[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : مردمسالاری دینی
کلیدواژه(ها) : مردمسالاری دینی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
این‌که ما امروز مردم‌سالاری دینی را مطرح می‌کنیم، چیزی غیر از ترجمه‌ی جمهوری اسلامی نیست. امروز بعضی‌ها به صورت مبالغه‌آمیز و گاهی بشدت غیرمنصفانه دم از مردم‌سالاری می‌زنند. مردم‌سالاری چیزی نیست که در ایران سابقه‌ی تاریخی داشته باشد - اصلا وجود نداشته - این حقیقت و این مفهوم با جمهوری اسلامی در کشور تعریف شد و تحقق پیدا کرد. البته دامنه‌ی مردم‌سالاری را می‌شود گسترش داد، می‌شود کیفیت داد، می‌شود هر چیزی را برتر کرد - در این شکی نیست - اما نباید نسبت به جمهوری اسلامی بی‌انصافی کرد. جمهوری اسلامی را انقلاب در مقابل ما گذاشت. ما فهمیدیم دو چیز معتبر است: یکی این‌که باید مردم تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و حرکت کنند؛ این جمهوری است. یکی این‌که هدفها و آرمانهای این انتخاب و این حرکت را اسلام باید برای ما ترسیم کند. می‌توانست به جای اسلام چیز دیگری باشد. مگر در دنیا چیست؟ شما خیال می‌کنید اهداف و آرمانهای جمهوری‌های لیبرال دمکراسی دنیا چیست؟ چه کسانی این اهداف را تعریف می‌کنند؟ آیا متفکران و انسان‌دوستان و دلسوختگان بشریتند که می‌نشینند اینها را ترسیم می‌کنند؟ یا نه، مسلطین بر حکومتها و قدرتهای جهانی‌اند؛ کارتلها، تراستها، سرمایه‌دارها و امروز بیش از همه صهیونیست‌ها؟ البته کاملا متصور و ممکن است و امروز جلوی چشممان داریم می‌بینیم که اینها آرمانهای واقعی را برای مردم تبیین نمی‌کنند. من دیروز یا پریروز در یکی از دیدارها گفتم، الان هم به شما عرض می‌کنم: امروز تبلیغات جهانی دارد سر بشریت را کلاه می‌گذارد. دم از حقوق بشر می‌زنند، در حالی‌که برای گردانندگان امروز دنیا چیزی که مطرح نیست، حقوق بشر است. دم از دمکراسی می‌زنند، در حالی‌که پیروان نظامهای لیبرال دمکراسی امروز دنیا یقینا دمکرات نیستند. حالا یک وقت در کشوری مردم با یک امید، کسانی از دنباله‌روهای آنها را با هفتاد درصد یا هشتاد درصد انتخاب کنند، بحث دیگری است؛ اما امروز در کشورهایی که نظام لیبرال دمکراسی جاافتاده است - مثل دمکراسی‌های اروپا و امریکا - دمکراسی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ درعین‌حال دم از دمکراسی می‌زنند و برای این دمکراسی به عراق و افغانستان هم لشکرکشی می‌کنند! این‌قدر اینها پررویند. اینها دارند سر بشریت کلاه می‌گذارند.


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : تحول ‌و ارتقاء‌ علوم‌ انسانی
کلیدواژه(ها) : تحول ‌و ارتقاء‌ علوم‌ انسانی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
چرا ایران باید در ردیف کشورهای به‌اصطلاح در حال توسعه - یعنی توسعه‌نیافته - قرار بگیرد؟ «در حال توسعه» یک تعبیر تعارف‌آمیز است؛ یعنی عقب‌مانده و توسعه‌نیافته. مگر ذهن و استعداد و قدرت فکری ما از کسانی که امروز دویست سال در دنیای علم پیشتازند، کمتر است؟ می‌بینید که کمتر نیست. آنها از لحاظ علمی دویست سال از ما جلوترند؛ این گناهِ پادشاهان است؛ گناهِ نظام دیکتاتوری است؛ گناهِ خاندان‌های پلیدی است که بر این کشور حکومت کردند؛ گناهِ خاندان پهلوی است. همین احساسی که امروز من و شما داریم و باید در این کشور حاکم می‌بود، یک روز آن را کوبیدند و خفه کردند. چرا خفه کردند؟ چون رؤسای این کشور، دست‌نشانده‌های همان قدرتهایی بودند که نمی‌خواستند این کشور این‌طور حرکت و رشد کند؛ نمی‌خواستند این منبع ثروتِ مفت و مجانی را از دست بدهند. اگر صاحب خانه بیدار باشد، دزد نمی‌تواند وسایل خانه را جلوی چشم او جمع کند و ببرد. یا باید صاحب‌خانه را خواب کنند، یا باید دست و پایش را ببندند؛ والّا اگر بیدار باشد، دست و پایش باز باشد و قدرت هم داشته باشد، مگر به دزد اجازه می‌دهد؟ کسانی که می‌خواستند ایرانی خواب باشد، دست و پایش بسته باشد و حرکتی در راه مالک شدنِ موجودی و ثروت طبیعی خود نکند، آمدند کسانی را در رأس این مملکت گذاشتند. رضاخان را انگلیسی‌ها گذاشتند؛ محمدرضا را اتحادی میان انگلیس و امریکا بر این مملکت گذاشت. پنجاه‌وچند سال اینها این مملکت را در درخشان‌ترینِ فرصتهای جهانی معطل و معوق گذاشتند. نه فقط از لحاظ سیاسی و امنیتی، بلکه از لحاظ فرهنگی نیز ما را عقب نگه داشتند. من که می‌گویم تهاجم فرهنگی، عده‌یی خیال می‌کنند مراد من این است که مثلاً پسری موهایش را تا این‌جا بلند کند. خیال می‌کنند بنده با موی بلندِ تا این‌جا مخالفم. مسأله‌ی تهاجم فرهنگی این نیست. البته بی‌بندوباری و فساد هم یکی از شاخه‌های تهاجم فرهنگی است؛ اما تهاجم فرهنگیِ بزرگتر این است که اینها در طول سالهای متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق کردند که تو نمی‌توانی؛ باید دنباله‌رو غرب و اروپا باشی. نمی‌گذارند خودمان را باور کنیم. الان شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیک و در ریاضی و غیره یک نظریه‌ی علمی داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج و نوشته شده‌ی دنیا باشد، عده‌یی می‌ایستند و می‌گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه‌ی فلانی است؛ حرف شما در روان‌شناسی، مخالف با نظریه‌ی فلانی است. یعنی آن‌طوری که مؤمنین نسبت به قرآن و کلام خدا و وحی الهی اعتقاد دارند، اینها به نظرات فلان دانشمند اروپایی همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند! جالب این‌جاست که آن نظریات کهنه و منسوخ می‌شود و جایش نظریات جدیدی می‌آید؛ اما اینها همان نظریات پنجاه سال پیش را به عنوان یک متن مقدس و یک دین در دست می‌گیرند! دهها سال است که نظریات پوپر در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کهنه و منسوخ شده و دهها کتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند؛ اما در سالهای اخیر آدمهایی پیدا شدند که با ادعای فهم فلسفی، شروع کردند به ترویج نظریات پوپر! سالهای متمادی است که نظریات حاکم بر مراکز اقتصادی دنیا منسوخ شده و حرفهای جدیدی به بازار آمده است؛ اما عده‌یی هنوز وقتی می‌خواهند طراحی اقتصادی بکنند، به آن نظریاتِ کهنه‌ی قدیمی نگاه می‌کنند! اینها دو عیب دارند: یکی این‌که مقلدند، دوم این‌که از تحولات جدید بی‌خبرند؛ همان متن خارجی را که برای آنها تدریس کرده‌اند، مثل یک کتابِ مقدس در سینه‌ی خود نگه داشته‌اند و امروز به جوانهای ما می‌دهند. کشور ما مهد فلسفه است، اما برای فهم فلسفه به دیگران مراجعه می‌کنند!

