خدای متعال اجری ندارد؛ با زوال عمر زائل میشود، بلکه با زوال مدت مسئولیت زائل میشود. ما فرقمان با بقیه‌ی گروه‌هائی که در کشورهای مختلف می‌آیند یک رژیمی را تغییر میدهند، بر سر کار می‌آیند و قدرت را به دست میگیرند، این است که ما آمدیم برای اینکه یک جامعه‌ی اسلامی به وجود بیاوریم؛ ما آمدیم تا حیات طیبه‌ی اسلامی را برای کشورمان و برای مردممان بازْتولید کنیم؛ آن را تأمین کنیم. و اگر بخواهیم با یک نگاه وسیعتر نگاه کنیم، چون بازتولیدِ حیات طیبه‌ی اسلامی در کشور ما میتواند و میتوانست و میتواند همچنان الگوئی برای دنیای اسلام شود، در واقع آمدیم برای اینکه دنیای اسلام را متوجه به این حقیقت و این شجره‌ی طیبه(2) بکنیم؛ ما برای این آمدیم. هدف، جز این چیز دیگری نبود، الان هم هدف جز این چیز دیگری نیست.
1 ) سوره مبارکه الفرقان آیه 23
وَقَدِمنا إِلىٰ ما عَمِلوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلناهُ هَباءً مَنثورًا
ترجمه :
و ما به سراغ اعمالی که انجام داده‌اند می‌رویم، و همه را همچون ذرّات غبار پراکنده در هوا قرار می‌دهیم!

2 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 24
أَلَم تَرَ كَيفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِي السَّماءِ
ترجمه :
آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟!


مربوط به :بیانات در دیدار رؤسای سه قوه و مسئولان نظام - 1387/06/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این آیه‏ی شریفه یا به تعبیر بهتر این جمله‏ی مبارك «استعینوا بالصّبر و الصّلاة» در قرآن- در سوره‏ی بقره- در دو جا تكرار شده است: یكی خطاب به اهل كتاب است كه می‏فرماید: «و استعینوا بالصّبر و الصّلاة و انّها لكبیرة الّا علی الخاشعین»؛ یكجا هم خطاب به مؤمنین است كه می‏فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا استعینوا بالصّبر و الصّلاة انّ اللَّه مع الصّابرین». اولًا پیداست كه اهمیت این دو عنصر؛ عنصر صبر و عنصر صلات مورد توجه است و تأثیر این‏ها در آن چیزی كه تشكیل جامعه‏ی اسلامی‏ به خاطر رسیدن به آن است؛ اهداف والای جامعه‏ اسلامی. ثانیاً ارتباط این دو- صبر و صلات- با یكدیگر و ایستادگی و استقامت و ارتباط و اتصال قلبی و روحی با مبدأ آفرینش. این دوتا باهم از مجموعه‏ی این آیه- بخصوص این بخش مربوط به «یا ایّها الّذین آمنوا»- به دست می‏آید. قبل از این آیه‏ی شریفه، آیه‏ی شریفه‏ی «فاذكرونی اذكركم و اشكروا لی و لا تكفرون» بحث ذكر و شكر است. بعد از این آیه‏ی شریفه، مسئله‏ی جهاد است؛ «و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل اللَّه اموات بل احیاء و لكن لا تشعرون». بعد از این آیه، این آیات معروف «و لنبلونّكم بشی‏ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرین»، «الّذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انّا للَّه و انّا الیه راجعون» بعد «اولئك علیهم صلوات من ربّهم و رحمة» آمده كه ارتباط كامل بین این دو عنصر، كاملًا از این آیات مفهوم می‏شود؛ به دست می‏آید. هم خودِ این دو عنصر اهمیت دارد، هم رابطه‏ی این‏ها. حالا من بعداً برمی‏گردم به توضیحی در باره‏ی صبر و قدری بیشتر بحث می‏كنم.
اما ارتباط بین صبر و صلات. البته صلات را به مفهوم عام صلات بگیرید؛ یعنی توجه، ذكر، خشوع؛ و الّا صورت نماز در حالی كه خالی از ذكر باشد، مورد نظر نیست. لذا در آن آیه‏ی شریفه هم كه راجع به صلات فرموده، بعد می‏فرماید: «و لذكر اللَّه اكبر». «انّ الصّلاة تنهی عن الفحشاء و المنكر». این، یك خاصیت صلات است؛ اما بزرگتر از نهی از فحشا و منكر، نفس ذكر خداست كه در صلات وجود دارد.
این صلات یعنی آن ذكر، توجه، خشوع، ارتباط قلبی با خدا، در استحكام صبر تأثیر دارد. حالا كه اهمیت صبر- كه البته برای شما دوستان معلوم است- برحسب آیه و روایت و مفاهیم اسلامی فهمیده شد، آن وقت معلوم می‏شود كه صلات چقدر مهم است؛ ذكر خدا چقدر اهمیت دارد و می‏تواند این عامل استقرار و ثبات را- كه همین صبر است- در دل ما، در روح ما، در زندگی ما، در افق اندیشه‏ی ما هرچه مستحكم‏تر و جادارتر و جاگیرتر كند. لذا در قرآن هم ملاحظه كنید «و اصبر و ما صبرك الّا باللَّه» است. البته «و اصبر» در قرآن زیاد است كه اگر انسان بخواهد آیات را بخواند، هركدام یك دریائی از معرفت است. حالا این آیه‏ی شریفه‏ی «و اصبر و ما صبرك الّا باللَّه»؛ به كمك خداست كه تو می‏توانی صبر كنی، یعنی استقامت آن وقتی پایان‏ناپذیر می‏شود كه متصل باشد به منبع پایان‏ناپذیر ذكر الهی. اگر صبر را- كه صبر به همان معنای پایداری و ایستادگی و استقامت و عقبگرد نكردن است- وصل كنیم به آن پایگاه ذكر الهی، به آن منبع لا یزال، این صبر دیگر تمام نمی‏شود. صبر كه تمام نشد، معنایش این است كه این سیر انسان به سوی همه‏ی قله‏ها هیچ وقفه‏ای پیدا نخواهد كرد. این قله‏ها كه می‏گوئیم، قله‏های دنیا و آخرت، هر دو است: قله‏ی علم، قله‏ی ثروت، قله‏ی اقتدار سیاسی، قله‏ی معنویت، قله‏ی تهذیب اخلاق، قله‏ی عروج به سمت عرش عالی انسانیت. هیچ‏كدام از این‏ها دیگر توقف پیدا نخواهد كرد؛ چون وقفه‏ها در حركت ما ناشی از بی‏صبری است. دو لشكر مادی وقتی در مقابل هم صف‏آرائی می‏كنند، آن كسی كه زودتر صبرش تمام بشود، شكست می‏خورد؛ آن كسی كه دیرتر صبر و مقاومتش تمام بشود، پیروز خواهد شد؛ چون با لحظه‏ای مواجه خواهد شد كه طرف مقابل صبر خودش را از دست داده. این مثال خیلی ظاهر و بارز عینی‏اش است؛ در همه‏ی میدانها همین‏جور است.
در مواجهه‏ی با مشكلات، با موانع طبیعی، با همه‏ی موانعی كه سد راه انسان در همه‏ی حركتهای كمال می‏شوند، اگر صبر تمام نشود، آن مانع، تمام خواهد شد. اینی كه گفته می‏شود اسلام پیروز است، یعنی این. اینی كه می‏فرماید «و انّ جند اللّه هم الغالبون» یعنی این. جند اللَّه، حزب اللَّه، بنده‏ی خدا، عباد الله، این‏ها با ارتباط و اتصالشان با آن منبع لا یزال، در مقابل همه‏ی مشكلاتی كه انسان ممكن است مغلوب آن مشكلات بشود، ایستادگی می‏كنند. وقتی ایستادگی این طرف وجود داشت، به طور طبیعی در آن طرف زوال وجود خواهد داشت؛ پس این بر او غلبه پیدا خواهد كرد. البته اگر اسممان حزب اللَّه و جند اللَّه باشد، اما آن ارتباط و اتصال را نداشته باشیم، چنین تضمینی وجود ندارد. بنابراین ارتباط را باید برقرار كرد. این صلات، اهمیتش اینجاست؛ ذكر خدا اهمیتش اینجاست؛ فرصت ماه رمضان اهمیتش اینجاست. فرصت خودسازی، فرصت تقوا، فرصت سرشار كردن ذخیره‏ی یقین در دل كه در این دعاهای ماه رمضان هم- دعای روزها، دعاهای شبها- این ازدیاد یقین را می‏بینید كه تكرار می‏شود. پس، این فرصت را بایستی برای این مقاصد مغتنم شمرد. وقتی این‏ها شد، آن وقت صبر جامعه‏ی اسلامی‏ و امت اسلامی و بنده‏ی مسلمان همان چیزی خواهد شد كه می‏تواند بر همه‏ی مشكلات غلبه پیدا كند. آن وقت هم در میدان سیاست، هم در میدان اقتصاد، هم در میدان اخلاق، هم در میدان معنویت، این جامعه‏ پیش می‏رود. این واقعیتی كه هست، این است. ما باید به این واقعیت خودمان را نزدیك كنیم.

مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) - 1387/05/09
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ببینید خدای متعال در آنِ واحد دو چیز را آفریده است: یكی این عالم آفرینش را، با همه‏ی قوانینش، با همه‏ی سننش. یكی قواعد شریعت را؛ دین مردم را، راهنمائی زندگی مردم را. این دوتا را باهم آفریده؛ این‏ها باهم منطبقند. اگر شما طبق قوانین الهی- یعنی آن اراده‏ی تشریعی حق- عمل كردید، زندگی شما و رفتار شما منطبق با قوانین آفرینش می‏شود؛ مثل یك كشتی‏ای كه در مسیر باد دارد حركت می‏كند، باد به او كمك می‏كند؛ در جریان آب دارد حركت می‏كند، جریان آب به او كمك می‏كند.
سنن آفرینش به انسانی كه در این راه حركت كند، كمك می‏كند؛ منتها شرطش این است كه شما حركت كنید. ملت ایران حركت كرد، سنن آفرینش هم به او كمك كرد؛ قوانین طبیعی الهی به او كمك كرد. و الّا كی فكر می‏كرد در قلب حساس‏ترین نقطه‏ی عالم- یعنی خاورمیانه- یكی از وابسته‏ترین حكومتها به استكبار جهانی- یعنی حكومت شاه؛ حكومت پهلوی- در بین جامعه‏ای كه بسیاری از روشن‏فكرانش، بسیاری از نخبگانش، دهها سال بود ذهنشان آلوده شده بود به تعلیمات غربی و وسوسه‏های غربی و هواهای نفسانی، ناگهان پرچم اسلام بلند بشود و این جامعه‏ امت اسلامی‏ را به اسلام دعوت كند؟ كی فكر می‏كرد چنین چیزی ممكن است؟ اما شد.
این معنایش این است كه وقتی یك جماعتی، یك ملتی در این راه حركت كنند، بادهای موافق الهی- یعنی همان سنتهای آفرینش- به این‏ها كمك می‏كنند؛ پیش می‏روند.

مربوط به :بیانات ‌در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم‌ - 1387/03/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نظام جمهوری اسلامی اساساً برای پاسخ به دعوت پیامبران تشكیل شده كه محور اساسیِ آن عبارت است از رساندن انسان به تكامل معنوی، كه این ممكن نخواهد شد جز در سایه‌ی ایجاد یك دنیای برخوردار از حسنات و معروف‌هایی كه برای انسان‌‌ها زندگی را قابل تحمل و لذت‌بخش بكند، كه از اساسی‌ترین آن‌‌ها هم عدالت است. بنابراین تشكیل جامعه‌ی عادلانه یك هدف است؛ اما این هدف، هدف میانه است.
ما می‌خواهیم به جامعه‌ی عادلانه‌ی الهی، جامعه‌ی اسلامی، دست پیدا كنیم برای اینكه در سایه‌ی این نظام الهی بتوانیم خودمان را به تكامل برسانیم؛ خودمان را به نقطه‌ی امن و امان برسانیم

مربوط به :بیانات ‌در اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم‌ - 1387/03/21
عنوان فیش : تکامل, جامعه اسلامی, جامعه عادلانه, اهداف نظام جمهوری اسلامی, اهداف انقلاب اسلامی
کلیدواژه(ها) : تکامل, جامعه اسلامی, جامعه عادلانه, اهداف نظام جمهوری اسلامی, اهداف انقلاب اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
تشکیل جامعه‌ى عادلانه یک هدف است؛ اما این هدف، هدف میانه است. ما می‌خواهیم به جامعه‌ى عادلانه‌ى الهى، جامعه‌ى اسلامى، دست پیدا کنیم براى اینکه در سایه‌ى این نظام الهى بتوانیم خودمان را به تکامل برسانیم؛ خودمان را به نقطه‌ى امن و امان برسانیم.

مربوط به :بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز - 1387/02/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
هدف انقلاب چه بود؟ هدف انقلاب عبارت بود از ساختن یك ایرانی با این خصوصیاتی كه عرض می‌كنم: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنیت، متدین و بهره‌مند از معنویت و اخلاق، پیشرو در مسابقه‌ی جامعه‌ی عظیم بشری در علم و بقیه‌ی دستاوردها- كه از اول و ازل بین آحاد بشر یك مسابقه است در دستاوردهای بشری، در علم و در بقیه‌ی خواسته‌ها و دستاوردهای بشری- برخوردار از آزادی با همه‌ی معانی آزادی. آزادی فقط آزادی اجتماعی نیست- اگرچه آزادی اجتماعی، یكی از مصادیق مهم آزادی است- هم آزادی اجتماعی مورد نظر است، هم آزادی به معنای رها بودن و آسوده بودن و آزاد بودن كشور از دست‌اندازی بیگانگان و استیلای آن‌ها- كه گاهی كشور بظاهر مستقل هم هست، اما زیر نفوذ است- و هم آزادی معنوی، كه آن رستگاری انسان و تعالی اخلاقی انسان و عروج معنوی انسان است، كه هدف اعلی، این است. همه‌ی كارها مقدمه برای تكامل انسان و عروج انسانی است. این باید در جامعه‌ی اسلامی‌ خود را نشان بدهد. ایران با این خصوصیات، مطلوب انقلاب بود. شما بپرسید كه از كجای انقلاب، این خصوصیات در می‌آمد؟ كجا تدوین شد؟ من عرض می‌كنم از كلمه‌ی اسلامی. اسلام اصلًا همین‌هاست. آن كسی كه غیر از این در مورد اسلام تصور می‌كند، اسلام را نشناخته. آن كسی كه تصور می‌كند اسلام فقط به جنبه‌های معنوی، آن هم با برداشت و تلقی خاص از جنبه‌های معنوی- عبادت و زهد و ذكر و امثال این‌ها- می‌پردازد، به دنیای مردم، به لذات مردم، به خواسته‌های بشری مردم نمی‌پردازد، او اسلام را درست نشناخته؛ اسلام این‌جوری نیست. همه‌ی این چیزهائی كه گفتیم؛ هم آن چیزی كه مربوط به مسائل دنیائی جامعه‌ است- مثل عدالت، مثل امنیت، مثل رفاه، برخورداری از ثروت، برخورداری از آزادی و استقلال- هم آنچه كه مربوط به مسائل اخروی است؛ مثل رستگاری، تقوا، پرهیزگاری، رشد اخلاقی، تكامل معنوی انسان، در كلمه‌ی اسلامی مندرج است.
آیه‌ی قرآن به ما می‌فرماید كه: «و لو انّ اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم بركات من السّماء و الأرض»؛ ایمان و تقوا كه باشد، بركات آسمان و زمین جاری خواهد شد. بركات آسمان، همان فتوح معنوی است، همان رحمت الهی است، همان تقرب إلی اللَّه است، همان استغفار ملائكه‌ی آسمان و حمَله‌ی عرش برای بندگان خدا در روی زمین است. بركات ارض، یعنی همه‌ی آنچه كه به زندگی زمینی انسان ارتباط پیدا می‌كند؛ یعنی آزادی، یعنی رفاه، یعنی استقلال، یعنی امنیت، یعنی سعه‌ی رزق، سلامت بدن و از این قبیل. اگر ایمان و تقوا باشد، هم آن بركات و هم این بركات برای بشر وجود دارد. این، اسلام است. پس وقتی‌كه گفتیم انقلاب اسلامی، معنایش این است كه عرض شد.
خوب، این چیزی بود كه در انقلاب بود؛ می‌خواستیم ایرانی بسازیم با این خصوصیات. این مطلب یك اضافه‌ای دارد و آن این است كه مسئله فقط ایران هم نبود؛ ایران به عنوان یك الگو برای جوامع اسلامی در درجه‌ی اول، و همه‌ی جوامع بشری در درجه‌ی بعد، مورد نظر بود. ما می‌خواستیم این جامعه را با این خصوصیات بسازیم- ما یعنی ملت ایران، انقلاب ایران، انقلابیون ایران؛ منظور، شخص بنده و چند نفر دیگر نیست- و آن را بگذاریم جلوی چشم آحاد بشر و امت اسلامی؛ بگویند این است كه هم مطلوب اسلام است، و هم میسور مردم این روزگار است. این‌جور نباشد كه خیال كنند بله، این مطلوب هست، اما میسور نیست؛ كه می‌گفتند در دوران مبارزات نهضت اسلامی. بعضی از كسانی كه نیتهای خوبی هم داشتند، می‌گفتند آقا بیخود چرا زحمت می‌كشید، فایده‌ای ندارد؛ بله، این حرفهای شما درست است، اما شدنی نیست. انقلاب می‌خواست به همه‌ی كسانی كه در هر نقطه‌ای از دنیای اسلام هستند، نشان بدهد كه این الگو تحقق‌یافتنی و شدنی است؛ این هم نمونه‌اش. این آن چیزی بود كه به عنوان هدف انقلاب وجود داشت. این هدف از اول بود، به شما عرض كنم كه امروز هم همین هدف هست، در آینده هم همین هدف خواهد بود؛ این هدف ثابت است. این حلقه‌ی اولِ بحث ما.

مربوط به :بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز - 1387/02/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نظام اسلامی‌ با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلكه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه‌ به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه‌ به دست نخواهد آورد؛ این یك اصل اسلامی‌ است. اما اینی كه آحاد مردم دلشان لك بزند برای مسابقه‌ی اشرافیگری، برای تجمل‌پرستی، این یك چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است كه متاسفانه در درون ما هست؛ همان‌طور كه قبلا هم گفته‌ام: اسراف و مصرف‌گرائی افراطی.

مربوط به :‌بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌ - 1386/12/22
عنوان فیش : استحاله, تحول, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : استحاله, تحول, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در جامعه‌ی اسلامی دایما باید صیرورت و تحول وجود داشته باشد، تا در این تزریقات بیگانه یا رسوبات گذشته، افراد استحاله نشوند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم ابرکوه‌ - 1386/10/15
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این كشور به‌ناحق عقب‌مانده نگه داشته شد. ما امروز پیشرفتهای زیادی كردیم، اما این پیشرفتها نسبت به آنچه كه شأن ملت ایران است و جایگاه ملت ایران است، كم است. ملت ایران یك روزی در قله‌ی علم و اقتدار مادی و معنوی قرار داشته است به بركت اسلام. ما امروز اسلام را بازیابی كرده‌ایم؛ آغوشمان را به روی اسلام باز كردیم، اسلام را با نگاه متناسب با زمانه و با پیشرفت زمانه به دنیا عرضه كردیم. امروز تفكر سیاسیِ اسلامی‌، تفكر اجتماعی اسلام، تفكر گرایش معنوی اسلام، تفكر اسلام در مورد روابط داخلی و درونی افراد جامعه‌ باهم، می‌تواند در دنیا مثل یك دستورالعمل، مثل یك سرمشق مطرح شود؛ نه اینكه این حرف را ما بزنیم یا من اینجا بگویم؛ این سخنی است كه امروز اندیشمندان باانصاف دنیا همین حرف را می‌زنند. این را ملت ایران آسان هم به دست نیاورده.

مربوط به :پیام به کنگره عظیم حج - 1386/09/27
عنوان فیش :اقتدار با دشمنان ،عطوفت بین مومنان و عبودیت ،نشانه ی جامعه ی اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
قرآن، جبهه‌گیری مقتدرانه در برابر دشمنان، عطوفت و مهربانی در میانه‌ی مؤمنان وعبودیت وخشوع دربرابرخداوندرا سه‌نشانه‌ی جامعه‌ی اسلامی دانسته است:محمدٌ رسول‌الله والذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم، تراهم رکعاً سجداً یبتغون فضلاً من الله و رضواناً..(1) این، سه رکن اصلی برای برافراشتن پیکره‌ی عزتمند و باشکوه امت اسلامی است.همه‌ی آحاد مسلمان با توجه به این حقیقت، میتوانند آسیبهای کنونی دنیای اسلام را به درستی بشناسند.
1 ) سوره مبارکه الفتح آیه 29
مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم ۖ تَراهُم رُكَّعًا سُجَّدًا يَبتَغونَ فَضلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضوانًا ۖ سيماهُم في وُجوهِهِم مِن أَثَرِ السُّجودِ ۚ ذٰلِكَ مَثَلُهُم فِي التَّوراةِ ۚ وَمَثَلُهُم فِي الإِنجيلِ كَزَرعٍ أَخرَجَ شَطأَهُ فَآزَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوىٰ عَلىٰ سوقِهِ يُعجِبُ الزُّرّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الكُفّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنهُم مَغفِرَةً وَأَجرًا عَظيمًا
ترجمه :
محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانه‌های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامی‌دارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.


مربوط به :بیانات‌ در دیدار مداحان اهل بیت(ع) به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) - 1386/04/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
وحدت را حفظ كنید.اگر دیدید در جامعه‌ بین شما كسانی هستند كه عكس این رفتار می‌كنند، آن‌ها را طردشان كنید؛ مخالفت خودتان را به آن‌ها ابراز و اعلام كنید؛ این‌ها ضرر می‌زنند؛ ضربه می‌زنند. ضربه‌ای به اسلام می‌زنند، ضربه‌ای به تشیع می‌زنند، ضربه‌ای به جامعه‌ی اسلامی‌ می‌زنند. این از جمله مسائل بسیار مهم است.

مربوط به :بیانات در دیدار خانواده‌ی شهدای هفتم تیر و مسئولان قوه قضائیه - 1386/04/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
بعضی خیال می‏كنند- یا این‏جور وانمود می‏كنند كه خیال كرده‏اند- كه برخورد با مفاسد اقتصادی، مخل امنیت اقتصادی است. این عكس قضیه است؛ این درست نقطه‏ی مقابل حقیقت است.
برخورد با مفسد اقتصادی موجب امنیت اقتصادی است برای غیر مفسد. غیر مفسد كیست؟ اكثریت مردم. مفسد اقتصادی تعداد معدودی هستند؛ سوءاستفاده‏چی‏ها. با این‏ها برخوردِ سخت بشود تا اكثر مردم، اكثر فعالان صحنه‏ی اجتماع كه در امر اقتصادی كار می‏كنند، احساس كنند دارای امنیتند و راه صحیح آن راهی است كه آن‏ها پیش گرفته‏اند.
امنیت اخلاقی در جامعه‏، امنیت فرهنگی و امنیت حیثیتی هم همین‏طور است. در جامعه‏ی اسلامی‏، حیثیت افراد نباید مورد تلاعب دست افرادی قرار بگیرد كه هیچ احساس مسئولیتی نمی‏كنند. دستگاه‏ها باید برخورد كنند. آبروی افراد را بردن، اتهام به افراد وارد كردن، اشخاص را بدون دلیل- از مسئول و غیر مسئول- زیر سؤال بردن، در باره‏ی آن‏ها شایعه ایجاد كردن، چیزی است برخلاف احكام اسلامی؛ برخلاف شرع اسلامی است؛ برخلاف رویه‏ی اسلامی است. فرض بفرمائید به یك نفر تهمت سوءاستفاده‏ی مالی بزنند، كه تا او بیاید ثابت بكند چنین چیزی نبوده، زمان زیادی صرف خواهد شد. این چیزها؛ امنیت حیثیتی در جامعه‏ی اسلامی، امنیت آبروئی، مسأله‏ی مهمی است و باید به آن توجه بشود. قوه‏ی قضائیه در این زمینه و در استقرار این امنیت نقش دارد.
در همه جا نقش قوه‏ی قضائیه این است كه با متخلف، برابر قانون برخورد كند. كسی كه تخلف كرد، برحسب قانون، متخلف سر جای خود نشانده شود، كه این‏ها همه در ساخت نظام اسلامی و در زندگی صحیح و در رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی نقشهای بسیار مهمی دارند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم قم در سالروز عید سعید غدیر خم‌ - 1385/10/18
عنوان فیش :غدیر وسیله اتمام نعمت اسلام و هدایت برای بشریت
کلیدواژه(ها) : عید غدیر, جامعه اسلامی, امامت و ولایت
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
مسئله‌ی «غدیر» یک مسئله‌ی تاریخیِ صرف نیست؛ نشانه‌ای از جامعیت اسلام است. اگر نبی‌مکرم - که در طول ده سال، یک جامعه‌ی بدویِ آلوده‌ی به تعصبات و خرافات را با آن مجاهدتهای عظیمی که آن بزرگوار انجام داد و به کمک اصحاب باوفایش به یک جامعه‌ی مترقی اسلامی تبدیل کرد - برای بعد از این ده سال، فکری نکرده بود و نقشه‌ای در اختیار امت نگذاشته بود، این کار ناتمام بود. رسوبات تعصبات جاهلی به قدری عمیق بود که شاید برای زدودن آنها سالهای بسیار طولانی نیاز بود. ظواهر، خوب بود؛ ایمان مردم، ایمان خوبی بود؛ البته همه در یک سطح نبودند؛ بعضی در زمان وفات پیغمبر اکرم یک سال بود، شش ماه بود، دو سال بود که اسلام آورده بودند؛ آن هم هیمنه‌ی قدرت نظامی پیغمبر همراه با جاذبه‌های اسلام، اینها را به اسلام کشانده بود. همه که جزو آن مسلمانان عمیقِ دوران اول نبودند. برای پاک کردن رسوبات جاهلی از اعماق این جامعه و مستقیم نگه داشتن خط هدایت اسلامی بعد از ده سالِ زمان پیغمبر، یک تدبیری لازم بود. اگر این تدبیر انجام نمی‌شد، کار ناتمام بود. این که در آیه‌ی مبارکه‌ی سوره‌ی مائده می‌فرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»(1)، تصریح به همین معناست که این نعمت - نعمت اسلام، نعمت هدایت، نعمت نشان دادن صراط مستقیم به جامعه‌ی بشریت - آن وقتی تمام و کامل می‌شد که نقشه‌ی راه برای بعد از پیغمبر هم معین باشد؛ این یک امر طبیعی است.
این کار را پیغمبر در غدیر انجام دادند؛ امیرالمؤمنین را که از لحاظ شخصیت - چه شخصیت ایمانی، چه شخصیت اخلاقی، چه شخصیت انقلابی و نظامی، چه شخصیت رفتاری با قشرهای مختلف افراد - یک فرد ممتاز و منحصر بفردی بود، منصوب کردند و مردم را به تبعیت از او موظف کردند. این هم فکر پیغمبر نبود، این هدایت الهی بود، دستور الهی بود، نصب الهی بود؛ مثل بقیه‌ی سخنان و هدایتهای نبی مکرم که همه، الهام الهی بود. این دستور صریح پروردگار به پیغمبر اکرم بود، پیغمبر اکرم هم این دستور را عمل کردند. مسئله‌ی غدیر این است؛ یعنی نشان‌دهنده‌ی جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزی که در هدایت و زعامت امت اسلامی شرط است. آن چیست؟ همان چیزهایی که شخصیت امیرالمؤمنین، مظهر آنهاست: یعنی «تقوا»، «تدین»، «پایبندی مطلق به دین»، «ملاحظه‌ی غیر خدا و غیر راه حق را نکردن»، «بی‌پروا در راه خدا حرکت کردن»، «برخورداری از علم»، «برخورداری از عقل و تدبیر»، «برخورداری از قدرت عزم و اراده»؛ این یک عمل واقعی و در عین حال نمادین است. امیرالمؤمنین را با همین خصوصیات نصب کردند، در عین حال این نماد زعامت امت اسلامی در طول عمر اسلام - هر چه که بشود - همین عمل است؛ یعنی نماد زعامت و رهبری اسلامی در طول زمان همین است، همان چیزی که در انتخاب الهی امیرالمؤمنین تحقق پیدا کرد. غدیر، یک چنین حقیقتی است.
1 ) سوره مبارکه المائدة آیه 3
حُرِّمَت عَلَيكُمُ المَيتَةُ وَالدَّمُ وَلَحمُ الخِنزيرِ وَما أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ وَالمُنخَنِقَةُ وَالمَوقوذَةُ وَالمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطيحَةُ وَما أَكَلَ السَّبُعُ إِلّا ما ذَكَّيتُم وَما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَستَقسِموا بِالأَزلامِ ۚ ذٰلِكُم فِسقٌ ۗ اليَومَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِن دينِكُم فَلا تَخشَوهُم وَاخشَونِ ۚ اليَومَ أَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَأَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الإِسلامَ دينًا ۚ فَمَنِ اضطُرَّ في مَخمَصَةٍ غَيرَ مُتَجانِفٍ لِإِثمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ
ترجمه :
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.


مربوط به :بیانات در دیدار مردم قم در سالروز عید سعید غدیر خم‌ - 1385/10/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسئله‏ی «غدیر» یك مسئله‏ی تاریخیِ صرف نیست؛ نشانه‏ای از جامعیت اسلام است. اگر نبیّ مكرّم- كه در طول ده سال، یك جامعه‏ی بدویِ آلوده‏ی به تعصبات و خرافات را با آن مجاهدتهای عظیمی كه آن بزرگوار انجام داد و به كمك اصحاب باوفایش به یك جامعه‏ی مترقی اسلامی‏ تبدیل كرد- برای بعد از این ده سال، فكری نكرده بود و نقشه‏ای در اختیار امت نگذاشته بود، این كار ناتمام بود. رسوبات تعصبات جاهلی به قدری عمیق بود كه شاید برای زدودن آن‏ها سالهای بسیار طولانی نیاز بود. ظواهر، خوب بود؛ ایمان مردم، ایمان خوبی بود؛ البته همه در یك سطح نبودند؛ بعضی در زمان وفات پیغمبر اكرم یك سال بود، شش ماه بود، دو سال بود كه اسلام آورده بودند؛ آن هم هیمنه‏ی قدرت نظامی پیغمبر همراه با جاذبه‏های اسلام، این‏ها را به اسلام كشانده بود. همه كه جزو آن مسلمانان عمیقِ دوران اول نبودند. برای پاك كردن رسوبات جاهلی از اعماق این جامعه‏ و مستقیم نگه داشتن خط هدایت اسلامی بعد از ده سالِ زمان پیغمبر، یك تدبیری لازم بود. اگر این تدبیر انجام نمی‏شد، كار ناتمام بود. این كه در آیه‏ی مباركه‏ی سوره‏ی مائده می‏فرماید: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی»، تصریح به همین معناست كه این نعمت- نعمت اسلام، نعمت هدایت، نعمت نشان دادن صراط مستقیم به جامعه‏ی بشریت- آن وقتی تمام و كامل می‏شد كه نقشه‏ی راه برای بعد از پیغمبر هم معین باشد؛ این یك امر طبیعی است.
این كار را پیغمبر در غدیر انجام دادند؛ امیر المؤمنین را كه از لحاظ شخصیت- چه شخصیت ایمانی، چه شخصیت اخلاقی، چه شخصیت انقلابی و نظامی، چه شخصیت رفتاری با قشرهای مختلف افراد- یك فرد ممتاز و منحصربفردی بود، منصوب كردند و مردم را به تبعیت از او موظف كردند. این هم فكر پیغمبر نبود، این هدایت الهی بود، دستور الهی بود، نصب الهی بود؛ مثل بقیه‏ی سخنان و هدایتهای نبی مكرم كه همه، الهام الهی بود. این دستور صریح پروردگار به پیغمبر اكرم بود، پیغمبر اكرم هم این دستور را عمل كردند. مسئله‏ی غدیر این است؛ یعنی نشان‏دهنده‏ی جامعیت اسلام و نگاه به آینده و آن چیزی كه در هدایت و زعامت امت اسلامی شرط است. آن چیست؟ همان چیزهایی كه شخصیت امیر المؤمنین، مظهر آن‏هاست: یعنی «تقوا»، «تدین»، «پایبندی مطلق به دین»، «ملاحظه‏ی غیر خدا و غیر راه حق را نكردن»، «بی‏پروا در راه خدا حركت كردن»، «برخورداری از علم»، «برخورداری از عقل و تدبیر»، «برخورداری از قدرت عزم و اراده»؛ این یك عمل واقعی و در عین حال نمادین است. امیر المؤمنین را با همین خصوصیات نصب كردند، در عین حال این نماد زعامت امت اسلامی در طول عمر اسلام- هرچه كه بشود- همین عمل است؛ یعنی نماد زعامت و رهبری اسلامی در طول زمان همین است، همان چیزی كه در انتخاب الهی امیر المؤمنین تحقق پیدا كرد. غدیر، یك چنین حقیقتی است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم شاهرود - 1385/08/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آن كشور و جامعه‏ای كه مورد نظر اسلام است، باید هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ معنوی، پیشرو باشد.كشور ما از لحاظ مادی باید در آن، علم و تجربه و فناوری در سطوح بالا قرار بگیرد. از لحاظ ساخت و ارتباطات اجتماعی مردم در زمینه‏ی اقتصاد و بقیه‏ی موارد، ارتباط مردم با یكدیگر، باید ارتباطات سالم، قوی و نشان‏دهنده‏ی پیشرفت و شكوفایی باشد؛ باید استعدادها در آن جامعه بشكفد. همه‏ی انسانها بتوانند در آن با توانِ خداداده‏ی خود در پیشبرد اهداف زندگی، به یكدیگر كمك و باهم همكاری كنند. در آن جامعه باید عدالت اجتماعی باشد. عدالت به معنای یكسان بودنِ همه‏ی برخورداریها نیست؛ به معنای یكسان بودن فرصت‏هاست؛ یكسان بودن حقوق است. همه باید بتوانند از فرصتهای حركت و پیشرفت بهره‏مند شوند. باید سرپنجه‏ی عدالت گریبان ستمگران و متجاوزانِ از حدود را بگیرد و مردم به این، اطمینان پیدا كنند.
در چنین جامعه‏ای، معنویت و اخلاق هم باید به قدرِ حركت پیش‏رونده‏ی مادی پیشرفت كند. دلهای مردم با خدا و معنویات آشنا بشود. انس با خدا، انس با عالم معنا، ذكر الهی و توجه به آخرت در یك چنین جامعه‏ای بایستی رایج شود. اینجاست كه آن خصوصیت استثنایی جامعه‏ و تمدن اسلامی‏، خود را نشان می‏دهد؛ تركیب و آمیختگی دنیا و آخرت باهم.
تمدن مادیِ غرب در علم و تكنولوژی پیشرفت كرد. در روشهای پیچیده‏ی مادی، توفیقات بزرگی به دست آورد؛ اما در كفه‏ی معنوی روز به روز بیشتر خسارت كرد. نتیجه این شد كه علم و پیشرفت تمدن مادیِ غرب، به ضرر بشریت تمام شد. علم باید به سود بشریت تمام شود. سرعت و سهولت و ارتباطات زوددسترس، باید در خدمت آرامش و امنیت و راحتی مردم باشد. آن علمی كه از ترس دستاورد آن- یعنی از ترس بمب اتم و موشك دوربُرد و انفجار نادانسته- مردم شب و روز نداشته باشند، آن علم برای بشریت مفید نیست. دنیای غرب با پیشرفت علمیِ خود، در این دام خطرناك افتاد.
تمدن و فكر اسلامی، پیشرفت مادی را می‏خواهد؛ اما برای امنیت مردم، آسایش مردم، رفاه مردم و همزیستیِ مهربانانه‏ی مردم با یكدیگر؛ این خصوصیات نظام اسلامی است. ما این‏ها را با صدای بلند از اولِ انقلاب در سطح عالم مطرح كردیم و دلهای فراوانی از مسلمان و غیر مسلمان هم به این‏ها جلب شده است. پشتوانه‏ی عزت ملت ایران این‏هاست. یعنی متفكر مسیحی‏ و سیاستمدارِ غیر مسلمان- احیاناً ملحد- در مجامع جهانی، در برخورد با تفكرات نظام جمهوری اسلامی تحت تأثیر قرار می‏گیرد. این، بارها و بارها مشاهده و دیده شده است. ما می‏خواهیم در كشورمان این تفكرات والا را پیاده كنیم.

مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نماز جمعه‌ تهران‌ - 1385/07/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
بعد از رحلت پیغمبر، ماجرای سقیفه و مسئله‌ی خلافت پیش آمد. خوب، معلوم بود حق با امیر المؤمنین بود و حق را متعلق به خود می‌دانست؛ اما وارد جدال و جنجال نشد. وقتی بیعت تمام شد و حضرت مجبور شد و نخواست در مقابل جماعت مردم بایستد و فتنه‌ای درست بشود، تسلیم بیعت شد. بعد هم از كار كناره گرفت و اولِ كار، یك گوشه‌ای نشست؛ به معنای اینكه هیچ‌گونه مزاحمتی برای كسانی كه در رأس كار هستند، به وجود نمی‌آورد. بعد از اندكی احساس كرد كه جامعه‌ی اسلامی‌ به او نیاز دارد: «حتّی رأیت راجعة الناس قد رجعت ترید محو دین محمّد (صلّی الله علیه و آله)»؛ آن وقت وارد میدان شد. همكاری، مشاركت و كمك به كسانی كه مدیریت جامعه‌ را به عهده داشتند، هدایت و دستگیری آن‌ها در آنجایی كه می‌لغزیدند؛ در آنجایی كه اشتباه می‌كردند؛ چه در زمینه‌ی علمی، چه در زمینه‌ی سیاسی، در همه‌ی زمینه‌ها؛ كه این مورد اعترافِ همه است؛ این حرفی نیست كه ما شیعیان می‌زنیم. پُر است كتب روایات و تواریخ مسلمین از شیعه و سنی از كمكهای امیر المؤمنین كه: «لو لا علی لهلك عمر»؛ كه بارها و بارها این را سنّی‌ها نقل كرده‌اند؛ این، حرف ما نیست. هدایتها و كمكهای آن بزرگوار در زمینه‌ی لشكركشی‌ها، در زمینه‌ی اجرای حدود، در زمینه‌ی مسائل سیاسی و غیره؛ مرشد كامل، محور و مركز نورافشانی در جامعه‌ی اسلامی، امیر المؤمنین بود. این بیست و پنج سال هم به همان شكلی كه معروف است و می‌دانید، گذشت.

مربوط به :بیانات در دیدار قاریان شرکت کننده در بیست و سومین مسابقات بین‌‌المللی قرآن - 1385/07/04
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر إن شاء اللّه تلاوت قرآن در جامعه‏ی ما همگانی شود، همه بتوانند قرآن را صحیح بخوانند و همه‏ی خانه‏ها موج شوق به تلاوت قرآن را در خود جای بدهند، آن وقت ما امیدمان به اینكه جامعه‏ی اسلامی‏ و قرآنیِ به معنای واقعی در این كشور تشكیل بشود، بیشتر خواهد شد. ما امروز یك حكومت اسلامی و یك جامعه‏ی اسلامی هستیم؛ اما این قدمهای اول است. آن مقداری كه ما از اسلام داخل كشورمان و داخل حكومتمان در گفتار و كردار دولتمردانمان مشاهده می‏كنیم، این، آن اقلِ قلیل از اسلام است؛ این كمتر از آن چیزی است كه برای یك جامعه‏ی اسلامی مورد نیاز است. همه‏ی بركاتی كه تا امروز بر نظام جمهوری اسلامی مترتّب شده، بر همین اقل قلیل مترتّب شده است. اگر ملت ایران توانستند بت استبداد را در این كشور بشكنند و فروبریزند، اگر ملت ایران این جرئت و دلیری را پیدا كردند كه احساس كنند می‏توانند حرف زور را از هیچ‏كس در دنیا نپذیرند و زیر بار آن نروند، اگر می‏بینید جوانهای ما در میدانهای علمی و عرصه‏های علمی به پیش می‏تازند و با یك تصاعد هندسی همین‏طور جلو و پیش می‏روند- خوشبختانه روز به روز دامنه‏ی پیشرفت علمی در كشور ما گسترده‏تر می‏شود- و اگر می‏بینید نشانه‏هایی از اجرای عدالت در كشور ما هست- كه البته عرض كردم فقط نشانه‏هایی از اجرای عدالت هست، تا اجرای عدالتِ به معنای كامل هنوز فاصله داریم- اگر این‏ها را مشاهده می‏كنید و خلاصه اگر می‏بینید در جامعه‏ و كشور ما، معروف اسلامی، معروف و منكر اسلامی، منكر است، این به بركت همین اقل قلیل اسلامی است كه ما در جامعه‏مان داریم. هرچه ما بتوانیم دامنه‏ی معرفت اسلامی، روحیه‏ی اسلامی و فهم اسلامی را توسعه بدهیم، این دستاوردها بیشتر و بیشتر و بیشتر خواهد شد و برای كشورهای دیگر هم الگو خواهد شد.