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : عدالت و پیشرفت
کلیدواژه(ها) : عدالت و پیشرفت
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مطالبی که عزیزان ما در این‌جا فرمودند، اکثر آنها حرفهای دل ما هم هست؛ چیزهایی است که سالها ذهن بنده و به تبع ذهن، تحرک و فعالیت بنده را به خود اختصاص داده است؛ پیش هم رفته‌ایم و کار هم کرده‌ایم؛ ولی تلاش لازم است. اینها حرفهای ماست و واقعا باید به همه‌ی این عزیزان عرض کنم که جانا! سخن از زبان ما می‌گویی. اهمیت دادن به دانشجو، مسأله‌ی اشتغال، مسأله‌ی ازدواج، مسائل مربوط به تحقیقات علمی، اهتمام به جنبه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دانشگاه‌ها، تکریم اهل دانش - چه دانشجو و چه استاد - حرفهایی است که دنبال آنها هستیم و من خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که می‌بینم این حرفها امروز به‌صورت یک سخن همگانی درآمده است. اینها را دیگر فقط ما نمی‌گوییم؛ شما به ما می‌گویید. من خوشحالم که جوان عزیز ما این‌جا بایستد و راجع به مسأله‌ی کشف استعدادها در سراسر کشور به من توصیه کند. یا وقتی شما جوانها راجع به پیگیری عدالت و یا شایسته‌سالاری مطالبی به ما بگویید، هنگامی که بازخورد این سخن در فضای عمومی جامعه سنجیده شود، ارزیابی ما از پیشرفت مسائل کشور، ارزیابی دیگری خواهد بود. ما پیش رفته‌ایم؛ اینها دلیل پیشرفت است. یکی از عزیزان در این‌جا از من عذرخواهی کردند، به‌خاطر این‌که فقط نقاط ضعف را می‌گویند و به نقاط مثبت اشاره‌یی نمی‌کنند. من می‌خواهم به این عزیزمان و به بقیه‌ی جوانها و به اکثر شماها بگویم که نقطه‌ی مثبت، خود شما هستید؛ لازم نیست بگویید. همین که جوان ما با این مایه‌ی از فهمیدگی و این نشانه‌های فرهیختگی این‌جا می‌آید و با ما حرف می‌زند، بزرگترین نقطه‌ی مثبت است. خدا را شاکر و سپاسگزارم از این‌که بنده را در زمانی قرار داده که با این همه انسان خوب، با این‌همه دل نورانی و با این‌همه جوان خوش‌عاقبت و مبارک زندگی می‌کنم. شانه‌ام زیر بار مسؤولیت سنگینی هم قرار دارد؛ البته این برای خود من نگرانی دارد، اما پیش خدای متعال سپاسگزاری هم دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : آرمانخواهی
کلیدواژه(ها) : آرمانخواهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
نباید نسبت به جمهوری اسلامی بی‌انصافی کرد. جمهوری اسلامی را، انقلاب در مقابل ما گذاشت. ما فهمیدیم دو چیز معتبر است: یکی این‌که باید مردم تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و حرکت کنند؛ این جمهوری است. یکی این‌که هدفها و آرمانهای این انتخاب و این حرکت را اسلام باید برای ما ترسیم کند. می‌توانست به جای اسلام چیز دیگری باشد. مگر در دنیا چیست؟ شما خیال می‌کنید اهداف و آرمانهای جمهوری‌های لیبرال دمکراسی دنیا چیست؟ چه کسانی این اهداف را تعریف می‌کنند؟ آیا متفکران و انسان‌دوستان و دلسوختگان بشریتند که می‌نشینند اینها را ترسیم می‌کنند؟ یا نه، مسلطین بر حکومتها و قدرتهای جهانی‌اند؛ کارتلها، تراستها، سرمایه‌دارها و امروز بیش از همه صهیونیست‌ها؟ البته کاملا متصور و ممکن است و امروز جلوی چشممان داریم می‌بینیم که اینها آرمانهای واقعی را برای مردم تبیین نمی‌کنند.


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : آرمانخواهی
کلیدواژه(ها) : آرمانخواهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما امروز در ایران، دو گونه راه در مقابل خود داریم: یک راه این است که خود را رها کنیم و خسته شویم؛ کمااین‌که الان یک عده قلم به دست - که به گمان زیاد بعضی از آنها قلم به مزدند؛ یعنی پول می‌گیرند تا این مطالب را بنویسند - طوری می‌نویسند، طوری حرف می‌زنند و طوری سخنرانی می‌کنند که معنایش این است که ملت ایران! نسل جوان! ول معطلید که دارید با قدرتهای استکباری دنیا مقابله می‌کنید و از خود استقامت و پایداری نشان می‌دهید؛ شما که نمی‌توانید. اگر می‌خواهید به انرژی هسته‌یی دست پیدا کنید، اگر می‌خواهید چرخه‌ی غنی‌سازی را ادامه دهید، اگر می‌خواهید امکانات علمی در اختیار شما قرار بگیرد، اگر می‌خواهید روزنامه‌ها و رادیوها و سرویسهای جاسوسی دنیا علیه شما توطئه نکنند، بروید در مقابل امریکا یا - به تعبیر درست‌تر - در مقابل نظم استکباری جهانی تسلیم شوید؛بروید عتبه را ببوسید. البته اینها عده‌ی بسیار کمی هستند؛ اما متأسفانه هستند. اینها درصددند تفهیم کنند که برای ایرانی، راه کم کردن دردسر و دغدغه، تسلیم شدن است. تسلیم شدن یعنی چه؟ یعنی شما این موقعیت جغرافیایی، این امتیازات اقلیمی، این امکانات فرهنگی، این سابقه‌ی کهن و این ثروت عظیم انسانی را که در این کشور هست، بیایید دودستی تقدیم کنید به کسانی که در جهانخواری و فزون‌طلبی و کشورگشایی به هیچ حدی قانع نیستند. یک راه دیگر هم این است که نخیر، ملت ایران گناهی نکرده جز این‌که خواسته است با فکر و اراده و انتخاب و هویت خود زندگی کند؛ آرمانهایش را خودش ترسیم کند و برای رسیدن به آن آرمانها، با پای خود و با نیروی خود حرکت کند.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : جنبش نرم افزاری
کلیدواژه(ها) : جنبش نرم افزاری
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اهمیت دادن به دانشجو، مسأله‌ی اشتغال، مسأله‌ی ازدواج، مسائل مربوط به تحقیقات علمی، اهتمام به جنبه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دانشگاه‌ها، تکریم اهل دانش - چه دانشجو و چه استاد - حرفهایی است که دنبال آنها هستیم و من خیلی خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که می‌بینم این حرفها امروز به‌صورت یک سخن همگانی درآمده است. اینها را دیگر فقط ما نمی‌گوییم؛ شما به ما می‌گویید. من خوشحالم که جوان عزیز ما این‌جا بایستد و راجع به مسأله‌ی کشف استعدادها در سراسر کشور به من توصیه کند. یا وقتی شما جوانها راجع به پیگیری عدالت و یا شایسته‌سالاری مطالبی به ما بگویید، هنگامی که بازخورد این سخن در فضای عمومی جامعه سنجیده شود، ارزیابی ما از پیشرفت مسائل کشور، ارزیابی دیگری خواهد بود. ما پیش رفته‌ایم؛ اینها دلیل پیشرفت است. یکی از عزیزان در این‌جا از من عذرخواهی کردند، به‌خاطر این‌که فقط نقاط ضعف را می‌گویند و به نقاط مثبت اشاره‌یی نمی‌کنند. من می‌خواهم به این عزیزمان و به بقیه‌ی جوانها و به اکثر شماها بگویم که نقطه‌ی مثبت، خود شما هستید؛ لازم نیست بگویید. همین که جوان ما با این مایه‌ی از فهمیدگی و این نشانه‌های فرهیختگی این‌جا می‌آید و با ما حرف می‌زند، بزرگترین نقطه‌ی مثبت است. خدا را شاکر و سپاسگزارم از این‌که بنده را در زمانی قرار داده که با این همه انسان خوب، با این‌همه دل نورانی و با این‌همه جوان خوش‌عاقبت و مبارک زندگی می‌کنم. شانه‌ام زیر بار مسؤولیت سنگینی هم قرار دارد؛ البته این برای خود من نگرانی دارد، اما پیش خدای متعال سپاسگزاری هم دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : جنبش نرم افزاری
کلیدواژه(ها) : جنبش نرم افزاری
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مرزهای دانش را بشکنید. این‌که من می‌گویم نهضت نرم‌افزاری، انتظار من از شما جوانها و اساتید این است. تولید علم کنید. به سراغ مرزهای دانش بروید. فکر کنید. کار کنید. با کار و تلاش می‌شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد؛ در بعضی رشته‌ها زودتر و در بعضی رشته‌ها دیرتر. فناوری هم همین‌طور است. علم باید ناظر به فناوری باشد. فناوری هم مرحله‌ی بسیار مهم و بالایی است. در فناوری هم می‌توانیم پیش برویم؛ همچنان‌که رفتیم.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : تهاجم فرهنگی
کلیدواژه(ها) : تهاجم فرهنگی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
چرا ایران باید در ردیف کشورهای به‌اصطلاح در حال توسعه - یعنی توسعه‌نیافته - قرار بگیرد؟ «در حال توسعه» یک تعبیر تعارف‌آمیز است؛ یعنی عقب‌مانده و توسعه‌نیافته. مگر ذهن و استعداد و قدرت فکری ما از کسانی که امروز دویست سال در دنیای علم پیشتازند، کمتر است؟ می‌بینید که کمتر نیست. آنها از لحاظ علمی دویست سال از ما جلوترند؛ این گناه پادشاهان است؛ گناه نظام دیکتاتوری است؛ گناه خاندان‌های پلیدی است که بر این کشور حکومت کردند؛ گناه خاندان پهلوی است. همین احساسی که امروز من و شما داریم و باید در این کشور حاکم می‌بود، یک روز آن را کوبیدند و خفه کردند. چرا خفه کردند؟ چون رؤسای این کشور، دست‌نشانده‌های همان قدرتهایی بودند که نمی‌خواستند این کشور این‌طور حرکت و رشد کند؛ نمی‌خواستند این منبع ثروت مفت و مجانی را از دست بدهند. اگر صاحب خانه بیدار باشد، دزد نمی‌تواند وسایل خانه را جلوی چشم او جمع کند و ببرد. یا باید صاحب‌خانه را خواب کنند، یا باید دست و پایش را ببندند؛ والا اگر بیدار باشد، دست و پایش باز باشد و قدرت هم داشته باشد، مگر به دزد اجازه می‌دهد؟ کسانی که می‌خواستند ایرانی خواب باشد، دست و پایش بسته باشد و حرکتی در راه مالک شدن موجودی و ثروت طبیعی خود نکند، آمدند کسانی را در رأس این مملکت گذاشتند. رضاخان را انگلیسی‌ها گذاشتند؛ محمدرضا را اتحادی میان انگلیس و امریکا بر این مملکت گذاشت. پنجاه‌وچند سال اینها این مملکت را در درخشان‌ترین فرصتهای جهانی معطل و معوق گذاشتند. نه فقط از لحاظ سیاسی و امنیتی، بلکه از لحاظ فرهنگی نیز ما را عقب نگه داشتند. من که می‌گویم تهاجم فرهنگی، عده‌یی خیال می‌کنند مراد من این است که مثلا پسری موهایش را تا این‌جا بلند کند. خیال می‌کنند بنده با موی بلند تا این‌جا مخالفم. مسأله‌ی تهاجم فرهنگی این نیست. البته بی‌بندوباری و فساد هم یکی از شاخه‌های تهاجم فرهنگی است؛ اما تهاجم فرهنگی بزرگتر این است که اینها در طول سالهای متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق کردند که تو نمی‌توانی؛ باید دنباله‌رو غرب و اروپا باشی. نمی‌گذارند خودمان را باور کنیم. الان شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیک و در ریاضی و غیره یک نظریه‌ی علمی داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج و نوشته شده‌ی دنیا باشد، عده‌یی می‌ایستند و می‌گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه‌ی فلانی است؛ حرف شما در روان‌شناسی، مخالف با نظریه‌ی فلانی است. یعنی آن‌طوری که مؤمنین نسبت به قرآن و کلام خدا و وحی الهی اعتقاد دارند، اینها به نظرات فلان دانشمند اروپایی همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند! جالب این‌جاست که آن نظریات کهنه و منسوخ می‌شود و جایش نظریات جدیدی می‌آید؛ اما اینها همان نظریات پنجاه سال پیش را به عنوان یک متن مقدس و یک دین در دست می‌گیرند! دهها سال است که نظریات پوپر در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کهنه و منسوخ شده و دهها کتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند؛ اما در سالهای اخیر آدمهایی پیدا شدند که با ادعای فهم فلسفی، شروع کردند به ترویج نظریات پوپر! سالهای متمادی است که نظریات حاکم بر مراکز اقتصادی دنیا منسوخ شده و حرفهای جدیدی به بازار آمده است؛ اما عده‌یی هنوز وقتی می‌خواهند طراحی اقتصادی بکنند، به آن نظریات کهنه‌ی قدیمی نگاه می‌کنند! اینها دو عیب دارند: یکی این‌که مقلدند، دوم این‌که از تحولات جدید بی‌خبرند؛ همان متن خارجی را که برای آنها تدریس کرده‌اند، مثل یک کتاب مقدس در سینه‌ی خود نگه داشته‌اند و امروز به جوانهای ما می‌دهند. کشور ما مهد فلسفه است، اما برای فهم فلسفه به دیگران مراجعه می‌کنند!