مربوط به :بیانات‌ در دیدار دست‌‌اندرکاران ستاد اقامه‌‌ی نماز - 1385/06/27
عنوان فیش :موثر بودن نقش نماز در انگیزه، جهت‌یابی و دقت در جهتگیری درکارها
کلیدواژه(ها) : نماز, جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
برای حرکت در این میدان آنچه که بیش از همه لازم است، دو چیز است: یکی انگیزه، آن نیروی درونی که انسان را حرکت بدهد و راه ببرد؛ دیگر، آن قطب‌نمایی که انسان، آن ستاره‌ی راهنما را فراموش نکند و جهتش کج نشود. اگر انگیزه نبود، انسان وسط راه می‌ماند؛ مشکلات زیاد است. اقامه‌ی جامعه‌ی توحیدی، اقامه‌ی عدل در میان بشر، برپا کردن خیمه‌ی حق در بین این همه طوفانهای اهوای باطل، کار آسانی نیست؛ انگیزه لازم است. این انگیزه عبارت است از توجه به خدا؛ «ذکر اللَّه»؛ مدد گرفتن از پروردگار، کار را با حساب خدا انجام دادن؛ و آن قبله‌نما هم عبارت است از توجه به هدف کار و اینکه ما مقصودمان قدرت نیست، ثروت نیست، هوی‌پرستی نیست، تمنیات شخصی نیست، ملاحظات گوناگون سیاسی نیست؛ بلکه هدفمان خداست. این دوتا خصوصیت، این دو عامل مهم، یعنی انگیزه و جهتگیری، در نماز خلاصه شده.
و این هم برای کسانی که بخش قابل توجهی از این مسؤولیت را بر دوش دارند، هم برای مردمان متوسط، هم برای عموم افراد جامعه، لازم است. البته کسانی مسؤولیتهایشان سنگینتر است، بیشتر احتیاج دارند؛ آنها نیازشان به هر دو بیشتر است؛ هم به انگیزه، هم به جهت‌یابی و دقت در جهتگیری. لذا این‌که خداوند به پیغمبر می‌فرماید: «قم اللّیل الّا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زد علیه و رتّل القرآن ترتیلا» شب را به ذکر خدا بگذران، بخش مهمی از شب را نماز بخوان، با خدا متصل شو. چرا؟ زیرا: «انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا»(1) خطاب سنگینی متوجه به توست، خودت را آماده کن، برای این است. بنابراین، ماها بیشتر احتیاج داریم، دیگرِ مردم هم به نسبت در درجات مختلف به نماز احتیاج دارند. نماز اهمیتش این است.
1 ) سوره مبارکه المزمل آیه 2
قُمِ اللَّيلَ إِلّا قَليلًا
ترجمه :
شب را، جز کمی، بپاخیز!

1 ) سوره مبارکه المزمل آیه 3
نِصفَهُ أَوِ انقُص مِنهُ قَليلًا
ترجمه :
نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن،

1 ) سوره مبارکه المزمل آیه 4
أَو زِد عَلَيهِ وَرَتِّلِ القُرآنَ تَرتيلًا
ترجمه :
یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان؛

1 ) سوره مبارکه المزمل آیه 5
إِنّا سَنُلقي عَلَيكَ قَولًا ثَقيلًا
ترجمه :
چرا که ما بزودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد!


مربوط به :پیام به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان - 1385/06/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه ئی که عدالت ، معنویت ، عزت و استغنا را سرلوحه ی هدفهای خود میداند، از آراسته شدن به ایمان و عزم و جهاد، ناگزیر است .

مربوط به :پیام به اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان - 1385/06/23
عنوان فیش : عدالت, جامعه اسلامی, جامعه انقلابی, جهاد
کلیدواژه(ها) : عدالت, جامعه اسلامی, جامعه انقلابی, جهاد
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه ئی که عدالت، معنویت، عزت و استغنا را سرلوحه هدفهای خود میداند، از آراسته شدن به ایمان و عزم و جهاد، ناگزیر است

مربوط به :‌بیانات‌ در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی در سالروز عید مبعث - 1385/05/31
عنوان فیش : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اولین سلولهای پیکره‏ی امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیغمبر بنا شد؛ ستونهای مستحکمی که باید بنای امت اسلامی بر روی این ستونها استوار بشود؛ اولین مؤمنین، اولین ایمان‏آورندگان، اولین کسانی که این دانایی، این شجاعت، این نورانیت را داشتند که معنای پیام پیغمبر را درک کنند و دل به او ببندند. «فمن یرد اللَّه ان یهدیه یشرح صدره للاسلام». دلهای آماده و درهای گشوده‏ی دل به سمت این معارف الهی و این دستورات الهی، با دست توانای پیغمبر ساخته شد، این ذهنها روشن شد، این اراده‏ها روزبه‏روز مستحکمتر شد؛ و سختی‏هایی در دوران مکه برای همان عده‏ی قلیل مؤمنین - که روزبه‏روز هم بیشتر می‏شدند - پیش آمد، که برای من و شما قابل تصور نیست. در فضایی که همه‏ی ارزشها، ارزشهای جاهلی است، تعصبها، غیرت‏ورزیهای غلط، کینه‏ورزیهای عمیق، قساوتها، شقاوتها، ظلمها و شهوتها درآمیخته با هم است و زندگی مردم را می‏فشرد و در خود احاطه کرده - و در بین این سنگهای خارا و غیر قابل نفوذ - این نهالهای سرسبز بیرون آمد. «و انّ الشّجرة البّریّة اصلب عوداً و اقوی وقوداً» که امیرالمؤمنین می‏گوید، این است. هیچ طوفانی نمی‏توانست این سبزه‏ها، این نهالها و این درختهایی را که از لای صخره‏ها رویید و ریشه دوانید و رشد کرد، تکان بدهد. سیزده سال گذشت و بعد بر اساس این پایه‏های مستحکم، بنای جامعه‏ی اسلامی، جامعه‏ی مدنی و نبوی، بر روی این پایه‏ها گذاشته شد. ده سال هم امت‏سازی به طول انجامید. این امت‏سازی فقط سیاست نبود؛ یک بخشی از آن، سیاست بود. بخش عمده‏ی دیگری آن، تربیت یکایک افراد بود: «هو الّذی بعث فی الامیّیّن رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه». «یزکّیهم»؛ یک یک دلها در زیر تربیت پیغمبر قرار می‏گرفت. پیغمبر به یکایک ذهنها و خردها، دانش و علم را تلقین می‏کرد. «و یعلّمهم الکتاب و الحکمة». حکمت یک مرتبه‏ی بالاتر است. فقط این نبود که قوانین و مقررات و احکام را به آنها بیاموزد، بلکه حکمت به آنها می‏آموخت. چشمهای آنها را بر روی حقایق عالم باز می‏کرد. ده سال هم پیغمبر این‏گونه و با این روش حرکت کرد. از طرفی سیاست، اداره‏ی حکومت، دفاع از کیان جامعه‏ی اسلامی، گسترش دامنه‏ی اسلام، باز کردنِ راه برای این‏که گروههای خارج از مدینه بتدریج و یک به یک وارد عرصه‏ی نورانی اسلام و معارف اسلامی شوند، از طرف دیگر هم تربیت یکایک افراد. برادران و خواهران عزیز! این دو تا را نمی‏شود از هم جدا کرد.
یک عده‏ای اسلام را فقط مسأله‏ی فردی دانستند و سیاست را از اسلام گرفتند. این، چیزی است که امروز در بسیاری از جوامع اسلامی و در معارف دنیای مهاجمِ مستکبرِ مستعمرِ غربی، ترویج می‏شود که: اسلام از سیاست جداست! سیاست را از اسلام گرفتند؛ در حالی که نبی مکرم اسلام در آغاز هجرت، در اولی که توانست خود را از دشواریهای مکه نجات دهد، اولین کاری که کرد، سیاست بود. بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، تشکیل قشون اسلامی، نامه‏ی به سیاستمداران بزرگ عالم، ورود در عرصه‏ی سیاسی عظیم بشری آن روز، سیاست است. چطور می‏شود اسلام را از سیاست جدا کرد؟! چطور می‏شود سیاست را با دست هدایتی غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد؟! «الّذین جعلوا القرآن عضین»؛ بعضی قرآن را تکه پاره می‏کنند. «یؤمن ببعض و یکفر ببعض»؛ به عبادت قرآن ایمان می‏آورند؛ اما به سیاست قرآن ایمان نمی‏آورند! «و لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط». قسط چیست؟ قسط یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه. چه کسی می‏تواند این کار را انجام دهد؟ تشکیلِ یک جامعه‏ی همراهِ با عدالت و قسط، یک کار سیاسی است؛ کارِ مدیران یک کشور است. این، هدف انبیاست. نه فقط پیغمبر ما، بلکه عیسی و موسی و ابراهیم و همه‏ی پیغمبران الهی برای سیاست و برای تشکیل نظام اسلامی آمدند. آن وقت یک عده‏ای از روی مقدس‏مآبی عبایشان را جمع کنند و بگویند: ما به سیاست کاری نداریم! مگر دین از سیاست جداست؟! آن وقت تبلیغات خباثت‏آمیزِ غربی هم دائم دامن بزنند به این حرف، که: دین را از سیاست جدا کنید؛ دین را از دولت جدا کنید. اگر ما مسلمانیم، دین و دولت به یکدیگر آمیخته است؛ نه مثل دو چیزی که به هم وصل شده باشند. دین و دولت یک چیز است.
در اسلام دین و دولت از یک منبع و یک منشأ سرچشمه می‏گیرد و آن، وحی الهی است. قرآن و اسلام، این است. یک عده از این طرف، سیاست را از اسلام جدا می‏کنند، یک عده هم در طرف مقابل، اسلام را فقط سیاست و سیاست‏بازی و سیاسی‏کاری می‏دانند. اخلاق و معنویت و محبت و فضیلت و کرامت را که بزرگترین هدف بعثت پیغمبر ماست، ندیده می‏گیرند. این هم «الّذین جعلوا القرآن عضین» است؛ این هم «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» است. اسلام را در جملات براق و مشعشع سیاسی خلاصه کردن، از خشوع دلها غافل شدن، از ذکر، از صفا، از معنویت، از زانو زدن در مقابل خداوند، از خدا خواستن، به خدا دل بستن، اشک ریختن در مقابل عظمت پروردگار، رحمت الهی را طلب کردن، صبر و حلم و سخا و جود و گذشت و برادری و رحم را ندیده گرفتن و صرفاً به سیاست چسبیدن به اسم اسلام، هم همان انحراف را دارد؛ تفاوتی نمی‏کند.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنین(ع) - 1385/05/17
عنوان فیش : حزب الله لبنان, جامعه اسلامی, تکلیف اسلامی
کلیدواژه(ها) : حزب الله لبنان, جامعه اسلامی, تکلیف اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز دفاع از حزب‌اللَّه لبنان، بر همه‌ی جامعه اسلامی واجب است.

مربوط به :بیانات در دیدار بسیجیان‌ - 1385/01/06
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نام‏گذاری این سال به نام مبارك «پیامبر اعظم» یك پیام دارد؛ این پیام را باید با همه‏ی وجود و با همه‏ی دل دریافت كنیم و به اقتضای آن پیش برویم، و فقط این نیست كه سال را متبرك كنیم به نام مبارك پیامبر. آن پیام، این است كه جامعه‏ی ما- از فرد و مجموعه- باید روز به روز خود را به آنچه كه پیامبر برای آن كمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول كرد، نزدیك كند. اهداف والای پیامبر اسلام را در «یك جمله» نمی‏توان گنجانید؛ لیكن می‏توان سرفصلهایی از آن را سرمشق كار خود در طول یك سال، یك دهه و یك‏عمر قرار داد.
یك سرفصل عبارت است از تكمیل مكارم اخلاقی: «بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق». جامعه‏ بدون برخورداری افراد از خلقیات نیكو، نمی‏تواند به هدفهای والای بعثت پیامبر دست پیدا كند. آنچه فرد و جامعه را به مقامات عالی انسانی می‏رساند، اخلاق نیكوست. اخلاق نیكو هم فقط خوش اخلاقی با مردم نیست؛ بلكه به معنای پروراندن صفات نیكو و خلقیات فاضله در دل و جان خود و انعكاس آن‏ها در عمل خود است. مردمی كه در بین خود دچار حسد باشند، دچار بدخواهیِ یكدیگر باشند، دچار حیله‏گریِ با یكدیگر باشند، دچار حرص به دنیا و بخل نسبت به مال دنیا باشند و دچار كینه‏ورزی با یكدیگر باشند، در این جامعه حتّی اگر قانون هم به طور دقیق عمل شود، سعادت در این جامعه نیست. اگر علم هم پیشرفت كند و تمدن ظاهری هم به منتهای شكوه برسد، این جامعه، جامعه‏ی بشری مطلوب نیست. جامعه‏ای كه انسانها در آن از یكدیگر احساس ناامنی كنند، هر انسانی احساس كند كه به او حسد می‏ورزند، نسبت به او بددلی دارند، نسبت به او كینه‏ورزی می‏كنند، برای او توطئه می‏چینند و نسبت به او و دارایی‏اش حرص می‏ورزند، راحتی در این جامعه نیست. اما اگر در جامعه‏ای فضایل اخلاقی بر دل و جان مردم حاكم باشد، مردم نسبت به یكدیگر مهربان باشند، نسبت به یكدیگر گذشت و عفو و اغماض داشته باشند، نسبت به مال دنیا حرص نورزند، نسبت به آنچه دارند بخل نورزند، به یكدیگر حسد نورزند، در مقابل راه پیشرفت یكدیگر مانع‏تراشی نكنند و مردمِ آن دارای صبر و حوصله و بردباری باشند، این جامعه حتّی اگر از لحاظ مادی هم پیشرفتهای زیادی نداشته باشد، باز مردم در آن احساس آرامش و آسایش و سعادت می‏كنند؛ اخلاق، این است. ما به این احتیاج داریم. ما باید در دل خود، خلقیات اسلامی‏ را روز به روز پرورش دهیم. قانون فردی و اجتماعی اسلام در جای خود، وسیله‏هایی برای سعادت بشرند (در این تردیدی نیست)؛ اما اجرای درست همین قوانین هم احتیاج به اخلاق خوب دارد.
برای اینكه در جامعه اخلاق استقرار پیدا كند، دو چیز لازم داریم: یكی تمرین و مجاهدت خود ماست و یكی هم آموزش‏های اخلاقی كه به وسیله‏ی آموزش و پرورش، مراكز تربیتی و مراكز آموزشی و علمی باید در همه‏ی سطوح به انسانها تعلیم داده شود؛ این‏ها موظفند. این یك‏قلم از كارهای لازم در سال پیامبر اعظم الهی است؛ یعنی خودمان را در خلقیات فاضله، مؤمن و مسلمان و تابع پیغمبر كنیم. یك فهرستی از صفات رذیله و زشت تهیه كنیم و ببینیم كه هركدام از آن‏ها در ما هست، سعی كنیم آن را را كنار بگذاریم. همچنین یك فهرستی از خلقیات نیك تهیه كنیم و سعی كنیم با تمرین، آن‏ها را برای خود فراهم كنیم. البته عامل پیشرفت‏ در این راه، محبت است؛ محبت به خدا، محبت به پیامبر، محبت به این راه، محبت به آموزگاران اخلاق- یعنی پیامبران و ائمه‏ی معصومین (علیهم‏السّلام)- این عشق است كه انسان را در این راه با سرعت پیش می‏برد؛ این عشق را باید در خودمان روز به روز بیشتر كنیم. «اللّهم ارزقنی حبّك و حبّ من یحبّك و حبّ كلّ عمل یوصلنی الی قربك»؛ محبت خدا، محبت محبوبان الهی و محبت كارهایی كه محبوب الهی است؛ این عشقها را در دل خود برویانیم. این یك‏قلم از تعلیمات پیامبر، در سال پیامبر اعظم است‏.

مربوط به :بیانات در دیدار هزاران نفر از بسیجیان در سالروز شهادت حضرت امام صادق (ع) - 1384/09/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز مصادف است با سالگرد شهادت امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام). بین حركت امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) و به‏طور كلی حركت عمومی ائمه‏ی هدی (علیهم‏السّلام)، بخصوص نُه امامی كه از بعد از حادثه‏ی عاشورا تا زمان غیبت حضرت ولی‏عصر (أرواحنا فداه) این منصب را داشتند، با رفتار و هویت و حركت بسیجیِ امروز ملت ما، رابطه‏ای وجود دارد. وقتی شما به تاریخ اسلام نگاه می‏كنید، مقطعی را می‏بینید كه در آن، خلافت- یعنی حكومت مبتنی بر پایه‏های دین- تبدیل شده است به سلطنت، كه یكی از مقاطع بسیار خطرناك تاریخ اسلام است. البته بعضی از صحابه‏ی بزرگ پیغمبر در همان اوقات، جامعه‏ی اسلامی‏ را از اینكه این حادثه پیش بیاید، برحذر می‏داشتند؛ اما پیش آمد. چرا پیش آمد و علل و عواملش چه بود و چه كسانی بودند؟ این‏ها فعلًا مورد بحث من نیست، ولی این حادثه اتفاق افتاد. نتیجه‏ی این اتفاق این بود كه جامعه‏ای كه بر اساس ارزش‏های دینی و اسلامی‏ و در جهت سعادت و صلاح انسان و انسانیت پدید آمده بود، مسیر خودش را به صورت فاحشی تغییر داد. وقتی از منبع و مركز حكومت یك جامعه‏، تقوا نتراود، صلاح و دین و معرفت و هدایت سرازیر نشود، بلكه به‏عكس، از رأس قله‏ی جامعه‏، دنیاطلبی، اشرافیگری، ماده‏گرایی، شهوت‏پرستی صادر شود و بروز كند، معلوم است كه در یك چنین جامعه‏ای، چه بر سر ارزش‏های اصیل و والا خواهد آمد. و این اتفاق در یك برهه‏ای، سال‏ها بعد از وفات نبیّ مكرّم اسلام، در تاریخ صدر اسلام پیش آمد. در چنین شرایطی، دلسوزان و مؤمنان صادق، چه وظیفه‏ای دارند؟ در رأس همه، آن كسانی كه بیش از همه وظیفه دارند، امامان معصوم هستند؛ زیرا خدای متعال به آن‏ها از علم خود، از روح خود، از هدایت خود، نصیب وافری داده است؛ آن‏ها را عالم و معصوم و هدایت‏كننده و هدایت‏شونده قرار داده است. ائمه‏ی ما در این دوران، وظیفه‏ی خودشان دانستند كه در مقابل این انحراف عجیب بایستند. آن‏ها مدتی با ایستادگیِ رویاروی و واضح سیاسی- مثل دوران امام حسن و امام حسین (علیهماالسّلام) كه اثر خود را گذاشت- كار خود را كردند. آن كار، شعله‏ی اعتراضِ عمیقی را به وضعیت تازه‏ی پدیدآمده‏ی انحرافی در جامعه‏ی اسلامی‏ برافروخت و بعد از آن، در دوران ائمه‏ی بعدی، این كار با دشواری بسیار پیچیده و پُررنجی ادامه پیدا كرد. ائمه‏ی اطهار (علیهم‏السّلام) وظیفه‏ی خود می‏دانستند كه هم پایه‏ی ارزش‏ها و تفكر اسلامی را در ذهنیت جامعه‏ مستحكم و عمیق نمایند و هم سعی كنند كه بنای آن سلطنت پدید آمده و به‏ناحق بر جای نبوت نشسته را منهدم و ویران كنند و یك بنای حقیقی و صحیحی به وجود بیاورند. ائمه (علیهم‏السّلام)، این دو كار را می‏كردند. آنچه عرض می‏كنم، موضوع یك بحث بسیار طولانی و ریز است كه كتاب‏ها خواهد شد؛ این، یك تصویر اجمالیِ از دور است.
ائمه (علیهم‏السّلام)، مبارزه‏ی بسیار پُررنج و پُرتلاش و پُرمحتوا و فراگیری را می‏كردند؛ هم در زمینه‏ی معنوی و فرهنگی؛ برای حفظ پایه‏های اعتقاد اسلامی و جلوگیری از انحرافی كه در جهت بنای حكومت سلطنتی ممكن بود به وجود بیاید، كه به وجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه‏ی‏ سیاسی. اوج این حركت در زمان امام صادق بود. نمی‏شود گفت در زمان‏های دیگر، این حركت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام رضا (علیه‏السّلام) و در زمان‏های دیگر هم همین‏طور بود؛ منتها زمانه در دوران امام صادق (علیه‏السّلام) یك فرصت و فسحتی را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانستند كاری بكنند كه با پایه‏های معرفت اسلامیِ صحیح در جامعه، آن‏چنان مستحكم بشود كه تحریف‏ها دیگر نتواند این پایه‏ها را از بین ببرد. ایشان این كار را كرد، تا این زمینه بماند و در هر دوره‏یی از دوره‏های تاریخ، كسانی كه لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده كنند و نظام اسلامی و مبنای مبتنی بر ارزش‏های اسلامی را به وجود بیاورند و این بنای رفیع را بسازند. این، كارِ امام صادق (علیه الصّلاة و السّلام) است. آنچه كه ما امروز در عرصه‏ی نظام جمهوری اسلامی با آن مواجه هستیم، شباهتی به این حركت عظیمِ عمیقِ نیازمند به صبر و حوصله‏ی ائمه (علیهم‏السّلام) دارد؛ به همان اندازه هم تأثیرات عمیقی را دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا - 1384/03/03
عنوان فیش :جامعه مورد نظر اسلام، جامعه‌ی شاخص برای همه ملت‌ها
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
ما خواسته‌ایم کشور و جامعه‌ی خود را طبق نظر اسلام بسازیم. طبق نظر اسلام، چه جامعه‌یی را باید ساخت؟ جامعه‌یی که در آن، عدل و داد باشد؛ آزادی فکر و اندیشه باشد؛ رشد و شکوفایی استعدادها باشد؛ اخلاق حسنه و فاضله در روابط اجتماعی حاکم باشد؛ در آن، فقر و فساد و تبعیض نباشد؛ انسانها احساس شرف و افتخار و امید کنند و بخواهند دنیایی را با شرف و با افتخار و با اخلاق فاضله بسازند. اسلام جامعه‌یی را می‌خواهد که در آن علم بجوشد و بر پایه‌ی علم، همه‌ی بنیان‌های اجتماعی نوسازی شود و پیش برود. اسلام جامعه‌یی را می‌خواهد که در آن، افراد و مجموعه‌ی یک ملت مشعل و پرچم شاخصی باشند برای همه‌ی ملتها؛ «و تکونوا شهداء علی النّاس».(1)
1 ) سوره مبارکه الحج آیه 78
وَجاهِدوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ۚ هُوَ اجتَباكُم وَما جَعَلَ عَلَيكُم فِي الدّينِ مِن حَرَجٍ ۚ مِلَّةَ أَبيكُم إِبراهيمَ ۚ هُوَ سَمّاكُمُ المُسلِمينَ مِن قَبلُ وَفي هٰذا لِيَكونَ الرَّسولُ شَهيدًا عَلَيكُم وَتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ ۚ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَاعتَصِموا بِاللَّهِ هُوَ مَولاكُم ۖ فَنِعمَ المَولىٰ وَنِعمَ النَّصيرُ
ترجمه :
و در راه خدا جهاد کنید، و حقّ جهادش را ادا نمایید! او شما را برگزید، و در دین (اسلام) کار سنگین و سختی بر شما قرار ندارد؛ از آیین پدرتان ابراهیم پیروی کنید؛ خداوند شما را در کتابهای پیشین و در این کتاب آسمانی «مسلمان» نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و به خدا تمسّک جویید، که او مولا و سرپرست شماست! چه مولای خوب، و چه یاور شایسته‌ای!


مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا - 1384/03/03
عنوان فیش : عدالت, اخلاق اسلامی, جامعه اسلامی, ایمان, تلاشگری, جهاد, استقرار عدالت, عمل صالح
کلیدواژه(ها) : عدالت, اخلاق اسلامی, جامعه اسلامی, ایمان, تلاشگری, جهاد, استقرار عدالت, عمل صالح
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
ما باید عدالت و اخلاق را مستقر کنیم و جامعه‌ی خود را به معنای واقعی اسلامی کنیم. این احتیاج دارد به کار و تلاش و ایمان و عمل صالح و مجاهدت در راه خدا.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا - 1384/03/03
عنوان فیش :مژده‌ی تلفنی شهید صیاد شیرازی به رهبری در روز فتح خرمشهر
کلیدواژه(ها) : تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه ای بعد, خرمشهر, روز آزاد سازی خرمشهر, حمایت استکبار از عراق در جنگ تحمیلی, ایمان رزمندگان, ایمان همراه با مجاهدت, جامعه اسلامی, تاریخ دفاع مقدس
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
ما باید عدالت و اخلاق را مستقر کنیم و جامعه‌ی خود را به معنای واقعی اسلامی کنیم. این احتیاج دارد به کار و تلاش و ایمان و عمل صالح و مجاهدت در راه خدا. آیا این مجاهدت اثر دارد؟ آیا به نتیجه می‌رسد؟ بله. دلیل؛ سوم خرداد. دلیل؛ فتح خرمشهر. دلیل؛ هشت سال دفاع مقدس. شهید محمد جهان‌آرا که پدر بزرگوارش این‌جا صحبت کرد، در کدام کلاس نظامی دوره دیده بود؟ شهدای عزیز ما کدامیک از ابزارهای پیشرفته‌ی نظامی را در اختیار داشتند؟

بنده در همان دوران غربت - وقتی خرمشهر در اشغال دشمنان بیگانه بود - نزدیک پل خرمشهر رفتم و به چشمِ خودم دیدم وضعیت چگونه است. فضا غم‌آلود و دلها سرشار از غصه بود و دشمن با اتکاء به نیروهای بیگانه که به او کمک می‌کردند - همین امریکا و غربی‌ها و همین مدعیان دروغگو و منافق حقوق بشر - در خرمشهر مستقر شده بود. تانکهای او، وسایل پیشرفته‌ی او، هواپیماهای مدرن او، نیروهای تا دندان مسلح او؛ بچه‌های ما آر.پی.جی هم نداشتند؛ با تفنگ می‌جنگیدند؛ اما با ایمان و با صلابت. همین جوانان، با دست خالی، اما با دل پُر از امید و ایمان به خدا، بدون این‌که ابزار پیشرفته‌یی داشته باشند و بدون این‌که دوره‌های جنگ را دیده باشند، وسط میدان رفتند و بر همه‌ی آن عوامل غلبه پیدا کردند.

روز سوم خرداد، همان ساعت اولی که رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم شهید صیاد شیرازی به من تلفن کرد - بنده آن وقت رئیس جمهور بودم - و گزارش اوضاع جبهه را می‌داد. می‌گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته‌اند، برای این‌که بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر شوند! قدرت معنوی یک ملت این است. فقط خرمشهر نیست - خرمشهر یک نماد است - کربلای 5 ما هم همین‌طور بود؛ والفجر 8 ما هم همین‌طور بود؛ فتوحات فراوان دیگر ما هم همین‌طور بود؛ عملیات خیبر و بدر و مجموعه‌ی هشت سال دفاع مقدس ما هم همین‌طور بود. البته ناکامی و شکست هم داشتیم و شهید هم دادیم؛ میدان مبارزه است. به برکت ایمان شهیدان ما و ایمان شما پدران و مادران و همسران - که شماها هم پشت سر شهدا قرار دارید؛ چون اگر پدر شهید، مادر شهید و همسر شهید با او همدل و هم‌ایمان نباشند، او نمی‌تواند برود بجنگد - توانستید در این مبارزه پیروز شوید. این همان درسی است که باید همواره جلوی چشم ما باشد و به آن نگاه کنیم.مبارزه‌ی مجدانه‌ی توأم با ایمان، در همه‌ی مراحل با پیروزی همراه است.

مربوط به :‌بیانات در دیدار مردم شهرستان رفسنجان‌ - 1384/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
جهاد یك ملت وقتی معنا می‌یابد و درخشندگی و ماندگاری پیدا می‌كند كه اهداف تعریف‌شده‌ی آن، اهداف والایی باشد. مبارزه‌ی عظیم ملت ایران، اهداف والای الهی خود را تعریف و ترسیم كرد. ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی و رهبر و پدر و معمار این انقلاب و این نظام- امام بزرگوار ما- این هدف‌ها را پاس داشتند؛ به سوی آن حركت كردند و سرمایه‌ی مادی و معنوی خود را در این راه گذاشتند.
این اهداف تعریف شده، منحصر به یك بخش از زندگی انسان‌ها نیست؛ این اهداف شامل زندگی مادی و معنوی مردم است. اسلام مردم خود را خوشبخت و سعادتمند می‌خواهد. این سعادت فقط با پول به‌دست نمی‌آید؛ فقط با ذكر و عبادت هم به‌دست نمی‌آید. حیات طیبه‌ی اسلامی، زندگی‌ای است كه در آن، راه رسیدن به معنویت و اهداف و سرمنزل‌های نهایی این راه، از زندگی دنیایی مردم عبور می‌كند. اسلام دنیای مردم را آباد می‌كند؛ منتها آبادی دنیا هدف نهایی نیست. هدف نهایی عبارت است از اینكه انسان‌ها در زندگی دنیوی از معیشت شایسته و مناسب، از آسودگی و امنیت خاطر، و از آزادی فكر و اندیشه برخوردار باشند و از این طریق به‌ سمت تعالی و فتوح معنوی حركت كنند. حیات طیبه‌ی اسلامی شامل دنیا و آخرت- هر دو- است. مسئله این است كه زندگی دنیوی- كه به سمت اهداف الهی حركت می‌كند- باید زندگانی حقیقی و راستین عادلانه را برای مردم تامین كند. در اسلام، عدالت مساله‌ی بسیار مهمی است. ارزشی كه از نظر اسلام به‌هیچ‌وجه و در هیچ شرایطی مورد مناقشه قرار نمی‌گیرد، عدالت است. عدالت، هدف پیغمبران است؛ هدف انقلاب اسلامی هم بوده است. در سایه‌ی عدالت، زندگی مردم می‌تواند با رفاه و توسعه‌ی مادی به سمت اهداف معنوی هم حركت كند.
ملت ایران در راه ایجاد جامعه‌ی عادلانه مبارزه و تلاش كرد. نظام مقدس جمهوری اسلامی هدف اصلی خود را ایجاد جامعه‌ی عادلانه قرار داده؛ عدالت با تعریف اسلامی؛ عدالت، همان‌گونه كه اسلام معرفی كرده است؛ بدون انحراف به چپ و راست؛ یعنی صراط مستقیم الهی.
در این راه، ما پیشرفت‌های قابل توجهی كرده‌ایم؛ اما برای استقرار نظام عادلانه‌ی اسلامی‌ هنوز باید تلاش شود. مهم‌ترین وظیفه‌ی مسئولان كشور این است كه در جامعه‌ عدالت را معنا ببخشند تا مردم عدالت را احساس كنند؛ عدالت در قانون، عدالت در قضا، عدالت در تقسیم منابع حیاتی كشور، عدالت در برخورداری‌ها و دسترسی‌های همه‌ی افراد به امكانات كشور. كشور ما امكانات زیادی دارد؛ این امكانات می‌تواند یك جامعه‌ی مرفه و پیشرفته و توسعه‌یافته را برای ملت ایران ایجاد كند؛ منتها شرط اصلی این است كه در استفاده‌ی از این منابع، عدالت رعایت شود. نظام جمهوری اسلامی‌ پرچم عدالت را بلند كرده است؛ مردم هم مجذوب همین شعارِ بسیار مهم و اساسی هستند. نظام جمهوری اسلامی موظف است در همه‌ی مراحل عدالت را تأمین كند و مردم نقاط مختلف كشور و قشرهای گوناگون جامعه‌ را از منابع حیاتی كشور برخوردار سازد. این، وظیفه‌ی اساسی است.
مسئولان كشور در رده‌های مختلف- در سطح كشور، در سطح استان‌ها و شهرها- موظفند عدالت را رعایت كنند و طبقات محروم را همواره مورد توجه قرار دهند. این خطاست اگر خیال كنیم اسلام با پیشرفت و توسعه و رفاه مادی جامعه مخالف است؛ به‌هیچ‌وجه این‌طور نیست. جامعه‌ای كه در آن، پیشرفت علمی و عملی، پیشرفت فناوری و پیشرفت دنیاییِ مردم وجود داشته باشد؛ اسلام این را برای پیروان خود می‌پسندد. تشویق اسلام به علم و عمل و تلاش و فعالیت، از همین جهت است. سنت الهی بر این قرار گرفته است كه هر ملتی تلاش و كار كند، بدون تردید نتیجه‌ی آن را خواهد دید. بنابراین اسلام حیات مادی مردم را هم تأمین می‌كند؛ منتها غرق شدن در حیات مادی، فراموش كردن ارزش‌های معنوی، ایجاد شكاف بین طبقات جامعه، و فاصله انداختن بین قشرهای مختلف مردم را نمی‌پسندد و نمی‌پذیرد؛ و این، نظام اسلامی را ممتاز كرده است.
امروز در دنیا كشورهای توسعه‌یافته بسیارند، اما در آن‌ها عدالت وجود ندارد؛ این‌ها الگوی نظام جمهوری اسلامی نیستند. الگوی نظام جمهوری اسلامی، الگوی اسلامی است؛ یعنی الگوی پیشرفت و توسعه و رفاه، همراه با عدالت و برادری و محبت و عطوفت بین قشرها و پُرشدن شكاف بین فقیر و غنی در جامعه. پیشرفت جامعه به این شكل كه با معنویت همراه است، مورد نظر اسلام است.

مربوط به :بیانات‌ در دیدار جمعی از روحانیون استان کرمان‌ - 1384/02/11
عنوان فیش : بصیرت‌افزایی, هدف دشمن, جامعه اسلامی, آمادگی برابر دشمن
کلیدواژه(ها) : بصیرت‌افزایی, هدف دشمن, جامعه اسلامی, آمادگی برابر دشمن
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز روشنگریِ دینی مهمترین زرهی است که جامعه‌ی اسلامی ما می‌تواند بر تن خودش بکند و در مقابل حملات دشمن بایستد.

مربوط به :بیانات‌ در دیدار مردم پاکدشت - 1383/11/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عید مبارك غدیر عید بزرگ خداوند و یكی از مقاطع بسیار مهم و تعیین‌كننده در تاریخ اسلام است. مسأله‌ی غدیر و تعیین امیر المؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) به عنوان ولی امر امت اسلامی‌ از سوی پیامبر مكرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یك حادثه‌ی بسیار بزرگ و پُرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبی مكرم در امر مدیریت جامعه‌ است. معنای این حركت كه در روز هجدهم ذی‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است كه اسلام به مسأله‌ی مدیریت جامعه‌ به چشم اهمیت نگاه می‌كند. این‌طور نیست كه امر مدیریت در نظام اسلامی‌ و جامعه‌ی اسلامی‌، رها و بی‌اعتنا باشد. علت هم این است كه مدیریت یك جامعه‌، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه‌ است. تعیین امیر المؤمنین هم- كه مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداكاری و عدل در میان صحابه‌ی پیغمبر است- ابعاد این مدیریت را روشن می‌كند. معلوم می‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، این‌هاست. كسانی كه امیر المؤمنین را به جانشینیِ بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداكاری او برای حق و عدل، تردید ندارند؛ این موردِ اتفاق همه‌ی مسلمین و همه‌ی كسانی است كه امیر المؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) را می‌شناسند. این نشان می‌دهد كه جامعه‌ی اسلامی‌ از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامداری و حكومتی را باید به عنوان هدفِ مطلوب دنبال كند.
مشكل جوامع بشری هم در مهم‌ترین مقاطع، در همین نقطه بوده است؛ یعنی جوامع بشری هرگاه از زمامداران باتدبیر و باتقوا و پرهیزكار و شجاع برخوردار بوده‌اند، توانسته‌اند قدمهایی جلو بروند. آن وقتی‌كه جوامع دچار مدیرانی شدند كه برای آن‌ها پرهیزگاری و پاك‌دامنی معنا نداشت، ترجیح منافع مردم بر منافع خودشان مطرح نبود، ترس از خدا و محاسبه‌ی الهی برایشان مطرح نبود- انسانهای ضعیف، انسانهای‌ دل‌بسته‌ی به منافع و شهوات شخصی- مشكلات برایشان به وجود آمد؛ چه مشكلات مادی و چه مشكلات اخلاقی و معنوی. اینكه می‌بینید ملل اسلامی و كشورهای اسلامی در برهه‌ای از تاریخ، مقهور قدرتهای ظالم و متجاوز شدند، علت همین بود. اگر آن روزی كه استعمار و لشكركشی‌ها و كشورگشایی‌های غربی در مناطق اسلامی شروع شد، زمامداران مسلمان از دین، از پاك‌دامنی، از غیرت و از شجاعت برخوردار بودند، قضیه این‌طور نمی‌شد. اگر پایبند به شهوات و پایبند به تسلط خودشان بر مقام و قدرتِ چند روزه نبودند، موضوع این‌طور نمی‌شد. ضعف مسلمانان و جوامع اسلامی، اغلب ناشی شده است از ضعف مدیران جوامع و زمامداران آن‌ها؛ البته هر دو روی هم اثر می‌گذارند. مدیریتهای ناتوان و نااهل، نظام اخلاقی و سیاسی را در جامعه سست می‌كنند و انسانها را به ضعف می‌كشانند؛ آن وقت در چنین جامعه‌ای به‌طور طبیعی باز زمامداران از انسانهای نااهل‌تر و ضعیف‌تر رنج می‌برند و مبتلای به آن‌ها می‌شوند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نماز عید فطر - 1381/09/15
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز در جامعه‌ی ما فقر وجود دارد. وظیفه‌ی ما به عنوان نظام اسلامی‌، ریشه‌كن كردن فقر در جامعه‌ است. نباید در جامعه‌ محرومیت باشد. این تكلیف ماست به عنوان دولت، به عنوان نظام اسلامی‌، به عنوان آحاد مردم. «كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعیته»؛ این وظیفه‌ی همه است. هركدام به نحوی تجمّل و اسراف و زیاده‌روی را كم كنیم. این درس ماه رمضان است. این كار، همّت و گذشت و بصیرت و آگاهی می‌خواهد. از خدای متعال كمك بخواهیم.
خانواده‌های بسیاری هستند كه نه از روی تن‌پروری و تن به كار ندادن، بلكه به معنای واقعی كلمه محروم و مستمندند. باید این‌ها را شناسایی و پیدا كنید- كار مشكلی هم نیست- و به این‌ها كمك نمایید.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌‌ - 1381/09/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام زندگی خود را- زندگی‏ای كه هر ساعتش به قدر عمرها ارزش داشت- وقف كردند برای اینكه جامعه‏ را در زمان خود، و جامعه‏ی اسلامی‏ و بشری را در طول تاریخ هدایت كنند و بسازند. خوشبختانه ملت ما، ملت علوی است و معتقد و مرید و عاشق امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. لازمه‏ی این محبّت این است كه كلمات آن بزرگوار را آویزه‏ی گوش كنیم؛ این‏ها را فقط یك توصیه‏ی خشك و خالی به حساب نیاوریم؛ برای عمل، آن‏ها را در پیش روی خود قرار دهیم و تصمیم بگیریم. آن بزرگوار در این راه مجاهدت كردند و در همین راه هم به شهادت رسیدند. «قتل فی محراب عبادته لشدّة عدله»؛ عدالت او موجب شهادت او شد. پایبندی واقعی و صادقانه و صمیمی او به عدالت و مبنای اصیلی كه آن بزرگوار در همه‏ی دوران حكومتشان آن را دنبال می‏كردند موجب شد جانشان در معرض این تهدید قرار گیرد و خون مباركشان در محراب عبادت ریخته شود. ما در زیارت عاشورا به امام حسین علیه الصّلاة و السّلام عرض می‏كنیم: «السّلام علیك یا ثار اللّه و ابن ثاره»؛ یعنی مثل خون ابا عبد اللّه علیه‏السّلام، صاحب خون امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام هم خداوند متعال است؛ چون این خون هم در راه احقاق حق و احیای عدالت بر زمین ریخته شد. همه باید به احترام این خون پاك و آن شخصیت عظیم و قدسی و آن ولیّ اعظم الهی سعی كنیم این فرمایشها و توصیه‏ها را كه خطاب به ما هم هست، در عمل خودمان رعایت كنیم.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از پاسداران - 1381/07/17
عنوان فیش : مردم, آرمانخواهی, اهداف نظام جمهوری اسلامی, آرمان‌های اسلامی, جامعه, جامعه اسلامی, جامعه انقلابی, معنویت‎گرایی, عدالت همراه با معنویت, عدالت, اجرای عدالت, رفاه عمومی, ایجاد ثروت در جامعه
کلیدواژه(ها) : مردم, آرمانخواهی, اهداف نظام جمهوری اسلامی, آرمان‌های اسلامی, جامعه, جامعه اسلامی, جامعه انقلابی, معنویت‎گرایی, عدالت همراه با معنویت, عدالت, اجرای عدالت, رفاه عمومی, ایجاد ثروت در جامعه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ای می‌تواند تصویر آرمانی یک ملتِ زنده، بیدار و باهوش قرار گیرد که در آن، معنویت و عدالت و عزّت و قدرت و ثروت و رفاه باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1381/07/13
عنوان فیش :مکتب اسلام، مکتب ترویج رحم و مروّت
کلیدواژه(ها) : اسلام, جامعه اسلامی
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
مکتب اسلام، یعنی مکتب حمایت از انسانیت و ارزشهای انسانی؛ مکتب ترویج رحم و مروّت؛ مکتب ترویج اخوّت و برادریِ انسانی؛ مکتبی که معیارش در حقوق اجتماعی این است: «لن تقدس امّة لایؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القوی غیر متعتع»؛ در یک جامعه، فردی که دستش از زر و زور تهی است، بتواند حق خود را بدون هیچ گونه مشکل، از قوی - که زر و زور هم دارد - بگیرد. این پیامِ اسلام است؛ این جامعه‌ی درست اسلامی است؛ امروز این پیام است که ملتها را مجذوب می‌کند. کجای دنیای امروز این‌طور اداره می‌شود؟ کدام دمکراسی، کدام لیبرالیسم، کدام حقوق بشرِ ادّعایی امروز می‌تواند چنین چیزی را مطرح و دنبال آن حرکت کند؟ امروز نقطه‌ی مقابل آن عمل می‌کنند.
1 ) نامه 53 : عهد نامه مكتوب آن حضرت است براى مالك اشتر نخعى- رحمه اللّه- زمانى كه او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب نمود و اين برنامه به وقتى بود كه كار حاكم مصر محمد بن ابو بكر در آشفتگى قرار داشت. اين عهد نامه طولانى‏ترين عهد نامه و از جهت در برداشتن خوبيها جامع‏ترين آنهاست
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ، هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِيْثَارِ طَاعَتِهِ وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا وَ لَا يَشْقَى إِلَّا مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَكْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ وَ يَزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ اللَّهُ ثُمَّ اعْلَمْ يَا مَالِكُ أَنِّي قَدْ وَجَّهْتُكَ إِلَى بِلَادٍ قَدْ جَرَتْ عَلَيْهَا دُوَلٌ قَبْلَكَ مِنْ عَدْلٍ وَ جَوْرٍ وَ أَنَّ النَّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِكَ فِي مِثْلِ مَا كُنْتَ تَنْظُرُ فِيهِ مِنْ أُمُورِ الْوُلَاةِ قَبْلَكَ وَ يَقُولُونَ فِيكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ فِيهِمْ وَ إِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِي اللَّهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ فَلْيَكُنْ أَحَبَّ الذَّخَائِرِ إِلَيْكَ ذَخِيرَةُ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَامْلِكْ هَوَاكَ وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمَّا لَا يَحِلُّ لَكَ فَإِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ الْإِنْصَافُ مِنْهَا فِيمَا أَحَبَّتْ أَوْ كَرِهَتْ وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِي الْأَمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاكَ وَ قَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاكَ بِهِمْ وَ لَا تَنْصِبَنَّ نَفْسَكَ لِحَرْبِ اللَّهِ فَإِنَّهُ لَا يَدَ لَكَ بِنِقْمَتِهِ وَ لَا غِنَى بِكَ عَنْ عَفْوِهِ وَ رَحْمَتِهِ وَ لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ وَ لَا تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَةٍ وَ لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَةٍ وَجَدْتَ مِنْهَا مَنْدُوحَةً وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّ ذَلِكَ يُطَامِنُ إِلَيْكَ مِنْ طِمَاحِكَ وَ يَكُفُّ عَنْكَ مِنْ غَرْبِكَ وَ يَفِي‏ءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ إِيَّاكَ وَ مُسَامَاةَ اللَّهِ فِي عَظَمَتِهِ وَ التَّشَبُّهَ بِهِ فِي جَبَرُوتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ يُذِلُّ كُلَّ جَبَّارٍ وَ يُهِينُ كُلَّ مُخْتَالٍ أَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّكَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ وَ كَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ وَ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَئُونَةً فِي الرَّخَاءِ وَ أَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلَاءِ وَ أَكْرَهَ لِلْإِنْصَافِ وَ أَسْأَلَ بِالْإِلْحَافِ وَ أَقَلَّ شُكْراً عِنْدَ الْإِعْطَاءِ وَ أَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ وَ أَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْيَكُنْ صِغْوُكَ لَهُمْ وَ مَيْلُكَ مَعَهُمْ وَ لْيَكُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَايِبِ النَّاسِ فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا فَلَا تَكْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْكَ مِنْهَا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ وَ اللَّهُ يَحْكُمُ عَلَى مَا غَابَ عَنْكَ فَاسْتُرِ الْعَوْرَةَ مَا اسْتَطَعْتَ يَسْتُرِ اللَّهُ مِنْكَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِيَّتِكَ أَطْلِقْ عَنِ النَّاسِ عُقْدَةَ كُلِّ حِقْدٍ وَ اقْطَعْ عَنْكَ سَبَبَ كُلِّ وِتْرٍ وَ تَغَابَ عَنْ كُلِّ مَا لَا يَضِحُ لَكَ وَ لَا تَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِيقِ سَاعٍ فَإِنَّ السَّاعِيَ غَاشٌّ وَ إِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِينَ وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِكَ بَخِيلًا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُكَ الْفَقْرَ وَ لَا جَبَاناً يُضْعِفُكَ عَنِ الْأُمُورِ وَ لَا حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ إِنَّ شَرَّ وُزَرَائِكَ مَنْ كَانَ لِلْأَشْرَارِ قَبْلَكَ وَزِيراً وَ مَنْ شَرِكَهُمْ فِي الْآثَامِ فَلَا يَكُونَنَّ لَكَ بِطَانَةً فَإِنَّهُمْ أَعْوَانُ الْأَثَمَةِ وَ إِخْوَانُ الظَّلَمَةِ وَ أَنْتَ وَاجِدٌ مِنْهُمْ خَيْرَ الْخَلَفِ مِمَّنْ لَهُ مِثْلُ آرَائِهِمْ وَ نَفَاذِهِمْ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ مِثْلُ آصَارِهِمْ وَ أَوْزَارِهِمْ وَ آثَامِهِمْ مِمَّنْ لَمْ يُعَاوِنْ ظَالِماً عَلَى ظُلْمِهِ وَ لَا آثِماً عَلَى إِثْمِهِ أُولَئِكَ أَخَفُّ عَلَيْكَ مَئُونَةً وَ أَحْسَنُ لَكَ مَعُونَةً وَ أَحْنَى عَلَيْكَ عَطْفاً وَ أَقَلُّ لِغَيْرِكَ إِلْفاً فَاتَّخِذْ أُولَئِكَ خَاصَّةً لِخَلَوَاتِكَ وَ حَفَلَاتِكَ ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِي‏ءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ كُلًّا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ بِأَدْعَى إِلَى حُسْنِ ظَنِّ رَاعٍ بِرَعِيَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَيْهِمْ وَ تَخْفِيفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَيْهِمْ وَ تَرْكِ اسْتِكْرَاهِهِ إِيَّاهُمْ عَلَى مَا لَيْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ فَلْيَكُنْ مِنْكَ فِي ذَلِكَ أَمْرٌ يَجْتَمِعُ لَكَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِيَّتِكَ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ يَقْطَعُ عَنْكَ نَصَباً طَوِيلًا وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ وَ لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ وَ لَا تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ مَاضِي تِلْكَ السُّنَنِ فَيَكُونَ الْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا وَ الْوِزْرُ عَلَيْكَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا وَ أَكْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُكَمَاءِ فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلَادِكَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقَاتٌ لَا يَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ وَ لَا غِنَى بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ فَمِنْهَا جُنُودُ اللَّهِ وَ مِنْهَا كُتَّابُ الْعَامَّةِ وَ الْخَاصَّةِ وَ مِنْهَا قُضَاةُ الْعَدْلِ وَ مِنْهَا عُمَّالُ الْإِنْصَافِ وَ الرِّفْقِ وَ مِنْهَا أَهْلُ الْجِزْيَةِ وَ الْخَرَاجِ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ وَ مُسْلِمَةِ النَّاسِ وَ مِنْهَا التُّجَّارُ وَ أَهْلُ الصِّنَاعَاتِ وَ مِنْهَا الطَّبَقَةُ السُّفْلَى مِنْ ذَوِي الْحَاجَةِ وَ الْمَسْكَنَةِ وَ كُلٌّ قَدْ سَمَّى اللَّهُ لَهُ سَهْمَهُ وَ وَضَعَ عَلَى حَدِّهِ فَرِيضَةً فِي كِتَابِهِ أَوْ سُنَّةِ نَبِيِّهِ ( صلى الله عليه وآله ) عَهْداً مِنْهُ عِنْدَنَا مَحْفُوظاً فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعِيَّةِ وَ زَيْنُ الْوُلَاةِ وَ عِزُّ الدِّينِ وَ سُبُلُ الْأَمْنِ وَ لَيْسَ تَقُومُ الرَّعِيَّةُ إِلَّا بِهِمْ ثُمَّ لَا قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلَّا بِمَا يُخْرِجُ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِي يَقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ وَ يَعْتَمِدُونَ عَلَيْهِ فِيمَا يُصْلِحُهُمْ وَ يَكُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ ثُمَّ لَا قِوَامَ لِهَذَيْنِ الصِّنْفَيْنِ إِلَّا بِالصِّنْفِ الثَّالِثِ مِنَ الْقُضَاةِ وَ الْعُمَّالِ وَ الْكُتَّابِ لِمَا يُحْكِمُونَ مِنَ الْمَعَاقِدِ وَ يَجْمَعُونَ مِنَ الْمَنَافِعِ وَ يُؤْتَمَنُونَ عَلَيْهِ مِنْ خَوَاصِّ الْأُمُورِ وَ عَوَامِّهَا وَ لَا قِوَامَ لَهُمْ جَمِيعاً إِلَّا بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ فِيمَا يَجْتَمِعُونَ عَلَيْهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ وَ يُقِيمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ وَ يَكْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ بِأَيْدِيهِمْ مَا لَا يَبْلُغُهُ رِفْقُ غَيْرِهِمْ ثُمَّ الطَّبَقَةُ السُّفْلَى مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ وَ الْمَسْكَنَةِ الَّذِينَ يَحِقُّ رِفْدُهُمْ وَ مَعُونَتُهُمْ وَ فِي اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِحُهُ وَ لَيْسَ يَخْرُجُ الْوَالِي مِنْ حَقِيقَةِ مَا أَلْزَمَهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا بِالِاهْتِمَامِ وَ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ وَ تَوْطِينِ نَفْسِهِ عَلَى لُزُومِ الْحَقِّ وَ الصَّبْرِ عَلَيْهِ فِيمَا خَفَّ عَلَيْهِ أَوْ ثَقُلَ فَوَلِّ مِنْ جُنُودِكَ أَنْصَحَهُمْ فِي نَفْسِكَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِكَ وَ أَنْقَاهُمْ جَيْباً وَ أَفْضَلَهُمْ حِلْماً مِمَّنْ يُبْطِئُ عَنِ الْغَضَبِ وَ يَسْتَرِيحُ إِلَى الْعُذْرِ وَ يَرْأَفُ بِالضُّعَفَاءِ وَ يَنْبُو عَلَى الْأَقْوِيَاءِ وَ مِمَّنْ لَا يُثِيرُهُ الْعُنْفُ وَ لَا يَقْعُدُ بِهِ الضَّعْفُ ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْكَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ ثُمَّ تَفَقَّدْ مِنْ أُمُورِهِمْ مَا يَتَفَقَّدُ الْوَالِدَانِ مِنْ وَلَدِهِمَا وَ لَا يَتَفَاقَمَنَّ فِي نَفْسِكَ شَيْ‏ءٌ قَوَّيْتَهُمْ بِهِ وَ لَا تَحْقِرَنَّ لُطْفاً تَعَاهَدْتَهُمْ بِهِ وَ إِنْ قَلَّ فَإِنَّهُ دَاعِيَةٌ لَهُمْ إِلَى بَذْلِ النَّصِيحَةِ لَكَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ بِكَ وَ لَا تَدَعْ تَفَقُّدَ لَطِيفِ أُمُورِهِمُ اتِّكَالًا عَلَى جَسِيمِهَا فَإِنَّ لِلْيَسِيرِ مِنْ لُطْفِكَ مَوْضِعاً يَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ لِلْجَسِيمِ مَوْقِعاً لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهُ وَ لْيَكُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِكَ عِنْدَكَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِي مَعُونَتِهِ وَ أَفْضَلَ عَلَيْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ بِمَا يَسَعُهُمْ وَ يَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِيهِمْ حَتَّى يَكُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ فَإِنَّ عَطْفَكَ عَلَيْهِمْ يَعْطِفُ قُلُوبَهُمْ عَلَيْكَ وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ و إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ وَ لَا تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلَّا بِحِيطَتِهِمْ عَلَى وُلَاةِ الْأُمُورِ وَ قِلَّةِ اسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ وَ تَرْكِ اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ فَافْسَحْ فِي آمَالِهِمْ وَ وَاصِلْ فِي حُسْنِ الثَّنَاءِ عَلَيْهِمْ وَ تَعْدِيدِ مَا أَبْلَى ذَوُو الْبَلَاءِ مِنْهُمْ فَإِنَّ كَثْرَةَ الذِّكْرِ لِحُسْنِ أَفْعَالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجَاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ اعْرِفْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا أَبْلَى وَ لَا تَضُمَّنَّ بَلَاءَ امْرِئٍ إِلَى غَيْرِهِ وَ لَا تُقَصِّرَنَّ بِهِ دُونَ غَايَةِ بَلَائِهِ وَ لَا يَدْعُوَنَّكَ شَرَفُ امْرِئٍ إِلَى أَنْ تُعْظِمَ مِنْ بَلَائِهِ مَا كَانَ صَغِيراً وَ لَا ضَعَةُ امْرِئٍ إِلَى أَنْ تَسْتَصْغِرَ مِنْ بَلَائِهِ مَا كَانَ عَظِيماً وَ ارْدُدْ إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ مَا يُضْلِعُكَ مِنَ الْخُطُوبِ وَ يَشْتَبِهُ عَلَيْكَ مِنَ الْأُمُورِ فَقَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِقَوْمٍ أَحَبَّ إِرْشَادَهُمْ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ فَالرَّدُّ إِلَى اللَّهِ الْأَخْذُ بِمُحْكَمِ كِتَابِهِ وَ الرَّدُّ إِلَى الرَّسُولِ الْأَخْذُ بِسُنَّتِهِ الْجَامِعَةِ غَيْرِ الْمُفَرِّقَةِ ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ مِمَّنْ لَا تَضِيقُ بِهِ الْأُمُورُ وَ لَا تُمَحِّكُهُ الْخُصُومُ وَ لَا يَتَمَادَى فِي الزَّلَّةِ وَ لَا يَحْصَرُ مِنَ الْفَيْ‏ءِ إِلَى الْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ وَ لَا تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ وَ لَا يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ وَ أَوْقَفَهُمْ فِي الشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَ أَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ وَ أَصْبَرَهُمْ عَلَى تَكَشُّفِ الْأُمُورِ وَ أَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُكْمِ مِمَّنْ لَا يَزْدَهِيهِ إِطْرَاءٌ وَ لَا يَسْتَمِيلُهُ إِغْرَاءٌ وَ أُولَئِكَ قَلِيلٌ ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَائِهِ وَ افْسَحْ لَهُ فِي الْبَذْلِ مَا يُزِيلُ عِلَّتَهُ وَ تَقِلُّ مَعَهُ حَاجَتُهُ إِلَى النَّاسِ وَ أَعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَةِ لَدَيْكَ مَا لَا يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خَاصَّتِكَ لِيَأْمَنَ بِذَلِكَ اغْتِيَالَ الرِّجَالِ لَهُ عِنْدَكَ فَانْظُرْ فِي ذَلِكَ نَظَراً بَلِيغاً فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيَا ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَثَرَةً فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِيَانَةِ وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِي الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّهُمْ أَكْرَمُ أَخْلَاقاً وَ أَصَحُّ أَعْرَاضاً وَ أَقَلُّ فِي الْمَطَامِعِ إِشْرَاقاً وَ أَبْلَغُ فِي عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَراً ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَيْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِكَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ وَ حُجَّةٌ عَلَيْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَكَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَكَ ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ وَ تَحَفَّظْ مِنَ الْأَعْوَانِ فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَى خِيَانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَكَ أَخْبَارُ عُيُونِكَ اكْتَفَيْتَ بِذَلِكَ شَاهِداً فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ وَ أَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّةِ وَ وَسَمْتَهُ بِالْخِيَانَةِ وَ قَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَةِ وَ تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا يُصْلِحُ أَهْلَهُ فَإِنَّ فِي صَلَاحِهِ وَ صَلَاحِهِمْ صَلَاحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ وَ لَا صَلَاحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلَّا بِهِمْ لِأَنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ عِيَالٌ عَلَى الْخَرَاجِ وَ أَهْلِهِ وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ فِي عِمَارَةِ الْأَرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فِي اسْتِجْلَابِ الْخَرَاجِ لِأَنَّ ذَلِكَ لَا يُدْرَكُ إِلَّا بِالْعِمَارَةِ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَرَاجَ بِغَيْرِ عِمَارَةٍ أَخْرَبَ الْبِلَادَ وَ أَهْلَكَ الْعِبَادَ وَ لَمْ يَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلَّا قَلِيلًا فَإِنْ شَكَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ يَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لَا يَثْقُلَنَّ عَلَيْكَ شَيْ‏ءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ يَعُودُونَ بِهِ عَلَيْكَ فِي عِمَارَةِ بِلَادِكَ وَ تَزْيِينِ وِلَايَتِكَ مَعَ اسْتِجْلَابِكَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِكَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِيهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِكَ لَهُمْ وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِكَ عَلَيْهِمْ وَ رِفْقِكَ بِهِمْ فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الْأُمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِيهِ عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَيِّبَةً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ وَ إِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الْأَرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا وَ إِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لِإِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلَاةِ عَلَى الْجَمْعِ وَ سُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَ قِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ ثُمَّ انْظُرْ فِي حَالِ كُتَّابِكَ فَوَلِّ عَلَى أُمُورِكَ خَيْرَهُمْ وَ اخْصُصْ رَسَائِلَكَ الَّتِي تُدْخِلُ فِيهَا مَكَايِدَكَ وَ أَسْرَارَكَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُوهِ صَالِحِ الْأَخْلَاقِ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ الْكَرَامَةُ فَيَجْتَرِئَ بِهَا عَلَيْكَ فِي خِلَافٍ لَكَ بِحَضْرَةِ مَلَإٍ وَ لَا تَقْصُرُ بِهِ الْغَفْلَةُ عَنْ إِيرَادِ مُكَاتَبَاتِ عُمِّالِكَ عَلَيْكَ وَ إِصْدَارِ جَوَابَاتِهَا عَلَى الصَّوَابِ عَنْكَ فِيمَا يَأْخُذُ لَكَ وَ يُعْطِي مِنْكَ وَ لَا يُضْعِفُ عَقْداً اعْتَقَدَهُ لَكَ وَ لَا يَعْجِزُ عَنْ إِطْلَاقِ مَا عُقِدَ عَلَيْكَ وَ لَا يَجْهَلُ مَبْلَغَ قَدْرِ نَفْسِهِ فِي الْأُمُورِ فَإِنَّ الْجَاهِلَ بِقَدْرِ نَفْسِهِ يَكُونُ بِقَدْرِ غَيْرِهِ أَجْهَلَ ثُمَّ لَا يَكُنِ اخْتِيَارُكَ إِيَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِكَ وَ اسْتِنَامَتِكَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ مِنْكَ فَإِنَّ الرِّجَالَ يَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَيْسَ وَرَاءَ ذَلِكَ مِنَ النَّصِيحَةِ وَ الْأَمَانَةِ شَيْ‏ءٌ وَ لَكِنِ اخْتَبِرْهُمْ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِينَ قَبْلَكَ فَاعْمِدْ لِأَحْسَنِهِمْ كَانَ فِي الْعَامَّةِ أَثَراً وَ أَعْرَفِهِمْ بِالْأَمَانَةِ وَجْهاً فَإِنَّ ذَلِكَ دَلِيلٌ عَلَى نَصِيحَتِكَ لِلَّهِ وَ لِمَنْ وُلِّيتَ أَمْرَهُ وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا وَ لَا يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا وَ مَهْمَا كَانَ فِي كُتَّابِكَ مِنْ عَيْبٍ فَتَغَابَيْتَ عَنْهُ أُلْزِمْتَهُ ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَيْراً الْمُقِيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِي بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ وَ حَيْثُ لَا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لَا يَجْتَرِءُونَ عَلَيْهَا فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لَا تُخْشَى غَائِلَتُهُ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِي حَوَاشِي بِلَادِكَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِي كَثِيرٍ مِنْهُمْ ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَيْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) مَنَعَ مِنْهُ وَ لْيَكُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْيِكَ إِيَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَافٍ ثُمَّ اللَّهَ اللَّهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لَا حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظِ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِي الْإِسْلَامِ فِي كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِي لِلْأَدْنَى وَ كُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ وَ لَا يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّكَ لَا تُعْذَرُ بِتَضْيِيعِكَ التَّافِهَ لِإِحْكَامِكَ الْكَثِيرَ الْمُهِمَّ فَلَا تُشْخِصْ هَمَّكَ عَنْهُمْ وَ لَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لَهُمْ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لَا يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُيُونُ وَ تَحْقِرُهُ الرِّجَالُ فَفَرِّغْ لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْيَةِ وَ التَّوَاضُعِ فَلْيَرْفَعْ إِلَيْكَ أُمُورَهُمْ ثُمَّ اعْمَلْ فِيهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَى اللَّهِ يَوْمَ تَلْقَاهُ فَإِنَّ هَؤُلَاءِ مِنْ بَيْنِ الرَّعِيَّةِ أَحْوَجُ إِلَى الْإِنْصَافِ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ كُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَى اللَّهِ فِي تَأْدِيَةِ حَقِّهِ إِلَيْهِ وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ الْيُتْمِ وَ ذَوِي الرِّقَّةِ فِي السِّنِّ مِمَّنْ لَا حِيلَةَ لَهُ وَ لَا يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ وَ ذَلِكَ عَلَى الْوُلَاةِ ثَقِيلٌ وَ الْحَقُّ كُلُّهُ ثَقِيلٌ وَ قَدْ يُخَفِّفُهُ اللَّهُ عَلَى أَقْوَامٍ طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللَّهِ لَهُمْ وَ اجْعَلْ لِذَوِي الْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَكَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَكَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَ أَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ وَ شُرَطِكَ حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لَا يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِيَّ وَ نَحِّ عَنْهُمُ الضِّيقَ وَ الْأَنَفَ يَبْسُطِ اللَّهُ عَلَيْكَ بِذَلِكَ أَكْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ يُوجِبْ لَكَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَيْتَ هَنِيئاً وَ امْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِكَ لَا بُدَّ لَكَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا مِنْهَا إِجَابَةُ عُمَّالِكَ بِمَا يَعْيَا عَنْهُ كُتَّابُكَ وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ يَوْمَ وُرُودِهَا عَلَيْكَ بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِكَ وَ أَمْضِ لِكُلِّ يَوْمٍ عَمَلَهُ فَإِنَّ لِكُلِّ يَوْمٍ مَا فِيهِ وَ اجْعَلْ لِنَفْسِكَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَفْضَلَ تِلْكَ الْمَوَاقِيتِ وَ أَجْزَلَ تِلْكَ الْأَقْسَامِ وَ إِنْ كَانَتْ كُلُّهَا لِلَّهِ إِذَا صَلَحَتْ فِيهَا النِّيَّةُ وَ سَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِيَّةُ وَ لْيَكُنْ فِي خَاصَّةِ مَا تُخْلِصُ بِهِ لِلَّهِ دِينَكَ إِقَامَةُ فَرَائِضِهِ الَّتِي هِيَ لَهُ خَاصَّةً فَأَعْطِ اللَّهَ مِنْ بَدَنِكَ فِي لَيْلِكَ وَ نَهَارِكَ وَ وَفِّ مَا تَقَرَّبْتَ بِهِ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذَلِكَ كَامِلًا غَيْرَ مَثْلُومٍ وَ لَا مَنْقُوصٍ بَالِغاً مِنْ بَدَنِكَ مَا بَلَغَ وَ إِذَا قُمْتَ فِي صَلَاتِكَ لِلنَّاسِ فَلَا تَكُونَنَّ مُنَفِّراً وَ لَا مُضَيِّعاً فَإِنَّ فِي النَّاسِ مَنْ بِهِ الْعِلَّةُ وَ لَهُ الْحَاجَةُ وَ قَدْ سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) حِينَ وَجَّهَنِي إِلَى الْيَمَنِ كَيْفَ أُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ صَلِّ بِهِمْ كَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَ كُنْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً وَ أَمَّا بَعْدُ فَلَا تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَكَ عَنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاةِ عَنِ الرَّعِيَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّيقِ وَ قِلَّةُ عِلْمٍ بِالْأُمُورِ وَ الِاحْتِجَابُ مِنْهُمْ يَقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا احْتَجَبُوا دُونَهُ فَيَصْغُرُ عِنْدَهُمُ الْكَبِيرُ وَ يَعْظُمُ الصَّغِيرُ وَ يَقْبُحُ الْحَسَنُ وَ يَحْسُنُ الْقَبِيحُ وَ يُشَابُ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ وَ إِنَّمَا الْوَالِي بَشَرٌ لَا يَعْرِفُ مَا تَوَارَى عَنْهُ النَّاسُ بِهِ مِنَ الْأُمُورِ وَ لَيْسَتْ عَلَى الْحَقِّ سِمَاتٌ تُعْرَفُ بِهَا ضُرُوبُ الصِّدْقِ مِنَ الْكَذِبِ وَ إِنَّمَا أَنْتَ أَحَدُ رَجُلَيْنِ إِمَّا امْرُؤٌ سَخَتْ نَفْسُكَ بِالْبَذْلِ فِي الْحَقِّ فَفِيمَ احْتِجَابُكَ مِنْ وَاجِبِ حَقٍّ تُعْطِيهِ أَوْ فِعْلٍ كَرِيمٍ تُسْدِيهِ أَوْ مُبْتَلًى بِالْمَنْعِ فَمَا أَسْرَعَ كَفَّ النَّاسِ عَنْ مَسْأَلَتِكَ إِذَا أَيِسُوا مِنْ بَذْلِكَ مَعَ أَنَّ أَكْثَرَ حَاجَاتِ النَّاسِ إِلَيْكَ مِمَّا لَا مَئُونَةَ فِيهِ عَلَيْكَ مِنْ شَكَاةِ مَظْلِمَةٍ أَوْ طَلَبِ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِي خَاصَّةً وَ بِطَانَةً فِيهِمُ اسْتِئْثَارٌ وَ تَطَاوُلٌ وَ قِلَّةُ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولَئِكَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْكَ الْأَحْوَالِ وَ لَا تُقْطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِيَتِكَ وَ حَامَّتِكَ قَطِيعَةً وَ لَا يَطْمَعَنَّ مِنْكَ فِي اعْتِقَادِ عُقْدَةٍ تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ النَّاسِ فِي شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَكٍ يَحْمِلُونَ مَئُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِمْ فَيَكُونَ مَهْنَأُ ذَلِكَ لَهُمْ دُونَكَ وَ عَيْبُهُ عَلَيْكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَلْزِمِ الْحَقَّ مَنْ لَزِمَهُ مِنَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ وَ كُنْ فِي ذَلِكَ صَابِراً مُحْتَسِباً وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ قَرَابَتِكَ وَ خَاصَّتِكَ حَيْثُ وَقَعَ وَ ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا يَثْقُلُ عَلَيْكَ مِنْهُ فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذَلِكَ مَحْمُودَةٌ وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ رِيَاضَةً مِنْكَ لِنَفْسِكَ وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِكَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَكَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَى الْحَقِّ وَ لَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ و لِلَّهِ فِيهِ رِضًا فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِكَ وَ أَمْناً لِبِلَادِكَ وَ لَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ وَ إِنْ عَقَدْتَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ عَدُوِّكَ عُقْدَةً أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْكَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَكَ بِالْوَفَاءِ وَ ارْعَ ذِمَّتَكَ بِالْأَمَانَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسَكَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَيْتَ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ شَيْ‏ءٌ النَّاسُ أَشَدُّ عَلَيْهِ اجْتِمَاعاً مَعَ تَفَرُّقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشَتُّتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِيمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ وَ قَدْ لَزِمَ ذَلِكَ الْمُشْرِكُونَ فِيمَا بَيْنَهُمْ دُونَ الْمُسْلِمِينَ لِمَا اسْتَوْبَلُوا مِنْ عَوَاقِبِ الْغَدْرِ فَلَا تَغْدِرَنَّ بِذِمَّتِكَ وَ لَا تَخِيسَنَّ بِعَهْدِكَ وَ لَا تَخْتِلَنَّ عَدُوَّكَ فَإِنَّهُ لَا يَجْتَرِئُ عَلَى اللَّهِ إِلَّا جَاهِلٌ شَقِيٌّ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَهْدَهُ وَ ذِمَّتَهُ أَمْناً أَفْضَاهُ بَيْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ وَ حَرِيماً يَسْكُنُونَ إِلَى مَنَعَتِهِ وَ يَسْتَفِيضُونَ إِلَى جِوَارِهِ فَلَا إِدْغَالَ وَ لَا مُدَالَسَةَ وَ لَا خِدَاعَ فِيهِ وَ لَا تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ وَ لَا تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْلٍ بَعْدَ التَّأْكِيدِ وَ التَّوْثِقَةِ وَ لَا يَدْعُوَنَّكَ ضِيقُ أَمْرٍ لَزِمَكَ فِيهِ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ فَإِنَّ صَبْرَكَ عَلَى ضِيقِ أَمْرٍ تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَ فَضْلَ عَاقِبَتِهِ خَيْرٌ مِنْ غَدْرٍ تَخَافُ تَبِعَتَهُ وَ أَنْ تُحِيطَ بِكَ مِنَ اللَّهِ فِيهِ طِلْبَةٌ لَا تَسْتَقْبِلُ فِيهَا دُنْيَاكَ وَ لَا آخِرَتَكَ إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ فِيمَا تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلَا تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَ يُوهِنُهُ بَلْ يُزِيلُهُ وَ يَنْقُلُهُ وَ لَا عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَا عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ لِأَنَّ فِيهِ قَوَدَ الْبَدَنِ وَ إِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَإٍ وَ أَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُكَ أَوْ سَيْفُكَ أَوْ يَدُكَ بِالْعُقُوبَةِ فَإِنَّ فِي الْوَكْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً فَلَا تَطْمَحَنَّ بِكَ نَخْوَةُ سُلْطَانِكَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ وَ إِيَّاكَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِكَ وَ الثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُكَ مِنْهَا وَ حُبَّ الْإِطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَكُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ وَ إِيَّاكَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِيَّتِكَ بِإِحْسَانِكَ أَوِ التَّزَيُّدَ فِيمَا كَانَ مِنْ فِعْلِكَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِكَ فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ وَ إِيَّاكَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْكَانِهَا أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَكَّرَتْ أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ فَضَعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ وَ أَوْقِعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْقِعَهُ وَ إِيَّاكَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ وَ التَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ وَ عَمَّا قَلِيلٍ تَنْكَشِفُ عَنْكَ أَغْطِيَةُ الْأُمُورِ وَ يُنْتَصَفُ مِنْكَ لِلْمَظْلُومِ امْلِكْ حَمِيَّةَ أَنْفِكَ وَ سَوْرَةَ حَدِّكَ وَ سَطْوَةَ يَدِكَ وَ غَرْبَ لِسَانِكَ وَ احْتَرِسْ مِنْ كُلِّ ذَلِكَ بِكَفِّ الْبَادِرَةِ وَ تَأْخِيرِ السَّطْوَةِ حَتَّى يَسْكُنَ غَضَبُكَ فَتَمْلِكَ الِاخْتِيَارَ وَ لَنْ تَحْكُمَ ذَلِكَ مِنْ نَفْسِكَ حَتَّى تُكْثِرَ هُمُومَكَ بِذِكْرِ الْمَعَادِ إِلَى رَبِّكَ وَ الْوَاجِبُ عَلَيْكَ أَنْ تَتَذَكَّرَ مَا مَضَى لِمَنْ تَقَدَّمَكَ مِنْ حُكُومَةٍ عَادِلَةٍ أَوْ سُنَّةٍ فَاضِلَةٍ أَوْ أَثَرٍ عَنْ نَبِيِّنَا ( صلى الله عليه وآله ) أَوْ فَرِيضَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَتَقْتَدِيَ بِمَا شَاهَدْتَ مِمَّا عَمِلْنَا بِهِ فِيهَا وَ تَجْتَهِدَ لِنَفْسِكَ فِي اتِّبَاعِ مَا عَهِدْتُ إِلَيْكَ فِي عَهْدِي هَذَا وَ اسْتَوْثَقْتُ بِهِ مِنَ الْحُجَّةِ لِنَفْسِي عَلَيْكَ لِكَيْلَا تَكُونَ لَكَ عِلَّةٌ عِنْدَ تَسَرُّعِ نَفْسِكَ إِلَى هَوَاهَا وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ عَظِيمِ قُدْرَتِهِ عَلَى إِعْطَاءِ كُلِّ رَغْبَةٍ أَنْ يُوَفِّقَنِي وَ إِيَّاكَ لِمَا فِيهِ رِضَاهُ مِنَ الْإِقَامَةِ عَلَى الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَيْهِ وَ إِلَى خَلْقِهِ مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِي الْعِبَادِ وَ جَمِيلِ الْأَثَرِ فِي الْبِلَادِ وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ وَ تَضْعِيفِ الْكَرَامَةِ وَ أَنْ يَخْتِمَ لِي وَ لَكَ بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً وَ السَّلَامُ .
ترجمه :
اين فرمانى است كه بنده خدا امير المؤمنين در پيمانش به مالك بن حارث‏ اشتر زمانى كه او را به فرمانروايى مصر برگزيد دستور داد، تا مالياتهاى آن را جمع كند، و با دشمنش جهاد نمايد، و به اصلاح اهلش برخيزد، و شهرهايش را آباد سازد. او را فرمان مى‏دهد به تقواى الهى، و مقدم داشتن طاعت خدا، و پيروى آنچه را كه خداوند در كتابش از واجبات و سنّت‏هاى خود امر فرموده، كه كسى جز به پيروى آنها خوشبخت نمى‏شود، و جز به انكار و ضايع نمودن آنها بدبخت نمى‏گردد، و ديگر آنكه خداوند سبحان را به قلب و دست و زبانش يارى كند، زيرا خداوند يارى يارى كننده خود، و عزّت آن كس را كه او را عزيز بدارد ضامن شده. او را دستور مى‏دهد كه نفس را به وقت خواسته‏هاى نابجا درهم شكند، و آن را به هنگام سركشى‏ها باز دارد، كه نفس امر كننده به بدى است مگر خداوند رحم نمايد. اى مالك، آگاه باش كه تو را به شهرهايى روانه كردم كه پيش از تو فرمانروايانى در آن به عدالت و ستم حكومت كردند، و مردم به وضع تو به همان صورت مى‏نگرند كه‏ توبه حاكمان پيش از خود مى‏نگريسته‏اى، و همان را در حق تو مى‏گويند كه تو در باره حاكمان گذشته مصر مى‏گفته‏اى، شايستگان را به ذكر خيرى كه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى‏كند مى‏توان شناخت. پس بايد محبوبترين اندوخته‏ها در نزد تو عمل صالح باشد. بنا بر اين بر هواهايت مسلط باش، نسبت به خود از آنچه بر تو حلال نيست بخل بورز، زيرا بخل به خود انصاف دادن از خود است در رابطه با آنچه محبوب يا منفور انسان است. مهربانى و محبت و لطف به رعيت را شعار قلب خود قرار ده، بر رعيت همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانى، كه رعيت بر دو گروهند: يا برادر دينى تواند، يا انسانهايى مانند تو، كه خطاهايى از آنان سر مى‏زند، علل گناهى بر آنان عارض مى‏شود، و گناهانى از آنان به عمد يا اشتباه بروز مى‏كند، پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم پوشى را به تو عنايت نمايد رعيت را مورد عفو و چشم پوشى قرار بده، چرا كه تو از نظر قدرت برتر از آنانى، و آن كه بر تو ولايت دارد بالاتر از تو مى‏باشد، و خداوند برتر از آن كسى كه تو را والى مصر نموده، خداوند كفايت امور رعيّت را از تو خواسته، و به خاطر آنان تو را در عرصه آزمايش قرار داده. خود را در موقف جنگ با خدا قرار مده، كه تو را تحمّل كيفر او نيست، و از عفو و رحمتش بى‏نياز نمى‏باشى. از گذشتى كه از مردم كرده‏اى پشيمان مشو، و بر كيفرى كه داده‏اى شاد مباش، و به خشمى كه راه بيرون رفتن از آن وجود دارد شتاب مكن، و فرياد مزن كه من بر شما گمارده‏ام، فرمان مى‏دهم بايد اطاعت شوم، كه اين وضع موجب فساد دل، و كاهش و ضعف دين، و باعث نزديك شدن زوال قدرت است. هرگاه حكومت براى تو خود بزرگ بينى و كبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن، كه اين نظر كبر و غرورت را مى‏نشاند، و تندى و شدت را از تو باز مى‏دارد، و عقل از دست رفته را به تو باز مى‏گرداند. از برابر داشتن خود با عظمت حق، و از تشبّه خود با جبروت خداوند بر حذر باش، كه حضرت او هر گردنكشى را خوار، و هر متكبرى را بى‏ارزش و پست مى‏كند. خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و كسانى از رعيتت كه به او علاقه دارى انصاف ده، كه اگر انصاف ندهى ستم كرده‏اى، و هر كه به بندگان خدا ستم كند خداوند به جاى بندگان ستمديده خصم او مى‏باشد، و هر كه خداوند خصم او باشد عذرش را باطل كند، و شخص ستمكار محارب با خداست تا وقتى كه از ستم دست بردارد و توبه كند. چيزى در تغيير نعمت خدا، و سرعت دادن به عقوبت او قوى‏تر از ستمكارى نيست، كه خداوند شنواى دعاى ستمديدگان، و در كمين ستمكاران است. بايد محبوبترين امور نزد تو ميانه‏ترينش در حق، و همگانى‏ترينش در عدالت، و جامع‏ترينش در خشنودى رعيت باشد، چرا كه خشم عموم خشنودى خواص را بى‏نتيجه مى‏كند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بى‏اثر است. و به وقت آسانى و رفاه احدى از رعيّت بر والى پر خرج‏تر، و زمان‏ مشكلات كم يارى تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش كم سپاس‏تر، و وقت منع از عطا دير عذر پذيرتر، و در حوادث روزگار بى‏صبرتر از خواص نيست. همانا ستون دين، و جمعيّت مسلمانان، و مهيا شدگان براى جنگ با دشمن توده مردمند، پس بايد توجه و ميل تو به آنان باشد. بايد دورترين رعيّت تو از حريم تو، و در شدّت كينه تو نسبت به او كسى باشد كه در حق مردم عيب جوتر است، زيرا در مردم عيوبى هست كه والى در پوشاندن آن عيوب از همه كس سزاوارتر است، پس در رابطه با عيوبى كه از مردم بر تو پنهان است كنجكاوى مكن، چرا كه فقط در آنچه از عيوب مردم نزد تو معلوم است وظيفه اصلاح دارى، و نسبت به آنچه از عيوب رعيّت بر تو پنهان است خداوند داورى مى‏كند. پس تا مى‏توانى عيوب مردم را بپوشان، تا خداوند عيوب تو را كه علاقه دارى از مردم پوشيده بماند. پرده پوشى كند. گره هر كينه‏اى كه از مردم به دل دارى بگشاى، و رشته هر انتقامى را قطع كن، و در هر چه از ديگران برايت ثابت نشده خود را به غفلت زن، در باور كردن گفتار سخن چينان شتاب مكن، زيرا سخن چين خائن است گرچه خود را شبيه خير خواهان نشان دهد. مشاوران در امور خود بخيل را وارد مشورت مكن كه تو را از بخشش مانع گردد، و از تهيدستى مى‏ترساند، و همچنين با بزدل و ترسو كه تو را در اجراى برنامه‏هايت سست مى‏نمايد، و نه با طمع كار كه حرص بر اندوختن و ستمگرى را در نظرت مى‏آرايد، همانا بخل و ترس و حرص سرشت‏هايى جداى از هم‏اند كه جمع كننده آنها در انسان سوء ظن به خداوند است وزيران بدترين وزراى تو وزيرى است كه پيش از تو وزير اشرار بوده، و در گناهانشان شركت داشته، چنين كسى نبايد از محرمان تو باشد، كه اينان ياران اهل گناه، و برادران اهل ستم‏اند، البته در حالى كه قدرت دارى جانشينى بهتر از آنان بيابى كه در كشور دارى مانند آنان داراى‏ رأى و كار دانى است، و بار سنگين گناهان آنان هم بر او نيست، از كسانى كه اهل ستم را در ستمكارى و گناهكاران را در گناهشان يارى نكرده است. هزينه اينان بر تو سبكتر، و همكاريشان بهتر، و نسبت به تو در طريق عطوفت مايل‏تر، و الفتشان با بيگانه كمتر است. اينان را از خاصان خود در خلوتها و مجالس خويش قرار ده. و نيز بايد از وزرايت برگزيده‏ترينشان نزد تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد، و نسبت به آنچه كه خداوند براى اوليائش خوش ندارد كمتر تو را يارى دهد، گرچه اين برنامه بر عليه ميل تو به هر جا كه خواهد برسد. به اهل پاكدامنى و صدق بپيوند، و آنان را آنچنان تعليم ده كه تو را زياد تعريف نكنند، و بيهوده به كارى كه انجام نداده‏اى تو را شاد ننمايند، كه تمجيد فراوان ايجاد كبر و نخوت كند، و به گردنكشى نزديك نمايد نيكوكار و بدكار نيكوكار و بدكار در برابرت يكسان نباشند، كه اين كار نيكوكار را در انجام كار نيك بى‏رغبت، و بدكار را در بدى ترغيب مى‏كند، هر كدام را نسبت به كارشان پاداش بخش. آگاه باش كه چيزى براى جلب خوشبينى حاكم بر رعيت بهتر از نيكى به آنان، و سبك كردن هزينه بر دوش ايشان، و اجبار نكردنشان به حقّى كه حاكم بر آنان ندارد نيست. به صورتى بايد رفتار كنى كه خوش گمانى بر رعيتت را در كمك همه جانبه به حاكم فراهم آرى، كه اين خوش گمانى رنجى طولانى را از تو بر مى‏دارد، و به خوش گمانى تو كسى شايسته‏تر است كه از تو احسان ديده، و به بد گمانيت كسى سزاوارتر است كه از جانب تو به او ناراحتى رسيده روشها روشى را كه بزرگان امت بر اساس آن رفتار كرده‏اند، و به سبب آن در ميان مردم الفت برقرار شده، و اصلاح جامعه بر پايه آن بوده از بين مبر، و روشى را كه به روشهاى گذشته ضرر مى‏زند به وجود نياور، كه پاداش و اجر براى كسى است كه روشهاى درست را بر پا كرده، و گناه از بين بردن آن روشها بر گردن توست با دانشمندان در استوار ساختن آنچه صلاح كار شهرهايت بر آن است، و برپا داشتن آنچه مردم پيش از اين به آن مستقيم شده‏اند با دانشمندان و انديشمندان زياد گفتگو كن طبقات جامعه آگاه باش كه مردم مملكت گروههاى مختلفند كه هر گروه جز به گروه ديگر اصلاح نمى‏شود، و با داشتن گروهى از گروه ديگر بى‏نيازى نيست. اينان عبارتند از ارتش حق، و نويسندگان عمومى و خصوصى، و قاضيان عدل، و مأموران انصاف و مدارا، و اهل جزيه و ماليات از غير مسلمان و مسلمان، و تاجران و صنعتگران، و طبقه پايين از نيازمندان و افتادگان. خداوند سهم هر يك از اين طبقات را مقرر فرموده، و در كتابش‏ يا سنّت پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله عهدى محفوظ را بر حدّ و اندازه واجب آن نزد ما قرار داده است سپاهيان ارتش به اذن خداوند دژ مردم، و زينت حاكمان، و ارجمندى دين، و راههاى امنيت‏اند، كه مردم بدون آنان برپاى نمانند. سپس نظام ارتش جز با مالياتى كه خداوند براى آنان قرار داده استوار نگردد، مالياتى كه به وسيله آن در جنگ با دشمن توانا مى‏شوند، و براى اصلاح زندگى خود به آن تكيه مى‏نمايند، و مايه رفع نيازمنديهاى آنان است. سپس كار ارتش و ماليات دهندگان استوار نگردد جز با گروه سوم كه عبارتند از قضات و كارگزاران حكومت و منشيان حسابگر كه قراردادها را محكم مى‏كنند، و آنچه را به سود رعيّت است جمع مى‏نمايند، و در امور خصوصى و عمومى بر آنان اعتماد مى‏شود. و كار اينان نيز به سامان نشود جز با تاجران و صنعتگران كه آنچه براى مردم سودمند است فراهم مى‏آورند، و بازارها را به آن برپا مى‏دارند، و به كارهايى كه به نفع مردم است دست مى‏زنند، كارهايى كه از غير ايشان ساخته نيست. سپس جمع نيازمند و از كار افتاده است كه احسان و يارى ايشان لازم است. و براى هر كدام از اين گروهها نزد خداوند گشايشى است، و براى هر يك از اين طبقات به مقدارى كه امور آنان را اصلاح نمايد بر عهده والى حقّى است، و والى از اداى آنچه خداوند بر عهده او قرار داده بر نيايد جز با كوشش و يارى خواستن از خداوند، و مهيّا نمودن خود بر به كار گيرى حق و استقامت بر آن، چه اينكه بر او آسان باشد يا سخت. آن كه پيش تو نسبت به خداوند و پيامبر و پيشوايت خير خواه‏تر و پاك دامن‏تر و بردبارتر است او را به فرماندهى ارتشت انتخاب كن، از آنان كه دير به خشم آيند، و پوزش پذيرترند، و به ناتوانان مهربان، و در برابر زورمندان گردن فرازند، و از آنان كه خشونت او را برنينگيزد، و ناتوانى وى را بر جاى ننشاند. با صاحبان مكارم و شرافت، و خانواده‏هاى شايسته و داراى سوابق نيكو پيوند برقرار كن، پس از آن با دلاور مردان و شجاعان و بخشندگان و جوانمردان رابطه برقرار ساز، زيرا اينان جامع بزرگوارى، و شاخه‏هايى از خوبى و احسانند. سپس از آنان چنان دلجويى كن كه پدر و مادر از فرزندشان دلجويى مى‏نمايند، و نبايد چيزى كه آنان را به وسيله آن نيرومند مى‏سازى در ديده‏ات بزرگ آيد، و لطفى كه نسبت به ايشان متعهد شده‏اى كوچك شمارى گر چه كوچك باشد، زيرا لطف تو آنان را نسبت به تو خير خواه و خوش گمان مى‏نمايد. از بررسى امور ناچيز آنان به اميد بررسى كارهاى بزرگشان چشم مپوش، كه نيكى اندك تو جايى دارد كه از آن بهره‏مند مى‏گردند، و براى احسان بزرگ تو نيز موقفى است كه از آن بى‏نياز نيستند. و بايد برگزيده‏ترين سران سپاهت نزد تو كسى باشد كه در كمك به سپاهيان مواسات را رعايت نمايد، و از توانگرى خود به آنان احسان كند به اندازه‏اى كه بتواند سپاهيان و خانواده‏هاى آنان را كه از خود به جاى نهاده‏اند اداره نمايد، تا انديشه آنان در جنگ با دشمن يك انديشه باشد، چرا كه عنايت تو نسبت به آنان دلهايشان را متوجه تو مى‏گرداند. برترين چيزى كه موجب چشم روشنى‏ زمامداران مى‏شود برقرارى عدالت در شهرها، و ظهور دوستى و محبت رعيت است. و دوستى رعيت آشكار نشود مگر به سلامت دل آنان، و خير خواهى ايشان درست و راست نگردد جز آنكه زمامداران خود را حمايت نمايند، و حكومت حاكمان را بر خود سنگين نشمارند، و توقع به پايان رسيدن زمان حكومتشان را نداشته باشند. پس آرزوهاى رعيّت را بر آور، و نيكو ستودن آنان را پيوسته دار، و رنج و زحمت و كوشش و ابتلاى صاحبان فعاليت را در نظر داشته باش، چه اينكه بسيار ياد كردن كارهاى خوب دلير را به هيجان آورده، و ترسو را به كوش وامى‏دارد ان شاء اللّه. سپس كوشش هر يك از آنان را به دقّت بشناس، و زحمت كسى را به ديگرى نسبت مده، و در اجر و مزدش به اندازه رنجى كه برده كوتاهى مكن، و مقام كسى باعث نشود كه كوشش اندكش را بزرگ شمارى، و معمولى بودن شخص علت نگردد كه كار بزرگش را اندك دانى رجوع به كتاب و سنّت جايى كه كارها بر تو مشكل شود و در امورى كه برايت شبهه حاصل گردد حلّ آن را به خدا و پيامبرش ارجاع ده، كه خداوند به مردمى كه هدايتشان را علاقه داشته فرموده: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا و پيامبر و اولى الامر از خودتان را اطاعت كنيد، و اگر در برنامه‏اى اختلاف كرديد حكمش را به خدا و رسول باز گردانيد». باز گردان به خدا قبول آيات محكم او، و ارجاع به رسول پذيرفتن سنّت اوست كه جمع كننده همگان بر يك رأى است و پراكنده نيست قاضيان براى قضاوت بين مردم برترين شخص نزد خودت را انتخاب كن، كسى كه امور قضاوت او را دچار تنگنا نكند، و بر خورد مدعيان پرونده وى را گرفتار لجبازى ننمايد، و در خطا پافشارى نورزد، و هنگام شناخت حق از باز گشت به آن درنماند، و درونش به طمع‏ ميل نكند، و در رسيدن به حقيقت مقصود به اندك فهم اكتفا ننمايد، و درنگش در شبهات از همه بيشتر باشد، و دلايل را بيش از همه به كار گيرد، و از رفت و آمد نزاع كنندگان كمتر ملول شود، و در كشف امور از همه شكيباتر، و در وقت روشن شدن حكم از همه قاطع تر باشد، كسى كه ستايش مردم او را دچار خود بينى نكند، و تمجيد و تعريف او را به تعريف كننده مايل ننمايد، كه آراستگان به اين صفات در جامعه اندكند. قضاوت قاضى را هر چه بيشتر بررسى كن، و در پرداخت مال به او گشاده دست باش آن مقدار كه نيازش را بر طرف كند، و احتياجش به مردم كم شود، و آنچنان مقامش را نزد خود بالا بر كه از نزديكانت احدى در نفوذ به او طمع ننمايد، تا از ضايع شدنش به توسط مردم نزد تو در امان بماند. در زمينه انتخاب قاضى از هر جهت دقت كن دقّتى بليغ و رسا، كه اين دين اسير دست اشرار بود، در آن به هوا و هوس عمل مى‏كردند، و وسيله دنيا طلبى آنان بود رسيدگى به كار كارگزاران سپس در امور كارگزاران حكومتت دقت كن و آنان را پس از آزمايش به كار گير، از راه هوا و هوس‏ و خود رأيى آنان را به كار گردانى مگمار، زيرا هوا و هوس و خود رأيى جامع همه شعبه‏هاى ستم و خيانت است. از عمّال حكومت كسانى را انتخاب كن كه اهل تجربه و حياءاند، و از خانواده‏هاى شايسته و در اسلام پيش قدم ترند، چرا كه اخلاق آنان كريمانه‏تر، و خانواده ايشان سالم‏تر، و مردمى كم طمع‏تر، و در ارزيابى عواقب امور دقيق‏ترند. سپس جيره آنان را فراوان ده، زيرا اين برنامه براى آنان در اصلاح وجودشان قوّت است، و از خيانت در آنچه زير دست آنان مى‏باشد بى‏نياز كننده است، و اگر از فرمانت سر بر تابند و يا در امانت خيانت كنند بر آنان حجّت است. به كارهايشان رسيدگى كن، و جاسوسانى از اهل راستى و وفا بر آنان بگمار، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى آنان سبب امانت دارى ايشان و مداراى با رعيّت است. از ياران و ياوران بر حذر باش، اگر يكى از آنان دست به خيانت دراز كند و مأموران مخفى تو بالاتفاق خيانتش را گزارش نمايند اكتفاى به همين گزارش تو را بس باشد، و او را به جرم خيانت‏ كيفر بدنى بده، و وى را به اندازه عمل ناپسندش عقوبت كن، و سپس او را به مرحله ذلّت و خوارى به نشان، و داغ خيانت را بر او بگذار، و گردن بند عار و بد نامى را به گردنش بينداز ماليات در مسأله ماليات به صورتى كه اصلاح ماليات دهندگان در آن است رسيدگى كن، چه اينكه صلاح و بهبودى ماليات و ماليات دهندگان صلاح ديگران است، و براى ديگران آسايش جز با بهبودى آنان وجود ندارد چرا كه تمام مردم جيره خوار ماليات و پرداخت كنندگان آن هستند. بايد انديشه‏ات در آبادى زمين از تدبيرت در جمع‏آورى ماليات بيشتر باشد، زيرا ماليات جز با آباد كردن زمين به دست نمى‏آيد، و هر كس بخواهد منهاى آباد نمودن ماليات بگيرد شهرها را خراب كرده، و بندگان خدا را به هلاكت انداخته، و حكومتش جز اندك زمانى نماند. اگر ماليات دهندگان از سنگينى ماليات، يا بر خورد به آفات، يا خشك شدن چشمه‏ها، يا كمى باران، يا تغيير زمين بر اثر آب گرفتگى، يا بى آبى شكايت كنند ماليات را به اندازه‏اى كه اوضاع آنان بهبود يابد تخفيف ده، و اين تخفيف خرجى آنان بر تو سنگين نيايد، زيرا تخفيف تو ذخيره‏اى است كه با آباد كردن شهرهاى تو و آرايش حكومتت به تو باز مى‏گردانند، علاوه ستايش مردم را به خود جلب نموده، و شادمان هستى كه سفره عدالت را در بين آنان گسترده‏اى، در حالى كه با قوت بخشيدن به آنان به وسيله ذخيره‏اى كه در تخفيف ماليات نزد ايشان نهاده‏اى مى‏توانى بر آنان اعتماد كنى، و با عدالت و مهربانيت كه آنان را به آن عادت داده‏اى بر آنان مطمئن باشى، چه بسا گرفتاريهايى كه پيش آيد كه پس از نيكى به ماليات دهندگان اگر حلّ آن را به آنان واگذارى با طيب خاطر بپذيرند، چه اينكه بر مملكت آباد آنچه را بار كنى تحمّل كشيدنش را دارد، و علّت خرابى زمين بى‏چيزى و تنگدستى اهل آن زمين است، و فقر و ندارى آنان ناشى از زراندوزى واليان، و بدگمانى آنان به بقاء حكومت، و كم بهره گيرى آنان از عبرتها و پندهاست كاتبان سپس در حال نويسندگان و منشيان حكومت دقّت كن، و امورت را به بهترين آنها بسپار، نامه‏هايت را كه در بر دارنده امور محرمانه است به آنان كه در تمام خوبيهاى اخلاق از ديگران جامع ترند بسپار، كسى كه پست و مقام او را مست نكند و منزلتش باعث جرأت او در مخالفت با تو در جمع حاضران نگردد، و غفلتش سبب كوتاهى در رساندن نامه‏هاى كار گزارانت به تو، و گرفتن جوابهاى صحيح آن نامه‏ها از تو نشود، و در آنچه براى تو مى‏ستاند و يا از جانب تو مى‏دهد فروگذارى ننمايد، و پيمان و قراردادى كه براى تو مى‏بندد سست نبندد، و از به هم زدن قراردادى كه به زيان تو منعقد شده ناتوان نماند، به مرتبه و اندازه‏اش جاهل نباشد تا در امور به اندازه مقام خود وارد گردد، كه جاهل به مقام خويش به مقام ديگران جاهل‏تر است. انتخاب منشيان به فراست و اعتماد و خوش گمانى خودت نباشد، چرا كه مردان براى جلب نظر حاكمان خود را به ظاهر سازى‏ و خوش خدمتى مى‏شناسانند، در حالى كه پشت پرده اين ظاهر سازى خبرى از خير خواهى و امانت دارى نيست، بلكه آنان را به كارهايى كه براى نيكان پيش از تو انجام داده‏اند امتحان كن، پس به آن شخص روى آر كه در ميان مردم اثرش نيكوتر، و در امانت دارى معروفتر است، كه اين برنامه نشانه خيرخواهى تو براى خدا و براى كسى است كه عهده دار كار اويى. براى هر كارى از كارهايت رئيسى از منشيان قرار ده، كه بزرگى امور او را عاجز نكند، و كثرت كارها پريشانش نسازد. چنانچه در منشيانت عيبى باشد و تو از آن بى‏خبر بمانى مسئول آن هستى تاجران و صنعتگران در باره تاجران و صنعتگران پذيراى سفارش باش، و نسبت به آنان سفارش به نيكى كن، بدون فرق بين آنان كه در يك جا مقيمند، و آنان كه با مال خود در رفت و آمدند، و آنان كه با هنر دست خود در پى كسب و سودند، چه اينكه اينان مايه‏هاى منافع، و اسباب راحت جامعه، و جلب كننده سودها از مكانهاى دور دست، در بيابان و دريا، و زمين هموار و ناهموار منطقه حكومت تواند، از مناطقى‏ كه مردم در آن جمع نمى‏شوند، و به رفت و آمد در آنها جرأت نمى‏كنند، اينان اهل سلامت‏اند كه از ضرر آنان بيمى نيست، و اهل صلح و مسالمت‏اند كه ترسى از بدى و آسيب آنان وجود ندارد. از آنان كه در منطقه حكومت تو به سر مى‏برند و آنان كه در گوشه و كنار شهرهايت هستند كنجكاوى كن، ولى روشن باش كه با همه آنچه تذكر دادم در ميان ايشان گروهى تنگ نظر و بخيل به شكلى قبيح و زشت، و مردمى محتكر، و نرخ گذارانى به دلخواه در امر خريد و فروش وجود دارد، كه در اين وضع زيان جامعه و عيب و ننگ زمامداران است. پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را منع فرمود. داد و ستد بايد آسان باشد، و بر موازين عدالت صورت گيرد، و به نرخى معامله شود كه به فروشنده و خريدار اجحاف نشود. هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را مجازات كن ولى در مجازاتش از زياده روى بپرهيز طبقه پايين جامعه خدا را خدا را در طبقه پايين اجتماع، از آنان كه راه چاره ندارند، و از كار افتادگان و نيازمندان و دچارشدگان به زيان و سختى و صاحبان امراضى كه از پا در آمده‏اند، در ميان اينان كسانى هستند كه روى سؤال و اظهار حاجت دارند و كسانى كه عفت نفسشان مانع از سؤال است. بنا بر اين آنچه را كه خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن پرداز، نصيبى از بيت المال كه در اختيار توست، و سهمى از غلّات خالصه جات اسلامى را در هر منطقه براى آنان قرار ده، كه براى دورترين آنها همان سهمى است كه براى نزديكترين آنان است، در هر صورت رعايت حق هر يك از آنان از تو خواسته شده، پس نشاط و فرو رفتن در نعمت تو را از توجه به آنان باز ندارد، چه اينكه از بى‏توجهى به امور كوچك آنان به بهانه پرداختن به كارهاى زياد و مهم معذور نيستى، از انديشه‏ات در امور ايشان دريغ مكن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نيازمندان و محتاجانى كه به تو دسترسى ندارند، از آنان كه ديده‏ها خوارشان مى‏شمارد، و مردم تحقيرشان مى‏كنند كنجكاوى كن، براى به عهده گرفتن امور اينان انسانى مورد اعتماد خود را كه خدا ترس و فروتن است مهيّا كن، تا وضع آنان را به تو خبر دهد. سپس با آنان به صورتى عمل كن كه به وقت لقاء حق عذرت پذيرفته شود، زيرا اينان در ميان رعيت از همه به دادگرى و انصاف نيازمندترند، و در اداى حق همگان بايد چنان باشى كه عذرت نزد خداوند قبول شود. به اوضاع يتيمان و سالخوردگان كه راه چاره‏اى ندارند، و خود را در معرض سؤال از مردم قرار نداده‏اند رسيدگى كن. آنچه سفارش كردم بر حاكمان سنگين است، البته همه حق سنگين است، و گاهى خداوند آن را بر اقوامى سبك مى‏كند كه خواهان عاقبت به خيرى هستند، و خود را به صبر و استقامت واداشته، و به صدق آنچه خداوند به آن وعده داده اعتماد كرده‏اند ملاقات با نيازمندان از جانب خود وقتى را براى آنان كه به شخص تو نيازمندند قرار ده و در آن وقت وجود خود را براى آنان از هر كارى فارغ كن، و جلوست براى آنان در مجلس عمومى باشد، و براى خداوندى كه تو را آفريده تواضع كن، و لشگريان و ياران از پاسبانان و محافظان خود را از اين مجلس بركنار دار، تا سخنگوى نيازمندان بدون ترس و نگرانى و لكنت و ترديد با تو سخن بگويد، كه من بارها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مى‏فرمود: «امتى به پاكى و قداست نرسد مگر اينكه حق‏ ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى كلام بگيرد». آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل كن، تنگ خويى و غرور و خودپسندى نسبت به آنان را از خود دور كن تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشايد، و ثواب طاعتش را بر تو واجب كند. آنچه عطا مى‏كنى به خوشرويى عطا كن، و خوددارى از عطا را با مهربانى و عذر همراه نما. قسمتى از امور است كه بايد خودت به انجام آنها بر خيزى، از جمله پاسخ دادن به كارگزاران دولت آنجا كه منشيانت از پاسخ گويى ناتوانند. و نيز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم در همان روزى كه حاجاتشان به تو مى‏رسد و پاسخش همكارانت را تنگدل و ناراحت مى‏كند. برنامه هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روز را كارى مخصوص به همان روز است. بهترين اوقات و با عظمت‏ترين ساعات را براى خود در آنچه بين تو و خداوند است اختصاص ده، هر چند همه كارها در تمام اوقات براى خداست اگر نيّت صحيح باشد، و رعيّت از آن كارها روى آسايش ببيند توجه به واجبات الهى و بايد در خصوص آنچه به آن دينت را براى خدا خالص مى‏كنى اقامه واجبات باشد واجباتى كه مخصوص به خداوند است، روى اين ملاك از بدنت در شب و روز در اختيار خداوند قرار بده، و از آنچه موجب قرب تو به خداوند مى‏شود به نحو كامل و بدون كم و كاست انجام ده، گر چه هر گونه صدمه و فرسايشى به بدنت وارد آيد. چون با مردم به نماز جماعت بايستى نه چنان نماز بگزار كه مردم را رميده كنى نه به آن صورت كه نماز را ضايع نمايى، كه در ميان مردم هم بيمار وجود دارد و هم كسى كه حاجتى دارد و بايد به دنبال آن برود. من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام سفرى كه مرا به يمن فرستاد پرسيدم: با مردم چگونه نماز بگزارم فرمود: «با آنان نمازى بخوان مانند نماز ناتوان‏ترين آنان، و به مردم مؤمن مهربان باش» در ميان مردم اما بعد از اين، پنهان ماندنت را از رعيت طولانى مكن، كه در پرده ماندن‏ حاكم شعبه‏اى است از تنگ خويى و كم اطلاعى به امور. و پنهان ماندن حاكم از رعيت حاكمان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مى‏دارد، بر اين اساس كار بزرگ پيش آنان كوچك و كار كوچك بزرگ جلوه مى‏كند، زيبا زشت گردد و زشت زيبا شود، و حق به باطل آميخته مى‏گردد. زمامدار انسانى است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نخواهد دانست، و حق را هم نشانه‏اى نيست كه به وسيله آن انواع راستى از دروغ شناخته شود، و تو يكى از دو مردى: يا انسانى هستى كه وجودت به بخشيدن در راه خدا سخاوتمند است، پس نسبت به حق مردم واجبى كه بايد عطا كنى يا كار نيكى كه بايد ادا نمايى علّت روى نشان ندادنت به رعيت چيست يا انسانى هستى مبتلا به بخل، كه در اين صورت زود باشد كه مردم دست درخواستشان را از تو باز دارند آن گاه كه از عطا و بخششت نا اميد گردند. با اينكه بيشترين حاجات مردم از تو چيزى است كه برايت زحمت و رنجى ندارد، از قبيل شكايت از ستمى، يا درخواست انصاف در خريد و فروشى. سپس واليان را نزديكانى است كه آنان را خوى خود خواهى و دست درازى به مال مردم، و كمى انصاف در داد و ستد است، به جدا كردن اسباب و وسايل اين حالات ماده و ريشه آنان را قطع كن. به هيچ يك از اطرافيان و اقوام خود زمينى از اقطاع مسلمين واگذار مكن. نبايد در تو طمع ورزد كسى به گرفتن مزرعه‏اى كه در آبشخور آن به همسايه زيان رساند، يا كارى كه بايد با شركت به سامان رسد مشقّت كار مشترك را به همسايگان تحميل كند، در آن صورت سودش براى آن طمع كاران و عيب و زشتى آن در دنيا و آخرت بر عهده تو خواهد بود. حق را نسبت به هر كه لازم است از نزديك و دور رعايت كن، و در اين زمينه شكيبا و مزد خواه از خدا باش، گر چه اين برنامه به زيان نزديكان و خاصانت باشد، و در اين مورد نسبت آنچه بر تو گران است جوياى عاقبتش باش، كه سر انجام رعايت حق پسنديده و نيكوست. هرگاه رعيت گمان ستمى بر تو ببرد آشكارا عذرت را به آنان ارائه كن، و به اظهار عذر گمانهاى آنان را از خود بگردان، چرا كه اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه، و مهربانى و نرمى نسبت به رعيت است، و اين عذر خواهى تو را به خواسته‏ات در واداشتن رعيت به حق مى‏رساند صلح از صلحى كه دشمنت به آن دعوت مى‏كند و خشنودى خدا در آن است روى مگردان، زيرا صلح موجب آسايش لشگريان، و آسودگى خاطر آنها، و امنيت شهرهاى توست. ولى پس از صلح به كلى از دشمن حذر كن، چه بسا كه دشمن براى غافلگير كردن تن به صلح دهد. در اين زمينه طريق احتياط گير، و به راه خوش گمانى قدم مگذار. اگر بين خود و دشمنت قراردادى بستى، يا از جانب خود به او لباس امان پوشاندى، به قراردادت وفا كن، و امان دادنت را به امانت رعايت نما، و خود را سپر تعهدات خود قرار ده، زيرا مردم بر چيزى از واجبات الهى چون بزرگ شمردن وفاى به پيمان- با همه هواهاى گوناگون و اختلاف آرايى كه دارند- اتفاق‏ ندارند. مشركين هم علاوه بر مسلمين وفاى بر عهد را بر خود لازم مى‏دانستند، چرا كه عواقب زشت پيمان شكنى را آزموده بودند. پس در آنچه به عهده گرفته‏اى خيانت نورز، و پيمان خود را مشكن، و دشمنت را گول مزن، كه بر خداوند جز نادان بدبخت گستاخى نكند، خداوند عهد و پيمانش را امان قرار داده و رعايت آن را از باب رحمتش بر عهده همه بندگان گذاشته، عهد و پيمان حريم امنى است تا در استوارى آن بياسايند، و همگان به پناه آن روند. بنا بر اين در عهد و پيمان خيانت و فريب و مكر روا نيست. عهد و پيمانى برقرار مكن كه در آن راه تأويل و بهانه و توريه و فريب باز باشد، و پس از تأكيد و استوار نمودن عهد و پيمان گفتار توريه مانند و دو پهلو به كار مبر، و نبايد در تنگنا افتادنت به خاطر اينكه عهد و پيمان خدا براى تو الزام آور شده تو را به فسخ آن به طور نامشروع بكشاند، چرا كه صبر تو در تنگناى عهد و پيمان كه اميد گشايش و برترى عاقبتش را دارى بهتر است از خيانتى كه از مجازاتش ترسانى، و نيكوتر است از اينكه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردى، به صورتى كه نتوانى در دنيا و آخرت از خداوند در خواست بخشش كنى پرهيز از خونريزى از ريختن خون به ناحق بر حذر باش، زيرا چيزى در نزديك ساختن انتقام حق، و عظمت مجازات، و از بين رفتن نعمت و پايان گرفتن زمان حكومت به مانند خون به ناحق ريختن نيست. خداوند در قيامت اول چيزى كه بين مردم حكم مى‏كند در رابطه با خونهايى است كه به ناحق ريخته‏اند. پس حكومت را به ريختن خون حرام تقويت مكن، كه ريختن خون حرام قدرت را به سستى كشاند، بلكه حكومت را ساقط نموده و به ديگرى انتقال دهد. براى تو در قتل عمد نزد خدا و نزد من عذرى نيست، چرا كه كيفر قتل عمد كشتن قاتل است. و اگر دچار اشتباه شدى، و تازيانه يا شمشير يا دستت در كيفر دادن از حد بيرون رفت- چه اينكه در مشت زدن و بالاتر از آن بيم قتل است- مبادا نخوت حكومت تو را از پرداخت خون بها به خاندان مقتول مانع گردد سفارشات گوناگون از خودپسندى و تكيه بر آنچه تو را آلوده به خود پسندى كند، و از علاقه به ستايش و تعريف مردم برحذر باش، زيرا اين حالات از مطمئن‏ترين فرصت‏هاى شيطان در نظر اوست تا نيكى نيكوكاران را نابود كند. بپرهيز از اينكه احسانت را بر رعيّت منّت گذارى، يا كرده خود را بيش از آنچه هست بزرگ شمارى، يا به رعيّت وعده‏اى دهى و خلاف آن را به جا آورى، چرا كه منّت موجب بطلان احسان، و كار را بيش از آنچه هست پنداشتن باعث از بين بردن نور حق در قلب، و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است، خداوند بزرگ فرموده: «اين باعث خشم بزرگ خداست كه بگوييد و انجام ندهيد». از عجله در كارهايى كه وقتش نرسيده، يا سهل انگارى در امورى كه انجامش ممكن شده، يا لجبازى در چيزى كه نامعلوم است، يا سستى در آنچه كه روشن است‏ بر حذر باش. هر چيزى را در جاى خودش بگذار، و هر كارى را به موقع خودش انجام ده. از اينكه چيزى را به خود اختصاص دهى در حالى كه همه مردم در آن مساوى هستند بپرهيز، و از غفلت در آنچه كه توجه تو به آن ضرورى است و براى همگان معلوم است بر حذر باش، زيرا آنچه را به خود اختصاص داده‏اى از تو به نفع ديگران مى‏گيرند، و در اندك زمانى پرده از روى كارهايت برداشته مى‏شود، و داد مظلوم را از تو بستانند. خشم و شدّت و غضب و سركشى و قدرت و تيزى زبانت را در اختيار گير، و از تمام اين امور به باز داشتن خود از شتاب در انتقام، و تأخير انداختن حمله و سطوت خود را حفظ كن، تا خشمت آرام گردد و عنان اختيارت را مالك شوى، و هرگز حاكم و مسلط بر خود نخواهى شد تا اينكه بسيار به ياد بازگشت به خداوند افتى. بر تو واجب است كه به ياد حكومتهاى عدل پيش از خود باشى، و نيز لازم است كه به روش‏هاى خوب، يا اثرى كه از پيامبرمان صلّى اللّه عليه و آله رسيده‏ يا فريضه‏اى كه در كتاب خداوند است توجه نمايى، پس به آنچه كه ديدى ما بر اساس آن عمل كرديم اقتدا نمايى، و در دنبال كردن آنچه كه در اين عهد نامه برايت مقرر كردم و به وسيله آن حجت را بر تو تمام نمودم كوشش كنى، تا براى تو به هنگام شتاب نفس به سوى هوا و هوس بهانه و عذرى نباشد. جز خداى بزرگ هرگز احدى نگاه‏دارنده از بدى، و توفيق دهنده به خير و خوبى نيست، و از جمله چيزهايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در وصايايش به من سفارش نمود ترغيب بر نماز و زكات و مهربانى بر غلامانتان بود، و من سفارش حضرت را پايان عهدى كه براى تو نوشتم قرار مى‏دهم، و كسى را حول و قوّتى جز به خداى بزرگ نيست قسمتى از اين پيمان كه پايان آن مى‏باشد من از خداوند با رحمت فراگيرش، و بزرگى قدرتش بر انجام هر گونه درخواست مسئلت مى‏نمايم من و تو را به آنچه رضاى او در آن است، از معذور بودن‏ نزد خودش و مخلوقش، به همراه ثناى نيك در بين بندگانش، و آثار زيبا در شهرهايش، و تمام نعمت و فزونى كرامت توفيق دهد، و پايان زندگى من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد، همه ما به سوى او باز مى‏گرديم. و سلام و درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و بر اهل پاكيزه و پاكش باد. و السلام


مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1381/07/13
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مكتب اسلام، یعنی مكتب حمایت از انسانیت و ارزشهای انسانی؛ مكتب ترویج رحم و مروّت؛ مكتب ترویج اخوّت و برادریِ انسانی؛ مكتبی كه معیارش در حقوق اجتماعی این است: «لن تقدس أمّة لا یؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القوی غیر متعتع »؛ در یك جامعه‌، فردی كه دستش از زر و زور تهی است، بتواند حق خود را بدون هیچ‌گونه مشكل، از قوی- كه زر و زور هم دارد- بگیرد. این پیامِ اسلام است؛ این جامعه‌ی درست اسلامی است؛ امروز این پیام است كه ملتها را مجذوب می‌كند. كجای دنیای امروز این‌طور اداره می‌شود؟ كدام دمكراسی، كدام لیبرالیسم، كدام حقوق بشرِ ادّعایی امروز می‌تواند چنین چیزی را مطرح و دنبال آن حركت كند؟ امروز نقطه‌ی مقابل آن عمل می‌كنند.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از نخبگان علمی - 1381/07/03
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
فرهنگ اسلامی‏، فرهنگ ارزشمندی است كه برای یك جامعه‏ و یك مجموعه‏ی انسانی، بالاترین ارزشها را دارد و می‏تواند یك جامعه‏ را حقیقتاً سرافراز، خوشبخت، عزیز و پیشرو كند؛ منتها ما در قرنهای متمادی به فرهنگ اسلامیِ‏ خود عمل نكردیم. از اسلام، یك‏مشت عملیّات فردی را- كه بعضی از آن‏ها آمیخته به چیزهای غلط و احیاناً خرافی بود- رایج كردیم. مسئولان و مدیران كشور هم در آن دوران انسانهای شهوتران، عیّاش، فاسد و بی‏فكری بودند؛ اگر عرضه‏ای هم به خرج دادند، عرضه‏شان در این بوده كه بتوانند كمربند حكومتیِ خود را محكم نگه دارند؛ اما كاری نكردند. ما چند قرن به این مشكل مبتلا بودیم. در یكی دو قرن اخیر نیز از همه جهت وضع ما بد بود؛ به خاطر اینكه رقیب قدرت‏مندی مثل غرب و اروپای استعماری به وجود آمد كه به این اكتفا نكرد كه بنشیند و نگاه كند؛ تهاجم كرد و تهاجم او با مانعی مواجه نشد؛ وضعی پیش آمد كه همه شاهد آن هستیم.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1381/03/09
عنوان فیش : فلسطین, مسئله فلسطین, جامعه اسلامی, امت بزرگ اسلامی, جهان اسلام
کلیدواژه(ها) : فلسطین, مسئله فلسطین, جامعه اسلامی, امت بزرگ اسلامی, جهان اسلام
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز مساله‌ی فلسطین یك زخم دردناك و عمیق در پیكر جامعه‌ی اسلامی است.