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : جنگ صلیبی
کلیدواژه(ها) : جنگ صلیبی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
غربی‌ها علم را از ما یاد گرفتند. شما به کتاب پیرروسو - «تاریخ علوم» - نگاه کنید؛ آن‌جا می‌گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می‌کند و می‌گوید می‌خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می‌گوید اگر به همین چهار عمل اصلی - جمع و ضرب و تفریق و تقسیم - قانع هستی، می‌توانی او را به هر کدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ امّا اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان‌نشین بفرستی. این را پیرروسو می‌نویسد؛ این حرف من نیست. جنگهای صلیبی به آنها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان آنها به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آنها و منتقل شدن کتابهای ما به آنها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آنها از ما یاد گرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الان هم ما از آنها یاد می‌گیریم و شاگرد آنها می‌شویم و بعد می‌شویم استاد آنها. پس نسل دانش‌پژوه و محقق و پژوهنده‌ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی‌هاست، در آینده‌ی نه چندان دوری با همت و اراده‌ی شما می‌توان کاری کرد که فردا آنها از شما یاد بگیرند.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : دشمن درونی.دشمن بیرونی
کلیدواژه(ها) : دشمن درونی.دشمن بیرونی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
کشور ما و ملت بزرگ ما و بخصوص طبقه‌ی جوان ما آن روز به‌طور عام - فقط استثناءها بیرون بودند - دچار غفلت بود. در میان این غافلین آدمهای متدین و متورع هم بودند، آدمهای بی‌دین و لاابالی هم بودند؛ کسانی هم بودند که اهل گناه نبودند، جوانهای پاکی بودند؛ اما در غفلت عمومیِ جوانها همه همراه بودند. بزرگترین کاری که نهضت اسلامی در ایران انجام داد، تلنگر زدن به ما ایرانی‌ها بود تا از خواب غفلت و بی‌تفاوتی و بی‌اعتناییِ به آینده خارج شویم. سعدی در گلستان - داستان دوم یا سومِ باب اول - حکایت مجموعه‌ی دزدانی را ذکر می‌کند؛ می‌گوید اینها می‌خواستند به افرادی حمله کنند؛ اما «اولین دشمنی که بر ایشان تاخت، خواب بود»؛ قبل از این‌که دشمن بیرونی بیاید، یک دشمن از درونِ خودشان بر آنها غلبه کرد؛ آن دشمن عبارت بود از خواب. ما خواب بودیم، انقلاب ما را بیدار کرد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : سند چشم انداز ۱۴۰۴
کلیدواژه(ها) : سند چشم انداز ۱۴۰۴
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز دست اینها از ایران بریده شده است. علاوه بر این‌که دست اینها بریده شده، ما ملت ایران نشان داده‌ایم که تصمیم هم داریم راه استقلال و تکیه‌ی به خودمان، و راه مرعوب نشدن از تشر قدرتهای بزرگ را ادامه دهیم و اعتقاد راسخ هم داریم که می‌توانیم. بنده به‌عنوان یک مسؤول - که آماج اولین دشمنی‌های دشمن هستم - و به عنوان کسی که اطلاعاتش از کشور وسیع است؛ یعنی هم از امکانات، هم از تهدیدها، و هم از دشمنی‌های دشمنان باخبر است؛ وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم می‌توانیم. این استنباط، احساساتی نیست؛ بررسی شده و محاسبه شده است. ما می‌توانیم سند چشم‌انداز بیست ساله را - که چند ماه قبل تصویب و به دستگاه‌ها ابلاغ شد - در طول این مدت تحقق ببخشیم؛ این کارشناسی شده و بررسی شده است.
شما جوانهای عزیز این سند چشم‌انداز را مطالعه کنید. اگر کسی دقت نکند، ممکن است خیال کند افرادی نشسته‌اند و انشاء نوشته‌اند؛ ولی نه، بدانید انشاء نیست. کلمه کلمه‌ی این چشم‌انداز - با تأکید می‌گویم - محاسبه شده است. این‌که ما گفتیم در بیست سال آینده می‌خواهیم کشور اول منطقه در این خصوصیات باشیم و این شاخصها را داشته باشیم - که در سند دو صفحه‌یی چشم‌انداز ذکر شده - کلمه کلمه‌ی اینها بررسی و محاسبه و کارشناسی شده است. ما می‌توانیم؛ منتها این توانستن شروطی دارد.

ما معتقدیم این چشم‌انداز، تحقق یافتنی است؛ اما باید برنامه‌ریزی و راه حرکت را پیدا کرد. کسی هم که عامل و مباشر این کار است، نسل جوان است. این‌که می‌گویم ما می‌توانیم، یک تحلیل اسلامی قرآنی دقیق دارد. ما در اسلام و در تعبیرات دینی چیزی داریم به نام تقدیر، چیزی داریم به نام قضا، که روی هم گفته می‌شود قضا و قدر. ما به قضا و قدر اعتقاد داریم؛ هم قدر حق است، هم قضا حق است. بعضی‌ها خیال می‌کنند آدم اگر معتقد به قضا و قدر شد، نمی‌تواند اراده و قدرت انتخاب انسان را مؤثر بداند؛ این همان بد فهمیدن معنای قضا و قدر است. نخیر، ما کاملا به قضا و قدر و حق انتخاب انسان معتقدیم؛ اینها مکمل یکدیگرند. من در چند جمله، این را برای شما تبیین می‌کنم

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : لیبرال دموکراسی
کلیدواژه(ها) : لیبرال دموکراسی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک‏وقت صحبت سر یک فرد است، او تصمیم می‏گیرد که بلند شود؛ اراده می‏کند که حرکت کند، و حرکت می‏کند؛ اما یک‏وقت صحبتِ یک ملت است؛ یک ملت باید حرکت کند؛ یک ملت باید راه بیفتد؛ یک ملت باید انتخاب کند؛ اینجا کار پیچیده و دشوار است. انقلاب به ما این توان را داد که توانستیم دیواره‏ی سنگیِ تاریخی را بشکافیم و خود را از این چارچوب و حصار سنگی خارج کنیم. انقلاب به این اندازه هم اکتفا نکرد، بلکه یک الگو را در مقابل ما گذاشت و آن، جمهوری اسلامی است؛ «جمهوری» و «اسلامی».

اینکه ما امروز مردم‏سالاری دینی را مطرح می‏کنیم، چیزی غیر از ترجمه‏ی جمهوری اسلامی نیست. امروز بعضی‏ها به صورت مبالغه‏آمیز و گاهی به‏شدت غیر منصفانه دم از مردم‏سالاری می‏زنند. مردم‏سالاری چیزی نیست که در ایران سابقه‏ی تاریخی داشته باشد- اصلًا وجود نداشته- این حقیقت و این مفهوم با جمهوری اسلامی در کشور تعریف شد و تحقق پیدا کرد. البته دامنه‏ی مردم‏سالاری را می‏شود گسترش داد، می‏شود کیفیت داد، می‏شود هر چیزی را برتر کرد- در این شکی نیست- اما نباید نسبت به جمهوری اسلامی بی‏انصافی کرد. جمهوری اسلامی را انقلاب در مقابل ما گذاشت. ما فهمیدیم دو چیز معتبر است: یکی اینکه باید مردم تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و حرکت کنند؛ این جمهوری است. یکی اینکه هدفها و آرمان‏های این انتخاب و این حرکت را اسلام باید برای ما ترسیم کند. می‏توانست به جای اسلام چیز دیگری باشد. مگر در دنیا چیست؟ شما خیال می‏کنید اهداف و آرمان‏های جمهوری‏های لیبرال دمکراسی دنیا چیست؟ چه کسانی این اهداف را تعریف می‏کنند؟ آیا متفکران و انسان‏دوستان و دل‏سوختگان بشریتند که می‏نشینند این‏ها را ترسیم می‏کنند؟ یا نه، مسلطین بر حکومتها و قدرتهای جهانی‏اند؛ کارتلها، تراستها، سرمایه‏دارها و امروز بیش از همه صهیونیست‏ها؟ البته کاملًا متصور و ممکن است و امروز جلوی چشممان داریم می‏بینیم که این‏ها آرمان‏های واقعی را برای مردم تبیین نمی‏کنند. من دیروز یا پریروز در یکی از دیدارها گفتم، الآن هم به شما عرض می‏کنم: امروز تبلیغات جهانی دارد سر بشریت را کلاه می‏گذارد. دم از حقوق بشر می‏زنند، درحالی‏که برای گردانندگان امروز دنیا چیزی که مطرح نیست، حقوق بشر است. دم از دمکراسی می‏زنند، درحالی‏که پیروان نظامهای لیبرال‏ دمکراسیِ امروز دنیا یقیناً دمکرات نیستند. حالا یک‏وقت در کشوری مردم با یک امید، کسانی از دنباله‏روهای آن‏ها را با هفتاد درصد یا هشتاد درصد انتخاب کنند، بحث دیگری است؛ اما امروز در کشورهایی که نظام لیبرال دمکراسی جاافتاده است- مثل دمکراسی‏های اروپا و امریکا- دمکراسی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ درعین‏حال دم از دمکراسی می‏زنند و برای این دمکراسی به عراق و افغانستان هم لشکرکشی می‏کنند! این‏قدر این‏ها پُررویند. این‏ها دارند سر بشریت کلاه می‏گذارند.

در این شرایط، ما ملتی هستیم که اولًا در نقطه‏ی بسیار حساسی واقع شده‏ایم. اگر ما در غرب آفریقا و در یک گوشه‏ی دورافتاده‏ی دنیا بودیم و یا در مرکز دنیای اسلام نبودیم، این‏قدر روی ما حساسیت نبود. ثانیاً از لحاظ امکانات طبیعی، ما یک سرزمین بسیار غنی هستیم. علاوه‏ی بر نفت و گاز- که حضور ایران تعیین‏کننده است و من در اجتماع مسئولان نظام، چند ماه قبل این را با آمار بیان کردم- ما امروز در اصلی‏ترین مواد فلزی دنیا، نسبت به سهم خودمان از جمعیت و وسعت دنیا، چند برابر بیشتر داریم. ما تقریباً یک‏صدم جمعیت دنیا و یک‏صدم سطح مسکون عالم را داریم؛ اما در آن چهار فلز اصلی، سهم ایرانی‏ها حدود سه درصد، چهار درصد، پنج درصد شده است؛ یعنی چند برابرِ سهم خودمان از جمعیت و وسعت دنیا. ما امکانات کشاورزی داریم؛ آب خوب داریم- البته مجموعه‏ی کشور، پُر آب نیست؛ اما در مناطقی سهم آب ما خیلی بالاست- بازار مصرف بزرگی داریم. امروز مصنوعات دنیا چشمشان به بازار مصرف است؛ ما در این زمینه یک بازار بزرگ هستیم؛ حدود هفتاد میلیون نفر جمعیت داریم. ما استعدادهای درخشان داریم. این موقعیت، هر قدرتِ استثمارگرِ فزون‏طلبِ زیاده‏خواهی را در دنیا به خودش جذب می‏کند. انگلیسی‏ها اول به عنوان نفت به ایران آمدند؛ اما آن‏ها خبر نداشتند که غیر از نفت، این همه ثروت هم در ایران هست. بعد هم که امریکایی‏ها آمدند و در اینجا ساکن شدند.

امروز دست این‏ها از ایران بریده شده است. علاوه بر اینکه دست این‏ها بریده شده، ما ملت ایران نشان داده‏ایم که تصمیم هم داریم راه استقلال و تکیه‏ی به خودمان، و راه مرعوب نشدن از تشر قدرتهای بزرگ را ادامه دهیم و اعتقاد راسخ هم داریم که می‏توانیم. بنده به‏عنوان یک مسئول- که آماج اولین دشمنی‏های دشمن هستم- و به عنوان کسی که اطلاعاتش از کشور وسیع است؛ یعنی هم از امکانات، هم از تهدیدها، و هم از دشمنی‏های دشمنان باخبر است؛ وقتی نگاه می‏کنم، می‏بینم می‏توانیم. این استنباط، احساساتی نیست؛ بررسی شده و محاسبه شده است. ما می‏توانیم سند چشم‏انداز بیست‏ساله را- که چند ماه قبل تصویب و به دستگاه‏ها ابلاغ شد- در طول این مدت تحقق ببخشیم؛ این کارشناسی شده و بررسی شده است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :لزوم کمک و هدایت خواستن از خداوند
کلیدواژه(ها) : دعا
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
ما در باب گزینش راه تقدیر گفتیم انتخاب با شماست - در این شکی نیست - اما نقش هدایت و کمک الهی را حتماً باید در نظر داشت. گاهی شما برای انجام کاری خسته می‌شوید، از خدای متعال نیرو می‌خواهید، خدا هم به شما نیرو می‌دهد و راه می‌افتید. گاهی در یک انتخاب دچار مشکل می‌شوید، از خدای متعال هدایت و دستگیری می‌خواهید، خدا هم شما را هدایت می‌کند. یکی هم هست که در آن شرایط از خدا نیرو نمی‌خواهد، نیرو هم گیرش نمی‌آید؛ از خدا هدایت نمی‌خواهد، هدایت هم گیرش نمی‌آید. پروردگار عالم به ما فرموده است از من بخواهید(1) هدایت بخواهید، کمک بخواهید، توفیق بخواهید. این است که من بخصوص به جوانها می‌گویم رابطه‌ی خود را با خدا مستحکم کنید و نقش دعا و تضرع را بشناسید. معنای دعا این نیست که شما از خدا بخواهید و بنشینید و فکر نکنید؛ نه، از خدا بخواهید، تا وقتی حرکت می‌کنید، در حرکت، شما را کمک کند. از خدا بخواهید، تا وقتی انتخاب می‌کنید، در انتخابِ درست، شما را کمک کند. از خدا بخواهید، تا اگر صحنه، صحنه‌ی دشواری است و قابل تشخیص نیست، در تشخیص به شما کمک کند.
1 ) سوره مبارکه غافر آیه 60
وَقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم ۚ إِنَّ الَّذينَ يَستَكبِرونَ عَن عِبادَتي سَيَدخُلونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ
ترجمه :
پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من تکبّر می‌ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می‌شوند!»