مربوط به :بیانات در دیدار زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی - 1380/12/12
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
پیغمبر، ابدی و دائمی نیست. جوامع، هدایت‌كننده لازم دارند. این هدایت‌كننده را اسلام پیش‌بینی كرده است: معصومین در نسلهای متعدّد پشت سر هم بیایند، زمام امور را به دست گیرند، جامعه‌ را با تعلیمات قرآنیِ ناب و خالص در طول چند نسل و چند قرن هدایت كنند و در واقع همه‌ی افكار و خصوصیات و رفتارها و خُلقیّات اسلامی‌ را در جامعه‌ی اسلامی نهادینه كنند. البته بعد از آن، باز حجّت خدا در میان مردم زنده می‌ماند؛ چون دنیا و بشریت بدون قیام حجّت امكان ندارد؛ اما بشریّت راه خود را پیدا می‌كرد، كه این البته اتّفاق نیفتاد. نقشه و طرح كلّیِ اسلام این است و این معنای غدیر است.
امامت، یعنی همان اوج معنای مطلوب اداره‌ی جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریّتهای جامعه كه از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون‌طلبیِ انسانی سرچشمه می‌گیرد. اسلام شیوه و نسخه‌ی امامت را به بشریّت ارائه می‌كند؛ یعنی اینكه یك انسان، هم دلش از فیض هدایت الهی سرشار و لبریز باشد، هم معارف دین را بشناسد و بفهمد- یعنی راه را درست تشخیص دهد- هم دارای قدرت عملكرد باشد- كه «یا یحیی خذ الكتاب بقوّة» - هم جان و خواست و زندگی شخصی برایش حائز اهمیت نباشد؛ اما جان و زندگی و سعادت انسانها برای او همه چیز باشد؛ كه امیر المؤمنین در كمتر از پنج سال حكومت خود، این را در عمل نشان داد. شما می‌بینید كه مدّت كوتاهِ كمتر از پنج سال حكومت امیر المؤمنین، به عنوان یك نمونه و الگو و چیزی كه بشریّت آن را هرگز فراموش نخواهد كرد، در طول قرنها همچنان می‌درخشد و باقی مانده است. این نتیجه‌ی درس و معنا و تفسیر واقعه‌ی غدیر است.
ما دو سال با عنوان نام امیر المؤمنین، جامعه و دلهای خود را به عظمت این مقام شامخ و این چهره‌ی فراموش‌نشدنیِ تاریخ متوجّه كردیم؛ اما معنای آن این نیست كه وقتی امسال- كه سال 80 است- تمام شود، دیگر رفتارهای علوی و پرداختن به زندگی امیر المؤمنین برای ما لازم نیست و تاریخ مصرف آن می‌گذرد؛ نخیر، ما هر لحظه احتیاج داریم كه به آن نقطه‌ی الگو و خطّ نشان و انگشت اشاره‌ای كه در زندگی امیر المؤمنین وجود دارد، نگاه كنیم؛ از آن الگو بگیریم و فاصله‌ی طولانی بین خودمان و او را هرچه ممكن است، قدم‌به‌قدم كم كنیم.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1380/09/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من سال گذشته عرض كردم: فرایند تحقّق هدفهای اسلامی، یك فرایند طولانی و البته دشواری است. به طور نسبی انسان به آن اهداف نزدیك می‏شود؛ اما تحقّق آن‏ها، بسیار طولانی است. قدم اوّل كه پُرهیجان‏تر و پُرسروصداتر از همه است، ایجاد انقلاب اسلامی است. كار آسانی نبود؛ لیكن این آسان‏ترین است. قدم بعدی، ترتّب نظام اسلامی بر انقلاب اسلامی است؛ یعنی ایجاد نظام اسلامی، كه گفتیم نظام اسلامی، یعنی هندسه‏ی عمومی جامعه‏، اسلامی‏ بشود؛ كه این هم شد. قدم بعدی- كه از این‏ها دشوارتر است- ایجاد دولت اسلامی است. دولت نه به معنای هیئت وزیران؛ یعنی مجموعه‏ی كارگزاران حكومت؛ یعنی من و شما. ما باید به معنای واقعی كلمه، در درون این نظامِ اسلامی، اسلامی شویم. این مشكل‏تر از مراحل قبلی است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر - 1380/05/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آن چیزی كه در هنر دینی به شدّت مورد توجّه است، این است كه این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله‏ی هویّت انسان و جامعه‏ قرار نگیرد. جامعه‏ی ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‏ احساس هویّت كرد؛ یعنی شخصیت خودش را بازیافت. ما به عنوان جزء نود و نهم در امواج حركات جهانی، غرق و گم بودیم. انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت كه یك ملت می‏تواند در اساسی‏ترین مسائل جهانی، سخن و موضعی داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجّه به اینكه قدرتمندان و قلدرهای عالم چه می‏خواهند، ابراز كند و پای آن بایستد. ارزش یك ملت در جامعه‏ی بین‏الملل به این چیزهاست، نه به دنباله‏روی كوركورانه؛ آن هم نه از چیزهای خوب، بلكه از نقاط منفی. برای یك ملت، بله‏قربان‏گوی دولتهای گردن كلفت‏تر و قوی‏تر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به بركت اسلام به ما رسید. امروز هم با قدرتِ تمام، نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در صحنه‏ی جهانی به عنوان یك ملت شجاع كه در زمینه‏ی مسائل گوناگون صاحب ایده‏اند، مطرحند. درعین‏حال ما بیاییم با كمك هنر خود، دائماً از كنار این معنا بساییم، یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته كنیم. این درست است؟ هنر نباید در این جهت قرار گیرد.
هنر دینی را نباید با هنر قشری و تحجّرگرا- و به تعبیر دوستمان، پیروی از روشهای فلان مجموعه‏ی جاهل و نادان- اشتباه كرد. بی‏خود به خودتان تهمت نزنید. هنر دینی عبارت است از هنری كه بتواند مجسّم‏كننده و ارائه‏كننده‏ی آرمان‏های دین اسلام- كه البته برترین آرمان‏های ادیان الهی است- باشد. این آرمان‏ها همان چیزهایی است‏ كه سعادت انسان، حقوق معنوی انسان، اعتلای انسان، تقوا و پرهیزگاری انسان و عدالت جامعه‏ی انسانی را تأمین می‏كند.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1380/03/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنچه كه بدخواهان و دشمنان این ملت در پی آن هستند، سلب این انگیزه و ایمان از مردم است. همه باید در مقابل آن اقدام كنند. تلاش دشمن این است كه مردم را از نظام اسلامی دلسرد كند؛ اما تلاش مسئولان نظام اسلامی باید این باشد كه با عمل خود- نه فقط با زبان خود- مردم را نسبت به خویش دلگرم و امیدوار كنند. تلاش دشمن این است كه پایه‏های ایمان و عقیده و عمل دینی را در مردم سست كند؛ اما مسئولان باید بعكس، خود را موظّف و متعهّد بدانند كه پایه‏های ایمان دینی را در دلها محكم كنند. در كشور ما با این جمعیت عظیم جوانان، یكی از اولویّت‏های اساسی این است: همه‏ی مسئولان- در درجه‏ی اوّل، مسئولان دولتی و همچنین دیگران- باید همّتشان بر این باشد كه دلهای پاك این جوانان را با نور اسلام منوّر كنند؛ پایه‏های ایمان را در دل آن‏ها مستحكم نمایند و نگذارند بر اثر سوء رفتار، سوء تشخیص، سوء تبلیغ، بد فهمیدن حقایق، بد ادا كردن حقیقتهای روشن و میدان دادن به افكار مخرّب، دلهای این جوانان از جاده‏ی حقیقت منحرف شود. این مسئولیت بزرگی بر دوش ماست.
عمق بخشیدن به ایمان مردم و هدایت قلبی و معنوی انسانها در یك جامعه‏، اولین وظیفه‏ی مسئولان امر است. «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذیرا و داعیا الی الله بإذنه و سراجا منیرا»؛ این وظیفه‏ی پیغمبر است؛ همین پیغمبری كه امروز روز ولادت اوست. ما می‏خواهیم همان راه را برویم. «هو الّذی بعث فی الأمیّین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكّیهم و یعلّمهم الكتاب و الحكمة»؛ تزكیه و تعلیم، جزو وظایف اصلی پیغمبر است. در جوامع اسلامی‏، مسئولان باید همان راه را بروند؛ باید تعلیم دهند و تربیت كنند؛ باید ایمان دینی را در ذهنها تقویت و راسخ كنند. این جزو وظایف ماست؛ این سپاسگزاری ما در مقابل این ملت است؛ این شكرانه‏ی ما در مقابل خدای متعال است كه این نعمتهای بزرگ- این حضور مردمی- را به ما داده است. این دلها دست خداست. توجّه و اقبال و حضور و عزم و اراده و شوق مردم، نعمتهای بزرگ الهی است كه ارزانی ما كرده است. باید این‏ها را شكر بگوییم. شكرانه‏ی این نعمت به این است: در راه اصلاح امور زندگی و تقویت ایمان دینی مردم باید همه‏ی تلاش خودمان را بكنیم.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران‌ - 1379/09/25
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر معنای امر به معروف و نهی از منكر و حدود آن برای مردم روشن شود، معلوم خواهد شد یكی از نوترین، شیرین‌ترین، كارآمدترین و كارسازترین شیوه‌های تعامل اجتماعی، همین امر به معروف و نهی از منكر است و بعضی افراد دیگر درنمی‌آیند بگویند «آقا! این فضولی كردن است»! نه؛ این همكاری كردن است؛ این نظارتِ عمومی است؛ این كمك به شیوعِ خیر است؛ این كمك به محدود كردنِ بدی و شرّ است؛ كمك به این است كه در جامعه‌ی اسلامی‌، گناه، همیشه گناه تلقّی شود. بدترین خطرها این است كه یك روز در جامعه‌، گناه به عنوان ثواب معرفی شود؛ كار خوب به عنوان كار بد معرفی شود و فرهنگها عوض شود. وقتی‌كه امر به معروف و نهی از منكر در جامعه رایج شد، این موجب می‌شود كه گناه در نظر مردم همیشه گناه بماند و تبدیل به ثواب و كار نیك نشود. بدترین توطئه‌ها علیه مردم این است كه طوری كار كنند و حرف بزنند كه كارهای خوب كارهایی كه دین به آن‌ها امر كرده است و رشد و صلاح كشور در آن‌هاست در نظر مردم به كارهای بد، و كارهای بد به كارهای خوب تبدیل شود. این خطرِ بسیار بزرگی است.بنابراین اوّلین فایده‌ی امر به معروف و نهی از منكر همین است كه نیكی و بدی، همچنان نیكی و بدی بماند. از طرف دیگر، وقتی در جامعه گناه منتشر شود و مردم با گناه خو بگیرند، كار كسی كه در رأس جامعه قرار دارد و می‌خواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیكی سوق دهد، با مشكل مواجه خواهد شد؛ یعنی نخواهد توانست، یا به آسانی نخواهد توانست و مجبور است با صرف هزینه‌ی فراوان این كار را انجام دهد. یكی از موجبات ناكامی تلاشهای امیر مؤمنان با آن قدرت و عظمت در ادامه‌ی این راه، كه بالاخره هم به شهادت آن بزرگوار منجر شد، همین بود. روایتی كه می‌خوانم، روایتِ تكان‌دهنده و عجیبی است. می‌فرماید: «لتأمرنّ بالمعروف و لتنهون عن المنكر او لیسلّطنّ الله علیكم شراركم فیدعو خیاركم فلا یستجاب لهم»؛ باید امر به معروف و نهی از منكر را میان خودتان اقامه كنید، رواج دهید و نسبت به آن پایبند باشید. اگر نكردید، خدا اشرار و فاسدها و وابسته‌ها را بر شما مسلّط می‌كند؛ یعنی زمام امور سیاست كشور به مرور به دست امثال حَجّاج بن یوسف خواهد افتاد! همان كوفه‌ای كه امیر المؤمنین در رأس آن قرار داشت و در آنجا امر و نهی می‌كرد و در مسجدش خطبه می‌خواند، به خاطر ترك امر به معروف و نهی از منكر، به مرور به جایی رسید كه حَجّاج بن یوسف ثقفی آمد و در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند و به خیال خود مردم را موعظه كرد! حَجّاج چه كسی بود؟ حَجّاج كسی بود كه خون یك انسان در نظر او، با خون یك گنجشك هیچ تفاوتی نداشت! به همان راحتی كه یك حیوان و یك حشره را بكشند، حَجّاج یك انسان را می‌كشت. یك‌بار حَجّاج دستور داد و گفت همه‌ی مردم كوفه باید بیایند و شهادت بدهند كه كافرند و از كفرِ خودشان توبه كنند؛ هركس بگوید نه، گردنش زده می‌شود! با ترك امر به معروف و نهی از منكر، مردم این‌گونه دچار ظلمهای عجیب و غریب و استثنایی و غیر قابل توصیف و تشریح شدند. وقتی‌كه امر به معروف و نهی از منكر نشود و در جامعه خلاف‌كاری، دزدی، تقلّب و خیانت رایج گردد و بتدریج جزو فرهنگ جامعه شود، زمینه برای روی كار آمدن آدم‌های ناباب فراهم خواهد شد.
البته امر به معروف و نهی از منكر حوزه‌های گوناگونی دارد كه باز مهم‌ترینش حوزه‌ی مسئولان است؛ یعنی شما باید ما را به معروف امر، و از منكر نهی كنید. مردم باید از مسئولان، كارِ خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلكه باید از آن‌ها بخواهند. این مهم‌ترین حوزه است. البته فقط این حوزه نیست؛ حوزه‌های گوناگونی وجود دارد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌ - 1379/02/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این ارزشهایی كه در جامعه‏ هست و پایه‏ی نظام اسلامی‏ است، باید اوّلًا یكجا پذیرفته شود. اگر بعضی از این‏ها را قبول داشته باشیم، بعضیها را قبول نداشته باشیم، كار ناقص است. اگر به بعضی اهمیت دهیم، به بعضی اهمیت ندهیم، مقصود حاصل نخواهد شد. ثانیاً خود انقلاب، حركت و تحوّل و رفتن به جلوست. بر پایه‏ی این ارزشها جامعه باید حركت كند، تحوّل پیدا كند و به جلو برود. باید روز به روز روشهای غلط را اصلاح كند و یك‏قدم جدید بردارد تا بتواند به نتیجه برسد.

مربوط به :بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی - 1378/09/23
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من نگاه می‏كنم، می‏بینم كه در محیط كار فرهنگی ما به‏عنوان اسلام، كارِ خیلی كمی انجام می‏گیرد. فرض بفرمایید وزارت ارشاد نمی‏آید اعلان كند كه من می‏خواهم «سینمای اسلامی‏» درست كنم! مگر ما از چه خجالت می‏كشیم؟! یك روز در این دنیا كسانی بودند كه از گفتن «بسم اللّه» و از بردن نام اسلام، خجالت می‏كشیدند؛ ما آمدیم اسلام را در دنیا سكّه‏ی رایج و نرخ شاه‏عبّاسی كردیم. حالا خجالت بكشیم از اینكه بگوییم سینما و تئاتر اسلامی می‏خواهیم؟! چرا اعلان نمی‏كنند؟ صریحاً بگویند كه ما می‏خواهیم سینمایمان را اسلامی كنیم. «سینمای اسلامی» یعنی چه؟ یعنی ما می‏خواهیم محتوای این تكنیك، این قالب و این هنر را كه از دیگران گرفته‏ایم مثل خیلی چیزهای دیگر اسلامی كنیم. ما می‏خواهیم از قالب این، هرچه را كه با اسلام منافات دارد، حذف كنیم. چه مانعی دارد این گفته شود؟! چرا گفته نمی‏شود كه ما در هنرهای نمایشی‏مان و در دانشگاه و در فلان برنامه، كارگردان مسلمان می‏خواهیم؟! به این معنا تصریح شود كه ما می‏خواهیم كارگردان مسلمان، فیلمنامه‏نویس و بازیگر مسلمان درست كنیم و فضای جامعه‏ را اسلامی كنیم. چرا این تصریح نمی‏شود؟! چرا در محیط دانشگاه تصریح نمی‏شود كه ما می‏خواهیم دانشگاه را اسلامی كنیم؟! من چند سال قبل، این را مطرح كردم. البته اطّلاع دارم كه آقایان جلساتی دارید؛ إن شاء اللّه كه این جلسات به نتایج خوبی هم برسد. من می‏گویم از اینكه شما بگویید «ما می‏خواهیم دانشگاه، اسلامی باشد»، خجالت نكشید و از این نترسید. این، آن چیزی است كه این ملت برای آن قیام كرده است و من و شما پوسته‏ی رویی و ظاهر این ملت هستیم. اراده‏ی ما، فكر، گمان و روحیّات ما حاكی از اعماق عظیم قشرهای این ملت نیست! قشرهای ملت، همان كسانی هستند كه این انقلاب را به وجود آوردند، این جنگ را اداره كردند و این همه شهید دادند. الآن هم حاضرند؛ اگر امتحانی پیش آید، همان‏طور شهید خواهند داد، كشته خواهند شد و گرسنگی خواهند كشید. مردم، مؤمنند.

مربوط به :بیانات در پاسخ به پرسش‌های دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف‌ - 1378/09/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اصول، با سلیقه‏های گوناگون در زمینه‏های مختلف، باهم اشتباه نمی‏شود. اصول، پایه‏های فكری یك نظام و یك اساس حكومتی است. اسلام، از اصول است؛ استقلال، از اصول است؛ نظام دینی، از اصول است؛ رعایت قوانین اسلامی‏، از اصول است؛ جهت‏گیریِ عمومی ملت و كشور به سمت متدیّن شدن و جامعه‏ را به سمت جامعه‏ی اسلامیِ‏ كامل كشاندن، از اصول است. اصول از این قبیل است. سلیقه‏ها این است كه یك نفر با زید خوب است، با عمرو بد است؛ یكی از آن خوشش می‏آید، آن دیگری از آن خوشش نمی‏آید. در زمینه‏های اقتصادی، از سلیقه هم بالاتر هست؛ اما اصول نیست. فرض بفرمایید كه یك نفر معتقد به سیاست «تعدیل اقتصادی» است، یكی هم مخالف این سیاست است؛ مثلًا معتقد به سیاست نوع دیگر است. این‏ها از سلیقه هم بالاتر است؛ اما با اصول نباید اشتباه شود. آن كسی كه دارای این سلیقه‏ی سیاسی و این روش سیاسی است، وقتی‏كه مسئولیتی داشته باشد، برطبق همان عمل می‏كند؛ آن دیگری می‏آید و برطبق چیز دیگر عمل می‏كند؛ اما اصول همیشه محفوظ است. الآن شما ملاحظه بفرمایید؛ از زمان ریاست جمهوری بنده، كه آن‏وقت رئیس دولت كسی بود، بعد رئیس دولت كس دیگری شد؛ و زمان بعد از ریاست جمهوری بنده، كه رئیس دولت كس دیگری شد؛ بااینكه سلایق سیاسی و اقتصادی تفاوتهای گوناگونی كرده، اما درعین‏حال همواره در این مدّت، آن پایه‏های فكری یعنی اعتقاد به اسلام، اعتقاد به امام، اعتقاد به نظام اسلامی، اعتقاد به مردمی بودن جامعه‏ همه سر جای خود محفوظ است. این اعتقادها چیزهایی نیست كه حتّی با آمدن و رفتن دولتها عوض شود. بنابراین قابل اشتباه نیست.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و دانش‌آموزان بسیجی «طرح ولایت» - 1378/06/13
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حاکمیت الهی از این‌جا شروع میشود: اوّل دلمان را بنده‌ی خدا کنیم؛ خدا را بر دل و بر وجودمان حاکم نماییم و بعد در سمت ایجاد حاکمیت «اللَّه» بر کلّ فضای زندگی جامعه و کشور، حرکت کنیم، تا بعد به دنیا برسیم. انسانهایی با این خصوصیت میتوانند کار کنند و پیش بروند و امام، حقیقتاً در این میدان، امام و رهبر الهی بود؛ لذا فریادی که او سرداد، فریاد اسلام و فریاد خدا بود و به برکت نام و راه خدا، با دلها رابطه برقرار کرد و دلها را در قبضه گرفت. همیشه همین‌طور است که وقتی پای یک امر الهی به میان آمد، بافته‌های طاغوتی به خودی خود کنار زده میشوند. مهم این است که آن امر الهی، آن عزم و آن اقدام الهی، قدم به میدان بگذارد: «فاذا دخلتموه فانکم غالبون»(۱). کنار که بنشیند، هیچ اثری ندارد. بزرگترین انسانها، بالاترین تقدّسها و دانشها، وقتی وارد میدان نشود و کنار بنشیند، همه‌ی امواج از روی سر او رد خواهد شد و عقب میماند؛ اما وقتیکه آن‌چنان ایمان و عزمی، آن‌چنان دانش و دل پرنور و با صفایی وارد میدان شد، آن وقت: «سِحر با معجزه پهلو نزند، دل خوش دار». هر سِحری با آمدن معجزه، باطل میشود. وقتی عصای موسی وسط آمد، «ما جئتم به السّحر»(۲)؛ آن چیزی که شما به میدان آورده‌اید، جادو و فریب است؛ حقیقت نیست. حقیقت، عصای موسی است که وقتی وارد شد، همه‌ی آن سحرها مثل سایه‌ای که در مقابل فروزش یک چراغ از بین میرود، از بین رفتند.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1378/04/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
منتقدان نظام جمهوری اسلامی‏، می‏گردند نقطه ضعفها را پیدا می‏كنند. شاید بعضی نقطه ضعفها را ما بیشتر از منتقدان بدانیم. انسان عیوب خودش را بیشتر از دیگران می‏داند. مسئله این نیست كه جمهوری اسلامی‏ آیا نقطه ضعف دارد یا ندارد البته كه دارد مسأله این است كه با وجود این نقطه ضعفها، كاری انجام گرفته است و حادثه‏ای اتّفاق افتاده است كه این حادثه، بزرگترین حادثه در طول تاریخ چند قرن اخیر در دنیای اسلام است؛ یعنی ایجاد حكومت اسلامی؛ حاكمیت احكام دین؛ حاكمیت ارزشهای اسلام؛ بلند شدن پرچم قرآن و تشكیل جامعه‏ بر اساس معارف اسلامی. این مهمّ است. البته بلاشك نقطه ضعف هم وجود دارد. این ضعفها و كوتاهیهای ماست كه خودش را بر این جامعه‏ و بر نظام اسلامی تحمیل می‏كند. باید بكوشیم ضعفهای خود را كم كنیم و نظام اسلامی را تقویت و كامل نماییم. آنچه كه دشمن نمی‏خواهد، مسلمانان باید به آن توجّه كنند. اصل قضیه این است.

مربوط به :بیانات در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی - 1377/12/04
عنوان فیش : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
تعریف جامعه‌ی مدنی چیست؟ اگر جامعه‌ی مدنی به معنای جامعه‌ی مدینةالنّبی است، قاعدتاً ولایت‌فقیه در جامعه‌ی مدینةالنّبی، در رأس همه‌ی امور است؛ چون در مدینةالنّبی، حکومت، حکومت دین است و ولایت فقیه هم به معنای ولایت و حکومتِ یک شخص نیست؛ حکومتِ یک معیار و در واقع یک شخصیت است. معیارهایی وجود دارد که این معیارها در هر جایی تحقّق یابد، این خصوصیت را می‌تواند پیدا کند که در جامعه به وظایفی که برای ولی فقیه معیّن شده، رسیدگی کند. به‌نظر من به این نکته باید توجّه و افتخار کرد که بر خلاف همه‌ی مقرّرات عالم در باب حکومت - که در قوانین آنها حاکمیتها یک حالت غیرقابل خدشه دارند - در نظام اسلامی، آن کسی که به‌عنوان ولی‌فقیه مشخص می‌شود، چون اساساً مسؤولیت او مبتنی بر معیارهاست، چنانچه این معیارها را از دست داد، به خودی خود ساقط می‌شود. وظیفه‌ی مجلس خبرگان، تشخیص این قضیه است. اگر تشخیص دادند، می‌فهمند که بله؛ ولی‌فقیه ندارند. تا فهمیدند که این معیارها در این آقا نیست، می‌فهمند که ولی‌فقیه ندارند؛ باید بروند دنبال یک ولی‌فقیه دیگر. محتاج نیست عزلش کنند؛ خودش منعزل می‌شود. به نظر ما این نکته‌ی خیلی مهمّی است.

جامعه‌ی مدنی تعبیری است که خیلی هم تعریف روشنی نشده و البته یک تعبیر غربی است. جامعه‌ی مدنی، درست عبارت اخری و ترجمه‌ی تحت‌الّلفظی عبارت فرنگی آن است و سابقه‌ی زیادی در فرهنگ ما ندارد. البته آنها مراد دیگری دارند که ما آن را اصلاً قبول نداریم. آن جامعه‌ی مدنی که غربیها می‌گویند، با معیارهای ما مطلقاً سازگار نیست و با فرهنگ ما هم سازگاری ندارد؛ لیکن جامعه‌ی مدنی به معنای جامعه‌ی مردم‌سالار، جامعه‌ای است که در آن مقرّرات و قانون حاکم است. ولایت فقیه در چنین جامعه‌ای همین جایگاه قانونی را که دارد، کاملاً می‌تواند داشته باشد؛ یعنی با رأی غیرمستقیم مردم انتخاب می‌شود، تا بودن معیارها باقی می‌ماند و با زوال معیارها از موقعیت خود ساقط می‌شود. ولی‌فقیه در سیاستگذاری نقش اصلی را دارد؛ در اجرا مطلقاً دخالتی نمی‌کند؛ و سایر چیزهایی که در قانون اساسی ذکر شده است.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم - 1377/10/28
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اسلام سطح جامعه‏ را از لحاظ فكری و علمی بالا می‏برد. از انسان می‏خواهد كه زمین را بسازد، آباد كند و امكانها و استعدادهایی را كه خداوند متعال در این عالم گذاشته است در باد و خاك و خورشید و آب و سایر امكاناتی كه خدای متعال در مجموعه‏ی كائنات به ودیعت نهاده استخراج كند و در اختیار خویش و هم‏نوع خویش قرار دهد. اسلام از انسان این‏ها را می‏خواهد. آنچه كه اسلام، انسان را از آن برحذر می‏دارد، این است كه غایتِ هدف و آرزوی او عبارت از امكاناتِ دم دست و نزدیك باشد و هدفی جز زندگی مادّی، پول، غلبه بر دیگران و قدرت شهوات و لذّات نداشته باشد. اسلام از این‏ها انسان را برحذر می‏دارد و تا خلاقیّت اسلامی‏ در عالمِ وجود تحقّق پیدا نكند، انسان آسوده نخواهد شد.
هم امروز و هم در طول تاریخ، همه‏ی بدبختیهای بشر ناشی از آتش‏های درونی انسانهای طاغی و سركش است، كه از وجود آن‏ها شعله می‏كشد و پیرامون آن‏ها را می‏سوزاند و انسانها و عالم را از بین می‏برد. ببینید این قدرتهای استكباری، این قدرتهای سیاسی و نظامی و مالیِ عالم با این بشریّت چه می‏كنند! ببینید امروز دولتها و اشخاص و مجموعه‏های مستكبر برای تحقّق خواسته‏های خودشان، با بشریت چه می‏كنند! چقدر ملتها را اسیر می‏كنند! چقدر ملتها را گمراه می‏كنند و به سمت شهوات سوق می‏دهند! این‏ها ابزارهای بدبختی و تیره‏روزی بشر است كه در دست انسانهای طغیان‏گر قرار دارد.
به همین علت است كه اسلام در اولین ردیف فهرست كارهای واجب، مجاهدت در راه خدا را قرار می‏دهد. «و جاهِدُوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ» ؛ در راه خدا آن‏چنان‏كه شایسته است، مجاهدت كنید. این مجاهدت، هم مجاهدت درون خود، هم مجاهدت در محیط بیرون، هم مقاومت در مقابل زورگویان و ستمگران و هم مقاومت در مقابل موانع طبیعی است. خدا مظهر كامل آن همه ایستادگی در مقابل قدرتهای ستمگر و ظالم است. سالهای متمادی، مستكبران و قلدران و زورگویانِ عالم سعی كردند جهاد را از فرهنگ اسلامی خارج كنند؛ جهاد را زشت كنند؛ مجاهده‏ی فی سبیل الله را از چشمها بیندازند و هرجا گروهی در راه خدا قیام كرد و كمر به خدمت بست و برای خیر بشریّت و آبادی روی زمین در پرتو احكام الهی حركت كرد، متّهمش كنند.

مربوط به :بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ - 1377/02/22
عنوان فیش : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه مدنی نبوی, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
جامعه‌ی مدنی، یک عبارت است؛ تا معنایش چه باشد؟ شعار جامعه‌ی مدنی را رئیس جمهورمان داده‌اند. ایشان در توضیح این کلمه گفتند که منظور من از جامعه‌ی مدنی، عبارت است از آن جامعه‌ای که از «مدینة النّبی» الگو می‌گیرد. ما همه حاضریم در راه چنین جامعه‌ای، جانمان را بدهیم؛ این‌که معلوم است.
البته امروز در غرب، این اصطلاح معنای خاصّی دارد. شما بدانید، غربیها با همه‌ی شگردهای ممکن، کوشش می‌کنند آن خطوط اصلیِ فکر و فرهنگ خودشان را منتقل کنند. حالا یک شکل و یک مجموعه درست کردند و اسمی هم رویش گذاشتند؛ کاری به آنها نداریم. ما از نظر خودمان، این اصطلاح برایمان معنا شده و ما آن را قبول داریم.

مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی, ایجاد ثروت در جامعه
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, ایجاد ثروت در جامعه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هرکس بتواندجامعه‌ی اسلامی را ثروتمند کند و کارهای بزرگی انجام دهد،ثواب بزرگی کرده است.

مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش :خطر برگشت جامعه اسلامی به قهقرا؛ از عبرت‌های عاشورا
کلیدواژه(ها) : عبرتهای عاشورا, حضرت زینب (سلام الله علیها), جامعه اسلامی
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
در مباحث مربوط به عاشورا، سه بحثِ عمده وجود دارد:
(...)
بحث سوم، درباره‌ی عبرتهای عاشوراست که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درسها، عبرتهایی هم دارد. بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.
ما قضیه را این‌گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم‌الشّأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سرتاپا حماسه و شور دینی و آن احکامی که بعداً مقداری درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتّی بعضی همان کسانی که دوره‌های نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از پنجاه سال کارشان به آن‌جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیعترین وضعی کشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه می‌شود؟!
زینب کبری سلام‌اللَّه‌علیها در بازار کوفه، آن خطبه عظیم را اساساً بر همین محور ایراد کرد: «یا اهل الکوفه، یا اهل الختل و الغدر، أتبکون؟!». مردم کوفه وقتی که سرِ مبارک امام حسین را بر روی نیزه مشاهده کردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند، بنا به ضجّه و گریه کردند. فرمود: «أتبکون؟!»؛ گریه می‌کنید؟! «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ گریه‌تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا تتّخذون ایمانکم دخلاً بینکم».(1) این، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنی هستید که پشمها یا پنبه‌ها را با مغزل نخ می‌کند؛ بعد از آن که این نخها آماده شد، دوباره شروع می‌کند نخها را از نو باز کردن و پنبه نمودن! شما در حقیقت نخهای رشته خود را پنبه کردید. این، همان برگشت است. این، عبرت است. هر جامعه اسلامی، در معرض همین خطر هست.
امام خمینیِ عزیز بزرگ ما، افتخار بزرگش این بود که یک امّت بتواند عامل به سخن آن پیامبر باشد. شخصیت انسانهای غیر پیامبر و غیر معصوم، مگر با آن شخصیت عظیم قابل مقایسه است؟ او، آن جامعه را به وجود آورد و آن سرانجام دنبالش آمد. آیا هر جامعه اسلامی، همین عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه؛ اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهای عاشورا این‌جاست.
ما مردم این زمان، بحمداللَّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا کرده‌ایم که آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده کنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم که تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محکم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن‌چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، این‌جاست.
1 )
الأمالی، شیخ مفيد، ص 320 ، ح 8 ؛
الامالی، شیخ طوسی، ص 91 ؛
الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 303 ؛
بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 45، ص 108 ؛

قَدِمْتُ الْكُوفَةَ فِی الْمُحَرَّمِ سَنَةَ إِحْدَى وَ سِتِّينَ عِنْدَ مُنْصَرَفِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع بِالنِّسْوَةِ مِنْ كَرْبَلَاءَ وَ مَعَهُمُ الْأَجْنَادُ مُحِيطُونَ بِهِمْ‏ وَ قَدْ خَرَجَ النَّاسُ لِلنَّظَرِ إِلَيْهِمْ فَلَمَّا أُقْبِلَ بِهِمْ عَلَى الْجِمَالِ بِغَيْرِ وِطَاءٍ- جَعَلَ نِسَاءُ أَهْلِ الْكُوفَةِ يَبْكِينَ وَ يَنْتَدِبْنَ‏ فَسَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع وَ هُوَ يَقُولُ بِصَوْتٍ ضَئِيلٍ وَ قَدْ نَهَكَتْهُ الْعِلَّةُ وَ فِی عُنُقِهِ الْجَامِعَةُ وَ يَدُهُ مَغْلُولَةٌ إِلَى عُنُقِهِ أَلَا إِنَّ هَؤُلَاءِ النِّسْوَةَ يَبْكِينَ فَمَنْ قَتَلَنَا قَالَ وَ رَأَيْتُ زَيْنَبَ بِنْتَ عَلِيٍّ ع وَ لَمْ أَرَ خَفِرَةً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّهَا تُفْرِغُ عَنْ لِسَانِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ وَ قَدْ أَوْمَأَتْ إِلَى النَّاسِ أَنِ اسْكُتُوا- فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَتَتِ الْأَصْوَاتُ‏ فَقَالَتِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَى أَبِی رَسُولِ اللَّهِ‏ أَمَّا بَعْدُ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ وَ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْخَذْلِ‏ فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ وَ لَا هَدَأَتِ الرَّنَّةُ فَمَا مَثَلُكُمْ إِلَّا كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ‏ أَلَا وَ هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ النَّطَفُ وَ الصَّدْرُ الشَّنَفُ- خَوَّارُونَ‏ فِی اللِّقَاءِ عَاجِزُونَ عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاكِثُونَ لِلْبَيْعَةِ مُضَيِّعُونَ لِلذِّمَّةِ فَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ فِی الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ- أَ تَبْكُونَ إِی وَ اللَّهِ فَابْكُوا كَثِيراً وَ اضْحَكُوا قَلِيلًا فَلَقَدْ فُزْتُمْ بِعَارِهَا وَ شَنَارِهَا وَ لَنْ تَغْسِلُوا دَنَسَهَا عَنْكُمْ أَبَداً فَسَلِيلَ خَاتَمِ الرِّسَالَةِ وَ سَيِّدَ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَلَاذَ خِيَرَتِكُمْ وَ مَفْزَعَ نَازِلَتِكُمْ وَ أَمَارَةَ مَحَجَّتِكُمْ- وَ مَدْرَجَةَ حُجَّتِكُمْ‏ خَذَلْتُمْ وَ لَهُ فَتَلْتُمْ‏ أَلَا سَاءَ مَا تَزِرُونَ فَتَعْساً وَ نُكْساً فَلَقَدْ خَابَ السَّعْيُ وَ تَرِبَتِ الْأَيْدِي‏ وَ خَسِرَتِ الصَّفْقَةُ وَ بُؤْتُمْ‏ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ‏ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّل
ترجمه :
حذلم بن ستير گويد: در سال 61 هجرى بكوفه وارد شدم و اين مصادف بود با زمانى كه علىّ بن الحسين (امام سجّاد) عليه السّلام با زنان خانواده از (سفر جانسوز) كربلا بازمى‏گشتند و مأموران (يزيدى) دور آنان حلقه زده، مردم براى تماشاى آنان از خانه‏ها بيرون ريخته بودند. چون اهل بيت را سواره بر شتران بى‏جهاز پيش آوردند زنان كوفه شروع بگريه و زارى نمودند، پس از علىّ بن الحسين عليهما السّلام- در حالى كه بيمارى وى را لاغر ساخته و بند و زنجير در گردن مباركش بود و دستهاى آن حضرت بگردن مباركش بسته بود- شنيدم كه با آوازى بس ضعيف مى‏فرمود: هان، اين زنان بر ما مى‏گريند! پس چه كسى (جز مردان ايشان) افراد ما را بقتل رسانده است؟ و زينب‏ دخت گرامى‏ علىّ (ع)- و براستى كه هرگز زنى با شرم و آزرم سخنورتر از او نديده بودم گوئى از زبان امير المؤمنين (ع) سخن مى‏گفت- را ديدم كه با دست بسوى مردم اشاره فرمود كه ساكت شويد، در حال تمام نفسها خاموش و همه صداها فرو نشست سپس فرمود: «سپاس از آن خدا است، و درود بر پدرم رسول خدا. امّا بعد، اى كوفيان، اى دغلبازان و اى خودداران از يارى، اشكتان خشك، و ناله و فريادتان خاموش مباد، داستان شما نيست جز بمانند «آن زنى كه رشته خود را پس از محكم بافتن مى‏گشود، شما سوگندهاى خود را سبب مكر و خيانت ميان خودتان قرار داده‏ايد». هلا، آيا در ميان شما جز مردمى چاپلوس و ننگ آور و كينه‏توز كه در ميدان نبرد بزدل، و در برابر دشمنان زبون‏اند، و مردمى پيمان شكن و بيوفايند پيدا مى‏شود؟! راستى كه چه پيشكش زشتى با دستهاى خود براى خويشتن پيش فرستاده‏ايد كه آن خشم خدا بر شماست، و در عذاب دوزخ جاويدان خواهيد بود. آيا مى‏گرييد؟! آرى- بخدا سوگند- بسيار بگرييد و كم بخنديد، همانا كه شما به ننگ و رسوائى آن دست يافتيد، و هرگز نتوانيد پليدى آن را از خويش بزدائيد. آيا زاده ختم رسولان، و سرور جوانان بهشتى، و پناه خوبانتان، و پناهگاه گرفتاريتان، و نشانه راهتان، و راه پهناور دليلتان را ترك يارى گفتيد، و براى او بهم بافتيد؟! هان چه بد بار سنگينى از گناه بر دوش كشيديد، پس هلاكت و سرنگونى بر شما، راستى كه كوششها بنوميدى رسيد، و دستها بخاك نشست (كنايه از آنكه به هيچ خير و بركتى نرسيد)، و سودا بزيان انجاميد، و به خشمى از جانب خدا باز گشتيد، و مهر خوارى و فقر و گرفتارى بر شما نهاده شد. واى بر شما آيا مى‏دانيد


مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش :محبت و عشق؛ از خصوصیات اصلی جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, عشق, محبت
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
اوّل به عنوان مقدّمه عرض کنم: پیامبر اکرم نظامی را به وجود آورد که خطوط اصلی آن چند چیز بود. من درمیان این خطوط اصلی، چهار چیز را عمده یافتم:
(...)
چهارم، عشق و عاطفه جوشان. این هم از خصوصیّات اصلی جامعه اسلامی است؛ عشق به خدا، عشق خدا به مردم؛ «یحبّهم و یحبّونه»(1)، «ان اللَّه یحبّ التّوابین و یحبّ المتطهّرین»(2)، «قل ان کنتم تحبّون اللَّه فاتّبعونی یحببکم اللَّه»(3). محبت، عشق، محبت به همسر، محبّت به فرزند، که مستحبّ است فرزند را ببوسی؛ مستحّب است که به فرزند محبّت کنی؛ مستحبّ است که به همسرت عشق بورزی و محبّت کنی؛ مستحبّ است که به برادران مسلمان محبّت کنی و محبّت داشته باشی؛ محبّت به پیامبر، محبّت به اهل بیت؛ «الاّ المودّة فی القربی».(4)
1 ) سوره مبارکه المائدة آیه 54
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ فَسَوفَ يَأتِي اللَّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ يُجاهِدونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَلا يَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ ۚ ذٰلِكَ فَضلُ اللَّهِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ ۚ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ
ترجمه :
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.

2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 222
وَيَسأَلونَكَ عَنِ المَحيضِ ۖ قُل هُوَ أَذًى فَاعتَزِلُوا النِّساءَ فِي المَحيضِ ۖ وَلا تَقرَبوهُنَّ حَتّىٰ يَطهُرنَ ۖ فَإِذا تَطَهَّرنَ فَأتوهُنَّ مِن حَيثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرينَ
ترجمه :
و از تو، در باره خون حیض سؤال می‌کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‌ای است؛ از این‌رو در حالت قاعدگی، از آنان کناره‌گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننماید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.

3 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 31
قُل إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعوني يُحبِبكُمُ اللَّهُ وَيَغفِر لَكُم ذُنوبَكُم ۗ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ
ترجمه :
بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»

4 ) سوره مبارکه الشورى آیه 23
ذٰلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ ۗ قُل لا أَسأَلُكُم عَلَيهِ أَجرًا إِلَّا المَوَدَّةَ فِي القُربىٰ ۗ وَمَن يَقتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فيها حُسنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ شَكورٌ
ترجمه :
این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند به آن نوید می‌دهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست‌داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‌]؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی‌اش می‌افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.


مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش :پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)؛ از بین برنده ظلم و تبعیض دوران جاهلیت
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, جاهلیت
نوع(ها) : نهج‌البلاغه

متن فیش :
پیامبر این خطوط را ترسیم کرد و جامعه را بر اساس این خطوط بنا نمود. پیامبر حکومت را ده سال همین‌طور کشاند. البته پیداست که تربیت انسانها کار تدریجی است؛ کار دفعی نیست. پیامبر در تمام این ده سال تلاش می‌کرد که این پایه‌ها استوار و محکم شود و ریشه بدواند؛ اما این ده سال، برای این که بتواند مردمی را که درست برضدّ این خصوصیّات بار آمدند، متحوّل کند، زمان خیلی کمی است. جامعه جاهلی، در همه چیزش عکس این چهار مورد بود؛ مردم معرفتی نداشتند، در حیرت و جهالت زندگی می‌کردند، عبودیّت هم نداشتند؛ طاغوت بود، طغیان بود، عدالتی هم وجود نداشت؛ همه‌اش ظلم بود، همه‌اش تبعیض بود - که امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه در تصویر ظلم و تبعیض دوران جاهلیت، بیانات عجیب و شیوایی دارد، که واقعاً یک تابلوِ هنری است؛ «فی فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها»(1) - محبّت هم نبود، دختران خود را زیر خاک می‌کردند، کسی را از فلان قبیله بدون جرم می‌کشتند - «تو از قبیله ما یکی را کشتی، ما هم باید از قبیله شما یکی را بکشیم!» - حالا قاتل باشد، یا نباشد؛ بی‌گناه باشد، یا بی‌خبر باشد؛ جفای مطلق، بی‌رحمی مطلق، بی‌محبّتی و بی‌عاطفگی مطلق.
1 ) خطبه 2 : از خطبه‏هاى آن حضرت است پس از باز گشت از صفّين
أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِيَتِهِ وَ أَسْتَعِينُهُ فَاقَةً إِلَى كِفَايَتِهِ إِنَّهُ لَا يَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا يَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا يَفْتَقِرُ مَنْ كَفَاهُ فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً مُمْتَحَناً إِخْلَاصُهَا مُعْتَقَداً مُصَاصُهَا نَتَمَسَّكُ بِهَا أَبَداً مَا أَبْقَانَا وَ نَدَّخِرُهَا لِأَهَاوِيلِ مَا يَلْقَانَا فَإِنَّهَا عَزِيمَةُ الْإِيمَانِ وَ فَاتِحَةُ الْإِحْسَانِ وَ مَرْضَاةُ الرَّحْمَنِ وَ مَدْحَرَةُ الشَّيْطَانِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ الْمَشْهُورِ وَ الْعَلَمِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ وَ النُّورِ السَّاطِعِ وَ الضِّيَاءِ اللَّامِعِ وَ الْأَمْرِ الصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ احْتِجَاجاً بِالْبَيِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآيَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلَاتِ وَ النَّاسُ فِي فِتَنٍ انْجَذَمَ فِيهَا حَبْلُ الدِّينِ وَ تَزَعْزَعَتْ سَوَارِي الْيَقِينِ وَ اخْتَلَفَ النَّجْرُ وَ تَشَتَّتَ الْأَمْرُ وَ ضَاقَ الْمَخْرَجُ وَ عَمِيَ الْمَصْدَرُ فَالْهُدَى خَامِلٌ وَ الْعَمَى شَامِلٌ عُصِيَ الرَّحْمَنُ وَ نُصِرَ الشَّيْطَانُ وَ خُذِلَ الْإِيمَانُ فَانْهَارَتْ دَعَائِمُهُ وَ تَنَكَّرَتْ مَعَالِمُهُ وَ دَرَسَتْ‏ سُبُلُهُ وَ عَفَتْ شُرُكُهُ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ فَسَلَكُوا مَسَالِكَهُ وَ وَرَدُوا مَنَاهِلَهُ بِهِمْ سَارَتْ أَعْلَامُهُ وَ قَامَ لِوَاؤُهُ فِي فِتَنٍ دَاسَتْهُمْ بِأَخْفَافِهَا وَ وَطِئَتْهُمْ بِأَظْلَافِهَا وَ قَامَتْ عَلَى سَنَابِكِهَا فَهُمْ فِيهَا تَائِهُونَ حَائِرُونَ جَاهِلُونَ مَفْتُونُونَ فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ و منها يعني آل النبي عليه الصلاة و السلام‏ هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ وَ مِنْهَا يَعْنِي قَوْماً آخَرِينَ‏ زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ( صلى‏الله‏عليه‏وآله )مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ
ترجمه :
خداى را سپاس كه تتميم نعمتش را طالبم، و فروتنى در برابر عزّتش را جويايم، و پناه او را از نافرمانيش‏ خواهانم، از او درخواست يارى دارم كه به كفايتش نيازمندم، آن را كه او هدايت كند گمراه نشود، و هر كه را او دشمن بدارد نجات نيابد، و هر كه را او كفايت كند محتاج نگردد، زيرا او سنگين‏ترين وزنه‏ها، و بهترين اندوخته‏هاست. و شهادت مى‏دهم كه جز خداى يگانه خداى نيست و او را شريكى نمى‏باشد، شهادتى كه خلوصش از امتحان گذشته، و بر حقيقتش پايبندم. به آن شهادت تمسك داريم تا زمانى كه خدا زنده‏مان مى‏دارد، و آن را براى دشواريهاى قيامت ذخيره مى‏كنيم، كه اين گواهى استوارى ايمان، سر لوحه احسان، مايه خشنودى حق، و عامل طرد شيطان است. و شهادت مى‏دهم كه محمّد بنده و رسول اوست، و او را به دين مشهور، و نشانه معروف، و كتاب مسطور، و نور درخشان، و چراغ فروزان، و دستور روشن و آشكار به سوى مردم فرستاد، تا شبهه‏هاى آنان را بر طرف سازد، و با دلايل روشن بر آنان اتمام حجت كند، و به آيات قرآن مردم را از هلاكت بر حذر داشته، و از عواقب شوم معصيت بترساند، رسالت او به وقتى بود كه مردم دچار فتنه‏اى بودند كه ريسمان دين از اثر آن گسسته، و پايه‏هاى يقين‏ متزلزل، و اصل دين گرفتار اختلاف، و همه امور درهم ريخته بود، راه رهايى بر مردم تنگ، و مصدر هدايت پوشيده، چراغ راهنما خاموش، و گمراهى نسبت به همه فراگير بود. خداوند نافرمانى مى‏شد، و شيطان يارى داده مى‏شد، ايمان ورشكسته، پايه‏هايش فرو ريخته، نشانه‏هايش متغير و ناشناخته، راههايش ويران و پوشيده، و آثار جاده‏هايش از بين رفته بود. شيطان را فرمان برده، راههاى او را پيموده، و به آبشخورهاى او وارد شده بودند. آثار شيطان به وسيله متابعانش به كار افتاده، و پرچمش بر افراشته شده بود، در فتنه‏هايى كه همچون حيوان چموش آنان را لگد مال مى‏كرد، و زير سم خود مى‏كوبيد، و باز هم (به انتظار فتنه‏اى بيش) بر سر سم خود ايستاده بود. در آن فتنه سر گردان و حيران و نادان و دچار حيله شيطان بودند. آن بزرگوار در بهترين خانه و كنار بدترين همسايگان جاى داشت. خوابشان بيدارى بود، و سرمه چشمشان اشك، سوزان، در سرزمينى مى‏زيستند كه آگاهشان دهانش دوخته، و نادانشان به تخت عزت نشسته بود. قسمتى از آن در باره آل پيامبر عليهم السّلام است اهل بيت رسول جايگاه راز حق، و پناهگاه امر يزدان، و ظرف علم رحمان، و مرجع دستور خدا، و مخازن كتابهاى پروردگار، و كوههاى پشتوانه دين الهى‏اند. به وسيله آنان كژيهاى دين را راست، و لرزش بدنه آيين را آرام نمود قسمتى از آن در باره قومى ديگر مخالفان حق بذر نافرمانى و انحراف پاشيدند، و آب فريب پاى آن ريختند، و بدبختى و سقوط درو كردند. با آل محمّد- درود خدا بر او و آل او باد- احدى از اين امت را نمى‏توان مقايسه كرد، و هيچ گاه آنان را كه نعمت آل محمّد به طور دائم بر آنان جارى است نمى‏شود همپايه آنان دانست. آنان پايه دين و ستون يقين‏اند. افراط گرايان به آنان باز گردند، و عقب مانده‏ها به ايشان رسند (تا هدايت شوند)، ويژگيهاى حقّ ولايت مخصوص آنان، و وصيت و ارث پيامبر خاص ايشان است. اكنون حق‏ به حق دار رسيده، و خلافت به جايگاه خودش باز گشته است.


مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است كه اسلام حاكمیت داشته باشد. حد اقل این است كه بگوییم عمده‌ی این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و كشور ما، كه عبرت بگیریم.ما قضیه را این‌گونه طرح كردیم كه چطور شد جامعه‌ی اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم‌الشّأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه‌ی سرتاپا حماسه و شور دینی و آن احكامی كه بعداً مقداری در باره‌ی آن عرض خواهم كرد، همین جامعه‌ی ساخته و پرداخته، همان مردم، حتّی بعضی همان كسانی كه دوره‌های نزدیك به پیامبر را دیده بودند، بعد از پنجاه سال كارشان به آنجا رسید كه جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیع‌ترین وضعی كشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه می‌شود؟!
زینب كبری سلام‌الله‌علیها در بازار كوفه، آن خطبه‌ی عظیم را اساساً بر همین محور ایراد كرد: «یا اهل الكوفة، یا اهل الختل و الغدر، أ تبكون؟!». مردم كوفه وقتی‌كه سرِ مبارك امام حسین را بر روی نیزه مشاهده كردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیك لمس كردند، بنا به ضجّه و گریه كردند. فرمود: «أ تبكون؟!»؛ گریه می‌كنید؟! «فلا رقأت الدمعة و لا هدأت الرّنّة»؛ گریه‌تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلكم كمثل التی نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا تتّخذون ایمانكم دخلًا بینكم». این، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنی هستید كه پشم‌ها یا پنبه‌ها را با مغزل نخ می‌كند؛ بعد از آنكه این نخها آماده شد، دوباره شروع می‌كند نخها را از نو باز كردن و پنبه نمودن! شما در حقیقت نخهای رشته‌ی خود را پنبه كردید. این، همان برگشت است. این، عبرت است. هر جامعه‌ی اسلامی، در معرض همین خطر هست.
امام خمینیِ عزیز بزرگ ما، افتخار بزرگش این بود كه یك امّت بتواند عامل به سخن آن پیامبر باشد. شخصیت انسانهای غیر پیامبر و غیر معصوم، مگر با آن شخصیت عظیم قابل مقایسه است؟ او، آن جامعه‌ را به وجود آورد و آن سرانجام دنبالش آمد. آیا هر جامعه‌ی اسلامی‌، همین عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه؛ اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهای عاشورا اینجاست.
ما مردم این زمان، بحمد اللّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا كرده‌ایم كه آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده كنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم كه تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محكم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نكنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن‌چنان كه باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممكن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، اینجاست.

مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
پیامبر اكرم نظامی را به وجود آورد كه خطوط اصلی آن چند چیز بود. من در میان این خطوط اصلی، چهار چیز را عمده یافتم: اوّل، معرفت شفّاف و بی‌ابهام؛ معرفت نسبت به دین، معرفت نسبت به احكام، معرفت نسبت به جامعه، معرفت نسبت به تكلیف، معرفت نسبت به خدا، معرفت نسبت به پیامبر، معرفت نسبت به طبیعت. همین معرفت بود كه به علم و علم‌اندوزی منتهی شد و جامعه‌ی اسلامی را در قرن چهارم هجری به اوج تمدّن علمی رساند. پیامبر نمی‌گذاشت ابهام باشد. در این زمینه، آیات عجیبی از قرآن هست كه مجال نیست الآن عرض كنم. در هرجایی كه ابهامی به وجود می‌آمد، یك آیه نازل می‌شد تا ابهام را برطرف كند.
خطّ اصلی دوم، عدالت مطلق و بی‌اغماض بود. عدالت در قضاوت، عدالت در برخورداری‌های عمومی و نه خصوصی امكاناتی كه متعلّق به همه‌ی مردم است و باید بین آن‌ها با عدالت تقسیم شود عدالت در اجرای حدود الهی، عدالت در مناصب و مسئولیت‌دهی و مسئولیت‌پذیری. البته عدالت، غیر از مساوات است؛ اشتباه نشود. گاهی مساوات، ظلم است. عدالت، یعنی هر چیزی را به جای خود گذاشتن و به هركسی حقّ او را دادن. آن عدل مطلق و بی‌اغماض بود. در زمان پیامبر، هیچ‌كس در جامعه‌ی اسلامی از چارچوب عدالت خارج نبود.
سوم، عبودیّت كامل و بی‌شریك در مقابل پروردگار؛ یعنی عبودیّت خدا در كار و عمل فردی، عبودیّت در نماز كه باید قصد قربت داشته باشد، تا عبودیّت در ساخت جامعه، در نظام حكومت، نظام زندگی مردم و مناسبات اجتماعی میان مردم بر مبنای عبودیّت خدا كه این هم تفصیل و شرح فراوانی دارد.
چهارم، عشق و عاطفه‌ی جوشان. این هم از خصوصیّات اصلی جامعه‌ی اسلامی است؛ عشق به خدا، عشق خدا به مردم؛ «یحبّهم و یحبّونه» ، «ان الله یحبّ التّوابین و یحبّ المتطهّرین» ، «قل ان كنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببكم الله». محبت، عشق، محبت به همسر، محبّت به فرزند، كه مستحبّ است فرزند را ببوسی؛ مستحبّ است كه به فرزند محبّت كنی؛ مستحبّ است كه به همسرت عشق بورزی و محبّت كنی؛ مستحبّ است كه به برادران مسلمان محبّت كنی و محبّت داشته باشی؛ محبّت به پیامبر، محبّت به اهل بیت؛ «الّا المودّة فی القربی».
پیامبر این خطوط را ترسیم كرد و جامعه را بر اساس این خطوط بنا نمود. پیامبر حكومت را ده سال همین‌طور كشاند. البته پیداست كه تربیت انسانها كار تدریجی است؛ كار دفعی نیست. پیامبر در تمام این ده سال تلاش می‌كرد كه این پایه‌ها استوار و محكم شود و ریشه بدواند؛ اما این ده سال، برای اینكه بتواند مردمی را كه درست بر ضدّ این خصوصیّات بار آمدند، متحوّل كند، زمان خیلی كمی است. جامعه‌ی جاهلی، در همه‌چیزش عكس این چهار مورد بود؛ مردم معرفتی نداشتند، در حیرت و جهالت زندگی می‌كردند، عبودیّت هم نداشتند؛ طاغوت بود، طغیان بود، عدالتی هم وجود نداشت؛ همه‌اش ظلم بود، همه‌اش تبعیض بود كه امیر المؤمنین در نهج البلاغه در تصویر ظلم و تبعیض دوران جاهلیت، بیانات عجیب و شیوایی دارد، كه واقعاً یك تابلوِ هنری است؛ «فی فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها» محبّت هم نبود، دختران خود را زیر خاك می‌كردند، كسی را از فلان قبیله بدون جرم می‌كشتند «تو از قبیله‌ی ما یكی را كشتی، ما هم باید از قبیله‌ی شما یكی را بكشیم!» حالا قاتل باشد، یا نباشد؛ بی‌گناه باشد، یا بی‌خبر باشد؛ جفای مطلق، بی‌رحمی مطلق، بی‌محبّتی و بی‌عاطفگی مطلق.
مردمی را كه در آن جوّ بار آمدند، می‌شود در طول ده سال تربیت كرد، آن‌ها را انسان كرد، آن‌ها را مسلمان كرد؛ اما نمی‌شود این را در اعماق جان آن‌ها نفوذ داد؛ بخصوص آن‌چنان نفوذ داد كه بتوانند به نوبه‌ی خود در دیگران هم همین تأثیر را بگذارند.
مردم پی‌درپی مسلمان می‌شدند. مردمی بودند كه پیامبر را ندیده بودند. مردمی بودند كه آن ده سال را درك نكرده بودند. این مسأله‌ی وصایتی كه شیعه به آن معتقد است، در اینجا شكل می‌گیرد. وصایت، جانشینی و نصب الهی، سرمنشأش اینجاست؛ برای تداوم آن تربیت است، و الّا معلوم است كه این وصایت، از قبیل وصایتهایی كه در دنیا معمول است، نیست، كه هركسی می‌میرد، برای پسر خودش وصیت می‌كند. قضیه این است كه بعد از پیامبر، برنامه‌های او باید ادامه پیدا كند.
حالا نمی‌خواهیم وارد بحثهای كلامی شویم. من می‌خواهم تاریخ را بگویم و كمی تاریخ را تحلیل كنم، و بیشترش را شما تحلیل كنید. این بحث هم متعلّق به همه است؛ صرفاً مخصوص شیعه نیست. این بحث، متعلّق به شیعه و سنّی و همه‌ی فِرَق اسلامی است. همه باید به این بحث توجّه كنند؛ چون این بحث برای همه مهم است.
و اما ماجراهای بعد از رحلت پیامبر. چه شد كه در این پنجاه سال، جامعه‌ی اسلامی از آن حالت به این حالت برگشت؟ این اصل قضیه است، كه متن تاریخ را هم بایستی در اینجا نگاه كرد. البته بنایی كه پیامبر گذاشته بود، بنایی نبود كه به زودی خراب شود؛ لذا در اوایلِ بعد از رحلت پیامبر كه شما نگاه می‌كنید، همه چیز غیر از همان مسأله‌ی وصایت سر جای خودش است: عدالتِ خوبی هست، ذكْرِ خوبی هست، عبودیّت خوبی هست. اگر كسی به تركیب كلی جامعه‌ی اسلامی در آن سالهای اوّل نگاه كند، می‌بیند كه علی‌الظّاهر چیزی به قهقرا نرفته است. البته گاهی چیزهایی پیش می‌آمد؛ اما ظواهر، همان پایه‌گذاری و شالوده‌ریزی پیامبر را نشان می‌دهد. ولی این وضع باقی نمی‌ماند. هرچه بگذرد، جامعه‌ی اسلامی بتدریج به طرف ضعف و تهی شدن پیش می‌رود.
ببینید، نكته‌ای در سوره مباركه‌ی حمد هست كه من مكرّر در جلسات مختلف آن را عرض كرده‌ام. وقتی‌كه انسان به پروردگار عالم عرض می‌كند «اهدنا الصّراط المستقیم» ما را به راه راست و صراط مستقیم هدایت كن بعد این صراط مستقیم را معنا می‌كند: «صراط الّذین انعمت علیهم»؛ راه كسانی كه به آن‌ها نعمت دادی. خدا به خیلی‌ها نعمت داده است؛ به بنی اسرائیل هم نعمت داده است: «یا بنی اسرائیل اذكروا نعمتی الّتی انعمت علیكم». نعمت الهی كه مخصوص انبیا و صلحا و شهدا نیست: «فأولئك مع الّذین أنعم اللّه علیهم من النّبیّین و الصّدّیقین و الشّهداء و الصّالحین». آن‌ها هم نعمت داده شده‌اند؛ اما بنی اسرائیل هم نعمت داده شده‌اند.
كسانی كه نعمت داده شده‌اند، دوگونه‌اند:
یك عدّه كسانی كه وقتی نعمت الهی را دریافت كردند، نمی‌گذارند كه خدای متعال بر آن‌ها غضب كند و نمی‌گذارند گمراه شوند. این‌ها همانهایی هستند كه شما می‌گویید خدایا راه این‌ها را به ما هدایت كن. «غیر المغضوب علیهم»، با تعبیر علمی و ادبیش، برای «الّذین انعمت علیهم» صفت است؛ كه صفت «الّذین»، این است كه «غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین» ؛ آن كسانی كه مورد نعمت قرار گرفتند، اما دیگر مورد غضب قرار نگرفتند؛ «و لا الضّالّین»، گمراه هم نشدند.
یك دسته هم كسانی هستند كه خدا به آن‌ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل كردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آن‌ها راه افتادند، گمراه شدند. البته در روایات ما دارد كه «المغضوب علیهم»، مراد یهودند، كه این، بیان مصداق است؛ چون یهود تا زمان حضرت عیسی، با حضرت موسی و جانشینانش، عالماً و عامداً مبارزه كردند. «ضالّین»، نصاری هستند؛ چون نصاری گمراه شدند. وضع مسیحیّت این‌گونه بود كه از اوّل گمراه شدند یا لااقل اكثریتشان این‌طور بودند اما مردم مسلمان نعمت پیدا كردند. این نعمت، به سمت «المغضوب علیهم» و «الضالّین» می‌رفت؛ لذا وقتی‌كه امام حسین علیه‌السّلام به شهادت رسید، در روایتی از امام صادق علیه‌السّلام نقل شده است كه فرمود: «فلما ان قتل الحسین صلوات الله علیه اشتدّ غضب الله تعالی علی اهل الارض»؛ وقتی‌كه حسین علیه‌السّلام كشته شد، غضب خدا در باره‌ی مردم شدید شد. معصوم است دیگر. بنابراین، جامعه‌ی مورد نعمت الهی، به سمت غضب سیر می‌كند؛ این سیر را باید دید. خیلی مهمّ است، خیلی سخت است، خیلی دقّت نظر لازم دارد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه - 1377/02/18
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عزیزان من! انسان این تحوّلات اجتماعی را دیر می‌فهمد؛ باید مراقب بود. تقوا یعنی این. تقوا یعنی آن كسانی كه حوزه‌ی حاكمیتشان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن كسانی هم كه حوزه‌ی حاكمیتشان از شخص خودشان وسیع‌تر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب دیگران باشند. آن كسانی كه در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب كلّ جامعه باشند كه به سمت دنیاطلبی، به سمت دل بستن به زخارف دنیا و به سمت خودخواهی نروند. این معنایش آباد نكردن جامعه نیست؛ جامعه را آباد كنند و ثروتهای فراوان به وجود آورند؛ اما برای شخص خودشان نخواهند؛ این بد است. هركس بتواند جامعه‌ی اسلامی را ثروتمند كند و كارهای بزرگی انجام دهد، ثواب بزرگی كرده است. این كسانی كه بحمد اللّه توانستند در این چند سال كشور را بسازند، پرچم سازندگی را در این كشور بلند كنند، كارهای بزرگی را انجام دهند، این‌ها كارهای خیلی خوبی كرده‌اند؛ این‌ها دنیاطلبی نیست. دنیاطلبی آن است كه كسی برای خود بخواهد؛ برای خود حركت كند؛ از بیت‌المال یا غیر بیت‌المال، به فكر جمع كردن برای خود بیفتد؛ این بد است. باید مراقب باشیم. همه باید مراقب باشند كه این‌طور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همین‌طور بتدریج از ارزشها تهی‌دست می‌شود و به نقطه‌ای می‌رسد كه فقط یك پوسته‌ی ظاهری باقی می‌ماند. ناگهان یك امتحان بزرگ پیش می‌آید امتحان قیام ابی عبد اللّه آن وقت این جامعه در این امتحان مردود می‌شود!

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1377/01/27
عنوان فیش :ولایت یعنی حاصل شدن پیوند افراد جامعه با هجرت
کلیدواژه(ها) : امامت و ولایت, جامعه اسلامی
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
[معنای ولایت و مفهوم عظیمی که در روز عید غدیر، مصداق مشخّصی پیدا کرد، یکی از نکات اساسی است که برای جامعه اسلامی ما و صاحبان فکر، نقطه حسّاسی است و جا دارد روی آن تأمّل کنند.]
آن نکته این است که ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه‌ی نظام اجتماعی و سیاسی برای اسلام است، یک معنای دقیق و ظریفی دارد که معنای اصلی ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگی، پیوند، درهم‌پیچیدن و در هم تنیدگی. این، معنای ولایت است. چیزی که مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، با هم بودن، با هم حرکت کردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همه‌ی شؤون سیاسی و اجتماعی را برای انسان، تداعی می‌کند. ولایت، یعنی پیوند. «والذین آمنوا و لم یهاجرا و مالکم من ولایتهم من شی‌ء حتی یهاجروا »(1) یعنی این. پیوند افراد جامعه‌ی اسلامی، با هجرت حاصل می‌شود؛ نه فقط با ایمان. ایمان کافی نیست.
پیوند ولایت که یک پدیده سیاسی، یک پدیده اجتماعی و یک حادثه تعیین کننده برای زندگی است، با تلاش، با حرکت، با هجرت، با در کنار هم‌بودن و با هم کارکردن حاصل می‌شود؛ لذاست که در نظام اسلامی، «ولیّ» از مردم جدا نیست.
1 ) سوره مبارکه الأنفال آیه 72
إِنَّ الَّذينَ آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم في سَبيلِ اللَّهِ وَالَّذينَ آوَوا وَنَصَروا أُولٰئِكَ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ وَالَّذينَ آمَنوا وَلَم يُهاجِروا ما لَكُم مِن وَلايَتِهِم مِن شَيءٍ حَتّىٰ يُهاجِروا ۚ وَإِنِ استَنصَروكُم فِي الدّينِ فَعَلَيكُمُ النَّصرُ إِلّا عَلىٰ قَومٍ بَينَكُم وَبَينَهُم ميثاقٌ ۗ وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ
ترجمه :
کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند؛ و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت [= دوستی و تعّهدی‌] در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضدّ گروهی که میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است؛ و خداوند به آنچه عمل می‌کنید، بیناست!


مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1377/01/27
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
برای كسانی كه می‏خواهند از الگوی انسان طراز اسلام، نمونه‏ای ذكر كنند، بهترین نمونه همان كسی است كه آن روز نبیّ مكرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم، او را به الهام الهی و به دستور پروردگار عالم، برای منصب عظیم ولایت، معیّن فرمود. معنای ولایت و مفهوم عظیمی كه در روز عید غدیر، مصداق مشخّصی پیدا كرد، یكی از نكات اساسی است كه برای جامعه‏ی اسلامی ما و صاحبان فكر، نقطه‏ی حسّاسی است و جا دارد روی آن تأمّل كنند.
وقتی‏كه در نظامی، ولی‏اللّه كسی مثل پیغمبر اكرم یا امیر المؤمنین در رأس نظام قرار دارد، آن جامعه‏، جامعه‏ی ولایت است؛ نظام، نظام ولایت است. ولایت، هم صفتی است برای منصبی كه نبیّ اكرم و جانشینان او از سوی پروردگار، حائز آن بوده‏اند، هم خصوصیتی است برای آن جامعه‏ی اسلامی‏ كه در سایه‏ی آن حكومت، زندگی می‏كند و از پرتو آن بهره می‏گیرد. من این نكته را بارها عرض كرده‏ام، امروز هم می‏خواهم بر روی همان نكته تكیه كنم؛ برای اینكه مسائل زندگی، مسائل سرنوشت‏ساز و وظیفه‏ی مهم ملت اسلام، وابسته به همین نكات اساسی و زیربنایی است.
آن نكته این است كه ولایت كه عنوان حكومت در اسلام و شاخصه‏ی نظام اجتماعی و سیاسی برای اسلام است، یك معنای دقیق و ظریفی دارد كه معنای اصلی ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگی، پیوند، درهم‏پیچیدن و درهم‏تنیدگی. این، معنای ولایت است. چیزی كه مفهوم وحدت، دست به دست هم دادن، باهم بودن، باهم حركت كردن، اتّحاد در هدف، اتّحاد در راه و وحدت در همه‏ی شئون سیاسی و اجتماعی را برای انسان، تداعی می‏كند. ولایت، یعنی پیوند. «و الّذین آمنوا و لم یهاجروا مالكم من ولایتهم من شی‏ء حتی یهاجروا » یعنی این. پیوند افراد جامعه‏ی اسلامی، با هجرت حاصل می‏شود؛ نه فقط با ایمان. ایمان كافی نیست.
پیوند ولایت كه یك پدیده‏ی سیاسی، یك پدیده‏ی اجتماعی و یك حادثه‏ی تعیین‏كننده برای زندگی است، با تلاش، با حركت، با هجرت، با در كنار هم بودن و باهم كار كردن حاصل می‏شود؛ لذاست كه در نظام اسلامی، «ولیّ» از مردم جدا نیست. ولایت كه معنایش پیوند و پیوستگی و باهم بودن است، یكجا هم به معنای محبّت می‏آید، یكجا هم به معنای پشتیبانی می‏آید كه همه‏ی این‏ها در واقع مصادیق به هم‏پیوستگی، وحدت و اتّحاد است، و الّا معنای حقیقی، همان اتّحاد و یگانگی و باهم بودن و برای هم بودن است. معنای ولایت، این است.
اگر با این دید به جامعه‏ی اسلامی نگاه كنید، ابعاد این وحدت اجتماعی و وحدت سیاسی و وحدت معنوی و روحی و وحدت عملی، ابعاد عجیبی می‏یابد كه بسیاری از معارف اسلامی را برای ما معنی می‏كند. به سمت مركز عالم وجود حركت كردن انسان، در جهت ولایت الله حركت كردن است. همه‏ی ذرّات عالم، خواه و ناخواه در چنبر ولایت الهی، در دایره‏ی ولایت الله قرار دارند و انسانهای آگاه، مختار، تصمیم‏گیرنده و دارای حُسن انتخاب، عملًا هم ولایت الهی را برمی‏گزینند و در آن راه حركت می‏كنند؛ محبت الهی را كسب می‏كنند و خود از محبّت پروردگار، پر می‏شوند.
صفای دنیای اسلام و محیط اسلامی و محیط معنوی، ناشی از همین ولایت الله است. این ولایت الهی، با ولایت خداوند در عالم سیاست و محیط سیاسی، تفاوت جوهری ندارد؛ حقیقت هر دو یكی است. لذا در نظام اسلامی، حكومت با محبّت، با ایمان، با وحدت و همدلی، همچنین باهم بودن مردم و حكومت، باهم بودن اجزای حكومت و باهم بودن اجزای مردم است؛ این‏هاست كه مصداق حقیقی ولایت را در جهانِ متشتّت و متفرّق و متنازع، متمایز و مشخّص می‏كند و نشان می‏دهد كه این نظام اسلامی است.
وجه غالب زندگی در نظام اسلامی و در نظام ولایت، باید تعاطف، همدلی، تعاون و همكاری باشد؛ لذا شما در آیات كریمه‏ی قرآن هم كه نگاه می‏كنید، می‏بینید این مسأله‏ی همكاری و همدلی و همراهی، بخش قابل توجّهی از آیات قرآن را به خود اختصاص داده است. آیاتی هست كه صریحاً در این معناست، مثل «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً » و غیر این‏ها. آیاتی هم هست كه اگرچه به صراحت در این معنا نیست، اما مفاد و جهت حقیقی آن، اتّحاد دلها و جانها و همگامی انسان‏هاست و می‏دانید كه امیر المؤمنین صلوات الله و سلامه علیه، مظهر همدلی یك رهبری سیاسی، یك حاكم سیاسی و یك ولیّ و امام، با آحاد مردم است. مثال‏زدنی‏تر از امیر المؤمنین هم نمی‏شود كسی را در دنیا و در تاریخ پیدا كرد علیٌّ ولی الله ولایت به معنای حقیقی، این است. ما از اوّل در نظام مقدّس جمهوری اسلامی، به بركت وحدت و اتّحاد، هر كاری كردیم و توانسته‏ایم بكنیم.