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :حرکت کشور ایران در راه یک تحول بزرگ به برکت اسلام و قرآن
کلیدواژه(ها) : حضرت محمد مصطفی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم), تحول, علم و نیاز جامعه
نوع(ها) : قرآن

متن فیش :
امروز به برکت اسلام، به برکت قرآن و به برکت الهامی که به پیغمبر ما شد - که اوج قله‌ی دانشِ ممکنِ برای یک انسان است، و به او وحی شد: «وقل ربّ زدنی علما» (1) و از او خواسته شد که علم را بیش از پیش از خدا طلب کند - امروز کشور ما در راه یک تحول بزرگ دارد حرکت می‌کند.
1 ) سوره مبارکه طه آیه 114
فَتَعالَى اللَّهُ المَلِكُ الحَقُّ ۗ وَلا تَعجَل بِالقُرآنِ مِن قَبلِ أَن يُقضىٰ إِلَيكَ وَحيُهُ ۖ وَقُل رَبِّ زِدني عِلمًا
ترجمه :
پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : انقلاب اسلامی, نهضت‌های اسلامی, آمادگی مردم, بیداری, دستاوردهای انقلاب اسلامی
کلیدواژه(ها) : انقلاب اسلامی, نهضت‌های اسلامی, آمادگی مردم, بیداری, دستاوردهای انقلاب اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
بزرگترین کاری که نهضت اسلامی در ایران انجام داد،تلنگرزدن به ما ایرانی‌ها بود تا ازخواب غفلت و بی‌تفاوتی و بی‌اعتناییِ به آینده خارج شویم.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : مدیریت اجرایی, برنامه ریزی
کلیدواژه(ها) : مدیریت اجرایی, برنامه ریزی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
تا چشم‌انداز را برای خود تعریف نکنیم، هیچ کار درستی صورت نخواهد گرفت.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : مردمسالاری دینی, نظام جمهوری اسلامی ایران
کلیدواژه(ها) : مردمسالاری دینی, نظام جمهوری اسلامی ایران
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
ما امروز مردم‌سالاری دینی را مطرح می‌کنیم، چیزی غیر از ترجمه‌ی جمهوری اسلامی نیست.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :ننگ نبودن یاد گیری دانش از دیگران
کلیدواژه(ها) :
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
واقعیت این است که ما دویست سال از علم دنیا عقب مانده‌ایم؛ اما معنای رسیدن به مرزهای دانش این نیست که راهی را که اروپایی‌ها در طول دویست سال رفته‌اند، ما هم همان راه را در طول دویست سال برویم؛ بعد به آن‌جایی که امروز رسیده‌اند، برسیم؛ نه، این حرفها نیست؛ ما راه‌های میانبر پیدا می‌کنیم. ما علم را از دست اروپایی‌ها می‌قاپیم. ما از یاد گرفتن ننگمان نمی‌کند. اسلام می‌گوید قوام دنیا به چند گروه است؛ یکی از آنها کسانی هستند که وقتی نمی‌دانند، درصدد یاد گرفتن باشند؛ از یادگرفتن ننگشان نکند. (1) ما دانشهایی را که امروز فرآورده‌ی ذهن و مغز و عقل بشر است، یاد می‌گیریم؛ آنچه را که بلد نیستیم، با کمال میل می‌آموزیم و به استادمان هم احترام می‌کنیم. به کسی که به ما علم بیاموزد، بی‌احترامی نمی‌کنیم؛ اما گرفتن علم از دیگری نباید به معنای این باشد که شاگرد باید تا ابد شاگرد بماند؛ نه، امروز شاگردیم، فردا می‌شویم استاد آنها؛ کمااین‌که آنها یک روز شاگرد ما بودند، اما الان شده‌اند استاد ما.
1 )
بحار الأنوار، ج‏1، ص 170

لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَى الشَّابَّ مِنْكُمْ إِلَّا غَادِياً فِی حَالَيْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ فَإِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ فَإِنْ ضَيَّعَ أَثِمَ وَ إِنْ أَثِمَ سَكَنَ النَّارَ وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَق
ترجمه :
كسى كه براى طلب و درخواست علم و دانش از خانه‏اش بيرون رود هفتاد هزار فرشته او را تشييع نموده و بهمراهش رفته و براى او استغفار كرده و (از خداى تعالى) آمرزش ميخواهند.


مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : تولید علم
کلیدواژه(ها) : تولید علم
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مرزهای دانش را بشکنید. اینکه من می‏گویم نهضت نرم‏افزاری، انتظار من از شما جوانها و اساتید این است. تولید علم کنید. به سراغ مرزهای دانش بروید. فکر کنید. کار کنید. با کار و تلاش می‏شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد؛ در بعضی رشته‏ها زودتر و در بعضی رشته‏ها دیرتر. فناوری هم همین‏طور است. علم باید ناظر به فناوری باشد. فناوری هم مرحله‏ی بسیار مهم و بالایی است. در فناوری هم می‏توانیم پیش برویم؛ همچنان که رفتیم.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : حقوق بشر
کلیدواژه(ها) : حقوق بشر
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز تبلیغات جهانی دارد سر بشریت را کلاه می‌گذارد. دم از حقوق بشر می‌زنند، در حالی‌که برای گردانندگان امروز دنیا چیزی که مطرح نیست، حقوق بشر است. دم از دمکراسی می‌زنند، در حالی‌که پیروان نظامهای لیبرال دمکراسیِ امروز دنیا یقیناً دمکرات نیستند. حالا یک وقت در کشوری مردم با یک امید، کسانی از دنباله‌روهای آنها را با هفتاد درصد یا هشتاد درصد انتخاب کنند، بحث دیگری است؛ اما امروز در کشورهایی که نظام لیبرال دمکراسی جاافتاده است - مثل دمکراسی‌های اروپا و امریکا - دمکراسی به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ درعین‌حال دم از دمکراسی می‌زنند و برای این دمکراسی به عراق و افغانستان هم لشکرکشی می‌کنند! این‌قدر اینها پُررویند. اینها دارند سر بشریت کلاه می‌گذارند.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : ابو علی سینا
کلیدواژه(ها) : ابو علی سینا
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‏ی اسلامی، همان وقتی که ابن‏سینا در این شهر برترین نظریات را در فلسفه و پزشکی و هندسه و ریاضیات و سایر علوم و فنون خلق می‏کرد و می‏نوشت و تعلیم می‏داد - من آن روز در جمع طلاب و فضلا و علمای همدانی این نکته را گفتم - در کتابهای فلسفی و اصولیِ ما از شخصی به نام «رجل همدانی» یاد می‏شود. این رجل همدانی نظریه‏ی ردشده‏یی دارد در باب کلیِ طبیعی؛ بحثی است در منطق و فلسفه، و در اصول هم به مناسبتی بحث می‏شود. ابن‏سینا وقتی به همدان می‏آید و با این مرد برخورد می‏کند، درباره‏ی او می‏گوید: «مردی بود بسیار مسن و دارای محسّنات بسیار». از سخنی که درباره‏ی او می‏گوید، معلوم می‏شود این مرد هزار سال پیش در هندسه و فلسفه و منطق وارد بوده و اطلاعاتی داشته. هزار سال پیش، یعنی قرن چهارم هجری؛ یعنی قرن دهم میلادی. قرن دهم چه زمانی است؟ قلب قرون وسطای معروف دنیا. قرون وسطایی که شنیده‏اید، مربوط به اروپاست، نه ایران. روزی که در اروپا قرون وسطی مظهر سیاهی و تاریکی و هیچ‏ندانی بود، در همدان ابن‏سینا و رجل همدانی بود؛

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : باباطاهر
کلیدواژه(ها) : باباطاهر
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‏ی اسلامی، همان وقتی که ابن‏سینا در این شهر برترین نظریات را در فلسفه و پزشکی و هندسه و ریاضیات و سایر علوم و فنون خلق می‏کرد و می‏نوشت و تعلیم می‏داد - من آن روز در جمع طلاب و فضلا و علمای همدانی این نکته را گفتم - در کتابهای فلسفی و اصولیِ ما از شخصی به نام «رجل همدانی» یاد می‏شود. این رجل همدانی نظریه‏ی ردشده‏یی دارد در باب کلیِ طبیعی؛ بحثی است در منطق و فلسفه، و در اصول هم به مناسبتی بحث می‏شود. ابن‏سینا وقتی به همدان می‏آید و با این مرد برخورد می‏کند، درباره‏ی او می‏گوید: «مردی بود بسیار مسن و دارای محسّنات بسیار». از سخنی که درباره‏ی او می‏گوید، معلوم می‏شود این مرد هزار سال پیش در هندسه و فلسفه و منطق وارد بوده و اطلاعاتی داشته. هزار سال پیش، یعنی قرن چهارم هجری؛ یعنی قرن دهم میلادی. قرن دهم چه زمانی است؟ قلب قرون وسطای معروف دنیا. قرون وسطایی که شنیده‏اید، مربوط به اروپاست، نه ایران. روزی که در اروپا قرون وسطی مظهر سیاهی و تاریکی و هیچ‏ندانی بود، در همدان ابن‏سینا و رجل همدانی بود بعد از مدتی رشیدالدین فضل‏اللَّه بود؛ باباطاهر بود؛

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : پوپر، کارل ریموند
کلیدواژه(ها) : پوپر، کارل ریموند
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
دهها سال است که نظریات پوپر در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کهنه و منسوخ شده و دهها کتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند؛ اما در سالهای اخیر آدمهایی پیدا شدند که با ادعای فهم فلسفی، شروع کردند به ترویج نظریات پوپر!

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : روسو، پیر
کلیدواژه(ها) : روسو، پیر
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
شما به کتاب پیر روسو- «تاریخ علوم»- نگاه کنید؛ آنجا می‏گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می‏کند و می‏گوید می‏خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می‏گوید اگر به همین چهار عمل اصلی- جمع و ضرب و تفریق و تقسیم- قانع هستی، می‏توانی او را به هرکدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ امّا اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان‏نشین بفرستی. این را پیر روسو می‏نویسد؛ این حرف من نیست. جنگهای صلیبی به آن‏ها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان آن‏ها به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آن‏ها و منتقل شدن کتابهای ما به آن‏ها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آن‏ها از ما یاد گرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الآن هم ما از آن‏ها یاد می‏گیریم و شاگرد آن‏ها می‏شویم و بعد می‏شویم استاد آن‏ها. پس نسل دانش‏پژوه و محقق و پژوهنده‏ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی‏هاست، در آینده‏ی نه‏جندان دوری با همت و اراده‏ی شما می‏توان کاری کرد که فردا آن‏ها از شما یاد بگیرند.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : سعدی شیرازی
کلیدواژه(ها) : سعدی شیرازی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
سعدی در گلستان - داستان دوم یا سومِ باب اول - حکایت مجموعه‏ی دزدانی را ذکر می‏کند؛ می‏گوید اینها می‏خواستند به افرادی حمله کنند؛ اما «اولین دشمنی که بر ایشان تاخت، خواب بود»؛ قبل از این‏که دشمن بیرونی بیاید، یک دشمن از درونِ خودشان بر آنها غلبه کرد؛ آن دشمن عبارت بود از خواب

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : رجل همدانی
کلیدواژه(ها) : رجل همدانی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‌ی اسلامی، همان وقتی که ابن‌سینا در این شهر برترین نظریات را در فلسفه و پزشکی و هندسه و ریاضیات و سایر علوم و فنون خلق می‌کرد و می‌نوشت و تعلیم می‌داد - من آن روز در جمع طلاب و فضلا و علمای همدانی این نکته را گفتم - در کتابهای فلسفی و اصولیِ ما از شخصی به نام «رجل همدانی» یاد می‌شود. این رجل همدانی نظریه‌ی ردشده‌یی دارد در باب کلیِ طبیعی؛ بحثی است در منطق و فلسفه، و در اصول هم به مناسبتی بحث می‌شود. ابن‌سینا وقتی به همدان می‌آید و با این مرد برخورد می‌کند، درباره‌ی او می‌گوید: «مردی بود بسیار مسن و دارای محسّنات بسیار». از سخنی که درباره‌ی او می‌گوید، معلوم می‌شود این مرد هزار سال پیش در هندسه و فلسفه و منطق وارد بوده و اطلاعاتی داشته. هزار سال پیش، یعنی قرن چهارم هجری؛ یعنی قرن دهم میلادی. قرن دهم چه زمانی است؟ قلب قرون وسطای معروف دنیا. قرون وسطایی که شنیده‌اید، مربوط به اروپاست، نه ایران. روزی که در اروپا قرون وسطی مظهر سیاهی و تاریکی و هیچ‌ندانی بود، در همدان ابن‌سینا و رجل همدانی بود.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : نقاط ضعف جمهوری اسلامی
کلیدواژه(ها) : نقاط ضعف جمهوری اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من خوشحالم که جوان عزیز ما اینجا بایستد و راجع به مسأله‏ی کشف استعدادها در سراسر کشور به من توصیه کند. یا وقتی شما جوانها راجع به پیگیری عدالت و یا شایسته‏سالاری مطالبی به ما بگویید، هنگامی که بازخورد این سخن در فضای عمومی جامعه سنجیده شود، ارزیابی ما از پیشرفت مسائل کشور، ارزیابی دیگری خواهد بود. ما پیش رفته‏ایم؛ این‏ها دلیل پیشرفت است. یکی از عزیزان در اینجا از من عذرخواهی کردند، به‏خاطر اینکه فقط نقاط ضعف را می‏گویند و به نقاط مثبت اشاره‏ای نمی‏کنند. من می‏خواهم به این عزیزمان و به بقیه‏ی جوانها و به اکثر شماها بگویم که نقطه‏ی مثبت، خود شما هستید؛ لازم نیست بگویید. همین که جوان ما با این مایه‏ی از فهمیدگی و این نشانه‏های فرهیختگی اینجا می‏آید و با ما حرف می‏زند، بزرگترین نقطه‏ی مثبت است. خدا را شاکر و سپاسگزارم از اینکه بنده را در زمانی قرار داده که با این همه انسان خوب، بااین‏همه دل نورانی و بااین‏همه جوانِ خوش‏عاقبت و مبارک زندگی می‏کنم. شانه‏ام زیر بار مسئولیتِ سنگینی هم قرار دارد؛ البته این برای خود من نگرانی دارد، اما پیش خدای متعال سپاسگزاری هم دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : شکستن مرزهای دانش
کلیدواژه(ها) : شکستن مرزهای دانش
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مرزهای دانش را بشکنید. اینکه من می‏گویم نهضت نرم‏افزاری، انتظار من از شما جوانها و اساتید این است. تولید علم کنید. به سراغ مرزهای دانش بروید. فکر کنید. کار کنید. با کار و تلاش می‏شود از مرزهایی که امروز دانش دارد، عبور کرد؛ در بعضی رشته‏ها زودتر و در بعضی رشته‏ها دیرتر. فناوری هم همین‏طور است. علم باید ناظر به فناوری باشد. فناوری هم مرحله‏ی بسیار مهم و بالایی است. در فناوری هم می‏توانیم پیش برویم؛ همچنان که رفتیم.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :همزمانی دوران ابن سینا و رشیدالدین فضل الله همدانی با قرون وسطای اروپا
کلیدواژه(ها) : تاریخ علما و فقهای سلف, رجل همدانی, همدان, تهاجم فرهنگی
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
من كه می‌گویم تهاجم فرهنگی، عده‌یی خیال می‌كنند مراد من این است كه مثلًا پسری موهایش را تا اینجا بلند كند. خیال می‌كنند بنده با موی بلندِ تا اینجا مخالفم. مسأله‌ی تهاجم فرهنگی این نیست. البته بی‌بندوباری و فساد هم یكی از شاخه‌های تهاجم فرهنگی است؛ اما تهاجم فرهنگیِ بزرگتر این است كه این‌ها در طول سالهای متمادی به مغز ایرانی و باور ایرانی تزریق كردند كه تو نمی‌توانی؛ باید دنباله‌رو غرب و اروپا باشی. نمی‌گذارند خودمان را باور كنیم. الآن شما اگر در علوم انسانی، در علوم طبیعی، در فیزیك و در ریاضی و غیره یك نظریه‌ی علمی داشته باشید، چنانچه برخلاف نظریات رایج و نوشته‌شده‌ی دنیا باشد، عده‌یی می‌ایستند و می‌گویند حرف شما در اقتصاد، مخالف با نظریه‌ی فلانی است؛ حرف شما در روان‌شناسی، مخالف با نظریه‌ی فلانی است. یعنی آن‌طوری كه مؤمنین نسبت به قرآن و كلام خدا و وحی الهی اعتقاد دارند، این‌ها به نظرات فلان دانشمند اروپایی همان اندازه یا بیشتر اعتقاد دارند! جالب اینجاست كه آن نظریات كهنه و منسوخ می‌شود و جایش نظریات جدیدی می‌آید؛ اما این‌ها همان نظریات پنجاه سال پیش را به عنوان یك متن مقدس و یك دین در دست می‌گیرند! دهها سال است كه نظریات پوپر در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی كهنه و منسوخ شده و دهها كتاب علیه نظریات او در اروپا نوشته‌اند؛ اما در سالهای اخیر آدم‌هایی پیدا شدند كه با ادعای فهم فلسفی، شروع كردند به ترویج نظریات پوپر! سالهای متمادی است كه نظریات حاكم بر مراكز اقتصادی دنیا منسوخ شده و حرفهای جدیدی به بازار آمده است؛ اما عده‌یی هنوز وقتی می‌خواهند طراحی اقتصادی بكنند، به آن نظریاتِ كهنه‌ی قدیمی نگاه می‌كنند! این‌ها دو عیب دارند: یكی اینكه مقلدند، دوم اینكه از تحولات جدید بی‌خبرند؛ همان متن خارجی را كه برای آن‌ها تدریس كرده‌اند، مثل یك كتابِ مقدس در سینه‌ی خود نگه داشته‌اند و امروز به جوانهای ما می‌دهند. كشور ما مهد فلسفه است، اما برای فهم فلسفه به دیگران مراجعه می‌كنند!
من از دوره‌ی اسلامیِ شهر همدان خبر دارم؛ از دوره‌ی قبل از اسلام خبر درستی ندارم؛ یعنی هیچ‌كس خبر ندارد. در دوره‌ی اسلامی، همان وقتی‌كه ابن سینا در این شهر برترین نظریات را در فلسفه و پزشكی و هندسه و ریاضیات و سایر علوم و فنون خلق می‌كرد و می‌نوشت و تعلیم می‌داد- من آن روز در جمع طلاب و فضلا و علمای همدانی این نكته را گفتم- در كتابهای فلسفی و اصولیِ ما از شخصی به نام «رجل همدانی» یاد می‌شود. این رجل همدانی نظریه‌ی ردشده‌ای دارد در باب كلیِ طبیعی؛ بحثی است در منطق و فلسفه، و در اصول هم به مناسبتی بحث می‌شود. ابن سینا وقتی به همدان می‌آید و با این مرد برخورد می‌كند، در باره‌ی او می‌گوید: «مردی بود بسیار مسن و دارای محسّنات بسیار». از سخنی كه در باره‌ی او می‌گوید، معلوم می‌شود این مرد هزار سال پیش در هندسه و فلسفه و منطق وارد بوده و اطلاعاتی داشته. هزار سال پیش، یعنی قرن چهارم هجری؛ یعنی قرن دهم میلادی. قرن دهم چه زمانی است؟ قلب قرون وسطای معروف دنیا. قرون وسطایی كه شنیده‌اید، مربوط به اروپاست، نه ایران. روزی كه در اروپا قرون وسطی مظهر سیاهی و تاریكی و هیچ‌ندانی بود، در همدان ابن سینا و رجل همدانی بود؛ بعد از مدتی رشید الدین فضل الله بود؛ باباطاهر بود؛ علما و دانشمندانِ بزرگ بودند، كه من شرح احوال آن‌ها را اجمالًا در این چند روز در جلسات مختلف گفته‌ام. این، سابقه و قباله‌نامه‌ی علمی و فرهنگی ماست‌. چرا ما معتقد باشیم كه نمی‌توانیم؟