مربوط به :گفت و شنود صمیمانه رهبر انقلاب با جمعی از جوانان و نوجوانان - 1376/11/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
علّت اینكه مقام شهادت، این‏قدر بالا و والاست، همین است كه شهید در واقع همه زندگی خودش را به او می‏دهد؛ برای آن هدف و مقصودی كه خدای متعال، آفرینش انسان را برای آن انجام داده است؛ یعنی اقامه عدل، اقامه زندگی سعادتمندانه برای انسانها، نزدیك شدن انسانها به خدا و اقامه احكام الهی در جامعه. هدفها این‏هاست دیگر؛ حیات طیّبه! كسی كه در راه خدا شهید می‏شود، به این معناست كه در این راه، مجاهدت و تلاش كرده و سرانجام در این راه، جان خودش را از دست داده است. البته چنانچه در این راه، به مرگ طبیعی هم بمیرد، آن هم خیلی ارزش دارد؛ ولی اگر در این راه كشته شود یعنی همان شهادت طبعاً ارزش بسیار والاتر و بیشتری دارد. لذاست كه این مقامش بالاست؛ به خاطر اینكه همه زندگی را یكجا تقدیم این راه كرده است.
باید برنامه‏ریزی را این‏طور بكنید. شما نگاه كنید، اگر می‏خواهید در جامعه‏ خودتان، در كشور خودتان برنامه‏ریزی كنید، ببینید كدام یك از كارهایی كه در جامعه وجود دارد، یا ممكن است در آینده باشد یا هست، یا ممكن است باشد. ممكن است كاری الآن نباشد، ولی بتوان آن را ایجاد كرد و به وجود آورد و كدام یك از این سرگرمی‏ها و اشتغالها می‏تواند جامعه و انسانها را به اهداف والای الهی و اسلامی‏ نزدیك كند. ببینید آن كدام است، آن را انتخاب كنید. اگر آن را انتخاب كردید و البته كار كردید، می‏تواند همین هدف شما یعنی این برنامه‏ریزی برای خود شما هم زندگی راحتی را به وجود آورد. یعنی وقتی ما می‏گوییم هدف خدایی انتخاب كنیم، معنایش این نیست كه باید در مدت عمرمان گرسنگی بكشیم و زندگیِ بد بگذرانیم؛ نخیر، كاملًا می‏تواند جهت‏گیریِ خدایی باشد، در عین حال تأمین‏كننده نیازهای زندگی انسان هم باشد. شما در جامعه، هر شغلی انتخاب كنید كه به نفع مردم باشد، لا بد درآمدی هم دارد، لا بد زندگی مناسبی هم همراه آن هست؛ اما وقتی شما این را انتخاب كردید كه به جامعه خدمت كنید، برای اینكه امر الهی و دستور دینی را عمل نمایید، خودتان را به آن هدف، نزدیك كرده‏اید.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1376/11/09
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
خصوصیت این عید و بعضی اعیاد دیگر اسلامی این است كه مخصوص به مجموعه‏ی خاصی از جامعه‏ی عظیم اسلامی نیست. حقیقتاً ما مسلمین امروز باید به دنبال آن نقاطی باشیم كه همه‏ی آحاد مسلمان را در شرق و غرب دنیای اسلام، از هر ملیتی، با هر نژادی، با هر زبانی و با هر فرهنگی، گرد محور توحید و كلمه‏ی متعالی اسلامی جمع كند. عید فطر از جمله‏ی این‏هاست. البته بعضی اعیاد دیگر هم این خصوصیّت را دارند. لذا در دعای قنوت عید فطر برحسب آنچه وارد شده است، مستحب می‏دانیم و می‏خوانیم عرض می‏كنیم «الّذی جعلته للمسلمین عیدا»؛ خدای متعال این روز را برای مسلمین عید قرار داده است.
عید، یعنی سالگشتی كه مایه‏ی شادی و خشنودی است. چه چیزی برای امّت اسلام مایه‏ی خوشحالی است؟ نزدیك شدن به هدفهای اسلامی‏. اسلام برای جامعه‏ و امّت اسلامی هم مثل فرد مسلمان اهدافی را تعریف و ترسیم كرده است. باید اعتراف كنیم كه امروز دنیای اسلامی متأسّفانه از این هدفها دور است. ما مسلمین عالم، ما امّت اسلامی، با آنچه كه اسلام برای امّت اسلامی می‏خواهد و می‏پسندد، فاصله‏ی زیادی داریم.
امّت اسلامی باید امروز در دنیا به بركت اسلام آن‏چنان باشد كه مثل مشعلی راه بشریت را روشن كند؛ مثل خورشیدی بر بشریت بتابد و به آن‏ها خیر برساند؛ آن‏ها را گرما ببخشد، آن‏ها را نورانیّت ببخشد، به آن‏ها حركت ببخشد، به آن‏ها حیات بدهد. آن جامعه‏ی اسلامی كه باید «لتكونوا شهداء علی النّاس» باشد؛ آن جامعه‏ی اسلامی كه باید «یدعون الی الخیر» باشد؛ آن جامعه‏ی اسلامی كه باید پیشرو بشریت در همه‏ی خیرات باشد، این‏گونه است. آن جامعه‏ی اسلامی كه باید پرتوی از «و للّه العزة و لرسوله و للمؤمنین» را داشته باشد، با وضع فعلی جهان اسلام و امّت اسلامی فاصله دارد.
البته بحمد اللّه شوق این هدفهای عالی در دلهای مسلمین پیدا شده است و ملتهای اسلامی حركتهای خوبی را شروع كرده‏اند و در سراسر آفاق دنیای اسلامی، امروز بحمد اللّه ارزشهای اسلامی رو به نو شدن است. برخلاف آنچه كه دشمنان اسلام می‏خواستند كه این ارزشها را از زندگی بشر بزدایند، امروز بحمد اللّه وقتی ما در شرق و غرب دنیای اسلامی نگاه می‏كنیم، می‏بینیم كه آحاد مردم به سمت احكام نورانی قرآن و ارزشهای اسلامی، گرایش بیشتری پیدا كرده‏اند؛ لیكن باید تلاش شود.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1376/09/07
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در آیات متعدّدی از قرآن، این مضمون تكرار شده است؛ یعنی یك تحوّل در زندگی انسان، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ هدف‏گیری و از لحاظ فردی؛ از همه جهت.
یك نقطه‏ی برجسته‏ی دیگر، مسأله‏ی اخلاقیّات و تزكیه‏ی نفوس است كه آن هم در آیاتی از قرآن مورد تأكید قرار گرفته است و در حدیث نبوی معروف بین همه‏ی فِرَق اسلامی هم هست كه «بُعِثتُ لِأُتَمّم مكارم الاخلاق ». ببینید؛ در آن جامعه‏ای كه خُلقیّات اخلاق حسنه و مكارم اخلاقی رایج باشد، انسانها از اخلاق نیكو از گذشت، برادری، احسان، عدل، علم و حق‏طلبی برخوردار باشند، انصاف بین آن‏ها باشد، صفات رذیله در میان آن‏ها حاكم و رایج نباشد، در چه بهشتی زندگی خواهند كرد!
امروز بشر، از همین چیزها رنج می‏برد. امروز گرفتاریهای دنیای بشر، گرفتاریهای ناشی از طغیانهای سیاسی در عالم و طواغیت، به ریشه‏های اخلاقی برمی‏گردد. گرفتاریهای توده‏های مردم هم غالباً به جهالت آن‏ها برمی‏گردد. اسلام، این‏ها را برطرف می‏كند.
مسلمانان باید این پیامها را گرامی بدارند. ما در جمهوری اسلامی‏ این توفیق را پیدا كرده‏ایم كه بسیار هم توفیق بزرگی است كه یك‏بار دیگر جامعه‏ را بر اساس احكام و معارف و دستورالعمل اسلامی به وجود آوریم و شكل بدهیم و هدایت كنیم. این توفیق كم‏نظیری است كه خدای متعال به ما بخشیده است.
البته ادّعا نمی‏كنیم كه ما توانسته‏ایم الگوی اسلام را به طور كامل تأمین كنیم؛ این ادّعای بسیار بزرگی است و ما بسیار از آن فاصله داریم. ما از آن انسانی و آن جامعه‏ای كه اسلام می‏طلبد و به عنوان نمونه و آرمانی معرفی می‏كند، هنوز خیلی فاصله داریم؛ لیكن بحمد اللّه فاصله‏ی ما از آنچه كه شكلهای رایج بشری است كه از دین خدا دور افتاده‏اند
شكلهای اجتماعی و نظامهای آن‏ها هم خیلی زیاد است.
ما توانسته‏ایم در راه اسلام و در جهت اسلام حركت كنیم، قوانین اسلام را در جامعه به وجود آوریم و آن‏ها را در حدّ وُسع و توان خودمان در زندگی پیاده كنیم. ما توانسته‏ایم ارزشهای اسلامی را به عنوان ارزشهای برتر در جمهوری اسلامی معرفی كنیم. ما توانسته‏ایم كلام خدا را در بین مردم رایج و دلها را به سمت خدا متوجّه كنیم؛ یعنی انقلاب، این كار را كرده است، اشخاص كه نمی‏توانند این چیزها را به خودشان نسبت دهند. انقلاب ما به فضل الهی چنین كار بزرگی را در نظام ما انجام داده است. ما این توفیق را پیدا كرده‏ایم. باید این راه را با جدیّت ادامه دهیم؛ چون به همین اندازه آثار آن را مشاهده كرده‏ایم و خدای متعال به ما عزّت داد.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از زنان - 1376/07/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر فضای فرهنگی جامعه‏ در زمینه‏ی مسائل زن، شفّاف شود و احكام اسلامی‏ و نظرات قرآنی در این زمینه روشن گردد، راه هموار خواهد شد، برای اینكه بانوان كشور ما بتوانند به آن نقطه‏ای كه برای یك زن، آرمانی و غایت مطلوب است، برسند. اگرچه بحث است، سخن است، گفتن است، اما در واقع عمل است؛ زیرا این گفتن، فضای فرهنگی جامعه را شفّاف خواهد كرد و ذهنها را روشن خواهد نمود.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از زنان - 1376/07/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز یكی از بزرگترین بلاهایی كه گریبان كشورهای غربی را به شدّت گرفته و آن‏ها را به وضعیت نامطلوب شدیدی دچار كرده، مسأله‏ی خانواده است. لذا هر مردی كه شعار خانواده بدهد، از نظر غربی‏ها و بخصوص از نظر زنان در غرب، یك فرد مطلوب و یك مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنیاد خانواده رنج می‏برند؛ به خاطر اینكه متأسفانه غرب، خانواده؛ یعنی كانونی را كه برای مرد و زن و بخصوص برای زن محیط امن و آرامش است، از دست داده است. بسیاری از خانواده‏ها متلاشی شده‏اند. بسیاری از زنان تا آخر عمر تنها زندگی می‏كنند. بسیاری از مردان، زنِ مورد علاقه و مورد نظر خود را نمی‏یابند و بسیاری از ازدواجها در اوّلین سالهای پیدایش از بین می‏رود.
خانواده‏ها آن ریشه‏ها و پایه‏های عمیق را كه در كشورهای ما وجود دارد، امروز كمتر در غرب دارند. آن خانواده‏ای كه پدربزرگ، مادر بزرگ، نوه‏ها، خویشاوندان، پسرعموها، دخترعموها و سایر شعبش باهم باشند، هم را بشناسند و باهم ارتباط داشته باشند، امروز در غرب بسیار بسیار كمیاب است. زن و شوهر هم با یكدیگر صمیمیّت لازم را ندارند. این بلایی است كه با كارهای غلط، با حركت افراطی از آن‏ طرف كه در مقابل افراطهای قبلی انجام گرفت، بر جامعه‏ی بشری نازل شد و بیشتر از همه بر سرِ زن غربی آمد.
در حقیقت، نهضت دفاع از زنان در غرب، یك حركت دستپاچه، یك حركت بی‏منطق، یك حركت مبتنی بر جهالت، بدون تكیه به سنّتهای الهی و بدون تكیه به فطرت و طینت زن و مرد بود كه در نهایت به ضرر همه تمام شد؛ هم به ضرر زنان، هم به ضرر مردان، و بیشتر به ضرر زنان. این قابل تقلید نیست. این فرهنگی نیست كه در كشور اسلامی كسی به آن نگاه كند و بخواهد از آن چیزی یاد بگیرد؛ این را باید طرد كرد.
آری؛ حركت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامی و در جامعه‏ی ما حتماً باید انجام گیرد؛ منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی. یك عدّه نگویند كه این چه نهضتی است، این چه حركتی است؛ مگر زن در جامعه‏ی ما چه كم دارد؟ متأسفانه ممكن است بعضی این‏گونه فكر كنند. این، ظاهربینی است. زن در همه‏ی جوامع از جمله در جامعه‏ی ما گرفتار ستم و دچار كمبودهایی است كه بر او تحمیل می‏شود؛ اما این كمبود، كمبود آزادی به معنای بی‏بندوباری نیست؛ این كمبود، كمبود میدانها و فرصتها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شكوفایی استعدادهاست. این را باید تأمین و جستجو كرد. این همان چیزی است كه اسلام بر روی آن تكیه كرده است.
اگر جامعه‏ی اسلامی‏ بتواند زنان را با الگوی اسلامی‏ تربیت كند یعنی الگوی زهرایی، الگوی زینبی، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانی كه می‏توانند دنیا و تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهند آن وقت زن به مقام شامخِ حقیقی خود نائل آمده است. اگر زن در جامعه‏ بتواند به علم و معرفت و كمالات معنوی و اخلاقی‏ای كه خدای متعال و آیین الهی برای همه‏ی انسانها چه مرد و چه زن به طور یكسان در نظر گرفته است، برسد، تربیت فرزندان بهتر خواهد شد، محیط خانواده گرم‏تر و باصفاتر خواهد شد، جامعه‏ پیشرفت بیشتری خواهد كرد و گره‏های زندگی آسان‏تر باز خواهد شد؛ یعنی زن و مرد خوشبخت خواهند شد. برای این باید تلاش كرد؛ هدف این است. هدف، صف‏آرایی زن در مقابل مرد نیست. هدف، رقابت خصمانه‏ی زن و مرد نیست. هدف این است كه زنان و دختران بتوانند همان سیر و همان حركتی را انجام دهند كه وقتی مردان آن حركت را انجام دهند، به صورت یك انسان بزرگ در خواهند آمد؛ زنان انسان بزرگ شوند. این ممكن است و در اسلام تجربه شده است.
خواهران من! دختران من! بانوان كشور اسلامی! بدانید، در هر زمانی، در هر محیط كوچكی و در هر خانواده‏ای كه زنی با این تربیت توانست رشد كند، همان عظمت را پیدا كرد. مخصوصِ صدر اسلام نبود؛ حتّی در دوران اختناق، حتّی در دوران حاكمیت كفر هم این ممكن است. اگر خانواده‏ای توانستند دختر خودشان را درست تربیت كنند، این دختر یك انسان بزرگ شد. ما در ایران هم داشتیم، در زمان خودمان هم داشتیم، در خارج از ایران هم داشتیم. در همین زمان ما، یك زن جوانِ شجاعِ عالمِ متفكّرِ هنرمندی به نام خانم «بنت الهدی» خواهر شهید صدر توانست تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهد، توانست در عراقِ مظلوم نقش ایفا كند؛ البته به شهادت هم رسید. عظمت زنی مثل بنت الهدی، از هیچ‏یك از مردان شجاع و بزرگ كمتر نیست. حركت او، حركتی زنانه بود؛ حركت آن مردان، حركتی مردانه است؛ اما هر دو حركت، حركت تكاملی و حاكی از عظمت شخصیت و درخشش جوهر و ذات انسان است. این‏گونه زنهایی را باید تربیت كرد و پرورش داد.
در جامعه‏ی خودمان هم از این قبیل زنان زیاد داشتیم. در دوران اختناق هم كم‏وبیش داشتیم. در دوران مبارزات، بعد در دوران نظام اسلامی، زنان بزرگ؛ این زنانی كه توانستند شهیدانی را پرورش دهند؛ این زنانی كه توانستند شوهران یا فرزندان خود را به صورت انسانهای فداكاری درآورند كه بروند و از كشور و انقلاب دفاع كنند؛ از هستی ملت و از آبروی ملت دفاع كنند. این‏ها زنان بزرگی هستند. این زنان بودند كه توانستند این كار بزرگ را بكنند، و من موارد متعدّدی را شاهد بود.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از زنان - 1376/07/30
عنوان فیش : جامعه اسلامی, الگوی اسلامی زن, زن
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, الگوی اسلامی زن, زن
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اگر جامعه‌ی اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت كند، آن وقت زن به مقام شامخ حقیقی خود نائل آمده است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از پرستاران - 1376/06/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنچه كه امروز در مقابل مسئولان این كشور است، راه حاكمیت مطلق احكام نورانی اسلام بر زندگی جامعه‌ و یكایك افراد ما و نیز تحكیم نظام حقیقی اسلامی‌ است. اندكی در این تردید نكنید؛ بگذارید آن‌ها هرچه می‌خواهند، بگویند. خواهشهای دل خودشان است كه این تعبیرات ظاهر می‌شود: فلان‌كس طرف‌دار ماست، فلان‌كس علاقه‌مند به رابطه‌ی با ماست، فلان‌كس مخالف تندروی است، فلان‌كس چنان است! تندروی و كندروی، در ذهن آن‌هاست.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی - 1376/04/25
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نظام اسلامی‌، نظام عدالت است. شما كه آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویّت در آخر الزّمان هستید و الآن حدود هزار و دویست سال است كه ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف و جعلنا اللّه فداه است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذكر می‌كنید؟ «الّذی یملأ الله به الارض قسطاً و عدلًا». نمی‌گویید كه «یملأ الله به الأرض دیناً». این، نكته‌ی خیلی مهمّی است. چرا به این نكته توجّه نمی‌كنیم؟ اگرچه قسط و عدل متعلّق به دین است، اما هزار سال است كه امّت اسلامی‌ برای قسط و عدل دعا می‌كند. این نظام اسلامی به وجود آمده است؛ اوّلین كارش اجرای قسط و عدل است. قسط و عدل، واجب‌ترین كارهاست. ما رفاه را هم برای قسط و عدل می‌خواهیم. كارهای گوناگون مبارزه، جنگ، سازندگی، توسعه را برای قسط و عدل می‌خواهیم؛ برای اینكه در جامعه‌ عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه‌ استفاده كنند و عدّه‌ای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است كه انسانها می‌توانند رشد كنند، به مقامات عالی بشری برسند و كمال انسانی خودشان را به دست آورند. قسط و عدل، یك مقدّمه‌ی واجب برای كمال نهایی انسان است. چطور می‌شود به این قضیه بی‌اعتنایی كرد؟ دنیا انصافاً دنیایی است كه به قسط و عدل بی‌اعتناست. ما در این زمینه باید بگوییم كه به عنوان یك حكومت، در دنیا خیلی تنهاییم.

مربوط به :بیانات در مراسم هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1376/03/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آنچه را كه امام بزرگوار، با دست قدرتمند و معجزنشان خود به وجود آورد كه آن هم از ایمان و توكّل و شخصیّت مستحكم او سرچشمه می‏گرفت بر اساس اسلام بود. یعنی هدفهای نظام اسلامی، هدفهای اسلامی است؛ هدفهایی است كه در قرآن و اسلام تعریف شده است. روشها و برنامه‏های نظام اسلامی هم، همان مقرّرات و برنامه‏ها و احكامی است كه در منابع اسلامی تبیین و معیّن شده است؛ یعنی نظام اسلامی، نظامی است كه صددرصد برخاسته‏ی از اسلام است.
ادّعا نمی‏كنیم كه واقعیت جامعه‏، صددرصد منطبق با اسلام است این، چیزی است كه در بلند مدّت باید تأمین شود اما ادّعا می‏كنیم كه برنامه‏ها متّخذ از اسلام است؛ روشها برخاسته‏ی از مقرّرات اسلامی‏ است و هدفها، هدفهایی است كه به وسیله‏ی اسلام، برای بشر و جوامع بشری و آحاد انسان تعریف شده است. لذا آن نكته‏ای كه عرض شد، آشكار می‏شود؛ یعنی چون متّكی به اسلام است، ابعاد آن از ابعاد ایران وسیع‏تر است.

مربوط به :بیانات در مراسم هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) - 1376/03/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
تحجّر این است كه، كسی كه می‌خواهد كار بزرگی را با این عظمت انجام دهد، نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه‌لحظه‌ی زندگی یك ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یك وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حكم نماید و كار كند و پیش برود. این، امكان‌پذیر نیست. معنای تحجّر آن است كه، كسی كه می‌خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام، برای بنای جامعه‌ استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا نماید و نتواند كشش طبیعی احكام و معارف اسلامی‌ را، در آن جایی كه قابل كشش است، درك كند و برای نیاز یك ملت و یك نظام و یك كشور كه نیاز لحظه به لحظه است نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه دهد. این، بلای بزرگی است.
اگر در رأس نظامهای سیاسی‌ای كه براساس اسلام، یا تشكیل شده است، یا در آینده تشكیل خواهد شد، چنین روحیه‌ای وجود داشته باشد، یقیناً اسلام بدنام خواهد شد و منبع لا یزال معارف و احكام اسلامی نخواهند توانست جامعه را پیش ببرند. امام، خود را از این آفت مبرّا كرد. به خاطر طول سالهایی كه فقهای شیعه و خودِ گروه شیعه، در دنیای اسلام به قدرت و حكومت دسترسی نداشتند و فقه شیعه، یك فقهِ غیر حكومتی و فقهِ فردی بود، امام بزرگوار، فقه شیعه را به سمت فقه حكومتی كشاند.

مربوط به :بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی - 1376/01/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
صرفه‏جویی به معنای گدابازی نیست كه بعضی بگویند چرا نمی‏گذارید مردم از نعمتهای خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولی اسراف و زیاده‏روی نكنند. اسراف در جامعه‏، لازمه‏ی اشرافیگری و تقسیم نابرابر ثروت و مایه‏ی تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است. صرفه‏جوییِ صحیح همان‏كه در اسلام به آن قناعت می‏گویند به معنای نخوردن نیست. به معنای زیاده‏روی نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهی را ضایع نكردن است. اگر جامعه‏ای بخواهد قناعت و صرفه‏جویی را كه یك دستور اسلامی‏ است عمل كند، باید متوجّه باشد كه در شكل كلّی به عدالت اجتماعی و مسأله‏ی عدالت پرداخته شود. برای اینكه بشود این راه را ادامه داد، همه و همه باید كوشش كنند. حال كه بحمد اللّه كشور در راه سازندگی حركت می‏كند، از عدالت غفلت نكنند و میدان برای سوء استفاده كنندگان باز نشود. مسئولان قضائی، با استحكام دادگاهها و دستگاه‏های قضائی؛ مسئولان اجرایی، با دقّت در سپردن مسئولیتها و كارها و طرحها و ثروتها به افراد امین؛ مسئولان قوّه‏ی مقنّنه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، با وضع قوانین مناسب، باید این زمینه را فراهم كنند.

مربوط به :پیام نوروزی به مناسبت آغاز سال 1376 - 1376/01/01
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در جامعه‏ای كه بد عمل كردن نسبت به محرومان با بی‏اعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد؛ مال مردم خوردن وجود نداشته باشد؛ اگر خُلقیّات اسلامی‏ همان چیزهایی كه در اسلام برای یك انسان فضیلت است، همان چیزهایی كه به تعبیر روایات، جنود عقل است رواج پیدا كند؛ مردم اهل صبر و استقامت باشند؛ اهل توكّل و تواضع و حلم باشند، نسبت به یكدیگر بدبین نباشند؛ نسبت به احوال یكدیگر بی‏تفاوت نباشند؛ نسبت به سرنوشت جامعه‏ قناعت وجود داشته باشد؛ زیاده‏روی و اسراف و ریخت‏وپاش و این چیزها نباشد و نشانی از حرص و افزون‏طلبی در امور مادّی نباشد، این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل می‏شود. گرفتاریِ امروز مردم دنیا، حتّی كشورهای ثروتمند و پیشرفته، این چیزهاست. تهی‏دستی از اخلاقیّات است كه انسانیّت را امروز در دنیا پریشان كرده است.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران‌ - 1375/10/28
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این روزها، همچنین یادآور یكی از روزهای تلخ این ملت در سالهای دهه‏ی سی است كه آن، شهادت فداییان اسلام است و من در چند كلمه، فقط یاد این عزیزان را گرامی بدارم. آن وقتی را كه خبر شهادت این جوانان مخلص و مؤمن و پاك‏باز به مشهد رسید، فراموش نمی‏كنم. در بین طلّاب جوان حوزه‏ی مشهد، در آن مدرسه‏ای كه ما بودیم، هیجان عجیبی پیدا شد. علّت هم این بود كه سال قبل یا دو سال قبلش، مرحوم نوّاب صفوی، این جوان مؤمن روحانی، در همین مدرسه- كه اتّفاقاً اسم مدرسه، مدرسه‏ی نوّاب است- آمده و سخنرانی كرده بود و نماز جماعت اقامه نموده بود و غوغایی از شور و هیجان به وجود آورده بود كه تأثیرات او بر روحیه‏ی طلاب، در هنگام شهادتش محسوس بود. یكی از مدرّسان بزرگ هم در درس اشاره‏ای كرده بود و یادی از این‏ها نموده بود.
جامعه‏ی آن وقت، از اهمیت این قیام غافل بود. این‏ها را به عنوان چند نفری كه فقط بلدند گلوله‏ای از دهانه‏ی اسلحه‏ای خارج كنند و به سینه‏ی كسی بنشانند، معرفی می‏كردند. حتّی بزرگان آن دستگاه جبّار منحوس كه خودشان مظهر اوباش‏گری و چاقوكشی و الواطی بودند و جزو افرادی به‏شمار می‏رفتند كه ارزش نداشتند از آن‏ها یاد شود، به عنوان یك انسان تربیت یافته، به این جوانان مؤمنِ صالحِ پاك‏بازِ مخلصِ و بی‏طمع و بی‏اعتنای به دنیا و به زخارف دنیا، چاقوكش می‏گفتند! بعضی از مردم نیز همین‏طور می‏شناختند و باور می‏كردند و بعضیها هم باور نمی‏كردند و بعضی هم غافل بودند.
از مسأله‏ی فداییان اسلام، غفلت شد. اگرچه شاید آن زمان، آمادگی هم نبود كه بخواهند آنچه را كه می‏گفتند- كه همان حكومت اسلامی بود- بر سرِپا كنند. برای این كار، یك حركت عمومی در درازمدّت لازم بود؛ لیكن سخن این‏ها در بین فریادها و عربده‏های مستانه‏ی دشمنانشان گم شد. این‏ها مردمانی بودند كه «انّهم فتیة ءامنوا بربّهم». واقعاً جوانانی بودند كه به خدا ایمان آوردند و از روی اخلاص، در راه حاكمیت معارف و احكام نورانی اسلام تلاش كردند و در مقابل ظلم و فساد ایستادند.
ظلم و فساد خاندان پهلوی و وابستگی آن‏ها به بیگانگان، این حركت و نهضت را به وجود آورد. اصلًا قضیه‏ی این‏ها چنین بود كه در جهت اسلامی‏ شدن جامعه‏، مبارزه‏ی ضدّ استبدادی و ضدّ سلطنتی خودشان را آغاز كردند و متأسّفانه در وسط كار، همه‏شان از بین رفتند. البته برای خود آن‏ها خوب شد؛ چون به شهادت رسیدند و به مقام عالی شهادت دست یافتند؛ اما برای جامعه خسارتی بود. به‏هرحال از آن تاریخ، چهل سال می‏گذرد. الآن چهل سال است كه از این قضیه گذشته است؛ اما بعد از چهل سال، شما ملاحظه می‏كنید كه اسم این عزیزان، این‏طور در ملأ عام و علی رءوس الاشهاد آورده می‏شود؛ چون آرزوی آن‏ها عملی شد و این ملت در این راه به حركت درآمد و فداكاری و ایستادگی نمود و آن چهره‏ی كفر و استكبار را نابود كرد.

مربوط به :بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) - 1375/03/20
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
شما خودتان را در صحنه‌ای كه از صدر اسلام تبیین می‌كنم، پیدا كنید. یك عدّه جزو عوامند و قدرت تصمیم‌گیری ندارند. عوام، بسته به خوش طالعی خود، اگر تصادفاً در مقطعی از زمان قرار گرفتند كه پیشوایانی مثل امام امیر المؤمنین علیه‌السّلام و امام راحل ما رضوان اللّه تعالی علیه، بر سرِ كار بودند و جامعه را به سمت بهشت می‌بردند، به ضربِ دستِ خوبان، به سمت بهشت رانده خواهند شد. اما اگر بخت با آن‌ها یار نبود و در مقطعی قرار گرفتند كه «وَ جَعَلْنا هُمْ ائِمّةً یَدْعُونَ إلَی النّارِ» و یا «ا لَمْ تَرَ الَی الّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللّهِ كُفْراً وَ احَلّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ. جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارِ» به سمت دوزخ خواهند رفت. پس، باید مواظب باشید جزو «عوام» قرار نگیرید.جزو «عوام» قرار نگرفتن، بدین معنا نیست كه حتماً در پی كسب تحصیلات عالیه باشید؛ نه! گفتم كه معنای «عوام» این نیست. ای‌بسا كسانی كه تحصیلات عالیه هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. ای‌بسا كسانی كه تحصیلات دینی هم كرده‌اند؛ اما جزو عوامند. ای‌بسا كسانی كه فقیر یا غنی‌اند؛ اما جزو عوامند. عوام بودن، دستِ خودِ من و شماست. باید مواظب باشیم كه به این جَرگه نپیوندیم. یعنی هر كاری می‌كنیم از روی بصیرت باشد. هركس كه از روی بصیرت كار نمی‌كند، عوام است. لذا، می‌بینید قرآن در باره‌ی پیغمبر می‌فرماید: «ادْعُوا الَی اللّهِ عَلی بَصِیرَةٍ انَا وَ مَن اتّبَعَنِی.» یعنی من و پیروانم با بصیرت عمل می‌كنیم، به دعوت می‌پردازیم و پیش می‌رویم. پس، اوّل ببینید جزو گروه عوامید یا نه. اگر جزو گروه عوامید، به سرعت خودتان را از آن گروه خارج كنید. بكوشید قدرت تحلیل پیدا كنید؛ تشخیص دهید و به معرفت دست یابید.
و اما گروه خواص. در گروه خواص، باید ببینیم جزو خواصِ طرف‌دارِ حقّیم، یا از جمله‌ی خواص طرف‌دار باطل محسوب می‌شویم. اینجا قضیه برای ما روشن است. خواص جامعه‌ی ما، جزو خواص طرف‌دار حقّند و در این تردیدی نیست. زیرا به قرآن، به سنّت، به عترت، به راه خدا و به ارزشهای اسلامی دعوت می‌كنند. امروز، جمهوری‌ اسلامی برخوردار از خواصِ طرف‌دارِ حقّ است. پس، خواصِ طرف‌دار باطل، حسابشان جداست و فعلًا به آن‌ها كاری نداریم. به سراغِ خواصِ طرف‌دار حق می‌رویم.
همه‌ی دشواری قضیه، از اینجا به بعد است. عزیزان من! خواصِ طرف‌دارِ حق، دو نوعند. یك نوع كسانی هستند كه در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه‌ی متاعهای خوبْ قرار دارند. اینهایی كه ذكر كردیم، همه از متاعهای خوب است. همه‌اش جزو زیباییهای زندگی است. «مَتاعُ الْحَیاةِ الدّنْیا.» «متاع»، یعنی «بهره». این‌ها بهره‌های زندگی دنیوی است. در قرآن كه می‌فرماید «مَتاعُ الْحَیاةِ الدّنْیا»، معنایش این نیست كه این متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا برای شما آفریده است. منتها اگر در مقابل این متاعها و بهره‌های زندگی، خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شدید كه وقتی پایِ تكلیفِ سخت به میان آمد، نتوانستید دست بردارید، واویلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاعهای دنیوی، آنجا كه پای امتحان سخت پیش می‌آید، می‌توانید از آن متاعها به راحتی دست بردارید، آن وقتْ حساب است.
می‌بینید كه حتّی خواصِ طرف‌دارِ حق هم به دو قسم تقسیم می‌شوند. این مسائل، دقّت و مطالعه لازم دارد. برحسب اتّفاق نمی‌شود جامعه‌، نظام و انقلاب را بیمه كرد. باید به مطالعه و دقّت و فكر پرداخت. اگر در جامعه‌ای، آن نوعِ خوبِ خواصِ طرف‌دارِ حق؛ یعنی كسانی كه می‌توانند در صورت لزوم از متاع دنیوی دست بردارند، در اكثریت باشند، هیچ‌وقت جامعه‌ی اسلامی‌ به سرنوشت جامعه‌ی دوران امام حسین علیه‌السّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بیمه است. اما اگر قضیه به عكس شد و نوع دیگرِ خواصِ طرف‌دار حق- دل‌سپردگان به متاع دنیا. آنان كه حق شناسند، ولی درعین‌حال مقابل متاع دنیا، پایشان می‌لرزد- در اكثریت بودند، وامصیبتاست!
اصلًا «دنیا» یعنی چه؟ یعنی پول، یعنی خانه، یعنی شهوت، یعنی مقام، یعنی اسم و شهرت، یعنی پست و مسئولیت، و یعنی جان. اگر كسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترك كنند و آنجا كه باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر می‌افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیكان و دوستانشان، راه خدا را رها كنند، آن وقت حسین بن علی‌ها به مسلخ كربلا خواهند رفت و به قتلگاه كشیده خواهند شد. آن وقت، یزیدها بر سرِ كار می‌آیند و بنی امیّه، هزار ماه بر كشوری كه پیغمبر به وجود آورده بود، حكومت خواهند كرد و «امامت» به «سلطنت» تبدیل خواهد شد!
جامعه‌ی اسلامی، جامعه‌ی امامت است. یعنی در رأس جامعه، امام است. انسانی كه قدرت دارد، اما مردم از روی ایمان و دل، از او تبعیت می‌كنند و پیشوای آنان است. اما سلطان و پادشاه كسی است كه با قهر و غلبه بر مردم حكم می‌راند. مردم دوستش ندارند. مردم قبولش ندارند. مردم به او اعتقاد ندارند. (البته مردمی كه سرشان به تنشان بیرزد.) درعین‌حال، با قهر و غلبه، بر مردم حكومت می‌كند. بنی امیّه، امامت را در اسلام به سلطنت و پادشاهی تبدیل كردند و هزار ماه- یعنی نود سال!- در دولت بزرگ اسلامی، حاكمیت داشتند. بنای كجی كه بنی امیّه پایه‌گذاری كردند، چنان بود كه بعد از انقلاب علیه آنان و سقوطشان، با همان ساختار غلط در اختیار بنی عبّاس قرار گرفت. بنی عبّاس كه آمدند، به مدّت شش قرن، به عنوانِ خلفا و جانشینان پیغمبر، بر دنیای اسلام حكومت كردند. «خلفا» یا به تعبیر بهتر «پادشاهان» این خاندان، اهل شُرب خمر و فساد و فحشا و خباثت و ثروت‌اندوزی و اشرافی‌گری و هزار فسق و فجور دیگر مثل بقیه سلاطینِ عالم- بودند. آن‌ها به مسجد می‌رفتند؛ برای مردم نماز می‌خواندند و مردم نیز به امامتشان اقتدا می‌كردند و آن اقتدا، كمتر از روی ناچاری و بیشتر به خاطر اعتقادات اشتباه و غلط بود؛ زیرا اعتقادِ مردم را خراب كرده بودند.
آری! وقتی خواصِ طرف‌دارِ حق، یا اكثریت قاطعشان، در یك جامعه، چنان تغییر ماهیت می‌دهند كه فقط دنیای خودشان برایشان اهمیت پیدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحلیل و تقلیل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكمیت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ایستند و از حق طرف‌داری نمی‌كنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن‌گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسین بن علی علیه‌السّلام- با آن وضع- آغاز می‌شود. حكومت به بنی امیّه و شاخه‌ی «مروانی» و بعد به بنی عبّاس و آخرش هم به سلسله‌ی سلاطین در دنیای اسلام، تا امروز می‌رسد!
امروز به دنیای اسلام و به كشورهای مختلف اسلامی و سرزمینی كه خانه‌ی خدا و مدینة النّبی در آن قرار دارد، نگاه كنید و ببینید چه فُسّاق و فُجّاری در رأس قدرت و حكومتند! بقیه‌ی سرزمینها را نیز با آن سرزمین قیاس كنید. لذا، شما در زیارت عاشورا می‌گویید: «اللّهُمَّ الْعَنْ اوّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.» در درجه‌ی اوّل، گذارندگان خشت اوّل را لعنت می‌كنیم، كه حق هم همین است.
اكنون كه اندكی به تحلیل حادثه‌ی عبرت‌انگیز عاشورا نزدیك شدیم، به سراغ تاریخ می‌رویم:
دورانِ لغزشِ خواصِ طرف‌دارِ حق، حدوداً هفت، هشت سال پس از رحلت پیغمبر شروع شد. (به مسأله‌ی خلافت، اصلًا كار ندارم. مسأله‌ی خلافت، جدا از جریان بسیار خطرناكی است كه می‌خواهم به آن بپردازم.) قضایا، كمتر از یك دهه پس از رحلت پیغمبر شروع شد. ابتدا سابقه‌داران اسلام- اعم از صحابه و یاران و كسانی كه در جنگهای زمان پیغمبر شركت كرده بودند- از امتیازات برخوردار شدند، كه بهره‌مندیِ مالیِ بیشتر از بیت‌المال، یكی از آن امتیازات بود. چنین عنوان شده بود كه تساوی آن‌ها با سایرین درست نیست و نمی‌توان آن‌ها را با دیگران یكسان دانست! این، خشتِ اوّل بود. حركتهای منجر به انحراف، این‌گونه از نقطه‌ی كمی آغاز می‌شود و سپس هر قدمی، قدم بعدی را سرعت بیشتری می‌بخشد. انحرافات، از همین نقطه شروع شد، تا به اواسط دوران عثمان رسید. در دوران خلیفه‌ی سوم، وضعیت به گونه‌ای شد كه برجستگان صحابه‌ی پیغمبر، جزو بزرگترین سرمایه‌داران زمان خود محسوب می‌شدند! توجّه می‌كنید! یعنی همین صحابه‌ی عالی‌مقام كه اسمهایشان معروف است- «طلحه»، «زبیر»، «سعد بن ابی وقّاص» و غیره- این بزرگان، كه هركدام یك كتاب قطور سابقه‌ی افتخارات در «بدر» و «حُنین» و «احد» داشتند، در ردیف اوّل سرمایه‌داران اسلام قرار گرفتند. یكی از آن‌ها، وقتی مُرد و طلاهای مانده از او را خواستند بین ورثه تقسیم كنند، ابتدا به صورت شمش درآوردند و سپس با تبر، بنای شكست و خرد كردن آن‌ها را گذاشتند. (مثل هیزم، كه با تبر به قطعات كوچك تقسیم كنند!) طلا را قاعدتاً با سنگِ مثقال می‌كشند. ببینید چقدر طلا بوده، كه آن را با تبر می‌شكسته‌اند! این‌ها در تاریخْ ضبط شده است و مسائلی نیست كه بگوییم «شیعه در كتابهای خود نوشته‌اند.» حقایقی است كه همه در ثبت و ضبط آن كوشیده‌اند. مقدار درهم و دیناری كه از این‌ها به جا می‌ماند، افسانه‌وار بود.
همین وضعیت، مسائل دوران امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام را به وجود آورد. یعنی در دوران آن حضرت، چون عدّه‌ای مقام برایشان اهمیت پیدا كرد، با علی در افتادند. بیست و پنج سال از رحلت پیغمبر می‌گذشت و خیلی از خطاها و اشتباهات شروع شده بود. نَفَس امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام نَفَس پیغمبر بود. اگر بیست و پنج سال فاصله نیفتاده بود، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام برای ساختن آن جامعه مشكلی نداشت. اما با جامعه‌ای مواجه شد كه: «یأخذون مال الله دولا و عباد الله خولا و دین اللّه دخلا بینهم.» جامعه‌ای است كه در آن، ارزشها تحت‌الشّعاع دنیاداری قرار گرفته بود. جامعه‌ای است كه امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، وقتی می‌خواهد مردم را به جهاد ببرد، آن همه مشكلات و دردسر برایش دارد! خواص دوران او- خواص طرف‌دار حق یعنی كسانی كه حق را می‌شناختند- اكثرشان كسانی بودند كه دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دادند! نتیجه این شد كه امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بالاجبار سه جنگ به راه انداخت؛ عمر چهار سال و نه ماه حكومت خود را دائماً در این جنگها گذراند و عاقبت هم به دست یكی از آن آدم‌های خبیث به شهادت رسید.
خون امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام به قدر خون امام حسین علیه‌السّلام باارزش است. شما در زیارت وارث می‌خوانید: «السّلام علیك یا ثار اللّه و ابن ثاره.» یعنی خدای متعال، صاحب خونِ امام حسین علیه‌السّلام و صاحب خون پدر او امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. این تعبیر، برای هیچ‌كس دیگر نیامده است. هر خونی كه بر زمین ریخته می‌شود، صاحبی دارد. كسی كه كشته می‌شود، پدرش صاحب خون است؛ فرزندش صاحب خون است؛ برادرش صاحب خون است. خونخواهی و مالكیّت حقِّ دم را عرب «ثار» می‌گوید. «ثارِ» امام حسین علیه‌السّلام از آنِ خداست. یعنی حقّ خونِ امام حسین علیه‌السّلام و پدر بزرگوارش، متعلّق به خودِ خداست. صاحب خونِ این دو نفر، خودِ ذاتِ مقدّسِ پروردگار است.
امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام به خاطرِ وضعیّتِ آن روز جامعه‌ی اسلامی به شهادت رسید. بعد نوبت امامت به امام حسن علیه‌السّلام رسید و در همان وضعیت بود كه آن حضرت نتوانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. تنهایِ تنهایش گذاشتند. امام حسن مجتبی علیه‌السّلام می‌دانست كه اگر با همان عدّه‌ی معدودْ اصحاب و یارانِ خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقیِ زیادی كه بر خواص جامعه‌ی اسلامی حاكم بود، نخواهد گذاشت كه دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگی‌های معاویه، همه را تصرّف خواهد كرد و بعد از گذشت یكی دو سال، مردم خواهند گفت «امام حسن علیه‌السّلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم كرد.» لذا، با همه‌ی سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا می‌دانست خونش هدر خواهد شد.
گاهی شهید شدنْ آسان‌تر از زنده ماندن است! حقّاً كه چنین است! این نكته را اهل معنا و حكمت و دقّت، خوب درك می‌كنند. گاهی زنده ماندن و زیستن و تلاش كردن در یك محیط، به مراتب مشكل‌تر از كشته شدن و شهید شدن و به لقای خدا پیوستن است. امام حسن علیه‌السّلام این مشكل را انتخاب كرد.