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :طرح بحث لباس ملی در شورای عالی انقلاب فرهنگی توسط آیت الله خامنه ای
کلیدواژه(ها) : تقلیدگرایی, مدگرایی, تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه ای بعد, لباس ملی, تقلید فرهنگی, استقلال فرهنگی, الجزایر, عملکرد استعمارگران در الجزایر, بیتل‌ها
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
تقلید فرهنگی خطر خیلی بزرگی است، اما این حرف اشتباه نشود بااینكه بنده با مُد و تنوع و تحول در روشهای زندگی مخالفم؛ نخیر، مُدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد، اگر روی چشم و همچشمیِ رقابتهای كودكانه نباشد، عیبی ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا می‌كند، مانعی هم ندارد؛ اما مواظب باشید قبله‌نمای این مُدگرایی به سمت اروپا نباشد؛ این بد است. اگر مدیست‌های اروپا و امریكا در مجلاتی كه مُدها را مطرح می‌كنند، فلان طور لباس را برای مردان یا زنانِ خودشان ترسیم كردند، آیا ما باید اینجا در همدان یا تهران یا در مشهد آن را تقلید كنیم؟ این بد است. خودتان طراحی كنید و خودتان بسازید.
بنده زمان ریاست جمهوری در شورای عالی انقلاب فرهنگی قضیه‌ی طرح لباس ملی را مطرح كردم و گفتم بیایید یك لباس ملی درست كنیم؛ بالاخره لباس ملی ما كه این كت و شلوار نیست. البته من با كت و شلوار مخالف نیستم؛ خود من هم گاهی اوقات در ارتفاعات یا جاهای دیگر ممكن است كاپشن هم بپوشم؛ ایرادی هم ندارد؛ اما بالاخره این لباس ملی ما نیست. عربها لباس ملی خودشان را دارند، هندی‌ها لباس ملی خودشان را دارند، اندونزیایی‌ها لباس ملی خودشان را دارند، كشورهای گوناگون شرقی لباسهای ملی خودشان را دارند، آفریقایی‌ها لباسهای ملی خودشان را دارند و در مجامع جهانی هركس لباس ملی خود را دارد؛ افتخار هم می‌كنند. ما در جایی رئیس‌جمهوری را دیدیم كه لباس ملی‌اش عبارت بود از دامن! مرد بزرگ، دامن پوشیده بود! پاهای او هم لخت بود! یك دامن تقریباً تا حدود زانو، و هیچ احساس حقارت هم نمی‌كرد. با افتخارِ تمام در آن جلسه شركت می‌كرد؛ می‌آمد و می‌رفت و می‌نشست. این، لباس ملی اوست؛ ایرادی هم ندارد. عربها با تفاخر، لباس ملی خودشان را می‌پوشند- پیراهن بلند و چفیه و عقال- و ممكن است به نظر من و شما هیچ منطقی هم نداشته باشد؛ اما لباسِ آن‌هاست و آن را دوست دارند. من و شما كه ایرانی هستیم، لباسمان چیست؟ شما نمی‌دانید لباس ما چیست. البته من نمی‌گویم طرح این لباس حتماً باید برگردد به لباس پانصد سال قبل؛ ابداً. من می‌گویم بنشینید برای خودتان یك لباس طراحی كنید. البته الآن این را از شما نمی‌خواهم؛ این را من در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح كردم. آن روز ما یك بخش دولتی را مأمور كردیم و گفتیم دنبال این كار بروید. یك كارِ مقدماتی هم كردند، اما آن را به جایی نرساندند؛ دوره‌ی‌ریاست جمهوری ما هم تمام شد! من می‌خواهم بگویم اگر شما موی سرتان را می‌خواهید آرایش كنید، اگر می‌خواهید لباس بپوشید، اگر می‌خواهید سبك راه رفتن را تغییر دهید، بكنید؛ اما خودتان انجام دهید؛ از دیگران یاد نگیرید.
در كشورهای غربی و بیشتر از همه در امریكا، حدود سه چهار دهه پیش یك‌مشت جوان بر اثر واخوردگی از شرایط اجتماعی، دچار حركتهایی شدند، كه البته تا امروز هم ادامه دارد. در زمان ما مظهر این افراد، بیتل‌ها بودند كه با آرایش عجیب و غریب و با نوعی موسیقی شبیه موسیقی پاپ- كه الآن در دنیا معمول است- ظاهر می‌شدند. بنده بعد از انقلاب به الجزائر رفتم. در خیابان ماشین ما عبور می‌كرد. یك‌وقت دیدم پسر جوانی نصف موی سرش را تراشیده و نصف دیگر را باقی گذاشته است. هرچه من نگاه كردم، دیدم این آرایش، هیچ زیبایی ندارد. مشخص بود او از كسانی تقلید كرده است. در الجزائر، فشار صنعتی و فشار ابزار تولید و تكنیك بر زندگی مردم اصلًا آن‌قدر نیست كه یك جوان، احساساتی را پیدا كند كه در امریكا یا انگلیس یا در جای دیگر پیدا می‌كرد؛ اما چون دیده بود آن‌ها انجام داده‌اند، او هم انجام می‌داد. بنده با این چیزها مخالفم و دوست نمی‌دارم جوان ما این‌طوری حركت كند و دختر و پسرِ ما دائم چشمشان به آن‌ها باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش :سفر آیت الله خامنه ای به همدان در دهه 40 برای سخنرانی در جمع گروهی از جوانان
کلیدواژه(ها) : همدان, ارتباط آیت الله خامنه ای با جوانان, تاریخ فعالیتها و مبارزات آیت الله خامنه ای قبل از, تاریخ مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
اولین سفر من به همدان در سالهای دهه‌ی 40 اتفاقاً برای شركت در یك جلسه‌ی مربوط به جوانان بود. من تا آن وقت همدان نیامده بودم. همین آقای آقامحمدی - كه الان این‌جا هستند - آن وقت یك جوان شاید بیست ساله‌یی بودند. ایشان به تهران آمد و بنده را پیدا كرد؛ من هم آن موقع تصادفاً در تهران بودم. گفت ما در همدان یك مشت جوان هستیم، شما بیایید برای ما سخنرانی كنید. حالا چه كسی بنده را به ایشان معرفی كرده بود، من دیگر نمی‌دانم. پرسیدم وقتی به همدان آمدم، كجا بروم؛ آدرسی به من دادند و گفتند این‌جا بیایید. من در روز معین رفتم. حتّی پول كرایه‌ی ماشین هم به ما ندادند! رفتم بلیت اتوبوس گرفتم. عصر بود كه راه افتادم. پنج شش ساعتی شد تا به همدان رسیدم. شب بود. آدرس را دستم گرفتم و شروع كردم به پرس‌وجو. ما را به خیابانی راهنمایی كردند كه از یك میدان منشعب می‌شد؛ همین میدانی كه پنج شش خیابان دور و بر آن هست. وارد كوچه‌یی شدیم كه منزل آقای سیدكاظم اكرمی در آن‌جا بود؛ همین آقای اكرمی‌یی كه وزیر و نماینده بودند و الان هم بحمداللَّه در تهران استاد دانشگاه هستند. ایشان هم جوان بود، البته سنش بیشتر از آقای آقامحمدی بود. ایشان معلم ساده‌یی بود در همدان. منتظر من بودند. معلوم شد شب، محل پذیرایی ما، خانه‌ی آقای اكرمی است. فردای آن روز بنده را به مسجد كوچكی بردند كه حدود بیست، سی نفر جوان در آن‌جا حضور داشتند و همه دانش‌آموز. وقتی این جوانِ عزیزِ دانش‌آموز این‌جا صحبت می‌كردند، من به یاد آن جلسه افتادم و آن صحنه جلوی چشمم مجسم شد. آنها در سنین ایشان بودند. صندلی گذاشته بودند و من رفتم بحث گرمِ گیرایِ جذابی برای آنها انجام دادم. یك ساعت و خرده‌یی برایشان صحبت كردم. وقتی پا شدم بروم، این جوانها من را رها نمی‌كردند؛ می‌گفتند باید باز هم بنشینیم حرف بزنیم. چون در شبستان نماز جماعت برگزار می‌شد و بنا بود امام جماعت بیاید، اینها با دستپاچگی میز و نیمكتها را جمع كردند و بنده را به اتاقك بالای شبستان بردند. من دیگر زمان نمی‌شناختم؛ شروع كردم با این جوانها مبالغی صحبت كردن. این اولِ آشنایی من با همدان است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : غنی‌سازی هسته‌ای, مسئله هسته‌ای ایران
کلیدواژه(ها) : غنی‌سازی هسته‌ای, مسئله هسته‌ای ایران
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اگر می‌خواهید به انرژی هسته‌یی دست پیدا كنید، اگر می‌خواهید چرخه‌ی غنی‌سازی را ادامه دهید، اگر می‌خواهید امكانات علمی در اختیار شما قرار بگیرد، اگر می‌خواهید روزنامه‌ها و رادیوها و سرویسهای جاسوسی دنیا علیه شما توطئه نكنند، بروید در مقابل امریكا یا - به تعبیر درست‌تر - در مقابل نظم استكباریِ جهانی تسلیم شوید؛بروید عتبه را ببوسید. البته اینها عده‌ی بسیار كمی هستند؛ اما متأسفانه هستند. اینها در صددند تفهیم كنند كه برای ایرانی، راهِ كم كردن دردسر و دغدغه، تسلیم شدن است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : آداب معاشرت, سبک زندگی, تقلیدگرایی, تقلید فرهنگی, پیشرفت علمی غربی
کلیدواژه(ها) : آداب معاشرت, سبک زندگی, تقلیدگرایی, تقلید فرهنگی, پیشرفت علمی غربی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
عده‌یی فكر می‌كنند چون غربی‌ها از لحاظ علمی بر ما برتری دارند، پس ما باید فرهنگ و عقاید و آداب معاشرت و آداب زندگی و روابط اجتماعی و سیاسی‌مان را از آنها یاد بگیریم؛ این اشتباه است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : تقلیدگرایی, تقلید فرهنگی, عرصه علم, علم‌آموزی, پیشرفت‏ علمی و فناوری, پیشرفت علمی ایران, حرکت علمی ایران
کلیدواژه(ها) : تقلیدگرایی, تقلید فرهنگی, عرصه علم, علم‌آموزی, پیشرفت‏ علمی و فناوری, پیشرفت علمی ایران, حرکت علمی ایران
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
شاگردی كردن در علم، به معنای تقلید كردن در فرهنگ نیست؛ این نكته‌ی بسیار مهمی است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌های استان همدان - 1383/04/17
عنوان فیش : زبان فارسی
کلیدواژه(ها) : زبان فارسی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آن مردِ مجذوبِ مفتونِ دانش غربیها میگفت: ما باید از فرق سر تا نوک پا غربی شویم. چرا؟ ما ایرانی هستیم و باید ایرانی بمانیم. ما مسلمانیم و باید مسلمان باشیم. آنها بیشتر از ما علم دارند؛ خوب، ما میرویم علمشان را یاد میگیریم؛ چرا باید عادات و فرهنگ و رفتار و آداب معاشرت آنها را یاد بگیریم؛ این چه منطق غلطی است؟ چون آنها به دلیلی باید چیزی به نام کراوات دور گردنشان ببندند - که البته ما نمیگوییم شما چرا کراوات میبندید؛ کراوات مال آنهاست - آیا ما هم باید از آنها تقلید کنیم؟ منطق ما برای این‌کار چیست؟ چرا ما لباس و رفتار و آداب معاشرت و حرف زدن و حتّی لهجه‌ی آنها را تقلید کنیم؟ من گاهی میبینم در تلویزیون گزارشگر ما از فلان نقطه‌ی دنیا دارد به زبان فارسی گزارش میدهد و مطلب مربوط به ایران است؛ اما زبان فارسی را طوری حرف میزند مثل این‌که یک انگلیسی دارد به زبان فارسی حرف میزند! این، ضعف نفس و احساس حقارت است؛ چرا من باید به‌خاطر ایرانی بودنم احساس حقارت کنم؟ من به زبانِ خودم افتخار میکنم؛ من به فرهنگِ خودم افتخار میکنم؛ من به وطن و کشور و گذشته‌ی خودم افتخار میکنم؛ چرا باید از آنها تقلید کنم؟ برای تقلید از آنها دلیلی ندارم. علم آنها بیشتر است؛ خیلی خوب، ما علمشان را یاد میگیریم و اگر هزینه‌یی هم داشته باشد، میپردازیم. اینها هم اتفاقاً یاد گرفته‌اند که علم را باید با پول عوض کرد. امروز بیشترین چیزی که برای غربیها مطرح است، پول است. در اسلام این‌طور نیست. در اسلام علم شرافت ذاتی دارد. از نظر آنها علم به عنوان قابل تبدیل بودن به پول ارزش دارد. علمی قیمت دارد که بشود با آن دلار یا پوند به‌دست آورد. ما از همین حالتِ آنها استفاده میکنیم و علمشان را از آنها میخریم؛ هزینه‌اش را میپردازیم؛ اما از کسی تقلید نمیکنیم و نباید هم بکنیم. این حرفِ من با شما جوانان است. البته گفتن این حرفها آسان است، اما عمل کردنش به این آسانی نیست؛ دشواری کار ما این است.