مربوط به :بیانات در دیدار روحانیون و مبلّغان - 1375/02/26
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در عهد رسول اللّه، كسانی در خانه نشستند و گفتند: «خدای متعال وعده كرده است كه «و من یتوكّل علی الله فهو حسبه. خوب؛ ما توكّل می‏كنیم و در خانه می‏نشینیم.» وقتی پیغمبر خبردار شد، به آن‏ها فرمود: «خدا یك دعای شما را هم مستجاب نخواهد كرد!» این برای چیست؟ برای این است كه جامعه از لحاظ مادّی رشد كند، به سازندگی بپردازد و توسعه یابد. تفاوت محیط زندگی اوّل اسلام كه مردم در «صُفّه» زندگی می‏كردند، با پنجاه سال بعدش، كه در همان كشور اسلامی، انواع و اقسام نعمتهای مادّی همه جا را پر كرد، به‏خاطر این بُعد بود.
البته اسلام در كنار رشد مادّی جامعه‏، رشد معنوی هم ایجاد می‏كند. می‏گوید كه باید به درِ خانه‏ی خدا بروید: «قل ما یعبؤا بكم ربی لو لا دعاؤُكم.» باید دعا كنید. «و قال ربكم: ادعونی أستجب لكم.» باید دعا كنید تا از خدا جواب بشنوید. حیات انسان، جز در رابطه با خدا، معنا ندارد. حیات قلبی و روحی و معنوی انسان، جز در ارتباط با خدا، مفهوم پیدا نمی‏كند. به مجرّد اینكه كسی از خدا غفلت كند، قلب، زندگی خود را از دست می‏دهد و روح، میرا می‏شود. اگر دوباره ذكر و توجّه به سراغش بیاید، جان می‏گیرد، و الّا خواهد مرد. اگر رویكرد مجدّدش به خدا و معنویات، به طول انجامد، تبدیل به جماد خواهد شد. این را اسلام و آیات قرآن به ما می‏گوید: «أ لم یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه.» و یا: «ألا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب.» این‏ها در اسلام است. یعنی همان اسلامی‏ كه می‏گوید «به سراغ كشف منابع طبیعی و ساختن این دنیا بروید؛ ابزار مادّی را به دست بگیرید؛ ذهن را مجهّز به علم كنید؛ دنیا را طبیعت را مادّه را و منابع را بشناسید و كشف كنید و پرورش دهید، چون از آنِ شماست»؛ یادآور می‏شود كه «این همه را برای خدا بكنید؛ به یاد خدا باشید؛ ذكر خدا را از دل بیرون نكنید و همه‏ی این حركات را به صورت عبادت انجام دهید.»
جمعِ بین تلاش و سازندگی مادّی با تلاش و سازندگی معنوی، یعنی همین. لذا شما می‏بینید كه آن كسی كه در اسلام، اهل سازندگی مادّی است، ازهد خلق اللّه هم اوست. امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، با دست خود چاه و قنات حفر كرد و آن‏گاه كه آب به ضخامت گردن شتر فوران نمود، از چاه بیرون آمد؛ با همان لباسِ كار گل‏آلود، كنار چاه نشست و بر كاغذ نوشت كه «این آب را برای فقرا وقف كردم و صدقه قرار دادم.» یعنی چون به آبادانی جایی پرداخت، آناً در راه خدا انفاق می‏كند. منفق‏ترین، سازنده‏ترین، به ماده پردازنده‏ترین؛ و از لحاظ معنا، برترین و بالاترین. این، نتیجه‏ی تربیت و نشانگر برنامه‏ی رفاه مادّی و معنوی اسلام است.
عوامل بقا را در اسلام مشاهده كنید! یكی از عوامل بقا، همین عاشوراست. یكی از عوامل بقا، امر به معروف و نهی از منكر است. بدیهی است كه در جامعه، فساد به وجود می‏آید. هیچ اجتماع بشری نیست كه در آن، فساد به وجود نیاید. این فساد، چگونه باید برطرف شود؟ بعضی كسان تا چشمشان به مظاهر فساد می‏افتد، می‏گویند «پس مسئولین كجایند كه بیایند فساد را از بین ببرند؟!» غالباً فسادی را كه به چشم می‏بینند فریاد برمی‏آورند و سراغ از مسئولین می‏گیرند. اما آن فسادی كه به چشم دیده می‏شود، خیلی كوچك‏تر از فسادهایی است كه با چشم ظاهری در كوچه و بازار و خیابان نمی‏شود دید. كسانی كه واردند، می‏دانند و می‏فهمند كه فسادهای كلان، اغلب از دیده‏ها پنهان است. لذا محیط جامعه باید به گونه‏ای باشد كه اگر در آن فسادی پدیدار شد، فرصت رشد پیدا نكند و زود از بین برود. مثل جریانهای عظیم آب.
رودخانه‏های عظیم دنیا را مشاهده می‏كنید؟ هرچه در این رودخانه‏ها آلودگی و كثافت بریزند، كمی آن طرف‏تر، تلاطم آب، سر به سنگ كوبیدن آب و حركت آب، مواد مضر را از بین می‏برد و در عوض، مواد حیاتی تولید می‏كند. محیط جامعه، باید این‏گونه باشد. باید چنان زلال باشد كه اگر كسی قطره‏ی فسادی هم در آن چكاند، خودِ جامعه، آن را هضم كند و از بین ببرد. چگونه امكان‏پذیر است؟ با امر به معروف، با نهی از منكر و با دعوت به خیر. قرآن می‏فرماید: «ادع الی سبیل ربّك بالحكمة.» حكمت، حكمت، حكمت. اندیشه‏ی مستحكم را تعبیر به حكمت می‏كنند. حكمت، كه انبیا به آن ممتازند و از آنِ بندگان برگزیده و صالح است، همان فكر مستحكمی است كه هیچ ابزار عقلانی نمی‏تواند آن را نفی كند و از بین ببرد. هیچ استدلال و تجربه‏ای هم نمی‏تواند آن را خنثی كند. شما در قرآن به آیاتی كه حكمت را معیّن می‏كند، بنگرید، و ببینید چه چیزهایی است: «ذلك ممّا اوحی الیك ربّك من‏ الحكمة.» چیزهایی است كه اگر بشریت تا ابد هم تلاش كند، نمی‏تواند آن‏ها را رد كند. هیچ منكری، هیچ مغرضی، هیچ معاندی نمی‏تواند در ردّ آن‏ها بكوشد. حكمت یعنی مستحكم‏ترین افكار و اندیشه‏ها. اینكه حكما، حكمت را «صیرورة الانسان عالما مضاهیا للعالم الحسّی» می‏گویند، همان است. یعنی چنان افكار برجسته و مستحكم و غیر قابل خدشه‏ای در روح او- بنده‏ی برگزیده و صالح- گسترش پیدا كرده است، كه خود تبدیل به یك عالَم شده است و شما می‏توانید كون را وجود را، و همه‏ی گیتی را در سخن او، در اشاره‏ی او و در اقدام او مشاهده كنید.
این، حكمت است. آن وقت «ادع الی سبیل ربّك بالحكمة.» این‏گونه مردم را به سوی خدا دعوت كنید. «و الموعظة الحسنة.» «و جادلهم بالتی هی احسن.» این هم هست. یعنی این‏ها عوامل بقاست. این‏ها هست كه تفكر اسلامی تا امروز توانست بماند.
عزیزان من! روحانیت باید بداند كه نظام و جامعه‏ی اسلامی، اگر خود را به گونه‏ای كه اسلام فرموده است شكل دهد، و عوامل بقا را در خود فراهم كند، هیچ نیرویی در دنیا قادر به مقابله با آن نخواهد بود؛ نه نیروی مادّی و نه نیروی نظامی، كه پیوسته تهدید می‏كنند هواپیما می‏آید؛ موشك می‏آید، چه می‏آید، چه می‏آید. مگر می‏توانند؟! ایادی استكبار به مدّت هشت سال كشور ما را تهدید كردند و به تهدیدهای خود، جامه‏ی عمل هم پوشاندند. در طی این مدّت چه غلطی كردند كه بعد از این بتوانند بكنند؟! امروز استكبار جهانی، نیروی علمی و خیل رجل خود را بسیج كرده تا بلكه بتواند با تفكّر و فرهنگ و ابزار دانش، تفكّر اسلامی را متزلزل كند. اما با این ترفند هم، نخواهد توانست كاری از پیش ببرد. البته، شرط ناكامی و ناتوانی استكبار این است كه در اینجا، همان‏گونه كه اسلام فرموده است، عمل شود. یعنی: «ادْعُ الی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْموعِظَةِ الْحَسَنَةِ.» در این صورت، حتّی با ابزارهای فساد هم نخواهد توانست كاری كند.
عوامل استكبار، امروز فیلم بد درست می‏كنند، نوار بد درست می‏كنند، حرفهای بد درست می‏كنند، شعر بد می‏گویند، داستان بد می‏نویسند و این همه را، در داخل كشور، بین نوجوانان، جوانان و مردم عادّی پخش و منتشر می‏كنند و یا از طریق ماهواره، رواج می‏دهند. این مورد اخیر- ماهواره- واقعاً گنداب فسادی است كه تیرهای زهرآگین خود را به سمت ملتها و كشورها هدف‏گیری می‏كند. بحمد اللّه سال گذشته، مجلس شورای اسلامی، با حسن فهم قضیه، ماهواره را ممنوع كرد. با این همه، اگر در جامعه، به دستور اسلام و فرموده‏ی قرآن عمل شود، هیچ‏كدام از ابزار و عوامل فساد، نمی‏تواند كمترین اثری بكند. به معنای دقیق‏تر، توجّه از جوانب مختلف و امر به معروف و نهی از منكر، نمی‏گذارد دشمن پیروز شود. این است كه جامعه‏ی اسلامی، یك جامعه‏ی ماندگار است. این است كه «انّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ انّا لَهُ لَحافِظُونَ.» این است كه «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنْصُرُهُ.» این است كه «وَ الّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا.» این‏ها تعارف نیست كه خدا با ما كرده است. حال، قدرتمندان دنیا عربده بكشند و علیه نظام جمهوری اسلامی تهمت بزنند. بحمد اللّه اینجا بنای مستحكمی است. بنایی است كه هركس با آن زورآزمایی كند، دست و پنجه‏ی خودش را زخمی و مجروح خواهد كرد. امروز همه‏ی عوامل بقا و حیات، در نظام اسلامی هست. كسانی هم كه گاهی اوقات نسبت به بعضی از كارهای دینی و شعارهای اسلامی، اعتراض دارند و نِق می‏زنند كه «آقا؛ شما هم دیگر شورش را درآوردید! دائم راجع به ارزشهای اسلامی می‏گویید! فلان شعار دیگر چیست و فلان كار دیگر كدام است؟!» در واقع حرف دشمن را تكرار می‏كنند. دشمن مایل نیست كه اسلام به طور كامل پیاده شود؛ چون اگر اسلام به طور كامل پیاده شد، آسیب‏ناپذیر می‏گردد. حال، برای اینكه آسیب‏پذیر شود، باید چه كار كنند؟ باید ناقصش كنند. باید یك گوشه‏اش را نگذارند عمل شود. مثلًا نسبت به «لایحه‏ی قصاص» و «قانون مجازات»، جنجال آفرینی كنند.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از پاسداران - 1374/10/05
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عبرت ماجرای امام حسین این است كه انسان فكر كند در تاریخ و جامعه‌ی اسلامی‌؛ آن هم جامعه‌ای كه در رأس آن، شخصی مثل پیامبر خدا- نه یك بشر معمولی- قرار دارد و این پیامبر، ده سال با آن قدرت فوق تصوّر بشری و با اتّصال به اقیانوس لا یزال وحی الهی و با حكمت بی‌انتها و بی‌مثالی كه از آن برخوردار بود، در جامعه‌ حكومت كرده است و بعد باز در فاصله‌ای، حكومت علیّ بن ابی طالب بر همین جامعه جریان داشته است و مدینه و كوفه، به نوبت پایگاه این حكومت عظیم قرار گرفته‌اند؛ چه حادثه‌ای اتّفاق افتاده و چه میكروبی وارد كالبد این جامعه شده است كه بعد از گذشت نیم قرن از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیر المؤمنین علیهماالسّلام، در همین جامعه و بین همین مردم، كسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت می‌رسانند؟!
چه اتّفاقی افتاد و چطور چنین واقعه‌ای ممكن است رخ دهد؟ آن هم نه یك پسر بی‌نام و نشان؛ بل كودكی كه پیامبر اكرم، او را در آغوش خود می‌گرفت، با او روی منبر می‌رفت و برای مردم صحبت می‌كرد. او پسری بود كه پیامبر در باره‌اش فرمود: «حسین منّی و انا من حسین». رابطه‌ی بین این پدر و پسر، این‌گونه مستحكم بوده است. آن پسری كه در زمان حكومت امیر المؤمنین، یكی از اركان حكومت در جنگ و صلح بود و در سیاست مثل خورشیدی می‌درخشید. آن وقت، كار آن جامعه به جایی برسد كه همین انسان بارز و فرزند پیامبر، با آن عمل و تقوا و شخصیت فاخر و عزّت و با آن حلقه‌ی درس در مدینه و آن همه اصحاب و یاران علاقه‌مند و ارادتمند و آن همه شیعیان در نقاط مختلف دنیای اسلام را با آن وضعیت فجیع محاصره كنند و تشنه نگه دارند و بكشند و نه فقط خودش، بلكه همه‌ی مردانش و حتّی بچه‌ی ششماهه را قتل عام كنند و بعد هم زن و بچه‌ی این‌ها را مثل اسرای جنگی اسیر كنند و شهر به شهر بگردانند. قضیه چیست و چه اتّفاقی افتاده بود؟ این، آن عبرت است.
شما جامعه‌ی ما را با آن جامعه مقایسه كنید تا تفاوت آن دو را دریابید. ما در اینجا و در رأس جامعه، امام عظیم القدر را داشتیم كه بلاشك از انسانهای زمان ما بزرگتر و برجسته‌تر بود؛ اما امام ما كجا، پیامبر كجا؟ یك چنین نیروی عظیمی، به وسیله‌ی پیامبر در آن جامعه پراكنده شد كه بعد از وفات آن بزرگوار، تا دهها سال ضربِ دست پیامبر جامعه را پیش می‌برد. شما خیال نكنید این فتوحاتی كه انجام گرفت، از نفس رسول الله منقطع بود؛ این، ضرب دست آن بزرگوار بود كه جامعه‌ی اسلامی را پیش می‌برد و پیش برد. بنابراین، پیامبر اكرم در فتوحات آن جامعه و جامعه‌ی ما حضور داشت و دارد، تا وضع به اینجا رسید.
من، همیشه به جوانان و محصّلین و طلّاب و دیگران می‌گویم كه تاریخ را جدّی بگیرید و با دقّت نگاه كنید، ببینید چه اتفاقی افتاده است: «تلك أمّة قد خلت ». عبرت از گذشتگان، درس و آموزش قرآن است. اساس قضیه در چند نكته است كه حالا من نمی‌خواهم آن‌ها را در اینجا تحلیل و بیان كنم. مقداری را گفتم و مقداری هم باب محافل بحث و تدقیق است كه افراد اهل تحقیق بنشینند و روی كلمه كلمه‌ی این حرفها، دقّت كنند.
یكی از مسائلی كه عامل اصلی چنین قضیه‌ای شد، این بود كه رواج دنیاطلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حسّاسیتِ مسئولیت ایمانی را گرفت. اینكه ما روی مسأله‌ی فساد و فحشا و مبارزه و نهی از منكر و این چیزها تكیه می‌كنیم، یك علّت عمده‌اش این است كه جامعه را تخدیر می‌كند. همان مدینه‌ای كه اوّلین پایگاه تشكیل حكومت اسلامی بود، بعد از اندك مدّتی به مركز بهترین موسیقی‌دانان و آوازخوانان و معروف‌ترین رقّاصان تبدیل شد؛ تا جایی كه وقتی در دربار شام می‌خواستند بهترین مغنّیان را خبر كنند، از مدینه آوازه خوان و نوازنده می‌آوردند!
این جسارت، پس از صد یا دویست سال بعد انجام نگرفت؛ بلكه در همان حول‌وحوش شهادت جگر گوشه‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها و نور چشم پیامبر و حتی قبل از آن، در زمان معاویه اتّفاق افتاد! بنابراین، مدینه مركز فساد و فحشا شد و آقازاده‌ها و بزرگ‌زاده‌ها و حتی بعضی از جوانان وابسته به بیت بنی هاشم نیز، دچار فساد و فحشا شدند! بزرگان حكومت فاسد هم می‌دانستند چه كار بكنند و انگشت روی چه چیزی بگذارند و چه چیزی را ترویج كنند. این بلیّه، مخصوص مدینه هم نبود؛ جاهای دیگر هم به این‌گونه فسادها مبتلا شدند.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان - 1374/09/08
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مطلب اساسی این است كه بسیج، یك حركت بی‏ریشه و سطحی و صرفاً از روی احساسات نیست. بسیج یك حركت منطقی و عمیق و اسلامی‏ و منطبق بر نیازهای امروز دنیای اسلام و- به طریق اولی- جامعه‏ اسلامی‏ است. قرآن كریم می‏فرماید: «هو الّذی أیّدك بنصره و بالمؤمنین»؛ ای پیامبر! خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین، مؤیّد قرار داد و كمك كرد. این خیل عظیم مؤمنینی كه در اینجا مورد اشاره آیه قرآن قرار گرفته‏اند، عبارت دیگری است از آنچه كه امروز به نام «بسیج» در جامعه‏ ما وجود دارد. آیات دیگر قرآن هم، آنجا كه اشاره به مردم و آحاد مؤمن و انسانهای بااخلاص می‏كند، بسیجِ عزیزِ كم‏نظیرِ زمان ما را كه محصول فكر و درایت امام بزرگوار است، نشانه می‏گیرد.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان - 1374/09/08
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در حقیقت بسیج یك فرهنگ و یك حركت فرهنگی است. فرهنگ بسیجی، یعنی چیزی كه ما برای هریك از آحاد جامعه‏ اسلامی‏، آن را آرزو می‏كنیم. این كه می‏گوییم همه باید بسیجی باشند، معنایش همین است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان‌ - 1374/08/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اكنون نظام جمهوری اسلامی‌ در مقابل این نظام سلطه قرار گرفته است. اساس كار جمهوری اسلامی‌، عبارت است از اداره‌ی ملت و كشور ایران براساس مفاهیم و ارزشهای الهی كه از اسلام آموخته شده است. فرض بر این است كه این ارزشها می‌تواند یك جامعه‌ را سعادتمند كند؛ قطعاً هم چنین است و جامعه‌ را سعادتمند خواهد كرد. اساس سعادت در یك جامعه‌ عبارت است از اینكه آن جامعه‌ بتواند مستقل زندگی كند، بیندیشد، سازندگی كند، در كمال استقلال راه خود را برود و هدف خود را انتخاب كند. پس استقلال، اساس این حركت مهمّ اسلامی‌ است. كشور ما براساس استقلال و عدم تسلیم، در مقابل نظام سلطه می‌ایستد. این كشور بدون مبارزه، تلاش و مجاهدت نمی‌تواند پیش برود. كسانی كه خیال می‌كنند نظام جمهوری اسلامی‌ چون در دوران سازندگی است، دیگر با دشمنان خود مبارزه نمی‌كند، بسیار غافلند. مگر دشمن می‌گذارد كه ما سازندگی كنیم؟ دشمن نمی‌گذارد شما راه سعادت این ملت را پیش بگیرید و جلو بروید. مگر دشمن سلطه‌گر می‌تواند تحمّل كند كه ملتی مستقل باشد و دست سلطه‌گران را از زندگی خود كوتاه كند؟ آن‌ها نمی‌توانند تحمّل كنند. معارضه و حمله می‌كنند، انواع توطئه‌ها را به وجود می‌آورند؛ توطئه‌ی فرهنگی، اقتصادی، امنیتی- كه امروز نسبت به كشور ما به شدّت اعمال می‌شود- و چنانچه مقتضی و لازم بدانند، توطئه‌ی نظامی هم می‌كنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم ساری - 1374/07/22
عنوان فیش :حیات طیبه اسلام یعنی پیشرفت اقتصادی در کنار شکوفایی اخلاقی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, حیات طیبه
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
این[جامعه امریکا]، آن جامعه‌ای است که مادیّت دارد؛ اما معنویت ندارد. اسلام نمی‌خواهد این‌طور جامعه‌ای درست کند. اسلام می‌خواهد هم مادّه و هم معنا، هم پول و رفاه، هم ایمان و معنویت، هم پیشرفت اقتصادی و هم شکوفایی اخلاقی و معنوی در جامعه باشد. این حیات طیبه اسلام است؛ «فلنحیّنیه حیاة" طیّبة»(1).
1 ) سوره مبارکه النحل آیه 97
مَن عَمِلَ صالِحًا مِن ذَكَرٍ أَو أُنثىٰ وَهُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجزِيَنَّهُم أَجرَهُم بِأَحسَنِ ما كانوا يَعمَلونَ
ترجمه :
هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم؛ و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.


مربوط به :پیام به مناسبت گردهمایی سالیانه نماز - 1374/06/14
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اكنون هنگامی كه می‏بینیم نماز با این ویژگیها و كارسازی استثنایی‏اش، گستردگی‏یی به اندازه‏ی گستره‏ی همه‏ی جامعه‏ اسلامی‏، دارد، یعنی همه در هر حال و هرجا وظیفه دارند آن را به جای آورند و هیچ‏كس، هرگز از قلمرو این فریضه‏ی الهی بیرون نیست، در می‏یابیم كه اندازه‏ی تأثیر آن در تأمین شرط نیك‏بختی یك ملت و یك جامعه، چقدر زیاد است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی - 1374/04/21
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر مؤمنین، پرهیزكاران، باتقواها، آشنایان به معارف، معتقدین و پایبندان به ارزشهای الهی و اسلامی‏، احساس كردند كه محیط اجتماعی برای آن‏ها محیط راحت و مطلوب و قابل تنفّسی است، معلوم می‏شود كه در این جامعه‏، ارزشهای الهی حاكم است. نظام اسلامی باید تضمین كند كه ارزشهای الهی حاكم باشد. آیه‏ی مباركه‏ی «الّذین ان مكّنّاهم فی الارض اقاموا الصّلاة و آتُوا الزّكاة و امَروا بالمعروف و نَهوا عن المنكر »، ناظر به همین معناست؛ چون اگر در محیطی، حكّام، فرمانروایان و زمامداران، مردم را به نیكی امر كردند و از بدی بازداشتند و نماز را اقامه كردند، در آن محیط ارزشها رشد می‏كند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه - 1374/03/19
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حضرت در مكه، دو نامه نوشته است كه: یكی به رؤسای بصره و یكی به رؤسای كوفه است. در نامه‏ی حضرت به رؤسای بصره، این‏طور آمده است: «و قد بعث رسولی الیكم بهذا الكتاب و انا ادعوكم الی كتاب الله و سنة نبیّه فإن السنّة قد امیتت و البدعة قد احییت فإن تسمعوا قولی أهدیكم الی سبیل الرّشاد» ؛ من می‏خواهم بدعت را از بین ببرم و سنّت را احیا كنم؛ زیرا سنت را می‏رانده‏اند و بدعت را زنده كرده‏اند! اگر دنبال من آمدید، راه راست با من است؛ یعنی می‏خواهم همان تكلیف بزرگ را انجام دهم كه احیای اسلام و احیای سنّت پیغمبر و نظام اسلامی است.
بعد در نامه به اهل كوفه فرمود: «فلعمری ما الامام الا الحاكم بالكتاب و القائم بالقسط الدّائن بدین الحقّ الحابس نفسه علی ذلك الله و السّلام »؛ امام و پیشوا و رئیس جامعه‏ی اسلامی‏ نمی‏تواند كسی باشد كه اهل فسق و فجور و خیانت و فساد و دوری از خدا و این‏هاست. باید كسی باشد كه به كتاب خدا عمل كند. یعنی در جامعه‏ عمل كند؛ نه اینكه خودش در اتاق خلوت فقط نماز بخواند؛ بلكه عمل به كتاب را در جامعه زنده كند، اخذ به قسط و عدل كند و حق را قانون جامعه قرار دهد.
«الدّائن بدین الحق»، یعنی آیین و قانون و مقرّرات جامعه را حق قرار دهد و باطل را كنار بگذارد. «و الحابس نفسه علی ذلك للّه»؛ ظاهراً معنای این جمله این است كه خودش را در خطّ مستقیم الهی به هر كیفیّتی حفظ كند و اسیر جاذبه‏های شیطانی و مادّی نشود؛ و السّلام. بنابراین، هدف را مشخّص می‏كند.
امام حسین از مكه خارج شد. آن حضرت در بین راه در هركدام از منازل، صحبتی با لحنهای مختلف دارد. در منزلی به نام «بیضه»، در حالی كه حرّ بن یزید هم در كنار حضرت است- حضرت می‏رود، او هم در كنار حضرت می‏رود- به این منزل رسیدند و فرود آمدند. شاید قبل از اینكه استراحت كنند- یا بعد از اندكی استراحت- حضرت ایستاد و خطاب به لشكر دشمن، این‏گونه فرمود:

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1374/02/28
عنوان فیش : جامعه, جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه, جامعه اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ی ما، جامعه‌ای منعطف، با حال، با روحیّه، اهل عاطفه و تعطّف است.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/10/10
عنوان فیش :اخلاق یکی از مرزهای اسلام و جاهلیت
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی, جامعه جاهلی
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
یک جامعه یک وقت انسانهایی برخوردار از اخلاقهای صحیح دارد. آحاد آن جامعه مردمانی هستند با گذشت، متفکّر، عاقل، اهل خیر و احسان، اهل کمک به یکدیگر، دارای صبر در مشکلات، دارای حلم بر سختیها، دارای اخلاق و برخورد خوش با یکدیگر و دارای ایثار در آن جایی که مثلاً ایثار لازم است. برعکسش هم ممکن است صدق کند. یعنی مردمانی باشند که روابطشان با یکدیگر نه براساس رحم و مروّت و انصاف و اخلاقِ خوب که بر مبنای سودجویی تنظیم شده است. یکی، دیگری را تا وقتی قبول و تحمّل می‌کند که با منافع او سازگار باشد. اگر سازگار نبود، حاضر است او را نابود کند و از بین ببرد. این هم یک نوع جامعه است. این جامعه، جامعه‌ی جاهلی می‌شود و با جامعه‌ای که در آن مکارم اخلاق حاکم است و جامعه‌ی اسلامی نامیده می‌شود، فرق دارد. خصوصیت بعثت پیغمبر صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله دعوت به مکارم اخلاق بود. (1)این هم یک عنصر و نکته‌ی دیگر در حیات رسالی و بعثت پیغمبر. پس می‌توان گفت که در حقیقت یکی از مرزها و ممیّزه‌های اسلام و جاهلیت، مسأله‌ی اخلاق است.
1 )
سنن كبری،بیهقی ج10 ص 192 
تفسیر مجمع البیان ، فضل بن حسن طبرسى‏ ج 10 ص 86
مكارم الاخلاق ، رضى الدين حسن بن فضل طبرسى‏ ص 8
بحارالانوار،علامه مجلسی ج 67 ص 372 
كنزالعمال ،متقی هندی  ج 11 ص 420 ح 31969

« انما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ
ترجمه :
از پيامبر (ص) نقل شده است: همانا من فقط مبعوث شدم تا خصلت هاى پسنديده اخلاقى را كامل كنم.»


مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/10/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یك نكته‏ی دیگر در دعوت اسلامی، عبارت است از استقرار عدل در بین انسانها. خصوصیت جاهلیت، نظام ظالمانه بود. ستمگری، عرف رایج بود. این‏طور نبود كه گاهی یك نفر ظلم كند. بنای نظام جامعه بر ظلم و تبعیض و زورگوییِ قوی به ضعیف بود، زورگوییِ مرد به زن بود، زورگوییِ ثروتمند به بی‏پول بود، زورگوییِ ارباب به برده بود. باز همان اربابها به نوبه‏ی خودشان زورگویی‏های سلاطین و صاحبان قدرت را قبول می‏كردند. زور اندر زور بود. یكسره، زندگی مردم ظلم و تبعیض و زورگویی بود. این، خصوصیتِ زندگی جاهلی است. هرجا این‏طور باشد، جاهلی است. اسلام نقطه‏ی مقابل آن را آورد. استقرار عدل را آورد. «انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان» . این یكی از خصوصیات جامعه‏ی اسلامی‏ است. عدل فقط هم شعار نیست. جامعه‏ی اسلامی‏ باید دنبال عدالت هم برود و اگر عدالت نیست، آن را تأمین كند. اگر در دنیا دو نقطه وجود دارد كه یكی نقطه‏ی عدل و یكی نقطه‏ی ظلم است و هر دو هم غیر اسلامی‏ هستند، اسلام به آن نقطه‏ی عدل، و لو غیر اسلامی‏ است، توجّه موافق دارد. مهاجرینِ به حبشه را پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله خودش به حبشه فرستاد. یعنی آن‏ها را در پناه یك پادشاه كافر، به خاطر عدل قرار داد. به تعبیر دیگر، مردم را از خانه و زندگی و محیطزیست‏شان به خاطر ظلمی كه به آن‏ها می‏شد، دور كرد. این هم یك نقطه است. یعنی استقرار عدل، تبعیت از عدل، ترویج عدل، تلاش و مجاهدت برای عدل، بزرگداشت عدالت هرجا كه باشد- و لو در بلاد غیر مسلم- و تقبیح ظلم در هر نقطه‏ای از دنیا كه باشد. این هم یكی از خصوصیات اسلامی است و شما می‏بینید زندگی اسلامی و حیات مبارك پیغمبر صلی الله علیه و آله و تاریخ اسلامی در بهترین ازمنه و سالم‏ترین دورانهایش، حاكی از عدل‏پروری و عدالت‏جویی است. این هم یكی از ممیّزات بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله است. من این‏ها را به عنوان مثال عرض می‏كنم. توجّه كنید تا به نقطه‏ای برسیم كه بشود از آن‏ها سررشته‏ای برای حركت امروز پیدا كرد. صرفاً نمی‏خواهیم تاریخ یا معرفتی از معارف اسلامی را در ذهن بیان كنیم و ذهنیّت را بیاراییم. در نظام اسلامی مثلًا یك نقطه‏ی سوم فرض كنیم كه عبارت است از حركت به سمت مكارم اخلاق. این، باز غیر از آن دوتاست. یك جامعه‏ یك‏وقت انسان‏هایی برخوردار از اخلاقهای صحیح دارد. آحاد آن جامعه‏ مردمانی هستند باگذشت، متفكّر، عاقل، اهل خیر و احسان، اهل كمك به یكدیگر، دارای صبر در مشكلات، دارای حلم بر سختیها، دارای اخلاق و برخورد خوش با یكدیگر و دارای ایثار در آن جایی كه مثلًا ایثار لازم است. برعكسش هم ممكن است صدق كند. یعنی مردمانی باشند كه روابطشان با یكدیگر نه براساس رحم و مروّت و انصاف و اخلاقِ خوب كه بر مبنای سودجویی تنظیم شده است. یكی، دیگری را تا وقتی قبول و تحمّل می‏كند كه با منافع او سازگار باشد. اگر سازگار نبود، حاضر است او را نابود كند و از بین ببرد. این هم یك نوع جامعه‏ است. این جامعه‏، جامعه‏ی جاهلی می‏شود و با جامعه‏ای كه در آن مكارم اخلاق حاكم است و جامعه‏ی اسلامی نامیده می‏شود، فرق دارد. خصوصیت بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله دعوت به مكارم اخلاق بود. این هم یك عنصر و نكته‏ی دیگر در حیات رسالی و بعثت پیغمبر. پس می‏توان گفت كه در حقیقت یكی از مرزها و ممیّزه‏های اسلام و جاهلیت، مسأله‏ی اخلاق است.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/10/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز پرچم اسلام را جمهوری اسلامی بلند كرده است. یعنی پرچم بعثت را. یعنی همین ارزشها را كه در بعثت هست و باید در تأمین آن‌ها بكوشد. اگر قرار باشد كه به اسم اكتفا كنیم، این دیگر اسلام نیست. باید توحید به معنای حقیقی كلمه و تسلیم در مقابل پروردگار رواج پیدا كند. باید نظام اجتماعی، نظامی عادلانه و نظام اخلاقی جامعه، نظامی انسانی و عاطفی و مبتنی بر فضائل باشد. در مقابلِ هرچه غیر خدا، تسلیم و عبودیّت نباشد، تبعیت نباشد، نفوذپذیری نباشد. بخصوص باید آن اعدا عدوِّ انسان كه همان «نفسك الّتی بین جنبیك » است و هواهای نفسانی كه «مادر بتها، بت نفس شماست» و از همه‌ی بتها بالاتر و خطرناك‌تر است، مقهور شود. باید مبارزه با بتها، از جمله بت نفس، رایج باشد. نمی‌گوییم كه انسانها یكسره تبدیل به فرشته شوند، اما یكسره تبدیل به انسان‌هایی شوند كه در این راه تلاش و مبارزه می‌كنند. نفسِ این مبارزه، تقوا نامیده می‌شود. هر انسان و هر جامعه‌ای كه چنین تلاش و مبارزه‌ای بكند، متّقی و پرهیزكار است. این، یك بعد قضیه است. دنیای جاهلیت دنیایی به حساب می‌آید كه فاقد اركان و ارزشهایی است كه ما سه چهار موردش را عرض كردیم. مسلماً محتوای بعثت و خطوط اساسی جامعه‌ی اسلامی‌، دارای اركان و ارزشهایی بیش از سه چهار مورد است. جامعه‌ی جاهلی جامعه‌ای است كه از ارزشهای مورد اشاره، تهی است و درست نقطه‌ی مقابل جامعه‌ اسلامی قرار دارد. حال با این نقطه‌ی مقابل- جامعه‌ی جاهلی- چگونه باید برخورد كرد؟ غلط است اگر خیال كنیم در مقابل جامعه‌ی جاهلی، ما كه جامعه‌ی اسلامی هستیم باید برخورد خصمانه داشته باشیم؛ نه. برخورد ما باید برخورد دلسوزانه باشد. یعنی ارزشها را به دنیایی كه محتاج ارزشهای اسلامی است، معرفی كنیم. این قدم اوّل است. بعد اگر خودمان إن شاء اللّه برخوردار از این ارزشها هستیم، آن‌ها را به نقطه‌ی مقابل منتقل كنیم. دشمنی و ستیزه‌گری‌ای كه در اسلام وجود دارد، نسبت به كسانی است كه مانع این تبادلند، مانع این نقل و انتقالند و مانع این تبدّل و تحوّل در درون نظام اسلامی‌اند. آن‌ها هستند كه معارضند و با معارض، طبعاً اسلام برخورد معارضه‌آمیز می‌كند. لكن دنیا، دنیایی است كه امروز به پیام اسلامی نیازمند است.
پس، نكته‌ای كه بنده امروز خواستم عرض كنم این است كه پیام بعثت، برای خود ما یك پیام سازنده و یك درس است. این پیام، صرفاً یك قرارداد اجتماعی نیست؛ بلكه یك حركت است و بیش از همه، مسئولین نظام باید خودشان را به این حركت آرایش دهند. هریك از ما كه در این نظام، مسئول هستیم باید تسابق به این حركت كنیم. البته آحاد انسانها مسئولند؛ منتها خصوصیت ما این است كه مسئولیتِ جمع كثیری را بر دوش داریم و این بار، سنگینی می‌كند. اوّلین مسئله این است كه ما بكوشیم فراتر از یك امر قراردادی حركت كنیم. اینكه بگوییم دیروز این جامعه، جامعه‌ای طاغوتی بود، امروز بنا را بر این بگذاریم كه اینجا یك جامعه اسلامی است، كافی نیست. جامعه‌ی ما در این پانزده سال به بركت رهبریِ بزرگ‌مردی كه حقیقتاً متأثّر از اسلام بود، به جامعه‌ای اسلامی تبدیل شد. امام بزرگوار، حقیقتاً با همه‌ی وجود، اسلام را درك می‌كرد، آیات قرآن را می‌نیوشید و از آن بهره می‌برد. او خود را با معارف اسلامی و قرآنی تطبیق می‌كرد و به مردم نیز چنین توصیه‌ای می‌نمود. نتیجه‌ی آن حركت هم، خیل عظیم جوانان مؤمن و مردمان متّقی و مردان و زنان مجاهد فی سبیل الله در جامعه ماست كه بحمد اللّه كم هم نیستند و از همه جا بیشترند. اما این حركت باید همان‌طور با شدّت و قوّت ادامه پیدا كند. شما به تبلیغات دشمن نگاه نكنید. رسانه‌هایی كه با پولهای حرامِ زورمندان و زرمندان اداره می‌شوند و جهت می‌یابند ارزشی ندارند. حرفهای آن‌ها كه از رادیوها پخش می‌شود فاقد ارزش است و قیمتی ندارد. آن‌ها در حقیقت، برف انبار می‌كنند. معلوم است كه هرچه می‌گویند ناشی از حقد و حسد و بغض نسبت به اسلام است. بالاتر از همه، ناشی از آن است كه از اسلام می‌ترسند. معلوم است كه اسلام و قرآن برای زورمداران و قدرت‌مدارانی كه دنیا را برای خودشان می‌خواهند و امروز، ملت ما به حق، آن‌ها را استكبار جهانی می‌نامد، خطرناك است. خودشان هم می‌گویند خطرناك است. راست هم می‌گویند. حقیقتش نیز همین است. از روی حقد حسد و بغض و كینه، عبارات و الفاظ را باهم درمی‌آمیزند، انواع و اقسام شیوه‌های تبلیغاتی را همراهش می‌كنند و برای یك رادیو، ساعتها خوراك تدارك می‌بینند! حرفهای بی‌پایه و اساس كه دلیل نمی‌شود.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/10/10
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یك نكته‏ی دیگر كه آن را نكته‏ی آخر قرار می‏دهم، محدود نشدن دیدها به زندگی دنیاست. این هم نكته‏ای اساسی است. یكی از خصوصیات نظام جاهلی این است كه انسان‏هایش همه چیز را در زندگی دنیا می‏دانند. اگر در زندگی دنیا؛ یعنی همین خورد و خواب و آنچه كه به شخص انسان مربوط می‏شود، توانستند چیزی به دست آورند، خود را برنده به حساب می‏آورند. اما اگر بنا شد تلاشی بكنند و كاری انجام دهند كه محصول آن در این دنیا به دست انسان نمی‏رسد، خود را فریب خورده، شكست خورده و زیان كرده به حساب می‏آورند. این یكی از خصوصیات زندگی جاهلی است. اینكه انسان كاری بكند و آن را به حساب خدا و معنویت و روز جزا بگذارد، در زندگی جاهلی وجود ندارد. اسلام یكی از خصوصیات را هم این قرار داد كه همه‏ی زندگی و همّت انسان، محدود به حیات دنیا نباشد. این خصوصیات بعثت است كه نقطه‏ی مقابل آن، جاهلیت قرار دارد.
امروز پرچم اسلام را جمهوری اسلامی بلند كرده است. یعنی پرچم بعثت را. یعنی همین ارزشها را كه در بعثت هست و باید در تأمین آن‏ها بكوشد. اگر قرار باشد كه به اسم اكتفا كنیم، این دیگر اسلام نیست. باید توحید به معنای حقیقی كلمه و تسلیم در مقابل پروردگار رواج پیدا كند. باید نظام اجتماعی، نظامی عادلانه و نظام اخلاقی جامعه، نظامی انسانی و عاطفی و مبتنی بر فضائل باشد. در مقابلِ هرچه غیر خدا، تسلیم و عبودیّت نباشد، تبعیت نباشد، نفوذپذیری نباشد. بخصوص باید آن اعدا عدوِّ انسان كه همان «نفسك الّتی بین جنبیك » است و هواهای نفسانی كه «مادر بتها، بت نفس شماست» و از همه‏ی بتها بالاتر و خطرناك‏تر است، مقهور شود. باید مبارزه با بتها، از جمله بت نفس، رایج باشد. نمی‏گوییم كه انسانها یكسره تبدیل به فرشته شوند، اما یكسره تبدیل به انسان‏هایی شوند كه در این راه تلاش و مبارزه می‏كنند. نفسِ این مبارزه، تقوا نامیده می‏شود. هر انسان و هر جامعه‏ای كه چنین تلاش و مبارزه‏ای بكند، متّقی و پرهیزكار است. این، یك بعد قضیه است. دنیای جاهلیت دنیایی به حساب می‏آید كه فاقد اركان و ارزشهایی است كه ما سه چهار موردش را عرض كردیم. مسلماً محتوای بعثت و خطوط اساسی جامعه‏ی اسلامی، دارای اركان و ارزشهایی بیش از سه چهار مورد است. جامعه‏ی جاهلی جامعه‏ای است كه از ارزشهای مورد اشاره، تهی است و درست نقطه‏ی مقابل جامعه‏ اسلامی‏ قرار دارد. حال با این نقطه‏ی مقابل- جامعه‏ی جاهلی- چگونه باید برخورد كرد؟ غلط است اگر خیال كنیم در مقابل جامعه‏ی جاهلی، ما كه جامعه‏ی اسلامی هستیم باید برخورد خصمانه داشته باشیم؛ نه. برخورد ما باید برخورد دلسوزانه باشد. یعنی ارزشها را به دنیایی كه محتاج ارزشهای اسلامی است، معرفی كنیم. این قدم اوّل است. بعد اگر خودمان إن شاء اللّه برخوردار از این ارزشها هستیم، آن‏ها را به نقطه‏ی مقابل منتقل كنیم. دشمنی و ستیزه‏گری‏ای كه در اسلام وجود دارد، نسبت به كسانی است كه مانع این تبادلند، مانع این نقل و انتقالند و مانع این تبدّل و تحوّل در درون نظام اسلامی‏اند. آن‏ها هستند كه معارضند و با معارض، طبعاً اسلام برخورد معارضه‏آمیز می‏كند. لكن دنیا، دنیایی است كه امروز به پیام اسلامی نیازمند است.
پس، نكته‏ای كه بنده امروز خواستم عرض كنم این است كه پیام بعثت، برای خود ما یك پیام سازنده و یك درس است. این پیام، صرفاً یك قرارداد اجتماعی نیست؛ بلكه یك حركت است و بیش از همه، مسئولین نظام باید خودشان را به این حركت آرایش دهند. هریك از ما كه در این نظام، مسئول هستیم باید تسابق به این حركت كنیم. البته آحاد انسانها مسئولند؛ منتها خصوصیت ما این است كه مسئولیتِ جمع كثیری را بر دوش داریم و این بار، سنگینی می‏كند. اوّلین مسئله این است كه ما بكوشیم فراتر از یك امر قراردادی حركت كنیم. اینكه بگوییم دیروز این جامعه، جامعه‏ای طاغوتی بود، امروز بنا را بر این بگذاریم كه اینجا یك جامعه اسلامی است، كافی نیست. جامعه‏ی ما در این پانزده سال به بركت رهبریِ بزرگ‏مردی كه حقیقتاً متأثّر از اسلام بود، به جامعه‏ای اسلامی تبدیل شد. امام بزرگوار، حقیقتاً با همه‏ی وجود، اسلام را درك می‏كرد، آیات قرآن را می‏نیوشید و از آن بهره می‏برد. او خود را با معارف اسلامی و قرآنی تطبیق می‏كرد و به مردم نیز چنین توصیه‏ای می‏نمود. نتیجه‏ی آن حركت هم، خیل عظیم جوانان مؤمن و مردمان متّقی و مردان و زنان مجاهد فی سبیل الله در جامعه ماست كه بحمد اللّه كم هم نیستند و از همه جا بیشترند. اما این حركت باید همان‏طور با شدّت و قوّت ادامه پیدا كند. شما به تبلیغات دشمن نگاه نكنید. رسانه‏هایی كه با پولهای حرامِ زورمندان و زرمندان اداره می‏شوند و جهت می‏یابند ارزشی ندارند. حرفهای آن‏ها كه از رادیوها پخش می‏شود فاقد ارزش است و قیمتی ندارد. آن‏ها در حقیقت، برف انبار می‏كنند. معلوم است كه هرچه می‏گویند ناشی از حقد و حسد و بغض نسبت به اسلام است. بالاتر از همه، ناشی از آن است كه از اسلام می‏ترسند. معلوم است كه اسلام و قرآن برای زورمداران و قدرت‏مدارانی كه دنیا را برای خودشان می‏خواهند و امروز، ملت ما به حق، آن‏ها را استكبار جهانی می‏نامد، خطرناك است. خودشان هم می‏گویند خطرناك است. راست هم می‏گویند. حقیقتش نیز همین است. از روی حقد حسد و بغض و كینه، عبارات و الفاظ را باهم درمی‏آمیزند، انواع و اقسام شیوه‏های تبلیغاتی را همراهش می‏كنند و برای یك رادیو، ساعتها خوراك تدارك می‏بینند! حرفهای بی‏پایه و اساس كه دلیل نمی‏شود.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/10/10
عنوان فیش : عدالت, عدالت‏خواهی, جامعه اسلامی, استقرار عدالت, حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی
کلیدواژه(ها) : عدالت, عدالت‏خواهی, جامعه اسلامی, استقرار عدالت, حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جامعه‌ى اسلامى باید دنبال عدالت هم برود و اگر عدالت نیست، آن را تامین کند.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1373/06/04
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
همه‌ی سعی دولت محترم و خدمتگزار، این باشد كه ارزشهای اسلامی‌ را هرچه بیشتر در جامعه‌ زنده كند. بالاترین ارزش هم، ارزش تقواست. تقوا عاملی است كه ما را در راه اسلام حفظ می‌كند. تقوا یعنی اینكه مواظب خود باشیم. این امر به گروه خاصّی اختصاص ندارد و هر فردی را در هرجا كه هست و هر عضوی از اجزای دولت را- از اجزای عالی‌رتبه تا كارمندان معمولی- در برمی‌گیرد. هر فردی از آحاد مردم، در هرجای كشور كه زندگی می‌كند، مراقب باشد كه از جاده‌ی اسلام تخطّی نكند.